ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۲۰۱ تا ۱۰٬۲۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
۱۰۲۰۱.

شمایل حضرت محمد(ص)در کاشی نگاره های خانه های شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۵۹
کاشیکاری یکی از شیوه های نقش پردازی آرمان گرایانه در تزیینات معماری سنتی ایران است. در دوره قاجار، نقشینه کردن دیوار ابنیه عمومی وخصوصی با شمایل و مضامین مذهبی جلوه ای نوین یافت. کاشی نگاران قاجار در نقش پردازی ، کتب ادبی، تاریخی و مذهبی ، سنت های کهن نگارگری و اسلوب های غربی را منبع الهام قرار داده اند. سردر ورودی ها،و دیوار اندرونی و بیرونی ابنیه مذهبی و اماکن عمومی و خصوصی را   متناسب با کاربری اجتماعی و فرهنگی ، با چهره ها، پیکره ها و صحنه های حماسی، مذهبی، تاریخی و اسطوره ای آراسته شده اند.هدف این مقاله شمایل شناسی حضرت محمد (ص)در خانه های شیراز عهد ناصری می باشد.  این مقاله به بررسی مجموعه کاشی نگاره های موجود با شمایل مبارک حضرت محمد (ص) در خانه های دوره قاجار شیراز  می پردازد، با این پرسش که این تصاویر در روند تاریخی شمایل نگاری در هنر ایران ، در چه جایگاهی است آیا پیرو نگارگری سنتی و یا تحت نفوذ فرهنگ و هنر غرب قرار گرفته است ؟ نتایج بررسی نشان داد ؛ این آثار در موضوع و تجسم از سنت شمایل نگاری و آثار خیالی نگاری پیروی میکنند و در شیوه اجرا تابع سبک رایج در دوره قاجارهستند. روش تحقیق این مقاله ,توصیفی- تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی است.
۱۰۲۰۲.

بررسی تطبیقی نگاره های شاهنامه طهماسبی صفویان و اکبرنامه گورکانیان از دید نشانه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۲۶
شاهنامه طهماسبی صفویان و اکبرنامه گورکانیان هند از نمونه های برجسته نگارگری قرن دهم هجری هستند که از لحاظ ظاهری و ساختاری شباهت هایی با هم دارند. هدف از این پژوهش بررسی این دو نسخه مصور با رویکردی نشانه شناسانه و بر اساس مفهوم تقابل های دوگانه است که یکی از مفاهیم اساسی در نقد ساختارگرایی و نظریات زبان شناسی و نشانه شناسی است. در این نظام همه چیز وابسته به روابط است و از طرفی نشانه به عنوان یک واحد دو وجهی از دال و مدلول خود متأثر از فرهنگ است. سؤالهای این پژوهش عبارت اند از: سازوکار تولید معنا در این نگاره ها چیست؟ نشانه های موجود در تصاویری که دو به دو مقایسه می شوند، هر کدام چگونه به دال های خود مدلول می بخشند و با معنا ارتباط می یابند؟ روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی وگردآوری مطالب به شیوه کتابخانه ای است. تحقیق و مطالعه بر روی نگاره های این دو نسخه نشان می دهد: درنگاره های اکبرنامه، گرایش به فضایی محدود شده، برتری نشانه های فرهنگ بر طبیعت، ازدحام افراد، فشردگی در کادر و پلان بندی با نگاهی واقعگرا و کمک گرفتن از عوامل سازه ای غالب است. در مقابل، مشخصه هایی چون نمایش در فضایی باز و طبیعتی سرسبز، پراکندگی نظام دار در فیگورها، رنگها و اجزاء تصویر، پلان بندی دوبعدی و ایجاد فضایی چندساحتی از ویژگی های نگارگری در شاهنامه طهماسبی است. این، نوعی روایتگری رمزپردازانه را بوجود آورده که در مقابل روایتگری توصیفگرایانه نگاره های اکبرنامه قرار می گیرد.
۱۰۲۰۳.

باستان گرایی: شیوه ای بیانگر برای نوسنت گرایان (با نگاهی بر آثار پیشگامان جریان سقاخانه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۵ تعداد دانلود : ۸۱۲
مدرنیست های ایرانی در دهه های 1320 تا 1350 هجری شمسی در پی یافتن بیانی شخصی و جنبشی آوانگارد، از نقش مایه های بومی و ایرانی بهره گرفتند. این اقدام، جریانی تازه در مدرنیسم هنری کشور به راه انداخت که امروزه با عنوان نوسنت گرایی شناخته می شود. عناصر متأثر از هنرهای باستانی ایران، یک گروه از نقوش مورد استفاده نوسنت گرایان بودند. نوشتار حاضر می کوشد به این پرسش پاسخ گوید که «آیا نقوش باستانی در آثار پیشگامان جریان سقاخانه در دهه های 1320 تا 1350 هجری شمسی رسالت پیام رسانی نیز بر عهده داشته اند یا تنها از منظر زیبایی شناسی و آذین گری بر آثار نشسته اند؟» نویسندگان گمان می کنند که توانسته اند با تحلیل موردی برخی نقوش باستانی در بستر آثار مدرن نشان دهند: «این آرایه ها با بهره مندی از قالب شکنی در ذهن مخاطب، می توانند درک وی را به سوی معانی تازه و منطبق بر دریافت های دنیای معاصر رهنمون گردانند.» این پژوهش، بازخوانی جدی و جزئی نگر آثار پیشگامان مدرنیسم کشور را اصلی ضروری برای تولید، درک و تفسیر آثار جدیدتر می داند و باهدف گسترش بازخوانی های مجدد آثار مدرن و آشنایی مخاطب با شیوه های گوناگون رمزگشایی آثار، پیش رفته است. در بررسی نقش مایه های کهن، روش تاریخی تحلیلی و در بخش جمع آوری منابع شیوه اسنادی مدنظر بوده و برای بررسی آثار معاصر از روش تحلیلی تطبیقی استفاده شده است. آثار مورد بررسی نیز به صورت هدفمند، از میان مجموعه موزه ها، آرشیوها، مجموعه های شخصی و تصاویر کتابخانه ای برگزیده شده اند.    
۱۰۲۰۴.

بازشناسی مؤلفه های تأثیرگذار بر شکل گیری هویت و خاطره جمعی در فضاهای شهری پیرامون پل های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۳ تعداد دانلود : ۶۳۲
تغییر و تحولات زندگی در شهرهای امروزی، موجب کم رنگ شدن و یا از دست رفتن بسیاری از فضاهای شهری و عملکردهای اجتماعی و فرهنگی آن ها شده است. تغییراتی که اغلب، احساس عدم تعلق، بی هویتی و عدم مشارکت شهروندان در فعالیت های اجتماعی را به دنبال دارد. حال آن که، هویت شهری که زمینه ساز تشخص و اعتبار شهروندان می شود، از طریق تداعی خاطرات و ایجاد حس تعلق در آن ها، پیوند شهر و شهروندان را تقویت نموده، آن ها را به سوی ویژگی های ممتاز اجتماعی هدایت می کند. یکی از راه های تحقق این مهم، بهره گیری از ظرفیت بناهای خاطره انگیز و تاریخی شهرهاست. بر این اساس، هدف از این پژوهش امکان سنجی ارتقای کیفیت فضای شهری پیرامون پل های تاریخی با تأکید بر مؤلفه های هویت و خاطره جمعی شهروندان می باشد. در پژوهش حاضر، فضای شهری اطراف پل تاریخی لنگرود به عنوان نمونه موردی مطالعه شده و مؤلفه های ایجاد خاطره جمعی و هویت برای شهروندان لنگرودی، در خلال یک پیمایش میدانی، بازشناسی شده است. برای این منظور از دو نوع پرسشنامه استفاده شد و اعتبار (پایایی) هر کدام از پرسشنامه ها با توجه به آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. پرسشنامه ها با استفاده از نرم افزار Spss تحلیل  شدند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که مؤلفه های معنا، کالبد و فعالیت به ترتیب بیشترین تأثیر را در ارتقای فضای شهری محدوده پل تاریخی لنگرود و ایجاد حس تعلق در شهروندان دارند. نتیجه نهایی پژوهش آن است که برنامه ریزی کالبدی محدوده ی پل های تاریخی شهرها می بایست برای تقویت فعالیت های مناسب اجتماعی و فرهنگی و معنا بخشیدن به شهر انجام پذیرد و نقش این عناصر ارزشمند در ایجاد فضای شهری خاطره انگیز و با هویت برای شهروندان بیش از یک بنای تاریخی است.
۱۰۲۰۵.

شناخت مؤلفة پارالاکس و ریشه یابی آن در فلسفة طراحی استیون هال (نمونة موردی : موزة هلسینکی، اکتشافات درون و تسراکت زمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱۷ تعداد دانلود : ۶۲۲
در پی تفکر انسان- محوری دکارتی، انسان و جهان پیش روی او به دو مستقل جدا از هم تقسیم شدند که با برجستگی فاز بصری محیط های امروزی، این جدایی بیشتر شد. پدیدارشناسان بسیاری از جمله هایدگر و هوسرل در پی زدودن این فاصله بودند، در این راستا موریس مرلوپونتی با مطرح کردن ادراک تنانه، حضور تن را شرط ابتدایی رسیدن فضا به منصة ظهور معرفی کرد که هال نیز در راستای تأثیرگیری از وی و ترجمة پدیدارشناسی مرلوپونتی در معماری، مفهوم پارالاکس (پارالاکس از لحاظ لغوی به معنای حالتی است که در نتیجة تغییر زاویة دید و موقعیت نگاه به ابژه ایجاد شده و فضا را در نتیجة تغییر زاویة بیننده تعریف می کند، این امر زمانی اتفاق می افتد که محورهای حرکتی بعد افقی را ترک کنند) را مطرح می کند و ادراک فضایی را در گرو شکستن پرسپکتیو و ایجاد حرکت در ابعاد عمودی و مورب و یا به تعبیری اضافِ بعد زمان به فضا می داند. هدف این پژوهش شناخت پارالاکس و شاخص های طراحی آن در افزایش غنای ادراک محیط است که در راستای آن پرسش اصلی تحقیق بدین صورت مطرح می شود : ارتباط بین پارالاکس و ادراک تنانه در معماری استیون هال چگونه است؟ این تحقیق با راهبرد تحقیق کیفی است و با رویکرد تفسیرگرایی، چارچوب فلسفی پدیدارشناسی و با بهره گیری از مدل تحقیق تلخیص شده از مبانی نظری، همچنین با کمک تحلیل نمونه های موردی نظیر موزة هلسینکی، اکتشافات درون و تسراکت زمان که جزء پروژه های مطرح استیون هال در زمینة توازن فضا و زمان است، سعی در شناخت پارالاکس و شاخص های طراحی آن و ارتباط آن با ادراک تنانه دارد. حرکت های عمودی و مایل در فضا با شکستن سطوح افقی یکنواخت و ایجاد سیّالیت ادراک با توالی و ترکیب دیدهای متنوع فضایی و اضافه کردن بعد زمان در فضا از شاخص های به دست آمده تحت ایده پارالاکس در فضای معماری، هستند. مؤلفة پارالاکس زمینة ادراک تنانه را فراهم می آورد.
۱۰۲۰۶.

نشانه شناسی نقوش کهن معماری گیلان در مطابقت با نقش مایه های برخی هنرهای دست بافت منطقه، با تأکید بر دیدگاه پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۴ تعداد دانلود : ۸۹۲
یکی از پراهمّیت ترین مسائل در زمینه زنده نگهداشتن ارزش های بومی یک منطقه، ناحیه و یا شهر یافتن نشانه هایی است که از گذشته باقی مانده اند. نظر به معماری بومی در پهنه جهان، گویای پیوندی عمیق بین خانه و محیط می باشد، از این میان معماری روستایی بومی گیلان، از دیرباز نمونه بارز دست ساخته های مردمانِ این خطّه را در خود جای داده است. مقاله حاضر بر پایه تحقیقات تفسیری - تاریخی و با مطالعات میدانی انجام پذیرفته است. در این مقاله مقایسه ای تطبیقی بین نقوش موجود از میان دست بافته های مطرح و پرکاربرد از گذشته تا به حال در سطح استان از یک سو و نقوش چوبی–نرده - بناهای بومی روستایی گیلان که از شاخص ترین عناصر کاربردی و در عین حال تزئینی معماری بومی گیلان می باشند،  بر اساس مشاهدات عینی و بناهای تحقیق شده در آثار پژوهشگران پیشین از سوی دیگر، صورت گرفته است. نتایج دست یافته در اتمام تحقیقات با توّجه به سه اصل پیرس4 در مورد نشانه شناسی انجام گرفته و بر طبق موضوعات مورد اهمّیت در آن، شمایلی، نمادین و نمایه ای،  بودن یافته ها دسته بندی گردیده است.
۱۰۲۰۷.

نقش فرشته درکاشیکاری قاجاری صحن آزادی حرم مطهر امام رضا(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۷ تعداد دانلود : ۷۹۴
    تزیینات معماری در دوره قاجار دارای ویژگیهای متمایز و بسیار مهمی است. ورود برخی نقوش جدید همراه با طیف رنگ های گرم و تجلی نوعی تصویر پردازی خاص، تزیینات بناهای این دوره را از دیگر دوره های تاریخی جدا می کند. نقش فرشته از نقوش بدیع و خاص عصر قاجار است که در تزیینات بناهای این دوره بارها و بارها مشاهده می شود، در بیشتر این موارد، نقش فرشته دارای ویژگی های بارز همراه با اصول تصویرگری مشخص مانند رنگ های مشخص و حالات یکسان می باشد.     قرار گیری نقش فرشته بر قسمت ورودی بنا همراه با پوشش نیمه عریان، چند رنگ بودن بال فرشته و یا ارجحیت رنگ قرمز و آبی بر دیگر رنگ ها در پوشاک آن، از ویژگی های مشخص آن است. این دقت در اسلوب و قواعد طراحی نقش فرشته، نمایانگر اهمیت ویژه این نقش در تزیینات معماری است. این تحقیق از نوع تاریخی است که به شیوه ی تحلیلی- توصیفی و با جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای، الکترونیکی و ثبت مشاهدات عینی انجام شده است.
۱۰۲۰۸.

زبان معماری، رمز نمادها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۲ تعداد دانلود : ۴۳۵
گنبد طلا. این تصویر نه یک شکل و نه حتی یک نماد است؛ یک متن است. سرشار از پیام ها و رمزهایی که برای عامه ایرانیان حکایت ها دارد. لازم نبوده درس معماری خوانده باشی یا نشانه شناسی بدانی تا بتوانی این متن رمز آلود را برپا کنی. گنبد هدایت کننده به مکان و «جایی» مقدس است. بر بلندای مرکزی ترین اندام معماری قرار می گیرد تا هویت، سر، مرکز و قلب مجموعه را به همگان نشان دهد. مرکز ثقل معنایی مجموعه، ممکن است در وسط جغرافیای آن نباشد، اما گنبد دلالت بر آن دارد که این «جا» قلب است. پس از آن مناره ها به کار می آیند تا خبر از رخدادی در مکان بدهند. در «اینجا» خبری هست. دو مناره از دوردست ها فریاد می آورند که آن «جا»، اینجاست و رهگذران را به آن راهنمایی می کنند. رنگ طلا خبراز امر قدسی می دهد. هر آنچه که طلایی است، نشانی از شرافت و قداست دارد. قرارگیری این سه عنصر در کنار صندوق نذورات و خیرات از سنتی در فرهنگ اسلامی ایران حکایت می کند که در  دوره هایی از تاریخ، منشأ ایجاد زیرساخت های بزرگ اقتصادی و مجموعه های علمی و اقتصادی بوده است. اگر امروز جمع آوری صدقات خرد برای دفع بلاهای شخصی به کار می آید، زمانی از برجسته ترین شیوه های مالکیت غیر خصوصی و متکی بر منافع عام و اجتماعی بوده است. وقف و نذر، انواعی از مالکیت و مشارکت اجتماعی را تعریف می کنند که جایگاه امروزشان تناسبی با فلسفه و ظرفیت های نهفته در آنها ندارد، این متنها اگر در دنیای نخبگان امروز مغفول افتاده، آنقدر ناشناخته مانده اند که متن پیچیده آنها را نمی توان با تفسیر این صندوق مزین شده به گنبدهای آلومینیومی آنودایز شده، فهم کرد. اما می توان گفت که فرهنگ عامه، اگر چه سنت وقف نذر را در شأن گذشته آنها نمی شناسد، اما از جایگاه و مرتبه آن، چنان با خبر است که با این نمادسازی عامیانه، همچنان از حقیقتی بزرگ خبر می دهد؛ بی آنکه بتواند شناختی جزئی و تفصیلی از آن به دست دهد. این جلوه از منظر ایرانی از بقایای سنتی عمیق در عرصه زندگی اجتماعی-اقتصادی گذشته ایران خبر می دهد که با کمک نمادهایی از معماری و هنر سرزمینی آنها روایت شده است.
۱۰۲۰۹.

نوسازی متوازن، عامل حفظ اصالت ها در مدینه های مراکش

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۷ تعداد دانلود : ۴۲۱
از اصول اساسی در توفیق احیاء و نوسازی بافت های قدیمی یا ارزشمند، توجه به زندگی جاری و حیات اجتماعی شهروندان در کنار بهسازی کالبدی و فیزیکی است. این اصل در مدینه شهرهای مراکش با رویکردی خاص، نه تنها موجب حفظ واقعی و نه تصنعی این بافت ها شده است، بلکه آنها را تبدیل به نواحی گردشگری کرده است، چنانچه مدینه ها در شهرهای مراکش از نخستین مقاصد گردشگران از سراسر دنیاست. مدینه ها که هسته اصلی هر شهر و بافت قدیمی آنها را تشکیل می دهند، در وهله اول با اقداماتی کالبدی از سایر قسمت های شهر متمایز شده اند. ابنیه و بافت کالبدی مسکونی و تجاری در این شهرها حفظ شده و با همان فرم به حیات خود ادامه می دهد. اما آنچه توفیق نوسازی این بافت ها را به دنبال داشته است، نه فقط این اقدامات، بلکه رویکرد خاص مدیریتی این بافت هاست. این رویکرد در جهت حفظ زندگی شهروندی در سطح مدینه ها، تلاشی برای برقراری توازنی اقتصادی، فرهنگی و معیشتی بین کالبد و زندگی ساکنان داشته است. این توازن عبارت است از حفظ وضعیت فرهنگی و اقتصادی ساکنان این بافت ها، در حدی که با رفع نیازهای معیشتی خود از زندگی در بافت، رضایتی نسبی را نیز برای آنها فراهم آورده است. می توان مدینه های مراکش را نمونه ای برای نظریه متأخر «نوسازی متوازن» معرفی کرد که عامل فرسودگی را برهم خوردن توازن در ابعاد زندگی و عامل نوسازی را برقراری دوباره و حفظ این توازن می داند. راهکار جلوگیری از این عدم توازن، حفظ زندگی جاری خود ساکنین در این بافت هاست. حفظ این وضعیت را می توان متناظر با محدودیت های کالبدی اعمال شده برای بافت تاریخی شهرهای مراکش دانست که هم به حفظ جایگاه تاریخی آنها در سازمان فضایی شهر انجامیده است و هم آنها را به عنوان ارزش های کالبدی شهر محافظت کرده است.
۱۰۲۱۰.

گونه شناسی تحلیلی مساجد تاریخی حوزه فرهنگی کردستان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸۱ تعداد دانلود : ۲۲۳۷
منطقه کردستان ایران، یکی از مناطقی است که از لحاظ مطالعه و نوع تحلیل معماری، به خصوص در دوره اسلامی، به شدت مغفول مانده است. شناخت مساجد این منطقه می تواند درکی عمیق تر از وضعیت معماری ایران در این دوران به دست دهد. هدف نوشتار پیش رو، معرفی ویژگی های این مساجد و دسته بندی آن ها بنا به خصوصیات کالبدی شان یا به عبارتی گونه شناسی این مساجد براساس اجزای فضایی یا کالبدی آن هاست. نوشتار پیش رو، با مطالعه و مرور ۲۷ مسجد تاریخی حوزه فرهنگی کردستان، به دسته بندی، شناسایی خصوصیات و درنهایت، گونه شناسی مساجد این منطقه خواهد پرداخت. بدین منظور، در ابتدا، به تعریف اندام ها که در معماری مساجد این منطقه حائز اهمیت هستند، پرداخته خواهد شد و سپس به ترتیب از ساده ترین و بنیادی ترین الگو تا پیچیده ترین الگوهای موجود در این مساجد، به تفکیک براساس نوع ترکیب اجزای کالبدی شان معرفی خواهد شد. در ذیل این معرفی ها، رابطه هرگونه با گونه های ساده تر پیشین بررسی و نشان داده خواهد شد که این گونه ها در رابطه ای مشخص با یکدیگرند. شبستان ستون دار بنیادی ترین الگوی این مساجد است، تقریباً در همه نمونه ها و گونه ها همچنان حضور دارد و با نظمی قابل فهم بسط می یابد. راهرو و ایوان، به خصوص ایوان های رو به قبله، با افزودن به شبستان آن را گسترش می دهند. این مساجد گونه اصلی اول مساجد منطقه کردستان هستند. گونه دوم دارای حیاط مرکزی و ترکیبی از الگوهای مساجد گونه اول و مساجد مرکز ایران است. در این مساجد، حجره هایی که در گونه اول در راهروهای پیرامون شبستان ستون دار قرار داشتند، به سه طرف حیاط مرکزی منتقل شده اند. این دو گونه دارای زیرگونه هایی هستند که تفاوتشان در مواردی مانند تعداد یا وجود و عدم وجود ایوان ها و راهروهاست. درنهایت، به منظور نظم بخشیدن به اطلاعات و تحلیل های انجام شده، گونه بندی ای انجام شده که در قالب یک جدول جامع، در انتهای پژوهش، گرد هم آورده شده است.
۱۰۲۱۱.

مطالعه کارکرد سازه آبی حصار سوم محوطه باستانی چغازنبیل با مطالعه میدانی و مدل سازی هیدرولیکی هیدرولوژیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵۷ تعداد دانلود : ۸۸۲
محوطه باستانی چغازنبیل به عنوان اولین میراث جهانی ثبت شده در ایران، دربرگیرنده سه محوطه هم مرکز اصلی با مرزهای حصار مرکزی، حصار میانی و حصار بیرونی است که بناهای شاخص مانند زیگورات، مجموعه کاخ ها و آرامگاه ها و تأسیسات شهری را در خود جای داده است. یکی از مهم ترین سازه های این محوطه، سازه آبی حصار سوم می باشد که مشاهدات و مطالعات ژئوفیزیک این پژوهش، دو آنومالی مدفون دیگر را نیز با مصالح مشابه در نقاط دیگری از حصار سوم شناسایی کرده است. رومَن گیرشمن (1895 ۱۹۷۹) باستان شناس و حفار مجموعه، اعتقاد داشت که آب انتقال یافته از رودخانه کرخه در محل سازه آبی تصفیه شده و مورد استفاده ساکنان شهر قرار می گرفته است؛ لیکن مرتفع بودن محوطه باستانی نسبت به نقاط اطراف و عدم حضور شواهدی مبنی بر کانال انتقال آب از کرخه به سمت حصار سوم در نقطه سازه آبی، سؤال اصلی این پژوهش را مبنی بر نوع و مکانیسم عملکرد سازه آبی مورد مطالعه ایجاد می کند. دیدگاه عملکرد دفعی سازه آبی موجود با عنایت به نتایج بررسی های اخیر نیز به عنوان یکی از فرضیه های اصلی از دیدگاه مهندسی آب در این پژوهش، مورد مطالعه دقیق قرار می گیرد. این پژوهش با مطالعات میدانی زمین شناسی زهکش های طبیعی و بررسی وضعیت تخلیه رواناب و زهاب شهری، مطالعات بیولوژیکی و محیط زیستی آغاز شد. مطالعات دقیق ژئوفیزیک حصار سوم برای شناسایی احتمال وجود سازه های مشابه و اسکن لیزر سازه آبی موجود برای تشخیص هندسه دقیق مجاری داخلی سازه انجام شد. با توجه به میزان توان تولید هیدرولوژیکی رواناب در زیرحوزه های منتهی به سازه های آبی موجود و تطبیق آن با ظرفیت گذردهی هیدرولیکی، وضعیت توپوگرافی و زمین شناسی و همچنین پلان قرارگیری سایر آنومالی های سازه آبی در قسمت های دیگر حصار سوم، می توان عملکرد زهکشی رواناب و زهاب شهری زیرحوزه های محوطه را از دیدگاه مهندسی آب و هیدرولیک، تأیید و تصدیق نمود.
۱۰۲۱۲.

مؤلفه های فرهنگی تأثیرگذار بر شکل گیری شهر اردبیل در دوره صفویه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۴ تعداد دانلود : ۴۴۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوهای فرهنگی دوره صفویه بر شکل گیری شهرها با تأکید بر شهر اردبیل تدوین گردیده است. در دوره صفوی به دلیل وجود پایگاه مقتدر سیاسی، اجتماعی و آزاد اندیشی، زمینه بسیار مستعدی برای گسترش شهر اردبیل فراهم شد. در این راستا با استفاده از مدل مفهومی کانتر، ابتدا مولفه های مکان تحلیل شده، سپس ویژگی های شهرسازی دوران صفویه و الگوها و عوامل فرهنگی موثر بر شکل گیری فرهنگ شهر اردبیل در دوره صفویه مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج مطالعات حاکی از آن است که در شکل گیری فرم شهرها دو دسته از عوامل تأثیر بسیار زیادی دارند. دسته اول مربوط به عوامل فیزیکی(مکان) و قابل رویت مانند ویژگی های فرهنگی، اقلیم و جغرافیا است. دسته دوم مربوط به عوامل غیر فیزیکی و ناملموس مانند عوامل مذهبی، فرهنگی و اجتماعی است. گسترش فرهنگی شهر اردبیل از گذشته تا کنون از الگویی منطقی پیروی کرده است و در دوران صفویه الگوها و اصولی همچون اصطلاحات عرفانی و صوفی گری، همبستگی قومی و خانوادگی، تقویت روابط فرهنگی و اجتماعی، رفاه و تفریح مردم باعث شکل گیری محله های این شهر شده؛ و همچنین ابعاد فرهنگی و مکانهای شهری از جمله بازار به عنوان مرکز عملکردی مقررات و آیین حسبه، بقعه شیخ صفی به عنوان هویت بخش و مرکز تقدس و مسجد جمعه مکانی برای شرعیت بخشی به شهر در ایدئولوژی شکل گیری فرم شهر تأثیرگذار بوده است.
۱۰۲۱۳.

گونه شناسی رویکردهای نظری و تجربی نابرابری های منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۳ تعداد دانلود : ۳۶۹
نابرابری منطقه ای در زمینه درآمد از دهه 1950 وارد مباحث علمی و آکادمیک شد. با وجود این، بررسی مطالعات و تحقیقات این حوزه نشان می دهد که مباحث تجربی و تئوری پاسخ روشنی به ارتباط رشد درآمد و نابرابری منطقه ای ارائه نداده اند. برخی از صاحب نظران معتقدند نابرابری های منطقه ای در طول زمان روند کاهشی خواهند داشت و برخی دیگر روند آن را افزایشی در نظر می گیرند. از این رو مقاله حاضر در نظر دارد تا با روش فراتحلیل، نوعی گونه شناسی از مجموعه مطالعات صورت گرفته در این حوزه به دست دهد. نگاهی به پیشینه نظریه های اقتصاد منطقه ای نشان می دهد که رابطه رشد مناطق و نابرابری را می توان در سایه نظریه های رشد اقتصادی توضیح داد. دو نظریه اقتصادی که پایه نظریه های نابرابری منطقه ای را تشکیل می دهند عبارت اند از نظریه «نئوکلاسیک» و نظریه «جغرافیای اقتصادی نوین». نظریه رشد اقتصاد نئوکلاسیک معتقد به کاهش نابرابری های منطقه ای در طی زمان است درحالی که نظریه اقتصاد جغرافیایی نوین پل کروگمن معتقد به افزایش نابرابری است. بنابراین با توجه به این دو نظریه اقتصادی، مطالعات نابرابری های منطقه ای در سه دسته جای گرفتند: (1) رویکرد تعادل فضایی؛ (2) رویکرد عدم تعادل فضایی؛ و 3) رویکرد بینابینی. رویکرد تعادل فضایی به نظریه رشد اقتصاد نئوکلاسیک و رویکرد عدم تعادل فضایی به نظریه اقتصاد جغرافیایی پل کروگمن رجوع می کنند. رویکرد بینابینی نیز روند افزایشی یا کاهشی نابرابری را متأثر از سطح توسعه منطقه و مقیاس منطقه مورد بررسی می داند. بنابراین مقاله حاضر تلاش دارد تا نوعی گونه شناسی را از نظریات و مطالعات تجربی نابرابری های منطقه ای ارائه دهد تا از این راه درک جامع تری از موضوع به دست آید.
۱۰۲۱۴.

تبیین صفات تأثیرگذار خانه در شکل گیری دلبستگی انسان به آن {ارایه یک مدل فرآیند علّی}(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۲۷۳
دلبستگی به خانه، پیوند عاطفی میان انسان و خانه است که افزایش کیفیت زندگی انسان ها و سکینه خاطر آنان در خانه را در پی دارد. این مقاله با هدف شناسایی نقش معماری خانه در ایجاد و یا ارتقای این پیوند عاطفی، به دنبال شناخت ویژگی ها و صفات مؤثر خانه در این زمینه می باشد. لذا در پی پاسخ به این پرسش است که «از میان صفات و کیفیات متعدد ملازم با مفهوم خانه، کدام یک نقش مؤثری در دلبستگی انسان به خانه دارد؟» از آن جایی که این صفات رابطه تنگاتنگی با فاکتورهای فیزیکی فضا دارند، این پژوهش می تواند به عنوان یک پژوهش پایه، مبنایی برای شناخت عوامل کالبدی تأثیرگذار بر دلبستگی انسان به خانه ارائه نماید. این پژوهش روش فرآیند علّی در خلق نظریات را به کار می گیرد و با برقراری ارتباط علّی میان مفاهیم حوزه های مورد مطالعه، در چند گام به پاسخ پرسش پژوهش نزدیک می گردد. بر این مبنا لنگرگاه بودن، شاخصی برای شأن اجتماعی، بستری برای شکل گیری خاطرات شیرین و بستری برای رفع نیاز رفتارها، صفاتی از خانه هستند که ارتباط علّی با دلبستگی به خانه داشته و دستیابی به راهکارهای خلق و تعالی این صفات در خانه، احتمال دلبستگی انسان به خانه را افزایش می دهد
۱۰۲۱۵.

ارزیابی اثرات زیست محیطی ساختمان با استفاده از سامانه جای پای بوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۲۵۹
بدون استفاده از ابزارهای ارزیابی محیطی، وضع استاندارد و پایش محیطی امکان پذیر نیست و نمی توان پیامدهای فعالیت انسان را پیش بینی نمود. به همین دلیل امروزه رهیافت های ارزیابی محیطی نقش مهمی در طراحی و برنامه ریزی پروژه های بزرگ بازی می کنند. از میان این رهیافت ها، رهیافت جای پای بوم شناختی در حوزه های مختلف از جمله صنعت ساختمان مورد توجه قرار گرفته است. جای پای بوم شناختی تکمیل کننده روش هایی مانند چرخه حیات مواد و همین طور جای پای کربن است. این رهیافت می تواند نتایج چنین روش هایی را به شکل ملموس تر یعنی به صورت میزان زمین مولدی که در اختیار جوامع است، بیان کند. جای پای بوم شناختی در این مقاله به عنوان ابزاری برای محاسبه اثرات زیست محیطی دو گونه ساختمان مسکونی (نمونه اول با اسکلت فلزی و نمونه دوم با پوشش طاق آجری) مورد استفاده قرار گرفته است. این دو گونه ساختمان، نماینده دو شیوه رایج ساخت در یکی از شهرهای متوسط کشور می باشند. هدف از این مقایسه بررسی ویژگی های مؤثر بر پیامدهای زیست محیطی مرحله ساخت و بهره برداری از ساختمان ها است. هدف ثانویه این تحقیق متراکم سازی شیوه محاسبات در روش جای پای بوم شناختی است به نحوی که ضمن حفظ دقت محاسبات تا حد امکان از اطلاعات داخلی که بر شیوه های ساختمانی موجود منطبق است استفاده شود. در پایان پس از بررسی مبانی نظریِ شیوه جای پای بوم شناختی، اثرات محیطی این دو نمونه محاسبه شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد کل اثرات زیست محیطی نمونه اسکلت فلزی به میزان اندکی بیشتر از نمونه آجری می باشد اما اثرات زیست محیطی به ازای زیربنای ساختمان ها نشان از برتری قطعی نمونه اسکلت فلزی دارد. نتایج این تحقیق نشان می دهد برای استفاده از روش های بومی و سنتی باید با احتیاط اقدام نمود و زمینه ای را که یک ساختمان در آن شکل می گیرد در نظر گرفت، شرایطی که در صورت عدم تحقق آن، شیوه های سنتی چندان پر بازده نخواهند بود. همچنین نتایج این بررسی تا حدودی از افزایش تراکم سکونتگاه ها حمایت می کند.
۱۰۲۱۶.

تحلیل شاخص های اقتصادی مؤثر در تحولات کارکرد مسکن روستایی (مطالعه موردی: دهستان غنی بیگلو، شهرستان زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۷۵
مسکن به عنوان عمده ترین و مهم ترین جزء بافت کالبدی روستا است که درگذر زمان و هماهنگ با دگرگونی های اجتماعی، اقتصادی و گسترش امکانات و فناوری های نوین اطلاعاتی با تحول کارکرد همراه بوده است. در حال حاضر تحولات و دگرگونی های کالبدی در روستاها با فرهنگ و اقتصاد روستایی هماهنگ نبوده و موجب ایجاد ناسازگاری های اقتصادی-اجتماعی و تغییر در کارکرد این فضاهای زیستی و به ویژه مسکن روستایی شده است. یکی از عوامل مؤثر در تحولات کارکرد مسکن روستایی شاخص های اقتصادی است. بر این اساس تحقیق حاضر به بررسی شاخص های اقتصادی مؤثر در تحولات کارکرد مسکن روستایی در دهستان غنی بیگلو شهرستان زنجان و در ابعاد معیشتی، تدارکاتی، اقتصادی، اجتماعی و زنان پرداخته است. به این جهت سوالات تحقیق این است که وضعیت کارکردهای مسکن در محدوده مطالعه چگونه است؟ و کدام شاخص های اقتصادی در تحولات کارکرد مسکن روستایی تأثیرگذار بوده اند؟ تحقیق حاضر از نظر نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. ابزار گردآوری اطلاعات شامل روش های کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه و مصاحبه) است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل خانوارهای روستاهای دهستان غنی بیگلو، بخش زنجان رود پایین، استان زنجان است. این دهستان طبق سرشماری سال 1390 دارای 31 روستای دارای سکنه، 2358 خانوار و 8413 جمعیت است. بر اساس فرمول کوکران از 2358 خانوار، تعداد 330 خانوار به عنوان حجم نمونه جهت تکمیل پرسشنامه انتخاب شدند. جهت بررسی کارکردهای مسکن روستایی از 43 شاخص در 5 بعد معیشتی، تدارکاتی، اقتصادی، اجتماعی و زنان و برای بررسی شاخص های اقتصادی مؤثر در مسکن روستایی از 14 شاخص و به صورت طیف لیکرت استفاده شده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. نتایج توصیفی تحقیق نشان می دهد بالاترین میانگین کارکرد مسکن مربوط به کارکرد زنان با میانگین 2.62 و کمترین میانگین مربوط به شاخص تدارکاتی مسکن با میانگین 1.46 است. همچنین نتایج استنباطی نشان می دهد شاخص های اقتصادی متراژ مسکن، وسیله نقلیه، تعداد دام، مالکیت باغ، سابقه دریافت اعتبارات، نوع شغل و درآمد و درصد درآمد به دست آمده از بخش غیر کشاورزی در تحولات کارکرد مسکن روستایی دارای رابطه معنادار و مؤثر است. بنابراین روند کنونی تحولات کارکردی مسکن روستایی کاهش تولیدات مرتبط با مسکن در این نواحی را به همراه خواهد داشت.
۱۰۲۱۷.

ارزیابی تغییرات ساختار معماری مسکن و عرصه حیات در روستاها (مطالعه موردی: روستای ریاب- خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۲۵۸
چندین سال است که روستاهای کشور بنا به دلایل متعددی کارکرد و بهره دهی مناسب خود را ندارند و از سویی بررسی و شناخت نواحی روستایی و تحلیل قابلیت ها و تنگناهای آن ها در فرایند برنامه ریزی توسعه روستایی اهمیت به سزایی دارد. در این میان مسکن به طور عام و مساکن روستایی به طور خاص، بر حسب شرایط پیچیده زمانی- مکانی، تغییرات مختلف ماهیتی- کارکردی را بخود می بینند و نمایانگر شیوه های مختلف معماری می شوند. گونه مسکن جدید در روستای تاریخی ریاب، در مقایسه با مساکن سنتی- بومی این روستا نوعی از تفرق شیوه معماری را نشان می دهد می توان ریشه این تغییرات را به تغییر و تحولات در عرصه حیات روستا در ارتباط با سطوح بالاتر نظام برنامه ریزی و توسعه روستایی مرتبط دانست. لذا در پژوهش حاضر به منظور مطالعه چگونگی تأثیر گذاری تغییرات حادث شده در عرصه حیات روستایی بر ساختار معماری مسکن روستایی، ابتدا عوامل مؤثر بر عرصه حیات روستایی مورد واکاوی قرار گرفته و سپس سعی شده است در قالب نمونه موردی تحقیق، چگونگی تأثیر این عوامل بر تغییرات ساختار معماری مسکن روستایی از بومی- سنتی به جدید مورد شناسایی و تحلیل قرار گیرد. این پژوهش از نوع کاربردی بوده که با روشی ترکیبی و از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و انجام مشاهدات میدانی، با رویکردی توصیفی- تحلیلی انجام شده است. طبق یافته های پژوهش حاضر جریان حیات روستایی متأثر از چهار عامل اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، محیطی و نهادی (انسانی) می باشد که تغییر و تحولات خود را در قالب ساختار معماری مسکن روستایی به صورت سه دسته تغییرات شامل تغییرات در سازمان فضایی، عناصر کالبدی و نقش کارکردی مسکن روستایی نمایان می سازند.
۱۰۲۱۸.

مطالعه تطبیقی پوشاک بانوان قاجار قبل و بعد از سفر ناصرالدین​ شاه به فرنگ (مطالعه موردی: لباس سنتی و لباس تجدد بانوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۹ تعداد دانلود : ۶۵۷
پوشاک نمایشگر آداب و عادات مردمان یک جامعه است و از طریق ویژگی​های موجود در خود، می تواند با انسانها ارتباط برقرار کند. نوع پوشش بانوان، نحوه حضور آنان در عرصه های فرهنگی و فعالیت های اجتماعی را برمی تاباند. وقوع تحولات همه جانبه در اروپا در دوره قاجار و سفرهای ناصرالدین شاه به فرنگ و ارتباط ایران با غرب، آغازگر چالش هایی برای پوشاک بانوان قاجار شد. با این توصیف این سؤالات در ذهن ایجاد می شود که خصوصیات پوشاک بانوان به صورت لباس سنتی ایرانی، پیش از ارتباط با غرب و پس ازآن چه بوده است و روند این تغییرات، چگونه توصیف و تحلیل میشود. آنچه به عنوان هدف در روند این مقاله پیگیری می شود تطبیق و تحلیل نحوه پوشش بانوان قاجار با رویکرد به وضعیت سنت ایرانی، ورود به مرحله گذار و سپس تجدد غربی است و سرانجام روند این تغییر بررسی و تحلیل می شود. برای دستیابی به این منظور روش تحقیق به صورت کیفی (توصیفی - تحلیلی) و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش تحلیل محتوایی انتخاب شده است. چارچوب نظری تحقیق بر اساس دو رویکرد سنتگرایی ایرانی و تجددگرایی غربی در قالب جامعه شناسی است. شناخت وضعیت گذار، در این میان ضروری به نظر می رسد. منابع تحقیق از راه مطالعات در کتابخانه و اینترنت تأمین شده است. نتایج حاصل از این مقاله، بررسی لباس بانوان قاجار را در سه بخش سرپوش، تنپوش و پاپوش در دو محور اندرونی و بیرونی نشان می​دهد. پوشاک در سه دوره سنت، گذار و تجدد غربی در بازه زمانی ابتدا تا انتهای دوره قاجار مورد بررسی و سپس تحلیل قرارگرفته است. در تحقیقات مشخص گردید که تنپوش و پاپوش اندرونی در دوره گذار و پوشاک بیرونی در دوره تجدد غربی دچار تغییرات شده است. با شناخت و تحلیل پوشاک بانوان قاجاری، درک تحولات در لباس​های امروزی بر خواننده هموار می​شود.
۱۰۲۱۹.

فردیت قهرمان در فیلم رنگو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۸ تعداد دانلود : ۳۶۸
فیلم، هنری نمایشی - روایی است که به رغم جوهر روایی و داستانی مشترک با متن ادبی، از حیث روش، تکنیک، زمینه و مواد مورد استفاده و نیز از حیث چندوچون اثرگذاری بر مخاطب، از متن ادبی متمایز است. فیلم رنگو یکی از بزرگ ترین آثار هنری انیمیشن جهان است که هم از لحاظ صورت و ساختار روایی و هم از حیث محتوا کم نظیر است. این فیلم ساخته شرکت فیلم سازی پارامونت است و در سال 2011 برنده جایزه اسکار شد. این فیلم، از جهاتی، تقلیدی از فیلم های ژانر وسترن است و در قالب داستان حیوانات یا تمثیل حیوانی (فابل) پرداخته شده است. علل اصلی جذابیت و تأثیر آن، علاوه بر ساختار تمثیلی، درون مایه قهرمانی، عناصر کهن الگویی و جلوه ها و جنبه های اساطیری، به ویژه بازتاب اسطوره هسته فرهنگ مغرب زمین در آن است. اسطوره هسته ای که متناسب با ساختار اجتماعی زمان معاصر بازآفرینی شده و انعکاس دهنده ناخودآگاه جمعی انسان غربی است. نگارندگان برای نشان دادن اسطوره هسته از روش تک اسطوره جوزف کمبل و نیز از الگوی وگلر سود جسته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که قهرمان بازآفرینی شده، برخلاف قهرمانان کهن که قوای جسمی و روحی خارق العاده و فراطبیعی داشتند، از لحاظ جسمی، کاملاً معمولی و حتی بسیار ناتوان است و تنها با اتکا به خودشناسی، پرورش استعدادهای درونی خویش، عدم تقلید و بی توجهی به هرگونه منبع بیرونی برای یافتن حقیقت است که قهرمان می شود. انسانی که مروج آموزه اساسی انسان غربی در حوزه فلسفه، سیاست، فرهنگ، جامعه و جز آن است؛ قهرمانی که اکسیر و ره آورد سفرش دموکراسی، لیبرالیسم، اومانیسم و توجه به استعدادها و حقوق فردی انسان هاست.
۱۰۲۲۰.

خوانش چهار نگارۀ عصر قاجار براساس نظریۀ ادراک دیداری ارنست هانس جوزف گامبریچ (مورد مطالعاتی: فرهاد، اسب شیرین را بر دوش می کشد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۳۴۰
دریافت و تفسیر اثر هنری در فرآیند دو سویه صورت می پذیرد؛ به طوری که تفکیک آنها از یکدیگر امکان پذیر نیست. این مسئله را دانشمندی چون «ارنست گامبریچ» در حوزۀ ادراک دیداری مطرح می کند. از این منظر، باید بتوان در آثار هنری، صرف نظر از تفاوت های سبکی و پیشینۀ فردی هنرمند یا توان او در واقع نمایی، یگانگی موضوع را در بازنمود مضمون مشابه تشخیص داد. در گام بعدی در صورت پیوند اثر با متن ادبی می بایست با تسلط به دانش مکتوب، نیل به معنای مستتر را فراهم آورد. برای بررسی این دیدگاه، این مقاله به دنبال این پرسش است: بر اساس نظریۀ ادراک دیداری ارنست گامبریچ، فهم یگانگی داستان و خوانش درون مایه تصویر در چهار نگارۀ قاجاری بردوش کشیده شدن شیرین توسط فرهاد، چگونه ممکن می گردد؟ هدف نگارندگان آن است با روش تطبیقی تحلیلی و بهره گیری از مطالعات اسنادی به شیوۀ کیفی و با دقت به موضع خاص گامبریچ در حوزۀ ادراک دیداری در مرتبۀ اول نشان دهند که در قیاس چهار نگارۀ شیرین و فرهاد، به رغم تفاوت های تجسمی و بود یا نبود برخی عناصر، به دلیل وجود مؤلفه های تصویری بنیادی، یگانگی مضمون احراز می شود. در مرتبۀ دوم و در تطبیق نگاره ها با شرح داستانی، نگارندگان می نمایانند که هرچند شاخصه های اصلی باکیفیت های متفاوت به تصویر درآمده اند، از تجسم برخی موارد صرف نظر شده یا به طمطراق برخی جزئیات اضافه شده است؛ اما در نمونه هایی که به سبک دوران، ملتزم تر هستند یا به عکس بیگانه تر به نظر می رسند، تناسب بین نشانه های تصویری و مضمون، برقرار است. نتیجه آنکه در مشاهدۀ ترکیب کلی تصویر، فهم و تفسیر به صورت هم زمان ادراک می شود. این پدیده است که قدرت بازشناسی نقش مایه ها و امکان حصول به فحوای نگاره ها را فراهم می آورد؛ چنان که در تجسم موضوع واحد، انسان به ناخودآگاه می تواند با تشخیص مؤلفه های اصلی، یگانگی مضمون را از ورای بازنمایی های متفاوت تشخیص دهد. مسئله ای که اهمیت کارکرد آن در هنرهای تجسمی از خلال بررسی گزینشی این مقاله آشکار می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان