موضوع بحث این مقاله پیرامون پای پوشهای ایران دوران اسلامی در نگاره های ادوار ایلخانان مغول، تیموری و صفویه می باشد. آثار هنری و تاریخی مربوط به این دوران بهترین گنجینه برای آگاهی یافتن از چگونگی طرح پای پوشها می باشد . کتبی نظیر تاریخ لباس و تاریخ هنر نیز از منابع مناسب جهت مطا لعه و بررسی این مقوله محسوب می شوند . زیرا که با داشتن دقت نظر لازم در آنها می توان به ویژگیها و جزئیات جالب توجهی در خصوص کفشهای هر دوره پی برد. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تاریخی است. در این راستا مطالب به طریق اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده است. به طور حتم پیرامون این موضوع پرسشهایی در ذهن خوانندگان مطرح می شود از قبیل اینکه: 1) آیا پای پوشها در این ادوار دچار تغییر وتحول گشته اند ؟ 2) چه اشتراکات و افتراقاتی میان پای پوشهای ادوار نام برده وجود دارد؟همچنین اهداف مهم این نوشتار عبارتنداز: 1) بررسی سیر تحول پای پوشها از دوره ایلخانان تا آخر صفویه 2) یافتن تاثیر و تاثرات متقابل پای پوشهای این دوران بر یکدیگر نتیجه حاصله از این نوشتار آشنایی و درک بهتر از جایگاه طراحی پای پوش در سرزمین تاریخی ایران است . از جهاتی دیگر با انجام چنین پژوهشهایی می توان به مقوله طراحی لباس با دیدی تخصصی تر نگریست ، زیرا که بخشی از پوشاک را به طور خاص مورد بررسی قرار می دهد . کلیدواژگان: پای پوش ایرانیان ، نگارگری ، ایلخانی ، تیموری ، صفوی ، فرم و ساختار
نیاز به حضور در فضا برای همه گروه ها فارغ از جنسیت، سن، سطح درآمد، شغل و... امری ضروری است. پیش فرض اولیه این مقاله، بر ضرورت حضور زنان به عنوان گروهی اجتماعی و بهره مند از حقوق شهروندی در فضاهای شهری تاکید دارد. فضاهای عمومی به طور اعم و فضاهای شهری به طور اخص بدلیل ساختار کالبدی و کارکرد اجتماعیشان مهم ترین وسیله در جهت تقویت جامعه مدنی هستند. جامعه مدنی عرصه ای را فراهم می آورد که امکان مشارکت برای تمام گروه ها در آن به وجود می آید. یکی از مهم ترین ویژگی های جامعه مدنی کثرت گرایی به مفهوم دربرگیری تمامی گروه هاست، بنابراین جامعه مدنی با مفاهیم و ویژگی های بارز فوق بی شک بر مشارکت زنان و حقوق آنان تاکید دارد. این مقاله محدودیت های زنان را که مشتمل بر محدودیت های ناشی از طراحی و برنامه ریزی فضاهای شهری است و هم چنین هنجارهای اجتماعی و فرهنگی که بر کاهش حضور زنان در فضاهای شهری تاثیرگذارند را مورد بررسی قرار می دهد. محدودیت های تاثیرگذار بر حضور زنان در فضاهای شهری دامنه وسیعی از محدودیت های کالبدی- اجتماعی را دربرمی گیرد. بنابراین رابطه ای میان موانع، محدودیت ها و شرایط و نیازهای گروه های مختلف زنان مورد بررسی قرار می گیرد و در انتها توصیه هایی برای کاهش محدودیت های حضور زنان در فضاهای شهری ارائه می شود.