مرمت و معماری ایران

مرمت و معماری ایران

مرمت و معماری ایران سال یازدهم تابستان 1400 شماره 26 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

واکاوی وجوه فرهنگی با بنیان های مراسم مذهبی در میراث مسکونی با تأکید بر خانه های تاریخی مسلمانان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: خانه های تاریخی اصفهان آیین و مراسم مذهبی عزاداری خانگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 934 تعداد دانلود : 169
آیین های جمعی همواره در تعامل با خانه، نشان خود را بر کالبد، کارکرد و محتوای آن بر جای گذاشته اند. خانه هایی با فضاها و عملکرد آیینی، نقش بنیادین در شکل دهی ساختار اجتماعی محلات تاریخی و پایه های اعتقادی و فرهنگی جامعه ایفا کرده اند. برگزاری آیین ها و مراسم مذهبی در هر خانه، تقویت کننده پیوندهای اجتماعی آن خانه و جامعه محسوب می شده است. در این میان در فرهنگ شیعه، مراسم عزاداری ایام محرم و صفر دارای اعتبار معنایی باارزشی است و زمینه ساز مجموعه ای از آیین ها و مراسمی بوده که به مرور عملکرد اجتماعی متنوعی یافته و جزئی از فرهنگ عامه شده است. در دوره صفوی و قاجار به دلیل نقشی که مراسم مذهبی در حیات اجتماعی جامعه ایفا می کرد، مکان های مشخصی برای برگزاری مراسم مذهبی که مهم ترین آنها آیین عاشورایی بود، به وجود آمدند. ابهام در جایگاه بنیان های مذهبی و آیینی تأثیرگذار در آفرینش و تداوم میراث مسکونی اصفهان و مغفول ماندن این وجوه در فرآیند حفاظت و شناخت میراث معماری، انگیزه اصلی ورود به پژوهش حاضر بوده است. این پژوهش، در پی پاسخ گویی به چگونگی تأثیرگذاری آیین های مذهبی خانگی بر وجوه معنایی، کارکردی و کالبد میراث مسکونی بوده است. هدف اصلی در راستای پاسخ گویی به چگونگی تأثیرات آیین ها و مراسم مذهبی مسلمانان در ساختار خانه های تاریخی اصفهان به این قرار است؛ با تحلیل نحوه تعامل آیین ها و مراسم مذهبی مسلمانان به عنوان یکی از بن مایه های هویتی- مذهبی ایرانیان در نظام محتوایی- کارکردی و کالبدی میراث مسکونی، به تبیین تغییرات و آثاری که در ساختار خانه های تاریخی اصفهان بر جای گذاشته پرداخته شود. این پژوهش، با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف توسعه ای و با بهره گیری از اسناد کتابخانه ای، مطالعات میدانی و مصاحبه انجام شده است و یافته ها طبق روشی کیفی و از طریق مقایسه و تفسیر، تحلیل شده اند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که تعامل و تداوم پیوند آیین های مذهبی و خانه های تاریخی اصفهان، باعث آفرینش ابژه های عزاداری خانگی شده است. این ابژه ها در قالب افزایش فضاها و عناصر مذهبی در خارج مرزهای کالبدی و به صورت هم پیوند با خانه و تغییرات در سازمان دهی فضایی، فرم تالار، اثاثیه و تزئینات وابسته به معماری تجلی یافته اند.
۲.

تبیین خوانش الگومحور در آموزش تاریخ معماری و سنجش میزان اثربخشی آن بر ایده پردازی و خلق اثر دانشجویان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: یادگیری الگو خوانش الگومحور کیفیت ایده پردازی تنوع ایده پردازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 886 تعداد دانلود : 447
در مقاله پیش رو، ضرورت اثربخشی و به کارگیری دانش تاریخ در امر طراحی معماری مطرح است. به عبارتی، اینکه چگونه داده های تاریخی می توانند رهیافتی جهت ارتقای بینش طراحی در دانشجویان باشند. بررسی و تحلیل ادبیات موضوع نشان می دهد یک ی از چالش های آم وزش معم اری، کم ک ب ه دانش جویان در مرحله ایده آفرین ی است. بر این اساس، یﮑﻰ از ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎیﻰ ﮐﻪ در ﻓﺮآیﻨﺪ ﻃﺮاﺣﻰ ﺗﻮﺳ ﻂ ﻃﺮاﺣﺎن و داﻧﺸ ﺠﻮیﺎن اﻧﺠﺎم می پذیرد، رﺟﻮع ﺑﻪ پیشینه ها و طرح های ﻣﺸﺎﺑﻪ اﺳ ﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮایﻦ، ﺟﺴ ﺘﺠﻮی اﺑﺰارﻫﺎیﻰ ﮐﻪ بتوانند در استفاده روﺷﻤﻨﺪ از پیشینه ها و ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ویژگی های ﺑﻨﯿﺎدیﻦ آنها ﻣﺆﺛﺮ باشند، ﺑﺎاﻫﻤﯿﺖ خواهد بود. مناسب ترین راه حل پیش رو، هدفمند نمودن آموزش تاریخ معماری با تغییر در الگوهای تدریس و آموزش شیوه ها و روش های صحیح اقتباس از پیشینه ها به دانشجویان و روش های کاربردی جهت دست یابی به عناصر و الگوهای مناسب طراحی است. در مقاله پیش رو مفروض است که الگویابی و الگوخوانی از مصادیق معماری و بسط تصویری، مفهومی و تعمیم به نیازهای معاصر در آموزش تاریخ معماری، بر کیفیت و تنوع ایده پردازی دانشجویان معماری تأثیر مثبت می گذارد. ﺑﻨﺎﺑﺮایﻦ، مهم ترین ﭘﺮﺳﺶ های ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ آن اﺳﺖ ﮐﻪ کاربست خوانش الگو محور در آموزش تاریخ معماری، چه تأثیری بر فرآیند ایده پردازی و خلق اثر دانشجویان معماری دارد؟ و مؤلفه های خوانش الگومحور در آموزش تاریخ معماری چه هستند؟ لذا با هدف دست یابی به راهکارهای کاربردی کردن الگوها و مفاهیم مصادیق تاریخ معماری در طراحی معمارانه با استفاده از خوانش الگومحور در آموزش تاریخ معماری، از روش ترکیبی (کیفی-کمی) و با راهبرد تجربی و همچنین از ابزار مطالعه مبنایی کتابخانه ای (از طریق مطالعه و بررسی نظریه ها و تعاریف مرتبط)، پرسش نامه دانشجویان (تحلیل محتوا)، مطالعه میدانی و در آخر، اجرای پیش آزمون و پس آزمون و تحلیل نتایج آن بهره برده شده است. با استناد به نتایج استخراج شده از آزمون ها و پس از کنترل کردن تأثیر نتایج پیش آزمون، کیفیت و تنوع ایده پردازی گروه گواه و آزمایش، اختلاف معناداری با هم داشته و با توجه به بالا بودن میانگین گروه آزمایش، این به منزله تأثیر مثبت کاربست خوانش الگومحور در آموزش تاریخ معماری بر کیفیت و تنوع ایده پردازی و خلق اثر دانشجویان معماری بوده است.
۳.

شناخت حریم در معماری با رویکردی پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: حریم معماری مکان مرز پدیدارشناسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 651 تعداد دانلود : 664
معماری، بازتاب فهم انسان از پیوندهای وجودی با عالم است و منجر به خلق مکان ها می شود. هر مکان با مرزهای خود حریمی را به تعین می رساند که تجلی پیوندهای وجودی انسان است. این ارتباطِ نزدیک میان مرز و حریم می تواند به یکسان انگاشتن این دو مفهوم منجر شود. حال آنکه اگرچه هر حریمی الزاماً به صورت مرز تعین می یابد، مرز با حریم تفاوت دارد و همچنین، هر مرزی لزوماً تعین حریم نیست. کار معماری همواره با تعیین حدود و مرزها همراه است. این از طرفی مشخص می کند که پرداختن به مفاهیم مرز و حریم، موضوعی مهم در معماری است، ولی از طرف دیگر ممکن است موجب تقلیل در مفهوم حریم شود؛ به این معنا که چنین مفهومی چیزی اعتباری تلقی شود که نسبتی میان آن و معنای بنیادین معماری برقرار نیست و تنها نسبت آن با کالبد اثر معماری است. هدف این پژوهش، تبیین نظری ضرورت حریم است و برای نیل به آن، به پرسش از خاستگاه حریم پرداخته ایم. در این پژوهش که با روش استدلال منطقی و در حوزه پژوهش های کیفی انجام شده، عمده استدلال ها بر پایه نظریه اندیشمندانی است که با رویکردی پدیدارشناختی به معماری نگریسته اند. در این رهگذر پس از بررسی و ریشه شناسی واژه حریم، برای درک جایگاه آن در معماری، ارتباط سه گانه انسان، مکان و حریم بررسی شده است و نتایج زیر به دست آمده اند؛ حریم، برخاسته از وجود انسان و پیوندهایی است که با ماسوای خود برقرار می کند و امری تکوینی است؛ قضاوت درباره مکان و معیار اصیل و حقیقی بودن آن، مبتنی بر حریم و کمال تعین آن است. شکل حریم، برخاسته از همان وجود موجودات است؛ هم وصل می کند و هم موجب فصل می شود؛ در ظهور آن مفهوم هندسی ناب نیست، بلکه بازتاب دهنده ابعاد وجودی موجود است و مبتنی بر مراتب پیوندهای وجودی انسان، قابلیت ایجاد یک طیف پیوسته از بیرونِ بیرون به درونِ درون را دارد.
۴.

تأثیر اعتقادات دینی ایلخانان بر تغییرات بناهای مذهبی قرون 7 و 8 هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اعتقادات دینی ایلخانان تغییرات بناها مساجد و مقابر معماری ایران قرون 7 و 8 ه.ق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 590 تعداد دانلود : 538
معماری ایران تحت تأثیر حمله مغولان و سیطره آنان بر سرزمین ایران، دستخوش تغییرات زیادی شد. این تغییرات به ویژه در بناهای مذهبی به جامانده از قبل، به وفور دیده می شوند. تغییرات رخ داده گاه انسجام فضایی بنا را چنان بر هم زده اند که رابطه پشتوانه های دینی-مذهبی این بناها با ویژگی های کالبدی آنها کاملاً مغشوش به نظر می رسد. از این رو، پژوهش حاضر بر آن است تا به موازات هم از دو جهت به تبیین موضوع بپردازد؛ نخست با بررسی تحولات تاریخی در این دوره، گرایش های اعتقادی مردم و حاکمان وقت را بازخوانی کرده و دریابد با تغییرات اعتقادی در حکام ایلخانی، چه دگرگونی هایی بر بناهای مذهبی این دوره به وجود آمده اند؟ پژوهش در این بخش به روش تاریخی مبتنی بر شواهدی از متون و اسناد تاریخی است. در بخش دوم، شش نمونه شاخص بناهای به جامانده از این دوره، مورد بررسی قرار گرفته است. در این بخش به کمک مطالعات میدانی، مؤلفه های تغییریافته در بناها شناسایی و دسته بندی شده و چگونگی این تغییرات روشن شد. مقاله حاضر نشان می دهد در آغاز سده هفتم هجری تحت تأثیر درگیری های مذاهب شافعی و حنفی، تخریب عمده ای در بناهای وابسته به این مذاهب صورت گرفت. در ادامه به واسطه از بین رفتن گرایش اعتقادی غالب در حکومت مرکزی و رواج اعتقاد به شمنیسم و بودایی، معابدی از این دست ساخته شدند. در نیمه دوم سده هفتم ه.ق. ادیان مسیحی و یهودی به واسطه تمایل حکام وقت، امکان اشاعه بیشتری یافتند و متعاقب آن، بناهای دینی جدیدی احداث شدند و در مواردی بناهای جدید، بر پایه بناهای مذهبی تخریب شده پیشین ساخته شدند. نهایتاً در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم ه.ق. درگیری بین مذاهب مختلف سنی و شیعه کاهش یافت و ساخت وساز ابنیه مذهبی نیز رواج بیشتری داشت. نتایج این تحقیق نشان می دهند همان طور که گرایش های اعتقادی حکام ایلخانی در این دوره بارها تغییر نموده، بناهای مذهبی نیز با تغییرات زیادی چه در سازمان فضایی و چه در تزئینات و نقوش مواجه شده اند.
۵.

نقدی بر نظریه تعیین ابتدای فصل ها در آتشکده نیاسر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: چارتاقی آتشکده نجوم سعت مشرق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 783 تعداد دانلود : 173
چارتاقی ها، سازه هایی کهن از دوره ایران باستان هستند. گرچه نمی توان به صراحت گفت، ولی بسیاری بر این باور هستند که این سازه ها، بناهای آئینی قبل از اسلام در ایران بوده اند. آتشکده نیاسر، یکی از سالم ترین نمونه های بازمانده در ارتفاعات نیاسر کاشان است. رضا مرادی غیاث آبادی، پژوهشگر آزاد، بررسی مفصلی بر روی چارتاقی های ایران از جمله آتشکده نیاسر انجام داده و معتقد است زاویه قرارگیری و تناسبات سازه آتشکده نیاسر طوری است که طلوع خورشید در روز نخست هر فصل بر محورهای خاصی از بنا انطباق داشته و از این رو، قابلیت تعیین آغاز فصل ها را دارد. ایشان نظریه خود را در دو کتاب "بناهای تقویمی و نجومی ایران (رصدخانه های ایران)" و "چارتاقی ها" در مورد آتشکده نیاسر مطرح کرده است. در این مقاله با توجه به محاسبات، اندازه گیری ها و مشاهدات میدانی و همچنین تعریف پارامتر سعت مشرق، نشان می دهیم که امتداد طلوع خورشید در آغاز هیچ کدام از فصل ها بر محورهای بنا منطبق نمی شود؛ زیرا در اعتدالین، یعنی روز نخست فصل بهار و پاییز، خورشید از هیچ زاویه خاصی طلوع نمی کند. همچنین، نظریه ارائه شده در انقلاب تابستانی؛ یعنی روز نخست فصل تابستان و انقلاب زمستانی؛ یعنی نخستین روز زمستان نیز دقت لازم را ندارد. در روز اول بهار و روز اول پاییز، خورشید دقیقاً از شرق طلوع می کند که با هیچ یک از محورهای ساختمان مطابقت ندارد. به اختلاف سمت نقطه طلوع آفتاب در هر روز از سال نسبت به شرق، سعت مشرق گفته می شود. گستره زاویه ای سعت مشرق، به عرض جغرافیایی ناظر و همچنین زاویه میل خورشید در هر روز از سال بستگی دارد. عرض جغرافیایی آتشکده نیاسر حدود 34 درجه است. پس، بیشینه سعت مشرق حدود 29 درجه است. یعنی در اولین روز تابستان، خورشید از سمت حدود 61 درجه و در روز اول زمستان از سمت حدود 119 درجه طلوع می کند. تغییرات زاویه میل خورشید در روزهای قبل و بعد از انقلابین بسیار کم هستند. بنابراین ، اندازه گیری تغییرات سعت مشرق در این روزها باید بسیار دقیق باشد. اما قرارگیری ستون های آتشکده نیاسر این دقت را ندارد. یعنی برای حدود یک ماه، به نظر می رسد خورشید تقریباً از یک نقطه طلوع می کند. بنابراین ما نمی توانیم از آتشکده نیاسر برای مشخص کردن روز اول تابستان و روز اول زمستان استفاده کنیم.
۶.

تبیین مؤلفه های حس مکان در مساجد تاریخی دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: حس مکان معماری مساجد تاریخی دزفول

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 965 تعداد دانلود : 651
از ابعاد مهم در ارتقای کیفیت محیط های شهری، حس مکان است. وجود این حس که عاملی در شکل گیری پایه های ارتباطی استفاده کنندگان و محیط است، انگیزه لازم برای ماندگاری فرد در محیط را به وجود می آورد و منجر به ایجاد محیط های باکیفیت نیز خواهد شد. کیفیت معماری مساجد برای ایجاد حس مکان، از مسائل مورد توجه معماران است. مساجد تاریخی شهر دزفول که از معماری غنی در ادوار مختلف تاریخی بی نصیب نبوده، دارای حس مکانی خاص هستند. مؤلفه های متعددی همچون؛ ادراکی، کالبدی، اجتماعی و عملکردی، بر حس مکان در مساجد تأثیر می گذارند؛ لذا در این پژوهش، به بررسی آنها می پردازیم. هدف این تحقیق، تبیین نقش مؤلفه های حس مکان در مساجد تاریخی است تا با شناخت آنها بتوان کیفیت ایجاد حس مکان را در معماری مساجد سوق داد. در این تحقیق از طریق پرسش نامه، 5 نمونه از مساجد تاریخی شهر دزفول با نمونه گیری هدفمند انتخاب شد و مورد مطالعه قرار گرفت و برای سنجش رابطه میان متغیرها، از روش پژوهش همبستگی پیرسون و از آزمون های رگرسیون خطی ساده و چند متغیره برای تعیین رابطه و شدت و جهت رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل آماری، نرم افزار SPSS مورد استفاده قرار گرفت. مطابق نتایج به دست آمده، مؤلفه های کالبدی و ادراکی، بیشترین اثر و ابعاد اجتماعی و عملکردی، تأثیر کمتری در القای حس مکان در مساجد را دارند. متغیرهای فرم و هندسه بصری، فرم و هندسه ادراکی و خدمات به صورت مستقیم در القای حس مکان در مساجد مؤثر هستند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۲