ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فارسی حذف فیلترها
نمایش ۳٬۹۲۱ تا ۳٬۹۴۰ مورد از کل ۵۱۵٬۷۲۵ مورد.
۳۹۲۱.

تحلیل منطقه ای روابط ایران و پاکستان با تمرکز بر همکاری های ایران و هند، روابط پاکستان و آمریکا و بنیادگرایی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۰
پاکستان از آن جهت که کشوری است مسلمان و بسیار فقیر و دارای اختلافات ریشه ای با هندوستان و ایدئولوژیک با ایران می باشد و صاحب ارتشی نیرومند با توان تسلیحات هسته ای بالاست از سویی دیگر متحد آمریکا می باشد، از طرفی مامن تروریست ها، بنیاد گراهای اسلامی و قاچاقچیان مواد مخدر است.لذا این کشور می تواند در تامین امنیت یا ناامنی کل منطقه شبه قاره هند، خاور میانه و حتی جهانی و از همه مهم تر ایران موثر باشد و علیرغم روابط بسیار خوبی که با ایران داشته است، همواره خطری بالقوه (بنیادگرای اسلامی) برای کشورمان است، لذا شناخت از سیاست خارجی این کشور،آگاهی از پتانسیل ها و ظرفیت های هر چه بیشتر همکاری فیمابین ایران و پاکستان و شناخت موانع تاثیرگذار بر توسعه روابط سیاسی دو کشور می تواند در جهت تامین منافع ملی کشورمان موثر باشد.ضمناً مسئولین جمهوری اسلامی باید تلاش کنند؛علاوه بر سیاست همزیستی مسالمت آمیز با این کشور و تقویت روابط همه جانبه و حمایت از آقای پرویز مشرف مانع به قدرت رسیدن بنیادگراهای اسلامی در این کشور شوند.اصولا دانستن این مطالب برای دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران ضروری است.
۳۹۲۲.

ابررویدادهای مذهبی: شناسایی چالش های تجربه زائران در مرحله حین سفر (مورد مطالعه: پیاده روی اربعین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۳
هدف از این پژوهش بررسی چالش های تجربی زائران در حین پیاده روی اربعین بوده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش فعالان و مسئولان برگزاری این مراسم ازجمله ستاد اربعین، شهرداری، فعالان، مسئولان کاروان ها و نیروهای داوطلب در نظر گرفته شد. به علت محدود بودن واحد تحلیل (خبرگان)، مطالعه درباره آن ها تا اشباع نظری اطلاعات گردآوری شده انجام شد و درنهایت هجده نفر برای نمونه انتخاب شدند. داده های کیفی به دست آمده از مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شده است. براساس نتایج پژوهش، چالش های پیش روی زائران ایرانی در تجربه پیاده روی اربعین چهار مقوله اصلی و ده مقوله فرعی به دست آمد. مقوله های اصلی عبارت اند از چالش های بهداشتی، چالش های اقامتی، چالش های حمل ونقل و چالش های فرهنگی اجتماعی. یافته های این پژوهش، علاوه بر آنکه برای پژوهشگران در زمینه ابررویدادها شایان توجه است، اهمیت توجه به تجربه چندبعدی زائر و گردشگر و شناسایی چالش های آسیب زننده به این تجربه را که درنهایت بر نیات رفتاری به ویژه بازدید دوباره اثرگذار است، حتی در بافتار گردشگری مذهبی که با انگیزه معنویت انجام می پذیرد، به مدیران مقصدها و برگزارکنندگان رویدادها به ویژه رویدادهای مذهبی یادآور می شود.
۳۹۲۳.

بررسی اثرگذاری مصلای بزرگ تهران بر توسعه محلات شهری پیرامون، نمونه موردی؛ محله عباس آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۹
مقدمه: توسعه شهری: مفهومی چندبعدی و فرایندی پویاست که فراتر از رشد کالبدی صرف شهر عمل می کند و در آن ارتباطات و تعاملات اجتماعی نقش کلیدی در شکل گیری و پیشرفت شهر ایفا می کند این مفهوم با تأکید بر جنبه های خلاقانه و مردم محور، به دنبال ایجاد فضاهای شهری پویا و سرزنده است که با محوریت نیازها و خواسته های شهروندان شکل می گیرند این پژوهش با هدف تحلیل تأثیرات مصلای بزرگ تهران بر توسعه محله عباس آباد و کمک به غنای مبانی نظری و توسعه پایدار شهری انجام شده است. مواد و روش ها: از نظر روش شناسی، این پژوهش از نوع (کیفی و کمی) است. داده ها از دو منبع اصلی گردآوری شده اند: منابع کتابخانه ای (شامل کتاب ها، مقالات، گزارش ها و پایان نامه ها) و داده های پیمایشی. پرسشنامه محقق ساخته با ۴۰ گویه و طیف ۵ گزینه ای برای ارزیابی ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی تأثیرات مصلی طراحی شد. جامعه آماری شامل ۱۱۵,۹۳۰ خانوار ساکن در محله عباس آباد بوده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و با ضریب اطمینان ۹۵ درصد، ۳۸۴ نفر تعیین شد. داده ها با استفاده از آزمون تی تست و رگرسیون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج و بحث: یافته ها نشان دادند که مصلای تهران تأثیرات مثبت قابل توجهی بر ابعاد کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی محله عباس آباد داشته است. در بعد کالبدی، بهبود زیرساخت های حمل ونقل (43/4)، جدول بندی و زهکشی (12/4) و زیرساخت های برق (12/4) از دستاوردهای مهم بودند. در بعد اقتصادی، گسترش فعالیت های تجاری (19/4) و رشد فرصت های اشتغال (59/3) مشاهده شد. در بعد اجتماعی، افزایش تعاملات اجتماعی (20/4) و دسترسی بهتر به وسایل نقلیه عمومی (74/3) از تأثیرات مثبت بودند. در بعد زیست محیطی، بهبود نظافت محله (23/4) و مدیریت پسماند (53/3) از دستاوردها بودند، اما افزایش آلودگی هوا از ۵۰ به ۷۰ PPM و کاهش سرانه فضای سبز (از ۳۰۰۰ به ۲۵۰۰ مترمربع) از چالش های باقی مانده هستند. تحلیل رگرسیونی نشان داد که تأثیرات مصلی در مقیاس کلی چندان معنادار نبوده اند (سطح معناداری 398/0) که بیانگر نیاز به برنامه ریزی دقیق تر برای توزیع عادلانه تر منافع و کاهش اثرات منفی است. نتیجه گیری: مصلای بزرگ تهران به عنوان یک مگاپروژه شهری تأثیرات گسترده و چندبعدی بر محله عباس آباد داشته است که شامل ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی می شود. در بعد اقتصادی، این پروژه موجب بهبود شرایط اقتصادی، گسترش فعالیت های تجاری، رشد فرصت های اشتغال و جذب سرمایه شده، اما در مقابل افزایش چشمگیر قیمت مسکن که تقریباً دو برابر شده و تأثیر منفی بر بازارهای سنتی را به همراه داشته و برای برخی ساکنان چالش هایی ایجاد کرده است. در بعد اجتماعی، مصلی به تقویت تعاملات اجتماعی، افزایش حس تعلق ساکنان، بهبود فرصت های ادامه تحصیل، دسترسی بهتر به وسایل نقلیه عمومی و افزایش حس مکان کمک کرده، ولی در مقابل افزایش ترافیک و کاهش امنیت محله از چالش های مهم باقی مانده هستند که نیاز به توجه ویژه دارند. در بعد زیست محیطی، ساکنان ارزیابی نسبتاً مطلوبی داشته اند و بهبود نظافت محله و مدیریت پسماند از دستاوردهای مثبت بوده، اما افزایش قابل توجه آلودگی هوا و کاهش سرانه فضای سبز از چالش های جدی زیست محیطی هستند که نگرانی هایی برای آینده محله ایجاد کرده اند. تحلیل رگرسیونی نشان داد که اگرچه مصلی تأثیرات خاصی بر برخی جنبه های محله داشته، اما در مقیاس کلی و در ارتباط با تمام متغیرها این تأثیرات معنادار نبوده و بیشتر در ابعاد خاصی متمرکز است. یافته های این پژوهش با مطالعات قبلی در مورد مگاپروژه های شهری همسو بوده و نشان می دهد که بدون برنامه ریزی دقیق، این پروژه ها می توانند به تخریب هویت فضایی منجر شوند. برای دستیابی به توسعه پایدار و متوازن در این منطقه، برنامه ریزی های آینده باید با رویکردی چندبعدی انجام شود که ضمن تقویت اثرات مثبت پروژه، به کنترل و کاهش فعال پیامدهای منفی نیز بپردازد و منافع را به طور عادلانه تر توزیع کند.
۳۹۲۴.

تحلیل وضعیت زیست پذیری شهری با تأکید بر شاخص های مسکن (مطالعه موردی: محلات شانزده گانه شهر جیرفت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
مقدمه: رشد سریع جمعیت جهانی و افزایش تقاضا برای خدمات اساسی در حوزه هایی مانند سلامت، آموزش و اشتغال، مسکن را به یکی از چالش های مهم در سطح بین المللی تبدیل کرده است. امروزه مسکن صرفاً به عنوان یک سرپناه فیزیکی تلقی نمی شود، بلکه به عنوان مفهومی چندبُعدی شناخته می شود که کل محیط سکونتی را در بر می گیرد و شامل دسترسی به خدمات و زیرساخت های حیاتی برای رفاه خانوار و پایداری شهری است. عواملی نظیر امنیت، نوع کاربری زمین، کیفیت محیط زیست، حس تعلق و هویت مکانی، نقش مهمی در شکل گیری زیست پذیری شهری ایفا می کنند. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت زیست پذیری شهری در شهر جیرفت، با تمرکز ویژه بر شاخص های مرتبط با مسکن در شانزده محله این شهر انجام شده است. مواد و روش ها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، توصیفی-تحلیلی است. با بهره گیری از منابع نظری گسترده، مدلی جامع تدوین شد که زیست پذیری مسکن را در چهار بُعد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی-فضایی و زیست محیطی تعریف می کند. برای جمع آوری داده های اولیه، با استفاده از فرمول کوکران، تعداد ۳۹۰ پرسش نامه ساختاریافته در میان خانوارهای ساکن در شانزده محله شهر جیرفت توزیع شد. برای تحلیل داده ها، از روش تصمیم گیری چندمعیاره COCOSO استفاده شد که توانایی تلفیق شاخص های متعدد در تحلیل های پیچیده شهری را دارد. همچنین، روش آنتروپی شانون برای وزن دهی عینی به هر معیار بر اساس اهمیت اطلاعاتی آن به کار گرفته شد. به منظور ترسیم و تحلیل الگوهای فضایی زیست پذیری، از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شد که امکان شناسایی دقیق تفاوت های فضایی در شرایط مسکن و سطح زیست پذیری در سطح شهر را فراهم ساخت. نتایج و بحث: نتایج تحلیلی پژوهش نشان دهنده تفاوت های قابل توجه در زیست پذیری مسکن میان محلات مختلف شهر جیرفت است. در راهبرد اولیه (Ka)، محله ۱۱ با امتیاز ۵٫۹۲ در رتبه نخست، محله ۴ با امتیاز ۴٫۵۴ در رتبه دوم و محله ۱۳ با امتیاز ۴٫۴۴ در رتبه سوم قرار گرفتند. در مقابل، در راهبرد نهایی (K)، محله های ۱۵، ۱۶ و ۸ به ترتیب با امتیازات ۰٫۸۷-، ۱٫۰۳- و ۱٫۱۱-، به عنوان کم برخوردارترین محلات از نظر زیست پذیری مسکن شناسایی شدند. این یافته ها بیانگر وجود نابرابری های فضایی چشمگیر هستند که در صورت عدم رسیدگی، می توانند مانعی جدی در مسیر توسعه فراگیر شهری باشند. نتیجه گیری: این پژوهش نقش حیاتی ابزارهای تشخیصی فضایی و روش های ارزیابی چندمعیاره را در برنامه ریزی شهری برجسته می سازد. با شناسایی محلاتی که از نظر زیست پذیری مسکن در وضعیت نامطلوبی قرار دارند، سیاست گذاران و برنامه ریزان شهری می توانند مداخلات هدفمند طراحی کنند که به کاهش نابرابری ها و ارتقای زیست پذیری برای همه ساکنان منجر شود. این تحقیق نه تنها چارچوبی قابل تکرار برای شهرهای مشابه ارائه می دهد، بلکه بر اهمیت تصمیم گیری مبتنی بر شواهد در تحقق عدالت فضایی و توسعه پایدار شهری تأکید دارد.
۳۹۲۵.

تأثیر محیط کالبدی و اجتماعی کار بر خلاقیت کارکنان (مطالعه موردی: پارک علم و فناوری خراسان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۴
مقدمه: امروزه سازمان ها و شرکت ها همچون موجودات زنده، به تطبیق پذیری و مبارزه با فضای پرچالش کاری نیاز دارند. نیاز به اصلاح روندهای بروکراتیک، حفظ مزایای رقابتی و توان تولید محصولات و ایده های نو، در سطح خرد یا کلان توجه به حضور نیروی انسانی کارآمد و خلاق را هرروز بیشتر می کند. خلاقیت در معنای پتانسیلی برای ایجاد روندهای نو و اصلاح روندهای موجود، می تواند از مهم ترین شایستگی های کارکنان باشد. از طرفی خلاقیت کارکنان تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل مختلف کالبدی، اجتماعی و فردی است. از این بین خلاقیت فردی مرتبط با محیط کالبدی کار، درک هنری و معمارانه افراد از فضا و تولید ایده ها است. عوامل مرتبط با معماری و طراحی محیط کار، اهمیت بالایی در تأثیرگذاری بر خلاقیت فردی دارند و در این تأثیرگذاری، با عوامل اجتماعی و فردی نیز برهم کنش دارند. لذا هدف اصلی پژوهش تحلیل تأثیر محیط کالبدی کار بر خلاقیت فردی کارکنان است. اهداف دیگر پژوهش شامل بررسی نقش میانجی محیط اجتماعی و نقش تعدیلگر عوامل فردی در مدل تأثیر محیط کالبدی بر خلاقیت می گردد. مواد و روش ها: رویکرد پژوهش کمی، راهبرد پژوهش پیمایش مقطعی و نوع تحقیق، کاربردی است. با استفاده از تحلیل محتوای مقالات مرتبط، چارچوب مفهومی پژوهش تدوین شد. جمع آوری داده های کمی به وسیله ی پرسشنامه خوداظهاری تک برگی انجام گردید. پایایی اولیه پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ (921/0 = α) و روایی صوری پرسشنامه نیز توسط تعدادی از اساتید دانشگاه تأیید گردید. حجم نمونه به روش «دانیل سوپر» تعیین گردید و حجم نهایی نمونه شامل 285 نفر پاسخ دهنده بود که از بین کارکنان شرکت های دانش بنیان پارک علم و فناوری خراسان رضوی به صورت در دسترس انتخاب شدند. پارک های علم و فناوری به نوعی شتاب دهنده و گسترش دهنده رابطه علم و صنعت و محیطی برای پرداخت هر چه بیشتر به خلاقیت است. تحلیل داده های کمی با نرم افزار SPSS26 برای غربالگری و پیش پردازش داده ها، تحلیل عامل اکتشافی و استخراج عوامل و Amos24 برای تحلیل عامل تأییدی، مدل سازی معادلات ساختاریِ کامل و آزمون فرضیات انجام شد. در تحلیل عامل اکتشافی، از روش استخراج مؤلفه های اصلی و چرخش پرومکس استفاده گردید. آزمون نقش میانجی عوامل اجتماعی در تأثیر محیط کالبدی بر خلاقیت، با روش بوت استرپینگ و آزمون تعدیلگری عوامل فردی شامل سن، تجربه کاری و میزان برونگرایی با روش چندگروهی صورت گرفت. نتایج و بحث: در تحلیل مؤلفه های اصلی، سه مؤلفه محیط اجتماعی، خلاقیت فردی و محیط کالبدی در مجموع 44/56 درصد از واریانس را تبیین کردند. با توجه به یافته های پژوهش، تأثیر محیط کالبدی کار بر محیط اجتماعی (672/ 0= β و 001/0 = p-value) معنادار بود. اگرچه تأثیر مستقیم محیط کالبدی بر خلاقیت فردی معنادار نشد (179/ 0= β و 096/0 = p-value) ولی تأثیر کامل آن بر خلاقیت (506/ 0= β و 000/0 = p-value) و تأثیر غیرمستقیم آن از طریق میانجی کامل محیط اجتماعی (319/ 0= β و 001/0 = p-value) معنادار بود. مدل پژوهش 37% تغییرات خلاقیت فردی و 45% تغییرات محیط اجتماعی را توضیح داد. همچنین، کارکنان با تجربه (818/ 0= β) به نسبت کارکنان تازه کار (478/0 = β)، جو اجتماعی محیط کار را بیشتر تحت تأثیر خصوصیات کالبدی شرکت درک کرده بودند (035/0 = p-value). نتیجه گیری: عوامل کالبدی محیط کار با میانجیگری محیط اجتماعی و تعدیلگری تجربه کاری بر خلاقیت فردی کارکنان تأثیرگذارند. راهبرد های متعدد در جهت افزایش خلاقیت فردی پیشنهاد شده است. راهبرد های اجتماعی شامل خلق محیط های پویاتر، با احساس آزادی بیشتر، ایجاد فرصت بحث و تسهیل ارتباطات مورد نیاز می گردند. راهبردهای کالبدی شامل داشتن فضای کاری دارای بخش های دکوری و تزئینی، محیط رنگارنگ بسته به مخاطب و کاربری آن و مشارکت کارکنان در انتخاب چیدمان و وسایل محیط کار می شوند .
۳۹۲۶.

بررسی تطبیقی تأثیرگذاری طراحی فضاهای شهری بر تعاملات اجتماعی شهروندان در شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
مقدمه: در دهه های اخیر، رشد سریع شهرنشینی و تغییرات فیزیکی در محیط های شهری، تأثیر چشمگیری بر نحوه تعامل شهروندان در فضاهای عمومی و کیفیت ارتباطات اجتماعی گذاشته است. فضای شهری صرفاً بستر فعالیت های روزمره نیست، بلکه نقشی کلیدی در شکل گیری هویت جمعی، حس تعلق و انسجام اجتماعی ایفا می کند. طراحی نامناسب فضاهای عمومی می تواند به کاهش تعاملات اجتماعی، افزایش انزوای فردی و تضعیف سرمایه اجتماعی در شهرها منجر شود. ازاین رو، بررسی تأثیر عناصر طراحی شهری بر تعاملات اجتماعی، گامی ضروری در جهت تحقق برنامه ریزی شهری پایدار به شمار می آید. مطالعات متعدد در سطح ملی و بین المللی، ابعاد فیزیکی، اجتماعی و ادراکی فضاهای شهری را موردبررسی قرار داده اند. بررسی پژوهش ها نشان داده اند که ساختارهای فضایی متراکم و قابل فهم، زمینه ساز تعاملات اجتماعی پویا هستند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر ویژگی های طراحی فضایی بر میزان و نوع تعاملات اجتماعی در شهر تبریز است. این پژوهش با بهره گیری از رویکردی سه گانه شامل مطالعات میدانی، تحلیل تصاویر ماهواره ای و مدل سازی داده های مکانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که کدام ویژگی های فیزیکی و فضایی، تعاملات اجتماعی را در انواع مختلف فضاهای شهری تسهیل یا محدود می کنند. این مطالعه از شاخص های طیفی نظیر NDVI شاخص نرمال شده پوشش گیاهی و NDBI شاخص نرمال شده ساخت وساز برای بررسی نقش پوشش گیاهی و تراکم ساخت وساز در ارتقای فعالیت های اجتماعی بهره می گیرد. مواد و روش ها: روش تحقیق از نوع ترکیبی بوده و شامل گردآوری داده های میدانی (پرسش نامه)، تحلیل تصاویر ماهواره ای (سنتینل و لندست) و ارزیابی مکانی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان استفاده کننده از چهار فضای شاخص شهری (پارک ائل گلی، میدان ولیعصر، بازار تبریز و خیابان شریعتی) است که بر اساس برآورد جمعیت فعال در این فضاها حدود 40,000 نفر تخمین زده شد. با استفاده از فرمول کوکران و با در نظر گرفتن سطح اطمینان 95٪ و سطح خطای 0.04 (دقت بیشتر) و در نظر گرفتن میزان پرسش نامه های مخدوش حجم نمونه 750 نفر تعیین شد و با استفاده از نرم افزار Spss تحلیل نتایج انجام شده است. نتایج و بحث: نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که سه مؤلفه دسترسی پذیری (β=0.41)، پوشش سبز (β=0.37) و خوانایی فضایی (β=0.22) اثر معناداری بر ارتقا تعاملات اجتماعی دارند (R²=0.48). تصاویر ماهواره ای نشان دادند که پارک ائل گلی با ۶۵٪ پوشش سبز و شاخص اتصال ۰.۷۵، بالاترین سطح تعاملات را فراهم کرده، درحالی که خیابان شریعتی با ۱۵٪ پوشش سبز و اتصال ۰.۴۵ عملکرد ضعیف تری داشته است. همچنین مشخص شد ۳۵٪ تعاملات اجتماعی به پیاده روی اختصاص داشته و پس ازآن معاشرت دوستانه سهم بالاتری داشته و فعالیت های فرهنگی کمترین میزان را به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که طراحی فضایی و فیزیکی فضاهای شهری نقش مهمی در افزایش یا محدود کردن تعاملات اجتماعی بین شهروندان دارد. محیط های شهری با سطوح بالای دسترسی، پوشش سبز و یکپارچگی فضایی - مانند پارک ائل گلی - بالاترین سطح تعامل اجتماعی را نشان دادند. برعکس، مناطق پراکنده و با تجهیزات ضعیف، مانند خیابان شریعتی، با تعامل محدود همراه بودند. ادغام داده های میدانی با شاخص های مشتق شده از ماهواره NDVI و NDBI اثربخشی ابزارهای سنجش ازدور را در ارزیابی کیفیت اجتماعی-فضایی محیط های شهری تأیید کرد. علاوه بر این، عوامل جمعیت شناختی مانند سن، جنسیت و امنیت درک شده به طور قابل توجهی بر الگوهای تعامل تأثیر می گذارند و باید در طراحی فضاهای عمومی در نظر گرفته شوند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای تصمیم گیری های آگاهانه در برنامه ریزی شهری قرار گیرد. این پژوهش نشان دهنده اهمیت استفاده از شواهد علمی در فرآیند تصمیم گیری است و می تواند به ایجاد یک محیط شهری پایدار و کارآمد منجر شود. درنتیجه، بهره گیری از این نتایج در برنامه ریزی های شهری می تواند به تقویت زیرساخت ها و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان کمک کند.
۳۹۲۷.

فهم انگاره (خانه بهتر) در بستر مسکن مهر با مدل سروکوال (ادراک - انتظار) (مطالعه موردی: مسکن مهرشهر بیجار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۰
مقدمه: مسکن مقرون به صرفه و پایدار از دیرباز یکی از دغدغه های اصلی دولت ها و سیاست گذاران در سراسر جهان بوده است. افزایش تقاضا برای سرپناه مناسب، همراه با گسترش شتابان شهرنشینی و رشد هزینه های زندگی، موجب شده است که تأمین مسکن مطلوب و قابل پرداخت به یکی از اهداف اساسی سیاست های عمومی تبدیل شود. اهمیت پاسخ گویی به نیازهای مسکن و ایجاد ثبات سکونتی سبب شده بسیاری از دولت ها نهادهای اداری و سیاسی ویژه ای را برای مدیریت امور مسکن، به ویژه در زمینه طرح های اجتماعی و مسکن اقشار کم درآمد، ایجاد کنند. در این راستا، طرح مسکن مهر به عنوان یکی از گسترده ترین و بلندپروازانه ترین برنامه های ملی در ایران شکل گرفت و با هدف تأمین مسکن برای اقشار کم درآمد و متوسط جامعه در سراسر کشور طراحی و اجرا شد. با وجود تلاش های فراوان و سرمایه گذاری های کلان در راستای حمایت از اقشار محروم از طریق طرح مسکن مهر، پژوهش های اندکی به بررسی میزان رضایت مندی ساکنان و میزان انطباق واحدهای مسکونی با نیازهای واقعی آنان پرداخته اند. شکاف میان اهداف اولیه این طرح و تجربه زیسته بهره مندان آن، ضرورت درک عمیق تر از ادراکات و انتظارات ساکنان را برجسته می سازد. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان رضایت ساکنان طرح مسکن مهر شهرک آفتاب در شهر بیجار (استان کردستان) انجام شده است. در این مطالعه تلاش شده است ابعاد ملموس و ناملموس کیفیت مسکن و ادراک ساکنان از کیفیت زندگی مورد واکاوی قرار گیرد تا بدین وسیله زمینه ای برای تدوین سیاست های مؤثرتر در حوزه مسکن در آینده فراهم آید. مواد و روش ها: ین پژوهش از رویکردی آمیخته با ماهیت توصیفی–تحلیلی بهره مند است و در زمره پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. مطالعه در شهریورماه سال ۱۴۰۳ (سپتامبر ۲۰۲۴) انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق دو روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری گردید؛ در بخش میدانی، پرسش نامه های ساختاریافته ای میان ساکنان توزیع شد. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوار ساکن در فازهای ۱ و ۲ طرح مسکن مهر شهرک آفتاب در شهر بیجار بود که در مجموع ۲۳۰۰ خانوار را دربر می گرفت. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین شد و در نهایت ۳۲۶ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. انتخاب پاسخ دهندگان به روش تصادفی ساده و بر اساس نمونه گیری احتمالی انجام گرفت تا نمایندگی کافی از جامعه آماری حاصل شود. پرسش نامه طراحی شده به سنجش ابعاد مختلف رضایت از مسکن و ادراک ساکنان از کیفیت محیط مسکونی اختصاص داشت و شاخص هایی همچون محیط فیزیکی، دسترسی پذیری، تعاملات اجتماعی، خدمات مدیریتی و میزان پاسخ گویی به نیازهای ساکنان را دربر می گرفت. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و به کارگیری روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. در این راستا، از توزیع فراوانی، میانگین و تحلیل همبستگی برای بررسی روابط میان متغیرهای جمعیت شناختی، میزان رضایت و شکاف میان انتظارات ساکنان استفاده شد. نتایج و بحث: یافته های پژوهش نشان می دهد که شاخص «همدلی و شناسایی نیازها» بالاترین امتیاز را در میان تمامی شاخص های مربوط به شکاف انتظارات کسب کرده است. این امر بیانگر آن است که از دیدگاه ساکنان، میزان همدلی و درک متقابل مدیران و متولیان طرح مسکن مهر بیجار در سطحی نسبتاً مطلوب قرار دارد. با این حال، سایر شاخص های کلیدی نظیر «پاسخ گویی»، «قابلیت اعتماد» و «کیفیت ملموس» در سطح رضایت متوسط ارزیابی شده اند که نشان دهنده وجود زمینه برای بهبود عملکرد در این حوزه هاست. نتایج همچنین حاکی از آن است که ساکنان، انسجام اجتماعی، احساس امنیت و دسترسی به خدمات شهری را از مهم ترین عوامل مؤثر بر رضایت کلی خود می دانند. افزون بر این، تحلیل داده ها نشان می دهد که ویژگی های جمعیت شناختی از جمله میزان درآمد و سطح تحصیلات خانوار تأثیر معناداری بر سطح رضایت دارند؛ به گونه ای که ساکنان دارای تحصیلات بالاتر حساسیت بیشتری نسبت به کیفیت محیطی و خدماتی از خود نشان داده اند. این یافته ها بر پیچیدگی تعامل میان زیرساخت های فیزیکی و پویایی های اجتماعی در شکل دهی به ادراک ساکنان تأکید دارد. در بخش بحث و نتیجه گیری نیز اشاره می شود که رضایت از مسکن پایدار تنها به ساخت وساز فیزیکی محدود نمی شود، بلکه مستلزم مدیریت کارآمد، حاکمیت مشارکتی و پاسخ گویی به نیازهای اجتماعی و روانی ساکنان است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که اگرچه جنبه های فیزیکی و بصری طرح مسکن مهر بیجار به طورکلی با انتظارات ساکنان هم خوانی دارد، اما ابعاد ناملموس آن به ویژه تعاملات رفتاری، احساس تعلق مکانی و شناسایی حقوق شهروندی نتوانسته اند سطح رضایت مطلوبی را کسب کنند. برای ارتقای اثربخشی و پایداری کلی چنین طرح هایی، ضروری است سیاست گذاران رویکردی ساکن محور اتخاذ کنند که بر مشارکت اجتماعی، تقویت شبکه های حمایتی محلی و ارزیابی مستمر پس از اسکان تأکید داشته باشد. هم سویی طراحی، مدیریت و سیاست های مسکن با نیازها و ادراکات واقعی ساکنان می تواند در آینده به افزایش رضایت مندی، انسجام اجتماعی و پایداری بلندمدت در پروژه های مسکن منجر شود.
۳۹۲۸.

بازشناسی تحولات فضاهای عمومی شهری در ایران بعد از اسلام (از دوره صفوی تا امروز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
شهر، بازتابی از فرهنگ، ارزش ها و ساختارهای اجتماعی مردمان هر سرزمین است و فضاهای عمومی، به عنوان یکی از عناصر اساسی آن، نقش مؤثری در شکل گیری روابط اجتماعی، هویت شهری و تحقق عدالت فضایی ایفا می کنند. این فضاها جهت افزایش تعاملات میان انسان ها و نیز تقویت روحیه هم پیوندی میان ایشان مورد توجه قرار می گیرد. از سویی شهر به واسطه انسان های آفریننده آن در ارتباط مستقیم با فرهنگ، ارزش ها، اعتقادات و ویژگی های اجتماعی مردمان یک سرزمین شکل گرفته و معنا می یابد. مقاله حاضر با استفاده از تحلیل و آنالیز ادبیات موضوع گسترده در قالب مقاله ای توصیفی-تحلیلی و با رویکرد قیاسی نگارش شده است. روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی می باشد. این بررسی ها در چهار دوره تاریخی صفویه، قاجار، پهلوی و انقلاب اسلامی صورت گرفته است و در هر دوره فضاهای عمومی اصلی از دیدگاه اسلامی و همچنین فضاهای عمومی جدید تعریف شده مبتنی بر جهان بینی اسلامی به همراه تغییرات کالبدی، عملکردی و معنایی شان مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در اسلام بیش از هر چیزی به اجتماعی بودن فضاهای عمومی اهمیت داده شده است و به هر میزان که این فضاها برای همگان در دسترس باشند از مطلوبیت بیشتری برخوردارند. فضاهای عمومی همچون تکایا، حسینیه ها و مصلی ها نیز دستاورد جهان بینی اسلامی در ایران هستند که نشان از مذهبی تر شدن مردم دارد. همچنین روشن شد که دوره صفویه بیشترین هم خوانی را با مؤلفه های فضای عمومی اسلامی نظیر دسترسی همگانی، پیوند آیینی و کارکردهای مشارکتی داشته است و در مقابل، در دوره پهلوی با غلبه الگوهای مدرنیستی، کارکردهای اجتماعی و هویتی فضاهای عمومی به شدت کاهش یافته است. در پایان پژوهش بر لزوم بازآفرینی فضاهای عمومی مبتنی بر هویت اسلامی–ایرانی، پاسخ گویی به نیازهای نوین شهروندان و تلفیق عقلانی الگوهای بومی با تحولات جهانی تأکید می کند.
۳۹۲۹.

ترسیم آینده ی بدیل سکونتگاه غیررسمی ایران در مواجهه با تغییرات اقلیمی و تحولات دیجیتال مطالعه موردی با روش سناریوپردازی مشارکتی، محدوده مورد مطالعه: محله باغ نشاط شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۸
سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از پیامدهای شهرنشینی شتابان، به دلیل دارا بودن شکاف های ساختاری و زیرساختی، در صف اول مواجهه با تهدیدات تغییرات اقلیمی قرار دارند. از سوی دیگر، تحولات دیجیتال، ظرفیت های نوینی را برای مدیریت این چالش ها فراهم ساخته است. این پژوهش با هدف آینده پژوهی و تدوین راهبردهای تاب آوری برای محله باغ نشاط قزوین، به عنوان نماد بارز این سکونتگاه ها، با استفاده از رهیافت سناریوپردازی مشارکتی انجام شده است. روش تحقیق حاضر کیفی است و داده های لازم از طریق ۲۸ مصاحبه نیمه ساختاریافته با ساکنان، ۹ مصاحبه با خبرگان و ذی نفعان کلیدی، تشکیل سه گروه کانونی متشکل از زنان، جوانان و کسبه، مشاهدات میدانی نظام مند و نیز مطالعه اسناد ثانویه گردآوری شد. فرآیند تحلیل داده ها در سه مرحله و با به کارگیری تلفیقی از روش تحلیل مضمون برای استخراج پیشران های کلیدی، ماتریس تأثیر متقابل برای سنجش روابط میان آن ها و در نهایت، تحلیل مورفولوژیک برای ترکیب حالت های مختلف پیشران ها و تولید سناریوهای بدیل انجام پذیرفت. یافته های تحقیق منجر به شناسایی چهار سناریوی محتمل برای آینده پژوهی محله شد: ۱) سناریوی «تاب آوری دیجیتال» که در آن پذیرش گسترده فناوری های نوین منجر به کاهش قابل توجه خسارات کالبدی می شود؛ ۲) سناریوی «بحران اقلیمی» که با تشدید مخاطرات طبیعی و ضعف در پاسخ دهی، افزایش مهاجرت را در پی دارد؛ ۳) سناریوی «مشارکت محدود» که با وجود تقویت نسبی سرمایه اجتماعی، به دلیل تداوم موانع ساختاری مانند نابرابری جنسیتی و سنی، نتوانسته به تاب آوری کامل منجر شود؛ و ۴) سناریوی آرمانی «تحول پایدار» که با تلفیق حکمروایی دیجیتال، برنامه ریزی سبز و مشارکت تمام سنجه جامعه محلی، منجر به ارتقای کیفیّت زندگی و تاب آوری همه جانبه شده است. در پایان، راهبردهای عملیاتی همچون آموزش مهارت های دیجیتال به گروه های مختلف ساکن، توسعه اپلیکیشن های هشدار زودهنگام سیل، نهادینه سازی کارگاه های مشارکتی و سرمایه گذاری در زیرساخت های سبز، به عنوان مسیرهای تحقق سناریوهای مطلوب پیشنهاد شده اند.
۳۹۳۰.

تحلیلی بر تحقق پذیری شهر هوشمند در کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۰
رشد سریع و اغلب کنترل نشده شهری در دهه های اخیر، کلان شهر تبریز را با چالش های متعددی همچون گسترش پراکنده فضاهای شهری، افزایش نابرابری های اجتماعی- فضایی، تراکم بالای ترافیک، آلودگی های زیست محیطی و کاهش کیفیت زندگی شهروندان مواجه ساخته است. هدف از این پژوهش، تحلیلی بر تحقق پذیری مناطق ده گانه کلان شهر تبریز با استفاده شاخص های رشد هوشمند شهری جهت تحقق شهر هوشمند می باشد، در همین راستا ابتدا شاخص ها و معیارهای شهر هوشمند و عوامل تأثیرگذار بر آن گردآوری و سپس برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده و رتبه بندی مناطق تبریز از لحاظ شاخص های رشد هوشمند شهری از دو روشCVR ، ANP به صورت ترکیبی استفاده شده است و پس از آن با سنجش و ارزیابی پتانسیل ها و زیرساخت های تکنولوژی مناطق ده گانه کلان شهر تبریز، اثر هر یک از این شاخص ها بر مناطق مشخص شده و با تحلیل میزان قابلیت ذاتی آن ها روشن گردیده است که ضرایب اهمیت این شاخص ها در هر منطقه به چه میزان می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که مناطق 2 و 9 به ترتیب با مقدار 6.17 و 5.94 بیشترین میزان هوشمندی را در بین مناطق تبریز داشته و پس از آن مناطق 8 و 5 قرار گرفته اند، منطقه 7 نیز با مقدار 4.61 کمترین میزان هوشمندی را دارا می باشد.
۳۹۳۱.

هوش مصنوعی و مدیریت برنامه ریزی گردشگری شهری در اتحادیه اروپا: مطالعه موردی شهر تورین ایتالیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه و هدف : ادغام هوش مصنوعی در مدیریت گردشگری به عنوان یک رویکرد تحول آفرین برای ارتقاء تجربه گردشگران، بهینه سازی تخصیص منابع و ترویج شیوه های گردشگری پایدار ظهور کرده است. این مطالعه به بررسی ادغام فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی مانند یادگیری ماشین، تحلیل کلان داده ها و خودکارسازی هوشمند در حکمرانی گردشگری، سیاست گذاری و چارچوب های عملیاتی مدیریت و برنامه ریزی گردشگری در اتحادیه اروپا با تأکید بر شهر تورین ایتالیا می پردازد. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه از هوش مصنوعی برای ارتقاء گردشگری شهری در اتحادیه اروپا استفاده می شود و چه الگوها، نوآوری ها و چالش های مشترکی در شهرها و پروژه های مختلف وجود دارد؟ روش شناسی : این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام می شود. بدین منظور با انتخاب 15 مقاله منتشرشده اخیر در نشریات معتبر در مورد موضوع پژوهش به بررسی نقش پیاده سازی های ابزارهای هوش مصنوعی مانند چت بات های هوشمند و تحلیل مواردی مانند مدیریت ازدحام، واقعیت افزوده در سایت های میراث فرهنگی و قیمت گذاری پویا در صنعت هتل داری می پردازد. یافته ها : یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی منجر به افزایش تعامل گردشگران در راهنمای های تطبیقی موزه ها، کاهش ترافیک شهری (از طریق سیستم های حمل ونقل هوشمند) و بهبود پایداری از طریق پایش لحظه ای جریان گردشگران شده است. با این حال، چالش هایی مانند نگرانی های مربوط به حریم خصوصی داده ها و موانع پذیرش فناوری در میان کسب وکارهای کوچک همچنان باقی است. نتیجه گیری و پیشنهادها : نتایج این مطالعه نشان می دهد که فناوری های هوش مصنوعی در تورین به بهبود قابل توجهی در رضایت بازدیدکنندگان، کارایی عملیاتی و پایداری زیست محیطی منجر شده است. علاوه بر این، هوش مصنوعی در مدیریت جریان گردشگران، کاهش ازدحام و حفظ میراث فرهنگی نقش مهمی ایفا و در عین حال به رشد اقتصادی پایدار کمک می کند. نوآوری و اصالت : مدیریت برنامه ریزی گردشگری پدیده ای زمانه و زمینه مند است. تحولات کنونی این حوزه نشان می دهد که به تعداد چالش ها نمی توان و البته امکان پذیر نیست که راه حل پیدا کرد. از نظر این پژوهش عدم توجه به این ویژگی شکاف اصلی در مدیریت برنامه ریزی گردشگری ایران است. اصلاح این عیب ساختاری تا حدودی نیازمند آگاهی از تحولات به روز در دیگر مقاصد مهم گردشگری ازجمله اتحادیه اروپا است. با توجه به این شکاف این مطالعه به بررسی تجربی تأثیر ادغام فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی در حکمرانی گردشگری، سیاست گذاری و چارچوب های عملیاتی مدیریت برنامه ریزی چالش های گردشگری شهر تورین ایتالیا (عضو اتحادیه اروپا) می پردازد.
۳۹۳۲.

تعیین معیار و شاخص های کمی و کیفی انتخاب پارک آبخیز (مطالعه موردی: حوزه های آبخیز ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران - ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه و هدف: پارک آبخیز با نمایش فعالیت های آبخیزداری و آبخوان داری به عنوان عناصر اصلی چیدمان فضای پارک، ضمن حفاظت از منابع طبیعی و کاهش مخاطرات طبیعی، امکانات تفرجی و آموزشی را فراهم می آورد. این پژوهش به تعیین ابعاد و معیارهای انتخاب پارک آبخیز مبتنی بر روش دیمتل در حوزه های آبخیز اداره کل منابع طبیعی استان مازندران - ساری (گلوگاه تا نور) می پردازد. روش شناسی: در بخش کیفی مطالعه از مصاحبه خبرگان و بررسی اسناد و مقالات استفاده شد. از داده های حاصل از مطالعات کیفی، در بخش کمی مطالعه نیز استفاده شد. بخش کمی از نوع توصیفی - تحلیلی بوده که در آن از روش دیمتل استفاده شده است. یافته ها: با توجه به مصاحبه و بررسی اسناد و مقالات مرتبط 5 بعد و 26 معیار انتخاب پارک آبخیز شناسایی شد. به ترتیب بیشترین تأثیرگذاری معیارها اقتصادی و ارتفاع متوسط وزنی؛ بیشترین تأثیرپذیری اقتصادی و اجتماعی؛ بیشترین میزان تعامل اقتصادی و اجتماعی؛ بیشترین میزان علیت ارتفاع متوسط وزنی و شیب متوسط وزنی؛ بیشترین میزان معلول بودن تعداد عملیات سازه ای آبخیزداری و حجم عملیات سازه ای آبخیزداری شناسایی شد. نتیجه گیری و پیشنهادات: این مطالعه با شناسایی و معرفی بر روی شاخص هایی که نقش آشکارتری در انتخاب مکان هدف توسط گردشگران داشته باشند، به افزایش احتمال انتخاب آن محل توسط گردشگران و در نتیجه به رشد صنعت طبیعت گردی ازجمله پارک آبخیز کمک می کند و با شفاف ساختن این عوامل به مدیران و تصمیم گیرندگان برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه تر و روشن تر در مکان نمایی بهینه یاری می رساند. نوآوری و اصالت: با توجه به بازتعریف و نوپا بودن احداث پارک آبخیز این پژوهش برای نخستین بار به معرفی عوامل دخیل در مکان نمایی این نوع از پارک ها در حوزه های آبخیز استان مازندران می پردازد.
۳۹۳۳.

تحلیل ظرفیت های توسعه ای- ترانزیتی سواحل مکران در راستای توسعه گردشگری پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
سواحل مکران، به عنوان یکی از استراتژیک ترین مناطق ایران با دسترسی مستقیم به اقیانوس هند، پتانسیل عظیمی برای توسعه گردشگری پایدار دارد که فراتر از جنبه های فرهنگی و اجتماعی، شامل ابعاد اقتصادی، ترانزیتی، مالی و بین المللی می شود. این پژوهش با هدف تحلیل جامع ظرفیت های توسعه ای این منطقه، از جمله میراث فرهنگی بلوچی، توانمندسازی جوامع محلی، فرصت های اقتصادی (مانند صنایع گردشگری و اقتصاد آبی)، ترانزیتی (نقش دروازه INSTC و کاهش تمرکز بر خلیج فارس)، مالی (جذب سرمایه گذاری خارجی و اوراق پروژه) و بین المللی (همکاری با هند و کشورهای آسیای مرکزی) انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی و کمی داده های کتابخانه ای، اسنادی، گزارش های رسمی و مقالات از فصلنامه جغرافیا است. جامعه آماری شامل بیش از ۳۰۰ سند و مقاله مرتبط است و نمونه گیری هدفمند (مقالات داخلی، سند های رسمی و گزارش های میدانی) انجام شده. ابزارها شامل کدگذاری کیفی (با MAXQDA)، مدل SWOT و روابط کمی مانند: E=T×M×F (E: اشتغال، T: گردشگران، M: ضریب محلی، F: ضریب ترانزیتی) برای تخمین اثرات اقتصادی (۵۰,۰۰۰ شغل از ۱.۵ میلیون گردشگر) است. یافته ها نشان می دهد که ظرفیت های توسعه ای مکران، با تمرکز بر گردشگری پایدار، می تواند GDP (تولید ناخالص ملی) را ۵ تا ۷ درصد افزایش دهد، اما موانع اصلی را می توان شامل تشتت مدیریت و ناهماهنگی و کامل نبودن شبکه ترانزیتی دانست. فرضیه اصلی مبنی بر «فقدان نظام حکمرانی یکپارچه چندبعدی، ریشه ای ترین مانع توسعه گردشگری پایدار مکران است»، تأیید می گردد. نوآوری پژوهش در ادغام ابعاد چندگانه و پیشنهاد مدل مدیریت فرابخشی با استناد به تجارب جهانی (شنزن و جبل علی) است.
۳۹۳۴.

ارزیابی مکانی و زمانی دقت برآورد بارش پایگاه بازکاوی ERA5-Landدر استان اصفهان طی دو دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
این مطالعه با هدف ارزیابی مکانی و زمانی دقت تخمین بارش پایگاه بازکاوی ERA5-Land استان اصفهان (ایران) در دوره 2004 تا 2023 انجام شده است. برای این منظور، از 6 ایستگاه همدیدی منتخب (اصفهان، داران، سمیروم، نایین، خور و بیابانک و کاشان) به عنوان نماینده منطقه مورد مطالعه استفاده شد. داده های ایستگاه زمینی از سازمان هواشناسی ایران و داده های مربوط به بازکاوی ERA5-Land از درگاه اینترنتی کوپرنیکس دریافت شد. دقت برونداد بارشی پایگاه مذکور، به صورت مقایسه بارش های برآورد شده بازکاوی با ایستگاه های هواشناسی همدیدی زمینی در مقیاس زمانی ماهانه با استفاده از نمودار تیلور و شاخص های آماری کلیدی نظیر RMSE، NSE، میانگین خطا، BIAS و شاخص ویلموت انجام گرفت. برای افزایش دقت برونداد پایگاه بازکاوی از روش تصحیح اریبی نگاشت چارک (Quantile Mapping) استفاده گردید. در گام بعد، برای ارزیابی اختلاف میانگین بارش ماهانه در دوره 20 ساله دو پایگاه داده در نرم افزار GIS پهنه بندی صورت گرفت تا از لحاظ مکانی مناطق دارای بیش برآوردی و کم برآوردی بارش توسط ERA5-Land تعیین گردد. محاسبات نشان داد که داده های بارش پایگاه بازکاوی در این تحقیق تخمین بسیار مناسبی از بارش استان اصفهان را با حداکثر اختلاف 10 میلی متر در مقایسه با داده های ایستگاه های زمینی انجام داده اند. یافته ها همچنین حاکی از آن است که بهترین عملکرد پایگاه ERA5-Land در فصول زمستان و پاییز است و همچنین بیشینه و کمینه اختلاف داده های بارش بین دو پایگاه داده، به ترتیب در غرب و شمال منطقه مورد مطالعه رؤیت شده است. از لحاظ بیش برآوردی و کم برآوردی توزیع مکانی خاصی مشاهده نشد. نتایج نشان داد که برونداد ریزگردانی شده پایگاه بازکاوی ERA5-Land از دقت بالا و مناسب جهت تخمین بارش منطقه مورد مطالعه برخوردار است.
۳۹۳۵.

تحلیل تاب آوری کاربری اراضی شهری با رویکرد توسعه پایدار: مطالعه موردی شهر فیروزآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
تاب آوری کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در برنامه ریزی شهری و توسعه پایدار، به توانایی اراضی در مقابله با بحران ها و تغییرات محیطی، اجتماعی و اقتصادی اشاره دارد. پژوهش حاضر در تلاش است تا با شبیه سازی و تحلیل تاب آوری کاربری اراضی، به شناسایی نقاط قوت و ضعف در مدیریت منابع و زیرساخت ها پرداخته و راهکارهایی برای بهبود کیفیت زندگی شهری ارائه دهد. در مرحله اول، اطلاعات کتابخانه ای شامل مقالات علمی، گزارش های تحقیقاتی و مستندات موجود جمع آوری و چارچوب نظری تحقیق تدوین شد. سپس، با استفاده از روش میدانی، داده ها از 20 کارشناس متخصص در زمینه های برنامه ریزی شهری و محیط زیست به دست آمد. برای تحلیل داده ها از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM) و فرآیند تحلیل شبکه ای فازی (FANP) بهره برداری شد تا اهمیت و وزن معیارهای مختلف تاب آوری کاربری اراضی بر اساس نظر کارشناسان ارزیابی شود. نتایج تحلیل خوشه ای نشان داد که اراضی شهر فیروزآباد در پنج طبقه از کاملاً تاب آور تا کاملاً آسیب پذیر دسته بندی شده اند که این دسته بندی می تواند مبنای تصمیم گیری های مدیریتی و برنامه ریزی برای توسعه پایدار در شهر باشد. همچنین، نتایج تحلیل حساسیت نشان داد که تغییرات در عوامل اقتصادی و اجتماعی (مانند قیمت زمین، نرخ جمعیت و دسترسی به خدمات) تأثیر قابل توجهی بر تاب آوری کاربری اراضی دارند. از سوی دیگر، عوامل ساختاری-طبیعی تأثیر کمتری در مقایسه با عوامل اقتصادی و اجتماعی بر تاب آوری اراضی دارند. این پژوهش با ترکیب روش های تحلیل خوشه ای و حساسیت، اطلاعات دقیق و کاربردی در زمینه تاب آوری کاربری اراضی ارائه کرده و می تواند به عنوان مدل مفهومی برای سایر شهرهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
۳۹۳۶.

برنامه ریزی فضایی: یک تعریف جدید، مفاهیم و اصول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
برنامه ریزی فضایی در سال های اخیر به یکی از حوزه های کلیدی علم جغرافیا و برنامه ریزی تبدیل شده است. باوجوداین، نوشته های اندکی به طور مشخص درباره تعریف برنامه ریزی فضایی منتشرشده است. هدف نوشتار حاضر این است که تعریفی نو از برنامه ریزی فضایی بر مبنای دو مفهوم بنیادین استیلا و فضا ارائه نماید. روش پژوهش نظری–تحلیلی است و بنیان های نظری آن تلفیقی از دیدگاه های نیچه و دلوز درباره نیروهای کنش گر و واکنش گر، مفاهیم فوکو درباره گفتمان و نظریه تولید فضای لوفور است. برنامه ریزی فضایی در نوشتار حاضر به مثابه یک کنش سیاسی-عقلانی-جمعی هنجارمند به منظور ترسیم و بازترسیم الگوها و فرایندهای فضایی استیلا از طریق تولید برنامه های فضایی و فعلیت بخشی به آن ها در مقیاس های فضایی و افق های زمانی متفاوت تعریف می شود. این تعریف بر اصول زیر استوار است: 1) برنامه ریزی فضایی میدان مواجهه نیروهای کنش گر و نیروهای واکنش گر است. 2) برنامه ریزی فضایی دارای ماهیت آیرونیک است. 3) برنامه ریزی فضایی کنش های سیاسی خود را در راستای استیلای نیروهای کنش گر هدایت می کند. 4) برنامه ریزی فضایی فرایندی هنجارمند است و قادر است متناسب با استیلای نیروهای کنش گر جامعه، هنجارهای خود را به طور پیوسته بازصورت بندی نماید. 5) برنامه ریزی فضایی می کوشد الگوها و فرایندهای فضایی استیلا را از طریق برنامه های فضایی، هنجارمند سازد و به جای این که فضاهای استیلاپذیر را تابع فضاهای استیلاگر نماید، فضاهای استیلاپذیر را به فضاهای استیلاگر تبدیل نماید. پیگیری این اصول بیان گر عالی ترین وجه کنش گرایانه و به همان اندازه اتوپیایی برنامه ریزی فضایی است.
۳۹۳۷.

تحلیل عوامل مؤثر بر تحقق شهروند بیوفیلیک (مطالعه موردی: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۶
امروزه با رشد سریع جمعیت، گسترش شهرنشینی و افزایش گسستگی شهرها از طبیعت، شهرها با چالش های جدی زیست محیطی مواجه شده اند. در این راستا نظریه جدید شهر بیوفیلیک با تأکید بر حضور طبیعت و عشق و علاقه نسبت به آن موردتوجه قرارگرفته است. یکی از ارکان اساسی برای دستیابی به شهر بیوفیلیک وجود شهروندان دوستدار طبیعت است. بنابراین توجه به نقش شهروندان در توسعه مبتنی بر طبیعت ضروری می نماید. هدف از این پژوهش شناسایی شاخص های مؤثر بر تحقق شهروند بیوفیلیک و سنجش تأثیرگذاری این شاخص ها بر تحقق شهروند بیوفیلیک است. در این راستا روش توصیفی- تحلیلی مورداستفاده قرارگرفته و گردآوری داده ها از طریق دو روش کتابخانه ای و میدانی (از نوع پرسشنامه) صورت پذیرفته است. حجم نمونه کلی از طریق روش طبقه بندی شده تعداد 745 به دست آمده است. تخصیص حجم نمونه بر اساس روش متناسب و توزیع آن بر اساس فاصله نمونه گیری روش سیستماتیک انجام شده است. همچنین برای سنجش تأثیرگذاری شاخص ها روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم به عنوان یکی از فنون مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Amos..Graphic اتخاذ گردیده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تحقق شهروند بیوفیلیک به ترتیب وابسته به بعد فعالیت های بیوفیلیک و سپس بعد نگرش ها و دانش بیوفیلیک است. در تبیین بعد فعالیت های بیوفیلیک به ترتیب شاخص های مدت زمان حضور، مشارکت و حساسیت نسبت به طبیعت و در تبیین بعد نگرش ها و دانش بیوفیلیک به ترتیب شاخص های میزان آشنایی با کاربرد طبیعت و میزان آشنایی با گونه های گیاهی بیشترین نقش را دارند.
۳۹۳۸.

بررسی جهت گیری فضاهای فصلی خانه های یزد نسبت به انرژی خورشیدی دریافتی و بار حرارتی ساختمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۵
استفاده از انرژی های تجدیدپذیر بجای سوخت های فسیلی در کنار بهبود شرایط ساختمان در کاهش مصرف انرژی، دو راهکار برای حل مشکلات مربوط به تغییرات اقلیمی می باشد. از ویژگی های معماری گذشته، همسو با این راهکارها، جهت گیری متناسب با عوامل اقلیمی و ویژگی های آب و هوایی و کوچ فصلی در داخل بنا بوده است. فضاهای فصلی، زمستان نشین-تابستان نشین، در جبهه های مختلف پیرامون حیاط مرکزی برای استفاده در فصل و زمانی خاص اختصاص دارد. در این پژوهش ابتدا مقدار انرژی خورشیدی دریافتی در جهت گیری فضای تابستان نشین –زمستان نشین با روش هاتل در ماه های سرد و گرم(با توجه به نمودار نیاز اقلیمی شهر یزد) محاسبه شده است. در ادامه با استفاده از شبیه ساز دیزاین بیلدر بررسی در دو مرحله شامل مدلسازی کل ساختمان و محاسبه بار حرارتی کل ساختمان در کل سال در هفت زاویه متفاوت و در مرحله دوم شبیه سازی، بخش های زمستانی و تابستانی بطور مجزا و پیش بینی بار حرارتی و میزان جذب تابش خورشید در هر دو قسمت انجام شد. نتایج نشان می دهد که بیشینه انرژی دریافتی در ماه های سرد در دیوارهای سمت صفر، 15 و 15- درجه می باشد. علاوه براین، کمینه انرژی خورشیدی در سه ماه گرم، در دیوارهای سمت شمال دریافت می گردد. کمترین بار حرارتی در ساختمان در جهت قرارگیری فضای زمستانی به سمت جنوب و در بازه چرخش 15 درجه به سمت شرق و غرب پیش بینی گردید. این زوایه ها با زاویه سمت زمستان نشین و تابستان نشین خانه های تاریخی یزد که مورد مطالعه قرار گرفته است مطابقت ندارد. به نظر می رسد عوامل دیگری چون جهت وزش بادهای نامطلوب، علاوه بر انرژی دریافتی در جهت گیری فضاهای فصلی موثر بوده است
۳۹۳۹.

بررسی تأثیر تغییر اقلیم بر رواناب حوضه آبخیز کهنه جغتای با استفاده از مدل HadGEM3-GC31- LL و روش شماره منحنی SCS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
هدف: این مطالعه به بررسی تأثیر تغییرات اقلیمی و تغییرات کاربری اراضی بر تولید رواناب در حوزه آبخیز کهنه، واقع در منطقه ای نیمه خشک در خراسان رضوی می پردازد. روش و داده: در این تحقیق، از مدل شماره منحنی (SCS) برای تعیین میزان رواناب در حوزه آبخیز استفاده شد. برای تعیین زیرحوزه ها از ابزارهای آبخیز در نرم افزار ArcGIS بهره برداری گردید که در نهایت به شناسایی 8 زیرحوزه اصلی منجر شد. برای ارزیابی رواناب، بارش 72 میلی متری در مدت 24 ساعت در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بیشترین میزان تولید رواناب در زیرحوضه K3 به میزان ۵/۶۵ میلی متر رخ داده است، در حالی که کمترین میزان رواناب با 5/30 میلی متر در زیرحوضه K7 مشاهده شد. در مقیاس کل حوزه آبخیز، مجموع رواناب تولید شده به 2/359 میلی متر رسید. هنگامی که رواناب بر اساس واحد سطح (به ازای هر میلیون متر مکعب) محاسبه شد، زیرحوضه های ۲ و ۸ بالاترین میزان تولید رواناب را نشان دادند. در مجموع، حجم کل رواناب تولید شده در سطح کل حوزه آبخیز به حدود ۶ میلیون متر مکعب بالغ گردید که این مقدار برای برنامه ریزی و مدیریت منابع آب در منطقه از اهمیت بالایی برخوردار است. به منظور ارزیابی اثرات بالقوه تغییرات اقلیمی بر الگوهای رواناب در آینده، شبیه سازی بارش نیز در این مطالعه انجام پذیرفت. نتایج حاصل از این پژوهش به وضوح نشان می دهد که تغییرات اقلیمی - به ویژه کاهش بارندگی تحت سناریوهای SSP245 و SSP5- می تواند منجر به کاهش قابل توجه رواناب در سطح حوزه آبخیز و زیرحوضه های آن گردد. این کاهش در تولید رواناب پیامدهای مهمی برای مدیریت منابع آب منطقه خواهد داشت. نتیجه گیری: مدل اقلیمی HadGEM3-GC31-LL برای شبیه سازی تغییرات اقلیمی در دو سناریو SSP245 (انتشار گازهای گلخانه ای متوسط) و SSP585 (انتشار گازهای گلخانه ای بالا) برای بازه زمانی 2024 تا 2050 به کار رفت. نتایج نشان داد که بارش در هر دو سناریو کاهش خواهد یافت و در SSP585 نوسانات بیشتر و احتمال وقوع بارش های شدیدتر بالاتر است. نوآوری، کاربرد نتایج: این تحقیق بر اهمیت مدیریت پوشش گیاهی و اتخاذ سیاست های سازگار با تغییرات اقلیمی تأکید دارد. یافته ها به مدیریت منابع آبی و کاهش خطر سیلاب در مناطق نیمه خشک کمک می کند.
۳۹۴۰.

تغییرات مکانی- زمانی، روند و عوامل محرک پتانسیل فرسایش بادی در خراسان رضوی بر اساس مدل RWEQ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: وجود داده های بلندمدت فرسایش بادی جهت مدیریت پایدار سرزمین ضروری است. استان خراسان رضوی تحت تاثیر فرسایش بادی و در نتیجه طوفان های گرد و غبار است که سالانه خسارات های زیادی را وارد می کنند. هدف این پژوهش درک الگوهای دینامیکی فرسایش بادی و محرک های اساسی آن است. روش و داده: این مطالعه به تحلیل تفاوت های مکانی و زمانی پتانسیل فرسایش بادی با استفاده از مدل RWEQ در استان خراسان رضوی می پردازد و چگونگی تأثیر عواملی مانند حساسیت خاک، جغرافیا و آب وهوا را بر وقوع آن با تجزیه و تحلیل داده ها در دوره ی زمانی (2000-2021) بررسی می کند. در نهایت با استفاده از داده های ماهواره ای AAI, BDI نتایج به دست آمده اعتبارسنجی می شود. یافته ها: تفاوت های قابل توجهی در حساسیت به فرسایش در خراسان رضوی تشخیص داده شد که در درجه اول به عوامل جغرافیایی مانند توزیع پوشش گیاهی، ویژگی های خاک و الگوهای آب و هوایی به ویژه، مناطقی با پوشش گیاهی کم و خاک های سطحی سست تر نسبت داده می شود. بخش های جنوب غربی و جنوب شرقی خراسان رضوی، توزیع گسترده تری از پتانسیل فرسایش بادی را نشان می دهند. برعکس، بخش های شمالی پتانسیل فرسایش خاک نسبتاً کمتری را به دلیل شرایط اقلیمی متفاوت از جمله بارش بیشتر و دمای پایین تر تجربه می کنند. نتیجه گیری: بیشترین گسترش مناطق مستعد فرسایش در طول فصول بهار و تابستان رخ می دهد. فعالیت های شدید فرسایش بادی در طول ماه های تابستان از بخش های جنوب شرقی و جنوب غربی (مانند خواف و بردسکن) به سمت مناطق مرکزی (مانند تایباد، تربت جام، سرخس و بجستان) جابه جا می شوند. با این حال، شرایط ریزاقلیمی خاص در مناطق خاص خراسان رضوی، مانند بخش های غربی سبزوار و داورزن، منجر به افزایش فرسایش بادی در فصل بهار نسبت به تابستان می شود. نوآوری، کاربرد نتایج: کاربرد مدل های فرسایشی در پلتفرم گوگل ارتث انجین، محدودیت های محاسباتی محلی و سنتی را از بین می برد و داده های فضایی گسترده را در یک بازه زمانی کوتاه پردازش می کند. این رویکرد به طور قابل توجهی فرآیند تولید نقشه های فرسایش بادی را ساده می کند و به طور بالقوه کاربردهای عملی طولانی مدت را امکان پذیر می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان