ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۲۱ تا ۱٬۵۴۰ مورد از کل ۵۳۳٬۴۲۸ مورد.
۱۵۲۱.

مدل یابی معادلات ساختاری نقش میانجی اضطراب اجتماعی در رابطه بین حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد با رفتارهای ایمنی بخش در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه: مبتلایان به اضطراب اجتماعی از دو ویژگی عمده حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد برخوردارند و برای کاهش رفتارهای مضطربانه خود در موقعیت های اجتماعی رفتارهای ایمنی بخش را بروز می دهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی اضطراب اجتماعی در رابطه بین حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد با رفتارهای ایمنی بخش در دانشجویان انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی با استفاده از معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود. حجم نمونه با استفاده از مدل کلاین و به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی 303 نفر انتخاب شد. داده ها با استفاده از مقیاس رفتارهای ایمنی بخش هراس اجتماعی (پینتگویا و همکاران، 2003)، پرسشنامه اضطراب اجتماعی (کابالو و همکاران، 2010)، پرسشنامه حساسیت اضطرابی (فلوید و همکاران، 2005) و پرسشنامه حساسیت به طرد (داونی و فلدمن،1996) جمع آوری شد. یافته ها: نتایج با استفاده از روش بوت استراپ نشان داد اثر غیرمستقیم حساسیت اضطرابی بر رفتارهای ایمنی بخش از طریق اضطراب اجتماعی (0/0001 =b= 0/21، p) و اثر غیرمستقیم حساسیت به طرد بر رفتارهای ایمنی بخش از طریق اضطراب اجتماعی (0/0001 =b= 0/41، p) از لحاظ آماری معنی دار می باشند و برازش مدل تأیید شد. نتیجه گیری: با توجه به نقش رفتارهای ایمنی بخش در اختلال اضطراب اجتماعی و همچنین اهمیت حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد در ایجاد و تداوم این اختلال، یافته های پژوهش دارای تلحویاتی برای درمانگران برای طراحی مداخلات درمانی به منظور بهبود اضطراب اجتماعی می باشد.
۱۵۲۲.

مقایسه ی اثربخشی درمان های هیجان مدار و مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانه های افسردگی، افکارغیرمنطقی، بازداری هیجانی و ارزشمندی در زندگی در افراد افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه: هدف از پژوهش حاضر مقایسه ی اثربخشی درمان های هیجان مدار و مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانه های افسردگی، افکار غیرمنطقی، بازداری هیجانی و ارزشمندی در زندگی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و جامعه ی آماری شامل تمامی افرادی بود که به کلینیک های روانشناسی منطقه 5 تهران در بازه زمانی 1402 مراجعه کردند. نمونه گیری به روش در دسترس و پس از مصاحبه پژوهشگر با شرکت کنندگان و احراز ملاک های تشخیصی افسردگی اساسی بر اساس DSM-5 به عمل آمد. در مجموع، 60 نفر بیمار مبتلا به افسردگی اساسی انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفره گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های باورهای غیرمنطقی جونز (IBQ-40)، افسردگی بک (ویرایش دوم)، بازداری هیجانی (ECQ) و ارزشمندی زندگی بود. یافته ها: یافته ها نشان داد هر دو درمان در مقایسه با گروه کنترل در بهبود نشانه های افسردگی، افکار غیر منطقی و بازداری هیجانی و ارزشمندی زندگی در سطح معناداری (0/001) مؤثر بوده اند. با وجود این، درمان هیجان مدار در بهبود نشانه های افسردگی با تفاوت میانگین (1/733) و افکار غیرمنطقی با تفاوت میانگین (10/167) و بازداری هیجانی با تفاوت میانگین (9/683) نسبت به درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش مؤثرتر بود و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با تفاوت میانگین (13/983) نسبت به درمان هیجان مدار اثربخش تر بوده است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دو رویکرد درمانی هیجان مدار و پذیرش و تعهد ابعاد متفاوتی از سلامت روانی را مورد هدف قرار می دهند و درمان پذیرش و تعهد، حداقل در کوتاه مدت اثرات کمتری بر نشانه شناسی افسردگی و افکار غیر منطقی و بازداری هیجانی داشته و همچنین اثرات بیشتری بر ارزشمندی زندگی در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی دارد.
۱۵۲۳.

روابط ساختاری رفتارهای پرخطر مرتبط با سلامت با تجربیات نامطلوب کودکی، وضعیت روانشناختی و ادراک آینده تاریک با بررسی نقش میانجی شایستگی های اخلاقی محافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی روابط ساختاری رفتارهای پرخطر مرتبط با سلامت با تجربیات نامطلوب کودکی، وضعیت روانشناختی و ادراک آینده تاریک با بررسی نقش میانجی شایستگی های اخلاقی محافظ بود. روش: این پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان سمنان و تعداد نمونه 1084 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. از پرسشنامه های رفتارهای پرخطر نوجوانان، شایستگی های اخلاقی، تجارب آسیب زا در دوران کودکی، نئو و ادراک آینده تاریک استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد متغیرهای نشانگر در متغیرهای پنهان رفتارهای پرخطر و ارزش های اخلاقی محافظ به طور همسو و معناداری بر این سازه های مکنون بار شده اند (1/96<t). اثر ارزش های اخلاقی محافظ بر رفتارهای پرخطر منفی و معنادار بود (0.54- = β). اثرات تجربیات آسیب زای دوران کودکی بر رفتارهای پرخطر (0.11 = γ)، وضعیت روانشناختی نامطلوب بر رفتارهای پرخطر (0.22 = γ) و ادراک آینده تاریک بر رفتارهای پرخطر (0.10 = γ) مثبت و معناداری بود (1/96<t). اثر تجربیات آسیب زای دوران کودکی بر شایستگی های اخلاقی (0.27- = γ)، وضعیت روانشناختی نامطلوب بر شایستگی های اخلاقی (0.42- = γ) و ادراک آینده تاریک بر شایستگی های اخلاقی (0.15- = γ) منفی و معنادار بود (1/96<t). نتیجه گیری: نتایج مورد بحث قرار گرفته است.
۱۵۲۴.

طراحی و تبیین یک الگوی آموزشی چندرسانه ای مبتنی بر دانش تربیتی محتوا (PCK) برای آموزش مفهوم تغییر پارادایم در فیزیک: مطالعه موردی گذار از زمین مسطح به زمین کروی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
این مقاله با هدف طراحی و تبیین یک الگوی آموزشی چندرسانه ای نوآورانه برای آموزش مفهوم بنیادین «تغییر پارادایم» در حوزه فیزیک، با تمرکز ویژه بر مطالعه موردی گذار تاریخی از باور به «زمین مسطح» به مدل «زمین کروی»، تدوین شده است. آموزش مفاهیم انتزاعی و چالش برانگیز مانند «پارادایم» و «تحول پارادایمی»، به دلیل ماهیت مفهومی عمیق و نیاز به درک ابعاد تاریخی-شناختی، همواره یکی از موانع اصلی در مسیر آموزش مؤثر علوم، به ویژه در سطوح پایه، محسوب می شود. درسنامه های سنتی اغلب در انتقال پویایی این تحولات فکری و تجربیات تاریخی ناتوانند. در این پژوهش، با بهره گیری از رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مبانی نظری دانش تربیتی محتوا (Pedagogical Content Knowledge - PCK)، یک درس نامه چندرسانه ای جامع طراحی گردید. این درس نامه با تلفیق هوشمندانه روایت تاریخی (مانند داستان اراتوستن و مشاهدات ارسطو)، شواهد علمی مستند (شواهد تجربی و استدلال های هندسی)، و عناصر دیداری و شنیداری جذاب (مانند تصاویر، نمودارها، انیمیشن ها و پیوندهای ویدئویی)، تلاش می کند تا درک مفهومی دانش آموزان را تقویت کرده و فرایند انتقال مفاهیم انتزاعی را تسهیل نماید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که استفاده ترکیبی از روایت تاریخی قدرتمند همراه با ابزارهای چندرسانه ای مدرن، نه تنها فهم عمیق تر دانش آموزان را ممکن می سازد، بلکه با افزایش جذابیت و مشارکت، یادگیری را تسهیل و ماندگارتر می کند. علاوه بر این، الگوی طراحی شده می تواند به عنوان یک نمونه عملی و کاربردی برای ارتقای PCK معلمان فیزیک در مواجهه با آموزش مفاهیم پیچیده علمی و تاریخی مورد استفاده قرار گیرد و راه را برای طراحی واحدهای آموزشی مشابه در سایر حوزه های علم هموار سازد.
۱۵۲۵.

بررسی اثر آرژینین بر ترمیم زخم پوستی در موش صحرایی نر نژاد ویستار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: آرژینین یک آمینو اسید ضروری است که از سیترولین در انسان سالم تولید می شود و عملکرد ایمنی، ترشح هورمون و عملکرد اندوتلیال را تعدیل می کند. آرژینین و متابولیت های فعال آن می توانند بر تمام مراحل بهبود زخم شامل تولید کلاژن، تکثیر سلولی و بهبود ایمنی اثرگذار باشند. مواد و روش ها: در این مطالعه 24 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار با وزن متوسط 200-250 گرم با تزریق مخلوطی از کتامین و زایلازین به صورت داخل عضلانی بیهوش شدند. سپس یک برش پوستی به قطر 15 میلیمتر داده شد. موش ها در چهار گروه کنترل، آرژینین موضعی 2 درصد، آرژینین موضعی 5 درصد و آرژینین تزریقی و هر گروه شامل 6 سر قرار گرفتند. بعد از 15 روز ، موش ها قربانی شده و نمونه بافتی در فرمالین 10 درصد فیکس شد. بعد از مراحل پردازش بافت، به وسیله میکروسکوپ نوری مطالعات استریولوژی انجام شد. یافته ها: در این مطالعه، تعداد سلول های فیبروبلاست در گروه آرژینین تزریقی در مقایسه با گروه کنترل، آرژینین موضعی %2 و %5 کاهش داشته است. همچنین حجم درم در گروه آرژینین تزریقی در مقایسه با گروه آرژینین موضعی %2 و %5 و کنترل کاهش معنی داری داشته است، اما حجم درم در گروه آرژینین موضعی %2 در مقایسه با گروه کنترل افزایش داشته است. نتیجه گیری: این تحقیق تفاوت های معنی داری را در اثرات ترمیم زخم آرژینین موضعی در مقایسه با آرژینین تزریقی نشان می دهد.
۱۵۲۶.

کاربرد فناوری های اینترنت اشیا و هوش مصنوعی در پایش و مدیریت بوم سازگان های دریایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
بوم سازگان های دریایی در دهه های اخیر به دلیل تغییرات اقلیمی، آلودگی و فعالیت های انسانی تحت فشار فزاینده ای قرار گرفته اند. پایش مؤثر این اکوسیستم ها برای مدیریت پایدار منابع دریایی و کاهش پیامدهای منفی انسانی ضروری است. با پیشرفت فناوری، استفاده از اینترنت اشیا و هوش مصنوعی به عنوان ابزارهای نوین برای جمع آوری و تحلیل داده های محیطی مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی کاربردهای اینترنت اشیا و هوش مصنوعی در پایش و مدیریت بوم سازگان های دریایی، توسعه چارچوبی یکپارچه و ارائه توصیه های عملی برای بهبود دقت و سرعت شناسایی تغییرات محیطی انجام شده است. پژوهش حاضر یک مرور نظام مند از مطالعات اخیر منتشرشده در 15 سال اخیر را انجام داده و بر منابع معتبر بین المللی تمرکز کرده است. داده ها با استفاده از تحلیل محتوا استخراج و چارچوبی شامل حسگرهای دریایی، شبکه های ارتباطی، الگوریتم های هوش مصنوعی و روش های پیش بینی ارائه شد. یافته ها نشان می دهد که ترکیب اینترنت اشیا و هوش مصنوعی امکان پایش لحظه ای پارامترهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی در گستره های جغرافیایی وسیع را فراهم می کند. استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی در تحلیل داده ها موجب پیش بینی بهتر تغییرات بوم سازگان و شناسایی نقاط بحرانی می شود. همچنین، این رویکرد باعث کاهش هزینه های نظارت و افزایش دقت تصمیم گیری مدیریتی می شود. ادغام اینترنت اشیا و هوش مصنوعی در پایش دریایی می تواند پایه ای برای توسعه اقیانوس هوشمند و مدیریت پایدار منابع دریایی فراهم کند. این فناوری ها علاوه بر بهبود کارایی پایش، امکان واکنش سریع در برابر تهدیدهای محیطی و افزایش آگاهی علمی از تغییرات اکوسیستم های دریایی را فراهم می سازند.
۱۵۲۷.

نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی با رفتار خصمانه در بزرگسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه: تجارب آسیب زای دوران کودکی نقش مهمی در شکل گیری رفتارهای ناسالم در بزرگسالی دارد؛ شناسایی مکانیزم های زیربنایی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتارهای خصمانه از اهمیت بالایی برخوردار است؛ بر این اساس مطالعه حاضر با هدف نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار خصمانه در بزرگسالان انجام شد. روش: مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان شرکت پایانه های نفتی ایران در سال 1403 بودند، در این پژوهش 280 نفر به روش نمونه گیری در دسترس مشارکت داشتند و به پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (AQ)، پرسشنامه عملکرد بازتابی (RFQ) و پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی به طور مستقیم بر رفتار خصمانه (57/0=β) اثر مثبت و معنادار داشت؛ همچنین بر ذهنی سازی (58/0-=β) اثر منفی و معنادار داشت؛ نتیجه دیگر نشان داد که ذهنی سازی به صورت مستقیم بر رفتار خصمانه (34/0-=β) اثر منفی و معنادار داشت (05/0>P). نتیجه دیگر نشان داد که ذهنی سازی بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار خصمانه (20/0=β) نقش میانجی داشت. نتیجه گیری: در مجموع می توان نتیجه گرفت که تجارب آسیب زای دوران کودکی به صورت مستقیم و با نقش میانجی ذهنی سازی بر رفتار خصمانه بزرگسالان تاثیر دارد.
۱۵۲۸.

مدل مفهومی عوامل طلاق مبتنی بر قرآن: تحلیل محتوای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه و اهداف: طلاق به عنوان یکی از مهم ترین تحولات منفی در ساختار خانواده، پیامدهای گسترده ای برای سلامت روان همسران، کارکردهای عاطفی خانواده و ثبات فرهنگی اجتماعی جوامع به همراه دارد. یافته های پژوهشی نشان می دهد که این پدیده با افزایش آشفتگی های روان شناختی، کاهش کیفیت زندگی و تضعیف پیوندهای عاطفی همراه است و آثار آن صرفاً محدود به زوجین نبوده، بلکه فرزندان و نظام اجتماعی را نیز دربر می گیرد. در دهه های اخیر، هم در جوامع صنعتی و هم در ایران، میزان طلاق روند افزایشی داشته و هم زمان نگرش ها و هنجارهای مرتبط با آن دستخوش تغییر شده است؛ به گونه ای که عادی شدن طلاق، کاهش قبح اجتماعی و تحول ارزش ها و انتظارات زناشویی، تصمیم گیری در این زمینه را تسهیل کرده است. ادبیات پژوهش گویای آن است که طلاق پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که از برهم کنش عوامل فردی، روان شناختی، ارتباطی، اجتماعی، فرهنگی و ارزشی شکل می گیرد. با وجود گستردگی مطالعات، بخش قابل توجهی از پژوهش های موجود یا مبتنی بر رویکردهای کمّی و اثبات گرایانه بوده اند، یا مجموعه ای پراکنده از متغیرهای مؤثر را گزارش کرده اند، بدون آنکه به ارائه یک چارچوب مفهومی منسجم و مبتنی بر بافت فرهنگی دینی بپردازند. با توجه به نقش محوری دین در شکل دهی باورها، نگرش ها و الگوهای رفتاری زوجین در جوامع اسلامی و ظرفیت غنی قرآن کریم در تبیین روابط زناشویی، پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل مفهومی از عوامل مؤثر بر طلاق براساس تحلیل محتوای کیفی آیات قرآن و روایات تفسیری انجام شده است. این پژوهش می کوشد با استخراج و صورت بندی نظام مند مفاهیم مرتبط با طلاق از متن قرآن، چارچوبی مفهومی ارائه دهد که بتواند ابعاد بنیادین و تأثیرگذار این پدیده را از منظر دینی تبیین کند و زمینه نظری لازم برای پژوهش های آتی و طراحی مداخلات آموزشی و درمانی متناسب با بافت فرهنگی دینی جامعه اسلامی را فراهم سازد. روش: این پژوهش با بهره گیری از راهبرد اکتشافی متوالی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. راهبرد اکتشافی متوالی مشتمل بر دو مرحله گردآوری و تحلیل داده هاست و برای کشف و صورت بندی مفاهیم در حوزه های کمتر مدل سازی شده کاربرد دارد. چارچوب تحلیل محتوای کیفی براساس الگوی چهارمرحله ای بنگستون شامل برنامه ریزی، گردآوری داده ها، تحلیل داده ها و گزارش نتایج اتخاذ شد. در مرحله برنامه ریزی، هدف پژوهش تدوین مدل مفهومی عوامل طلاق براساس قرآن تعیین شد که واحد تحلیل شامل آیات قرآن، روایات تفسیری و فقره هایی از آنها بود. راهبرد تحلیل به صورت استقرائی و با تمرکز همزمان بر معانی آشکار و پنهان انجام گرفت. جامعه متنی پژوهش کلیه گزاره های توصیفی و تبیینی قرآن کریم و روایات مرتبط با آیات طلاق بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و گزینشی و با واحد نمونه گیری «مضمون» انجام شد و فرایند انتخاب داده ها تا دستیابی به اشباع ادامه یافت. استخراج داده ها با جستجوی حوزه واژگانی مرتبط، متضاد و ناظر به زوجیت با استفاده از نرم افزارهای «جامع التفاسیر» و «جامع الاحادیث نور» صورت گرفت که درنهایت پانصد گزاره قرآنی و روایی انتخاب شد. روایات تفسیری به عنوان شواهد مؤید از منابع معتبر حدیثی استخراج و براساس معیار درجه بندی منابع حدیثی غربال شدند. تحلیل داده ها در چهار گام ازمتن گیری، به متن دهی، مقوله بندی و یکپارچه سازی انجام شد که شامل شناسایی واحدهای معنایی، کدگذاری، تشکیل زیرمقوله ها و مقوله ها و درنهایت دستیابی به مدل مفهومی بود. برای اطمینان از روایی و استحکام یافته ها از معیارهای اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تأییدپذیری و اتکاپذیری لینکلن و گوبا استفاده شد؛ همچنین توافق کارشناسان متخصص علوم اسلامی و روان شناسی درباره ساختار مقوله ها و درون مایه ها ارزیابی گردید. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد فرایند تحلیل محتوای کیفی قرآن و روایات تفسیری از راه کدگذاری باز به استخراج ۸۵۰ کد باز انجامید. این کدها پس از ادغام واحدهای معنایی مشابه در قالب ۹۵ زیرمقوله و سپس در سطحی انتزاعی تر در ۳۳ مقوله سازمان دهی شدند. در گام بعد، مقوله ها براساس روابط معنایی، تقدم و تأخر مفهومی و نقش تبیینی آنها در منطق درونی متون در قالب سیزده درون مایه یکپارچه شدند. درنهایت مطابق مرحله «یکپارچه سازی» در الگوی بنگستون، درون مایه ها در سطح بالاتری در پنج بعد اصلی سامان یافتند که ساختار مدل مفهومی عوامل طلاق را شکل می دهد. این پنج بعد شامل عوامل بنیادین، بسترهای ادراکی، کانون بحران، عوامل تعدیل گر و الگوهای مواجهه است. عوامل بنیادین ناظر بر ریشه های زیرین تعارض زناشویی بوده، و بر دو محور «ازدواج نادرست» و «ناپایداری مبدأ ادراک شده» استوار است. بسترهای ادراکی به فرایندهای ناکارآمد پنداره سازی و پردازش تحریف شده مسائل زناشویی اشاره دارد که زمینه ساز کژفهمی و نارضایتی متقابل می شود. کانون بحران، ماهیت درونی فرسایش رابطه را از راه دو مؤلفه «سرخوردگی» و «دلزدگی» تبیین می کند. عوامل تعدیل گر، شامل خودفروروی، بی تفاوتی یا مداخله ناکارآمد اطرافیان و شکل گیری روابط عاطفی جایگزین، مسیر تشدید یا مهار بحران را تحت تأثیر قرار می دهند. درنهایت الگوهای مواجهه بیانگر راهبردهای زوجین در آستانه طلاق است که شامل دوگانگی، سرکشی، متارکه و اقدام به طلاق می شود. روایی مدل مفهومی با استفاده از شاخص های CVI و CVR و نظر نُه کارشناس متخصص تأیید شد و نتایج گویای تناسب و ضرورت مطلوب تمامی ابعاد و درون مایه های مدل است. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد مدل مفهومی عوامل طلاق در قرآن از پنج بعد اساسی شامل عوامل بنیادین، بسترهای ادراکی، کانون بحران، عوامل تعدیل گر و الگوهای مواجهه تشکیل شده است. در سطح تحلیلی پایین تر، این مدل بیانگر نُه عامل اصلی شکل گیری طلاق است که در تعامل با یکدیگر، مسیر فرسایش رابطه زناشویی را تبیین می کنند. نتایج پژوهش حاضر، همسو با مطالعات داخلی و بین المللی بر چندبعدی بودن و پیچیدگی پدیده طلاق تأکید دارد؛ با این حال، تمایز اساسی این مدل در تعیین نقطه آغاز تعارض زناشویی است. برخلاف بسیاری از الگوهای رایج که شکاف عاطفی را نقطه شروع طلاق می دانند، یافته های این پژوهش نشان می دهد ریشه های اولیه تعارض در عوامل بنیادین، به ویژه ازدواج نادرست و اختلال در نظام ادراک و معناپردازی همسران نهفته است. در این چارچوب، احساس درماندگی و دلزدگی به عنوان کانون بحران، پیامد تداوم ادراک های ناکارآمد و پردازش های تحریف شده در تعامل زوجین برداشت می شود؛ از سوی دیگر نقش عوامل تعدیل گر در تشدید یا مهار مسیر طلاق، نشان دهنده اهمیت زمینه های فردی، بین فردی و اجتماعی در تصمیم گیری نهایی زوجین است. افزون بر این، شناسایی الگوهای متنوع مواجهه با طلاق بیانگر آن است که همسران در آستانه جدایی، راهبردهای یکسانی اتخاذ نمی کنند و این تفاوت ها باید در مداخلات روان شناختی مورد توجه قرار گیرد. درمجموع مدل مفهومی پیشنهادی با تأکید بر نقش باورهای بنیادین، ادراک مسئله و عاملیت اخلاقی، چارچوبی منسجم برای فهم عمیق تر عوامل طلاق فراهم می آورد و می تواند مبنایی نظری برای پیشگیری، مداخله و تصمیم گیری آگاهانه در فرایند طلاق باشد. تقدیر و تشکر: این مقاله برگرفته از رساله دکتری نویسنده در گروه روان شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است. نویسنده مراتب سپاس خود را از اساتید راهنما و مشاور، کارشناسان متخصص و اعضای گروه روان شناسی ابراز می دارد که این پژوهش با همکاری و حمایت های ارزشمند آنها به سرانجام رسید. تعارض منافع : نویسنده اعلام می کند در تهیه و انتشار این مقاله هیچ گونه تعارض منافع مالی، شخصی یا حرفه ای وجود ندارد.
۱۵۲۹.

تحلیل روان شناختی تنظیم هیجان در قرآن کریم با تأکید بر رویکرد شناختی-رفتاری (CBT)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
مقدمه و اهداف: تنظیم هیجان به عنوان یکی از سازوکارهای بنیادین در دستیابی به سلامت روان، تاب آوری فردی و انطباق مؤثر با محیط، نقشی حیاتی در کیفیت زندگی ایفا می کند. ناتوانی در مدیریت و تعدیل هیجانات در مواجهه با موقعیت های استرس زا، فقدان، یا تهدیدهای روانی مستقیماً به اختلالات روان شناختی و کاهش عملکرد شناختی می انجامد. در پارادایم روان شناسی شناختی-رفتاری (CBT)، کانون توجه بر این فرض استوار است که ارزیابی های شناختی فرد از رویدادها، تعیین کننده اصلی نوع و شدت واکنش های هیجانی و رفتاری وی خواهد بود. بر این اساس راهبردهای CBT بر شناسایی و اصلاح شناخت های ناکارآمد، توسعه آگاهی هیجانی و به کارگیری تکنیک هایی همانند بازسازی شناختی تأکید دارند. در کنار این پیشرفت های مدرن، قرآن کریم با ساختار چندلایه و معناگرای خود، مجموعه ای غنی و نظام مند از توصیه های عملی برای مدیریت تجربه هیجانی ارائه می دهد. مفاهیمی چون صبر، توکل، رضا، خوف و پرهیز از حزن و یأس، جملگی دال بر وجود یک نظام منسجم از راهبردهای تنظیم هیجان در متون وحیانی است. این راهکارها غالباً ماهیتی درون زاد، شناخت محور و هدفمند دارند که از نظر کارکردی با اصول مطرح در CBT هم راستا هستند؛ با وجود این، پژوهش های پیشین عمدتاً در حوزه بررسی های اخلاقی یا تربیتی این مفاهیم متوقف مانده و تحلیل نظام مند و تطبیقی آنها با مؤلفه های نظریه تنظیم هیجان، به ویژه مدل فرایندی گراس (1998)، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی این سازوکارهای قرآنی و ارائه یک چارچوب مفهومی برای تلفیق حکمت اسلامی با مدل های روان شناختی مدرن است. سؤالات محوری عبارت اند از: 1. مؤلفه های تنظیم هیجان در قرآن کریم کدامند؟ 2. این مؤلفه ها تا چه حد با اصول و مراحل مدل CBT انطباق دارند؟ 3. الگوی قرآنی تنظیم هیجان چه سهمی در بهبود سلامت روان فردی دارد؟ روش: پژوهش حاضر از حیث هدف، بنیادی و از نظر روش شناسی، کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش، به طور قیاسی بر مبنای رویکرد شناختی–رفتاری و به طور خاص، مدل فرایندی تنظیم هیجان گراس (1998) سامان یافته است. این مدل پنج مرحله اصلی (انتخاب موقعیت، تغییر موقعیت، توجه انتخابی، ارزیابی مجدد شناختی، و تعدیل پاسخ) را شامل می شود که مبنای کدگذاری نظری اولیه قرار گرفتند. جامعه پژوهش، کل متن قرآن کریم در حد توان نگارنده می باشد و واحد تحلیل، آیات یا عباراتی است که به نظر می آید احتمالاً دلالت روشن یا قابل استنباطی بر هیجانات انسانی (مانند خوف، حزن، خشم، امید) و راهبردهای مقابله ای دارند. نمونه گیری آیات به صورت هدفمند نظری و براساس چهار معیار اصلی انجام شد: وجود دلالت هیجانی، قابلیت انطباق با یکی از مراحل پنج گانه مدل گراس، برخورداری از پشتوانه تفسیری معتبر (با استناد به تفاسیری چون المیزان، تسنیم و مجمع البیان) و التزام کامل به چارچوب نظری از پیش تعیین شده برای پرهیز از تحلیل ذوقی. فرایند تحلیل شامل چهار مرحله بود: 1. تدوین چارچوب کدگذاری نظری (براساس مؤلفه های CBT)؛ 2. شناسایی و غربال آیات؛ 3. کدگذاری محتوای مفهومی (به صورت دستی و تحلیلی با اعمال کدگذاری چندگانه در صورت لزوم) و 4. تحلیل تفسیری و استنتاج نظری با تطبیق دلالت های قرآنی با مفاهیم CBT. برای تضمین اعتبار نتایج از مثلث سازی نظری (تطبیق داده ها با مدل گراس و تفاسیر) و شفافیت روش شناختی استفاده شد تا اطمینان از انسجام درون تحلیلی و اعتبار تفسیری حاصل شود. نتایج: تحلیل داده ها براساس چارچوب نظری مستخرج از CBT و مدل گراس به شناسایی هم راستایی های ساختارمندی بین آموزه های قرآنی و راهبردهای تنظیم هیجان انجامید. یافته های کلیدی نشان داد که به نظر نگارنده احتمالاً قرآن کریم به گونه ای نظام مند هر پنج مرحله تنظیم هیجان را پوشش دهد. در مرحله ارزیابی مجدد شناختی آیاتی مانند «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللهِ…» (زمر، 53) با تکنیک بازسازی شناختی در CBT انطباق دارند. این آیه با جایگزینی شناخت ناکارآمد «من غیرقابل بخشش هستم» با باور قوی «من همچنان مورد رحمت هستم»، احساس شکست و ناامیدی را تعدیل می کند و تقویت امید و اصلاح تصویر از خود را در پی دارد. در حوزه توجه انتخابی، آیه «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد، 28) کارکردی معادل ذهن آگاهی درمانی را نشان می دهد؛ ذکر الهی به عنوان یک تمرکز آگاهانه بر لحظه حال با محتوای معطوف به خداوند به تثبیت هیجانی و کاهش اضطراب ناشی از نشخوار فکری می انجامد؛ همچنین در مرحله تعدیل پاسخ رفتاری، فرمان قرآنی «الْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ» (آل عمران، 134)، الگویی فعال از کنترل تکانه رفتاری و انتخاب پاسخ جایگزین (عفو) به جای واکنش هیجانی زودگذر (انتقام یا پرخاشگری) را ارائه می دهد. درنهایت آیاتی مانند «وَلَاتَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُمْ مُّؤْمِنِینَ» (آل عمران، 139)، بر اهمیت تاب آوری شناختی و حفظ عزت نفس در مواجهه با سختی ها تأکید دارند که بازتابی از تقویت باورهای برگرفته از توحید است. جدول تطبیقی ارائه شده در پژوهش، این موارد را به صورت نظام مند دسته بندی می کند. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت، فراتر از یک نظام اخلاقی، یک الگوی شناختی-رفتاری منسجم برای تنظیم هیجان ارائه می دهد که به نظر می آید با مراحل مدل فرایندی گراس  (1998) و اصول بنیادی CBT همخوانی دارد. این هم راستایی نشان می دهد که راهبردهای معنوی مانند توکل، صبر و ذکر، مکانیسم های روان شناختی مشخصی را در چارچوب درمان شناختی-رفتاری فعال می سازند؛ برای مثال صبر صرفاً تحمل منفعلانه نیست، بلکه یک راهبرد فعال شناختی برای ارزیابی مجدد موقعیت های تنش زا و حفظ کنترل پاسخ های رفتاری درونی و بیرونی است. این کشف، اهمیت بالایی در بومی سازی دانش روان شناسی دارد؛ زیرا یک مدل روان درمانی مبتنی بر حکمت اسلامی را پایه ریزی می کند که برای جوامع مسلمان دارای اعتبار درونی و فرهنگی بیشتری است. نکته قابل تأمل آن است که رویکرد قرآن، برخلاف برخی رویکردهای مدرن که ممکن است بر سرکوب هیجان تأکید کنند، بر هدایت هیجان به سوی هدفی متعالی تر استوار است؛ یعنی تبدیل هیجانات بالقوه مخرب به انرژی سازنده و معنادار. اگرچه ماهیت کیفی پژوهش مستلزم احتیاط در تعمیم های بالینی است، نتایج به طور قوی بر لزوم تلفیق این آموزه ها در مداخلات بالینی مبتنی بر CBT تأکید دارند. مطالعات آتی باید این یافته های نظری را از راه طراحی و اجرای پروتکل های مداخله ای کمّی و کارآزمایی بالینی مورد تأیید قرار دهند. تقدیر و تشکر: نویسندگان مراتب قدردانی عمیق خود را نسبت به کلیه اساتید و متخصصانی ابراز می دارند که در مرحله اعتبارسنجی چارچوب نظری و تحلیل تفسیری این پژوهش همکاری کردند. دانش و وقت ارزشمند ایشان در ارتقای اعتبار علمی این مطالعه نقشی محوری داشته است. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله هیچ گونه تعارض منافع مالی یا شخصی در انجام، نگارش و ارائه این پژوهش نداشته اند و تمام فرایند تحقیق براساس اصول علمی و حرفه ای انجام پذیرفته است.
۱۵۳۰.

تحلیل کیفی دیدگاه زوج درمانگران مسلمان مبتنی بر زوج درمانی انفرادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
مقدمه و اهداف: زوج درمانی یک طرفه به عنوان رویکردی نوین تلاش می کند با تمرکز بر یک نفر از زوجین، تغییرات مثبتی در رابطه ایجاد کند. این شیوه درمانی بر این اصل استوار است که اگر یکی از زوجین رفتارها و باورهای خود را اصلاح کند، ممکن است تأثیر مثبتی بر کل سیستم خانواده داشته باشد. افزایش کیفیت روابط زناشویی با تلاشِ یکی از همسران، همراه با تقویت مهارت های زناشویی و توسعه فردی، حتی در شرایطی که همسر دیگر تمایلی به درمان ندارد، می تواند در بهبود روابط زناشویی نقش مؤثری داشته باشد. نظریه های خانواده درمانی خدامحور با ارائه نگاهی متفاوت به مراجعانی که با ناامیدی از همکاری زوج دیگر یک طرفه به مشاوره می آیند، بر نگاه معنوی و پذیرش مقدّرات الهی تأکید دارد و این رویکرد توانسته است آرامشی برای فرد ایجاد کند که او را در مواجهه با ناسازگاری همسر یاری دهد؛ همچنین به طور خاص، منابع اسلامی می توانند پایه ای برای استخراج و تبیین دقیق ریشه یابی و ارائه راهکار درمانی در جهت زوج درمانی یک طرفه باشند. با وجود تحلیل های فراوان در این باره، پژوهش حاضر درصدد است که با تحلیل کیفی دیدگاه های زوج درمانگران مسلمان به جمع بندی و ارائه تکنیک هایی مبتنی بر آموزه های اسلامی دست یابد. بر این اساس سؤال پژوهش عبارت است از: تحلیل کیفی دیدگاه زوج درمانگران مسلمان مبتنی بر زوج درمانی انفرادی چیست؟ روش: در این پژوهش برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها که به صورت متنی درآمدند، روش تحلیل محتوای کیفی به کار رفت که مناسب ترین تکنیک برای تجزیه و تحلیل این نوع داده هاست. نخست در چندین مرحله کدگذاری باز انجام شد. در ابتدا سطوری مشخص شدند که پاسخ پرسش های باز در گفتگوها بودند؛ پس از آن با ورود به کدگذاری محوری، کدهای باز معانی و مفاهیم مرتبط و مشترک استخراج شد. سرانجام نیز کدگذاری انتخابی انجام گرفت. با توجه به هدف تحقیق و براساس منطق قیاسی مصاحبه ها نخست برپایه معانی ظاهری داده ها در مرحله اول تعداد ۱۹۰ کد باز اولیه کدگذاری شدند. مفاهیم مرتبط با مقوله ها به صورت گویه های معنا دار مشخص شد. در گام بعدی منطبق بر شیوه استقرائی براساس معانی و مفاهیم مشترک و متفاوت کدهای محوری مشخص شدند و خرده طبقات را تعیین کردند. در مرحله نهایی با کدگذاری انتخابی طبقات اصلی به دست آمدند؛ بنابراین طبقات اصلی کدگذاری شده به طور مستقیم از فایل های مصاحبه های پیاده شده مستخرج شدند. سپس دو کدگذار همه متون مصاحبه های پیاده شده را خوانده، مفاهیم متمایز را شناسایی می کنند تا به توافق دست یابند. جهت تضمین اطمینان پذیری کوشش شد پژوهشگر پیش فرض های خود را هنگام جمع آوری اطلاعات کنار بگذارد؛ همچنین محقق با صرف وقت مناسب، تنوع لازم در سوابق حرفه ای و رویکردها، تحصیلات و رشته های آموزش یافته را فراهم آورد. به این ترتیب سطح اطمینان یافته ها را به حد مناسبی افزایش داد. نتایج: در مضمون علّی به موضوع نگرش منفی و ترس از قضاوت شدن در جلسات مشاوره پرداخته شد که در این باره پژوهش های فراوانی انجام شده است. در پژوهشی نشان داده اند افزایش نگرش و تغییر باورهای افراد به موضوع مشاوره و کمک خواهی موجب پیشگیری از آسیب های متعدد روحی روانی و خانوادگی می شود. از این لحاظ مطابقت دارد که فرهنگ عمومی نسبت به روان شناس و مشاور مثبت نباشد و از این رو بسیاری از افراد به دلایل فراوانی به روان شناس یا زوج درمانگر مراجعه نمی کنند. بیشتر مصاحبه گران اتفاق نظر داشتند که ارتباط با زوج غایب از راه دعوت به بهانه های مختلف راهگشاست؛ در این راستا نوشتن نامه ای غیرتهدیدکننده می تواند راهی برای ارتباط غیرمستقیم باشد. در مجموع ایجاد پل ارتباطی با روش های مختلف مورد توصیه اکثر پژوهشگران و مصاحبه شوندگان است. در بخش مضمون راهبردی بیان شد که مهم ترین اصل در زوج درمانی انفرادی آموزش راهبردهای کاهش استرس و اضطراب و آموزش تکنیک های آرامش بخش دینی به زوج حاضر است. یافته ها در این زمینه نشان می دهند که اعتقادات و ارزش های دینی می توانند به عنوان منبعی برای تقویت رابطه زناشویی، کاهش تعارضات و افزایش رضایت زوجین و تاب آوری در سازگاری زناشویی باشند. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهند که تلفیق دین و معنویت در زوج درمانی می تواند به ویژه برای زوج های مذهبی مؤثر باشد. البته این روش باید با توجه به اعتقادات خاص هر زوج و با رعایت حساسیت های فرهنگی اجرا شود. ازجمله محدودیت های این پژوهش می توان این موارد را برشمرد: کمبود پژوهش های کمّی و کیفیِ داخلی و خارجی در این زمینه، دشواری در دریافت فرصت از مصاحبه شوندگان و استفاده از مصاحبه به عنوان تنها ابزار گردآوری اطلاعات که ممکن است سوگیری هایی را در پاسخگویی ایجاد کند؛ به همین علت باید در تعمیم دهی یافته ها احتیاط کرد. با توجه به نتایج این پژوهش در راستای تقویت مشاوره انفرادی با یکی از زوجین، چنین مواردی پیشنهاد می شود: نگرش ملّی از سوی رسانه ها به موضوع مشاوره و ارجاع به روان شناس و زوج درمانگر تغییر یابد؛ به طوری که مردم بدون ملاحظات بی مورد به مشاور مراجعه و مشکلات خود را برطرف کنند؛ همچنین این پژوهش در بین زوج درمانگران غیرمسلمان انجام شود و نتایج آن در دسترس قرار گیرد. مقایسه نتایج این پژوهش و تحقیق مستقلی در مصاحبه با مشاوران غیرمسلمان قابل بررسی و تأمل است؛ همچنین پیشنهاد می شود پروتکلی در راستای زوج درمانی انفرادی با رویکرد اسلامی تهیه و پس از سنجش روایی و پایایی در اختیار روان شناسان و زوج درمانگران در مراکز مشاوره قرار گیرد تا ضمن بهره وری از آموزه های دینی روند مشاوره انفرادی با سرعت مطلوب انجام شود. تقدیر از مشارکت همکاران: نویسندگان با شکرگزاری از خداوند از افرادی که در این پژوهش همراه بوده اند، کمال قدردانی و تشکر را دارند. تضاد منافع و تأمین مالی: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ تضاد منافع در این مقاله وجود ندارد و کلیه هزینه های پژوهش از سوی آنان تأمین شده است.
۱۵۳۱.

اثربخشی برنامه غنی سازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی بر مدارا و راهبردهای حفظ رابطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامه غنی سازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی بر مدارا و راهبردهای حفظ رابطه در زوجین مرحله گذار به والدینی شهر یاسوج بود. روش پژوهش حاضر در یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوجین در مرحله گذار مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهید اشرفی و شهید مدنی شهر یاسوج به تعداد 88 نفر (44 زوج) بودند که 60 نفر از آن ها به صورت داوطلبانه و با رعایت ملاک های ورود و خروج به پژوهش به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) کنترل (30 نفر) جایگزین شدند. شرکت کننده ها به شاخص راهبردهای حفظ رابطه (کاناری و استافورد، 992) و مدارا (خجسته مهر و همکاران، 1399) در روابط همسران در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پاسخ دادند و شرکت کنندگان گروه آزمایش در هشت جلسه نوددقیقه ای در برنامه غنی سازی ازدواج مبتنی بر گذار والدینی شرکت کردند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (آمیخته) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که برنامه غنی سازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی، باعث بهبود راهبردهای حفظ رابطه (08/36 = F، 001/0 p) و مدارا (27/28 = F، 001/0P <) در شرکت کنندگان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از مرحله پیش آزمون به مرحله پس آزمون تا مرحله پیگیری شده است. با توجه به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که برنامه غنی سازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی یک روش مناسب برای بهبود راهبردهای حفظ رابطه و مدارا در زوجین در مرحله گذار به والدینی است.
۱۵۳۲.

تأثیر هنردرمانی با رویکرد انسان گرا بر خودپنداشت و نظریه ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
کودکان بی سرپرست و بدسرپرستی که در محیطی نا امن و خالی از عشق تربیت می شوند، در معرض بحران های عاطفی، اخلاقی، اجتماعی و روحی قرار دارند لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هنردرمانی با رویکرد انسان گرا بر نظریه ذهن و خودپنداشت کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انجام گردید. پژوهش حاضر با روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه ی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست 7 تا 12 سال شهر اصفهان بود. نمونه آماری به صورت در دسترس از سه مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انتخاب شد و در نهایت 32 کودک گروه سنی 7 تا 12 سال در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه خودپنداشت کودکان (1963) و آزمون نظریه-ذهن (1999) بود. 10 جلسه هنردرمانی 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش برگزار گردید که هر جلسه یک تکلیف در خانه نیز داشت. داده های پژوهش به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS26 تحلیل و بررسی شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که هنردرمانی با رویکرد انسان گرا بر خودپنداشت و نظریه ذهن کودکان بی سرپرست و بدسرپرست، تأثیر معناداری داشته است همچنین بین خودپنداشت و نظریه ذهن این کودکان رابطه ی معناداری وجود دارد. با توجه به نتایج حاصل، به نظر می رسد استفاده از هنر به عنوان یک درمان انسان گرا می تواند پایه ریزی مناسبی برای درمان مبتنی بر تعامل میان کودک، محیط و درمانگر باشد و کودکان بی سرپرست و بدسرپرست را به سمت بهبود نظریه ذهن و خودپنداشت آن ها سوق دهد.
۱۵۳۳.

مدل اعتیاد به بازی های آنلاین نوجوانان بر اساس حمایت اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان در رابطه بین حمایت اجتماعی و اعتیاد به بازی آنلاین در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه نوجوانان پسر منطقه یک و سه شهر تهران بودند که از میان آنها نمونه ای به حجم 220 نفر به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های مقیاس چند بعدی رضایت از زندگی دانش آموزان هیوبنر (1994)، حمایت اجتماعی شربورن و استوارت (1991)، دلبستگی به همسالان آرمسدن و گرینبرگ (1987) و اعتیاد به بازی-های آنلاین وانگ و چانگ (2002) بود. روابط بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون و آزمون مدل یابی معادلات ساختاری به روش حداقل مجذورات جزئی انجام شد. نتایج نشان داد که بین حمایت اجتماعی با اعتیاد به بازی آنلاین رابطه منفی و معنادار و با رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان رابطه مثبت و معنادار، بین رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان با اعتیاد به بازی آنلاین رابطه منفی و معنادار و بین دلبستگی به همسالان و رضایت از زندگی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت (05/0>P). ارتباط غیرمستقیم حمایت اجتماعی و اعتیاد به بازی آنلاین از طریق رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان مشخص شد. بنابراین رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان نقش واسطه ای در رابطه بین حمایت اجتماعی و اعتیاد به بازی آنلاین داشتند. می توان نتیجه گرفت که پژوهشگران حوزه اعتیاد به اینترنت و بازی آنلاین باید بر نقش حمایت اجتماعی و دلبستگی به همسالان جهت برنامه ریزی برای اقدامات پیشگیرانه تأکید نمایند.
۱۵۳۴.

واکاوی فرایند ارزیابی سلامت روان داوطلبان حرفه معلمی جهت پذیرش در دانشگاه فرهنگیان و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۵
این پژوهش با هدف تحلیل وضعیت موجود مؤلفه های موردنظر برای ارزیابی سلامت روان داوطلبان حرفه معلمی جهت پذیرش در دانشگاه فرهنگیان و ارایه راهکارهایی برای بهبود آن انجام شد. روش پژوهش مورد استفاده کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل کلیه اعضای هیات علمی و مدرسان دانشگاه فرهنگیان در رشته های مشاوره و روان شناسی بوده که از بین آنها نمونه-ای به تعداد 17 نفر به روش نمونه گیری هدفمند( از نوع خبره) انتخاب شدند. از ابزار مصاحبه(نیمه-ساختاریافته) برای جمع آوری داده های مورد نیاز استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده به عمل آمد. نتایج پژوهش نشان داد که مؤلفه های سلامت روان داوطلبان حرفه معلمی شامل دو مقوله اصلی و هشت مقوله فرعی است. مقوله شناسایی و ارزیابی مؤلفه های سلامت روان، شامل مؤلفه های شناسایی و ارزیابی خیلی کم سلامت روان، عدم وجود زمان کافی، عدم وجود ابزارهای لازم و عدم ارزیابی دقیق سلامت روان بود. مقوله اقدامات متناسب، مؤلفه های استفاده از آزمون های روانی معتبر، تخصصی بودن ارزیابی سلامت روان، نیاز به مصاحبه های عمیق، ارزیابی صلاحیت روانی در حین و پایان تحصیل را در بر می گرفت. با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که به منظور پذیرش داوطلبانی برخوردار از سلامت روان در دانشگاه فرهنگیان، بایستی از نتایج آزمون های روانی معتبر در کنار مصاحبه تخصصی بهره گرفت و به منظور ارتقای سطح سلامت روان دانشجومعلمان، برگزاری کارگاه های آموزشی در حوزه های سلامت روان و مهارت های زندگی، اردوهای تفریحی و بازدیدهای علمی، فعال نمودن مراکز مشاوره، تدارک برنامه های های ورزشی، هنری و فرهنگی مناسب در دانشگاه پیشنهاد می گردد.
۱۵۳۵.

الزامات مشاوره پیش از ازدواج در ایران: واکاوی کیفی چارچوب های فرهنگی-اجتماعی از نگاه صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
در حال حاضر ، آمار فزاینده ی طلاق و نارضایتی های زناشویی در جوامع مختلف، به ویژه در ایران، نشان دهنده ی ضرورت توجه جدی به مشاوره پیش از ازدواج به عنوان راهکاری مؤثر برای کاهش آسیب های اجتماعی و تقویت بنیان خانواده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی الزامات مشاوره پیش از ازدواج در ایران و واکاوی کیفی چارچوب های فرهنگی-اجتماعی از نگاه صاحب نظران انجام شد. این پژوهش به روش تحلیل مضمون (تماتیک) انجام گرفت. در این مطالعه 15 نفر از صاحب نظران و فعالان حوزه مشاور خانواده با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های حاصل از مصاحبه های جامع و ساختاریافته، بر اساس روش تحلیل مضمون براون و کلارک مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. . یافته های این پژوهش نشان می دهد که الزامات مشاوره پیش از ازدواج در ایران را می توان در سه مضمون اصلی دسته بندی کرد: 1-شفاف سازی معیارهای ازدواج : بررسی انتظارات، باورها و ارزش های فردی و فرهنگی زوجین برای کاهش سوءتفاهم های آینده. 2-ارزیابی آمادگی طرفین :سنجش بلوغ عاطفی، مهارت های ارتباطی، و توانایی مدیریت تعارض در زندگی مشترک. 3-آگاهی بخشی به زوجین :ارائه ی آموزش های ضروری درباره ی حقوق زناشویی، مسئولیت های خانوادگی و مهارت های زندگی. نتایج این مطالعه تأکید می کند که مشاوره پیش از ازدواج نه تنها یک اقدام پیشگیرانه، بلکه یک ضرورت اجتماعی برای کاهش نرخ طلاق و افزایش رضایت از زندگی مشترک محسوب می شود . این پژوهش پیشنهاد می کند که با تدوین برنامه های آموزشی مدون، فرهنگ سازی گسترده و حمایت نهادهای سیاست گذار می توان گام مؤثری در نهادینه کردن مشاوره پیش از ازدواج در ایران برداشت .
۱۵۳۶.

مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر ذهنی سازی و زوج درمانی هیجان مدار بر ظرفیت ذهنی سازی و سلامت هیجانی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۲
ذهنی سازی، ظرفیتی اساسی برای درک حالات ذهنی خود و دیگری است که نقش مهمی در شکل گیری روابط عاشقانه ایفا می کند. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر ذهنی سازی و زوج درمانی هیجان مدار بر ظرفیت ذهنی سازی و سلامت هیجانی زوجین انجام شد. روش این پژوهش مورد منفرد بود و نمونه شامل شش زوج که به صورت داوطلبانه انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه مداخله (مبتنی بر ذهنی سازی) و درمان هیجان مدار تقسیم شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های ذهنی سازی دیمیتریویچ و همکاران (2017) و سلامت هیجانی کسبیر و همکاران (2019) جمع آوری و از طریق ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا (RCI) و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. نتایج نشان داد هر دو مداخله در بهبود ظرفیت ذهنی سازی و سلامت هیجانی زوجین مؤثر بودند، اما مداخله مبتنی بر ذهنی سازی تأثیر بیشتری بر ظرفیت ذهنی سازی داشت، درحالی که درمان هیجان مدار تأثیر قوی تری بر سلامت هیجانی نشان داد. یافته ها نشان دهنده تفاوت هایی در الگوی اثربخشی دو مداخله در حوزه های شناختی و عاطفی روابط زوجین بود.
۱۵۳۷.

اثربخشی برنامه بهبود رابطه (PREP) بر سواد عاطفی و تنظیم هیجانات دانش آموزان دبیرستانی نو مزدوج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه بهبود رابطه (PREP) بر سواد عاطفی و تنظیم هیجان دانش آموزان دختر دبیرستانی نو مزدوج بود. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون به همراه گروه انتظار بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متأهل متوسطه دوم منطقه رضویه مشهد در سال ۱۴۰۳ بود که به روش در دسترس، تعداد ۲۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ۱۰ نفری آزمایش و انتظار جای گرفتند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت آموزش مهارت های بهبود ارتباط مبتنی بر برنامه PREP قرار گرفت، درحالی که گروه انتظار در این مدت مداخله ای دریافت نکرد. در این پژوهش، منظور از نو مزدوج دخترانی است که کمتر از یک سال از عقد رسمی آنان گذشته و هنوز وارد زندگی مشترک نشده اند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه سواد عاطفی کیمیایی و همکاران (۱۳۹۱) و پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج (۲۰۰۶) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که برنامه بهبود رابطه (PREP) منجر به بهبود معنادار سواد عاطفی و تنظیم هیجان در نمونه موردمطالعه در گروه آزمایش در مقایسه با گروه انتظار شد، درحالی که در گروه انتظار تغییر معناداری مشاهده نگردید. به طورکلی، یافته ها نشان می دهد که برنامه PREP می تواند در چهارچوب این پژوهش به عنوان یک مداخله حمایتی در برنامه های مشاوره ای و آموزشی باهدف تقویت مهارت های هیجانی زوجین در مراحل اولیه ازدواج موردتوجه قرار گیرد.
۱۵۳۸.

کشف ساختار عوامل نهفته واژگانی و نحوی در پاسخ به سؤالات درک مطلب انگلیسی با استفاده از یادگیری ماشین بدون نظارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
این مطالعه به بررسی ساختار عوامل نهفته واژگانی و نحوی در پاسخ به سوالات درک مطلب انگلیسی با استفاده از تکنیک های یادگیری ماشین بدون نظارت می پردازد. طرح تحقیق مدلسازی کمی در قالب طرح علی- مقایسه ای است. داده ها از 360 زبان آموز که انگلیسی زبان دوم آن ها به شمار می رود و از طریق پاسخ های کتبی و شفاهی آن ها به سؤالات درک مطلب جمع آوری شد. در مجموع 260 ویژگی واژگانی و نحوی از داده ها استخراج شد. چهار عامل برای داده های شفاهی و چهار عامل برای داده های کتبی شناسایی شد که بیش از 50 درصد از واریانس نمرات درک مطلب را توضیح می دهند. عوامل به شرح زیر نامگذاری و تفسیر شدند. برای داده های مربوط به پاسخ های شفاهی: عامل اول  پیچیدگی دستوری، عامل دوم، پیچیدگی واژگانی، عامل سوم ویژگی و تشابه کلمات و عامل چهارم تنوع واژگانی. چهار عامل داده های مربوط به پاسخ های کتبی عبارتند از: عامل 1، پیچیدگی دستوری، عامل 2 تنوع واژگان، عامل 3 پیچیدگی بند، و عامل 4 اختصاصی بودن کلمه. تحلیل رگرسیون چندگانه در پیش بینی درک مطلب بر اساس عوامل کشف شده نشان داد که عامل سوم (ویژگی و تشابه کلمات) تنها پیش بینی کننده معنادار درک مطلب در داده های شفاهی بود، در حالی که عوامل 1 (پیچیدگی دستوری)، 3 (پیچیدگی بند) و 4 (اختصاصی بودن کلمه) به طور معناداری درک مطلب را در داده های نوشتاری پیش بینی کردند. این یافته ها نشان داد که استفاده از کلمات خاص و مشابه با درک خواندن بالاتر در پاسخ های شفاهی و نوشتاری همراه است، در حالی که پیچیدگی دستوری و تنوع واژگان بسته به نحوه پاسخ، روابط متفاوتی با درک مطلب دارند. این مطالعه بینش های ارزشمندی را در مورد عوامل زمینه ای که به درک مطلب در زبان آموزان که انگلیسی زبان دوم آن ها است، کمک می کند و دستاوردهایی در توسعه روش های آموزش خواندن و ارزیابی مؤثرتر دارد.
۱۵۳۹.

یادگیری تصادفی واژگان از طریق خواندن درک مطلب محور داستان های کوتاه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
این پژوهش به بررسی میزان یادگیری واژگان از طریق خواندن درک مطلب محور داستان های کوتاه و آموزش مستقیم پرداخته است. به این منظور، 30 فارسی آموز مرد و زن با نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. به هر دو گروه یک داستان کوتاه داده شد که دارای 10 واژه جدید بود. در یک گروه فارسی آموزان داستان را با هدف درک مطلب خواندند و از سنجش پس از آن آگاه نبودند، اما در گروه کنترل به فارسی آموزان گفته شد که پس از تدریس این واژه ها قرار است از آنها امتحان گرفته شود و دانش آنها از واژگان سنجیده خواهد شد. نتایج نشان داد فارسی آموزان در گروه آزمایش مدت طولانی تری واژگان را به خاطر سپردند. در مقابل، در یادگیری هدفمند فارسی آموزان تعداد واژگان بیشتری را در بازه زمانی کوتاه در حافظه نگه داشتند. لذا اگر هدف از یادگیری زبان کوتاه مدت است، یادگیری هدفمند بهتر عمل می کند. اما اگر هدف بلند مدت و درک عمیق تر واژگان است، یادگیری تصادفی به مراتب بهتر عمل می کند.  
۱۵۴۰.

تاثیر گمیفیکیشن بر حافظه، سرزندگی تحصیلی و فرایند یاددهی یادگیری در دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
هدف از این پژوهش تاثیر گمیفیکیشن بر حافظه، سرزندگی تحصیلی و فرایند یاددهی یادگیری در دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران بود (رشته های مدیریت)، که تعداد 305 نفر به عنوان حجم نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد بوده است. روایی محتوایی پرسشنامه به تایید جمعی از صاحب نظران رسید. هم چنین جهت بررسی روایی سازه از سه شاخص پایایی مرکب، متوسط واریانس استخراج شده و بار عاملی استفاده گردید و جهت سنجش پایایی و قابل اعتماد از ضریب آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار SPSS26، که بیش تر از 0.7 محاسبه گردید، استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش با نرم افزار PLS نشان می دهد که استفاده از متدهای گیمیفیکیشن می تواند بهبود حافظه و سرزندگی تحصیلی دانشجویان را افزایش دهد و همچنین فرایند یاددهی و یادگیری آن ها را بهبود بخشد. این یافته ها نشان می دهد که گیمیفیکیشن می تواند به عنوان یک ابزار موثر برای ارتقاء عملکرد تحصیلی دانشجویان مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان