این معضل به عارضة منفی پراکندگی شهری منجر شده و منشاً بسیاری از مشکلات در کشورهای در حال توسعه شده است، بنابراین بررسی الگوی گسترش شهرها یکی از مسایلی است که می تواند استراتژی های توسعه را در افق دوردست جهت توانمندسازی مدیریت شهری فراهم سازد.
هدف از این پژوهش تعیین الگوی گسترش فضایی منطقه 13 شهر تهران طی سال های 89-1384 و ارایة راهکارهایی به منظور دستیابی به الگوی بهینه و پایدار رشد شهری است. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی، به صورت مطالعات اسنادی ـ کتابخانه ای، برداشت های میدانی با در نظر گرفتن شاخص های مساحت، جمعیت و تراکم کلی مسکونی و بهره گیری از مدل های آنتروپی شانون و هلدرن به عنوان روش هایی کاربردی برای تحلیل سیستماتیک الگوهای رشد شهری است. نتایج پژوهش بر اساس مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که منطقة مورد مطالعه طی سال های اخیر به صورت پراکنده رشد کرده و منجر به عارضة منفی پراکندگی شهری شده است، بر این اساس می توان از الگوی گسترش متمرکز درون بافتی (فشرده و عمودی) و در عین حال تغییر کاربری زمین های متعلق به پادگان نیروی هوایی و مهمات سازی بهره گرفت تا توسعة کالبدی منطقه روند معقولانه تری را طی کند.
فرسودگی در شهر مفاهیم متفاوتی دارد که از فرسودگی کالبدی تا فرسودگی اجتماعی و کارکرد اقتصادی شهر را در برمی گیرد. هریک از انواع فرسودگی درمانی متفاوت می طلبد که ممکن است به مداخله کالبدی منجر نشود. این اصطلاح در مقطع زمانی خاصی از مراحل توسعه و عمران کشور برای تعیین مناطقی که بناهای واقع در آنها نیازمند مقاوم سازی بودند، به کار برده شد. موضوع بافت های فرسوده شهری از 1347 در شهرهای کشور مطرح شد، اما از 1380 با تصویب مصوبة شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، اقدامات همه جانبه ای در این خصوص صورت گرفت و به عنوان برنامه ای در مقیاس ملی بودجه و برنامه های عمرانی را به سمت خود هدایت کرد.
سابقه اقدامات مشابه در کشورهای صنعتی اروپا به دوران معماری و شهرسازی مدرن و بازسازی های پس از جنگ های جهانی بازمی گردد. اکنون در کمتر کشوری نوسازی بافت های شهری از زاویه صرفاً توسعه ای در مقیاس محدوده های عظیم مطرح است. طرح های نوزایی و تجدید حیات1 و بازآفرینی2 شهری که امروزه در آن کشورها در دست انجام است، در تداوم نوسازی شهری ولی با رویکردی متفاوت مد نظر قرار گرفته است. در این طرح ها مداخله در بافت های شهری با هدف تعادل بخشی بین ""حفاظت و توسعه"" انجام می شود.
اصطلاحات فنی و واژگان تخصصی مداخله در بافت های شهری از تعاریف شاخص در حوزة شهرسازی هستند. برای فهم درست اقدامات و روش انجام آنها، باید به گونه ای هماهنگ از این اصطلاحات استفاده شود تا مشکلات بیشتری در به کارگیری و ترجمه متون و اسناد پیش نیاید. توجه و مقایسه واژگان معادل در ادبیات نوسازی کشورهای مختلف مختلف نشان می دهد دستیابی به زبانی مشترک برای ترجمه متون مرتبط با مداخله در بافت های شهری تا چه حد لازم است. تلاش در جهت رفع این ناهماهنگی از ضروری ترین اقدامات در برهه کنونی است.
جهت دست یابی به راهبردهای توسعه و حفاظتِ هماهنگ و یکپارچه پایدار شهری، مداخلات در بافت های شهری براساس تعاریف صورت گرفته جهانی به روش تلفیق توسعه و حفاظت3 (یکپارچه و هم پیوند) و به منظور نوزائی و تجدید حیات شهرها، با رعایت معیارهای توسعه پایدار و برنامه ریزی مشارکتی (مشارکت مردم در منافع و تصمیم گیری ها) صورت می گیرد.
اما هدف از این دسته بندی، به کارگیری آن در فرایند انجام مداخله در بافت های شهری است. بدین منظور راهبردها، اهداف کلی و اقدامات، از عاجل تا بلندمدت، طوری در یک ماتریس ارایه شده که بتوان با توالی اصطلاحات، به یک شرح خدمات تقریبی دست پیدا کرد و از این سند به عنوان نقشه راه استفاده شود.
تنوع در طرح، اندازه و نقش آثار ملیلهای موجود در موزه ها و منابع مکتوب تاریخی، این پرسش را مطرحمیسازد که کدامیک از دوره های هنری و تاریخی بیشترین تأثیر را در تغییر فرم و نقش آثار ملیله داشتهاند و ملیلهسازی بهشکل امروزی آن، از چه دورهای رایج شدهاست. برای پاسخ به پرسشهایی ازاین دست نگارندگان، دو حوزه زمانی ملیلهسازی پیش از اسلام و بعد از اسلام را بهدلیل شاخصه های خاص فرهنگی، مذهبی و سیاسی آن دو دوره، برگزیدند. پس از آن با تأکید بر تکنیکهای اجرایی و تزئینی، فرم و نقش آثار موجود در این دو زمان را بطور جداگانه و در دو مقطع زمانی متفاوت (درزمانی) با روش تحلیلی- توصیفی بررسی و درنهایت، با یکدیگر مطابقتدادند. یافته های این بررسی پس از مطابقت، افزونبر مستندساختن مراحل شکلگیری نقوش از هزاره سوم قبل از میلاد تا پایان دوره قاجار و بیان تکنیک ساخت آثار ملیله، این واقعیت بود که مفتولهای تابیده و نتابیده بهکاررفته در زیورآلات و اشیای تزئینی ایران باستان، با پشت سرگذاشتن تحولات بنیادی بهعنوان هنری مستقل، بهنام ملیله وارد عرصه هنر- صنعت گشتهاند. پس از آن، این هنر مراحل شکوفایی و تکامل خویش را در دوره های صفوی، افشار و زند و قاجار سپریکرده است.
از اوایل قرن بیستم نشانهشناسی به مثابه "روشی از نقد متون"، بستری مناسب را در بررسی سازوکار تولید و ادراک معنا پیش مینهد. رمزگان، از مفاهیم بنیادین در نشانهشناسی است. هر نظام نشانهای تنها به واسطه آگاهی مخاطب از رمزگان حاکم بر آن، امکان معنامندی مییابد. دستهبندی دهگانه امبرتو اکو از رمزگان تصویری، یکی از روشهای کارآمد را در بررسی متون تصویری ارائه داده که از طریق آن میتوان جوانب متنوع یک تصویر را حتی در پیوند با متونی وابسته به دیگر نظامات نشانهای ملاحظه کرد. نگارگری ایرانی عمدتاً در پیوند با ادب فارسی، با کارکرد تصویرگری، ظاهر میشود. هفتپیکر نظامی گنجوی، به لحاظ کیفیت روایی و موضوع غنایی خود موضوع تصویرسازیهای بسیاری قرار گرفته است. مقاله پیشرو، با هدف تبیین روشی مناسب در نقد نگارگری ایرانی با قابلیت پرداخت به وجوه بینامتنی نگاره ها در پیوند با متون ادب فارسی، در عین تمرکز بر ویژگیهای متنی اثر، نگاره بهرام گور در گنبد سپید را از نسخه خمسه موزه متروپولیتن با بهرهمندی از دستهبندی رمزگان اکو، تحلیل کرده است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی بوده و منابع به صورت کتابخانهای، جمعآوری شده است. محتوای انسانگرایانه مشهود در نگارگری مکتب بهزاد ممکن است تضادی را در انتقال محتوای نمادین داستان نظامی ایجاد کند. اینکه موفقیت نگارگر در انتقال محتوای نمادین متن ادبی چه میزان بوده و این محتوا از نظام نشانهای زبان به نظام نشانهای تصویر چگونه انتقال یافته است، از سؤالاتی است که در این مقاله بررسی شده است. پرسشهای دیگر مقاله، به میزان پیروی نگارگر از توصیفات متن ادبی و علت سرپیچی احتمالی وی از توصیفات متن، توجه دارد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد باوجود برخی محدودیتهای خاص رسانه تصویری، نگارگر در انتقال فحوای نمادین داستان بسیار دقیق عمل کرده و واقعگرایی نوظهور در نگارگری آن زمان نیز مانعی در انجام این مهم نبوده است. پیام نمادین متن ادبی از یک سو به یاری تدابیر صوری، شامل کاربست نقوش راستخط و ترکیببندی متقارن، پرداخت ظریف به تزئینات هندسی دوّار و انتظام فضای معماری کشیده و از سوی دیگر بهرهمندی از برخی استعارات ادبیِ دالّ بر مفاهیم کمال و آگاهی که درونمایه اصلی داستان هفتپیکر است، در نگاره به نمایش درآمده است. در برخی موارد نیز جزئیاتی خارج از توصیفات متن مرجع خلق شده است.
میدان نقش جهان اصفهان، الگوی تکامل یافته میادین شاه در پایتخت های دوره صفوی ایران است. دستیابی به الگوی مذکور یکباره نبوده و ریشه های شکل گیری و تکامل آن در پایتخت های اول و دوم صفوی وجود داشته است. روش تحقیق در پژوهش حاضر تفسیری–تاریخی است؛ به طوری که تبیین نتایج حاصل از مطالعه تطبیقی بین ویژگی های میادین شاه، پس از شناخت، استنتاج و تحلیل از اسناد و متون تاریخی انجام یافته است. سیر ویژگی های کالبدی و عملکردی میادین شاه، دارای روندهایی ثابت، متغیر و تکاملی بوده اند. کاربری های میدان و دسترسی های آن روندی ثابت و زمان شکل گیری، اسامی و ابعاد میادین شاه، روندی متغیر داشته است. طرح اولیه، محدود شدن تعدد و تنوع عناصر معماری کناره ای و شکل گیری همزمان آنها با میدان، جداره سازی، نسبت هندسی یکسان و طراحی عناصر طبیعی از ویژگی های تکاملی این سیر است. تحلیل روند این ویژگی ها نشان دهنده آن است که سیر تکاملی در الگوی میادین شاه پایتخت های صفوی وجود داشته است.
Nowadays, huge tendency to fashion and consumerism could be assumed as the origin of identity crisis among women and in their houses. This phenomenon is like a veil between man and the fact of his human being. Given that the physical properties of man-made environments (house) are influenced by human properties and, in return, have an important role in giving identity to their audience, identification of different dimensions of these properties can be useful in the creation of physical environment with the goal of overwhelming such a crisis. In this study, the roots and effects of the tendency toward fashion and consumerism were explored. It is believed that modernism and materialism are the main causes for the current crisis. At the second stage, to understand the nature of relationship between humans and their environments, theories from semiotics, phenomenology, and semantics were studied. After reviewing many sources, it was found out that self awareness is the only way to promote women and their houses’ identities. Finally, using a logical reasoning method, among all reviewed approaches, Endogenous Development Model was confirmed as the best approach to getting out of the kind of crisis explained above. According to the findings, this approach can pave the ground for inhabitants’ growth in addition to creating valuable places with their unique identity.
الگوی باغ، مفهوم ذهنی مشترک بین هنرمند «باغساز» و«نگارگر» است که در طول تاریخ تحت تأثیر جهان بینی سرزمینهای مختلف بر نمودهای عینی متنوعی دلالت دارد. باغساز و نگارگر ایرانی به واسطه جهانبینی مشترک ایرانی اسلامی موجود در سرزمین و به دنبال درک مشترک از الگوی باغ، بر نمودار عناصر مشترکی از مفهوم باغ اتفاق نظر دارند. باغسازی و نگارگری از زمره هنرهای تجسمی هستند که با حکومت گورکانیان بر هند از ایران به این سرزمین وارد شده اند. جهان بینی و درک مشترک بین نگارگر و باغساز ایرانی، باعث شده نگارنده به دنبال پاسخ این پرسش ها باشد که الگوی باغ در هند توسط نگارگر و باغساز چگونه در آثار نمودار شده است؟ و ازآنجا که باغسازی و نگارگری در هند الگوی ایرانی اسلامی دارند آیا این الگو همچنان در طول تاریخ باغسازی و نگارگری هندی دوام داشته است؟ این مقاله به کمک مشاهدات میدانی و مطالعات کتابخانه ای به مقایسه تطبیقی نمونه هایی از هنر باغسازی و نگارگری هندی با تأکید بر باغ مقبره و نگاره های سبک گورکانی میپردازد. الگوی باغ در باغسازی و به دنبال آن نگارگری هندی تحت تأثیر جهان بینی گورکانی و ویژگی های سرزمین هند از دلالت های معنایی الگوی اولیه خود فاصله گرفته و هویتی مستقل را در قالب زیبایی شناسی تسلط گرا به وجود آورده است. عظمت گرایی بنای داخل باغ، پوشش گیاهی پیرایش شده در فضای داخلی باغ و حضور آب به عنوان آرایه ای تزئینی ویژگی هایی است که نمودار عینی الگوی باغ در نگارگری و باغسازی هندی را تشکیل می دهد.
با توجه به افزایش ناهنجاری های اجتماعی در جوامع امروزی، بررسی احساس امنیت اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن ضروری می باشد. نواحی روستایی کشور به عنوان سکونتگاه هایی که 30 درصد جمعیت کشورمان را در خود جای می دهد، مکانی است برای زندگی و زیستن که شناخت عوامل احساس امنیت ساکنان آن از ضرورت های حفظ کمیت و کیفیت این جمعیت می باشد. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و به روش توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری تحقیق، شامل خانوارهای روستاهای دهستان مرحمت آباد میانی واقع در شهرستان میاندوآب استان آذربایجان غربی می باشد، این دهستان در سرشماری سال 1390، دارای 1616 خانوار و 7040 نفر جمعیت بوده است که طبق فرمول کوکران تعداد نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه 270 خانوار به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده به صورت آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (آزمون کندال، آزمون t تک نمونه ای و ضریب همبستگی پیرسون) صورت گرفته است. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات، نشان می دهد رابطه معناداری میان احساس امنیت اجتماعی و سرمایه اجتماعی خانوارهای روستاهای مورد مطالعه وجود دارد و با افزایش سرمایه اجتماعی احساس امنیت اجتماعی خانوارهای روستایی بهبود می یابد.
براساس تعریفی اولیه، پتکانه نوعی گوشه سازی است شامل چند ردیف تاقچه (تاسه) که روی هم سوار می شوند و جلو می آیند. توسعه و تکامل این اندام منجر به شکل گیری یکی از جالب ترین و پیچیده ترین تاق های ایرانی به نام تاق پتکانه می گردد که به دلیل شباهت با برخی دیگر از گونه های تاقی و پوشش های تزئینی، کمتر به عنوان یک پوشش مستقل به آن پرداخته شده است. این مقاله در پاسخ به یک سؤال بنیادی شکل گرفته است که «مفهوم پتکانه به عنوان یکی از گونه های پوشش فضا در معماری ایران چیست؟» در پاسخ به این پرسش، مقاله حاضر پیشینه شکل گیری این اندام را از نخستین گام های پیدایش بررسی می کند. بدین منظور، ابتدا اطلاعات مربوط به نمونه های نخستین از طریق «مشاهده و برداشت مستقیم میدانی»، «مصاحبه با استادکاران و مرمت گران ابنیه» و «مطالعات کتابخانه ای» برداشت می شود. پس از آن، نظام هندسی و ساختار سازه ای نمونه ها از طریق مدل سازی با نرم افزارهای سه بعدی سازی پیاده می شود. در نهایت، مقایسه و تحلیل یافته های مرتبط به همه نمونه ها، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، به تعیین اندام ها و اجزای سازنده پوشش پتکانه و مرزشناسی آن با دیگر پوشش ها می انجامد. براین اساس، پتکانه در بدو ظهور، با ایده گوشه سازی در گنبدخانه در معماری پیش از اسلام، ارتباط معناداری دارد. در ادوار بعدی، با ارتقای دانش فنی معماران مسلمان، باربری بالای باریکه تاق ها موجب می شود که از آن ها برای پوشش یک کنج استفاده شود و ترکیبی از یک باریکه تاق و دو تاسه به وجود آید. در ادامه، این ایده در چهار سوی دهانه تکرار و با پیدایش «گوشه سازی سه کنج با باریکه تاق»، مسئله گوشه سازی با کارایی بهتر و هندسه غنی تر حل می شود. در نهایت، ترکیب باریکه تاق های مطبق موجب ایجاد فضاهای پلکانی در زیر سازه و توسعه افقی و عمودی تاسه ها و ایجاد ماهیتی یکپارچه می شود که می توان آن را پوششی نو به نام «پتکانه» خواند.
غبار هوا وضعیت پرمخاطره ای را در فضای زندگی مردم جنوب غربی ایران به وجود آورده و به بهداشت هوای تنفس آن ها آسیب زده است؛ لذا برای چاره اندیشی و رفع این مشکل، لازم است متخصصان رشته های گوناگون از جمله محیط زیست، بهداشت محیط، زمین شناسی، جغرافیای طبیعی، شیمی آلودگی هوا، مکانیک سیالات، هواشناسی، طراحی محیط، منابع طبیعی و... همدیگر را یاری کنند، زیرا این معضل را یک گروه تک تخصصی نمی تواند برطرف کند. در این میان، شایسته است معماران با مشارکت مؤثر خود، برای رفع این معضل نهایت تلاششان را بکنند. همچنین، لازم است آنان در این راه، به عنوان طراحان جامع، ضمن مسیریابی مناسب نقش هماهنگ کننده و عامل ربط دهنده تخصص های مختلف را برای بهسازی شرایط فضاهای سکونتی ایفا نمایند. در این نوشتار، ضمن بیان معضل و طرح مسئله برای یافتن سمت مناسب برای جهت گیری بناها، به منظور نصب خشت اولِ طراحی، در ابتدا موردهای مطالعاتی با پوشش مناسب سطح شهر دزفول، از بین بناهای باقابلیت تعیین شده اند؛ سپس، به یافتن راه و روش مناسب برای معیّن کردن میزان (کم) هر بعد از ابعاد اصلی این معضل اقدام شده است تا در وضعیت های مختلف، آن مقادیر قابلیت تحلیل و مقایسه را در اختیار قرار دهند. پس از آن جمع آوری طولانی مدت داده ها (اندازه گیری ریزگردها از جهت های چهارگانه ساختمان و داده های هواشناسی) از وضعیت های مختلف بناهای مورد مطالعه صورت گرفته است. سپس، با تحلیل داده های جمع آوری شده و بحث درباره آن ها، به بررسی نتایج پرداخته شده و در نهایت، سمتی از ساختمان ها که بیشترین آلودگی را ته نشست می کند و نیز سمتی از بنا که بیشترین ذرات را به صورت معلق در هوا نگه می دارد، نسبت به جهت وزش باد، مشخص و معرفی شده اند (البته فراوانی چنین وضعیتی 95 درصد از برداشت ها را پوشش داده). بدین ترتیب، با استفاده از شناسایی باد غالب هر منطقه، تعمیم پذیری نظریه این پژوهش میسر شده است.
بینایی مهم ترین حس ادراکی میان حواس آدمی است؛ ازاین رو اهمیت نورپردازی و دانش های وابسته به آن بر کسی پوشیده نیست. نورپردازی در ایران یک علم نوپاست؛ اما در سه دهه گذشته پیشرفت های چشمگیر در این دانش و عبور از نگاه صرفاً فیزیکال و ابتدایی به نور تا شناخت بسیاری از ارزش های ادراکی آن صورت گرفته است. بر اساس این پژوهش ها، نورپردازی می تواند نقش مهمی در واکنش های فیزیولوژیکی و روان شناختی افراد نسبت به محیط ایفا کند. این مقاله ضمن بررسی روش ها و الزام های نورپردازی و بسترهای ادراکی آن از منابع معتبر با طبقه بندی کاربردی اطلاعات، شاخص های اصلی مؤثر در سنجش کیفی نور را معرفی می کند و امید دارد شناخت این شاخص ها، امکان مدل سازی و سنجش کیفی پردازش و آرایش نور در فضاهای داخلی را فراهم کند که زمینه پژوهش آتی نگارندگان این مقاله خواهد بود.
زیبایی شناسی از مباحث بنیادین و اساسی است که پیدایش آن به افلاطون و پیش از او برمی گردد و تا امروز نیز با آرای متفکران و صاحب نظران معاصر غربی و اسلامی به حیات خود ادامه می دهد. هنر دینی نیز یکی از انواع کوشش های فکری است که برای درک و دریافت حقیقت هستی صورت می گیرد. از آنجا که قرآن کریم به عنوان بزرگ ترین معجزه مکتوب، از جنبه های مختلف قابل بررسی است، در مقاله حاضر، در گستره ای از مطالعات میان رشته ای، به روش تحلیلی- تطبیقی و با تکیه بر کلام وحیانی قرآن کریم کارکردها، روابط و وجوه اشتراک و افتراق زیبایی شناسی و هنر دینی را بیان می کنیم. برآیند این پژوهش این است که تأکید بر جنبه های گوناگون اعجاز متنی از ابعاد هنری و ادبی در بررسی آیات قرآن، نادیده گرفتن محتوای متین آن نیست؛ بلکه توجه دادن به زیبایی های ساختاری، زبانی، تصویری و روابط واژگانی آن است که پس از گذشت قرن ها تازگی دارد و از رونق نمی افتد.
حفاظت از خانه های با ارزش تاریخی که به عنوان پدیده های نمادین هویتی تلقی می شوند امری ضروری می باشد. در شرایط کنونی، مالکان تنها عاملان حفاظت هستند و از طرفی، وضع مقررات حفاظتی، حقوق مالکیت آنها را محدود کرده است. در کنار عوامل محدودکننده توسعه ملک باید مشوق هایی نیز وجود داشته باشد تا انگیزه لازم جهت حفاظت را ایجاد کند. از این رو مقاله حاضر، با هدف توجه به منفعت فردی در راستای حفاظت از منفعت اجتماعی، در پی ارزیابی مصوبه شماره 2293/91/28 شورای اسلامی شهر اصفهان مبنی بر بخشش عوارض تعمیر و کسر پارکینگ و ارزش افزوده بر تغییر کاربری کلیه بناهای تاریخی شهر اصفهان ارائه شده است. محدوده مطالعاتی پژوهش، محله تاریخی جلفای اصفهان می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش در زمره پژوهش های پیمایشی است. تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس تحلیل هزینه- فرصت انجام یافته و داده های آماری اسنادی و میدانی تحقیق در زمستان 91 گردآوری شده اند. نتایج، حاکی از آن است که با مقایسه هزینه- فرصت حفاظت و یارانه اعطایی ناشی از مصوبه مذکور در محدوده مطالعاتی، یارانه ارائه شده در مورد 47 درصد از املاک تاریخی، پاسخگوی هزینه- فرصت حفاظت می باشد و در مورد مابقی املاک، با افزایش فرصت بهره وری زمین، اختلاف بین هزینه- فرصت حفاظت و یارانه حمایتی، بیشتر می شود و این مصوبه، اثربخشی لازم جهت جبران هزینه- فرصت حفاظت را ندارد
رواج عکس سلفی(خودگرفت) در سال های اخیر و نهادینگی آن به عنوان یک ژانر در عکاسی موجب شده تا تحلیل گران در سطوح مختلف آن را از نظر دور ندارند و به بررسی علمی آن بپردازند. «عکس سلفی» که در ایران برخلاف غرب، پدیده ای تازه است، مورد ارزیابی و بررسی جدی قرار نگرفته است و منبعی به زبان فارسی پیرامون ریشه های تاریخی و سطوح تحلیل عکس سلفی، به جز برخی نوشته های پراکنده، موجود نیست. از این رو نوشتار حاظر سعی دارد تا به بیان تاریخچه عکس سلفی و بررسی آن در ارتباط با سلف پرتره های تاریخی بپردازد و در نهایت سطوح تحلیل مختلف را که از سوی تحلیل گران مورد استفاده قرار گرفته را بیان و مختصراً توضیح دهد.