در سال های اخیر، اینترنت بر تمامی بخش های صنعت گردشگری تأثیر شگرفی بر جای گذاشته تا جایی که گردشگری مجازی به مهم ترین و اساسی ترین مؤلفه صنعت گردشگری تبدیل شده است. امکانات فضای مجازی که روز به روز در حال افزایش است به ما این امکان را می دهد تا تصویر دیجیتال، فیلم های ویدئویی و گرافیک های زیبایی از جاذبه های اکوتوریسم، فولکوریک، فرهنگی و کلیه خدمات گردشگری را در اختیار کاربران قرار دهیم، اما متأسفانه در این زمینه آنچنان بایسته و شایسته کار نشده است. هدف اصلی این مقاله بررسی ضرورت ها و نیازهای گردشگری مجازی شهر تهران است. در این راستا با استفاده از روش اسنادی، ابعاد نظری موضوع مورد مطالعه قرار گرفت و با تلفیق یافته های بخش نظری، نظر کارشناسان و تجارب سایر کشورها سؤالاتی طراحی و برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آمار توصیفی استفاده شد. نتایج نهایی تحقیق نشان داد که از نظر شهروندان تهرانی ارایه خدمات گردشگری به صورت مجازی و فراهم کردن زیرساخت ها و امکانات، امری بسیار ضروری تلقی می شود و لازم است مسئولان امر به ویژه شهرداری تهران به آن توجه ویژه ای مبذول کنند.
در آثار برجای مانده و بدست آمده از دوران کهن، تصاویر و نقوش اجرام آسمانی، انسان، حیوان، گیاه و سنگ جلب نظر می کند، که با بررسی این نقوش رابطه تنگاتنگ و نامریی و مفاهیمی فراتر از شکل ظاهری آنها به دست می آید. تمام آثار و شواهد، بیانگر این مسئله می باشند که نقش های کهن در بین اقوام و ملل مختلف بیشتر ریشه در فرهنگ، مذهب و باورهای قومی مردمان دارد. برای شناخت این نشانه ها باید آثار برجای مانده و یافته شده از دوران گذشته مورد پژوهش و بررسی قرار گیرند.
تعلق خاطر انسان به طبیعت، اگرچه در بعضی شرایط، متغیر و گاه کم رنگ می شود، اما همواره توأم با معنویت، و جلوه های بیان آن نیز پر رمز و راز است. در بسیاری از فرهنگ ها، انسان و طبیعت به مثابه یک کلیت اند و شناخت نحوه تعامل انسان با محیط طبیعی نیز بر همین اساس است. نتیجه این نوع ارتباط، همواره زمینه ساز صناعت و خلق بسیاری از هنرها و نیز موجب شکل گیری الگوی باغ ایرانی (پردیس)، به ویژه باغ های متأثر از ارزش های اسلامی در منظر فرهنگی ایران شده است.
این مقاله بر آن است که به بررسی جلوه های هم افزایی عناصر باغ و بازشناسی برخی رموز پوشیده در «کلیت باغ ایرانی» بپردازد. باغ ایرانی جوشیده از ارزش های فرهنگیـ محیطی است تا در محیط های مختلف، مقیاس ها و اشکال گوناگون، پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی انسانی در برقراری ارتباط با طبیعت باشد. حال مسئله اینست که رمز و راز ماندگاری الگوی باغ سازی ایرانی چیست و چگونه توانسته است در اقلیم ها و محیط های متنوع، سازگار و کاربردی شود؟
مطالعات موجود نشان می دهد که صناعت گران و سازندگان باغ های ایرانی، به باورها و اعتقادات دینی، زبان اشاره و رمز، به ویژه دانش ضمنی محیطی موجود تکیه کرده و عناصر طبیعی مورد نیاز را با درنظر داشتن ویژگی های مشترک آنها به طور هماهنگ به کار بسته اند. نتیجه نهایی این همگرایی، کلیت پر راز و رمزی است که ضمن لحاظ بسیاری از واقعیت های زندگی و معیشت، به زیبایی موجب تجلی لایه های عمیق طبیعت گرایی در ایران و بسیاری از مناطق جهان است.
یکی از آموزه های مهم، نقش درختان همیشه سبز و رمز «همیشه سرسبزی» در باورهای مردم و «کلیت باغ ایرانی» است. تجلی این کلیت، نوعی زبان رمزی برای بیان و توسعه الگویی طبیعت گرا در حوزة معماری منظر است.
گرگویل ها، مجسمه های قرار گرفته در بخش بیرونی کلیساهای قرون وسطی بوده که دارای اهداف تزئینی و کاربردی هستند، موجودات افسانه ای که بر اساس کاربردشان در معماری، به عنوان آبراه استفاده شده و نیز به لحاظ ظاهر هراس آورشان، دارای مفاهیم شر و اهریمنی بوده و به همین د لیل در بیرون از کلیساها قرار گرفته اند. این هیولاها در اعتقادات مسیحی قرون یازدهم و دوازدهم میلادی تاثیر بسزایی گذاشته اند. گرگویل ها به لحاظ ترکیب ساختار بدنشان دارای انواع گوناگونی می باشند.
این شیوه و اسلوب کاربرد عناصر معماری با هیبت و شمایل موجودات افسانه ای و واقعی نیز قرن ها پیش از خلق گرگویل های قرون وسطائی، در هنر معماری هخامنشی در کاخ شوش و به ویژه تخت جمشید به کار گرفته شده بود.
در تخت جمشید، سرستون های به شکل حیوانی و موجودات افسانه ای به صورت پشت به پشت قرار گرفته اند. این شیوه مرسوم ستون سازی هخامنشی بود که به معماران اجازه می داد که از فضای پشت (کمر) حیوانات برای قرارگیری تیر های حامل سقف استفاده کنند. همین امر باعث می شد که سرستون های تخت جمشید نیز همانند گرگویل های کلیساهای گوتیک، علاوه بر حالت تزئینی و نمادین، به عنوان یکی از عناصر مهم معماری کاربرد داشته باشند. بنابر این، سرستون های تخت جمشید و گرگویل های کلیساهای گوتیک از برخی جهات، به لحاظ عملکرد ومفاهیم نمادین، دارای اشتراکات و افتراقاتی می باشند.
در این مقاله با استفاده از کتب، تجزیه و تحلیل داده ها، تصاویر و اطلاعات جانبی و سایت های اینترنتی، سعی خواهد شد که علاوه بر آشنائی با گرگویل ها، ساختار و مفاهیم اسرارآمیز آنها، به علل و آثار استفاده از آنها در زمینه های گوناگون پرداخته و مقایسه ای هم با سرستون های تخت جمشید( به شکل حیوانات تخیلی و واقعی) و کاربرد این دو شیوه در معماری به عمل آید.
گرگویل ها از لحاظ ترکیب ساختار بدنشان شامل سه گونه انسانی، حیوانی و ترکیبی هستند. گرگویل های ترکیبی را نیز می توان به چهار گروه تقسیم بندی نمود:
1- ""انسان- گیاه""
2- ""انسان- گیاه- حیوان""
3- ""انسان- حیوان""
4- ""حیوان-حیوان""
موجودات ترکیبی سرستون های تخت جمشید را نیز می توان با دو گروه مشخص نمود:
1-ترکیبات ""حیوان-حیوان""، مانند گریفین
2-ترکیبات ""انسان-حیوان""، مانند لاماسو
فرهنگ، هنر و ادبیات غنی و گستردة فارسی، منبع اقتباس ارزشمندی برای فیلم های پویانمایی (انیمشین) است. بررسی 30 فیلم پویانمایی ایرانی نشان داد که اقتباس اندیشمندانه از متن و محتوای اثر ادبی، در برخی از این فیلم ها، نوعی تحول ایجاد کرد. شکل گیری کتابْ فیلم در بخش سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در سال 1368 نیز دلیلی بر نیاز مبرم پویانمایی ایران به انواع قصه و روایت ادبی بود. این پژوهش شیوه های مختلف اقتباس ادبی در پویانمایی ایران را نقد و بررسی می کند و مواردی را نشان می دهد که اقتباس مناسب و آگاهانه از فرهنگ و هنر ایران، بنیان فیلم پویانمایی با هویت ایرانی را پی ریزی کرده است
امنحوتپ چهارم (=آخناتون)، یکی از نامورترین فراعنه ی مصر، سراینده ی سرود بر جای مانده در کتیبه ها از سده ی چهاردهم پیش از میلاد در ستایش خورشید یا خدای خورشید بوده است. سنگ نبشته ی برجای مانده از او، کهن ترین سنگ نبشته ای است که برای نخستین بار ندای توحید سر داده است. مهر یشت اوستا دومین یشت بزرگ اوستاست که یادگار هزاره ی پیش از میلاد در ستایش خورشید، مهر و یا خدای خورشید است. این مقاله پس از معرفی زندگی آخناتون، به مقایسه ی درونمایه ی نزدیک این دو سرود می پردازد. این مقایسه به این برآورد می رسد که خدای آتون ازلی، خالق و مدبر و نسبتا توحیدی یا وحدت وجودی است، در حالی که ایزد مهر هرچند خورشید نیست و با آنکه در کار آفرینشگری نیست، اما ناظر جهان و حامی و پشیبان راستکرداران است.
مجموعه ظفرنامه تیموری موجود در کاخ-موزه گلستان، یکی از شاهکارهای ادبی و هنری ایران دوره اسلامی است، که نسخه اصل آن را شرفالدین علی یزدی شاعر و مورخ سده نهم هجری قمری به دستور ابراهیم سلطان در تاریخ 828 هجری قمری کتابت کرده و نسخه موجود در کاخ-موزه گلستان به دستور سلطان حسین بایقرا در تاریخ 935 هجری قمری مصور شده است. این مجموعه شامل 24 نگاره منسوب به کارگاه هنرپروری کمالالدین بهزاد هراتی، سرآمد نگارگران دوران تیموری و صفوی است.نگارگری ایرانی در دوران پرفراز و نشیب خود همواره اصول زیباییشناسی و مبانی خاص خود را داشته است که به نظر میرسد نگارگران این اصول را آگاهانه در نگاره های خود بهکار میبستهاند. حال سؤال این است که آیا اصول و مبانی زیباشناسانه غربی نیز با نگاره های ایرانی (از نظر نوع عناصر و چگونکی بهکارگیری آنها) قابل تطبیق است یا خیر؟ یکی از این اصول، تضادهای هفتگانه رنگی است که بهمنظور بهوجود آمدن ترکیببندیهای منسجم، ایجاد فضاهای پرنشاط و روابط مستحکم فرم و رنگ با موضوع اثر به کار گرفته میشود. در مقاله پی ش رو، با روش تحلیلی (تجزیه و تحلیل رنگی و بررسی نوع ، میزان و چگونگی کاربرد رنگ در آنها ) کاربرد تضادهای هفتگانه رنگی (ب راساس آموزه ها و نظریات یوهانس ایتن) در دو نگاره از این مجموعه به اثبات میرسد.
توجه به بستر معماری و داده های طرح از ابزار مولد اولیه معماران در فرایند طراحی هستند و رویکرد اصلی طراحی را تعریف می کنند؛ این رویکرد، به تجلی گسترده گزینه های طراحی منجر شده است و در نهایت ارزیابی موفق تر از راه حل ها و طراحی های کامل تری را به دنبال دارد. در حال حاضر، بی توجهی به بستر در بسیاری از طراحی ها در آموزش معماری در دانشگاه های امروز رایج است. این مقاله به مطالعه تأثیر توجه به بستر و زمینه طرح در طرح های معماری پرداخته است، به این ترتیب که تحقیق های دانشجویی چهار طرح معماری- معماری ۲ الی ۵- در دو نیمسال تحصیلی 1388 1389 در دانشگاه سوره مطالعه شده اند؛ با استخراج معیارهایی از اصول طراحی معماری در جامعه آماری شاهد و آزمون، آزمایش شده است. وجه تمایز دو گروه طراحی در مدلی ساخته شده از بستر طرح بود که در اختیار گروه آزمون به منظور مطابقت طرح با زمینه قرار گرفت و در نهایت ارزشیابی طرح های دو گروه بر اساس میانگین نمراتی بود که آنان طی ۹ آزمون -که ۹ معیار طراحی بودند- کسب کردند. ارزشیابی نهایی طراحی های دو گروه نشان داد که جامعه آزمون با توجه به میانگین بالاتر نمراتشان، طرح های موفق تری را در هر چهار موضوع طراحی نسبت به گروه شاهد ارائه کردند.
یکی از بحث های مهم کنونی حوزه طراحی شهری موضوع گونه شناسی فضاهای عمومی در شهر است. فضاهای عمومی در طراحی و برنامه ریزی شهری تحت عناوینی همچون «عرصه عمومی»، «فضای شهری»، «مکان عمومی» و ... مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. عرصه عمومی به نوعی یک قلمرو همگانی است که عموم مردم یک شهر حق حضور در آن را دارند. علیرغم این تعریف ساده در تبیین گونه شناختی عرصه های همگانی رویکرد واحدی وجود ندارد. تنوع رویکرد، بسیاری از کارشناسان را در سنجش وضعیت محیطی مکان های یاد شده سردرگم می کنند. این گفتار درصدد یادآوری این مطلب است که می توان با وجود تفاوت دیدگاه ها به شیوه سنجش و تحلیل یکپارچه ای دست یافت. لذا در این مقاله سعی می گردد تا با بررسی دیدگاه ها، تفکرات و نظریات صاحب نظران در حوزه شهرسازی به روش توصیفی-تحلیلی به تنوع برداشت ها از مفهوم عرصه عمومی، قلمرو عمومی-خصوصی، و فضاهای عمومی شهری اشاره گردد. در این راستا به بررسی و تحلیل محتوا و کارکرد فضاهای شهری و در نهایت، نوعی گونه شناسی فضاهای عمومی شهری پرداخته می شود. این برداشت از شیوه های گونه شناسی در مطالعات موردی محله ازگل تهران بازنمون می گردد.
طراحی فراگیر پارادایمی جدید در عرصه طراحی به حساب می آید که در جوامع پیشرفته، برای ایجاد شرایط استفاده برابر شهروندان و در استراتژی های تولیدکنندگان بزرگ محصول، مورد توجه است. این مطالعه به تشریح خاستگاه های تفکر طراحی فراگیر، می پردازد. همبستگی دو حوزه طراحی ارگونومیک و طراحی فراگیر در حل مسائل شهری، دلیل ارائه همزمان دو بحث و جهت پیاده سازی ثمربخش تر نتایج بوده است. پیچیدگی کیوسک بلیط فروشی شهری، به عنوان یک ایستگاه کاری با شرایط محیطی بغرنج و همچنین یک عنصر شهری با سطح بالایی از تعاملات، امکان طرح بسیاری مسائل را از این منظر فراهم آورد. در این مقاله ضمن شرح نقطه نظرات و اصول طراحی فراگیر، بررسی و ارائه راه حل هایی جهت دستیابی به پاسخ مطلوب با رعایت بالاترین سطح پارامترهای انسانی در طراحی کیوسک بلیط فروشی شرکت واحد اصفهان، انجام شد.
Admiration for environment in general needs to be profoundly rooted in an understanding of History. Urban history is unique not only in the fact that it reflects climate but also in that it cuts across many different fields. In most schools of urban studies many aspects of science and technology are taught with relation to design in order to attain skills for practice. During a student’s later career they may not lead to a respect for environment, and do not lead in particular, to an understanding of energy issues and climatic impacts on urban form. The aim of this paper is to stimulate the environment consciousness of urban history instructors as well as researchers. It demonstrates similarity in spatial aspects of settlements differing in cultures and tradition but similar in environment.The examples range from ancient to present day urban configurations.