در این مقاله، ابتدا این نکات تبیین شده است: محدودبودن انسان به درک واقعیتهای جهان اطراف خود بر حسب حقایقی که تعریف کرده است؛ محدودیت تعاریف حوزه معنی شناسی به درک انسانی، به ویژه تعریف معنی، و نبود تعریفی دقیق از موضوع این علم؛ محدودیتها و کاستیهای معنی شناسی و نشانه شناسی در درک و شناخت هنر و نشانه های هنری. مؤلف بر مبنای نکات مذکور چنین نتیجه می گیرد: وجود معنی شناسی ای که به مطالعه معنای همه نشانه های قابل درک برای انسان بپردازد ممکن نیست؛ ابزارهای علم، از جمله علم معنی شناسی، چندان در حوزه هنر کارامد نیست؛ تمیز هنر از ناهنر از توان علم خارج است.
در این مقاله، از رابطه هنر و جهانی شدن تعبیری زبان شناختی شده است. مؤلف در ابتدا به مسئله جهانی شدن و نیز جهانی شدن هنر پرداخته و سپس دو ابزار زبان شناختی، یعنی تحلیل مؤلفه ای و پدیده نشان داری، را بر طبق نظریات زبان شناسان تبیین و تشریح کرده است. در قسمت سوم مقاله جهانی شدن بر اساس ملاکهای نشان داری تحلیل و نتایج آن صورت بندی شده است. مقاله با پیش بینی روند جهانی شدن پایان می یابد.
کمال الدین بهزاد، نگارگر مکتب هرات در دورة تیموری و اوایل صفوی، از برجسته ترین نگارگران ایرانی است. صاحب نظران و شرق شناسان او را پیرو مکاتب طبیعت گرایی (ناتورالیسم) یا واقع گرایی (رئالیسم) معرفی کرده و با همین دیدگاه، آثار او را بررسی کرده اند. اما سؤال این ا ست که آیا به راستی کمال الدین بهزاد هنرمندی واقع گرا یا طبیعت گرا بوده است؟ برای پاسخ به این سؤال، از روشهای نقد مدرن استفاده و، با دو نظریة «حضور مؤلف» و «مرگ مؤلف»، آثار این هنرمند بزرگ بررسی شده که حاصل هر دو یک پاسخ بوده است: کمال الدین بهزاد هنرمندی است آرمان گرا و وفادار به آرمانهای عرفانی و آرمانهای بصری سنتی نگارگری ایرانی.
این مقاله گزارشی مردمنگارانه از نقاشیها و مجسمههای سالوادور دالی در گالری کانتی هال لندن است. نویسنده در ابتدا در باب علل و دلایل نوشتن مقاله و ضرورت پرداختن به دالی و فواید این کار برای انسان ایرانی بحث میکند و سپس نکاتی دربارة دالی و ویژگیهای شخصیتی او مطرح میسازد. از آنجا که دالی جزو هنرمندان سوررئالیست است، بخشی از مقاله به معرفی اجمالی سوررئالیسم اختصاص دارد. ادامة مقاله تا پایان آن تحلیل و تفسیری از آثار دالی در قالب گفتگویی خیالی با اوست.