اگرچه ""هویت"" در مفهوم عام و کل آن، قدمتی طولانی و هم پای تاریخ تمدن انسان دارد، اما پیشینه این بحث در منظر شهری چندان با سابقه نیست. سهل و ممتنع بودن مفهوم هویت منظرشهری در فرایند شناخت و ادارک، پدیده ای چند بعدی و پیچیده را پیش روی ما قرار می دهد. از آنجا که شهر ویترین عرضه تفکرات جامعه به دنیای بیرون و بستر شکل گیری حیات مدنی است، ارتباط هویت و منظر شهری به مقوله ای تاثیرگذار در علوم مرتبط با این حوزه تبدیل شده و تلاش برای یافتن ماهیت و چیستی هویت منظر شهری جهت ارزیابی معیار سیاست های مداخله کلان در شهرهای امروز، امری ضروری است.نوشته حاضر درصدد است با تشریح تعاریف هویت و شهر، ضمن پرداختن به نظریه اخیرِ «هویت منظر شهری» و کمی نمودن هویت به عنوان یک امر کیفی با تحلیل ابعاد مختلف این دانش، ادبیات مختصر آن را بیافزاید. هدف این مقاله به سه دلیل، ارایه راهبردهای خرد و جزئی برای تداوم هویت منظرشهری نیست؛ اول اینکه مقوله شهر و منظر شهری به قدری گسترده است که امکان ارایه یک راهبرد قطعی برای آن وجود ندارد؛ دوم، لازمه رویکرد جزءنگر ارایه گزارشی حجیم است که از هدف این مقاله فاصله می گیرد و سوم، برای اولین بار است که این موضوع به صورت مقاله ای پژوهشی مطرح می شود و به نظر می رسد تحلیلی پایه ای و گسترده، مفیدتر از برنامه ریزی فنون جزیی است.
امروزه مصرف کنندگان در جوامع صنعتی و پساصنعتی شاهد عرضه محصولات مدولار هستند که ویژگی های منحصر به فردی دارند. محصولاتی که به صورت گروهی عرضه می شوند و دامنه انتخاب را به نحو چشمگیری وسعت می بخشند و برخی نیز به کاربر خود امکان می دهند تا طرح مورد پسند خود را ایجاد کند. محصولاتی از قبیل لوازم صوتی و تصویری، مبلمان، انواع گوشی موبایل، خودرو و ... که مصرف کننده می تواند از بین یک گروه با ویژگی های فرمی و هزینه ای متنوع، محصول مطلوب نظر خود را بدست آورد. بنابراین یک محصول مدولار عبارت است از محصولی که توسط کاربر از تولید خوشه ای همان محصول انتخاب و ایجاد می شود. این روش، برای تولید کننده نیز مزایای زیادی بوجودآورده و در هزینه های تولید صرفه جویی های زیادی به عمل می آورد. در این مقاله با هدف دست یابی به رویکردها و اصول طراحی محصولات مدولار سرچشمه های اصلی این پدیده که ریشه در تحولات دوران پساصنعت دارد مورد بررسی قرار گرفت و براساس روش تولید خوشه ای (منعطف)، اصل کاربر محور بودن و همچنین اصل روانشناختی بهره گیری از منش همنشینی و جانشینی قطعات در تولید به عنوان اصول اصلی طراحی این نوع محصولات حاصل گردید.
در دنیای امروز سیل تولید کالاهای صنعتی و طراحی محصولات جدید در ارتباط مستقیم با بازاریابی است. موفقیت کالا در بازار به کاربردی و مفید بودن، ظاهر مقبول وفرم بامعنای محصولات بستگی دارد. شناخت زبان اشیاء و بکارگیری آن در طراحی برای موفقیت در تجارت بین المللی و ایجاد هویت محصول ضروری است. هدف ازاین تحقیق مطالعه عوامل موثر بر شناسایی چیستی محصول و ارتباط فرم و معنای آن است. مطالعات کتابخانه ای درعلوم زبان شناسی، نشانه شناسی و معناشناسی محصول همراه با مطالعات میدانی در این پژوهش منجر به شناخت عوامل موثر درادراک شیء – تاثیر طبقه بندی اشیاء درمعنی شناسی محصول و تدوین جدول نشانه شناسی انواع روش های ارتباطی گردید. به طور خلاصه مهم ترین مؤلفه در شناسایی شیء شکل آن است. معنای صریح محصول همان کاربرد یا عملکرد آن است؛ و هر شیئی که فرم آن به کاربردش اشاره کند برای بیننده بامعنا خواهد بود. شناخت عناصر و ساخت پیام در زبان اشیا موجب تاثیر آنها در ایجاد ارتباط بین فرم و عملکرد و معنی آنها می گردد. ظروف چای ساز به عنوان نمونه موردی این تحقیق ارائه شده است. با استفاده ازنتایج این تحقیق طراح می تواند باآگاهی بیشتری انواع نشانه های فرمی، نوری، صوتی، گرافیکی و غیره را درطراحی تجسمی محصولات انتخاب نماید.