آفات بیولوژیک از مهم ترین آسیب های ساختارهای آلی به شمار می روند و استفاده از مواد حفاظتی جهت کنترل و یا پیشگیری از آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. در این میان نانوذرات نقره از جمله موادی هستند که به دلیل خواص حفاظتی خود، توجه بسیاری از دانشمندان را به خود جلب کرده اند. به همین دلیل و در راستای استفاده از دانش روز جهت بهبود فرآیندهای حفاظت و مرمت اشیاء تاریخی و فرهنگی، قابلیت-های نانوذرات نقره برای استفاده در این زمینه مورد ارزیابی قرار گرفتند. مطالعات بر اساس مستندات علمی، بررسی ها و تحلیل های انجام شده نشان دادند که با توجه به ویژگی ها، مکانیزم های تأثیر و فرآیندهای کاربردی، نانوسیلور از ظرفیت بالایی جهت استفاده در مرمت برخوردار است و با انجام آزمایشات دقیق تر در راستای هر کاربرد و شناخت جزئیات تأثیر در هر ماده ای، می تواند به طور گسترده ای در مرمت اشیاء فرهنگی و تاریخی مورد استفاده قرار گیرد.
درصد بسیار بالایی از رونق و گسترش گردشگری، در گرو خوب نشان دادن و خوب دیده شدن است. یک عکس زیبا و یا پوستر مناسب از اثری تاریخی در واقع به نوعی تلاش می کند، بیننده را به لحاظ بصری جذب و وسوسه کند، تا در نخستین فرصت مناسب از مکان واقعی آن عکس بازدید کند. شاید در صورت وجود آمارهای دقیق و واقعی بتوان اثبات کرد، که «تخت جمشید» و بسیاری از آثار تاریخی معروف دیگر، بخش اعظمی از معروفیت خود را مدیون فریم های ارزشمندی هستند، که در غالب مواد تصویری ارایه شده اند. مکان های دیگری هم مانند آبشار «مارگون»، حجم بالای شلوغی این سال های اخیر خود را مدیون هنرمندانی هستند که آنجا رفته اند و با عکس ها و فیلم های ارزشمندی بازگشته اند.
صنعت گردشگری نیازمند ابزارهای قوی تر در همه زمینه هاست، تا بتواند با بهره گیری از آنها به معرفی، ترویج و توسعه خود بپردازد.
لوح سفالین استوانه ای که از آن به عنوان منشور حقوق بشر کوروش یاد می کنند، در سال 538 پیش از میلاد در زمان کوروش دوم هخامنشی پادشاه و بنیان گذار امپراطوری عظیم هخامنشی نگاشته شده است.
جنس این لوح از گِل پخته شده است، چه شگفت انگیز است!... خداوند انسان را از این گل بی ارزش خلق کرده است و با دمیدن روح خویش بر گِل، انسان را به بالاترین مرتبه رسانید تا جایی که خود می فرماید: «فتبارک الله احسن الخالقین...».
سلجوقیان، پیش از رسیدن به حکومت، قومی بیابانگرد بودند که با صحراگردی و شبانی روزگار می گذراندند. این قوم پس از رسیدن به حکومت یکی از بزرگ ترین سلسله های پس از اسلام در ایران را به وجود آوردند.این قوم بیابانگرد در برخورد با فرهنگ و هنر غنی ایرانی تحت تأثیر ایرانیان به ویژه وزیران ایرانی با تدبیر خویش،به خوی و خصلت ایرانیان پرورده شده و توانستند اولین امپراتوری یکپارچه را در ایران پس اسلام به وجود آورند. با وجود آنکه این افراد شیوه حکومت داری و فرهنگ شهرنشینی را از ایرانیان آموخته بودند، اما بسیاری از عادات و سنت های قومی و قبیله ای خویش را حفظ کردند. در این میان هنر که همواره محصول زمان خویش بوده، محل تجلی این آمیختگی و تلاقی دو فرهنگ ایرانی- ترک می شود. مبلمان (به ویژه نشستگاه های درباری ) نیز به عنوان هنری کاربردی همواره بیانگر نگرش و فرهنگ حاکم در هر دوره بوده است. از این رو در این پژوهش سعی بر آن است تا با نگاهی جامعه شناسانه علل ویژگی خاص مبلمان سلجوقی که همانا کوتاهی سطح نشستگاه و شیوه خاص نشستن کاربر است، مورد بررسی قرار گیرد. و در این راستا به پرسش هایی از این دست پاسخ داده شود : چه عللی را می توان در پیدایش مبلمان سلجوقی دخیل دانست؟ آیا با نگاهی جامعه شناسانه می توان عوامل تأثیرگذار بر این سبک را شناسایی کرد؟ در این مقاله، بر اساس فرضیه پژوهش، مبنی بر وجود ارتباط آمیختگی فرهنگ قومی صحراگرد با فرهنگ شهری در به وجود آمدن سبک مبلمان سلجوقی، نخست با بررسی ریشه های قومیتی و اوضاع اجتماعی سلجوقیان ایران و سپس با تحلیل ساختاری و تزیینی مبلمان این دوره فرضیه به اثبات می رسد. نتیجه حاصل از تحقیق، ضمن شناخت و بررسی سبک مبلمان سلجوقی، بیانگر این مطلب است که ریشه های علل وجودی سبکی چنین متفاوت در میان سبک های مبلمان ایرانی را می توان در ارتباط این هنر-صنعت با فرهنگ قومیتی آن جویا شد. روش پژوهش ، تحلیلی- توصیفی است که با تحلیل ساختاری و تزیینی مبلمان سلجوقی و نگاهی جامعه شناسانه به بستر شکل گیری آن به اثبات فرضیه پرداخته شده است.
مدرسه پس از محیط خانواده محلی برای آموزش و همچنین پرورش افراد جامعه و سلامت آن محسوب می شود؛ در حال حاضر آموزش علمی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی افراد رابطه ی جداناپذیری با حضور در مدارس دارد، در این میان ساختار فضایی بر رفتار و روان دانش آموزش نقش بسزایی ایفا می کند، بررسی ادوار تاریخ حاکی از سیر تحول ساختار فضایی مدارس از اواخر دوران قاجار تا دوران معاصر است، این در حالی است که در ابتدای امر ساختار مدارس به تبعیت از ارزش های آموزشی مدارس پیش از خود شکل می یافت، بعد از گذشت مدت کوتاهی با تغییر نظام آموزش تعاریف نوینی از فضای آموزشی ارائه شد و نهایتاً ارزش های نهفته آموزش گذشته مغفول ماند، این پژوهش با برگزیدن دو دوره ی تاریخی متوالی (قاجار و پهلوی) به عنوان نقطه ی آغازی در تغییر و تحول ساختار مدارس به صورت کتابخانه ای مفاهیم (مدارس و ساختار فضایی مدارس در دوران قاجار و پهلوی با نظر به ارزش های نظام آموزشی در این دوران) را تبیین می کند، سپس به صورت میدانی و حضور در مدارس ساختار دو مدرسه سلیمانیه (متعلق به دوران قاجاریه) و مدرسه ی شاه رضا (متعلق به دوران پهلوی) می پردازد بدین ترتیب ضمن بررسی مفاهیم مستخرج از بخش قبل به مقایسه تطبیقی آن دو مبادرت می ورزد، بررسی ها حاکی از آن است که ارزش هایی که در نظام آموزشی این دو مدرسه وجود داشته به دلیل تفاوت در ساختار خود، شکل گیری و ساختار فضایی مدارس را نیز همخوان با خود تغییر داده است، لذا ساختار فضایی مدرسه ی شریعتی در قیاس با مدرسه ی سلیمانیه دچار تحول بزرگی شده چراکه نظام آموزشی آن (که به صورت سنتی بوده) تحول یافته است.
شهر، به عنوان اساسی ترین جلوه تجلیات روح خلاق انسان، همواره در ارتباط با آفرینش های بشری، از جمله صنعت و هنر، معنا یافته و در نتیجه خوانش های مختلف از نو زاده می شود. حضور شهرها در ادبیات، نه تنها فضاهای مورد نیاز عناصر روایی را تأمین می کند، بلکه با خلق خاطره ها در بطن فضاهای شهری، این فضاها را به اسطوره هایی بیانگر روح حاکم بر جامعه بدل می کند. ادبیات که بسیار زودتر از سینما، هنرهای تجسمی، و سایر هنرها، شهر را به تصویر کشیده و خاطرات و کهن الگوهایی را در آن ایجاد کرده است، در دوران معاصر، و با افزایش فضاهای شهری، بیش از پیش به شهر و فضای بیرونی توجه می کند، تا آنجا که شخصیت های داستان و روایت، هویّت خود را در متن شهر جستجو می کنند، شهری که خود به عنوان شخصیت و قهرمان (یا ضد قهرمان) اصلی روایت مطرح می شود. در این بین نویسندگانی چون فرانسوا بن(François Bon)، با نزدیک شدن به فضاهای فراموش شده شهری، چهره ای دیگر از شهر ارائه می دهند. بن با به صحنه آوردن فضاهایی طرد شده، چون زاغه ها، تصویری نو از زندگی در فضای شهری معاصر ارائه می دهد، فضایی که گاه به عنوان عاملی برای تخریب هویّت فرد و خاطرات او عمل می کند. مطالعه پیش رو، با هدف مطالعه این نوع خاطره پردازی ها در سطح منظر شهری، و با تکیه بر آراء متفکرانی چون رن وژل و میشل کولو در حوزه روابط فضایی و انعکاس منظر، به مثابه فضای زیسته، در آثار هنری و به خصوص ادبیات، در صدد پاسخگویی به این پرسش است که تصاویر و خاطرات شهر معاصر چگونه در دو رمان فرانسوا بن، یعنی خروجی کارخانه و دکورسیمان، شکل گرفته و چه منظری از فضای شهری معاصر ارائه می دهند؟ پرسشی که درنهایت با ارائه تصاویر و خاطرات برآمده از فضاهایی گم شده در این رمان ها، فضای شهری حاضر در آنها را چون نامکانی درمی یابد.