ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۰۸۱ تا ۱۳٬۱۰۰ مورد از کل ۱۳٬۱۰۴ مورد.
۱۳۰۸۱.

مطالعه بصری نسخه خطّی الموالید موجود در کتابخانه ملّی فرانسه از منظر نشانه شناختی تصویری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۲
علم نجوم و ستاره شناسی موضوعی بسیار قدیمی در تمدن اسلامی است. گذشتگان اعتقاد داشتند که ستارگان نقش بسیاری بر زندگی آن ها داشته اند. نقوش دوازده گانه ای که برای این صورت های فلکی در نظر گرفته شده است، به کرات از منظر پژوهشگران علم کیهان شناسی و نجوم بررسی شده و مورد تحلیل قرار گرفته اند،اما از نظر زیبایی شناسی عناصر تصویری و نوشتاری، چندان موردتوجه نبوده اند. این پژوهش با هدف تعیین ویژگی ها و ارزش های بصری نقوش دوازده گانه ی فلکی با تمرکز بر تصاویر کتاب الموالید ابومعشر بلخی با استفاده از نشانه شناختی تصویر انجام شده است. ازاین کتاب، دوازده نگاره مورد بررسی قرار گرفته است. روش استفاده شده توصیفی – تحلیلی بوده و اطلاعات ضروری تحقیق با به کارگیری روش های کتابخانه ای و مشاهده، جمع آوری شده است. نتایج حاکی از آن است که مشخصه های مکتب نگارگری قرن9 هجری در تصاویر این کتاب قابل مشاهده است. حضور درختان بزرگ و گل ها، پس زمینه ی پوشانده شده با درختان و بوته ها، ترکیب بندی ساده و و محدود بودن نقش مایه های موجود در نگاره ها،استفاده از رنگ های شاد که بیشتر مختص هنر نگارگری ایران بوده اند همچون قرمز، آبی ،سبز و طلایی و هم نشینی رنگها در کنار هم و نیز ترسیم چهره های مغولی، تماما عواملی است که نشان می دهد تصویرسازی کتاب الموالید مربوط به مکتب نگارگری قرن 9 هجری است.
۱۳۰۸۲.

خوانش نگاره های فریدون و پسرانش در شاهنامه تهماسبی با مفهوم تراژدی از منظر هگل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
شاهنامه ی فردوسی، مجموعه ای از داستان ها با عناصر ساختاری جهان شمولی است که مفهوم تراژدی در بسیاری از آن ها در انطباق با اندیشه ی ارسطویی، شکل دهنده ی بخشی از درون مایه ی این گنجینه ی ادبی ارزشمند است. هم نشینی شاهنامه با هنر نگارگری منجر به خلق آثاری درخشان و ارزنده همچون شاهنامه ی تهماسبی در تاریخ نگارگری شده است و بار تراژیک داستان ها به پیچیدگی و غنای فرهنگی در نگارگری ها کمک کرده است. در تشریح تراژدی علاوه بر ارسطو فیلسوفانی دیگر چون هگل به ارائه ی افکار و نظریات خود پرداخته اند. پژوهش حاضر به این پرسش پاسخ خواهد گفت که تحلیل نگاره های فریدون و پسرانش در شاهنامه ی تهماسبی با توجه به مؤلفه های تراژدی از منظر هگل چگونه است؟ هدف از نگارش این مقاله، شناخت مؤلفه های تراژدی از منظر هگل و تطبیق آن با نگاره های مربوط به داستان فریدون و پسرانش از شاهنامه ی تهماسبی است تا وجهی جدید از این نگاره ها با انطباق بر الگوی هگلی ارائه گردد. دلیل انتخاب این نگاره ها رعایت سیر توالی تراژیک در آن هاست. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای بوده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که نگاره های داستان مذکور علاوه بر دارار بودن شاخصه های تراژدی ارسطویی می توانند مصداق مؤلفه های هگلی نیز باشند. نگاره ها بر مبنای ویژگی های عناصر تصویری و محتوایی داستان در بسیاری از موارد با مفاهیم تراژدی از منظر هگل همپوشانی دارند. بدین ترتیب این نگاره ها نه تنها بر پایه ی اندیشه ارسطویی بلکه با استناد به مفاهیم هگلی نیز قابل تحلیل هستند.
۱۳۰۸۳.

بازنمود بصری "هویت ایرانی" در مجسمه های پرویز تناولی (دهه 30 تا 50 شمسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۲
پرویز تناولی هنرمند پیشگام عرصه مجسمه سازی مدرن ایران و از آغازگران مکتب سقاخانه است. استفاده از عناصر تاریخی، عامیانه و آئینی از مشخصه های بارز این مکتب است که به شکل گیری گفتمان هویتی خاص منجر شد. هدف مقاله حاضر تبیین مؤلفه ها و عناصر هویت ساز در مجسمه های پرویز تناولی برای دستیابی به چگونگی بازنمایی هویت در آثارش است تا به سوالات زیر پاسخ داده شود که شکل گیری هویت در مجسمه های تناولی متأثر از چه عواملی صورت گرفته است؟ پرویز تناولی از چه مؤلفه ها و عناصری برای بیان هویت در آثارش بهره گرفته است؟ مقاله حاضر به شیوه تاریخی-تفسیری و با اطلاعات کتابخانه ای به بررسی و تحلیل آثار پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد تناولی تحت تأثیر تحولات جامعه، سیاست های فرهنگی حکومت و اندیشه روشنفکران، ارتباط با نهادها و اشخاص مختلف از مضامین و موضوعات ایرانی مانند هیچ، قفل، قفس، شاعر، فرهاد، پرنده، دیوارهای ایران و غیره برای بیان هویتی ایرانی و اسلامی بهره می گیرد و هماهنگ با جریان های هنری جهانی، آثارش را با فرم های مدرن ارائه می دهد. این عناصر به عنوان کدهایی هستند که تناولی با آن ها به آثارش معنا و هویت می بخشد و درنهایت آن ها نیز به تناولی در عرصه هنر هویت می دهند. تناولی با انتخاب مضامینی از سه مؤلفه هویتی یعنی بیان گذشته تاریخی ایران، عناصری برگرفته از ادبیات، فلسفه و شعر و مضامینی از فرهنگ عامه و مراسم آئینی شیعی مردم ایران اگرچه در بعضی موارد به صورت ضمنی، اما بخشی از هویت ملی ایرانی را عرضه می کند که دربردارنده هویتی ایرانی و اسلامی است و در ارائه و فرم آثار، بیشتر در راستای هنر مدرن و هویت جهانی گام برمی دارد.
۱۳۰۸۴.

واکاوی ویژگی های بصری جامگان در بازنمایی شخصیت اولاد در شاهنامه نگاری عصر صفوی (نمونه موردی نسخه شاهنامه 953 ه . ق پاریس)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۵
یکی از اساطیر برجستهء شاهنامه، رستم است که داستان هفت خوان آن پرآوازه می باشد؛ نبرد رستم در گذر از خوان پنجم با شخصیتی به نام اولاد است که در نهایت، رستم با راهنمایی اولاد به خان هفتم و منزلگاه دیو سپید می رسد. متون مختلف و نگاره های نسخ مختلف شاهنامه، تصویری دوگانه از شخصیت و هویت اولاد ارائه می دهند، گاهی وی را در هیبت انسان و گاهی در شمایل دیو ، نمایان می سازند. در میان نسخ مختلف از شاهنامه های مصور عصر صفوی، نسخهء دستنویس 953ه. پاریس،به جهت درشت نمایی و وضوح فرم پوشاک در بررسی هویت اولاد بر نسخ معاصر خویش ارجعیت دارد در نسخه مزبور، اولاد برای نخستین بار در خوان پنجم با ظاهری انسان گونه و ملبس به پوششی متفاوت از پوشاک رقیبان رستم، مشاهده می شود. سؤال این است که « هنرمند شاهنامهء 953ه.ق پاریس هویت و شخصیت اولاد را چگونه از منظر پوشش نمایان ساخته است؟» هدف از پژوهش حاضر ارائهء دیدگاه هنرمند مکاتب تبریز و قزوین صفوی، نسبت به هویت اولاد و تحلیل بینش هنرمند از منظر نمایش پوشاک اولاد می باشد. ماهیت این پژوهش بنیادی- توسعه ای است و از آنجا که اسطوره های ملل مختلف برگرفته از نوع بینش جمعی یک ملت می باشند بنابراین نتایج تحقیق پیش رو در مطالعات اسطوره شناسی و انسان شناسی کارآمد خواهد بود. یافته های تحقیق بر این نکته اذعان دارد که نگارگران نسخهء مزبور به هویت انسانی اولاد از دیگر رقیبان رستم آگاه بوده اند و به همین منظور وی را با پوششی متفاوت از دیگران در صحنه نبرد به تصویر کشیده اند تا در پیکار با رستم کشته نشود.
۱۳۰۸۵.

کاربرد نقوش جانوران اساطیری در آثار راه یافته به دوسالانه های طراحی گرافیک ایران(سال های 1366 تا 1396 ه. ش)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۴
دوران پس از انقلاب اسلامی ایران، عصر جدیدی در طراحی گرافیک ایران و آثار متنوع این حوزه محسوب می شود. در طی این سال ها، طراحان گرافیک تحت تأثیر فضای اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی، رواج کامپیوتر و نرم افزار های گرافیکی و همچنین فرهنگ غرب و آثار گرافیکی آن قرار گرفته و نگاه تازه ای یافتند که به نظر می رسد استفاده از نقوش جانوران اساطیری ایران در آثار گرافیک این دوره کمتر مورد توجه بوده است. بررسی کاربرد نقوش جانوران اساطیری در آثار راه یافته به دوسالانه های طراحی گرافیک ایران، از حیث مطالعات کمّی و کیفی، هدف اصلی این پژوهش است. پرسش این است: نقوش متنوع جانوران اساطیری شناسایی شده در آثار راه یافته به دوسالانه های طراحی گرافیک ایران(سال های 13۶۶ تا 139۶ ه.ش) چگونه بازنمایی شده و در چه رسانه هایی کاربرد داشته است؟ بدین ترتیب آثار حاوی نقوش جانوران اساطیری از دوره های مختلف دوسالانه های طراحی گرافیک تهران و سرو نقره ای استخراج و مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج ارزیابی آثار نشان می دهد که در تمامی رسانه های بررسی شده، طراحی پوستر بیشترین و طراحی وب کمترین کاربرد را داشته اند. همچنین نقش کبوتر بیشترین و نقش گاو بالدار کمترین کاربرد را در بین آثار داشته است. شیوه بازنمایی: در هر رسانه، تکنیک اجرای آثار بیشتر بصورت دیجیتال، رویکرد استفاده از نقوش در همه رسانه ها بیشتر به صورت سمبولیک (کارکردی متفاوت از خود نقش)، ارتباط نقش با موضوع در همه رسانه ها به صورت غیرمستقیم(نمایه) و جایگاه نقش در همه رسانه ها، اصلی و از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای- میدانی است.
۱۳۰۸۶.

از چوپانان کویر تا آتابای: ملودی پردازی حسین علیزاده در موسیقی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۹
این مقاله بر پایه مطالعه دقیق فواصل ملودیک و هم چنین کارکرد موسیقی در ارتباط با تصویر، با روش توصیفی تحلیلی، گرایش ها و ویژگی های ملودی پردازی حسین علیزاده در آثار بلند سینمایی را تبیین می کند. خطوط ملودیک در آثار بلند سینمایی او، عموماً مجموعه ای از خصوصیات به کارگیری فواصل، آلتراسیون غیر مدولاسیونی درجات مد و تأکیدات تتراکوردی یا ترایکوردی در جملات را در برمی گیرد که منجر به ایجاد تشابهات ساختاری متمایز در ملودی پردازی او می شود. فواصل پرتکرار نیم پرده و تریتون در نگاه افقی و عمودی و همچنین آلتراسیون درجات مد در جهت برجسته سازی فاصله دوم کوچک، جزو گرایش ها شاخص علیزاده در ساخت خطوط ملودیک است. ایجاد حل یا گرایش نیم پرده ای درجه دوم به تنیک برگرفته از مد فریژین و به کارگیری فاصله نیم پرده ای، به ویژه در پایان بندی عبارات و جملات ملودیک، منجر به ایجاد اشتراکات نمایشی در سکانس های با مضمون مشابه می شود. فواصل دوم کوچک و تریتون نه تنها بین نت های متوالی ملودیک، بلکه گاهی به شکل متقاطع، غیر مجاور و بین خطوط مختلف به شکل عمودی نیز خودنمایی می کنند. این مقاله با تمرکز بر آثار سینمایی علیزاده، از فیلم چوپانان کویر تا آتابای در دو بخش به تحلیل ملودی پردازی و کارکرد آن می پردازد. در بخش نخست، با تمرکز بر عناصر ملودیک، تعلیقات آلتراسیونی و اهمیت فواصل مذکور در خطوط ملودیک بررسی می شود و در بخش دوم، به طور مختصر به مضامین مشابه و کارکرد نمایشی آن اشاره خواهد کرد.
۱۳۰۸۷.

مطالعه تحلیلیِ رئالیسمِ پسااستعماریِ برسازنده مفهوم سیاه باوریِ فرانتس فانون در نمایشنامه مویزی در آفتاب اثر لورن هنزبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۶۴
مطالعات پسااستعماری چتر واژه ای است برای مجموعه بزرگی از تلاش های محققانه ای که پژوهشگران در سراسر عالم انجام داده اند تا در حوزه های مختلف علوم انسانی به درکی درست از جهانِ استعمار و پس ازآن برسند. این رویکرد در نقد و نظریه ادبی شاید بیش از هر حوزه ای نمود و تأثیر داشته و در این پژوهش نیز سعی شده است بر اساس این رویکرد نشان داده شود که چگونه سه مفهوم مهم در نظریه سیاه باوری فرانتس فانون که از نظریه پردازان مهم مطالعات پسااستعماری است، یعنی بیگانگی استعماری، آگاهی مضاعف و خشونت استعماری در نمایشنامه مویزی در آفتاب ، اثر لورن هنزبری، نمایشنامه نویس سیاه پوست آمریکایی-آفریقایی، از دل نوعی رئالیسم پسااستعماری برساخته می شود. این پژوهشِ توصیفی-تاریخی، مبانی نظری خود را از آرای فانون برگرفته است و مورد مطالعاتی خود یعنی نمایشامه مویزی در آفتاب را بر مبنای مفاهیم بنیادی فانون تحلیل تماتیک می کند و بر این باور است که هنزبری، سنت ناتورالیستیِ حاکم بر ادبیات نمایش آمریکا در زمانه خود را به نفع نوعی سیاه باوریِ مبارزه جویانه پس می زند و این امر به مدد بهره جویی از نوعی رئالیسم پسااستعماری در فرم و تبیین بطنی مفاهیم سیاه باوری در ویژگی های تماتیک متن ممکن شده است.
۱۳۰۸۸.

واکاوی مفهوم آلوده انگاری در سینمای دیوید کراننبرگ با تأکید بر شخصیت های زن بر اساس آرای ژولیا کریستوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
مفهوم «آلودگی» در نظریه ی ژولیا کریستوا به عنوان تهدیدی برای مرزهای هویتی سوژه در مواجهه با عناصر طردشده تعریف می شود. این مفهوم ریشه در گسست کودک از بدن مادر دارد و در برخورد با پدیده هایی مانند جسد، خون، ترشحات بدنی و بدن زن به مثابه غیرِ مرد نمود می یابد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و با روش تحلیل محتوای نشانه شناسانه انجام شده است. ابزار تحلیل شامل کدگذاری نشانه ها بر اساس مؤلفه های نظریه ی آلودگی کریستوا بوده است؛ به ویژه در تحلیل بازنمایی عناصر طردشده، مرزهای روانی و اجتماعی و بدن زن به عنوان عامل بحران در ساختار روایی و تصویری آثار. پنج فیلم از آثار شاخص دیوید کراننبرگ، رعشه ها، هار، فرزندان، اسکنرها و ویدئودروم، به عنوان نمونه های منتخب ژانر وحشت جسمانی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهند که در این آثار، بدن زن صرفاً سوژه ای در معرض آلودگی نیست، بلکه عاملی فعال در فروپاشی مرزهای روانی، اجتماعی و نمادین به تصویر کشیده شده است. بدن زن در این فیلم ها بستر بحران، تخریب نظم پدرسالار و انتقال ترس است. نتیجه گیری این پژوهش نشان می دهد که نظریه ی آلودگی کریستوا نه فقط ابزاری برای تحلیل مفاهیم انزجار و طرد به شمار می رود، بلکه چارچوبی مؤثر برای فهم نحوه ی بازنمایی بدن زن در سینمای وحشت نیز فراهم می آورد. این چارچوب به ویژه در تبیین چگونگی فروپاشی مرزهای روانی، اجتماعی و نمادین از طریق بدن زن در آثار کراننبرگ مؤثر بوده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر پیوند میان جنسیت، خشونت و هویت در ژانر وحشت، به گسترش تحلیل های میان رشته ای در تقاطع روان کاوی و مطالعات سینمایی کمک می کند.
۱۳۰۸۹.

بررسی بینامتنی نقاشی هایی با مضمون گنبد از کامران یوسف زاده، با تکیه بر نظریه لوران ژنی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۸
کامران یوسف زاده ملقب به (وای. زد. کامی) از نقاشان معاصر اهل ایران است که در آمریکا و سپس در اروپا به تحصیل در فلسفه و فیلمسازی پرداخته است. نقاشی های وی در نمایشگاه های متعددی به نمایش درآمده که از آن جمله می توان به نمایشگاه انفرادی آثارش در گالری آب/انبار، تهران در خرداد ماه 1397 اشاره نمود. این نمایشگاه شامل آثار متنوعی از جمله پرتره ها، گنبد ها و دست ها بوده است. در پژوهش حاضر از میان این آثار، به بررسی گنبدها پرداخته شده و به نظر می رسد خلق گنبدها حاکی از نگاهی خاص و عارفانه ی هنرمند است. دوایری موهوم که در مرکز تابلوها به نور و سفیدی مطلق ختم می شوند. درپی گیری نگرش هنرمند در خلق این آثار، مواضعی گوناگون دریافت می گردد که ظاهراً کارآیی بینامتنیت در ارتباط بینابینی و وابستگی متقابل میان متون کهن، نظرات فلاسفه اسلامی و نقاشی ها مشاهده می شود چنانچه اساس نظریات لوران ژنی نیز به کاربست نظریه بینامتنیتی به متون ادبی پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش این است که 1- ارتباط نقاشی گنبدها با پیش متن ادبیات کهن فارسی چگونه بوده است؟ 2- رابطه بینامتنی میان دایره، (حرکت دوار) و اسطوره ها و نمادها در فلسفه اسلامی به چه صورت می باشد؟ روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است. روش گردآوری مطالب کتابخانه ای و از کتب و مقالات متعددِ مرتبط با موضوع از طریق فیش برداری بوده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد، بینامتنیت قوی میان نقاشی ها و فلسفه اشراقی وجود دارد. رابطه ضعیف و قوی میان تابلوهای گنبدها و اسطوره اسلامی، حکمت مشایی و تصوف درویشان برقرار است.
۱۳۰۹۰.

کنش اجتماعی هنر در بازتاب چهره قدرت، مورد مطالعاتی: نقش برجسته فتحعلی شاه در حال شکار شیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۰
مزیت قدرت اثرگذاری آثار هنری به گونه ای که منجر شود کنشی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... از سوی جامعه مخاطبان آن صورت گیرد، از مهم ترین کارکردهای اجتماعی آثار هنری به ویژه سنگ نگاره ها است. این مقاله به مدد رویکردی ترکیبی به خوانش سنگ نگاره ای از فتحعلی شاه در حال شکار شیر پرداخته تا از یکسو بر اساس بررسی پیش متن های موثر در شکل گیری آن و از سویی دیگر به دلیل قدرت تاثیرگزاری اثر، پاسخ گوی این پرسش باشد که بازتاب کنش اجتماعی نقش برجسته فتحعلی شاه در حال شکار شیر چیست؟ هدف از تحقیق پیش رو، افزون بر معرفی الگوپذیری هنرمندان عصر فتحعلی شاه از سنگ نگاره های شاهان پیشین، شناخت کنش های اجتماعی این اثر است. این مقاله از نوع کیفی است و روش آن تحلیلی است. شیوه گردآوری اطلاعات مقاله افزون بر داده های کتابخانه ای بر پایه مطالعه اسناد تصویری است. دستاورد مقاله دلالت گر آن است که بازآفرینی هنر سنگ نگاری عصر فتحعلی شاه، همچون پیش متنش، صرفا معطوف به یک بازتاب اجتماعی یعنی نمایش چهره قدرت نبوده است بلکه عهده دار کنش های اجتماعی متعددی بود از جمله استحقاق شاه بر امر سلطنت، قدرت او در شکست دشمنانش، گسترش باور الهی بودن مقام وی، همسان س ازی توانایی او با توانایی شهریاران ایران باس تان و نیز تعامل متقابل هنر با سیاست در خدمت به نظام حاکم. در واکاوی ژرف تر،  می توان دریافت که قدرت حاکم، بستر شکل گیری این طیف از هنر را مهیا ساخت تا خادم اهدافش شود، در عین حال این طیف هم شکل گرفت تا حامی قدرت حاکم باشد و این ویژگی، بازتاب تعامل و پیوند دو جانبه، بین هنر با سیاست است.
۱۳۰۹۱.

تبیین کارکردهای اجتماعی عکس های دوروتیا لانگ در مواجهه با رکود بزرگ اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۱
این مقاله به بررسی کارکردهای اجتماعی عکاسی مستند، با تمرکز بر آثار دوروتیا لانگ در دوران رکود بزرگ اقتصادی، می پردازد. رکود اقتصادی بزرگ دهه 1930، میلیون ها نفر از کشاورزان و کارگران را با بیکاری، فقر و مهاجرت اجباری مواجه ساخت. در این شرایط، دولت ایالات متحده پروژه ای تحت نظارت اداره حفاظت از مزارع FSA برای مستندسازی واقعیت های زندگی مردم و جلب حمایت عمومی به اجرا گذاشت. دوروتیا لانگ، به عنوان یکی از برجسته ترین عکاسان این پروژه، توانست به بازنمایی عمیق شرایط دشوار خانواده های محروم بپردازد و صدای بی صدایان جامعه را به گوش مردم و سیاست گذاران برساند. مسئله اصلی پژوهش، تحلیل نقش عکاسی مستند در بازتاب مسائل اجتماعی و تاثیر آن بر آگاهی عمومی و تغییرات اجتماعی است. هدف اصلی این تحقیق، شناخت کارکردهای اجتماعی عکاسی مستند و نقش دوروتیا لانگ در بازتاب شرایط اجتماعی زمان خود است. پرسش های پژوهش: 1. چه کارکردهایی برای عکاسی مستند در حوزه مسائل اجتماعی قابل شناسایی است؟ 2. چگونه آثار دوروتیا لانگ در دوران رکود بزرگ به بازتاب مسائل اجتماعی و تاثیرگذاری بر جامعه پرداخته اند؟ 3. چگونه عکاسی مستند می تواند به آگاهی بخشی و ایجاد تغییرات اجتماعی کمک کند؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و رویکرد این پژوهش به صورت بنیادی و بر اساس نظریه جامعه شناختی بوده و از روش نمونه گیری موردی برای بررسی آثار دوروتیا لانگ استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که آثار لانگ صرفاً بازنمایی بحران اقتصادی نبوده، بلکه نقشی فعال در برانگیختن احساس همدلی عمومی، افزایش آگاهی اجتماعی و حتی تأثیرگذاری بر سیاست گذاری های حمایتی دولت داشتند. بنابراین، همکاری دوروتیا لانگ با گروه FSA در بستر رکود بزرگ، نمونه ای شاخص از قدرت عکاسی مستند به عنوان ابزاری برای ایجاد تغییرات اجتماعی و فرهنگی است؛ ابزاری که همچنان در جهان امروز قابلیت تأثیرگذاری و الهام بخشی دارد.
۱۳۰۹۲.

بازنمایی پیکره های انسانی در آثار نقاشان معاصر افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۱
نقاشی معاصر افغانستان، پس از یک دوره رکود چندساله، با ظهور هنرمندان جوان، مسیر نوینی در حوزه پیکره نگاری در پیش گرفت. این پژوهش با تمرکز بر روند رشد پیکره نگاری، با هدف شناسایی عوامل این روند و بررسی نقش هنرمندانی چون غلام محمد میمنگی و عبدالغفور برشنا، که از پایه گذاران نقاشی معاصر افغانستان بودند، انجام شده است. در کنار آنان، نقاشانی مانند غوث الدین نقاش، خیرمحمد یاری و دیگران، با تأسی از پیشگامان این هنر، پیکره را به عنوان عنصر اصلی آثار خود مطرح کردند و به این شاخه هنری هویتی مستقل بخشیدند. از سال ۱۳۰۸ خورشیدی به بعد، نقاشی افغانستان وارد مرحله ای از تحولات اساسی در پیکره نگاری شد و تا سال ۱۳۶۰ دستخوش تغییرات مثبت گردید. در این میان، گروهی از هنرمندان مانند همایون اعتمادی و محمدسعید مشعل تلاش کردند اصول نگارگری مکتب هرات را احیا کنند، در حالی که شماری از هنرمندان نوگرا، به سرعت گرایش های جدید نقاشی را پذیرفتند و با بهره گیری از مفاهیم اجتماعی و سیاسی، نقاشی فیگوراتیو را در مسیر مدرنیسم هدایت نمودند. این پژوهش، ضمن بررسی روند تکامل پیکره نگاری، نشان می دهد که تحولات سیاسی و اجتماعی نقش مهمی در گسترش یا محدودیت این شاخه هنری داشته اند. با این حال، بررسی آثار هنرمندان این دوره حاکی است که پیکره نگاری در نقاشی افغانستان همچنان به عنوان یک جریان مهم هنری حضور داشته و نیازمند پژوهش های تکمیلی است.
۱۳۰۹۳.

بازگشت به خویشتن اسلامیِ روشنفکران دینی و تئاترِ مکتبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۹
تشیع که در طی صد   سال اخیر، با توجه به تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، خواستار جایگاه والاتری در عرصه سیاست و اجتماع بوده، به همت کنشگری روشنفکران دینی به صورت مبارزه جویانه تری به میدان سیاست ورود کرده است. جریان روشنفکری دینی دهه1350با خوانش متفاوت از اسلام، خواهان بازگشت به اسلامی است که نمایندگانش روشنفکران مبارز و انقلابی های اصیل بومی هستند. روند روبه رشد حرکت مذهب به درون جامعه و سیاست، و سیاسی شدن دین، لزوم به کارگیری تئاتر را برای این پیشروی توجیه می کند. درواقع به کارگیری تئاتر و نگارش متن ادبی و نمایشی، برای عرضه دین در ساحت های اجتماعی و سیاسی، از مهم ترین گزینش های روشنفکران دینی در این فرآیند، بوده است. مسئولیت اجتماعی سیاسی تئاتر در نزد روشنفکران دینی، ایجاد احساساتِ توده در یک فضای آشتی ناپذیر با حکومت پهلوی است. بر پایه چنین فهمی می توان توضیح داد چگونه ابوذر صحابی پیامبر، که در آثار شریعتی به ابوذری سوسیالیست با مسئولیت یک مصلح اجتماعی تبدیل شده بود به عنوان یک کاراکتر نمایشی، وارد حوزه تئاتر می گردد. این پژوهش با توجه به نظریه بنیادگرایی دینی گابریل آلموند و همکاران و تئوری ارتباط بنیادگرایی با ادبیات اکسل استهلر، کلاوس استایرستورفر و همچنین مارک کریگر در فضای مطالعات بنیادگرایی در ادبیات معاصر، بر اساس نحوه گردآوری و جمع آوری اطلاعات، توصیفی   تحلیلی، کتابخانه ای و کیفی است که با شناسایی تِز علی شریعتی  بازگشت به گذشته خویشتن اسلامی  به عنوان نوعی جنبش بنیادین اسلام گرا، به بررسی نسبت روشنفکران دینی و تئاترهای مکتبی در نخستین خاستگاهش می پردازد. به کارگیری تئاتر برای همراهی در مسئولیت های دینی، با تکیه بر یافته های این پژوهش، کنشی بنیادگرایانه محسوب می شود.
۱۳۰۹۴.

ترجمان استعاره مفهومی به زبان تصویر در سینمای شاعرانه با نگاهی به فیلم نیویورک مجاز مرسل اثر چارلی کافمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۱
سینمای شاعرانه رویکردی فیلم سازانه است که با الهام از آرایه های ادبی و به ویژه استعاره، خلق معنا را از طریق تصویر محقق می سازد. این پژوهش، با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به بررسی چگونگی بازنمایی تصویری استعاره و نقش آن در خلق بیانیه های اگزیستانسیالیستی در سینمای چارلی کافمن می پردازد. این مطالعه بر فیلم «نیویورک، مجاز مرسل» تمرکز دارد و نشان می دهد که این اثر چگونه از طریق تمهیدات بصری، مرز میان واقعیت و نمایش را از بین برده و خود تبدیل به یک بیانیه ی فلسفی در باب پوچی و معنای زندگی می شود. برخلاف آثار مشابه که در آن ها هنرمند به خلق جهانی استعاری می پردازد، این پژوهش استدلال می کند که کافمن در فیلم خود، قهرمان داستان (کیدن) را به تدریج به یک استعاره در دل اثر هنری اش تبدیل می کند. تحقیق حاضر بر این فرض استوار است که شخصیت اصلی، با بازسازی استعاری زندگی خود بر روی صحنه، تلاش می کند به حقیقت دست یابد، اما تنها در لحظه مرگ است که پاسخ قطعی برای او آشکار می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فیلم «نیویورک، مجاز مرسل» با تلفیق بی سابقه تخیل و واقعیت، به روایتی اگزیستانسیالیستی دست می یابد که در آن، مرگ تنها پایان قطعی برای جستجوی بی پایان انسان در جهان آکنده از استعاره ها است.
۱۳۰۹۵.

بازنمایی پلات درونی در درام ایرانی: مطالعه موردی نمایشنامه های بهرام بیضایی و نغمه ثمینی با نگاهی به مفهوم تراوئراشپیل والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۶
بازنمایی پلات درونی، یکی از مؤلفه های اصلی مفهوم «تراوئراشپیل» از منظر والتر بنیامین است که ساختاری متفاوت و همسان با تعریف «پیرنگ تراژدی» دارد. در تفسیر والتر بنیامین از تراوئراشپیل دو پلات اصلی و درونی وجود دارد. پلات درونی به صورت موازی یا متضاد با پلات اصلی و به شیوه بازی در بازی بازنمایی می شود. پلات درونی کنشی است که توسط شهید/قهرمان مطرح می شود تا نقشه دسیسه گر را برملا سازد. پژوهش حاضر، یک پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی است که به بررسی مؤلفه بازنمایی پلات درونی بر نمایشنامه های مرگ یزدگرد، مجلس ضربت زدن اثر بهرام بیضائی، خواب در فنجان خالی، شکلک اثر نغمه ثمینی می پردازد. دلیل انتخاب چهار اثر نمایشی، تأکید بر رویدادهای تاریخی و سیاسی از طریق پیوند زمان گذشته و حال و بازنمایی رویدادهای سیاسی در پلات درونی است. پلات درونی در چهار متن نمایشی، از طریق زمان ذهنی کاراکترها و تکرار تاریخ، جابه جایی نقش ها، نقلی بودن روایت، پیوند و همسان سازی دو موقعیت گذشته و حال، به شیوه بازی در بازی در پلات اصلی بازنمایی می شود. این آثار با به هم زدن توالی زمانی و مکانی در روایت، از ساختار پیرنگ ارسطویی فاصله می گیرند و به جای تمرکز بر سرنوشت فردی، به بازنمایی مسائل تاریخی_ اجتماعی می پردازند. در نتیجه، پلات درونی به عنوان ساختاری خلاقانه می تواند جایگزینی برای نگارش متون نمایشی باشد.
۱۳۰۹۶.

بازتاب تفکّر اسطوره ای در شخصیت پردازی نگاره های نسخه مصّور البّلهان با تاکید بررقعه «القول علی التاوبعه واعوانها» بازنمایانگر شخصیت «آل»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۷
با گذشت زمان، اساطیرکهن به عنوان جلوه های متفاوت فرهنگ و هنر، حیات و بقای خود را از طریق قالب های هنریِ گوناگون ازجمله نقاشی، تصویرگری، حجاری و مجسمه سازی حفظ کرده اند. نسخه ی مصور البُلهان، ضمن تصویرسازی های بدیعی که اغلب نگارگر از انبان ناخودآگاهی خویش برای به تصویر کشیدن نگاره ها استفاده کرده، منبعی ارزشمند در جهت بازخوانی وشناساییِ فرهنگ و هنر ایرانیان در نیمه ی دوم قرن هشتم هجری به شمار می آید. هدف این پژوهش ضمن معرفی نسخه ی ارزشمند و مهجور البلهان به عنوان بخشی از فرهنگ مکتوب مشترک (ایرانی_اسلامی)، تحلیل اسطوره شناختی شخصیت های کتاب البلهان با تمرکز بر نگاره ی «آل» می باشد. در این پژوهش علاوه بر شناسایی شخصیت های اساطیری در کتاب البلهان، چگونگی تصویرسازی شخصیت«آل» به عنوان نمادی از شرارت در اسطوره ها و فرهنگ عامیانه نیز مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج تحقیق نشان می دهد که شخصیت های نسخه البلهان در گروه های انسانی، حیوانی، طبیعی، اساطیری، طلسم و اوراد جادویی قابل تفکیک هستند. ذهنیت و ناخودآگاه «حسن بن علی ابن اصفهانی» تصویرگرِ کتاب البلهان وی را برآن داشته که با در نظرگرفتن نوع خاصی از ترکیب بندی، انتخاب رنگها و فضاسازی نگاره ها به بیان تفکرات اسطوره ای در قالب نگاره و تصویر بپردازد. این تحقیق از حیث هدف، توسعه ای و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است.
۱۳۰۹۷.

بازنمایی قهرمان در سینمای جنگ ایران و غرب: مطالعه موردی شخصیت پردازی در موقعیت مهدی و نجات سرباز رایان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۶
شخصیت پردازی قهرمان، از بنیادی ترین عناصر ساخت روایت در سینمای جنگ به شمار می رود؛ زیرا قهرمان نه تنها موتور محرک پی رنگ و انتقال دهنده ی معناست، بلکه بازتابی از ساختارهای زیبایی شناختی، فرهنگی، ایدئولوژیک و روان شناختی جامعه است. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی و تحلیلی، به بررسی چگونگی بازنمایی قهرمان در دو فیلم موقعیت مهدی و نجات سرباز رایان در بستر دو فرهنگ ایرانی و غربی می پردازد. پرسش اصلی آن است که این دو فیلم چگونه با بهره گیری از مؤلفه های درونی و بیرونی شخصیت، قوس تحول، و فرم های روایی، به بازنمایی متفاوتی از قهرمانی دست یافته اند. هدف پژوهش، واکاوی تطبیقی الگوهای شخصیت پردازی در دو اثر یادشده و تبیین تفاوت های گفتمانی و فرهنگی در بازنمایی قهرمان است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل روایت است. داده ها از طریق مشاهده ی مکرر فیلم ها، یادداشت برداری صحنه به صحنه، تحلیل ساختار پی رنگ، کنش های دراماتیک و بررسی زمینه های اجتماعی و فرهنگی استخراج شده اند. تحلیل بر اساس چهار مؤلفه ی اصلی انجام شده است؛ ویژگی های درونی شخصیت، عوامل بیرونی و زمینه ای، قوس تحول و شیوه ی بازنمایی روایی و فرمی. یافته ها نشان می دهد شخصیت مهدی باکری در موقعیت مهدی بر الگوی قهرمان آرمانی، اخلاق مدار و معنویت گرا استوار است. او شخصیتی تثبیت شده و متکی بر ایمان و تعهد جمعی است که کنش هایش در چهارچوب گفتمان دفاع مقدس معنا می یابد. در این روایت، تحول شخصیت بیشتر از جنس انکشاف است تا دگرگونی، و قهرمان در مسیر آگاهی درونی و تحقق رسالت اخلاقی حرکت می کند. در مقابل، کاپیتان جان میلر در نجات سرباز رایان، بازنمایی قهرمانی مدرن و فردگراست؛ شخصیتی واقع گرایانه و چندوجهی که در خلال مأموریت خود با بحران های اخلاقی و روان شناختی روبه رو می شود. تحول او از فرمانده ای وظیفه محور به انسانی آگاه و متحول، بازتابی از منطق روایی سینمای غرب و نگاه اگزیستانسیالیستی به قهرمانی است. درمجموع، تفاوت در ساختار درونی، زمینه های اجتماعی، نوع قوس تحول و فرم روایی در این دو فیلم، بیانگر دو منطق فرهنگی متمایز در بازنمایی قهرمان است؛ به گونه ای که یکی بر گفتمان جمع گرایانه و روح ایثار تکیه دارد و دیگری بر محور فردیت، تردید و مسئولیت اخلاقی استوار است. این تمایز نشان می دهد که قهرمان در سینمای جنگ صرفاً یک شخصیت دراماتیک نیست، بلکه برساخته ای فرهنگی و گفتمانی است که ارزش ها و باورهای بنیادین هر جامعه را در بطن روایت سینمایی بازتاب می دهد.
۱۳۰۹۸.

از هنر گربه ها تا هندسه آشوب: تحلیل فرکتالی آثار لوئیس وین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۲
لوئیس وین هنرمند انگلیسی بود که به دلیل خلق تصاویر خلاقانه اش از گربه ها شهرت دارد. آثار منحصر به فرد او دنیای هنر و رابطه انسان با گربه ها را دگرگون کرد. نقاشی های او از سادگی و شادابی آغاز و به سمت پیچیدگی و آشوب پیش می روند. آثاری که در سال های پایانی عمر او خلق شده اند، اغلب با چالش های سلامت روان مرتبطند و الگوهای پیچیده و تکرارشونده ای را به نمایش می گذارند که یادآور فرکتال های طبیعی هستند. هدف این پژوهش، بررسی ابعاد فرکتالی در هنر وین است. این ابعاد فرکتالی می تواند ارتباط تحولات روانی او در قالب آثار نقاشی، با اصول ریاضی را نشان دهد. لذا این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که تحولات روانی لوئیس وین چه تغییری در پیچیدگی آثار نقاشی او از گربه ها از دید بعد فرکتالی داشته است؟ این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. داده اندوزی به روش کتابخانه ای، اینترنتی و تحلیل ابعاد فرکتال با نرم افزار انجام شده است. با محاسبه بُعد فرکتال هشت اثر وین به ترتیب زمان خلق آن ها در شرایط مختلف روحی این نتیجه حاصل شد که عدد بُعد فرکتال آثار این هنرمند در دوران بحران بیماری از محدوده بُعد مطلوب خارج و به 2 نزدیک می شود. در این دوره تصاویر پیچیده و انتزاعی، بازتاب آشوب ذهن هنرمند است. در صورتی که قبل از بیماری تصاویر در محدود مطلوب فرکتالی قرار دارند. در واقع آثار او فراتر از یک بیان ساده هنری و تلاقی عمیقی از هنر، روان شناسی و ریاضیات است. لذا با قرار دادن آثار لوئیس وین در چارچوب های میان رشته ای، درک جدیدی از اهمیت دستاوردهای او در هنر و علم به دست می آید.
۱۳۰۹۹.

تحلیلی بر چگونگی کاربست نظام شبکه ای در تصویرسازی نسخه خمسه شاه تهماسب: مطالعه موردی نگاره فتنه گاو بر دوش در برابر بهرام گور

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۸
نظام شبکه ای، ساختاری هندسی است که نگارگر بر مبنای آن به ترکیب و چیدمان عناصر بصری در قالبِ کل منسجم، قانونمند و مرتبط با محتوای اثر، به گونه ای که حاوی بیان هنری باشد، می پردازد و درک این فرآیند، در راستای کشف و دریافت نیت نهانی خالق و سفارش دهنده اثر هنری و لذت زیباشناسانه ناشی از مشاهده آن، حائز اهمیت است. امروزه شناخت ساختار نظام شبکه ای به عنوان یکی از مهمترین اصول این هنر، بر کسی پوشیده نمی باشد؛ لیکن هدف از مقاله پیش رو، ضمن بررسی هندسه بنیادین و نظم زیباشناسانه درونی میان عناصر بصری در آثار نقاشی محمد زمان، نگارگر نامی مکتب اصفهان عصر صفویه، پاسخ به این پرسش ها می باشد: 1- چگونه می توان به مدد تحلیل نظام شبکه ای، تناسب میان ساختار هندسی و محتوای اثر در نگاره «فتنه گاو بر دوش در برابر بهرام گور» را تبیین نمود؟ 2- این ساختار هندسی بر پایه چه اصول و ضوابطی شکل گرفته است؟ نتایج گویای آن است که نگاره مذکور، بر پایه نظام هندسی و اصولِ تناسبات طلایی از جمله اعداد فی و اصم، تصویر شده که این امر حکایت از تبعیت هنرمند از شیوه کلاسیک نگارگری ایرانی دارد؛ لیکن بیان استعاری او نه در گزینش صحنه داستان، بلکه در زیرساخت پنهان اثر و ترکیب بندی استوار بر آن می باشد. این پژوهش با استفاده از شیوه تحلیل تم و رویکرد توصیفی_تحلیلیِ موردی نگاشته شده و گردآوری اطلاعات آن با استفاده از منابع کتابخانه ای، اسناد و پایگاه های مجازی کتابخانه موزه بریتانیا صورت گرفته است.
۱۳۱۰۰.

بازنمایی مفهوم مهاجرت در آثار هنرمندان معاصر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۹
اگرچه مهاجرت پدیده جدیدی نیست، مطالعات حاکی از آن است که این امر از ابتدایی ترین دوره های تاریخ بشر آغار شده است. همراه با پیشرفت تکنولوژی و گستردگی ارتباطات، میل بشر برای جستجوی زندگی بهتر افزایش یافت. از آنجا که هنر، پیوست و ارتباط تنگاتنگی با مسائل اجتماعی دارد، توجه به این موضوع همواره مورد توجه هنرمندان معاصر بوده است. این مقاله بر آن است تا به پاسخگویی این پرسش که هنرمندان معاصر چگونه مسئله مهاجرت را به تصویر کشیده اند، برآید. در این میان با آثاری مواجه هستیم که هم توسط هنرمندان مقیم کشور و هم هنرمندان مهاجر خلق شده اند. مطالعه و مقایسه آثار خلق شده با مفهوم مهاجرت و همچنین چگونگی رویارویی این هنرمندان با مفهوم و مسئله مهاجرت و نحوه پرداخت شان به آن، از اهداف این پژوهش است. این هنرمندان سعی می کنند تا موقعیت و واقعیات تجربه شده را در چارچوب گسترده تر زمانی و مکانی به نمایش گذارند. تحلیل نشانه-های صریح و ضمنی تصاویر حاکی از آن است که اگر چه عواملی چون صنعتی شدن، جهانی شدن، تلاش و امید برای دست یابی به زندگی بهتر از دلایل عمده مهاجرت هستند، آدم ها عمدتا در تصاویر تنها، غمزده و دچار تردید، تصویر شده اند. در مقابل هنرمندان مهاجر این از هم گسیختگی را با ادغام هویت و دست و پا زدن در حفظ هویت مبدا و تلاش برای ارتباط با هویت جدید تصویر کرده اند. این پژوهش کیفی و روش تحقیق آن توصیفی-تحلیلی است. عکس ها و نقاشی های این مقاله با توجه به پرسش پژوهش و بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان