هر جامعه چیزهای مهمی برای نگهداری دارد و این در اروپای قرن بیست و یکم، معمولاً به آن معناست که چنین چیزهایی را در موزه می گذارند و مرمت گران و مسئولان موزه را به ""مراقبت"" آن ها می گمارند. ولی ما مرمتگران همواره بر چگونه حفظ کردن این آثار و نه چرایی حفظ آن ها تمرکز کرده ایم. ما وقتمان را با مرمتگران دیگر به بحث پیرامون ""مبانی اخلاقی"" حفظ آثار هنری و گله از عدم توافق بین زمینه های مختلف آن می گذرانیم. در همین حال، موزه ها دانشگاه ها و جامعه مشغول تصمیم گیری درمورد وجود اشیایی که مراقب آنها هستیم و مؤسساتی که این اشیا در آن ها نگهداری می شوند، هستند و ما ساکت و صامت نشسته ایم. آیا دیدگاه دقیق، جامع و فراگیری درمورد حفظ آثار وجود دارد؟ آیا مجموعه ای از اهداف آشکار برای کارمان داریم؟ آیا می توانیم این هدف ها را به صورت بندبند در متنی کمتر از 500 صفحه فهرست کنیم؟ (مثل آنچه استنلی پرایس و دیگران در 1996 انجام دادند؟)اگر نتوانیم به سادگی و آشکارا به جامعه دلیل فعالیت مان را بگوییم، چه حقی داریم که ارزشمند ترین گنجینه های جامعه را به دست ما سپرده اند؟ در متن پیش رو، اهداف اساسی کار حفظ آثار را برخواهم شمرد. اما آیا (با این کار) می توانم به وضوح بگویم حفاظت آثار چیست؟ و آیا این اهداف تا آینده ای نزدیک پایدار می ماند؟
فناوری معماری و علوم ساختمان همواره به دنبال بهره گیری از روش هایی بوده است که امکان کاهش مصرف منابع انرژی و افزایش آسایش محیطی را فراهم آورد. از جمله راهکارهای امروزه برای وابستگی کمتر به مصرف انرژی، در عین تأمین آسایش حرارتی و عملکرد بهینه صوتی که از دیدگاه نور روز و تأمین تهویه، در مقام مقایسه با بهره گیری از جداره های ضخیم تر خارجی و مصالح غیرشفاف و بازشوهای کوچک تر مطلوب تر است، امکان بهره گیری از پوسته دوم برای کنترل بهتر محیط داخلی است. طبعاً نورگذری، قابلیت تهویه، کنترل شرایط آکوستیکی، و بهره گیری از عملکردهای ترکیب این پوسته ها از دلایل توسعه و ترویج این ساختار شناخته می شود. با پیشرفت نماهای دوپوسته گونه های مختلفی شناسایی شد که عموماً در شرایط اقلیمی کشورهای سردسیر به کار بسته شده، ارزیابی، ارتقا و درنهایت در ساختمان سازی مرسوم ایشان وارد گردید. لیکن در ایران کمتر به این موضوع پرداخته شده و درنتیجه، اطلاع دقیقی از تیپولوژی بهینه متناسب شرایط اقلیمی شهرهای آن در دست نیست. این مقاله فرایند مطالعات طراحی یک نمونه عینی است که با استفاده از روش شبیه سازی و ارزیابی گزینه های طراحی، فرایند انتخاب ساختار بهینه نمای دوپوسته را در یک برج اداری در تهران شرح می دهد. به این منظور با شبیه سازی گزینه های مختلف پیکره بندی، تهویه، و نیز ترکیب و مشخصات اجزای آن و سنجش بر مبنای معیارهای انرژی و آسایش گزینه های بهینه شناسایی شده است. نتایج در مقایسه با یک نمای تک پوسته با کیفیت مطلوب، نشان دهنده کاهش نیاز به گرمایش و نیز بهبود شرایط فضای داخلی در دوره سرمایش است. کاهش مصرف منابع انرژی ناشی از استفاده از نمای دوپوسته در این ساختمان بین kWh/m2 ۵۴-۲۸ معادل 7.79% تا 14.80% کاهش ارزیابی شد. همچنین بیشترین تأثیر استفاده از گونه های مختلف نمای دوپوسته در کاهش بار سرمایشی است؛ اگرچه در تمام گونه های آن موجب افزایش بار روشنایی می شود.
یکی از اصلی ترین مسائل خداشناسی، مسئله فاعلیت خداست. فاعلیت خدا- همانن د فاعلی ت ه ر فاعل دیگری- ربطی کامل به علم او به فعلش دارد که آن نیز یکی دیگر از اساس ی ت رین مس ائل الهیات است. موضوع فاعلیت الهی از مباحث مهم تاریخ فلسفه بوده است. در این مجال، اصل فاعلیت و آفرینش الهی که در ادیان آسمانی از آموزه های اولیه دینی است، مورد بحث است و خاستگاه فعل و فاعلیت خدا به ذات و صفات ذاتی خداوند برمی گردد. علامه طباطبایی یکی از بزرگانی که به مبحث فاعلیت خدا در نظام هستی پرداخته است و به منزله یک فیلسوف صدرایی و مفسر حکمت متعالیه و هم به مثابه یک فیلسوف صاحب نظر، ضمن توضیح عقیده ص درا ب ه نق د آن و بی ان رأی خ ویش مبادرت می کند. از دیدگاه او، از میان اقسام شش گانه فاعل، خدا را فاعل بالعنایه می داند. ای ن فاع ل، ف اعلی است که به فعل خود علم دارد و آن را از روی اراده و اختیار انج ام م یده د و هم ان علم او به فعل منشأ صدور فعل است. در این پژوهش که با روش توصیفی _ تحلیلی به اندیشه و نگرش علامه طباطبایی از فاعلیت خدا در نظام هستی و انعکاس آن در کتیبه های معماری اسلامی به عنوان آثار هنری اسلامی می پردازد، به شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان دهنده این دیدگاه است که پس از مکاشفه و درک دیدگاه و نظریه فاعلیت خدا در نظام هستی از نگاه علامه طباطبایی، به عنوان تئوری آفرینش و خلقت می توان به آفرینش های هنری همچون کتیبه نگاری ها در معماری اسلامی و انعکاس اندیشه های عرفانی در این آثار هنری رسید. اهداف تحقیق: 1- بررسی نگاه علامه طباطبایی در مورد فاعلیت خدا در نظام هستی. 2- بررسی چگونگی انعکاس این نگاه در کتیبه های بناهای اسلامی. سؤالات تحقیق: 1- نگاه علامه طباطبایی به موضوع فاعلیت خدا در نظام هستی چگونه است؟ 2- اندیشه های عرفانی چگونه در کتیبه های بناهای اسلامی انعکاس یافته اند؟