فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۵٬۹۶۱ تا ۱۸۵٬۹۸۰ مورد از کل ۵۳۳٬۶۳۳ مورد.
قرآن کریم بیداری و بین الملل اسلامی در عصر اخیر
منبع:
بینات ۱۳۸۷ شماره ۵۷
حوزههای تخصصی:
کلک پژوهش: نامهای گوناگون ژاپن
مبانی فلسفی اخلاق جهانی روزنامه نگاری
منبع:
رسانه ۱۳۸۵ شماره ۶۶
حوزههای تخصصی:
مبانی فرهنگ امنیتی اسراییل
حوزههای تخصصی:
نقدی بر کتاب واژگان
یکی از ممدوحین حافظ
حوزههای تخصصی:
تفاوتهای قصه و نمایش
در تشکیلات سازمان (مناک بمب)
من عاشقم و درد من درد عشق است
منبع:
سوره ۱۳۷۰ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
زمان ظهور زرتشت از نگاهی دیگر
منبع:
هفت آسمان ۱۳۷۸ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
عرفان اسلامی در فرایند تعامل دین و فطرت(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
معارف عقلی ۱۳۸۶ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
تاثیر آموزش تلفظ به صورت استنتاجی بر دانش آموزان دبیرستانی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازشناسی یک پیوند محیطی فضای کالبدی و فضای زیستی
حوزههای تخصصی:
شهرستانهای ایران
تبیین جایگاه نقش ترنج در هنر دوره صفوی با تأکید بر قالی، جلد قرآن و جلد شاهنامه های دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
107 - 118
حوزههای تخصصی:
نقش ترنج باوجود تعابیر زیادی که از نحوه پیدایش آن موجود است به عنوان نقشی کاملاً ایرانی، از دیرباز در طراحی و تولید آثار هنری وجود داشته و به لحاظ زیبایی و کثرت از جایگاه ویژه ای برخوردار است. ازآنجاکه دوره صفوی دوره شکوفایی و جمال آثار هنری بوده و در این دوره هنرمندان به خلاقیت در آثار هنری و اعمال سلیقه شخصی می پرداخته اند. این نقش در اکثر آثار هنری این دوره مانند قالی، جلد، گچ بری، کاشی کاری و معماری دیده می شود. در این مقاله به روش توصیفی- تطبیقی و تحلیل محتوا و با بهره گیری از منابع اسنادی(کتابخانه ای) به بررسی وجوه افتراق و اشتراک نقش ترنج در قالی، جلد قرآن و جلد شاهنامه های دوره صفوی پرداخته می شود. یافته ها نشانگر این است که نقش ترنج در هنر ایران و بالأخص دوره صفوی به طور واضح هم ازنظر کاربردی و هم ازنظر مفهومی به درجه ای از زیبایی و اهمیت رسیده که در کمتر نقش دیگری بتوان شاهد آن بود.
اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر خستگی بر ابعاد خستگی روانی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(MS): یک مطالعه ی موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خستگی یکی از شایعترین مشکلات بیماران مبتلا به ام.اس می باشد که اثرات منفی زیادی بر زندگی آن ها دارد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر خستگی در سه بعد جسمانی، شناختی و اجتماعی خستگی در بیماران مبتلا به ام.اس بود.
روش: در این پژوهش از طرح تک آزمودنی از نوع چند خط پایه ای استفاده شده است. نمونه ی این پژوهش 3 نفر از بیماران مراجعه کننده به انجمن ام.اس بودند که از خستگی شکایت داشتند و ملاک های ورود و خروج پژوهش را دارا بودند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه ی مقیاس تاثیر خستگی بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از درصد بهبودی و اندازه تاثیر استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد اندازه تاثیر محاسبه شده در بعد جسمانی مقیاس تاثیر خستگی در مرحله پس از درمان و مرحله پیگیری 45 روزه به ترتیب، 991/. و 989/. است. اندازه تاثیر در بعد شناختی در مرحله پس از درمان و مرحله پیگیری 76/. و در بعد اجتماعی نیز به ترتیب، 83/. و 80/. به دست آمد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر خستگی در کاهش خستگی جسمانی، شناختی و اجتماعی بیماران مبتلا به ام.اس موثر بوده و می تواند به عنوان یکی از گزینه های تاثیرگذار در کاهش ابعاد جسمانی، شناختی و اجتماعی خستگی در بیماران مبتلا به ام.اس در کنار سایر مداخلات دارویی و غیردارویی مورد استفاده قرار گیرد.
عملکرد شورای حقوق بشر سازمان ملل نسبت به اسرائیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس یافته های این مقاله، شورای حقوق بشر همواره تلاش کرده است مواضع صریحی در مورد اقدامات جنایتکارانه و ضد حقوق بشری اسرائیل اتخاذ کند و وظیفه قانونی خود را بدون ملاحظات سیاسی و فشار قدرت ها و لابی حامی اسرائیل، به انجام رسانده است. با وجود این، به علت سیاست زدگی شورای امنیت سازمان ملل متحد، اقدامات و فعالیت های این شورا، تأثیر چندا نی بر رفتارهای ضد حقوق بشری رژیم اسرائیل نداشته است. آراء منفی یا ممتنع برخی از کشورهای عضو شورای حقوق بشر نیز با حساسیتی که در مورد اهمیت رعایت حقوق بشر از خود نشان می دهند، ناسازگار است.
شیوة شناختیِ سهراب سپهری:آن جورِ دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان شناسیِ شناختی، زاویة دید را بخشی از فرایند تولید معنا و عاملی در تعبیرهای متفاوت از یک موضوع واحد می داند. نگاه از هر زاویة دیدی شناخت و درکی از همان دیدگاه به بیننده می دهد و بنابر دستور شناختی، این موضوع در دستور زبان نیز نمودار می شود. با توجه به نقدها و داوری های متفاوت، متناقض و اغلب مغایر با آمار مربوط به اشعارِ سهراب سپهری، به نظر می رسد زاویة دیدی که او در اشعار خود به کار برده است و طی آن، به گفتة خود وی، می خواسته آدمی را به «ادراک شیء» -و نه به ادراک فرد از شیء- برساند، شناخته نشده است. هدف این مقاله، معرفی زاویة دید موردنظر شاعر و ارائة مدلی از فرایندهای چندمرحله ایِ شکل گیریِ ساختار زبانیِ شعرِ اوست. طی این مطالعه که به روش کتابخانه ای انجام یافته و توصیفی-تحلیلی است، مشخص می شود که سهراب سپهری، با جابه جاییِ زاویة دید از چشم اندازِ پایگاه به پویه، و با پیش نماسازی از آن شیء، خواننده را در جایگاه سوژه/ شی ، قرار می دهد تا با القای وضعیت آن، خواننده (به تعبیر خود شاعر) به ادراک شیء دست یابد.