ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۲۶۱ تا ۱۰٬۲۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۱۰۲۶۱.

جایگاه امروالا و مصادیق آن در حیطه عکاسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۵۰۶
احساس والا، همان احساس برتر ناشناخته ای است که دست یابی به آن نقش ارزنده ای در انسان سازی دارد و انسان را بیش از پیش با یقین حقیقی اش آشنا می نماید. این احساس توأم با پرورش ایده های اخلاقی نیرومندتر و قوی تر تحقق می یابد و رابطه ای مستقیم با هویت اصیل انسانی برقرار می سازد و حتی برای لحظاتی وی را وادار می کند، به فکر فرو رفته و در انسان بودن خویش تأمل نماید. امر والا، اندیشه ای است که از اواخر سده هفدهم، آغاز شد. "ادموندبرک "، "ایمانوئل کانت " و در عصر جدید "ژان فرانسوا لیوتار "، از جمله مهم ترین فلاسفه و نظریه پردازانی بودند که به این اندیشه در حوزه زیبایی شناسی پرداختند. این اندیشه بر تمام چیزهایی که تجارب هیبت انگیز را برای آدمی فراهم می آورد، مبتنی می باشد، از جمله اقیانوس بی کران، پرتگاهی عمیق و غیره. حتی لفظی با شکوه مثلاً در شعر حماسی یا عملی انسانی و اندیشه ای متعالی و نادر که قابل ستایش و تحسین باشد و شگفتی آدمی را برانگیزد نیز در حوزه این اندیشه گنجانده می شود. امر والا، نه فقط در حوزه زیبایی شناسی، بلکه در خاستگاه آثار هنرمندان جایگاه خود را پیدا کرد، لذا در هنر عکاسی، عکاسان نیز به دنبال ایجاد احساس والا در سطح دو بعدی عکس بودند. این تحقیق توصیف امر والا از نظر تاریخی و هنری و تطبیق دیدگاه و نظریات فلاسفه با مفاهیم عکاسی و نیز شناخت، به احساس و اندیشه عکاسان برای خلق عکس هایی است که بیینده را فراتر از تصور درگیر خود می کند. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است و منابع آن کتابخانه ای است.
۱۰۲۶۲.

رشد شهرگرایی و احساس تعلق محله ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۲۸۳
پژوهش حاضر تاثیر رشد شهرگرایی بر احساس تعلق محله ای را بررسی می کند و در این راستا مفهوم شهرگرایی با تاکید بر نظریه لوئیس ورث و نظریه های مکتب شیکاگو و مفهوم احساس تعلق محله ای با استفاده از نظریه های حس تعلق به اجتماع محله ای مک میلان و چاویس، هویت مکان رلف و رائولز و نظریه سیستمیک کاساردا و جانویتز مورد مطالعه قرار گرفته اند. احساس تعلق محله ای به عنوان متغیر وابسته شامل ابعاد عینی، ذهنی، شناختی و احساسی می باشد. جامعه مورد مطالعه این پژوهش از میان مناطق 22 گانه شهر تهران، مناطق 2، 13 و 20 می باشد که چهار محله از هر منطقه به صورت تصادفی انتخاب شدند. روش مورد استفاده پیمایش است که با استفاده از تکنیک پرسش نامه، داده ها در سطح جمعیت آماری 391 نفر که در رده سنی 20 سال به بالا تعریف شده اند، به دست آمده است. در نهایت اطلاعات گردآوری شده با استفاده از تحلیل ضرایب همبستگی، آزمون آنالیز واریانس و تحلیل رگرسیون چند متغیره مورد بررسی قرارگرفته است.برخی از مهمترین نتایج بدست آمده از همبستگی میان متغیرها حاکی از آن است که بین سبک زندگی شهری، گرایش به روابط گسترده در شهر و دلبستگی به مکان شهری با احساس تعلق محله ای همبستگی منفی و معنادار، وجود دارد. بعلاوه نتایج نشان می دهد بین طول مدت اقامت، نوع مالکیت منزل مسکونی با احساس تعلق محله ای همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. ضمنا رابطه معناداری میان متغیرهای زمینه ای سن و میزان درآمد افراد مورد مطالعه با احساس تعلق آنان به محل زندگی شان به دست آمده است.
۱۰۲۶۳.

Investigating the interactions of Islamic teachings affecting Airport Design(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۲۵
Introduction Designed according to the principles of the Iranian Islamic architecture in the world do not have many samples. Western culture influenced modern architecture and has little respect to the culture and customs of Iranians. Be careful in places design like airports is very important in a place that a large number of passengers every day. This research is a descriptive study and information gathering tool has been library tool and Tried to influence elements of Islamic-Iranian architecture in the design of an airport. In today's world in which the technology speaks first prior to everything, the shortage of time and the need for speeding works is clear for everyone. It must be accepted that the need for a high speed in transportation category can be important and discussible more than anything. Regarding the airplane as the fastest vehicle in today's world leads us to the space for accessing the airplane, i.e. the airport. irport terminals are buildings, which were considered as main arrivals and departures gates of the cities. And its main users are temporary and the building serves them as a pathway. This space is a perfect platform for the creation of a permanent mental and memorable space at the beginning of an entrance to a city or a country. In addition to the important issue of the performance in airport designing, paying attention to the combination between space, form, structure and light in this building plays an important role in designing. Regarding the optimum consumption of the energy and strategies for the sake of reducing greenhouse gases and supplying the complex energy by itself and regarding the modern technology, it is necessary to definitely equip an advanced airport complex to smart materials. Therefore, regarding the mentioned items, an architect can provide convenience for passengers with proper designing and easily guide them to their objectives. Airports are a collection of different plants and equipment has been made to provide facilities for handling and air transport. As maritime transport requires port, the airport can also be likened to the air port that is required for air transportation. In places such as airports, that all passengers must be attend at least an hour early, and in many cases different reasons caused delays for passengers, it is essential to reduce psychological pressure work with a variety of solutions(Factors and solutions to improve). In an airport environment, many factors can be taken into account that can be suitable environment, away from stress and mental tension designed. In an airport environment, many factors can be considered with the help of those factors; it can be suitable environment away from stress and mental tension designed. Passengers expect a comfortable and charming terminal facilities and the behavior be effective, acceptable and done without wasting time. For this reason, the design of passenger terminal must be functional and beautiful architecture. Iranian architecture has architectural features that in compare with other countries has particular value: features such as proportional design, accurate calculations, the correct form of coverage, compliance with technical and scientific issues in the building, high balconies, tall columns and the various decorations that each of which in simplicity represents the magnificent architecture of this land . Ecological, ethnic and cultural type causes of human construction are very diverse in the area of housing and other buildings in our country. Discussion and Conclusion The use of different materials, different styles, very much functions of a building that still remains in our country many old houses. It seems knowing what we have in the past and recognize the principles and standards of our traditional architecture and give them a body language, pave the way to achieve what is intended, and it is the responsibility of individual architects to refer to original sources and valuable examples. The pri
۱۰۲۶۴.

مطالعه تطبیقی نگاره های کتاب سعادت و کتاب البُلهان ابومعشر بلخی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۸۰
کتاب مطالع السعاده یا سعادتنسخه ای بسیار نفیس است که در دوران سلاطین ترک عثمانی نوشته و تصویرسازی شده است. این اثر به سفارش سلطان مراد سوم تهیه شده است. این کتاب شامل توضیحات و توصیفاتی از دوازده علایم صورفلکی به همراه مینیاتورها و نقاشی های بسیار عالی است. کتاب البلهان ابومعشر بلخی را می توان از سرچشمه های اصلی کتاب سعادت دانست. کتاب البلهان را برخی به کتاب عجایب ترجمه کرده اند، اما در واقع نوعی کتاب فالنامه و شامل بخش هایی همچون فال انبیا، فال مقبول و اختلاج است. در این کتاب برای کنترل تأثیر طلسم ها و مکان های سحرانگیز به انواع دیوها، اجنه، فرشتگان، پیامبران و جداول طلسمات پرداخته شده است. تصاویر کتاب سعادت در بسیاری از نگاره ها قابل تطبیق و مقایسه با کتاب البلهان ابومعشر بلخی است. هدف این مقاله، بررسی میزان تأثیرپذیری نگاره های کتاب سعادت از تصویرسازی کتاب البلهان است که با روش توصیفی- تطبیقی انجام شده است. نگاره های کتاب سعادت به لحاظ قدرت تصویرگری، طراحی، کادربندی، خلوص رنگ، رنگ پردازی و دقت در جزییات بسیار قوی تر از نمونه الگوی خود است، هر چند نگارگر در ترکیب بندی ها سعی کرده است تا به تصاویر کتاب البلهان نزدیک و وفادار بماند.   واژگان کلیدی
۱۰۲۶۵.

بررسی ارتباط تاریخی صنایع دستی و طراحی صنعتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۱ تعداد دانلود : ۲۵۱
حدود یک و نیم قرن از عزم رسمی برای نوسازی صنایع دستی ایران و حدود نیم قرن از تشکیل رسمی رشته ای با نام طراحی صنعتی در دانشگاه های ایران می گذرد و هنوز پژوهشی که به طور مستقیم به ارتباط صوری یا ساختاری این دو گستره فراگیر بپردازد، انجام نگرفته است. در این میان طراحی صنعتی در اغلب منابع معتبر پدیده ای است که با تفسیر و تغییر در متن طراحی سنتی شکل می گیرد و مرزهای خود را همواره در گسست و پیوست با صنایع دستی بازتعریف می کند. با عنایت به این واقعیت، هدف این پژوهش مقدماتی بررسی چند و چون پیوند تاریخی طراحی صنعتی با صنایع دستی در ایران است و برای این منظور با تکیه بر روش توصیفی، تحلیلی و استقرایی در پی پاسخگویی به این پرسش بنیادی است که طراحی صنعتی و صنایع دستیِ ایران در کدام نقطه تاریخی با هم ارتباط پیدا می کنند؟ یافته های این پژوهش حاکی از آن است که در کشور نیمه صنعتی ما، به رغم قرائت های مختلفی دال بر تعامل، تداوم و تمایز دو حوزه یاد شده، جز در فضای دانشگاهی، تقریبا ارتباط خاصی بین آن ها شکل نگرفته و در این بین طراحی صنعتی متن گشوده و در حال تکوین و تقریری است که هنوز رابطه خود را با صنایع سنتی به وضوح تعریف نکرده است.
۱۰۲۶۶.

بررسی تطبیقی نگاره هایی از کهن ترین شاهنامه ی جهان با شاهنامه های مکتب شیراز اینجو (725 -758ه.ق)"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۳۰۶
یکی از کهن ترین شاهنامه های مصور ایران، که برای بسیاری از پژوهشگران ناشناخته است، شاهنامه ی « کاما» یا «دستور» است که به نظر می رسد متعلق به اوایل قرن هفتم ه.ق باشد. این نسخه ی مصور دارای جنبه های ساختاریِ بسیار اصیلی است که تاکنون بدان و تأثیرات زیبایی شناختی آن بر سایر نُسخ ادوار بعد پرداخته نشده است. هدف اصلی این جستار تحلیل هندسه ی مبنایی و بررسی تأثیرات زیبایی شناختی این شاهنامه بر شاهنامه های مکتب شیراز اینجوست. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که شاهنامه ی مذکور به لحاظ عناصر تصویری و هندسه ی مبنایی چه تأثیراتی بر نگاره های اصیل مکتب اینجو گذارد؟ روش این تحقیق توصیفی و تحلیلی- تطبیقی، مبتنی بر اولین مرحله از رویکرد اروین پانوفسکی، که توصیفی پیشا شمایل نگارانه است، با تکیه بر منابع کتابخانه ای و اینترنت می باشد. تحقیقات این پژوهش اشکار می سازد نگارگر شاهنامه ی کاما از نسبت رادیکال 2 که نسبتی است متعلق به دوران کهن -پیش از نسبت طلایی که مصریان باستان به کار می بردند_ حدّاکثر بهره برداری را نموده است. این نسبت در شاهنامه های اینجو تداوم می یابد. نتایج حاصل از تطبیق نگاره های دو مکتب سلجوقی و اینجو آشکار می سازد که به جز هندسه ی مبنایی، بسیاری از عناصر تصویری شاهنامه های اینجو نظیر رنگ های ناب، فضاسازیِ کتیبه وار و فشردگی عناصر بصری در کادر افقی و طراحی پویا، از نگاره های شاهنامه ی کاما، تأثیرات بسیاری پذیرفته است.
۱۰۲۶۷.

بررسی جایگاه الگوی چهارصفه در سازمان فضایی معماری مسکونی ناحیه گرم و خشک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۴۶۹
از چهارصفه به عنوان کهن ترین الگوی معماری مسکونی در ایران، زیاد نام برده شده است. این الگوی ساختمانی صرف نظر از مباحث اقلیمی و سازه ای، از دیدگاه معناگرایی نیز از دوره باستان حایز اهمیت بوده و در نقوش و طرح های مختلف تکرار شده است. در معماری ایران، این الگو از بیانی خالص در آرایش فضایی نمونه های اولیه به فضایی جزء در نمونه های تکامل یافته تر تبدیل می گردد و به این ترتیب الگوهای متنوع فضایی در خانه ها و کوشک ها را شامل می شود. این مقاله با هدف تبیین اهمیت و گستردگی کاربرد الگوی چهارصفه در معماری مسکونی ایران تدوین شده است و بر این اساس پس از کنکاشی پیرامون بروز این الگو در تهرنگ های معماری مسکونی، به مزیت هایی رجوع می کند که برخی از آن ها نقش اساسی در تداوم الگوی چهارصفه و توسعه آن به عنوان یک جزء فضا داشته اند. این مزایا عبارتند از خلق یک ریز اقلیم مطبوع در منطقه خشک صحرایی، فضایی گشاده در مساحت کوچک میانسرا، الگویی هندسی که پیاده سازی اهداف سازه ای را بسیار ساده می کند و همچنین کارکردهای متنوعی که می توان در فضای مرکزی چهارصفه به آن پرداخت. این تحقیق به روشی توصیفی و تحلیلی بر اساس مطالعات میدانی و کتابخانه ای، پس از مرور و نمایش تهرنگ های چهارصفه در معماری مسکونی، رد پای آن را در فضاهای متنوعی مانند حوضخانه، تالار و برخی دیگر از فضاها پیدا کرده و الگوهای متنوع چهارصفه را در تهرنگ های فرضی و با مقیاس های مختلف ارایه می کند. شهرهای بشرویه و طبس در خراسان، نمونه های خالص تر و جامع تری از کهن الگوی چهارصفه را در خود دارد که عبارت است از خانه هایی درونگرا همراه با یک حیاط مرکزی کوچک و چهار ایوان در پیرامون آن؛ در حالی که خانه های زواره، دارای الگویی پایه با فضای مرکزی سرپوشیده است که برای توسعه و تکامل در خانه های بزرگ و ظهور در حوضخانه آماده شده است. در خانه های حیاط دار فلات مرکزی ایران، الگوی چهارصفه در حیاط ناپدید می شود و در فضاهای جزء پدیدار می شود، حوضخانه شکل اصلی بیان الگوی چهارصفه در این خانه هاست.
۱۰۲۶۸.

بررسی میزان رضایت مردم آسیب دیده شهر بروات از بازسازی پس از زلزله سال 1382 بم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۲۹۱
زلزله بم و بروات یکی از مخرب ترین زلزله های ایران محسوب می شود که تلفات سنگینی به جای گذاشته است. اگرچه پس از جنگ شهرهایی چون خرمشهر و آبادان بازسازی شدند ولیکن این بازسازی به عنوان اولین بازسازی شهری ناشی از سوانح طبیعی (زلزله) محسوب می شد که ابهامات و سؤالات فراوانی پیرامون بازسازی منطقه آسیب دیده پیش روی مسئولین قرار می داد. از این رو عملکرد مدیریت بازسازی در فرایند تأمین مسکن آسیب دیدگان، تا حدود زیادی متفاوت تر از سوانح پیشین بوده است. همین امر باعث شده است تا لزوم تجزیه و تحلیل عملکرد مدیران بازسازی بم پس از زلزله بم مورد تأکید قرار گیرد و نقاط قوت و ضعف برنامه بازسازی، از طریق سنجش رضایت آسیب دیدگان، تجزیه و تحلیل شود. پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر میزان رضایت آسیب دیدگان شهر بروات از عملکرد مدیران در بازسازی می پردازد. در این مقاله پس از ارائه چارچوب نظری تحقیق، شاخص هایی که می تواند به عنوان معیاری برای ارزیابی رضایت آسیب دیدگان در نظر گرفته شود (بر اساس تجارب بازسازی های گذشته)، استخراج شده است و فرضیات تحقیق بر مبنای آن بنا نهاده شده است. با بررسی میزان و نحوه عملکرد مدیران بر شاخص های مذکور، میزان رضایت آسیب دیدگان سنجیده شده است. بدین منظور با استفاده از مطالعات میدانی، همبستگی بین شاخص ها و رضایت از عملکرد مدیران بازسازی مورد بررسی قرارگرفته که در نهایت، همبستگی بالایی در اکثر شاخص ها حاصل شده است. معنا دار بودن هر یک از فرضیات تحقیق، مورد آزمون قرار گرفته و در نهایت مشخص شد که تقریباً رضایت قابل قبولی (از مدیران بازسازی) در فرایند بازسازی بروات وجود دارد و مدیریت بازسازی با وجود تمام مشکلات و کمبودها توانسته رضایت (نسبتاً خوب) بازماندگان را کسب نماید.
۱۰۲۶۹.

تبیین تأثیرات پارادایم بر تغییرات فرم در معماری معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۷ تعداد دانلود : ۲۷۴
آنچه امروزه موردنقد بسیار قرارگرفته جایگاه فرم در معماری که ناشی از تکثر آراء می باشد  است. جایگاه فرم در معماری طی تاریخ تعاریف مختلفی را  به خود اختصاص داده که بازتابی از دیدگاه غالب فلسفی در هر دوره می باشد. آنچه در این بحث به آن پرداخته می شود بررسی روند جریانات فکری معاصری است که بر فرم معماری تأثیرگذار بوده و در هر زمان  در قالبی خاص تبلوریافته و تلاش می شود با استفاده از روش تحلیل محتوای متن پارادایم های حاکم بر معماری پس از انقلاب صنعتی در اروپا مورد تحلیل قرار گیرد و سپس تأثیرات آن بر فرم معماری با توجه به مبانی نظری حاکم بر آن موردنقد قرار گیرد .نتایج گویای آن هست که جهان بینی به عنوان بالاترین لایه به صورت مستقیم و غیرمستقیم موجب تغییر در سطوح پایین تر گردیده و فرم معماری همواره نمودی از این تأثیرات هست.
۱۰۲۷۰.

Green Open Space Housing Public Company Panakkukang Makassar Indonesia(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۹ تعداد دانلود : ۱۹۵
This study is a field research that aims to determine the extent of green open spaces that serve as neighborhood parks in Housing Public Company Panakkukang, which consists of three areas: Toddopuli, Tidung, and Tamalate. Population in this study, is the third of the areas. The selected sample is Tamalate, arguing that the area is in the middle and is central to the whole Housing Public Company Panakkukang. Data collection tool used is the Global Positioning System. Data analysis techniques, qualitative analysis that compares the comparison theory / standard SNI 03-1733-2004. Standard Housing in Urban Environmental Planning with the reality on the field. Based on the results and discussion, it is known that the area of green open space in the area of Housing Public Company Panakkukang Makassar city in general is not in accordance with the provisions of the extent of green open space required in SNI 03-1733-2004.
۱۰۲۷۱.

پرسش از زبان معماری در امتداد زبان هستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۰ تعداد دانلود : ۲۸۸
دانشوران کوشیده اند بر اساس نحله های مختلف زبانشناسی و تعمیم آنها در حوزه معماری، به بیان سرشت زبانی معماری بپردازند. دیدگاه های مختلف متاثر از فلسفه یا حکمت، تلقی های مختلفی از زبان ارایه نموده است و از این رو تبیین های متنوعی از معماری به مثابه زبان اندیشیده شده است. در تمامی جستجوهایی که انجام شده است، زبان معماری وابسته به ریشه های تفکر در نوع جهان بینی یک گفتمان خاص سنجیده شده است. نوشتار حاضر تلاش کرده است زبان معماری را در اتصال به ریشه هایی از هستی مورد مطالعه قرار دهد. به بیان دیگر، به زبان معماری به مثابه زبانی در امتداد زبان هستی در قالب تحقیقی در مدخل موضوع بیندیشد. روش تحقیق به صورت ترکیبی از استدلال منطقی و توصیفی-تحلیلی می باشد. در نتیجه تحقیق؛می توان گفت زبانی برای معماری وجود دارد که خاصیت خود را مرهون شناخت انسانها از هستی است. تکیه بر فهم هستی و شیوه های بودن در هستی چارچوبی برای فهم آن می گشاید. از اصول مترتب بر زبان معماری، اصل ظهور، تشابه، تفرد، تفاهم، تحول و توصل است. از استعدادهای این زبان، استعداد معناداری، روایت حیات انسان، متبلور ساختن توصیفات، ایجاد مامن، استعداد ایجاد پذیرش، ایجاد لطافت، خویشاوندسازی، استعداد منحصر به فرد بودن بیان می شوند.از وجوه آن تقرب به فهم استعدادهای مصالح، تقرب به قاعده های رشد، دوری از اتلاف و حرکت در جهت قدر شناسی مصالح، تقرب به فهم تناسبات طبیعی، توجه به کهن الگوها، توجه به شیوه های زیستن، تاکید بر رویش نو از نهاد کهنه قابل بیان هستند. قواعد همنشینی اجزای ساختن به صورت سازگار با هستی، مصلحت اندیشی در استخدام مصالح، دقت در شناخت اصالت های زندگی و رفتار انسان و توجه به نیت های برپایی بناها از منازل قدم گذاشتن در این عرصه است. امروزه موانعی برای پذیرش و باور به استقرار زبان معماری در امتداد زبان هستی وجود دارد که عبارتند از: تغییر نوع نگاه به انسان، جایگزینی حل مساله به جای کشف راز، اصالت یافتن زمان قراردادی به جای زمان حقیقی، کسب منفعت به جای اعطای محبت، جایگزینی کمیت به جای کیفیت که می بایست در مورد آنها تامل جدی شود.
۱۰۲۷۲.

ارایه الگوی مفهومی انسجام بخشی شبکه فضاهای شهری و به کارگیری آن در منطقه 6 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۲ تعداد دانلود : ۲۰۲۲
مطالعه مفهوم فضای شهری به عنوان یک عنصر ساختاری در شهرها، در حال توسعه و گسترش است. فضاهای عمومی را می توان عنصری مهم در نظر گرفت که توانایی افزایش نظم شهری، خلق و حفظ مرکزیت محلی قوی، ارتقاءکیفی محیط زیستی برتر و افزایش حس شهروندی را در اختیار دارند. از طرفی، انسجام شهری همواره از اساسی ترین کیفیت های ساختاری و از اصول و مفاهیم محوری در شهرها بوده است. شبکه منسجم فضاهای شهری ساختار یکپارچه سازمان فضایی یک شهر را نشان م یدهد که در آن نه تنها پیوند و اتصال فرم و عملکرد فضاها مد نظر است، بلکه معنا نیز جایگاه خود را در کل یک سیستم پیچیده شهری پیدا می کند. از این رو فرایند های برنامه ریزی، طراحی و ساخت فضاهای شهری را باید مورد توجه قرار داد تا بتوانند در یافتن راه حل های مفید برای حل مسایل ساختاری در الگوی شهری مثل فقدان انسجام در شهرها که شامل تجزیة مکانی در آنها می شود کمک کننده و مفید باشند. در این راستا هدف پژوهش، شک لدهی الگوی مفهومی از شبکه منسجم فضاهای شهری در فرآیند تصمیم سازی است. چنین شبکه ای به علت ایجاد انسجام و تقویت ساختار شهر، رشد و ترقی حیات اقتصادی-اجتماعی و شکوفایی شهر را در پی خواهد داشت. لذا پژوهش حاضر در پی کشف مؤلفه های تاثیرگذار بر شبکه فضاهای منسجم شهری از یکسو و ارایه الگوی مفهومی در شک لدهی آن از سوی دیگر است. پژوهش از نوع اکتشافی-تبیینی بوده و در فرآیند تصمیم سازی آن، از مقایسه تحلیلی استفاده شده است. تحلیل محتوا و استدلال قیاسی روش اصلی در ایجاد پایه های فکری تحقیق است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که فضاهای شهری در یک منطق شبکه ای جای دارند که جهت ایجاد انسجام فضایی شاخص ههای اجتماع پذیری، کالبدی، معنا، عملکردی هر فضا با خود و سایر فضاها از طریق شاخصه های انسجام از جمله امتزاج، پیوستگی، سلسله مراتب، سازمند و ... یکپارچه می شوند.
۱۰۲۷۳.

مطالعه تطبیقی معماری و محتوای مدارس ایران از دوره سنتی تا نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳۲ تعداد دانلود : ۹۴۲
آموزش و به تبع آن فضاهای آموزشی در هر دوره ای، از نقش مهمی در رشد و بالندگی جوامع برخوردار بوده اند. مدارس شناخته شده ترین فضاهای آموزشی هستند که در طی زمان در در بخش های گوناگون از جمله معماری، دستخوش تحولات اساسی شدند. از این رو بررسی این تحولات طی دوره های مختلف از اهمیت خاصی برخوردار است. مسئله امروزی مدارس ما، عدم وجود کیفیات فضایی در معماری آنها و جایگزینی عناصر دیگر، در قیاس با مدارس سنتی است. بدین معنا که در معماری مدارس امروز، کیفیاتی که در مدارس سنتی دیده می شد، وجود ندارند و در مقابل عناصر دیگر جایگزین شدند. پژوه شهایی که تا به امروز در زمینه مدارس انجام شده، نشان م یدهد کمتر به تحولات معماری و محتوای مدارس و علت آنها، طی دوره های مختلف پرداخته شده است، لذا بررسی این تحولات و علت آنها امری ضروری است. این نوشتار بر آن است این تحولات و علت آنها را مورد مطالعه قرار دهد. هدف از این پژوهش، بررسی تحولات معماری و محتوای مدارس و ارتباط میان این دو، در دوران سنتی، انتقالی و نوین ایران، در قیاس با هم است. در این پژوهش از روش تحقیق، تطبیقی-تحلیلی استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است. جهت بررسی تطبیقی، مدرسه دودر، چهارباغ و آقابزرگ از دوره سنتی، مدرسه دارالفنون از دوره انتقالی و مدرسه مارکار از دوره نوین انتخاب شدند. سپس شاخص های مورد نظر، جهت مقایسه تعیین و بررس یها انجام گرفت. فرضیه پژوهش بر این استوار است که تحولات معماری مدارس ایران در دوره انتقالی و نوین نسبت به دوره سنتی، متأثر از محتوای آنها است اما نتایج تحقیق بر این مطلب صحه نگذاشت و فرضیه رد شد. نتایج تحقیق نشان داد تحولات معماری و الگوی مدارس ایران در دوره انتقالی و نوین نسبت به دوره سنتی، ناشی از تقلید تجردگرا به سمت معماری غرب بوده و عدم وجود کیفیات فضایی مدارس سنتی در معماری مدارس نوین در قیاس با مدارس سنتی و حذف بخش اقامتی ناشی از همین امر بوده و محتوا تأثیری بر این تغییرات نداشته است. بدین ترتیب تا میانه دوره قاجار، مدارس ایران الگوی سنتی را حفظ کرده اما از این دوره به بعد، با تأسیس دارالفنون و بهره گیری از معماری غرب، تحولی در معماری مدارس ایجاد شد. به عبارتی، ساختار جدید مدارس در دوره انتقالی و نوین، تقلیدی اروپائی با حذف بخش اقامتی )مدرسه   _ حجره( به سوی )مدرسه _ راهرو _ کلاس( است. ب هگونه ای که کیفیات فضایی مدارس سنتی حذف و عناصر دیگر جایگزین شده و مدارس نوین با معماری جدید شکل گرفتند.
۱۰۲۷۴.

تحلیلی بر چگونگی نقد و ارزیابی آثار معماری آوانگارد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰۳ تعداد دانلود : ۶۳۴
یکی از مهم ترین مسایل زمانه ما، درآویختن با شتاب مهارناپذیر زمان است؛ آثار معماری آوانگارد، که خود محصولی از تحولات سریع زمینه ها، نیازها و مقتضیات زمانی- مکانی هر دوره اند، نقطه عطفی در تحولات تاریخ معماری و انتقال سبک محسوب می شوند. تاریخ هنر و معماری معاصر، بسیاری از دگرگونی های خود را، مرهون نگاه آوانگاردیسم بوده است. بنابراین، چگونگیِ نقد و ارزیابی این آثار، نسبت به آن دسته از آثار معماری که دنباله روی قراردادهای رایج جامعه هستند موضوع حساس تر و پراهمیت تری تلقی می شود. می توان اذعان داشت که در بسیاری موارد، نقد و ارزیابی این آثار با اختلافات و چالش های زیادی همراه بوده است. بنابراین، پرسش هایی که این پژوهش با آن آغاز می شود عبارتند از : «بایسته های نقد صحیح اثر معماری آوانگارد کدامند؟» و «عنصر زمان و مکان چگونه بر نقد اثر آوانگارد مؤثر است؟». این پژوهش، ماهیتاً کاربردی، با رویکردی تفسیرگرا، به شیوه ای تحلیلی- تفسیری است؛ با استنتاج منطقی، به تحلیل و واکاوی چگونگیِ نقد و ارزیابی آثار معماری آوانگارد، مبتنی بر نظریه های «بازی های زبانی» 2، «نشانه شناسی فرهنگی»، «نشانه شناسی پساساختارگرا» و «رفتاربودن نقد» می پردازد که چهارچوب نظری پژوهش را تشکیل می دهند. سپس، به عنوان شواهد تاریخی، نمونه هایی از نقد آثار معماری آوانگارد در تاریخ معماری ارایه می شود که می تواند «شاهد» و «مؤیدی» بر درستی پاسخ به پرسش های تحقیق باشد. یافته های تحقیق، حاکی از این است که نقد و ارزیابی آثار آوانگارد، از ویژگی «نسبی»، «مقیّد به زمان» و حتی «مقیّد به مکان» برخوردار است و نتیجه ارزیابی این آثار بسیار وابسته به زمان و مکان است. به منظور داشتن نقدی منصفانه تر، وجود تناسب بین اثر معماری آوانگارد و شیوه خوانش آن امری مطلوب به نظر می رسد منتقد معماری باید بدان آگاه باشد. درنهایت نتیجه گیری می شود که اگر هدف از نقد معماری، ایجاد تغییر، و فراهم آوردن زمینه های یک حرکت رو به جلو در تاریخ معماری باشد، معیارهای از پیش تعیین شده، انتخاب چندان مناسب، کارآ و منصفانه ای برای ارزیابی یک اثر آوانگارد نیستند و بنابراین، در زمان خلق اثر آوانگارد، نتیجه ای بر نقد آن اثر، مبتنی بر رویکردهایی که قوانین و معیارهای از پیش تعیین شده دارند مانند نقد اثبات گرایانه و نقد ساختارگرایانه، مترتب نیست.
۱۰۲۷۵.

شناخت مؤلفة پارالاکس و ریشه یابی آن در فلسفة طراحی استیون هال (نمونة موردی : موزة هلسینکی، اکتشافات درون و تسراکت زمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱۸ تعداد دانلود : ۶۳۰
در پی تفکر انسان- محوری دکارتی، انسان و جهان پیش روی او به دو مستقل جدا از هم تقسیم شدند که با برجستگی فاز بصری محیط های امروزی، این جدایی بیشتر شد. پدیدارشناسان بسیاری از جمله هایدگر و هوسرل در پی زدودن این فاصله بودند، در این راستا موریس مرلوپونتی با مطرح کردن ادراک تنانه، حضور تن را شرط ابتدایی رسیدن فضا به منصة ظهور معرفی کرد که هال نیز در راستای تأثیرگیری از وی و ترجمة پدیدارشناسی مرلوپونتی در معماری، مفهوم پارالاکس (پارالاکس از لحاظ لغوی به معنای حالتی است که در نتیجة تغییر زاویة دید و موقعیت نگاه به ابژه ایجاد شده و فضا را در نتیجة تغییر زاویة بیننده تعریف می کند، این امر زمانی اتفاق می افتد که محورهای حرکتی بعد افقی را ترک کنند) را مطرح می کند و ادراک فضایی را در گرو شکستن پرسپکتیو و ایجاد حرکت در ابعاد عمودی و مورب و یا به تعبیری اضافِ بعد زمان به فضا می داند. هدف این پژوهش شناخت پارالاکس و شاخص های طراحی آن در افزایش غنای ادراک محیط است که در راستای آن پرسش اصلی تحقیق بدین صورت مطرح می شود : ارتباط بین پارالاکس و ادراک تنانه در معماری استیون هال چگونه است؟ این تحقیق با راهبرد تحقیق کیفی است و با رویکرد تفسیرگرایی، چارچوب فلسفی پدیدارشناسی و با بهره گیری از مدل تحقیق تلخیص شده از مبانی نظری، همچنین با کمک تحلیل نمونه های موردی نظیر موزة هلسینکی، اکتشافات درون و تسراکت زمان که جزء پروژه های مطرح استیون هال در زمینة توازن فضا و زمان است، سعی در شناخت پارالاکس و شاخص های طراحی آن و ارتباط آن با ادراک تنانه دارد. حرکت های عمودی و مایل در فضا با شکستن سطوح افقی یکنواخت و ایجاد سیّالیت ادراک با توالی و ترکیب دیدهای متنوع فضایی و اضافه کردن بعد زمان در فضا از شاخص های به دست آمده تحت ایده پارالاکس در فضای معماری، هستند. مؤلفة پارالاکس زمینة ادراک تنانه را فراهم می آورد.
۱۰۲۷۶.

آپارتمان نشینی در شهرهای ایرانی-اسلامی و مشکلات اجتماعی و فرهنگی ناشی از آن؛ نمونه مورد مطالعه: مسکن مهر بروجرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۵۰
افزایش سریع جمعیت شهر ها و گسترش شهرنشینی طی ده های اخیر و افزایش تقاضا برای مسکن مردم را به سوی زندگی آپارتمان نشینی سوق داده است، این پدیده موجب بروزمشکلات فراوانی نظیرتضعیف سنت های فرهنگی و از هم گسیختگی پیوند های اجتماعی در خانواده ها گردیده است . هدف این مقاله درک مشکلات فرهنگی و اجتماعی زندگی آپارتمان نشینی و ارائه راهکارهایی برای کاهش این معظلات در آپارتمان های مسکن مهر بروجرد می باشد. روش تحقیق در این مقاله بر اساس هدف از نوع کاربردی که بر پایه مطالعات میدانی و کتابخانه ای استوار می باشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که این نوع از سکونت با فرهنگ و نگرش جامعه ایرانی-اسلامی مغایرت داشته و محیط های آپارتمانی را به فضایی تنش زا تبدیل کرده است لیکن آنچه نیاز به توجه جدی دارد آموزش چگونگی برقراری تعادل متوازن میان فرهنگ سنتی و فرهنگ آپارتمان نشینی به موازات توسعه فنی در این گونه سازه هاست.
۱۰۲۷۷.

جلوه گری و هویدایی آموزه های شیعی در معماری مقابر دوره قاجار آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۱ تعداد دانلود : ۶۹۱
در شکل گیری معماری هر دوره از ادوار تاریخی ایران، علاوه بر عواملی همچون وضعیت جغرافیایی، اقلیم، فرهنگ، آموزه ها و احکام دینی نیز به نوبه خود در سبک ها و ویژگی های آن تأثیری مستقیم دارد. این تأثیرات در بناهای مذهبی، خصوصاً در معماری بناهای آرامگاهی خود را بیشتر نشان می دهد و باید گفت که دو مقوله مذهب و معماری با یکدیگر ارتباط کامل دارند و آن ها را می توان امری جدایی ناپذیر از یکدیگر به شمار آورد. پژوهش حاضر که مبتنی بر مطالعات کتابخانه های و بررسی های میدانی است، به منظور تبیین و شناسایی میزان تأثیر آموزه ها و احکام شیعی در معماری و هنرهای وابسته به آن در مقابر مربوط به اهل تشیع دوره قاجار آذربایجان غربی انجام شده و در این راستا در صدد بررسی میزان تأثیر آموزه های مذهب تشیع در ویژگی های معماری و تزئینات بناهای آرامگاهی آذربایجان غربی و ارتباط بین آموزه ها و احکام شیعی و هنر و معماری مقابر آذربایجان غربی بود. نتایج نشان داد که شیعیان به بناهای آرامگاهی خصوصاً امام زادگان به مثابه مساجد می نگرند و حضور این دسته از بناها را در معماری اسلامی با توجه به نوع آموزه ها و احکام خود، امری بدیهی می پندارند. به طور کلی مذهب شیعه، مهم ترین تأثیرات را در کمّیت و کیّفیت معماری و تزئینات بناهای آرامگاهی دارد و همان طور که در بررسی مقابر شیعی آذربایجان غربی مشخص شده، این آموزه ها به طور آشکاری در احداث این دسته از بناها و تداوم حیات آن ها در طی ادوار؛ همچنین در حضور عناصر و مشخصه های معماری مقابر منطقه از جمله کاربرد مناره ها، استفاده از ضریح و منبر درون مقبره، به کارگیری شعائر مذهبی و کتیبه هایی با مضامین شیعی، اوج استفاده از تزئینات مفصل کاشیکاری، آیینه کاری و گچبری و حتی در وسعت این بناها نیز تأثیرات خود را نشان می دهد.
۱۰۲۷۸.

تحلیلی بر نقش تخلفات ساختمانی در ناکامی طرح های توسعه شهری کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۱ تعداد دانلود : ۱۹۷۳
محدودیت های ساخت و ساز شهری در قالب ضوابط و مقررات با هدف کنترل توسعة کالبدی شهر، محصول طرح ها و اسناد توسعه شهر محسوب می شوند. در واقع مقررات و ضوابط ساخت و ساز در کلانشهری همچون تهران، ابزار اجرای طرح های توسعه شهری بوده و فرآیند توسعه در پروژه های شهری کوتاه مدت و برنامة بلندمدت توسعه از طریق این قوانین و ضوابط هدایت می شود. لذا نحوة اجرای این ضوابط و مقررات عامل تعیین کننده ای در تحقق اهداف و چشم اندازهای طرح های توسعة شهری است. کمیت و کیفیت ضوابط ساخت و ساز در شهر تهران از نخستین طرح جامع مصوب 1349 تا طرح راهبردی- ساختاری 1386 به موازات تحول رویکردهای عمومی توسعه شهری و سیاست های خاص توسعه در شهر تهران، تغییر یافته است. همچنین ضرورت به روز رسانی ضوابط و مقررات ساخت و ساز شهری با توجه به عدم اجرای کامل یا پایین بودن قابلیت اجرایی بسیاری از ضوابط و مقررات طرح های پیشین مطرح می شود. بخش عمده ای از چالش عدم اجرای این ضوابط را می توان در قالب ناهنجاری تخلفات ساختمانی مطالعه کرد. این پژوهش از طریق روش توصیفی- تحلیلی با هدف بررسی چالش های اجرای ضوابط و مقررات توسعه شهری در کلانشهر تهران، به ارزیابی و تحلیل چگونگی اجرای این ضوابط و وضعیت تخلفات ساختمانی پرداخته است. از این رو چهار بازه زمانی : از زمان اجرای ضوابط طرح جامع اول تهران تا خودکفایی مالی شهرداری، از زمان اجرای سیاست فروش تراکم تا اصلاح ضوابط شهر تهران، از اجرای اصلاحیه ضوابط برنامه ریزی شهر تهران تا ابلاغ ضوابط طرح تفصیلی یکپارچه شهر تهران و پس از آن مورد ارزیابی قرار گرفته است. همچنین، دلایل بروز تخلفات ساختمانی و تبعات آنها در ناکارآمدی طرح های توسعه شهری مورد تحلیل واقع شده است و نتایج حاکی از آنست که عوامل نظیر زمینه کالبدی و محدودیت ها و گرایش های طبیعی توسعه شهری، بستر اجتماعی و اقتصادی شهر، نواقص ضوابط و مقررات ساخت و ساز و سیستم مدیریت شهری ناکارآمد را می توان از مهم ترین علل بروز تخلفات ساختمانی در کلانشهر تهران برشمرد.
۱۰۲۷۹.

تدوین آداب همنشینیِ معمارانه با بناهای تاریخیِ مقدس در ایران مطابق روش «استدلال بر مبنای نمونه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۴ تعداد دانلود : ۸۳۱
همواره در پژوهش های حوزه معماری و شهرسازی از «نمونه های مورد مطالعه» نام برده می شود و به فراخور موضوع تحقیق، نمونه هایی مورد ارزیابی قرار می گیرند. اما غالباً نقش این «نمونه ها» در روند پژوهش و نحوه استخراج داده های مفید از آنها، مبهم و بدون روش مشخص است. در واقع معمولاً هر محقق به گونه ای شخصی و فارغ از روش های علمی به تحلیل نمونه ها اقدام می کند. این فقدان روش مندی، از یک سو ارزش علمی پژوهش را کمرنگ می کند و از سوی دیگر امکان اعمال نظر شخصی محقق بر روند تحقیق را افزایش می دهد به گونه ای که ممکن است از یک نمونه واحد، دو محقق، دو نوع نتیجه گیری کنند. از سوی دیگر پژوهش های معماری که قصد بهره گیری از تجربیات گذشته را دارند ناچارند که به نمونه های پیشین مراجعه و جنبه های مثبت آن را برای ایده های آتی وام گیرند. بدین لحاظ، ضروری است که متناسب با موضوع تحقیق، تکنیک های مدون علمی که چهارچوبی روش مند دارند شناسایی شده و مورد استفاده واقع شوند. نوشتار حاضر، برای پاسخگویی به یک نیاز، یعنی چگونگی تدوین آداب همنشینی با بناهای تاریخی مقدس، سعی دارد روشی را پیشنهاد کند که از طریق نمونه های موجود بتوان معیارهایی برای طرح های آینده تدوین کرد. محدودیت های منابع تحقیق، قوانین و اسناد کلی نگر و غیر بومی (منشورها و توصیه نامه های بین المللی)، تعارض دیدگاه های صاحبنظران در خصوص حفاظت و ساختارهای جدید و در نهایت پیچیدگی های مطالعه بر روی آثار ارزشمند تاریخی نشأن می دهد که از میان روش های موجود ترجیح با آنهایی است که نمونه های پیشین در یک منطقه جغرافیایی را تجزیه تحلیل کرده و از خلال آنها آدابی متناسب با همان پهنه جغرافیایی و فرهنگی استخراج کرده اند. روش پیشنهادی، یعنی «استدلال بر مبنای نمونه» Case-based reasoning مطابق یک مدل ساختارمند، به محقق کمک می کند که نمونه ها را طی یک فرآیند مشخص، تحلیل کرده و خروجی هایی مورد انتظار به دست آورد. این روش برای سایر پژوهش های مشابه نیز کارایی داشته و محققان حوزه معماری و شهرسازی را از برخوردهای غیر یکسان با نمونه های موردی می رهاند.
۱۰۲۸۰.

بررسی بازنمود روان زخم فردی و جمعی ناشی از دو جنگ جهانی در هنر با نگاهی به آثار دو تن از نقاشان آلمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۷ تعداد دانلود : ۷۳۴
از سده بیستم و پس از تجربه دو جنگ جهانی و فجایع بشری دیگر، مفهوم روان زخم به مثابه پدیده ای فردی و جمعی هر چه بیشتر در محافل علمی و نیز سپهر عمومی مطرح شده است. با وجود دشواری تعیین مرزهایی روشن برای تعریف یک دسته بندی مشخص از عوامل پیدایش روان زخم فردی و جمعی، همچنان می توان با اطمینان جنگ را پدیده ای آسیب زا دانست و مفهوم روان زخم ناشی از جنگ را طرح کرد. ●   بیان مسئله و پرسش های کلیدی : این پژوهش به بازنمود روان زخم فردی و جمعی ناشی از جنگ در آثار هنری با نگاهی به نقاشی های دو هنرمند آلمانی در سال های پس از جنگ جهانی اول و دوم می پردازد. مسئله تحقیق ردیابی و مطالعه رابطه تعاملی این آثار با روان زخم فردی و جمعی در بستر شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه پساجنگ در کشور مغلوب است. در واقع این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش هاست که بازنمود روان زخم فردی ناشی از جنگ در آثار نقاشی چگونه در متن جامعه پساجنگ در تعامل با روان زخم جمعی قرار می گیرد؟ بازنمود روان زخم جمعی در آثار هنری نسل های مختلف پس از جنگ چگونه با نظریات روان کاوی فرویدی و پسافرویدی قابل تشریح است؟ ●   روش تحقیق : برای نیل به پاسخ پرسش های این تحقیق، نخست به طرح نظریات روان کاوی در باب روان زخم (و بالاخص روان زخم ناشی از جنگ) با تکیه بر آرای فروید در این زمینه پرداخته می شود. این رویکرد روان کاوانه در جریان تحلیل محتوای آثار به مثابه نقطه عزیمتی خواهد بود که ارزیابی شرایط فرهنگی و اجتماعی و نیز زندگی نامه هنرمند در نسبت با آن صورت می گیرد. بر این اساس این پژوهش نشان می دهد که آثار هنری محملی برای بازنمود خاطرات روان زخم فردی و جمعی هستند. برای شناخت بهتر جنبه های مختلف فردی و جمعی روان زخم ناشی از جنگ، دو هنرمند آلمانی از دو نسل مختلف برای مطالعه موردی انتخاب شده اند. تعلق یکی به نسلی که جنگ را تجربه کرده است و دیگری به نسلی که پیامدهای جنگ را از نسل والدین خود میراث برده است، امکان مطالعه بهتر بازنمود روان زخم به مثابه تجربه ای فردی یا جمعی را فراهم می آورد. ●   هدف از تحقیق : پژوهش حاضر می کوشد نشانه ها و ویژگی هایی را که روان کاوی برای تشخیص روان زخم تعیین کرده است، در آثار دو نقاش آلمانی پس از دو جنگ جهانی، به مثابه بازنمودی از روان زخم فردی و جمعی ناشی از جنگ بیابد و محتوای این آثار را با خوانشی روان کاوانه تشریح کند. این پژوهش امکان شناخت بهتر آثار تحلیل شده را فراهم می آورد و ضمناً الگویی برای مطالعه وجوه بازنمود روان زخم جنگ آثار مشابهی که در سایر دوره های تاریخی یا سایر جوامع پس از جنگ خلق شده اند، ارایه می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان