مطالعات مستند لس، قدمت 185 ساله دارد. بادرفتی بودن و غالب بودن جزء سیلت، دو ویژگی اصلی رسوبات لسی است. لئونارد در سال 1824 این رسوبات را شناسایی و واژه ی لس را برای آنها ارائه کرد. لایل در سال 1833 با گزارش های خود، توجّه جهانی را به این رسوبات جلب کرد. تعیین ماهیّت (بادرفتی، آبرفتی یا تشکیل درجا) و تعیین و تبیین فرآیند های تولید سیلت، دو موضوع مهم پژوهش ها در این دوره بوده اند. برگ (1916) به شدّت طرفدار تشکیل درجای لس بود، ولی ریکتوفن، خیلی پیش تر از او، در سال 1882، ماهیّت بادرفتی رسوبات لسی را اثبات کرده بود. تاتکوفسکی در سال 1899، بر اساس رابطه نزدیک پهنه های بزرگ لسی با نواحی یخچالی، نقش یخچال ها را در تولید سیلت مطرح کرد و حتّی تا دهه ی اخیر، برخی پژوهشگران مانند اسمالی با آن موافق بوده و سایش یخچالی را تنها عامل دارای انرژی کافی برای تولید سیلت کوارتزی می دانستند. ابرشو در ابتدای قرن بیستم (1911)، لس را به دو دسته ی لس سرد و لس داغ یا بیابانی، تقسیم و به عواملی غیر از سایش یخچالی برای تولید سیلت اشاره کرد. در حال حاضر بر اساس منشأ سیلت، رسوبات لسی به چهار دسته ی لس یخچالی یا حاشیه ی یخچالی، لس بیابانی یا حاشیه ی بیابانی، لس کوهستانی یا حاشیه ی کوهستانی و لس غیر تیپیک تقسیم شده اند. جنبه ی دیگر مطالعات لسی بر اساس مشاهده های اولیه هارد کاستل در سال 1890 بود که تشکیل لس را به تغییرات اقلیمی ربط داد. نتیجه ی مطالعات فراوان تا به امروز، نشان داده است که رسوب لس و تشکیل خاک، به ترتیب در دوره های سرد یخچالی و گرم بین یخچالی انجام شده است. در ایران پهنه های گسترده ی لس در شمال کشور وجود دارد. در دهه ی اخیر، مطالعات گسترده ای درباره ی جنبه های مختلف رسوبات لسی در قسمت های مختلف ایران انجام شده است؛ با این حال، هنوز نیاز به بررسی های بیشتر احساس می شود. در این نوشتار، پژوهش هایی که در دنیا درباره ی لس ها انجام شده مورد بررسی قرار گرفته و تاریخچه ی مطالعات لس در ایران تشریح می گردد.
در تحقیق حاضر همبستگی پوشش گیاهی متراکم با متغیرهای اقلیمی ماهانه بارش، رطوبت نسبی و دما (متوسط، حداکثر و حداقل) در مراتع متراکم ایران مورد ارزیابی قرار گرفت. برای این هدف از داده های 134 ایستگاه هواشناسی و تصاویر NOAA-AVHRR سال 2006 استفاده شد. سپس داده های هواشناسی با استفاده روش بهینه زمین آماری درون یابی گردید. بعد از اصلاح تصاویر ماهواره ای و محاسبه NDVI، مقادیر حداکثر ماهانه استخراج شد. در نهایت، همبستگی داده های هواشناسی و مقادیر NDVI به صورت ماهانه انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که همبستگی NDVI با رطوبت نسبی (میانگین و حداکثر) و دمای حداکثر بالاتر است، اما با بارش و دمای حداقل پایین تر است و می توان گفت هر چه عنصری دارای توزیع یکنواخت تر مکانی باشد، تأثیر آن در پیش بینی مقدار NDVI بیشتر است. تأثیر آب و هوای فصل گرم بر روی NDVI بیشتر از فصل سرد بوده است، و این خود به نیاز آبی و دمایی گیاه متناسب با رشد پوشش گیاهی برمی گردد. در تابستان با افزایش دما و کاهش رطوبت نسبی نقش بارش بسیار افزایش می یابد. همچنین تأثیر دما در زمستان مثبت است و به طرف ماه های گرم سال منفی می گردد. دیگر اینکه بالاترین همبستگی (78/0) در ماه اکتبر و پایین ترین همبستگی 23/0 برای ژانویه به دست آمد. در اغلب متغیرهای هواشناسی، نتایج درون یابی کوکریجینگ دارای کمترین مقدار خطاست، اما در درون یابی دمای میانگین، روش وزن دهی عکس فاصله نتیجه قابل اعتمادی را ارائه داد. همچنین نتایج تأثیر تأخیر زمانی، نشان دهنده پاسخ پوشش گیاهی به بارش 2 ماه قبل و دما و رطوبت نسبی 1 ماه قبل است، دلیل کوتاهی زمان پاسخ گیاه به عناصر اقلیمی، قرارگیری ایران در عرض های خشک و نیمه خشک است.
