هنر خوشنویسی یکی از هنرهایی است که مورد توجه اسلام قرار گرفت و در حقیقت با آغاز و تداوم اسلام به شکوفایی خود رسید و متعالی گشت . در واقع خوشنویسی اسلامی به سبب دستیابی به کمال زیبایی ، همچون محوری در میان سایر هنرها جای گرفت . یکی از هنرهایی که بهره فراوانی از خوشنویسی گرفت ، معماری به ویژه معماری اسلامی بود . آرامگاه ها ، مساجد و مقابر از جمله بناهایی هستند که آثار معماری اسلامی و به تبع آن خط که مکمل آن است در آن ها به وفور یافت می شوند ...
93 نگاره شاهنامه رشیدا، محفوظ در کاخ-موزه گلستان تهران، در نیمه دوم حکومت صفویان، بازگوکننده روند تحول هنر کتاب آرایی ایرانی در نظام زیبایی شناسی مکتب اصفهان می باشد. پیوند درونی اجزاء مختلف این نسخه-نگاره خطی، از سرلوح تا صفحات متن و تصاویر، سیلان روح سنت های کهن ایرانی را در تمامی اوراق، از تطبیق موزون سطوح تا ترکیب بندی متعادل رنگ ها و نقوش متقارن هندسی و تلفیق آن را با فرهنگ و هنر روزگار صفوی به زیبایی تمام نشان می دهد. درواقع هدف این مقاله بازبینی مختصات صوری شاهنامه ای است که از سرچشمه لایزال این فرهنگ غنی ارتزاق کرده و جوانه های به بار نشسته از آن در برگیرنده ویژگی های منحصربه فردی است که هنر یک برهه از تاریخ ایران را بازگویه می کند. در این میان، جهت بررسی اصول و تفکر زیبایی شناسی نگاره های نسخه شاهنامه رشیدا و در نتیجه دستیابی به شاخصه های سبکی آن، مجالسی از این شاهنامه، به تفصیل مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند، چنان که پایبندی به اصول و تفکر زیبایی شناسی مکتب نقاشی اصفهان به عنوان بستر شکل گیری اثر، در تصاویر این نسخه مشهود است و بررسی ساختار صوری نگاره ها، حاکی از حضور سنت های نگارگری کهن، در تار و پود تصاویری است که طی قرون متمادی به حیات خود ادامه داده و با حفظ و انتقال شاخص ها و اصول بنیادین خود در نگاره های شاهنامه رشیدا تجلی یافته است.
در حاشیه ی شمال شرقی شهرستان کرمانشاه (مرکز استان کرمانشاه) محلی است که به تاق بستان شهرت دارد. دراین محل تاق بزرگی وجود دارد که بر سطوح جانبی و جداره مقابل آن نقوش بسیار جالب توجه ای از دوره ساسانی حجاری شده اند. متأسفانه علی رغم مطالعاتی که تا کنون بر روی این نقوش انجام گرفته است، هویت واقعی و محتوی تاریخی آنها هم چنان درپرده ای از ابهام قرار دارند. ارنست هرتسفلد که یک باستان شناس آلمانی است، عقیده دارد مجموع نقش برجسته های تاق بزرگ بستان متعلق به خسروپرویز(628-591.م ) است که او را در صحنه های مختلف: شکارشاهی، تاج ستانی از اهورامزدا و سوار بر اسب معروف خود "شبدیز"نشان می دهد. ک. اردمان ـ سکه شناس آلمانی ـ معتقد است که شاه در نقش برجسته های مذکور، پیروز اول (484ـ 457.م) است نه خسروپرویز. ک.تانابه ژاپنی با رد هر دو نظریه مذکور،مجموع نقش برجسته های تاق بزرگ بستان را به اردشیر سوم (630-628.م) نسبت می دهد. در این پژوهش سعی بر آن است تا به مدد قراین تاریخی و شواهد متعدد باستان شناسی، هنری و سکه شناسی هویت واقعی این نقوش روشن گردیده و محتوای تاریخی آنها نیز از هر گونه ابهام و تاریکی زدوده شود.
شکل گیری برخی از جنبش های هنری معاصر، ریشه در تحولات و جریان های اجتماعی، سیاسی، و اعتقادی دارد. در این میان هنر عکاسی نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ بلکه از ابتدای شکل گیری تا به امروز مسیری پر تلاطم را همراه با سبک های هنری مختلف و پیشرفت تکنولوژی، طی کرده است و امروزه با جایگاهی مهم در هنر معاصر و عضوی جدای نشدنی از آن، به یکی از قوی ترین رسانه ها تبدیل شده است. پرداختن به مسیر تحول عکاسی از جایگاه سندیت صرف تا قوی ترین رسانه هنری و قرار گرفتن عکاس در مقام مؤلف و کارگردان کل اثر و یا تحریف واقعیت برای رسیدن به معنایی جدید، مورد توجه پژوهش پیش رو می باشد و آنچه که در پژوهش تفاوت و رویکری جدید را فراهم کرده است، پرداختن به سبک های هنری معاصر پس از 1960 است که عکاسی با قدرت و نفوذ پیش رونده ای در آن ها استفاده شده است، به عنوان مثال چگونگی استفاده اندی وارهول از عکاسی در هنر پاپ (Pop Art) و استفاده رابرت اسمیتسون از آن در هنر زمینی (Land Art). در نهایت شاهد درخشش عکاسی در دنیای معاصر خواهیم بود و رسیدن به این هدف توسط مطالعات وسیع کتابخانه ای، بررسی کتب مختلف تاریخ هنر و منابع تصویری مختلف، امکان پذیر گشته است.