« هموساپین » یا انسان معاصر در « عصر پارینه سنگی نوین » پای به عرصه وجود گذاشت و در همین زمان ، دین و هنر برای اولین بار به وجود آمد که ریشه های آن در دوره های پیشین به طور ضمنی وجود داشت . از این دوره آثار متعددی به دست آمده که از چگونگی عقاید دینی و آداب و رسوم بشر خبر می دهد . آثار یافت شده که قدیمی ترین آثار فرهنگی متعلق به انسان هستند ؛ شامل نقاش های دیواری غارها ، پیکرکها و نقش برجسته هایی از زن و حیوانات است . در این مقاله به بررسی چند پیکره ی زن که از مهمترین آثار بشر در حدود 25000 ق . م هستند ، پرداخته ایم ...
نوشتن تبیین گفتار است و نوشته را شکل بصری سخن می توان شمرد. از اولین آثار چاپی تا اولین پوستر نوشته در پیوند با کلام و حلقه واسطه میان محتوی پیام و گیرنده است. نوشته اگرچه در قالب خوشنویسی و یا تایپو گرافی ارائه شود در آثار گرافیکی حائز اهمییت است. پوستر از دو بخش مهم تصویر و نوشته شکل می گیرد. در این مقاله به بررسی اهمیت نوشته در پوستر، وتحولات آن طی یکصد سال اخیر می پردازیم. در تحولات پوستر همواره نوشته نقش و جایگاه ویژه داشته وتغییر آ ن در تغییر سبک های طراحی گرافیک موثر است. همچنین گرافیک در قرن بیستم از سبک های نقاشی نیز تاثیراتی اخذ کرد که در ضمن این تحقیق بدان پرداخته خواهد شد. این تاثیرات به نحوه کاربرد نوشته یا حروف در سبک های نقاشی مربوط است. به نظر می رسد در طی سال ها با و جود انواع گرایشات وتغییرات کاربرد نوشته در اثر گرافیکی، محور عمده این تغییرات بر خوانایی و وضوح ویا عدم اهمیت خوانایی وروشنی نوشته مطرح گشته است. در چند سال اخیر این بحث به گرافیک ایران نیز کشیده شد. در این جا با مطرح کردن انواع گرایش ها در این زمینه بی آنکه مجال پرداختن به آن در ایران را داشته باشیم، کوشش شده تحولات نوشته ویا تایپو گرافی بررسی شود.
ظفرنامه تیموری، کتابی است مدیحه سرایانه راجع به زندگی، جنگ ها و پیروزی های تیمور گورکانی. اولین ظفرنامه به دستور شخص تیمور و به قلم نظام الدین شامی تألیف گردید و دومین آن به فرمان ابراهیم سلطان، نوه تیمور و به دست شرف الدین علی یزدی، از تاریخ نگاران بنام دوره شاهرخ نوشته شد که از مطالب ظفرنامه شامی کمک گرفته بود. ظفرنامه 935 هجری که محور بحث در مقاله پیش روست، یکی از استنساخ های تألیف وی به شمار می رود. این نسخه که در اوایل حکومت شاه تهماسب صفوی تهیه و اجرا گردید، با داشتن 24 نگاره منتسب به کمال الدین بهزاد، نسخه ای نفیس شمار می آید. نگاره ها بر اساس اطلاعات انجامه کتاب به بهزاد منسوب است. فرضیه نگارنده در این مقاله مبتنی بر این مطلب است که ذکر نام کمال الدین بهزاد در صفحه پایانی نسخه ظفرنامه 935 هجری، دلیلی بر انتساب قطعی تمامی 24 نگاره این نسخه به وی نیست. برای اثبات این فرضیه، در ابتدا موقعیت بهزاد را در دربار شاه تهماسب صفوی و در مقام ریاست کتابخانه-کارگاه سلطنتی مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد. سپس به نسخه ظفرنامه 935 هجری، ویژگی های آن و نگاره هایش پرداخته خواهد شد. در نهایت از سه جنبه به وجود نام بهزاد در انجامه این نسخه، پرداخته می شود و صحت آن مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد .
این مقاله می کوشد نگاره ایرانی بیرون آوردن یوسف از چاه را بر مفاهیم اصلی واسازی دریدا مورد انطباق قرار دهد. هدف این مقاله بررسی روند تزلزل معنای قطعی و رسیدن به معانی جدید است.از بررسی این نگاره، مفاهیم مهمی سر برمی آورند که در دو موضوع دلالت و روایت دسته بندی می شوند. در موضوع دلالت با بررسی وارونگی تقابل های دوگانه متن هنری، سرگشتگی، آرایه های اثر هنری و در موضوع روایت با بحث مرکزگریزی و بینامتنیت به چارچوب تحلیلی این مقاله دست می یازیم. این تحلیل، نشان می دهد هر نشانه این تصویر، دالی است که مدلول آن غایب است. تقابل های دوگانه این تصویر با واژگون سازی تقابل های مرد/ زن، شب/ روز، رنگ های سرد/ گرم، تقابل درون/ بیرون به هم آمیخته اند. در این اثر، سوال های متعددی وجود دارد که مخاطب (بیننده) برای آنها پاسخی نمی یابد و به سرگشتگی منجر می شود. عواملی که از چارچوب تصویر بیرون زده اند به حاشیه ای می مانند که با تمرکز روی آن خوانش متن دیگرگونه می شود. مرکزیت نگاره با قرار دادن موضوع اصلی، در جایی غیر از مرکز، یعنی در قسمت پایینِ سمت راست، از بین می رود. این نگاره با متون و نظام های دیگری نیز در ارتباط است که استقلال آن را زیر سوال می برد. نگارگر در بازسازی این روایت، سنت را به کناری می نهد و بدون درنظر گرفتن منطق علی و معلولی، روایت این قسمت از داستان یوسف را برای ما باز می گوید. با خوانش این اثر و با پیش فرض قرار دادن واسازی به عنوان روش و تحلیل متن به منطق اندیشه واساز در پشت آن پی می بریم. این منطق راه را بر معنای قطعی اثر می بندد و آن را به روی معناهای متعدد می گشاید. از نتایج دیگر این بررسی، یافتن نزدیکی ذهنیت نگارگر و اندیشه های دریدا است.
فرمانروایان ساسانی را رسم بر این بود که پیرامون شهرهای بزرگ و مکان های مساعد طبیعی باغ های سرسبز و زیبایی ایجاد می نمودند. این فضاهای سبز و خرم پردئز (پردیس) نامیده می شدند. تاق بستان را باید یکی از این پردیس های دوره ساسانی دانست. نقش برجسته خسروپرویز در ایوان بزرگ تاق بستان واقع شده است. در این نقش خسرو از اهورا مزدا و آناهیتا تاج ستانی می کند. خسروپرویز سنت تاجگیری از ایزدان را که بیش از دو قرن به فراموشی سپرده شده بود دوباره زنده می کند. بدین گونه خسرو پایه های فرمانروایی خود را استوار کرده و به صورت سمبلیک اعلام می کند که اهورا مزدا و آناهیتا مورد احترام او هستند و از هر دو نفر همزمان حلقه سلطنت را دریافت می کند. این امر در دیگر نقش برجسته های ساسانی سابقه نداشته است.
«ایران» همواره به عنوان سرزمینی که به علت شرایط جغرافیایی، مورد توجه بوده، افکار غربی ها را مفتون خود کرده است و «مستندنگاری» از آن که بسان آیینه تمام نمایی از فرهنگ و هویت این سرزمین می باشد، از اهمیتی به سزار برخوردار است. شناخت عکاسان فرانسوی که در میان عکاسان بین الملل مهمترین افرادی هستند که ایران را از دوره قاجار تا به امروز به تصویر کشیده اند. معرفی منابع تصویری که در این زمینه موجود می باشد، از جمله مسایلی هستند که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته اند. مستند نگاری توسط این عکاسان طی این سال ها، تحولاتی شگرف را تجربه نموده است. در سال های اولیه ورود دوربین عکاسی به ایران، بازنمایی مظاهر سنتی، حفظ دنیای گذشته و جنبه های غریب و شگفت انگیز و عکاسی از دربار، بسیاری از این عکاسان را تحت تاثیر قرار داده، اما با وقوع تغییراتی در کشور، این روایت «مستند»، ارتباط نزدیک تری با واقع گرایی پیدا کرده و به عنوان شاهدی مکتشف و بیانگر نسبت به گذشته ظاهر شده است.
سنگ نگارها از نظر انجام مطالعات تاریخ هنر، باستان شناسی و مطالعات انسان شناسی از اهمیت ویژه ای برخوردارند. محور اصلی مقاله حاضر معرفی یکی از مهم ترین نگاره های استان خراسان جنوبی با نام سنگ-نگاره خزان در شهرستان بیرجند است. گردآوری اطلاعات به دو روش میدانی و کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج پژوهش و مطالعات تحلیلی کنده نگاره ها بر پایه نمونه های برگزیده نقش مایه است. تعدادی از نقوش نویافته هستند؛ گونه ها و ریخت های متنوع جانداران و اشیاء کنده شده بر سنگ ها و صخره ها را معرفی می کند. نقوش شاخص یافت شده به نقوش حیوانی، انسانی، نمادین و تعدادی نقوش نامعلوم تقسیم بندی می-شوند. این نقوش علاوه بر تنوع نقش مایه از نظر قدمت نیز اهمیت زیادی دارند.