با توجه به نقش مؤلفه های مذهبی و معنوی در بهزیستی و سلامتی افراد و اهمیت ارزیابی و بررسی این مؤلفه ها، مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس چندبعدی بهزیستی مذهبی - معنوی طرح ریزی و اجرا گردید. نمونه این پژوهش شامل سیصد و بیست نفر (204 دختر و 116 پسر) از دانشجویان دانشگاه تبریز بودند.. مقیاس های به کار رفته در این مطالعه شامل مقیاس چندبعدی بهزیستی مذهبی - معنوی (MI RSWB 48) ، پرسشنامه های سلامت عمومی (GHQ-28)، سبک حل مسأله (PSS) و جهت گیری مذهبی درونی/بیرونی آلپورت (AIERO) بودند که به صورت گروهی اجرا شدند. نتایج نشان داد که ضرایب آلفا برای نمره کلی مقیاس چند بعدی بهزیستی مذهبی - معنوی برابر با 81/0 بود و برای شش مولفه آن در دامنه 57/0 تا 86/0 قرار داشت. همچنین شاخص های مختلف روایی برای این مقیاس در ارتباط با متغیرهای سلامت عمومی، سبک حل مسأله، جهت گیری مذهبی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان ارزیابی شد که نتایج عموماً با پیش بینی های نظری در این زمینه همخوانی داشتند. با توجه به ضرایب آلفای کرونباخ و روایی گزارش شده، در مجموع می توان نتیجه گرفت که مقیاس چندبعدی بهزیستی مذهبی - معنوی در جمعیت دانشجویی دانشگاه تبریز از ویژگی های روانسنجی مناسب برخوردار است.
این پژوهش با هدف بررسی نقش تعدیل کننده ی عدالت توزیعی و رویه ای در رابطه ی میان استرس، گرانباری و خطرات شغلی با دلبستگی و تعهد در پرستاران و بهیاران زن به مرحله ی اجرا درآمد. جامعه ی آماری پژوهش پرستاران و بهیاران زن سه درمانگاه خصوصی بودند که از میان آن ها، 94 پرستار به شیوه ی تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های عدالت توزیعی، رویه ای، استرس شغلی، گرانباری نقش، خطرات شغلی و تعهد سازمانی(Lambert et al ,2007) و پرسشنامه دلبستگی شغلی (Ouyang , 2009) بودند. داده های بدست آمده از ابزارهای پژوهش از راه ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها حاکی از آن بودند که: 1. عدالت توزیعی و رویه ای رابطه ی استرس شغلی را با دلبستگی شغلی در پرستاران و بهیاران زن تعدیل می کند. بدین معنی که وقتی عدالت توزیعی و رویه ای پایین است، رابطه ی استرس شغلی با دلبستگی شغلی منفی یا غیر معنادار، ولی وقتی عدالت توزیعی بالاست، این رابطه مثبت است. 2. عدالت توزیعی هم چنین، رابطه ی گرانباری نقش را با دلبستگی شغلی تعدیل می کرد. بدین معنی که وقتی عدالت توزیعی پایین است، گرانباری نقش با دلبستگی شغلی دارای رابطه ی منفی، ولی وقتی عدالت توزیعی بالاست، این رابطه مثبت است. 3. بالاخره عدالت توزیعی رابطه ی خطرات شغلی را با تعهد سازمانی تعدیل می کرد. بدین معنی که وقتی عدالت توزیعی پایین است، خطرات شغلی با تعهد سازمانی دارای رابطه ی منفی، ولی وقتی عدالت توزیعی بالاست، رابطه ی خطرات شغلی با تعهد سازمانی مثبت است.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر آموزش خانواده بر گونه شناختی خانواده های دارای کودک عقب مانده ی ذهنی بود. در این پژوهش از روش آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل و گمارش تصادفی استفاده شد. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، 30 نفر از والدین دانش آموزان عقب مانده ی ذهنی انتخاب و در دوگروه آزمایش و گواه به شیوه ی تصادفی گماشته شدند. قبل از هر اقدام، هر دو گروه مورد پیش آزمون به وسیله ی مقیاس خودگزارشی فرایند و محتوا قرار گرفتند و بدینوسیله وضعیت گونه شناسی خانواده ی شرکت کنندگان مشخص گردید. سپس گروه آزمایش در این مطالعه به مدت 10 جلسه ی 2 ساعته براساس مولفه های مدل بافت نگر فرایند و محتوای خانواده مورد آموزش قرار گرفتند. پس از آموزش، پس آزمون در مورد هر دو گروه کنترل و آزمایش به عمل آمد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد خانواده هایی که در معرض برنامه ی آموزش قرار گرفتند، پس از اتمام برنامه از وضعیت گونه شناسی خانوادگی بهتری برخوردار شده بودند. این مطالعه همچنین نشان داد که تدبیر مورد استفاده در این مطالعه دارای اثربخشی مناسبی برای آموزش خانواده می باشد. در مجموع این مطالعه ویژگی تجویزی مدل بافت نگر فرایند و محتوای خانواده را مورد تایید قرار داد.
لقد ترک المعری عدداً ملحوظاً من المؤلفات والتصنیفات. من أهم آثاره المنثوره الذی یعتبر مصدراً قیماً فی تاریخ الأدب العربی هو الفصول والغایات. هذه المقاله ستلقی الضوء علی هذا الکتاب من ناحیه الشکل والمضمون: الجرس والإیقاع والمفردات والخیال ونظم الجمل وطریقه التعبیر والتصمیم والبناء هی الموضوعات التی ستبحث عنها هذه المقاله بالتطرق إلی کتاب الفصول والغایات من حیث الشکل. وتسبیح العاقل وتمجیده وتسبیح غیر العاقل هما الموضوعان الرئیسیان یشکلان اللذان محور البحث عن هذا الکتاب من حیث المضمون. وبما أنّ بعض الناقدین یعتقدون أنّ کتاب الفصول والغایات قد کتبه المعری معارضه لکلام الله فهذه المقاله تذود عن الکاتب بتقدیم نموذج وأدله تزیل غبار التهمه من ساحه الکتاب وکاتبه.
بسیاری از محققان توسعه محصول جدید را به عنوان یک فرایند متمرکز بر دانش معرفی کرده اند که با رشد فزاینده پیچیدگی محصولات و فناوری ها،به مدیریت دانش موثر، احتیاج مبرم دارد.تا کنون مطالعات زیادی بر روی اثرات بکارگیری مدیریت دانش بر فرایند توسعه محصول جدید صورت گرفته است ولی کار زیادی روی ابزارهای مدیریت دانش کارامد در این فرایند صورت نگرفته است.در این تحقیق با استفاده از رویکرد تحلیل سلسله مراتبی، اولویت بندی میان ابزارهای مدیریت دانش در فرایند توسعه محصول جدید نرم افزاری و نیز در هریک از مراحل، در سه بخش نظرات خبرگان دانشگاهی،خبرگان حوزه کسب و کار و نیز ترکیب نظرات خبرگان صورت گرفته است.در مدل سلسله مراتبی تحقیق، انتخاب ابزارهای مدیریت دانش در توسعه محصول جدید نرم افزاری به عنوان هدف در سطح صفر، مراحل توسعه مبتنی بر مدل مرحله-دروازه در سطح بعدی، فرایندهای مدیریت دانش به عنوان معیارهای مقایسه در سطح سوم، و در نهایت ابزارهای مدیریت دانش به عنوان گزینه ها در سطح آخر قرار دارند. بنابر نتایج به دست آمده، فرایند انتقال و انتشار دانش،هم از دیدگاه خبرگان دانشگاهی و هم خبرگان صنعت، اولویت اول را در میان فرایندها و گروه افزارها و ابزارهای همکاری و همچنین اولویت اول را در میان ابزارهای مدیریت دانش در اغلب مراحل توسعه به خود اختصاص داده اند
فناوری زیربنای توسعه محصولات و خدمات و در نتیجه زیرساخت نیل به اهداف سازمانی و تحقق راهبردهای سازمانی است. رویکرد مدیریت سبد فناوری از جمله رویکردهای نسبتاً نوین و در عین حال محبوب در ادبیات مدیریت فناوری است. مسأله مدیریت سبد فناوری عبارت از توزیع مناسب سرمایه و منابع میان مجموعه ای از فناوری ها به گونه ای است که بیشترین اثربخشی را در ارتباط با دستیابی به اهداف سازمانی فراهم نماید. در سال های اخیر عوامل و معیارهای متنوعی توسط صاحب نظران برای انتخاب و مدیریت سبد فناوری پیشنهاد شده است. این مقاله در صدد است تا ضمن مرور اجمالی برخی از این معیارها و معرفی مجموعه ای از معیارها برای انتخاب سبد فناوری در یکی از بخش های صنعت نفت کشور، با بازتعریف مفاهیم و ریسک و بازگشت سرمایه متناسب با فضای مدیریت فناوری و در چارچوب نظریه کلی سبد، مدلی را با مناسب سازی مفهوم «ارزش در معرض ریسک» که از معیارهای شناخته شده سنجش ریسک در مدیریت مالی است توسعه داده و برای انتخاب سبد فناوری به کار گیرد. مدل معرفی شده در این مقاله قادر است با محاسبه میزان توانمندی سبد فناوری در دستیابی به اهداف راهبردی و پشتیبانی از آن ها، تصمیم گیرندگان را در فرآیند سرمایه گذاری بر هر سبد فناوری یاری نماید.
مهم ترین چالش برای سازمان های امروز، رقابت در فضای جهانی شده می باشد و کم ترین چشم داشت برای رقابت در چنین میدانی، دانستن این موضوع است که (دیگران) به چه کاری می پردازند که این امر همان اساس هوش رقابتی را تشکیل می دهد. از این رو در این تحقیق که در یک شرکت خودروسازی انجام گرفته است، وضعیت هوش رقابتی با استفاده از پرسشنامه ای هفت بعدی و توزیع آن در بین 82 نفر از مدیران این شرکت بررسی شده و شاخص هایی را که دارای اهمیت بالا و از نظر عملکردی ضعیف بوده است را به عنوان شاخص های بحرانی وارد خانه کیفیت کرده و با استفاده از نظرات خبرگان و متخصصّان، شاخص هایی را به منظور بهبود آنها ارایه نموده است که مهم ترین این شاخص ها عبارتند از: تجمیع صنایع قطعه سازی و مشارکت با قطعه سازان بزرگ خارجی برای تولید و عرضه قطعات، آموزش کارکنان با توجه به استانداردهای تولید جهانی، بکارگیری فناوری های کمی و کیفی شبکه های تولید انعطاف پذیر، استفاده از راهبرد همکاری راهبردی با شرکت های معتبر جهانی، ارائه خدمات فنی و آزمایشگاهی به تأمین کنندگان و غیره. لازم به ذکر است که شرکت مذکور در بسیاری از شاخص های هوش رقابتی در مقایسه با رقبای خود دارای عملکرد ضعیفی بوده است. از این رو پژوهشگران امیدوارند که این شرکت با عمل به شاخص های استخراج شده از خانه کیفیت، در سال های آتی از رشد مناسبی در سطح هوش رقابتی برخوردار گردد.
در شاه نامه هر کدام از پهلوانان و جنگ آوران، پرچمی با نقش و نگار مخصوص به خود داشته اند که در حکم شناسنامه و نماد هر یک از آنان محسوب می گردیده و بسیار مقدس شمرده می شده است و چون نقش پرچم، با لیاقت و شخصیت هر پهلوان متناسب بوده لذا درفش کاویانی از همه مهم تر و مقدس تر بوده است. این پرچم نماد طغیان و نهضت حق طلبانه علیه ظلم و ستم است که ابتدا به دست کاوه آهنگر برافراشته گردید و طومار ستمگری ضحّاک را درهم پیچید. در این مقاله به طور گذرا به نقش و رنگ پرچم پهلوانان اشاره ای می شود و به طور مبسوط به پیدایش و اهمیت و قداست درفش کاویانی پرداخته می گردد تا مبرهن شود که این پرچم علاوه بر قداستی که در بین ایرانیان داشته، موجبات رعب و وحشت دشمنان را فراهم می آورده است.
پژوهش های مربوط به مزیت رقابتی اغلب در سطوح بنگاه یا صنعت مورد نظر قرارگرفته، اما نگاه کلان تر یعنی بررسی مزیت رقابتی در سطح ملی و به صورت جامع کمترمورد توجه پژوهشگران بوده است. این مقاله برای حل این مشکل و با برگزیدن نگرشی کارایی محور و توجه به حضور ورودی های هر کشور به محاسبه کارایی آن ها در مزیت رقابتی پرداخته می شود. مبانی نظری با تعریف مفهوم مزیت رقابتی آغاز و به مدل مزیت رقابتی کشورها که توسط پورتر طراحی شده، ختم می شود. این مسیر از مدل ریاضی قوی تحلیل پوششی داده ها کمک گرفته می شود، مدل برای برآورده کردن هدف دوسویه ما و لحاظ کردن همزمان منابع و نتایج بسیار مناسب است. مدل الماس گون پورتر در مجموع شش مؤلفه ورودی برای بررسی مزیت های رقابتی کشورها تعریف می کند. در این مدل مزیت های رقابتی عبارتند از صادرات و سرمایه گذاری مستقیم خارجی ورودی که در پژوهش به عنوان خروجی استفاده می شوند. با توجه به پژوهش های قبلی که روی این مدل انجام گرفته و به کمی شدن این مدل انجامیده، پژوهشگر از همین مدل کمی برای جمع آوری داده ها استفاده و سعی کرده با انتخاب رویکرد مناسب تحلیل پوششی داده ها به محاسبه کارایی بپردازد. با توجه به انتخاب 112 کشور و 12 شاخص ورودی و دو شاخص خروجی نتیجه حاصل ایران را با کارایی 67/68 درصد در رتبه هفتاد قرار می دهد. بررسی روند کارایی در سال های 2000، 2003 و 2006 ابزاری برای استمرار ارقام کارایی حاصل می کند. این روند ایران با یک رشد سهمگین کارایی که حاصل کاهش واردات کالاهای تولیدی و افزایش سرمایه گذاری مستقیم خارجیست به کارایی کامل در سال 2006 می رسد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ی میان موانع سازمانی با رفتارهای نابارور شغلی در کارگران پالایشگاه بیدبلند می باشد. تعداد 251 نفر از کارکنان پالایشگاه گاز بیدبلند با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و پرسشنامه های موانع سازمانی براون و میچل (1978) و رفتارهای نابارور شغلی(رابینسون و بنت، 2000) را تکمیل کردند. داده ها با روش رگرسیون چندگانه، همبستگی بنیادی و ساده تجزیه و تحلیل شدند. نتیجه های حاصل از تحلیل های همبستگی ساده، چندگانه و تحلیل همبستگی بنیادی نشان دادند که روابط مثبت معنی داری بین حیطه های موانع سازمانی با رفتارهای نابارور شغلی و ابعاد آن وجود دارد. به بیان دیگر، 44 درصد از واریانس رفتارهای نابارور فردی و سازمانی توسط ابعاد موانع سازمانی قابل تبیین است. از میان این موانع، متغیرهای مربوط به فقدان اطلاعات کاری، همکاران، الزامات نقش و زمانبندی کاری، نقش بیشتری در پیش بینی رفتارهای نابارور شغلی برخوردارند.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با خودناتوان سازی تحصیلی و مقایسه شیوه های فرزندپروری از لحاظ متغیر اخیر در دانش آموزان سال سوم دبیرستان های شهرستان بهبهان بود. جامعه ی آماری این پژوهش را تمام دانش آموزن دختر و پسر سال سوم دبیرستان های شهرستان بهبهان، در سال تحصیلی 90-1389، تشکیل داده است. از این جامعه آماری، نمونه ای به تعداد 353 نفر، با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای شامل 175 دانش آموز پسر و 178 دانش آموز دختر انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه های خودناتوان سازی تحصیلی (A-SH)، اقتدار والدین (PAQ) و شخصیت نئو (FF-I) استفاده شد. در ضمن، برای تحلیل داده ها از روش های آماری تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA) و رگرسیون چندگانه به دو روش ورود مکرر و مرحله ای استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که بین شیوه های مختلف فرزندپروری از لحاظ متغیر خودناتوان سازی تحصیلی تفاوت معنی داری وجود دارد. بر اساس نتایج رگرسیون چندگانه، با استفاده از روش ورود مکرر، مشخص شد که حدود 16% از واریانس خودناتوان سازی تحصیلی توسط متغیرهای شخصیتی تبیین می شوند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از روش مرحله ای نشان داد که فقط دو ویژگی شخصیتی روان رنجورخویی و باز بودن نسبت به تجربه توانایی پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی را دارا می باشند.
الگوها و سبک های متفاوت جرم نشان می دهد که جرم پدیده جنسیتی است. مطالعه حاضر با هدف تبیین شکاف های جنسیتی در رفتارهای انحرافی با استفاده از نظریه عمومی جرم به بررسی نقش خود-کنترلی در رفتارهای انحرافی پسران و دختران می پردازد. تحقیق حاضر با روش پیمایشی و با نمونه آماری 420 نفری از دانشجویان دانشگاه ارومیه که در سال تحصیلی 90-1389 مشغول به تحصیل می باشند به اجرا در آمده است. نتایج آزمون تفاوت میانگین نشان می دهد که دسترسی به فرصت انحرافی و مشارکت در رفتارهای انحرافی دو جنس با هم دیگر اختلاف معناداری دارد و میانگین خود-کنترلی دو جنس نیز با آنکه با هم دیگر متفاوت بوده اند، اختلاف شان معنادار نبوده است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که سه متغیر خود-کنترلی، فرصت انحرافی و جنس پاسخ گویان، به طور معناداری بر مشارکت در رفتارهای انحرافی آنان تأثیرگذار می باشد. در میان سه متغیر اصلی این پژوهش، متغیر خود-کنترلی، قوی ترین پیش بینی کننده ی رفتارهای انحرافی دختران و پسران بوده است.