آیین های جمعی همواره در تعامل با خانه، نشان خود را بر کالبد، کارکرد و محتوای آن بر جای گذاشته اند. خانه هایی با فضاها و عملکرد آیینی، نقش بنیادین در شکل دهی ساختار اجتماعی محلات تاریخی و پایه های اعتقادی و فرهنگی جامعه ایفا کرده اند. برگزاری آیین ها و مراسم مذهبی در هر خانه، تقویت کننده پیوندهای اجتماعی آن خانه و جامعه محسوب می شده است. در این میان در فرهنگ شیعه، مراسم عزاداری ایام محرم و صفر دارای اعتبار معنایی باارزشی است و زمینه ساز مجموعه ای از آیین ها و مراسمی بوده که به مرور عملکرد اجتماعی متنوعی یافته و جزئی از فرهنگ عامه شده است. در دوره صفوی و قاجار به دلیل نقشی که مراسم مذهبی در حیات اجتماعی جامعه ایفا می کرد، مکان های مشخصی برای برگزاری مراسم مذهبی که مهم ترین آنها آیین عاشورایی بود، به وجود آمدند. ابهام در جایگاه بنیان های مذهبی و آیینی تأثیرگذار در آفرینش و تداوم میراث مسکونی اصفهان و مغفول ماندن این وجوه در فرآیند حفاظت و شناخت میراث معماری، انگیزه اصلی ورود به پژوهش حاضر بوده است. این پژوهش، در پی پاسخ گویی به چگونگی تأثیرگذاری آیین های مذهبی خانگی بر وجوه معنایی، کارکردی و کالبد میراث مسکونی بوده است. هدف اصلی در راستای پاسخ گویی به چگونگی تأثیرات آیین ها و مراسم مذهبی مسلمانان در ساختار خانه های تاریخی اصفهان به این قرار است؛ با تحلیل نحوه تعامل آیین ها و مراسم مذهبی مسلمانان به عنوان یکی از بن مایه های هویتی- مذهبی ایرانیان در نظام محتوایی- کارکردی و کالبدی میراث مسکونی، به تبیین تغییرات و آثاری که در ساختار خانه های تاریخی اصفهان بر جای گذاشته پرداخته شود. این پژوهش، با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف توسعه ای و با بهره گیری از اسناد کتابخانه ای، مطالعات میدانی و مصاحبه انجام شده است و یافته ها طبق روشی کیفی و از طریق مقایسه و تفسیر، تحلیل شده اند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که تعامل و تداوم پیوند آیین های مذهبی و خانه های تاریخی اصفهان، باعث آفرینش ابژه های عزاداری خانگی شده است. این ابژه ها در قالب افزایش فضاها و عناصر مذهبی در خارج مرزهای کالبدی و به صورت هم پیوند با خانه و تغییرات در سازمان دهی فضایی، فرم تالار، اثاثیه و تزئینات وابسته به معماری تجلی یافته اند.
افق انتظار در تفکر هانس روبرت یاوس به معیاری گفته می شود که مخاطبین برای قضاوت، ارزش گذاری و تفسیر آثار ادبی یک عصر به کار می برند؛ و معتقد است که می توان آن را با دستورالعملی سه مرحله ای بازسازی نمود. این روش برای آثار تجسمی نیز به کاررفته است، ولی بدون داشتن مدارک مستند از دریافت مخاطبین، فقط می توان به حدس هایی از انتظارات مردمان هر عصر نسبت به آثار هنری بسنده نمود. حال فرض این مقاله چنین است که می توان به استناد متون ادبی (که آینه دار دریافت مخاطبین از آثار هنری است) افق انتظار مردمان هر عصر را نسبت به آثار هنری بازسازی نمود. در این پژوهش افق انتظار طاس به عنوان نمونه یکی از متعددترین آثار هنری کاربردی دوران اسلامی ایران و همچنین یکی از پردریافت ترین آثار در متون ادب فارسی بازسازی گردید. البته ازآنجاکه بر بدنه برخی از طاس های عصر صفوی اشعاری نگاشته شده که به نوعی حاصل دریافت های متمادی این ظرف است از بحث زنجیره دریافت (سیر بسط و تکامل آثار در سلسله دریافت های متوالی) و کارکرد اجتماعی ادبیات (ورود آثار ادبی به ساحت افق فهم افراد جامعه) در آراء یاوس نیز در مرحله سوم بازسازی افق انتظار نیز بهره گرفته شده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد با استناد به متون ادبی می توان اطلاعات گسترده، متنوع و مستندی از افق انتظار مخاطبین آثار هنری کاربردی دوران اسلامی ایران کسب نمود. همچنین ازآنجاکه جزئی ترین انتظارات مخاطبین هر عصر از آثار هنری کاربردی مبنای بسیاری از استعارات و تشبیهات در متون ادب فارسی شده اند، با این رهیافت می توان به دریافتی کامل تر از متون ادبی گذشته دست یافت.
شهر آخرین مرحله گسترش محیط زیست اولیه انسان شمرده می شود. شهرها تبلور نظام های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و کالبدی دوران خود هستند. شهرهای موجود در ایران سیر متنوعی را از نظر شکل گیری پشت سرگذاشته اند. بررسی پیشینه شهرسازی در ایران به عهد باستان می رسد. امروزه آثار از برخی از این شهرها برجای مانده است. شهر گور که ایجاد آن به دوره ساسانی می رسد یکی از این شهرهاست. شهر گور نمادی از تبلور و بروز نتایج روح انسان ها و عملکرد گردهمائی اجتماع ایرانی در شکل گیری و ساماندهی یکی از فضاهای مهم شهری در ایران اوایل عصر ساسانی است. شهر گور، نخستین شهری است که ساسانیان بنیان نهاده اند. مسئله ای که اینجا مطرح است امکان بازشناسی هنر و تمدن عصر ساسانی به واسطه بررسی این شهر تاریخی است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات در این مقاله، کتابخانه ای و تحلیل اسنادی است. یافته های پژوهش حاکی از این است که سیمای شهر گور؛ گویای شخصیت، سرنوشت و گذر تحولات تاریخی بر مردم این سرزمین است و شناخت آن در شاکله فرهنگ و تمدن ایرانِ عصر ساسانی قابل تأمل است. شناخت شهر گور، صرفاً شناخت یک جغرافیا نیست؛ بلکه بازشناخت ارزش های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، هنر و معماری برشی از تاریخ است که از ذهنیت به عینیت درآمده و در قالب زیستگاه مردمی، شبکه بندی ها، خیابان ها، اماکن عمومی، آتشکده و رصدخانه مجسم شده است. اهداف پژوهش: 1.بازشناسی شهر گور به عنوان یک شهر باستانی. 2.مطالعه و بررسی عناصر هنر و تمدن عصر ساسانی در شهر گور. سؤالات پژوهش: 1.شهر گور به عنوان یک شهر باستانی دارای چه مختصاتی است؟ 2.هنر و تمدن عصر ساسانی چه بازتابی در شهر گور دارد؟
مفاهیم غنایی در ادبیات شرق به ویژه ادب فارسی جایگاه ویژه ای دارد. تا جایی که هر کس بارقه ای از عشق در دلش یافته بی درنگ سراغ شعر و ادبیات رفته است. امیر خسرو دهلوی و نظامی گنجوی از شعرایی هستند که مفاهیم غنایی یکی از موضوعات اصلی آثارشان است. بن مایه ی عشق مجازی از مضامین شعری منظومه های امیرخسرو دهلوی بوده است. امیر خسرو دهلوی و آثارش جایگاه والایی در ادب غنایی فارسی دارد. هر چند در هر دوره ای از سبک های رایج فارسی این بن مایه ها دستخوش تغییرات بوده اند اما نگاه دهلوی به عشق ادامه ی همان نگاه شاعران سبک عراقی است که با تلفیقی از عشق حقیقی و مجازی است. بررسی مفاهیم غنایی در اشعار امیرخسرو از نقطه نظر وسع آثار غنایی دارای اهمیت بسزایی است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر داده های منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که مفاهیم غنایی در منظومه مجنون و لیلی امیر خسرو دهلوی، پاک و عاری از هر گونه لاابالی گری است و بسته به حالات روحی و روانی شاعر گاه با معشوقی مهربان و رئوف و گاهی معشوقی متکبر و بی توجه به عاشق است. این مفاهیم غنایی را می توان در منظومه لیلی و مجنون نظامی و نگاره های موجود در آن نیز مشاهده کرد. اهداف پژوهش: 1.بررسی مفاهیم متعالی انسانی در آثار منظوم امیرخسرو است. 2. بررسی جلوه های مادی معشوق در منظومه لیلی و مجنون امیر خسرو دهلوی و نظامی. سؤالات پژوهش: 1. مفاهیم غنایی منظومه های امیر خسرو با تأکید بر جلوه های مادی معشوق چگونه است؟ 2. جایگاه جلوه های مادی معشوق در منظومه لیلی و مجنون امیرخسرو دهلوی و نظامی چگونه است؟
مدرسه دارالفنون را امیرکبیر در سال ۱۲۶۶ق. پی افکند. طراح آن میرزا رضا مهندس باشی بود و معماری آن را محمدتقی خان معمارباشی برعهده داشت. خود امیرکبیر و بهرام میرزا معزالدوله به ساختن آن رسیدگی می کردند. قسمتی از بنای مدرسه در ۱۲۶۸ق. اندکی پس از عزل امیرکبیر، افتتاح شد، اما احداث آن در ۱۲۶۹ق. پایان یافت. آنچه امروز به نام دارالفنون و در محل مدرسه دارالفنون می شناسیم به دوره پهلوی اول تعلق دارد؛ از بنای قاجاری مدرسه تقریباً شاهد مادی ای نمانده است و صورت اولیه این بنا مبهم است. هدف این تحقیق شناخت معماری مدرسه دارالفنون در دوره قاجاریه است که موکول است به اعتبارسنجی منابع، شناخت وضع کالبدی مدرسه، رفع ابهام های آن و روشن شدن تغییرات آن. روش این تحقیق تفسیری-تاریخی است. بدین نحو که؛ از طریق تطبیق منابع نوشتاری، عکس ها، نقاشی ها و نقشه های مربوط به تهران قاجاری، ترکیب کالبدی مدرسه در هر مرحله و هر پاره را در حد وسع این منابع روشن می کنیم. در این تحقیق، نخست نشان می دهیم که مدرسه دارالفنون قاجاری دو بخش داشته است: مدرسه قدیم و مدرسه جدید (مدرسه موسیقی). مدرسه قدیم همان مدرسه روزگار امیرکبیر است؛ اما در اواخر دوره قاجاریان، در دهه ۱۲۹۰ق.، دستخوش تغییراتی در نماهای حیاط و در طرز اتصال با بیرون مدرسه شده است. مدرسه جدید را در اواخر دوره قاجاریان در شمال مدرسه قدیم ساختند.
هنر فلزکاری از جمله هنرهای دستی ایران است که پیشینه آن به هزاران سال پیش می رسد. آثار به جامانده از این هنر در دوره های مختلف ایران معرف آداب و رسوم اقوام است. از دوره های درخشان پیش از اسلام دوره هخامنشی و دوره ساسانی و پس از اسلام نیز دوره سلجوقی را می توان نام برد، که آثار ارزنده ای از آن زمان بر جای مانده است. از جمله آثار تولیدشده در ایران طی دوره های قبل از اسلام و پس از آن آینه های فلزی است. آینه های ساخته شده در اشکال دایره ای و گاهی با دسته اند که عموماً با هنر حکاکی نقوش مختلف همراه اند. از سویی در ادوار هنری کشور پهناور چین نیز هنر فلزکاری از جمله هنرهای فعال است. در دوره های هان، تانگ و سونگ آثار بسیاری با ظرافت بسیار زیادی ساخته شده است. وجود این این آینه ها در چین و تشابهاتی که در دوره هایی از تاریخ ایران با آینه های ساخته شده در چین دیده شدند این پرسش ها را مطرح می نماید که آیا منشأ ساخت آینه های فلزی ایران کشور چین بوده و هر نمونه از آینه ها دارای چه ویژگی های خاص است. همچنین آیا برخی ویژگی های آینه های چین در نمونه های مشابه ایران دیده شده است؟ این پژوهش تاریخی توصیفی بوده و یافته ها از طریق جمع آوری کتابخانه ای صورت گرفته است. هدف از این پژوهش نشان دادن ویژگی های آینه های فلزی این دوکشور از طریق بررسی آثار برجای مانده است تا منشأ ساخت آینه ها روشن شود. یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که آینه های فلزی ساخته شده در ایران از نظر تکنیک ساخت با روش های قالب ریزی و چکش کاری صفحات فلزی ساخته شده در چین متداول بوده است. همچنین استفاده از طرح های کوچک و متراکم، قرارگرفتن پیچک ها، نمایش انسان در حالات مختلف و صور فلکی یا اشکال جانوری مانند خرگوش که از ویژگی های هنر ایران دوره سلجوقی است و فرم گردشکل آینه ها و داشتن دسته بصورت مرکزی از ویژگی های متأثر از هنر چین است.
باغ مزار یا باغ آرامگاه، طراحی یک نماد و نشان یادبود است که نمایان کننده عقاید، دیدگاه ها و باور فرد آرمیده در آن است. بنابراین باتوجه به اینکه آیندگان از این مکان دیدن می کنند، بهتر است که جاودان و پایدار باشد. همان طور که در پژوهش های گوناگون مطرح شده، راز جاودانگی یک اثر، داشتن ارتباط آن با تماشاگر و بهره بردار است. تبعیت از الگوهای فرهنگی و اقلیمی و تناسب با شرایط منطقه و جامعه از ضروریات آن است؛ از همین رو انعطاف پذیری، تناسب با زمانه و انتقال معنا از الزامات طراحی فضاها و بناهای یادمانی است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و با رویکرد پدیدارشناسانه به تفسیر معیارهای مؤثر در انعکاس اندیشه شاعر و طراح بر آرامگاه و در ثبت و انتقال هویت فرهنگی-مکانی شهر پرداخته است. در این راستا دو نمونه موردی آرامگاه در شیراز به عنوان شهری با چندین بنای آرامگاهی انتخاب شده و روش جمع آوری اطلاعات، به صورت کتابخانه ای و میدانی همراه با مستندنگاری مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته است. با توجه به نتایج حاصله و سنجش قیاسی نمونه ها براساس معماری ایرانی، فرهنگ و محیط زندگی (شیراز) بر اندیشه شاعر و طراح در معماری باغ آرامگاه ها تأثیر گذاشته است. اصول معماری ایرانی مورد توجه در آرامستان شامل موارد ذیل می شود: ترکیب معماری سنتی و مدرن، تقارن، مقیاس انسانی، تزیینات، نماد، مصالح و اصول باغ سازی معماری ایرانی که در نهایت باعث خلق معماری متناسب با فرهنگ منطقه شده است.
«جهانی شدن»، نه به مفهوم جغرافیایی بلکه به مفهوم سیاسی و ایدئولوژیک طرحی است که توسط کشورهای ثروتمند و قدرتمند دنیا، تدوین شده و منظور از آن، ادامه سلطه اقتصادی، سیاسی و نظامی بر دیگر کشورهای عالم است. یکی از اشکال نفوذ سلطه در عصر حاضر، از طریق تهاجم فرهنگی است که به واسطه آن، برای تضعیف بنیان های فرهنگی و اعتقادی مردم مسلمان به ویژه کمرنگ کردن سبک زندگی اسلامی تلاش می کند. در حوزه معماری و مسکن نیز، امروزه نسبت به گذشته، فرم ها و فضاهای زیستی، با گرایش به هم شکلی با الگوهای وارداتی و بیگانه با هویت خویش، جامعه را نیز به ازخودبیگانگی دچار کرده اند و کاملاً دگرگون شده اند. به تعبیر مقام معظم رهبری: «یکی از ابعاد پیشرفت با «مفهوم اسلامی»، سبک زندگی کردن، رفتار اجتماعی و شیوه زیستن است»؛ ازاین رو، مفهوم سازی رسالت «سبک زندگی اسلامی» به عنوان ظرف و مقوم شکل دهنده به «مسکن ایرانی اسلامی» باید موردتوجه قرار گیرد. پژوهش حاضر از نوع کیفی و در قالب دو بخش ارائه شد: در بخش اول، اطلاعات لازم در حوزه ارتباط «جهانی شدن» و «سبک زندگی اسلامی» و در مرحله بعد، بررسی ارتباط «سبک زندگی» با «مسکن» در ادوار تاریخی مورد تحلیل قرار گرفت. در بخش دوم، با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی واژگان کلیدی پژوهش، موردتحقیق و کندوکاو قرارگرفتند و با استفاده از مؤلفه ها و آثاری که دراین ارتباط هست، به تبیین «اصول و معیارهای بنیادین مسکن ایرانی اسلامی» پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد «روح اسلامی» جاری در فضای سکونت ایرانی مسلمان، در تجلی حقیقت مفهوم «حیات طیبه» به عنوان عالی ترین درجه سبک زندگی اسلامی، در «حیاط خانه ایرانی»، به عنوان قلب تپنده آن معنی می شود.
بیان مسئله: اساس کیمیاگری برخلاف آنچه امروزه نزد عوام مطرح می شود، جنبه ای عرفانی داشته و بدون عرفان، از مرتبت خود خارج می شده و دیگر کیمیا محسوب نمی شده است. کیمیاگری با عرفان در مذاهب توحیدی مرتبط بوده و در اسلام نیز از ارزش والایی برخوردار بوده است. عرفان سرچشمه هنر مقدس اسلامی است و از طرفی پیوندی دیرینه با کیمیاگری دارد. در بین هنرهای قدسی، محراب زرین فام یکی از جامع ترین نمونه هاست. در فن زرین فام، خشت بی ارزش با انجام عملیاتی مبدل به کاشی با جلوه زرین فام می گردد که متناظر با عمل تمثیلی کیمیاگری یعنی استحاله فلز پست به طلا است. این تناظر، به همراه پیوند عرفان اسلامی و کیمیاگری، حاکی از اهمیت مبحث کیمیاگری در ساختار هنر مقدس، به ویژه محراب زرین فام است. اینکه کیمیاگری چه نقشی در شاکله محراب های زرین فام داشته است و نمادهای کیمیاگری چگونه در این آثار متجلی شده اند؟ سؤال این پژوهش است.هدف پژوهش: تبیین جایگاه کیمیا، به عنوان حکمتی مرتبط با عرفان اسلامی، در تزیینات محراب های زرین فام هدف این مقاله است.روش تحقیق: در این پژوهش به علت ماهیت تاریخی، از منابع کتابخانه ای استفاده شده است و محراب های زرین فام به عنوان یکی از جامع ترین آثار مقدس در هنر اسلامی ایران، به شیوه توصیفی-تحلیلی با نمادهای کیمیاگری بررسی تطبیقی شده اند.نتیجه گیری: با مطالعه بصری محراب های زرین فام می توان تأثیرات کیمیاگری را به عنوان عرفانی کهن، در هنر اسلامی ایران مشاهده کرد. مفاهیم کیمیاگری در نظام بصری محراب های زرین فام، با بیانی رمزگونه و به صورت نمادهای آشکار و مخفی ظهور یافته است. این نمادها همچون خود کیمیا از گستردگی موضوعی برخوردارند. علائم کیمیایی، اصول انعکاس و ثنویت، نقوش هندسی اعم از دایره، مربع، ستاره سلیمان و نقش مار از نمادهایی هستند که هم ارتباط محراب های زرین فام با عرفان کیمیایی را آشکار می کنند و هم حضور کیمیا در نظام بصری هنر مقدس اسلامی را نشان می دهند.
سفال زرین فام از جمله مواد فرهنگی فاخر دوران اسلامی بوده و تولید آن در ایران به دلیل پیچیدگی فناوری، در انحصار مراکز محدودی قرار داشته است. اما در بررسی ها و کاوش های باستان شناسی، توزیع این گونه سفال در محوطه های زیادی گزارش شده است. در مطالعات مستمرِ باستان شناختی و حفاظتیِ ارگ بم نیز قطعاتی از سفال زرین فام کشف شده است که اکنون در بانک سفال و نمایشگاه ارگ بم نگهداری می شود. مطالعه این نمونه ها، تنوع و توزیع سفال زرین فام در ناحیه کرمان را روشن می سازد. هدف از مقاله حاضر، طبقه بندی زرین فام های بانک سفال و نمایشگاه ارگ بم به منظور منشأیابی بر پایه نتایج آزمایشگاهی و تبیین ویژگی های تولیدات محلی و وارداتی است. پرسش های مطرح در این پژوهش، این است که سفال های زرین فام بانک سفال و نمایشگاه ارگ بم بر اساس ویژگی های ظاهری به چه گروه هایی تقسیم می شوند؟ منشأ و مرکز تولید این سفال ها بر اساس نتایج آزمایشگاهی کجا است؟ سنت های بومی و محلیِ تولید سفال زرین فام کرمان چیست؟ برای پاسخ به این پرسش ها، ابتدا طبقه بندی و گونه شناسی سفال ها صورت گرفته، سپس 10 نمونه از آنها بر پایه معیارهای سبک نقوش، تنوع رنگ لایه زرین فام و لعاب زمینه و نوع خمیره، برای آنالیز عنصری بدنه اصلی، لعاب زمینه و لایه زرین فام با استفاده از روش میکروپیکسی انتخاب شده است. در گام بعد، بر اساس نتایج یافته های میدانی، اسنادی و آزمایشگاهی، مطالعه تحلیلی نمونه ها به انجام رسیده است. نتایج آنالیز عنصری بدنه و لعاب زمینه نشان میدهد که با توجه به مقادیر عناصر مختلف در نمونه های آزمایش شده، این نمونه ها منشأ محلی یا منطقه ای دارند و مواد اولیه آن ها از معادنی در بم، جیرفت یا کرمان تأمین شده و در همین ناحیه تولید شده اند. بنابراین، تنوعی که در رنگ، نقش و خمیره این زرین فام ها دیده می شود به دلیل ساخت آنها در چند مرکز در نقاط مختلف ایران نبوده، بلکه به دلیل تولید در دوره های مختلف از صدر اسلام تا سده های متأخر در کارگا های محلی ناحیه کرمان، بم یا جیرفت بوده است.
با رشد سریع شهرها، عدم مدیریت شهری کارآمد و حجم ساختمان سازی هایی که عموماً بدون در نظر گرفتن طرح های جامع و منظر شهری و با پرداخت هزینه هایی به شهرداری ها صورت می گیرد، شهرهای ما به فضاهای پر توده ای تبدیل شده است که تناسب توده و فضا در آنها کاملاً نادیده گرفته شده اند. از طرفی از بین رفتن فضاهای عمومی و مکث که محلی برای تجربه های جمعی و تمرین اجتماع پذیری و حتی تجربه حس مکان بود، باعث تغییر چهره و کالبد شهری به فضاهایی بدون کیفیت و صرفاً فیزیکی و خالی از روح شده است. این گسترش بی رویه که مصرف گرایی و حجم بالای تقاضا را می طلبد، باعث سمت گیری مراکز خرید به سمت مال ها و مگامال ها شد؛ فضایی که همواره محلی برای نقد پژوهشگران حوزه شهری و منتقدین معماری مدرن بوده است. هدف اصلی این پژوهش بازخوانی مجدد این فضاها از منظری نوین است. اینکه چگونه از پتانسیل های این فضاهای جدید می توان استفاده کرد؟ و اینکه آیا مال ها می توانند در شکل گیری گونه جدیدی از فضاهای عمومی نقش داشته باشند؟ اگرچه نقدهای واردشده به این فضاها در حوزه های مختلف قابل بررسی و چالش های مطرح شده قابل پرداختن هستند، ولی به نظر می رسد فارغ از نظریه های مطرح شده درباره مال ها و لزوم حذف یا به حاشیه کشانده شدن این گونه فضاها در شهر، در دهه اخیر ما با نوعی دگردیسی در عملکرد و حتی مفهوم این گونه فضاها برای نسل جدید شهرنشین ایرانی روبه رو هستیم. پس از بررسی های میدانی و طبقه بندی مشاهدات با روش توصیفی و تحلیلی روی چهار مال بزرگ تجاری در تهران، این نتیجه حاصل شد که این فضاها علاوه بر عملکرد فضایی و نقشی که برای برآورده شدن نیازهای یک منطقه بر عهده دارند، درواقع با تغییر معنایی خود به یک باشگاه یا محفل برخورد تبدیل شده و به عنوان یک آوردگاه اجتماعی در فضای شهری تهران ایفای نقش می کنند.
حاشیه مادی ها، مرز رویارویی انسان و طبیعت، قابل ترکیب با عناصر معماری و موثر بر طراحی سیما و منظر محلات شهری است. امروزه توسعه جوامع انسانی بر سکونت مردم بی تاثیر نبوده، چنانچه تغییر شیوه زندگی و آپارتمان نشینی، باعث ایجاد فاصله بین طبیعت مادی ها و ساکنان گشته است. ساکنان به عنوان گروه های جمعیتی جدید به محلات وارد شدند. استقرار در منازل آپارتمانی باعث قطع ارتباط با طبیعت شد و این عدم ارتباط بر ضعف حس تعلق مکان آنان افزود. به این ترتیب بناهای مسکونی جدید بدون توجه به بناهای پیرامون خود و بر اساس سلیقه های شخصی شکل گرفت و سیمای محلات از آشفتگی و نابسامانی ناشی از عدم هماهنگی در ترکیب عناصر نما متأثرشد. این پژوهش با هدف بررسی نحوه و چگونگی تأثیر حس تعلق بر مؤلفه های نمای محلات مسکونی، در مجاورت طبیعت مادی ها از دیدگاه ساکنان، به دنبال پاسخگویی به این سوال است که تأثیر حس تعلق مکان بر ویژگی های نمای محلات مسکونی مجاور مادی های اصفهان از دید ساکنان چیست؟ پژوهش از نظر جمع آوری اطلاعات، پژوهش میدانی و از نظر مسیر اجرا از نوع پژوهش های ترکیبی متوالی با پارادایم پراگماتیسم است. داده های کیفی با استفاده از مشاهدات مستقیم، مطالعه اسنادی و مصاحبه با متخصصین، گردآوری و تحلیل محتوای مضمون (تماتیک) انجام شد، سپس داده های کمی در بستری پیمایشی به روش تهیه پرسشنامه از ساکنان محلات مسکونی مجاور مادی ها گردآوری و توسط نرم افزار Spss و Amos تحلیل شد و تحلیل ها یکجا مورد تفسیر قرارگرفت. نتایج مطالعات نشان داد که حس تعلق و مادی ها بر نما تأثیر معنادار دارند. از دیدگاه ساکنان، حس تعلق بیشترین تأثیر را به ترتیب بر مؤلفه ی فرم و اندازه ، سپس بر اجزای نما و در درجه سوم بر مؤلفه مصالح دارد و مولفه های مادی ، به ترتیب با خاطره انگیزی، خوانایی، آرامش و آسایش اقلیمی و منحصر به فرد بودن باعث افزایش تأثیر طبیعت موجود بر نما شده اند. بنابراین توجه به زیر ساخت سبز مادی های اصفهان و جلب مشارکت ساکنان تحت تأثیر حس تعلق آن ها، ارتقای شاخص های کالبدی نمای بناهای مسکونی مجاور مادی ها را به همراه خواهد داشت.محاسبه گردید.
بیان مسئله: د ر پژوهش های تاریخ معماری ایران، به غیر از خود بناها، منابعی تاریخی که بتوان با اتکاء بر آنها به انجام این پژوهش ها اقد ام کرد ، عموماً محد ود ند . بنابراین ضرورت آشنایی و تسلط بر روش هایی که از طریق خوانش بناهای تاریخی، می توانند اطلاعات تاریخی مورد نیاز را د ر اختیار قرار د هند ، احساس می شود . د ر میان روش شناسی های شناخته شد ه ای که به منظور خوانش آثار تاریخی مورد استفاد ه پژوهشگران قرار می گیرند ، آیکونولوژی (شمایل شناسی) «اروین پانوفسکی» روشی است که به د نبال فهم معنای اثر د ر تقابل با فرم آن است. این روش که د ارای مراتبی سه گانه است، د ر ایران هرچند د ر پژوهش های تفسیری-تاریخی د ر حوزه هایی چون نگارگری، فرش و یا اشیای تاریخی مورد استفاد ه قرار گرفته، اما به ند رت د ر حوزه پژوهش های تاریخ معماری مورد توجه بود ه است. هدف پژوهش: تحقیق حاضر د ر د رجه اول به د نبال فهم آن است که آیا روش خوانش آیکونولوژیک پانوفسکی به طور کلی د ر پژوهش های تاریخ معماری کاربرد د ارد ، و پس از اطمینان حاصل کرد ن از این موضوع د ر د رجه بعد ی به د نبال پاسخگویی به این پرسش است که د ر صورت کاربست این روش مشخصاً د ر مطالعه نمای خانه های تاریخی ایران، قابلیت ها و محد ود یت های آن د ر این زمینه چیست. روش پژوهش: پس از اطمینان یافتن از کارکرد عمومی روش شناسی آیکونولوژی د ر پژوهش های تاریخی معماری با تکیه بر روش مطالعه کتابخانه ای، با اتکاء بر روش پژوهش مورد ی، یک نمونه نما مربوط به خانه ای قاجاری-پهلوی د ر شهر تبریز، بر مبنای مراتب سه گانه آیکونولوژی پانوفسکی مورد خوانش قرار گرفته است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می د هد خوانش آیکونولوژیک پانوفسکی به طور کلی د ر حوزه تاریخ معماری کاربرد د اشته و همچنین د ر زمینه مطالعه نمای خانه د ر معماری تاریخی ایران قابل استفاد ه است، ضمن اینکه بهره گیری از آن د ر این حوزه، پژوهشگر را با برخی قابلیت ها و محد ود یت ها مواجه می کند .
هنر در ایران، خاصه روند هنر نگارگری تا نقاشی معاصر بر اساس شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و در ارتباط مستقیم با نظام حکومتی دستخوش تغییر و تحولات گوناگونی شده است. زنان نیز به مثابه عضوی از این فضا در ادوار مختلف جایگاه و شأن و منزلت متفاوتی را تجربه میکنند. هدف از پژوهش حاضر تعیین جایگاه و موقعیت زنان هنرمند نقاش در تاریخ هنر ایران به ویژه پس از انقلاب مشروطه و شکل گیری جنبش آزادیخواهانه زنان تا به امروز است. این پژوهش با روش ت وصیفی ت اریخی و ت حلیلی محتوایی و استناد به منابع موجود کتابخانه ای صورت گرفته است. در راستای مطالعات صورت گرفته می توان استنباط کرد که نقاشان زن پس از دگرگونی های اجتماعی از دوره صفویه به بعد و انقلابات صورت گرفته در دوره قاجار فضای مناسبی برای تعلیم یافتند. از آن پس توانستند به عنوان هنرمند مستقل در فضای هنر ایران خود را مطرح کنند. با گذر زمان و شکل گیری جنبش های مدنی و تحقق آزادی های اجتماعی این نقش پررنگ تر شد، به گونه ای که امروزه نقاشان زن در فضای هنر معاصر ایران دارای پایگاه مستقلی هستند.