ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۰۱ تا ۱٬۵۲۰ مورد از کل ۵۳۳٬۴۲۸ مورد.
۱۵۰۱.

بررسی کیفی فرصت ها و چالش های استفاده از فناوری های نوین و هوش مصنوعی در آموزش ریاضی از دیدگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۳
هدف: آموزش ریاضی همواره با چالش های متعددی برای معلمان و دانش آموزان مواجه است. هدف این پژوهش بررسی فرصت ها و چالش های استفاده از فناوری های نوین و هوش مصنوعی در آموزش ریاضی از دیدگاه معلمان ریاضی دوره دوم متوسطه بود. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناختی انجام شد. جامعه پژوهشی این مطالعه شامل معلمان ریاضی دوره دوم متوسطه با حداقل ۵ سال سابقه تدریس در درس ریاضی بود. به منظور انتخاب نمونه، تعداد ۲۰ نفر به صورت هدفمند و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب گردید. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته استفاده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش براون و کلارک (2006)، که شامل مراحل آشنایی با داده ها، کدگذاری اولیه، بازبینی مضامین، و تعریف نهایی مضامین است، استفاده گردید. یافته ها: بر اساس تحلیل داده های کیفی، معلمان ریاضی فرصت های کلیدی فناوری های نوین و هوش مصنوعی را در شخصی سازی آموزش، تولید محتوای هوشمند و تعاملی، گسترش دسترسی به منابع درسی و ارزیابی سریع و دقیق عملکرد دانش آموزان می دانند. با این حال، چالش هایی همچون نیاز به آموزش و توانمندسازی معلمان، نابرابری در دسترسی به فناوری، کاهش تعاملات انسانی و نگرانی های مربوط به اعتماد و امنیت داده ها نیز به طور جدی مطرح شد. این یافته ها نشان می دهد که موفقیت ادغام فناوری های نوین در آموزش ریاضی، مستلزم توجه همزمان به توسعه زیرساخت، ارتقای مهارت های معلمان و طراحی نظام های حمایتی است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که بهره گیری هدفمند از فناوری های نوین و هوش مصنوعی می تواند کیفیت یادگیری و عدالت آموزشی در درس ریاضی را ارتقا بخشد، اما تحقق این هدف نیازمند رفع چالش های زیرساختی، آموزشی و اخلاقی است. توصیه می شود سیاست گذاران و طراحان آموزشی با تدوین برنامه های جامع توانمندسازی معلمان و تأمین زیرساخت های لازم، زمینه بهره برداری اثربخش از این فناوری ها را فراهم سازند.
۱۵۰۲.

بررسی تجربه زیسته معلمان در مواجهه با بی نظمی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: هدف از این پژوهش تجربه زیسته معلمان در مواجهه با بی نظمی دانش آموزان در شهر مریوان بود، با توجه به هدف کاربردی و بر مبنای رویکرد کیفی و با به کارگیری روش پدیدارشناسی و استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. روش پژوهش: جامعه آماری آن شامل تمامی معلمان دارای سنوات بالای 15 سال در دوره ابتدایی شهر مریوان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که تعداد آنها برابر با 280 نفر بود، روش نمونه گیری پژوهش به صورت هدفمند بود؛ و برای تعیین کفایت نمونه نیز از قاعده اشباع نظری استفاده شد بر این اساس نمونه ی مورد بررسی با تعداد 30 نفر به اشباع رسید، در این برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تهیه ی سوالات مصاحبه سعی شد که تا حدی با توجه به سطح تحصیلات و رشته های مرتبط با معلمان سوالات استاندارد طراحی شوند. یافته ها: برای تحلیل سوالات از روش تحلیل کلایزی و مضمون استفاده شد نتایج نشان داد «اعمال مقررات کلاسی در ارتباط با دانش آموزان بدرفتار و دادن نتیجه و نمره به فعالیت دانش آموز، دخالت و مشارکت دادن دانش آموزان» بی نظم در فرایند تدریس می توانند در زمینه یابی رفتارهای بی نظمی دانش آموز تأثیر داشته باشند. نتیجه گیری: از یافته های بدست آمده از این پژوهش نتیجه گرفته می شود که «تأثیر شرایط فیزیکی و روانی محیط کلاس در امر بی نظمی دانش آموزان، به روز بودن معلم در امر آموزش و شیوه کلاس داری» از شیوه های مناسب مدیریت بی نظمی در کلاس بودند.
۱۵۰۳.

Predicting marital instability based on relational maintenance strategies and love schemas in working women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۶
Objective: Marital instability affects couple relationships and family structure. Although widely studied, the roles of love schemas and relational maintenance strategies in predicting marital instability have received less attention. This study aimed to examine the role of relational maintenance strategies and love schemas in marital instability among working women. Methods: This study employed a descriptive-correlational research design. The statistical population included married women employed at health centers in Ahvaz. A total of 158 participants were selected through a multi-stage cluster random sampling method during the 2024–2025 years. The research instruments included: Marital Instability Index (Edwards et al., 1987), Relational Maintenance Strategy Measure (Stafford et al., 2000), Love Schema Scale (Singelis et al., 1995). Data analysis was conducted using the Pearson correlation coefficient and multiple regression analysis with the use of SPSS27 software. Results: The findings showed that relationship maintenance strategies, including assurance and task sharing, were predictors of marital instability, while love schemas were not able to predict marital instability. Conclusion: Based on these findings, it can be concluded that relational maintenance strategies influence marital instability. These results support clinical and educational interventions in the field of couples therapy that emphasize the enhancement of practical and behavioral skills.
۱۵۰۴.

The Prevalence of Nomophobia among Students and Its Association with Social Media Engagement and Demographic Factors

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
Objective: The aim of the present research was to investigate the prevalence of nomophobia among students and examine its relationship with social media engagement and demographic factors. Methods : The methodology of the present study was descriptive and correlational in nature. The study’s population included all students at Midlands State University in the academic year (2024-2025). Out of this population, 176 students were selected using a convenience sampling method. The Digital Social Network Engagement Questionnaire and the Nomophobia Questionnaire (NMP-Q) were then administered to them. Data were analyzed using descriptive statistics, Pearson’s correlation and Chi-square tests. The significance level was set at p ˂ 0.05. All analyses were performed using SPSS27 software. Results : The overall prevalence of nomophobia was 98.9%. 51% of participants reported symptoms of severe nomophobia, 29% moderate symptoms, 19% mild symptoms and 1% no symptoms. There was no significant relationship between nomophobia and age or gender. However, a significant relationship was found between nomophobia and students’ academic year ( p = .007). In addition, there was a significant relationship between nomophobia and social media engagement ( p < .001). Conclusion: Nomophobia is a prevalent concern among Zimbabwean university student and is strongly linked to higher levels of social media engagement and academic year. The study highlights the need for interventions to promote healthier digital habits and adaptive coping strategies among students.
۱۵۰۵.

تحلیلی بر پژوهش های علمی در حوزه برنامه ریزی درسی و تربیت مغزمحور با رویکرد علم سنجی مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
پیشینه و اهداف: نظام های آموزشی در پاسخ به نیازهای پیچیده یادگیری و تربیت همه جانبه، به بازنگری در مبانی نظری و رویکردهای تربیتی نیاز دارند. تربیت مغزمحور به عنوان رویکردی مبتنی بر یافته های علوم اعصاب، بر طراحی و اجرای فرآیند آموزش متناسب با سازوکارهای یادگیری مغز تأکید دارد و می تواند به تقویت کیفیت یادگیری و رشد متوازن ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین کمک کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نظام مند جایگاه و مسیر تحول پژوهش های علمی مرتبط با برنامه ریزی درسی و تربیت مغزمحور، و بررسی پیوند مفهومی آن ها با ساحت های مذکور انجام شد. روش ها : این مطالعه علم سنجی با تحلیل 1124 مقاله از پایگاه( ScienceDirect 2010-2025) انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار VOSviewer و تحلیل هم رخدادی واژگان کلیدی (حداقل 6 تکرار) و شبکه هم نویسندگی در جهت ترسیم ساختار دانش موجود بررسی شدند. یافته ها: یافته های تحلیل به شناسایی حوزه های پرکاربرد و خلأهای پژوهشی منجر شد و نشان داد که تمرکز مطالعات بیشتر بر ابعاد شناختی و آموزشی بوده و ساحت های زیستی و زیباشناختی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. نتیجه گیری: نتیجه کلی پژوهش بیانگر آن است که رویکرد تربیت مغزمحور، نه به عنوان یک روش، بلکه به مثابه چارچوبی نظری و میان رشته ای، ظرفیت هم افزایی میان علوم تربیتی و علوم اعصاب را در جهت تحقق اهداف سند تحول بنیادین داراست. بر این اساس، بهره گیری از همکاری های بین رشته ای، ترویج سواد مغزی در میان معلمان، و توجه به طراحی برنامه های درسی مبتنی بر شواهد می تواند مسیر توسعه و کاربست این رویکرد را در آموزش و پرورش ایران تقویت کند.
۱۵۰۶.

از نگرش تا نوآوری: پیش بینی خلاقیت شغلی نومعلمان دانشگاه فرهنگیان بر پایه باور به فناوری های هوشمند و یادگیری محیطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۶
پیشینه و اهداف: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین نقش نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی مدارس در پیش بینی خلاقیت شغلی نو معلمان دانشگاه فرهنگیان بود. روش ها : روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه نو معلمان خانم مدارس استان اردبیل در سالتحصیلی 1404-1403 به تعداد جمعاً 260 نفر بود. که از آن میان، نمونه ای به تعداد 155 نفر از طریق جدول مورگان و گرجسی برآورد و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برگشت پرسشنامه 140 مورد بود. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های خلاقیت شغلی رندسیپ (1979)، نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی یاووز (2005) و یادگیری غیر رسمی در محل کار لومان (2006) استفاده شد. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل گرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS 27 تحلیل شد. یافته ها: مطابق با یافته های پژوهش، میانگین نمره نومعلمان در خلاقیت شغلی (77/3)، نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی (01/4)، یادگیری محیطی (57/3) بالاتر از میانگین متوسط به دست آمده است. بین نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی با خلاقیت شغلی رابطه مثبت وجود دارد (01/0>p). نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی به طور همزمان 8/27 درصد و مؤلّفه های نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی 2/26 درصد از تغییرات خلاقیت شغلی را به طور مثبت و معنی دار پیش بینی می کنند (01/0>p). نتیجه گیری: بدین ترتیب، نتایج این پژوهش هم در حوزه نظرى و هم کاربردى دستاورهای قابل توجهی داشت؛ به طوری که ضمن تأکید بر اهمیت خلاقیت شغلی نو معلمان در مدارس، نقش تعیین کننده نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی را خاطر نشان می سازد.
۱۵۰۷.

طراحی چارچوب شایستگی های معلم متناسب با رسالت دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۷
پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوب شایستگی های معلم در تربیت اسلامی متناسب با برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. این چارچوب با تمرکز بر انسجام مفهومی، پیوند با مبانی تربیتی اسلامی و قابلیت کاربرد در برنامه ریزی درسی، تلاش دارد تا الگوی مناسبی برای ارتقاء کیفیت تربیت معلم در نظام آموزشی کشور ارائه دهد. روش پژوهش کیفی از نوع تحلیل مضمون بوده و داده ها از طریق تحلیل اسنادی منابع اسلامی و تربیتی، و بررسی اسناد بالادستی گردآوری شده است. در این پژوهش منابعی چون قرآن کریم، نهج البلاغه، آثار اندیشمندان اسلامی (مانند شهید مطهری و علامه طباطبایی)، و اسناد ملی آموزش وپرورش مورد تحلیل قرار گرفتند. سپس با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مؤلفه های مفهومی استخراج و در قالب ابعاد کلان سازمان دهی شدند. در ادامه، برای اعتبارسنجی چارچوب پیشنهادی، از روش نسبت اعتبار محتوا (CVR) استفاده شد. فرم داوری خبرگان توسط گروهی از اساتید حوزه معارف اسلامی و برنامه ریزی درسی در دانشگاه فرهنگیان تکمیل شد. همه مولفه ها مقدار CVR قابل قبول را کسب کردند و در چارچوب نهایی لحاظ گردید. یافته های پژوهش منجربه طراحی چارچوبی شامل چند بُعد اصلی شایستگی ازجمله: شایستگی های معرفتی- اعتقادی، تربیتی- اخلاقی، حرفه ای- تخصصی، و بین رشته ای شد. این چارچوب ضمن برخورداری از پشتوانه نظری اسلامی، قابلیت انطباق با نیازهای نظام تربیت معلم را دارا بوده و می تواند مبنایی برای بازنگری در برنامه درسی و سیاست گذاری های آموزشی قرار گیرد.
۱۵۰۸.

روابط ساختاری جو عاطفی خانواده، کودک آزاری و رفتارهای قلدری با میانجی گری تنظیم هیجانی در دانش آموزان پسر دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه و هدف: یکی از رفتارهای شایع در دوره ابتدایی رفتارهای قلدری است. مطالعه ارتباط متغیرهای خانوادگی و فردی با رفتارهای قلدری اهمیت زیادی دارد. هدف پژوهش حاضر تعیین روابط جو عاطفی خانواده، کودک آزاری، رفتارهای قلدری با میانجی گری تنظیم هیجانی در دانش آموزان پسر دوره ابتدایی بوده است. روش ها: روش پژوهش از نظر ماهیت، همبستگی و از نوع مدل یابی روابط ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه های پنجم و ششم شهر تهران در سال 1400 و نمونه آماری بر اساس ملاک کلاین، 306 نفر بود که به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسش نامه قلدر/قربانی، پرسش نامه جو عاطفی خانواده، پرسش نامه مهارت مدیریت هیجان کودک و پرسش نامه کودک آزاری بودند. برای تحلیل های شاخص های توصیفی، همبستگی و بررسی نرمال بودن داده ها از نرم افزار SPSS-25 و برای تحلیل مسیر از نرم افزار SMART PLS3.2 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که جو عاطفی خانواده، کودک آزاری و تنظیم هیجانی بر رفتارهای قلدری اثر مستقیم دارند. همچنین جو عاطفی خانواده و کودک آزاری با میانجی گری تنظیم هیجانی بر رفتارهای قلدری اثر غیرمستقیم دارند. شاخص های وارسی اعتبار اشتراک متغیرهای پنهان و نکویی برازش نشان دهنده برازش مناسب مدل بوده است. نتیجه گیری: متغیرهای جو عاطفی خانواده، کودک آزاری و تنظیم هیجانی می توانند رفتارهای قلدری را در دانش آموزان پسر دوره ابتدایی پیش بینی کنند.
۱۵۰۹.

بررسی و تحلیل سؤالات آزمون های نهایی درس علوم و فنون ادبی پایه دوازدهم بر اساس طبقه بندی شناختی بلوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۹
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل سؤالات آزمون های نهایی درس علوم و فنون ادبی پایه دوازدهم بر اساس سطوح طبقه بندی شناختی بلوم در بازه زمانی سال های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴ است روش ها : پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی و با رویکرد آمیخته (کمی و کیفی) انجام شده است. داده های پژوهش شامل کلیه سؤالات آزمون های نهایی کشوری این درس در سال های یادشده است. در مرحله نخست، سؤالات بر اساس شش سطح شناختی بلوم (دانش، درک، کاربرد، تحلیل، ترکیب و ارزیابی) طبقه بندی شدند و برای اطمینان از روایی و پایایی، فرایند کدگذاری به صورت دو مرحله ای و با نظر متخصّصان انجام شد. سپس فراوانی و درصد هر سطح محاسبه و توزیع سؤالات در سال های مختلف با استفاده از آمار توصیفی و آزمون دقیق فیشر بررسی شد. یافته ها:  نتایج پژوهش نشان داد که بیش از ۸۰ درصد از سؤالات در سه سطح پایین تر طبقه بندی بلوم (دانش، درک و کاربرد) قرار دارند و هیچ سؤالی در سطوح ترکیب و ارزیابی طراحی نشده است. آزمون دقیق فیشر وجود رابطه آماری معنادار میان سال برگزاری آزمون و سطح شناختی سؤالات را تأیید کرد؛ هرچند تغییرات فاقد الگوی منظم و تصاعدی به سمت سطوح بالاتر شناختی بودند. نتیجه گیری: این یافته ها بیانگر غلبه رویکرد حافظه محور در طراحی سؤالات و کم توجهی به مهارت های تفکر انتقادی و خلاقیت در نظام ارزشیابی رسمی است. نتایج این پژوهش می تواند در بازنگری برنامه های درسی و طراحی آزمون های آینده با هدف تقویت سطوح بالای شناختی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۵۱۰.

اصول اخلاقی کاربرد هوش مصنوعی در حفظ نواهای خوابانه پارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۶
آموزش زبان و فرهنگ عامیانه(فولکلور) و حتی انتقال میراث فرهنگی ناملموس با نواهای خوابانه(لالایی ها) آغاز می شود و در این فرآیند، بازیگر جدیدی به نام هوش مصنوعی به عنوان ماشینی با توانایی های هوشمندانه می تواند با حفظ این نواها به آموزش، دسترسی آسان تر، افزایش تأثیرگذاری، کارآمدی، گسترش نتیجه بخشی و انتقال مفاهیم و معانی فرهنگی به نسل های بعد یاریگر باشد اما بدون رعایت اصول اخلاقی مناسب چه بسا به تحریف محتوا و از بین بردن این زمینه های فرهنگی-اجتماعی در این نواهای خوابانه و دیگر میراث فرهنگی مشابه با آن بینجامد. در این مقاله با رویکردی میان رشته ای و با روش تحلیلی از یافته های کمی و کیفی بهره گرفته تا مدلی کارآمد پیشنهاد دهد که با یافته های جدید همراه باشد و با طراحی چهارچوبی چهار بعدی( تحلیل فرهنگی، طراحی فناوری، ارزیابی اخلاقی و بازخورد اجتماعی) به رویکردی جامع و میان رشته ای دست پیدا کند. نتیجه پژوهش این است که فناوری، اخلاق و میراث فرهنگی در مواردی چون نواهای خوابانه نیاز به پژوهش های میان رشته ای دارد و با پیشرفت هوش مصنوعی اگر به این فناوری جدید و این همگرایی توجه نشود بخش عمده ای از میراث فرهنگی (ملموس و ناملموس، عامیانه و رسمی) در معرض نابودی قرار خواهد گرفت. .
۱۵۱۱.

چالش های زیستن در کنار تخته سیاه: مدل مفهومی بیتوته معلمان در مدارس روستایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
پیشینه و اهداف: : در مناطق روستایی دوردست، کمبود امکانات تردد، «بیتوته» (اسکان شبانه روزی) معلمان را به راهکاری ضروری برای تداوم آموزش تبدیل کرده است. با وجود اهمیت موضوع، پژوهش جامعی در این باره وجود ندارد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل، ابعاد، راهبردها و پیامدهای بیتوته معلمان مدارس روستایی و ارائه مدلی مفهومی تدوین شده است. روش ها : این پژوهش کیفی با راهبرد نظریه داده بنیاد نظام مند (اشتراوس و کوربین) انجام شد. ۱۳ نفر از معلمان و کارشناسان اداری از طریق نمونه گیری هدفمند (حداکثر تنوع) انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و طی سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. اعتباریابی از طریق بازبینی اعضا و ممیزی همتا صورت گرفت. یافته ها: مدل پارادایمی استخراج شده شامل شش مقوله است: ۱) شرایط علی (عوامل ساختاری-جغرافیایی، سازمانی و فردی)؛ ۲) پدیده محوری بیتوته (تجربه ای دوسویه از تعهد تا انزوا)؛ ۳) شرایط زمینه ای (دوگانگی فرهنگی روستا و محرومیت های زیرساختی)؛ ۴) شرایط مداخله گر (مخاطرات ایمنی و ناکارآمدی اداری)؛ ۵) راهبردها (کنشگرانه نظیر تاب آوری و اجتنابی نظیر تلاش برای انتقال)؛ ۶) پیامدها که شامل دستاوردهای مطلوب (رشد حرفه ای و پیوند عمیق معلم-دانش آموز) و نامطلوب (فرسودگی روانی-جسمانی و تمایل به ترک خدمت) است. نتیجه گیری: بیتوته شمشیری دولبه است؛ در غیاب حمایت سازمانی و زیرساخت های اولیه به فرسودگی می انجامد، اما پتانسیل بالایی برای رشد حرفه ای دارد. سیاست گذاران آموزش وپرورش باید با تامین تجهیزات رفاهی-ایمنی و بازنگری نظام تشویقی، این تجربه را به فرصتی برای تحقق عدالت آموزشی تبدیل کنند.
۱۵۱۲.

روابط ساختاری تجارب ناخوشایند دوره کودکی و فاجعه سازی درد در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری افسردگی و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۶
هدف از این پژوهش بررسی رابطه ساختاری تجارب ناخوشایند دوران کودکی و فاجعه سازی درد در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری افسردگی و اضطراب بود. روش پژوهش همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به میگرن 20 تا 30 ساله مراجعه کننده به کلینیک های درد مشهد در سال 1403-1404 بود. حجم نمونه 204 نفر از بیمارانی بود که تشخیص میگرن توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب دریافت کرده و داوطلبانه برای شرکت در پژوهش رضایت داشتند. این افراد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فاجعه سازی درد سالیوان و همکاران (1995)، پرسشنامه تجارب نامطلوب دوران کودکی دانگ و همکاران (2004)، مقیاس افسردگی بک (1996) و مقیاس اضطراب بک (1988) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تجارب ناخوشایند دوران کودکی از طریق افسردگی تأثیر معناداری بر فاجعه سازی درد دارد (0/01>p)، اما این تأثیر از طریق اضطراب معنادار نبود. همچنین، افسردگی با ضریب مسیر 0/531 بیشترین تأثیر را در میانجی گری داشت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تجارب اولیه زندگی و حالات عاطفی منفی، به ویژه افسردگی، نقش مهمی در ادراک درد و فاجعه سازی آن در بیماران مبتلا به میگرن ایفا می کنند.
۱۵۱۳.

مقایسه طرحواره درمانی با درمان شناختی-رفتاری بر پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۲۱
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه طرحواره درمانی و درمان شناختی-رفتاری بر پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی مراجعه کننده به کلینیک مشاوره فصل زندگی شهر تهران در زمستان سال 1403 بودند. 45 زن به صورت تصادفی ساده در 3 گروه (هر گروه 15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای طرحواره درمانی و گروه آزمایش دوم تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری قرار گرفتند. از مقیاس پریشانی روان شناختی (K10) کسلر و همکاران (2003) و پرسشنامه بخشودگی هارتلند (HFS) تامسون و همکاران (2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 29 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی داشته است (0/05>p). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که طرحواره درمانی اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی-رفتاری بر کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی دارد (0/05>p). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که طرحواره درمانی و درمان شناختی-رفتاری می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی در مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی با طرحواره درمانی است.
۱۵۱۴.

مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۰
مقدمه: ورود موفق به بازار کار یکی از مراحل حیاتی توسعه حرفه ای دانشجویان است و مداخله های آموزشی هدفمند می توانند آمادگی و خوش بینی شغلی آن ها را تقویت کنند. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار بود . روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی دانشجویان مجرد سال آخر مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد گرگان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد ۴۵ نفر انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش نخست آموزش شکوفایی و گروه آزمایش دوم آموزش تحلیل رفتار متقابل را در ده جلسه شصت دقیقه ای دریافت کردند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش، پرسشنامه خوش بینی مسیر شغلی روتینگهاوس و همکاران ( ۲۰۰۵) و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار صادقی و همکاران ( ۱۳۹۶) بود. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و استفاده از نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش شکوفایی و تحلیل رفتار متقابل بر افزایش خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار اثربخش هستند (05/0> p ). بین گروه های آموزشی از لحاظ اثربخشی تفاوت معناداری وجود داشت؛ به نحوی که آموزش شکوفایی در افزایش خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار مؤثرتر بود . نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که آموزش شکوفایی با تقویت احساس شایستگی، خودمدیریتی و خودآگاهی، ادراک مثبت از صلاحیت ها و ایجاد خوش بینی، مسیر رسیدن به موفقیت و توفیق در گذار دانشگاه به کار را بهبود می بخشد . بنابراین بهره گیری از این رویکردهای آموزشی برای آماده سازی دانشجویان توصیه می شود.
۱۵۱۵.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی و درمان دیالکتیک بر تحمل پریشانی پرستاران دارای مشکلات خستگی روانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
هدف : تحمل پریشانی در پرستاران از عوامل محافظتی روان شناختی اساسی برای حرفه پرستاری به شمار می شود؛ لذا پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی و درمان دیالکتیک بر تحمل پریشانی پرستاران دارای مشکلات خستگی روانی انجام شد.   روش : این مطالعه یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری و یک گروه کنترل  بود. از بین پرستاران شاغل در بیمارستان امام خمینی شهرستان فلاورجان 44 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. ابزار پژوهش مقیاس تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) بود. دو گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت درمان قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکردند. داده ها از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند.   یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد تفاوت بین میانگین در پس آزمون و پیگیری، نمرات گروه کنترل با دو گروه درمان ذهنی سازی و درمان دیالکتیک معنی دار می باشد (05/0> p). تفاوت بین میانگین نمرات دو گروه درمان ذهنی سازی و درمان دیالکتیک معنی دار نمی باشد (05/0<P).   نتیجه گیری : بنابراین می توان گفت هر دو روش درمانی مؤثر بوده و موجب افزایش تحمل پریشانی در پرستاران دارای مشکلات خستگی روانی شده اند. در ضمن بین اثربخشی دو روش درمان ذهنی سازی و درمان دیالکتیک بر تحمل پریشانی پرستاران دارای مشکلات خستگی روانی تفاوت وجود ندارد.
۱۵۱۶.

اثر ساختاری فرایندهای پذیرش و تعهد بر تضعیف روحیه در بیماران مبتلا به سرطان: نقش های میانجی رشد و افت پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر ساختاری فرایندهای پذیرش و تعهد بر تضعیف روحیه در بیماران مبتلا به سرطان با در نظر گرفتن نقش های میانجی رشد و افت پس از سانحه انجام شد.   روش: این مطالعه همبستگی با 260 بیمار مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان امید اصفهان در بهار و تابستان 1403 انجام شد. شرکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل مقیاس فرآیند درمان پذیرش و تعهد (Compact؛ فرانسیس و همکاران، 2016)، مقیاس تضعیف روحیه (DS-II؛ روبینسون و همکاران، 2016) و پرسشنامه رشد و افت پس از سانحه گسترده (PTGDI-X؛ تاکو و همکاران، 2021) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با نرم افزار 26- Amos تجزیه و تحلیل شدند.   یافته ها: تحلیل نشان داد که همبستگی منفی معناداری بین فرآیندهای پذیرش و تعهد و تضعیف روحیه وجود دارد (001/0P<). رشد پس از سانحه و افت پس از سانحه به طور معناداری واسطه رابطه ی بین فرآیندهای پذیرش و تعهد و تضعیف روحیه هستند (001/0P<). مدل نهایی برازش مناسبی با داده ها نشان داد (05/0P<).   نتیجه گیری: فرایندهای پذیرش و تعهد به طور مستقیم و بواسطه رشد و افت پس از سانحه در تضعیف روحیه نقش دارند. پیشنهاد می شود مداخلاتی که فرآیندهای پذیرش و تعهد را هدف قرار می دهند، و همچنین رشد پس از سانحه و کاهش افت پس از سانحه را تقویت می کنند، برای کاهش تضعیف روحیه در بیماران سرطانی توسعه داده شوند.
۱۵۱۷.

مقایسه اثربخشی بازآموزی سبک های اسناد وآموزش مهارت های حل مسئله بر خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی بازآموزی سبک های اسناد وآموزش مهارت های حل مسئله بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان انجام گرفت. روش: پژوهش به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری سه ماهه با دو گروه آزمایشی گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان در سال تحصیلی 1404-1403 که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای ، 60 نفر از دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان بطور تصادفی انتخاب ودرسه گروه 20 نفری گمارش شدند. گروه اول بازآموزی سبک های اسناد و گروه دوم مهارت های حل مسئله را آموزش دیدند. گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. برای گردآوری داده ها از آزمون خلاقیت تصویری تورنس ( فرم الف) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل اندازه گیری مکرر و آنوای دوعاملی آمیخته با نرم افزار SPSS24 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که نمرات پیش آزمون خلاقیت با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0> P). همچنین بین دو مداخله تفاوت معناداری وجود نداشت)000/1=p (. اما اندازه اثر آنها متفاوت بود.  بین خلاقیت در پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل تفاوت معنادار وجود داشت (05/0> P). آموزش مهارت های حل مسئله در مرحله پیگیری افزایش داشته و بیشتر و پایدارتر از گروه بازآموزی سبک های اسناد است. نتیجه گیری: بازآموزی سبک های اسناد و آموزش مهارت های حل مسئله بر تمامی مؤلفه های خلاقیت دانش آموزان اثرگذار می باشد. نتیجه کاربردی اینکه این مداخله موجب بهبود خلاقیت می شود.
۱۵۱۸.

بررسی عوامل مؤثر بر فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب در اجرای آموزش میان رشته ای در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۲
هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر بر فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب برای اجرای آموزش میان رشته ای مبتنی بر سند تحول در معلمان ابتدایی است. بدین منظور، از روش روایت پژوهی استفاده شده و با روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور، با ۱۶ نفر از معلمان نمونه و آگاه به آموزش میان رشته ای مدارس ابتدایی استان کرمان در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 تا رسیدن به اشباع نظری داده ها مصاحبه انجام شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های روایی و نیمه ساختاریافته و همچنین یادداشت های میدانی بهره گیری شد. به منظور تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمونی روایت ها استفاده شد .در نتیجه تحقیق، چهار مضمون اصلی (عامل های ساختاری و زیرساختاری، آموزشی و یادگیری، فرهنگی و اجتماعی، مدیریتی و رهبری) به عنوان عوامل موثر بر وضع مطلوب معلمان شناسایی شدند. یافته ها نشان می دهد که فاصله موجود میان وضع موجود و وضع مطلوب برای اجرای آموزش میان رشته ای، ناشی از این عوامل است که باعث عدم پیاده سازی مؤثر اصول سند تحول در کلاس های درس می شود. به ویژه، کمبود زیرساخت های آموزشی و ناآگاهی مدیران از مزایای آموزش میان رشته ای ، به عنوان موانع کلیدی شناسایی شد و نااگاهی معلمان از روش های اجرای آموزش میان رشته ای و ارزشیابی، و نگرش های فرهنگی و اجتماعی اولیا نیز به این فاصله دامن می زند. این مطالعه، با تأکید بر اهمیت بافت تدریس و واقعیت های وضع مطلوبی، پیشنهاد می کند که برنامه های آموزشی معلمان به طور تخصصی طراحی و اجرا شود و توجه به نیازهای واقعی دانش آموزان در محتوای درسی لحاظ گردد. همچنین، تقویت حمایت های مدیریتی و ایجاد فضاهای حمایتی برای معلمان از جمله راهکارهای پیشنهادی برای بهبود کیفیت آموزش میان رشته ای است.
۱۵۱۹.

الزامات اخلاقی به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش (یک مطالعه فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۲
مقدمه و هدف : کاربرد گسترده هوش مصنوعی در آموزش، چالش های اخلاقی فراوانی به دنبال داشته است. شناسایی الزامات اخلاقی به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش برای مقابله با چنین چالش هایی اهمیت چشمگیری دارد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. بدین منظور از روش هفت مرحله ای سندولوسکی و باروسو (2007) استفاده گردید. میدان پژوهش شامل 351 سند علمی بود که پس از واکاوی و بررسی چکیده، محتوا و کیفیت یافته ها با کمک ابزار پریزما، 21 مقاله بر اساس ملاک های تعیین شده، جهت فراترکیب گزینش شدند. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) استفاده شده است. روایی توصیفی و تفسیری نیز مورد تایید قرار گرفتند. یافته ها : یافته ها نشان داد که الزامات اخلاقی به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش شامل الزامات اخلاقی نهادی و الزامات اخلاقی توسعه ای است. الزامات اخلاقی نهادی شامل اخلاق فناورانه و اخلاق سیاستگذاری و نظارت (سازمانی) است. الزامات اخلاقی توسعه ای نیز شامل اخلاق آموزش و یادگیری (پداگوژیک) و اخلاق انسانی (بشر) است. بحث و نتیجه گیری: براساس یافته های بدست آمده می توان نتیجه گرفت که برای استقرار هوش مصنوعی در آموزش، ملحوظ کردن ملاحظات مختلف منجمله ملاحظات اخلاقی از اهمیت زیادی برخوردار است ولذا نتایج این مطالعه که ملاحظات اخلاقی را مورد مداقّه قرار داده است می تواند مورد توجه سیاست گذاران، مدیران آموزشی و معلمان جهت استقرار اخلاقی هوش مصنوعی در آموزش قرار گیرد تا با چالش های اخلاقی کاربست این فناوری مقابله شود.
۱۵۲۰.

شناسایی سازه های رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه و هدف : رهبری دیجیتال به عنوان مهارت رهبران برای ایجاد چشم اندازی روشن و معنادار برای فرآیند دیجیتالی سازی و اجرای استراتژی هایی برای تحقق آن توصیف می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازه های رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران با رویکرد فراترکیب انجام شد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش مبتنی بر پارادایم عمل گرایی و با رویکرد استقرایی انجام شده و از طرح پژوهش آشیانه ای استفاده شده است. بدین منظور پایگاه های معتبر داخلی و خارجی شامل پرتال جامع علوم انسانی، نورمگز، جهاد دانشگاه، ساینس دایرکت، اسکوپوس، پروکوئست و امرالد مورد جست وجو قرار گرفت. در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ و ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، در مجموع 53 مقاله شناسایی و پس از ارزیابی محتوایی، 50 مقاله به صورت هدفمند انتخاب و وارد تحلیل شدند. داده ها با روش کیفی فراترکیب و طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید یافته ها : بر اساس یافته ها، 71 مقوله فرعی در قالب ۱۲ مقوله اصلی شناسایی شد که شامل چشم انداز دیجیتال و راهبرد تحول، فرهنگ دیجیتال و چابکی سازمانی، تجربه مشتری در اکوسیستم دیجیتال، رهبری دیجیتال، زنجیره تأمین دیجیتال در بیمه، نوآوری و مدل های کسب وکار دیجیتال، مهارت های فناورانه مدیران، امنیت سایبری و حفاظت از داده ها، فناوری های نوظهور در بیمه دیجیتال، همکاری بین المللی و رقابت پذیری دیجیتال، مدیریت منابع انسانی در اکوسیستم دیجیتال، و سیاست گذاری و تنظیم مقررات دیجیتال است. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران مفهومی چندبعدی و نظام مند است که بر پایه مجموعه ای از مؤلفه های راهبردی، فرهنگی، فناورانه و رفتاری استوار است. در این چارچوب، چشم انداز دیجیتال و راهبرد تحول به عنوان نقطه آغاز فرآیند دیجیتالی شدن سازمان های بیمه ای عمل می کند و جهت گیری کلان سازمان را در هماهنگی با اهداف تحول دیجیتال مشخص می سازد. این بعد، رهبران را ملزم می کند تا بین فناوری های نوین و مأموریت های اصلی سازمان پیوند برقرار کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان