از دستاوردهای پیشرفت روز افزون تکنولوژی و زندگی ماشینی روی آوردن شهروندان به انزوا و فرو رفتن در مشکلات و دغدغه های روزمره خود است که این امر استرس و افسردگی های فردی را همراه دارد و به ناشاد بودن هر چه بیشتر جوامع شهری کنونی دامن می زند. عدم وجود شادی در فضاهای شهری و مهیا نبودن فضایی برای ابراز احساسات نهفته شهروندان، آنان را به زندگی فست لایفی ترغیب و فشارهای عصبی روانی منتج از آن را گسترش میدهد. به منظور مقابله با مشکلات روزافزون روحی و روانی، نقش شهرها در پاسخگویی به نیازهای انسان در جهت دستیابی به شهرهای سالم و شاد اهمیت بیشتری یافته است. هدف این پژوهش ایجاد فضاهایی شاد به منظور ایجاد آرامش روحی و روانی و ایجاد این همانی و تعلق خاطر در فضاست به گونه ایی که این همانی و تعلق خاطر به فضا بر احساس گریز از فضاهای شهری امروزی غلبه و موجبات حضور بیشتر شهروندان و ایجاد جامعه و فضاهای شهری شادتر را فراهم آورد. جهت دستیابی به این هدف، با تاکید بر ابعاد کالبدی، زیست محیطی و اجتماعی در فضاهای شهری به تبیین معیارها هر کدام با توجه به پیشینه پژوهش پرداخته شد که معیارها بدست آمده شامل ارتباط با طبیعت، پیاده مداری، دوچرخه سواری، رنگ، هماهنگی بصری، جداره های فعال، حس تعلق، امنیت و تعاملات اجتماعی می باشد و این معیارها با استفاده از آزمون فریدمن در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفته است و نتیجه بدست آمده حاکی از آن است که جداره های فعال، هماهنگی بصری و رنگ به عنوان مهترین معیارها محسوب می شود که این نشان از آن دارد که بعد کالبدی بیشتری تاثیر را در شادی و نشاط مردم و ساکنان خواهد داشت و در نهایت با توجه به یافته های پژوهش به ارائه راهکارهایی در این زمینه پرداخته شده است.
مبحث رابطه زبان و ذهن از مدت ها قبل در جهان مطرح و نظریات متعدد و رو به تحولی در این حوزه مطرح بوده است؛ آنچه در این عرصه متاخر به حساب می آید نحوه ارتباط متقابل زبان و محیط زیست از طریق ارتباط بین زبان و ذهن و فرآیندهای تفکر است. در این میان و در مورد خاص زبان فارسی و فرهنگ ایرانی، موضوع ما در این مقاله ارتباط مستقیم بین زبان و محیط زیست است. این ارتباط آن قدر مستحکم و عمیق است که هر فارسی زبانی برای درک، شناخت، ارزیابی و اظهار نظر در مورد محیط انسان ساخت یا طبیعی چاره ای ندارد جز یاری گرفتن از چارچوب و اجزای زبان فارسی. این بدین معنا است که زبان تنها یک وسیله ارتباطی نیست و نقش آن بسیار فراتر از این محدوده کوچک می رود. در این مقاله ضمن ارائه مستنداتی محکم در قالب روش تحلیل محتوا در مورد وجود غیر قابل انکار نقش زبان (در اینجا زبان فارسی) در فهم جهان اطراف، نشان داده شده است که وقتی ما در زبان فارسی به مفهومی اشاره می کنیم آن مفهوم ویژه این "جهان – زبان" خاص است و ویژگی های منحصربه فرد خود را دارد. به زبان دیگر فهم ما از محیط از زبانمان نشات می گیرد و در نتیجه زبان فارسی مرجع بسیار مهم و غیر قابل جانشینی برای دریافت و فهم ویژگی های خاص محیط زیست انسانی اصیل ایرانی است.