ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۰۸۱ تا ۲۱٬۱۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۲۱۰۸۱.

بررسی نقش تناسبات حیاط مرکزی بر سرمایش ایستای ساختمان در اقلیم گرم و مرطوب (نمونه موردی: ساختمان های یک مرتبه شهر بندرعباس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۴۴۸
اهداف: حیاط مرکزی می تواند نقش مهمی در کاهش میزان مصرف انرژی، افزایش سایه اندازی، تقویت جریان عبوری و ایجاد سرمایش تبخیری در ساختمان های بادآهنگ داشته باشد. این مقاله در پی آن است تا به بررسی نقش تناسبات حیاط مرکزی در میزان سایه اندازی، انرژی تابشی دریافتی، میزان بار سرمایشی و پتانسیل تهویه طبیعی بپردازد. روش ها: روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است که در آن از نرم افزارهای دیزاین بیلدر ۶.۱.۲.۰۰۹، گروه دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) و اکوتکت ۲۰۱۱ به ترتیب برای بررسی تاثیر تغییر عرض حیاط مرکزی بر الگوی جریان باد، الگوی سایه اندازی و میزان انرژی تابشی دریافتی و محاسبه بار سرمایشی معماری بادآهنگ استفاده شد. یافته ها: در مقایسه ساختمان های چهارگانه U شکل دارای حیاط مرکزی با نسبت حجم به سطح ثابت، مدل مربوط به ساختمان با عرض حیاط ۴متر به عنوان بهترین گزینه مطرح است. تغییر عرض حیاط از ۴ تا ۱۰متر، منجر به افزایش ۱۳درصدی بار سرمایشی و کاهش ۱۰درصدی سطوح تحت سایه می شود. در حالی که افزایش عرض حیاط از ۴ به ۶متر منجر به کاهش سرعت به میزان ۱۸.۷۵% و تغییر عرض از ۶ تا ۱۰متر همراه با رشد ۶درصدی سرعت جریان است. نتیجه گیری: افزایش عرض حیاط مرکزی پتانسیل سرمایش ایستای ساختمان را تضعیف می کند. تعبیه حیاط مرکزی به منظور ارتقای کارآیی سرمایشی ساختمان زمانی موثر است که حیاط ها از تناسبات طولی کشیده شمالی- جنوبی با تناسبات ۱:۲.۵ برخوردار باشند.
۲۱۰۸۲.

تبیین مدل مفهومی مؤلفه های مؤثر در شکل گیری تجربه زیبایی شناسی معماری از منظر علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۳ تعداد دانلود : ۳۵۶
بیان مسئله: پذیرش زیبایی شناسی معماری، به خصوص به صورت تجرییات عمیق افراد از بناها، زمینه ای است که اهمیت بسزایی دارد و معمولاً توجه چندانی برای شناخت آن به لحاظ محتوای علمی نمی شود و همواره این سردرگمی وجود دارد که کدام الگوی نظری زیبایی شناسی برای معماری از این منظر همه جانبه و کامل تر است، زیرا این مفهوم کیفیتی مبهم به نظر می رسد و نیازمند داده های منسجمی برای انجام پژوهش هایی دقیق تر است. تجربه زیبایی شناسی معماری، همواره مقوله ای پیچیده و تحت تأثیر عوامل متفاوت است، لذا شناخت چیستی و چگونگی این تجربه به عنوان یک ضرورت کیفی می تواند بر فرایند طراحی و اصول معماری تأثیرگذار باشد. لذا این پرسش مطرح می شود که تجربه زیبایی شناسی معماری چگونه کیفیتی است و به چه مؤلفه هایی وابسته است؟ هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر خلق یک توصیف جامع و چارچوب منسجم ا پدیده تجربه زیبایی شناسی معماری برای دستیابی به درک ساختار ذاتی آن تجربه از طریق ارائه یک مدل مفهومی است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکردی کیفی و روشی توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است و با دیدگاهی تفسیری از طریق تشریح ادبیات نظری از منظر یافته های علوم شناختی، یافته های بحث را در چارچوب مدلی مفهومی معرفی کرده است. نتیجه گیری: تجربه زیبایی شناسی معماری عبارت است از ارزیابی عاطفی تجربه ادراک فضا براساس رهیافتی مستقیم از طریق مؤلفه های ادراکی، انگیزشی، حسی-حرکتی، شناختی و رفتاری که به صورت ترکیبی از تصورات احساسی مختلف (نظیر لذت، خوشایندی و غیره) بروز می یابد. لذا با استناد بر نظریه های علوم شناختی می توان گفت دخالت واکنش های بدنی غیر آشکار در تجربه معماری عنوان می کند مؤلفه های ادراکی و انگیزشی منجر به واکنش های رفتاری می شوند که این خود بیانگر رابطه بین ابعاد هیجانی و همچنین درگیری مؤلفه های حسی-حرکتی از طریق بدن با فضاست. در حقیقت تعامل با فضای معماری از طریق قابلیت های ایجادشده آن می تواند مؤلفه های انگیزشی را درگیر کند. بنابراین مبنی بر آنکه ادراک زیبایی معماری بستگی به فعالیت های درونی تحریک شده دارد که شامل پردازش عاطفی و نیز عوامل شناختی مرتبط با زمینه های فردی می شود، در نتیجه مؤلفه های رفتاری هم می توانند مسبب فعال سازی توجه و انگیزش جهت امکان دادن به فرد برای تجربه آگاهانه خود به عنوان نهاد تجربه کننده و همچنین تجربه زیبایی به واسطه پدیده اثر معماری باشد.
۲۱۰۸۳.

ارتباط مؤلفه های سرمایه اجتماعی با کیفیت زندگی در زنان سرپرست خانوار شهر دوگنبدان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۴۷۲
      هدف از این پژوهش تعیین رابطه مولفه های سرمایه اجتماعی با کیفیت زندگی در زنان سرپرست خانوار شهر دوگنبدان می باشد. این مطالعه مقطعی بر روی زنان سرپرست خانوار شهردوگنبدان (200 نفر) در مدت 6 ماه انجام شد. ابزار مطالعه شامل: پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک، کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHOQOL)- گونه ایرانی و پرسشنامه سرمایه اجتماعی بانک جهانی (SC-IQ) بود. آنالیز نتایج به کمک نرم افزار آماری SPSS با استفاده از آزمون های آمار توصیفی و تحلیلی انجام شد. یافته های این مطالعه نشان داد کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی زنان سرپرست خانوار کاملا به هم وابسته بوده و روی همدیگر اثر مثبت دارند و کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار شهر دوگنبدان در سطح پایین تری از کیفیت زندگی عموم مردم این شهر قرار دارد و از طرفی دیگر سرمایه اجتماعی در این زنان نسبتا پایین است و نیاز به توجه جدی و برنامه ریزی درازمدت مسئولین امر بر اساس رویکردهای پژوهشی مبتنی بر جامعه، در راستای بهبود کیفیت زندگی و تغییرات اساسی در جهت افزایش سرمایه اجتماعی و مشارکت جمعی این قشر آسیب پذیر است.
۲۱۰۸۴.

مطالعه تطبیقی روش عیسی بهادری و جواد رستم شیرازی در طراحی فرش اصفهان با تأکید بر شگردهای نقش مایه سازی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۳۷۴
عیسی بهادری (1365-1284 ه.ش.) و جواد رستم شیرازی (1384-1298 ه.ش.)، نسل اول طراحان فرش هنرستان هنرهای زیبای اصفهان (تأسیس 1315 ه.ش.) هستند که هریک در این زمینه، روش طراحی انحصاری را دارند که در 9 مرحله شامل تعیین ایده، قالب طرح، نحوه تکرار، تقسیم بندی طرح، فرم غالب، تعداد و نوع گردش ها، تعیین نقش مایه های اصلی و فرعی و ساخت وساز نهایی قابل تطبیق هستند؛ نقش مایه سازی در این بین به عنوان نحوه چگونگی ترسیم و جایگذاری نقوش اسلیمی، ختایی (گل های شاه عباسی، خوشه ها، گل های گرد)، پرندگان و حیوانات، نقشی کلیدی در تمایز سبک فردی این دو طراح دارد. در این مقاله سعی شده که روش طراحی این دو طراح به ویژه در حوزه نقش مایه سازی موردبررسی قرار گیرد و به این سؤال پاسخ داده شود که شگردهای نقش مایه سازی این دو هنرمند، چه شباهت ها و تفاوت هایی با یکدیگر دارند. مقاله حاضر به روش تطبیقی سامان یافته و اطلاعات آن از طریق مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه تهیه شده است. این مقاله در نوع خود اولین مقاله ای است که به جزئیات شگردهای نقش مایه سازی طراحان نسل اول هنرستان هنرهای زیبای اصفهان می پردازد و از این حیث ضروری می نماید. نتایج تحقیق نشان می دهد که چهار تکنیک تغییر ابعاد، ترکیب سازی، موضوعیت بخشی به اجزا و تکثیر اجزا در ایجاد نقش مایه های اصلی و فرعی در آثار این دو هنرمند قابل شناسایی است. شگرد نقش مایه سازی جواد رستم شیرازی مبتنی بر ساخت اسلیمی های پردندانه، خوشه های بزرگ، گل های گرد با گلبرگ های زیاد و استفاده مکرر از گل های برگ مو است. حال آنکه شگرد عیسی بهادری مبتنی بر طراحی حیوانات به صورت مجرد یا در ترکیب با نقوش اسلیمی و ختایی است و با بهره گیری از گونه های متنوع حیوانات، ترسیم نقاشانه آناتومی آنها از زوایای غیرمرسوم و بهره گیری از خطوط ملایم جهت ترسیم ظریف این نقوش در نقطه مقابل نقش مایه سازی نسبتاً خشن، درشت و اغراق آمیز جواد رستم شیرازی قرار می گیرد.
۲۱۰۸۵.

سازوکارهای به کارگرفته شده به منظور سازمان دهی محیط در کالبد حداقلی (مبتنی بر نظریه سازمان دهی محیط راپوپورت؛ نمونه موردی : مسکن عشایرقشقایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۵۰۲
بیان مسئله : با نگاهی به نحوه تعامل انسان با محیط در طول تاریخ می توان دریافت که انسان ها پیوسته با تجرید و ایجاد قالب های ذهنی در پی تنظیم روابط خود با محیط و سازمان دادن به آن هستند. راپاپورت در نظریه مهم خود که مقدمه شناخت محیط است، از سازمان دهی محیط سخن گفته است، بنابراین نظریه، انسان پیوسته در حال سازمان دهی محیط اطراف خویش است؛ چرا که ذهن انسان به تشخیص و به عبارتی رده بندی و انتظام محیط نیاز دارد. جامعه عشایر نیز با سبک زندگی کوچ نشینی همانند دیگر انسان ها در پی نظم بخشیدن و معنا دادن به جهان اطراف خود هستند. از آنجا که کوچ نشینان به مسکنی سبک و منعطف نیازمندند، لذا عناصر کالبدی در حداقلی ترین صورت کمی، در بستر محیطی عشایر حضور دارند. بنابراین بررسی چگونگی تحقق سازمان یافتگی محیط در کالبد حداقلی مسکن عشایر مسئله ای است که در این تحقیق به آن پرداخته شده است. هدف : هدف از این پژوهش بررسی و شناخت دانش های به کارگرفته شده جهت انتظام محیط زندگی عشایر، توسط ایلیاتیان قشقایی است. به دلیل درونی بودن این دانش و دریافت های افراد بومی از محیط، این تحقیق روشمندی و روند مصاحبه و مشاهده خاص خود را می طلبید. روش تحقیق : در این پژوهش نگارندگان در طی مشاهدات میدانی و مصاحبه های انجام گرفته از بستر زندگی عشایر قشقایی با کمک روش کیفی و مبتنی بر توصیف-تحلیل به بررسی این موضوع پرداخته اند. نتیجه گیری : در نتیجه تحقیق مشاهده خواهد شد که حداقلی شدن کالبد اختلالی درکیفیت سازمان یافتگی محیط زندگی عشایر ایجاد نکرده، بلکه در این محیط ها با جایگزینی مؤلفه های سازنده نظام معنایی و مدیریت زمانی نقش کم رنگ کالبد جبران شده است.
۲۱۰۸۶.

تعیین شاخص های موثر در خلق مکان های امن پیاده مدار جهت ارتقاء تعاملات اجتماعی (نمونه موردی: خیابان بهار آزادی محله خاک سفید تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۵۰۸
فضاهای شهری پیاده مدار، مکان هایی برای حضور شهروندان و مشارکت آنان در زندگی جمعیشان هستند که پرداختن به کیفیات آنها سرزندگیشان را به حداکثر می رساند. از شاخصترین این کیفیات، امنیت و ایمنی می باشد. مکان های ناامن حضور مردم را در شهر به عنوان شهروندان جامعه مدنی، کمرنگ می سازند. فضاهای پیاده تهران علیرغم وجود پتانسیلهای فراوان برای حضور شهروندان، بدلیل مسائلی نظیر وجود فضاهای بی دفاع، به مکانهایی ناامن تبدیل شده اند. هدف از این پژوهش، ارزیابی و اولویت بندی شاخص های تاثیر گذار بر ایجاد مسیرهای تردد پیاده امن بمنظور ارتقاء تعاملات اجتماعی است. از این رو محله خاک سفید تهران که به دلیل فقر اقتصادی، بزهکاری های اجتماعی، آلودگیهای زیست محیطی و غیره با کمبود فضاهای پیاده مدار ایمن، مواجه است، به عنوان نمونه موردی انتخاب شده است. در این راستا در پژوهش حاضر، روش تحقیق بر اساس هدف، از نوع کاربردی و براساس روش و ماهیت، توصیفی - تحلیلی و روش تجربی- پیمایشی است. بنابراین، به منظور شناخت صفات و ویژگی ها و برقراری ارتباط بین شاخص ها، روش پیمایشی، همچنین در تبیین ادبیات و سوابق موضوع تحقیق و ارائه مدل تحلیلی از مطالعات کتابخانه ای و برای جمع آوری اطلاعات با توجه به ماهیت تحقیق از روشهای میدانی استفاده شده است. بدین منظور ابتدا یک مدل تحلیلی سه سطحی از عوامل موثر بر خلق مسیرهای پیاده امن متشکل از 3 معیار اصلی و 15 زیرمعیار ارائه شده است. سپس هریک از این شاخ صها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (Fuzzy AHP) مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفته و در پایان نیز راهکارها و اصلاحاتی برای ایجاد مسیرهای پیاده امن و به تفکیک هریک از معیارهای مورد بررسی ارائه میگردد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که از میان معیارهای مورد بررسی، معیار عملکرد بیشترین میزان تاثیر را در خلق مسیر تردد پیاده امن در محدوده مطالعاتی داشته است.
۲۱۰۸۷.

بررسی ساختار معماری و دوره بندی تاریخی کالبدی مسجدجامع ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۴۲۲
مسجدجامع شهر ارومیه یکی از میراث معماری ایران است که در جریان وقایع تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دچار دگرگونی های متعددی شده است. این مسجد در بخش مرکزی شهر ارومیه و در کنار مجموعه بازار تاریخی آن قرار گرفته است. با وجود اهمیت این مسجد، پژوهش های اندکی درباره آن انجام شده و در خصوص تحولات فضایی و کالبدی آن نیز، اقدام مؤثری صورت نگرفته است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه جامع، بررسی اسناد و مدارک موجود برای دست یافتن به تحولات مختلف عناصر فضایی و کالبدی مسجد و ارائه تصویری صحیح تر از فرایند ساخت وساز و در نهایت، دوره بندی تاریخی آن است. روش تحقیق به کارگرفته شده تفسیری تاریخی است که گردآوری اطلاعات مبتنی بر برداشت های میدانی، مطالعات کتابخانه ای و تأمل در آرای پژوهشگران و تعمیم نظریات آن ها بوده است. نتایج کار حاکی از آن است که مجموعه مسجدجامع ارومیه بر روی بقایای معماری پیش از اسلام و همچنین آثاری از معماری صدر اسلام احداث و ساخت وسازهای متعددی از اولین قرون اسلامی تا به امروز در این مجموعه انجام شده است. از تحولات برجسته این مجموعه می توان به احداث گنبدخانه در دوره سلجوقی، محراب گچ بری در دوره ایلخانی و احداث صحن و حجره های پیرامون در دوره زندیه اشاره کرد. مداخلات انجام شده در چند دهه اخیر، سبب ایجاد تغییرات اساسی در مجموعه شده، به طوری که بخش های مهمی از فضاهای مسجد دچار تخریب و نوسازی شده است.
۲۱۰۸۸.

طراحی الگوی اسکان موقت پس از زلزله احتمالی در شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۴۸۹
شهر قم با توجه به قرار داشتن در پهنه با خطر لرزه خیزی زیاد و داشتن آسیب پذیری بالا از مناطق در معرض ریسک بالا محسوب می گردد. وجود جمعیت زیاد در معرض خطر از یک سو و فقدان طرح مناسب برای اسکان جمعیت زیاد براساس تجربه ها و اقدامات در زلزله های اخیر از سوی دیگر باعث تشدید شرایط و تبدیل شدن آن به بحران می گردد. هدف از انجام این پژوهش استخراج الگویی مناسب برای اسکان موقت پس از زلزله احتمالی در قم می باشد. براساس این الگو طراحی اسکان موقت مورد نیاز با توجه به شرایط کالبدی و غیرکالبدی محل و با استفاده از پتانسیل ها و زیرساخت های موجود انجام می گیرد. وجود یک معیار هم در زمینه طراحی و ارائه راه حل مناسب در زمان بحران قابل استفاده است و هم به ارزیابی و مقایسه طرح ها و اجرای مسابقات طراحی برای ارزیابی یکسان کمک می کند. در انجام این پژوهش از روش تحقیق کمی-کیفی با شیوه توصیفی- تحلیلی از نوع مطالعات میدانی و پیماشی استفاده شده است. در راستای جمع آوری اطلاعات نیز از ابزارهای مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد، مشاهده و مصاحبه با مسئولین و متخصصین استفاده شده است. نتیجه این پژوهش ارائه الگوی اسکان موقت پس از زلزله احتمالی قم براساس شاخص های طراحی اسکان موقت می باشد. در این راستا شاخص های طراحی سرپناه موقت براساس مرور متون تخصصی و تجربه های مشابه استخراج و با روش تحلیل سلسله مراتبی الویت بندی و وزن دهی شد. در ادامه گزینه های سکونت گزینی در شهر قم براساس معیارهای طراحی اولویت بندی شد. در پایان با ترکیب این گزینه های الگوی اسکان موقت شهر قم تعیین گردید. به منظور تسهیل در فهم چگونگی تبدیل این الگو به یک طرح کالبدی، نمونه ای نیز طراحی شد که در آن به جزئیات معماری طرح پرداخته شده است.
۲۱۰۸۹.

همگام سازی دوره فراپارینه سنگی در غرب زاگرس مرکزی و زاگرس شمالی با رویداد های اقلیمی پس از آخرین بیشینه یخچالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۴۷۳
تاکنون پژوهش های دوره فراپارینه سنگی در دو منطقه غرب زاگرس مرکزی و زاگرس شمالی، تحولاتی را در فناوری و گونه شناسی دست افزارهای سنگی در طول این دوره زمانی نسبتاً طولانی، به ثبت رسانیده اند. با وجود یافتن نهشته های دوره فراپارینه سنگی در تعدادی از مکان های این مناطق، در مقایسه با آنچه که در منطقه شامات (لوانت) و قفقاز دیده می شود، رابطه نوسانات اقلیمی با تحولات فرهنگی، به تفصیل ثبت و ضبط نشده است. کمبود یاد شده را می توان در الف) عدم همگام سازی با شواهد تغییرات اقلیمی در محدوده زمانی مورد نظر یعنی 25 تا حدود 12 هزار سال پیش؛ ب) محدودیت های کاوش؛ پ) نبود تعداد قابل قبول سن سنجی مطلق برای دوره فراپارینه سنگی منطقه زاگرس، درنظر گرفت. به تازگی پژوهش های مهمی در زمینه های سن سنجی دوره فراپارینه سنگی زاگرس-شمالی در محوطه پاله گورا و رویدادهای اقلیمی منطقه غرب زاگرس مرکزی براساس نتایج گرده شناسی تالاب هشیلان به عمل آمده است که می تواند بخش-هایی از این ضعف ها را جبران کند. به همین روی نوشتار حاضر براساس داده های تازه اقلیمی، خوانش نوینی از تحولات فرهنگی هم زمان با اواخر دوره پلیستوسن مصادف با دوره فراپارینه سنگی برای این منطقه ارائه کرده است.
۲۱۰۹۰.

تجلی مفاهیم اسلامی و قرآنی در آثار دوره صفویه و قاجار (مطالعات موردی: مسجد- مدرسه چهارباغ و آستان شاه عبدالعظیم(ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۸۲۰
اهداف: تجلی مفاهیم اسلامی و قرآنی در آثار دوره صفویه و قاجار موضوعی بسیار مهم در درک معماری اسلامی ایرانی است. هدف از مطالعه حاضر، نمایش تاثیر قرآن مجید در شکل دهی آثار دوره های صفویه و قاجار بود. ابزار و روش ها: این مطالعه با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و تحقیقات میدانی به مقایسه تطبیقی نقوش کاشی کاری دو بنای مهم از این ادوار پرداخت. یافته ها: یافته ها نشان دادند که در دوره صفوی رنگ های غالب کاشی کاری لاجوردی و فیروزه ای و در دوره قاجار زرد و نارنجی بوده است. خط غالب در مجموعه چهارباغ ثلث و کوفی- بنایی و در آستان حضرت شاه عبدالعظیم (ع) نستعلیق بود. در کاشی دوره صفوی نقوش هندسی و گیاهی هر کدام به صورت مجزا و ساده به کار رفته بودند، ولی در دوره قاجار، استفاده تلفیقی از نقوش گیاهی و هندسی با جزییات فراوان مشاهده شد. همچنین مشخص شد که با توجه به تاثیر هنر غرب بر هنر قاجار، نقوش آن از حالت روحانی خارج شده است و استفاده از نقوش طبیعت گرا مانند نقوش انسانی، جانوری، گل ها و میوه ها تحت تاثیر هنر غربی در هنر کاشی کاری معماری ایران به وجود آمدند. همچنین قرآن مجید منبع الهام هنرمندان و طراحان آثار دوران اسلامی بوده است. نتیجه گیری: مروری بر دو نمونه موردی مطالعه شده، مسجد- مدرسه چهارباغ و آستان شاه عبدالعظیم (ع) نشان دهنده آن است که آیات قرآن مجید را می توان منشا ایده پردازی هنرمند در درک آثار دوره صفویه و قاجار دانست.
۲۱۰۹۱.

گونه شناسی فرم و نقش قاب های نهفته در تزئینات گچ بری قرن هشتم هجری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۳ تعداد دانلود : ۳۶۵
تزئینات گچ بری در قرن هشتم هجری، یکی از شاخص ترین تزئینات معماری این عصر به شمار می روند که سبب شده تا دوره ایلخانی، به عصر گچ نیز شهرت یابد. این گچ بری ها در اکثر قسمت های بناهایی با کاربری های مختلف اعم از؛ نمای خارجی، لچکی و طاق نمای محراب، سطوح دیوارها و حاشیه ها به اجرا درآمده و به گونه ای باشکوه به لحاظ طرح ها و تکنیک های ساخت، اجرا شده اند. با نگاهی موشکافانه درمی یابیم که این گچ بری ها، دارای ویژگی های بصری متعددی بوده که می توانند مبین ویژگی های سبکی تزئینات گچ بری در دوره مذکور باشند. این پژوهش، با هدف معرفی و بررسی انواع قاب ها یا فرم های نواری شکل در لابه لای تزئینات گیاهی و کتیبه ها در گچ بری های قرن هشتم هجری آغاز شد تا به بررسی ساختار کلی و تزئینات موجود بر این فرم قاب مانند بپردازد. لذا، مهم ترین پرسش این پژوهش این است که انواع قاب های نهفته در تزئینات گچ بری بناهای قرن هشتم هجری کدام بوده و این قاب ها از حیث تنوع فرم/شکل و تزئینات، چه ویژگی هایی دارند؟ گردآوری اطلاعات، با استناد به مطالعات میدانی گسترده (عکاسی- طرح خطی تصاویر) و منابع مکتوب انجام شده است که روشی تاریخی- توصیفی و رویکردی تطبیقی دارند. نتایج حاصله، که از بررسی 11 بنای متعلق یا منسوب به قرن هشتم هجری از 5 استان کشور به دست آمده، حاکی از آن هستند که یک فرم دالبُری نواری شکل و قاب مانند، در لابه لای تزئینات پُرکار و پیچیده گیاهی پنهان شده که حضور مستمر و متنوع آن سبب شده تا بتوان آن را به عنوان یکی از ویژگی های سبک شناختی تزئینات گچ بری در قرن هشتم هجری قلمداد کرد. این فرم که به اشکال محرابی، مُداخل، قاب قابی، دالبُری با چین و شکن ها و زوایای گِرد یا تیز طراحی شده است، علاوه بر آنکه به تقسیم بندی کادری (حاشیه، طاق نما و ...) که در آن قرار گرفته کمک نموده، گاه به صورت ساده و فاقد تزئین و عمدتاً با استفاده از کتیبه های کوفی تکرارشونده ای، حاوی عبارت/ شعار «الملک لله» تزئین شده که جلوه بصری منحصری را ایجاد نموده است.
۲۱۰۹۲.

مطالعه تطبیقی رابطه متن و تصویر در نگاره صحنه به دار آویختن ضحاک در شاهنامه بایسنقری، ابراهیم سلطان و طهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۰ تعداد دانلود : ۹۱۸
شاهنامه ی بایسنقری، ابراهیم سلطان و طهماسبی از مهم ترین نسخه های مصور شاهنامه می باشند که هر یک با اصول کیفی هنری و ذوق زیباشناختی زمانه خلق شده است. یکی از صحنه های مشترک که در این سه نسخه مصور شده است، صحنه ی به دار آویختن ضحاک ماردوش است. این پژوهش با هدف تطبیق رابطه ی متن و تصویر و واکاوی وجوه افتراق و اشتراک نگاره ی به دار آویختن ضحاک در سه نسخه ی مصورشده به شیوه ی توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تطبیقی در پی پاسخ به این سؤالات است. الف: نگارگران از چه روش ها و کیفیاتی برای وفاداری متن و تصویر در مصورسازی نگاره ی به دارآویختن ضحاک در سه شاهنامه بهره گرفته اند؟ ب: نگاره ی به دارآویختن ضحاک در سه نسخه ی بایسنقری، ابراهیم سلطان و طهماسبی دارای چه وجوه اشتراک و افتراقی است؟ داده های این پژوهش از طریق منابع کتابخانه ای و مشاهده ی آثار جمع آوری شده است. نتایج گویای آن است که، ثنویت انگاری ایرانیان باستان، بنیان نظری خلق نگاره هاست، اما نحوه ی انعکاس آن در نسخه ها متفاوت است. ساختار اثر، ویژگی عناصر به کاررفته و کیفیت های تصویری این نگاره در شاهنامه ی طهماسبی بر پایبندی بیشتر آن به متن اصلی دلالت دارد. از وجوه اشتراک سه نگاره، وفاداری بر اصول هنری زمانه و از وجوه افتراق بارز، به صحنه پردازی، ترکیب بندی و تعداد عناصر می توان اشاره کرد.
۲۱۰۹۳.

سنجش مؤلفه های معمارانه بلندمرتبه سازی با تأکید بر هنر معماری ایران، نمونه موردی شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۰ تعداد دانلود : ۵۱۰
امروزه خانه به عنوان یکی از اساسی ترین نیاز های زیستی و به عنوان نماینده تعبیر و تفسیر انسان از جهان اسلام اهمیت ویژه ای را در برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جوامع دارد. تهیه و تأمین خانه برای کلیه افراد جامعه و به ویژه خانه مناسب از این نظر که فراهم کننده آسایش و رفاه انسان هاست، نقش بسیار مهمی را در زندگی افراد جامعه دارد و حتی می تواند به عنوان یکی از معیارهای سنجش رفاه اجتماعی در یک جامعه به حساب آید. به دنبال رشد فزاینده جمعیت شهری ناشی از افزایش جمعیت و مهاجرت های روستایی در دهه های اخیر در ایران چهره مسکن و معماری  ایرانی-اسلامی تغییر یافت. در شرایط محدودیت منابع زمین و عدم امکان تصاحب سطح و رشد افقی شهر ها مسکن این بار به جای گسترش در سطح، در ارتفاع ساخته شد که نمود آن با عنوان "بلندمرتبه" خوانده می شود. توسعه این پدیده بدون برنامه ریزی صحیح و عدم توجه به مسائلی از جمله بافت فرهنگی-اسلامی در فضای تعاملی سکونت گاهی منجر به بروز رفتار هایی از ساکنین می گردد که مخل و از بین برنده فرهنگ سکونتی است. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر مؤلفه های بلندمرتبه بر فرهنگ سکونتی در مجموعه های مسکونی شهر شیراز به عنوان یکی از شهر هایی با معماری اسلامی است. نوع پژوهش اسنادی-تحلیلی پیمایشی است. در این راستا پس از استخراج مؤلفه های فوق در قالب روش دلفی و سنجش در مجموعه های مسکونی شهر شیراز، در راستای بهبود مؤلفه های بلندمرتبه با تأکید بر هنر معماری ایرانی و افزایش تأثیر آنها بر فرهنگ سکونتی راهکار های راهبردی و اجرایی ارائه گردیده است.
۲۱۰۹۴.

بازخوانی قالی تصویری هوشنگ شاهی با روش اسطوره شناسی تطبیقی کنش گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۴۳۱
قالی های تصویری، از جمله مهم ترین دستاوردهای هنر طراحی و بافت قالی در دوره قاجار محسوب می شوند و یک مجموعه نسبتاً پرتعداد از این قالی ها، مجموعه قالی های هوشنگ شاهی است که در آن دوره، به بستری برای تصویرگری شاه زمانه در قالب هوشنگ شاه بدل شده بود. این بازنمایی در طول دوره قاجار در فرش های تصویری، در ابعاد وسیع (به لحاظ تعداد و پراکندگی جغرافیایی) تکرار شد. شکل گیری یک باره این آثار در دوره قاجار و حجم و تنوع آنها، این پژوهش را بدان رهنمون شد که به چرایی و چگونگی بازنمایی شاه زمانه تحت عنوان هوشنگ شاه در دوره مذکور بپردازد. از این رو، پژوهش پیش رو با مد نظر قرار دادن این قالی ها و انتخاب یک نمونه از این مجموعه، در پی یافتن پاسخ به این سؤالات است که چرا بافنده دوره قاجار، در طراحی این قالی ها، دو شخصیت از دو پارادایم کاملاً متفاوت را به صورت هم ارز در نظر می گیرد؟ در پس این این همانی، چه علتی نهفته است؟ مقاله حاضر با شیوه ای تطبیقی، به تجزیه وتحلیل اطلاعات گردآوری شده از منابع کتابخانه ای پرداخته و با مطالعه یک نمونه از قالی های هوشنگ شاهی با روش اسطوره شناسی تطبیقی کنشگری ژرژ دومزیل، به بررسی تأثیرات فرهنگی دوره قاجار بر شکل گیری این قالی ها توجه کرده است. یافته های پژوهش در این مقاله، نشان دهنده آن است که در دوره قاجار با رجعتی که به گفتمان باستان گرایی وجود داشته، هنرمندان طراح (بافنده) این قالی ها سعی کرده تا با بازسازی طرح نظام طبقاتی حاکم در زمان هوشنگ شاه و برقراری مناسبات هدفمند میان اعضای این طبقات، سعادت جامعه را در گرو پیوستگی نظام مند این طبقات معرفی کنند. در این روایت و متعاقباً در این قالی ها، پیوستگی مذکور، در گرو وجود حاکمی است که خود در همه زمینه ها سرآمد باشد تا بتواند همه ارکان جامعه را به هم وصل کرده و یک کل یکپارچه را به وجود بیاورد.
۲۱۰۹۵.

A Critique of Modern Shohada Square Based on the Principels of Islamic Iranian Urbanism(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۰ تعداد دانلود : ۲۴۶
Squares as urban spaces are the arena for people formed by physical proportions and variety of functions such as religious, commercial, cultural, etc. Shohada square as a focal point in Mashhad , is one of the main arteries of access to Holly shrine of Imam رضا and makes access to utilities and major axes . According to the former urban pattern and its position in the traditional context of surrounding neighborhoods, access to the Holy shrine plays the memorial and historical role, that presents a very important position of the square. This paper clearly states that Esfahan school characteristics such as unity, diversity and balance, are an appropriate pattern for design and evaluation of urban spaces that can be used for reconstruction of old squares on historical context. The results showed that this pattern does not comply fully with Shohada square and modern architecture is visible in it. Also, serious damage has struck to the identity of the Shohada square by physical transformation with absolutely modern pattern after neglect of strong position of relation between رضوی shrine and Shohada square and religious traditional context and history. Egregious physical duality of new
۲۱۰۹۶.

بازخوانی ربع قرن تجربه منظر فرهنگی در اسناد مرکز میراث جهانی یونسکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۰ تعداد دانلود : ۳۸۳
علیرغم گذشت بیش از یک قرن از نخستین کاربرد اصطلاح «منظر فرهنگی»، با تدوین دستورالعمل نحوه ورود مناظر فرهنگی به لیست میراث جهانی در شانزدهمین جلسه مرکز میراث جهانی یونسکو در سال 1992، این عبارت در اسناد بین المللی جایگاهی ویژه یافت. بررسی تاثیر متقابل انسان و طبیعت در گذر زمان به منظور تقویت و محافظت از آنها و باز شناخت تنوع مناظر فرهنگی، اقدامی موثر در ثبت این آثار ارزشمند می باشد. مرکز میراث جهانی یونسکو نخستین و مهم ترین نهاد بین المللی حفاظت از منظرهای فرهنگی می باشد. لذا هدف این مقاله تبیین تجربیات منظر فرهنگی در بازه زمانی 1992-2017 در اسناد مرکز مذکور است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی با روش مطالعه کتابخانه ای می باشد. این مقاله ضمن بررسی مفهوم منظر فرهنگی و معیارهای آن در مدارک منتشر شده مرکز میراث جهانی، به واکاوی نشست های برگزار شده و سیر تحول مفهوم مذکور و بررسی تنوع تاثیرات متقابل انسان و محیط می پردازد. تغییر معیارهای ثبت مناظر فرهنگی، تدوین دسته بندی مناظر و بررسی نشست های تخصصی به صورت موضوعی و موضعی از یافته های این پژوهش می باشد. به عنوان مثال در بخش نشست های موضعی، مناظر فرهنگی قاره های مختلف کنکاش شده یا در بخش موضوعی، منظر فرهنگی آبراهه ها، جاده ها، کوه ها، بیابان ها، تاکستان ها، تراسهای برنج مورد توجه قرار گرفته اند. بررسی آثار ثبت شده در 6 منطقه تعریف شده بیانگر عدم تناسب ثبت آثار بوده و منطقه اروپا حدود 50 درصد آثار را به خود اختصاص داده است.
۲۱۰۹۷.

گونه شناسی پارچه های طراز دوره فاطمیون مصر بر مبنای مؤلفه های قالب اصلی، نقوش و ترکیب بندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۰ تعداد دانلود : ۴۱۷
فاطمیان شیعی مذهب توانستند، برای نخستین بار در جهان اسالم مصر را مستقل کرده و هنرهای بسیاری را شکوفا و پرورش دهند و قاهره را به مرکز عمده تمدن و هنر اسالمی مبدل سازند. پارچه طراز از شاخصترین نمونههای نساجی و زاده و محصول تفکر اسالمی، در این دوران به وفور تولید میشد و در امور سلطنتی نقشی بسیار مهم ایفا میکرد و بارزترین منسوج اسالمی به لحاظ سیاسی، اجتماعی و جذابیت هنری بشمار میرفت. طرازها، با توجه به عناصر شکلی، ازگونههای متعددی تشکیل شدهاند؛ لذا مهمترین مسئله این پژوهش، شناخت فرم و ساختار این منسوج وگونهشناسی آن بر مبنای فرم است. به منظور دستیابی به پاسخ این مسئله، بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی با رویکرد گونهشناسی مدنظر قرارگرفت وتعدادپانزده قطعه از طرازهای فاطمی بهعنوان نمونه و بهصورت هدفمند ازموزههای متروپولیتین و ویکتوریا آلبرت مورد مطالعه واقع شد. ازجمله نتایج تحقیق میتوان به: شناسایی الگوها و قالب اصلی طرح و نقش و گونهشناسی براساس فرم و دستهبندی نمونههای براساس، نوشتار خط کوفی و نقوش اشاره کرد. طبقهبندی مؤلفهها نیز، این نکته را نمایان ساخت که اغلب طرازهای فاطمی، با نوشتار خط کوفی در ردیف نوارهای افقی باریک و پهن و با تنوع اندک نقوش جانوری و گیاهی در شبکهبندی و کادرهای هندسی در ردیفهای افقی، طراحی و بافت شدهاند؛ بنا بر نوع استفاده از پارچه برای مصارف گوناگون )حکم سلطنتی، ردا یا لباس شاهی و هدیه( نوع تزئین و بافت طراز متفاوت بودهاست.
۲۱۰۹۸.

میکرومورفولوژی محوطه نوسنگی مهتاج، دشت بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۰ تعداد دانلود : ۴۷۶
یکی از پرسش های اساسی در مورد محوطه های دوره نوسنگی فلات ایران کاربری آن ها ازنظر میزان یکجانشینی و یا کوچ روی است که تشخیص آن می تواند میزان تحرک انسان را در چشم انداز طبیعی در آن دوره مشخص نماید. در همین راستا و نیز باهدف بررسی نقش عوامل انسانی و طبیعی در شکل گیری نهشته های به جای مانده در تپه مهتاج (اواخر هزاره هشتم تا اوایل هزاره هفتم قبل از میلاد)، مطالعه میکرو مورفولوژی انجام شده است. بر این اساس مراحل مختلف رسوب گذاری مرتبط با فازهای استقراری شناسایی شده است که با کف سازی، اندود گل اخرا، تعدد پرشدگی ها، ذرات فراوان زغال و استخوان، مواد دفعی و مواد آلی و کانی نظیر فسفات همراه بوده است. در این تحقیق علاوه بر کف های استقراری مربوط به فازهای اصلی استقراری، آثار دو کف زیستی دیگر که حاکی از استقرار موقت بوده، دیده شده است. ازجمله یافته های مهم دیگر در مقاطع، وجود عارضه دفعی مربوط به نشخوارکنندگان متوسط الجثه در تحتانی ترین مرحله استقراری است؛ که می تواند نشان دهنده استفاده از محوطه در نیمه دوم هزاره هشتم ق.م، توسط کوچ نشینان و دام پروران اولیه باشد. مطالعه ژئوشیمیایی نیز نشان می دهد که شرایط قلیایی رسوبات محوطه، در ماندگاری عارضه دفعی مذکور نقش مهمی داشته است. از دیگر نتایج به دست آمده در این مطالعه شواهد وجود آشفتگی زیستی ناشی از فعالیت جانداران خاکزی در بین لایه ها و نیز بروز برخی پدیده های فیزیکی ناشی از تغییرات دما، مانند ترک های گلی ایجادشده در اثر گرما و پیچ و تاب خوردگی های جریانی و وجود گر هک های اکسید آهن به صورت پراکنده است که همگی نشان دهنده استفاده کوتاه مدت و فصلی از محوطه در طی فصول خنک و مرطوب تر سال است. این نتیجه با شرایط جغرافیایی و اقلیمی امروزی دشت بهبهان و نیز دیگر شواهد باستان شناسی محوطه از قبیل حجم کم نهشته ها و تراکم پایین یافته های آن مطابقت دارد.
۲۱۰۹۹.

احوال و آثار محمد علی بیک نقاشباشی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۰ تعداد دانلود : ۲۶۸
محور اصلی این مقاله بر این نکته استوار است که محمد علی بیک، نقاشباشی شاه طهماسب دوم و نادرشاه علاوه بر اینکه از بازماندگان علی قلی بیک جبادار، نقاش فرنگی ساز دوره شاه عباس دوم، بلکه پدر محمد باقر، نقاش نامدار دوره زندیه و اوایل قاجاریه هم هست. نکته دیگر این مقاله اثبات این فرضیه است که محمدباقر هم پدر محمد حسن اصفهانی، نقاش زیرلاکی دوره قاجار است. سومین نکته که در این مقاله تائید شده اینست که محمدحسن اصفهانی هم طبق سند قباله ای که در دست است برادر نجفعلی یا آقا نجف، نقاشباشی دوره قاجار، و یا به سخن دیگر، فرزند دیگر محمدباقر و یا نواده محمد علی بیک نقاشباشی است. نگارنده برای اثبات این نکات به منابع مکتوب و مصور به ویژه به رقم های نقاشان یادشده مراجعه نمود و با استناد به رقم های آمده در آثار محمدباقر و نیز اطلاعات آمده در تذکره آتشکده آذر بیگدلی درباره محمدعلی نقاشباشی و محمدباقر در دو مرقع نقاشی کاخ گلستان تهران و نیز اشارات دیگر این ارتباط را هر چه بیشتر تقویت کرد. آنچه در این مقاله درخور اعتناست تداوم هنر نقاشی در خانواده علی قلی بیک جبادار در چندین نسل متوالی است که سه تن از آنها یعنی خود علی قلی بیک جبادار و محمد علی بیک و نجفعلی یا آقا نجف به منصب نقاشباشی دست یافته اند.
۲۱۱۰۰.

مفهوم بدن در پرفورمنس آرت بر اساس نظریات ژیل دلوز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۴۷۶
بدن یکی از مولفه های اساسی اثر در پرفورمنس آرت است. بدن در اندیشه دلوز مفهومی گسترده داشته و بدن شهری و اجتماعی را نیز شامل می شود. در این مقاله با استفاده از نظریات ژیل دلوز درباره بدن بدون اندام، به تحلیل ۶ اثر شناخته شده پرفورمنس آرت پرداخته شد تا رویکرد آنها به بدن و رابطه آن با اجتماع مورد تحلیل قرار بگیرند. هنرمند در پرفورمنس آرت چه رویکردی به بدن برای بیان مسائل اجتماعی دارد؟ سوال اصلی تحقیق است. روش پژوهش حاضر که پژوهشی کیفی محسوب می شود؛ توصیفی- تحلیلی بوده و در آن از روش نمونه گیری نظری استفاده شده است. روش گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای است. نتایج تحقیق نشان داد که: ۱- در این شاخه هنری هدف، دعوت مخاطب به بازاندیشی در باره مفهوم بدن به معنای جسمانی یا اجتماعی و بازاندیشی در خود و مسائل اجتماعی در راستای ساختن بدنی بدون اندام است. 2- هنرمند گاهی با قرار دادن بدن خود در آستانه حداکثری یا حداقلی و گاهی با تلاش برای ساختن بدن بدون اندامی از ب

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان