معمولترین، رایج ترین و در دسترس ترین ماده ای که در مرمت سنگ های تخت جمشید، از همان سال های نخست شروع برنامه های مرمتی استفاده می شده است، ملات ماسه سیمان(نوعی بتن)بوده است. بر اساس شواهد و مدارک موجود، این ملات از سال 1310 به مدت تقریباً 70 سال است که به عنوان یک ماده مرمتی در نقش استحکام بخش، پرکننده، چسباننده، ملات، اندود و غیره مورد استفاده قرر گرفته است. پس با این طیف گسترده و گوناگون استفاده از ملات ماسه سیمان در مرمت سنگ های تخت جمشید انجام این پژوهش ضروری است.
در سال های اخیر برای شناخت و درک هر چه بهتر مسائل فنی و باستان شناسی از متخصصین علوم مختلف در قالب تیم تحقیقاتی منسجم کمک گرفته شده است. این مهم در جهت شناخت و مورد واهمیت قرار داده یک روش تحقیقاتی- پژوهشی تخت عنوان بستان سنجی در باستان شناسی معرفی شده است هدف از مطالعات باستانسنجی پی بردن به فنون به کار رفته و کشف تکنیک به ظاهر فراموش شده در دنیای باستان جهت تولید و بکار گیری مواد است. در ان رابطه نقش علوم پایه بالاخص شیمی و فیزیک و مینرالوژی حائز اهمیت است. شیمی تجریه و روش های مختلف تجزیه شیمیایی جهت پی بردن به نوع مواد به کار برده شده و ترکیب شیمیایی حقیقی یک ماده همواره از موضوعاتی بوده که از چند دهه قبل نتایج بنیادی ای را برای تحقیقات باستان شناسی به ارمغان آورده است و تفسیر خصوصیات بلورشناسی یک ماده جهت شناخت ساختاری آن ماده، اعم از سفال، سرامیک یا شیشه و تعیین مشخصات ترمودینامیک یک ترکیب ( آلیاژها) نیز مسائلی هستند که اهمیت خود را برای باستان شناسان روشن کرده اند پی بردن به چگونگی این تاثیر در گذشته و پیش بینی فرآیندهای مشابه در حال حاضر، از مسائلی است که متخصصین مواد و کانی شناسی را به خود مشغول کرده است. در هر حال با توجه به پیشرفت تینیک در دنیای امروز می توان یک اثر پیدا شده و محفوظ مانده در دل خاک را نه تنها ماکروسکوپیک، بلکه میکروسکوپیک مورد بررسی قرار داد و از نتایج حاصله نه تنها به اهمیت تاریخی یک شی پی برد بلکه از دید میکروسکوپی می توان با سرگذشت و تکنیک فن آوری و به آوری یک اثر چشم دوخت.
تحلیل میشل فوکو از جنون یا آنچه توسط انسانها « جنون » نامیده شد و به واسطه آن گروهی عاقل و گروهی مجنون به شمار رفتند ، به مدد روش خاص وی در مطالعه تاریخ صورت گرفته است . در هر دوره تاریخی ، آگاهی انسانها و قضاوت آنها درباره جنون و دیوانگی به طرز ظریفی توسط رخدادها ، گفته ها و نوشته ها شکل داده شده است . بدین ترتیب در هر دوره شاهد تصویر جدیدی از دیوانگی هستیم که به طریقی حضور خود را به جهان اعلام می کند . ...
مساله گرمایش کف فضاهای داخلی از مهمترین موارد عملکردی ونیز حفاظتی در بناهای تاریخی ست هر چند که این امر در تغییر کاربری بناهای تاریخی درجه دو بیشتر به چشم می خورد. اما در بناهای تاریخی درجه یک و از نقطه نظر حفاظتی به ویژه در حفاظت از تزئینات بدنه از اهمیت بیشتری دارد. هنوز هم دیده می شود که در بناهای تاریخی بسیار مهم و با تزئینات منحصر بفرد کشور از بخاری دیواری نفت سوز و یا گازسور استفاده می شود که خطرات متعددی مانند آتش سوزی، تاسیسات ناشی از انبساط و انقباظ های آنی بر تزئینات به وجود آمدن اختلاف در درجه حرارت شدید در دو سوی جداره های خارجی به ویژه د گنبدها و تاثیرات مخرب گازهای حاصل از احتراق مواد نقشی به دنبال دارد. استفاده از سیستم حرارت مرکزی و شوفاژ نیز عادری از مشکل نیست در همین راستا در این مقاله به تشریح روش استفاده از سیستم گرمایش کف پرداخته شده است.
برداشتن رسوب های آهکی از سطح اشیاء مسی به دست آمده از حفاری با حفظ پاتین سبزرنگ آن ها، می تواند گامی موثر در حفاظت آن ها باشد. کالگن – ماده معمول مورد استفاده در این درمان- به شدت روی قشر سطحی تاثیر می گذارد، بنابراین در این مقاله ماده دیگری به نام تری پلی فسفات سدیم (STPP) ارزیابی شده است. کربنات قلیایی مس با هر دو محلول کالگن و STPP مورد آزمایش قرار گرفت و تغییرات فیزیکی مانند جوش زدن، رنگ محصولات ، واکنش و نیز طیف مادون قرمز آن ها ثبت شد. در عین حال تکه هابی از اشیاء مسی به دست آمده از حفاری با هر دو محلول درمان شدند و رنگ قطعات و طیف مادون قرمز آن ها نیز قبل و بعد از عملیات ثبت شد. از نتایج چنین استنباط شد که کالگن به قشر سطحی پوشاننده اشیاء مسی حاصل از حفاری آسیب می رساند، در عین حالیکه STPP خود را به عنوان یک ماده تجزیه کننده مناسب و موثر نشان داد. برای ارزیابی عملی توان STPP ، چند شمایل برنزی که از حفاری به دست آمده بودند و دارای قشر خوردگی سبز رنگ بودند، با این ماده مورد درمان قرار گرفتند. نتایج حاصله رضایت بخش بود.