سفال یکی از شاخص های مهم پیشرفت تمدن های گذشته بشری محسوب می شود که ساختاری غیر فلزی و غیر آلی داشته، سخت و غیرقابل احتراق بوده و اکسید نمی شود. آثار سفالی بسته به ساختار آن ها، شرایط نگهداری، طرز استفاده و مکانی که از آن به دست آمده اند دچار آسیب هایی شده اند که میزان این آسیب ها با توجه به عوامل به وجود آورنده آن ها متفاوت می باشد. در نتیجه این آسیب ها این آثار نیاز به حفظ و مرمت دارند. مواد گوناگونی جهت حفظ و مرمت آثار سفالی به کار برده می شود، اما بایستی این نکته را در نظر داشت که در جریان هرگونه عملیات حفاظتی و مرمتی، مواد مورد استفاده و روش های مرمتی در چهارچوب اصول و مبانی نظری مرمت باشند.
تاریخ مرمتِ میراث فرهنگی در ایران از نظر سُنتی و علمی به غیر از معدود نوشته هایی پراکنده، تقریباً هیچ گاه به صورت جدی مورد بررسی قرار نگرفته است، در همین راستا از تاریخچه ی مرمت اشیاء موزه ای نیز اطلاعات چندانی در دست نیست. به نحوی که به صورت مشخص مراکز، کارگاه ها و مرمتگران گذشته ی موزه ها شناسایی نشده و مرمتگران میراث فرهنگی همیشه در کنار ارزش ها و جذابیت های آثار تاریخی آن گونه که باید مورد توجه قرار نگرفته اند. از جمله نخستین مرمتگران کمتر شناخته شده ایران محسن پیرامون است که در این مقاله به بررسی مختصری اززندگی و با توجه به منابع موجود و مصاحبه ای از سال 1347 از وی پرداخته شده است.
سلسله مراتب قلمروهای اجتماعی در کالبد شهر و عناصر معماری تجلی می یابد. در فرآیند طراحی معماری و طراحی شهری شناسائی، ارزیابی و الگوپردازی از این قلمروها در ایجاد محیط پایدار اجتماعی اهمیت دارد. در این مقاله سلسله مراتب قلمرویی و تفاوت ارزش فضایی آن در ساختار محلات و معماری واحدهای مسکونی سنتی ایران مطالعه شد. در این مطالعه دو محله فهادان و تل در بافت تاریخی یزد و پنج خانه سنتی جهت مطالعه انتخاب شد. و از دو روش پدیدارشناسی و چیدمان فضا استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که الگوهای هندسی و موضع شناسی فضا در شناسایی سلسله مراتب قلمرویی مؤثر است. همچنین چگونگی تأثیر فضای عمومی و خصوصی بر همگرایی و یا واگرایی افراد در فضاهای شهری و خانه شناسایی شد. اهمیت آستانه ها به عنوان عناصر مؤثر عبور از یک قلمرو به قلمروی دیگر نیز مشخص گردید. مطالعه چیدمان فضائی، سلسله مراتب قلمروها را با دقت زیادی بصورت گرافیکی و ریاضی تحلیل نمود و ترتیب ارتباط فضاها با یکدیگر که بر منطق اجتماعی منطبق است، نیز با این روش شناسایی گردید. در این مقاله استنتاج شده که به منظور حفظ و خلق سلسله مراتب قلمرویی مطالعه ریخت شناسی استخوانبندی شهرها و محلات و عناصر معماری در فرآیند طراحی شهری و معماری الزامی است.
بررسی و مقایسه ی چگونگی بازتاب مضمون ی مشترک نزد هنرمندان ی از دو فرهنگ و پ ی شینه متفاوت ، درونما ی ه مقاله حاضر را تشک یل م ی دهد. دو اثر ی که با مضمون مشترک وسوس ه در ا ینجا مورد بررس ی قرار گرفته اند ؛ به ترتیب وسوسه ی آنتون ی قد یس اثر ه یرونیموس بوش نقاش فلاندر ی اواخر قرن پانزده م یلادی و کمال الد ین بهزاد نقاش نامدار ا یرانی اواخر قرن نهم و اوا یل قرن دهم هجر ی م ی باشند. این مقاله به بررس ی و کنکاش در نوع نگاه و رو یکرد ا ین دو هنرمند به مضمون وسوس ه و تلاش آنان برا ی ب یان و روا یت تصو یری آن م ی پردازد و قصد دارد تا از ا ین رهگذر تفاوت ها و اشتراکات فرهنگ ی و هنر ی م یان هنرمند فلاندر ی و نگارگر ا یرانی را مورد نقد و تحل ی ل قرار دهد.