ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۱٬۹۵۶ مورد.
۱۴۴۱.

اثرات مصرف حاد اسیدهای آمینه شاخه دار بر شاخص های التهابی و آسیب عضلانی متعاقب یک جلسه تمرین مقاومتی شدید دردختران ورزشکارحرفه ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۹۸
هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر مصرف حاد مکمل BCAA بر برخی شاخص های التهابی و آسیب عضلانی متعاقب یک جلسه تمرین مقاومتی شدید در دختران ورزشکار بود. در این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، 20 دختر ورزشکار به صورت تصادفی در 2 گروه 10 نفری گروه تمرین مقاومتی همراه مصرف مکمل BCAA و گروه تمرین مقاومتی همراه مصرف دارونما تقسیم شدند مکمل در یک نوبت صبح و یک نوبت عصر مصرف شد یک وهله فعالیت مقاومتی شامل 10 ست هشت تکراری اسکات با 70% 1RM با استفاده از دستگاه اسمیت و استراحت 3 دقیقه بین هر ست توسط همه شرکت کنندگان انجام شد. پس از تکمیل پروتکل اسکات، شرکت کنندگان پنج ست 20 تکراری متوالی (10 تکرار پرش تقسیم وزن بدن) را با دو دقیقه استراحت بین هر ست انجام دادند. داده های به دست آمده یا استفاده از آزمون های تی وابسته و آزمون کوواریانس با آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرم افزار spss نسخه 22 تحلیل شد. نتایج مطالعه نشان داد که سطوح سرمی کراتین کیناز و میزان درد و کوفتگی عضلانی تاخیری در بلافاصله، 24 و 48 ساعت و سطوح سرمی اینترلوکین 6 بلافاصله پس از فعالیت مقاومتی شدید نسبت به حالت پایه به صورت معناداری افزایش یافته است (05/0>P). همچنین سطوح پلاسمایی کراتین کیناز و میزان درد و کوفتگی عضلانی تاخیری در 24 ساعت و میزان سطوح پلاسمایی اینترلوکین 6 پس از فعالیت مقاومتی شدید به اوج خود رسیده است و این میزان نسبت به 48 و 72 ساعت پس از فعالیت مقاومتی شدید به طور معناداری بالاتر بود (05/0>P). مطالعه حاضر نشان داد که مصرف مکمل BCAA (22/0 گرم/ کیلوگرم) قبل و بعد از تمرین هیچ اثر مفیدی در کاهش آسیب، درد عضلانی و التهاب در زنان تمرین کرده مقاومتی پس از تمرین مقاومتی اسنتریک وامانده ساز ندارد.
۱۴۴۲.

اثر 16 هفته تمرینات پیلاتس بر تراکم توده استخوانی زنان یائسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۳ تعداد دانلود : ۲۳۰
مقدمه و هدف: زنان یائسه با مشکلات بسیاری از جمله پوکی استخوان روبرو هستند. یکی از راهکارهای پیشگیری از پوکی استخوان و عوارض ناشی از آن، شرکت منظم در فعالیت های ورزشی است. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر 16 هفته تمرینات پیلاتس بر تراکم توده استخوانی زنان یائسه بود. روش شناسی: بنابراین 30 نفر از زنان یائسه به عنوان آزمودنی انتخاب شده و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و تمرین تقسیم شدند. گروه تمرین به مدت 16 هفته تمرینات پیلاتس را انجام دادند. از هر دو گروه قبل از تمرین، پس از 8 هفته و پس از 16 هفته تمرین، میزانT- score ، نواحی L1-L4  کمری و گردن استخوان ران توسط دستگاه دانسیومتری (DEXA) Stenosis اندازه گیری شد. برای بررسی داده ها از آزمون مقایسه ای اندازه گیری های مکرر با عامل بین گروهی استفاده شد. یافته ها: نتایج  نشان داد تعامل بین گروه و زمان معنادار می باشد (0.05p<). تراکم استخوانی مهره های کمری بعد از 8 هفته تمرینات پیلاتس نسبت به قبل از تمرین کاهش یافته، ولی معنادار نبود اما 16 هفته بعد از تمرین، نسبت به 8 هفته بعد از تمرین افزایش معناداری داشت (0.05p<). همچنین این تراکم پس از 16 هفته تمرین نسبت به قبل از تمرین افزایش معناداری را در تعامل با گروه کنترل نشان داد (0.05p<). در تراکم گردن استخوان ران نیز نتایج مشابهی با مهره های کمری دیده شد. بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد اجرای تمرینات پیلاتس توسط زنان یائسه، در طولانی مدت تاثیر قابل ملاحظه ای در تراکم توده استخوانی دارد. بنابراین می توان شیوه تمرینی پیلاتس را روش تمرینی مناسبی برای زنان یائسه توصیه کرد.
۱۴۴۳.

The effects of resistance training types on clinical and functional indices in older individuals with Osteosarcopenia: A Systematic Review

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۱۷۲
Purpose: In this study, we investigated the effects of resistance training types on clinical and functional indices in older individuals with Osteosarcopenia. Method: In this Systematic Review study, a systematic searching strategy was used in information databases such as Pub Med, Web of Science, Scopus, Google Scholar, Cochrane, and Ambace, all of the studies were extracted by using specific keywords such as Strength exercise, Exercise training, Resistance exercise, Resistance training, Strength training, Physical activity, Osteosarcopenia, Aging, Older adult, Elderly which were published on 7th August 2023. After all preliminary screening, surveying of complete text, and assessment of critical studies, scrutinized articles were related to inclusion criteria. Finally, 17 papers were selected for this study. Results: According to the present study, Resistance training for Osteosarcopenia older individuals has an effective result to improve Osteosarcopenia risk factors, and older patients’ performance and clinical status. However, it has to be mentioned that it needs further study in the contexts of Resistance training and Osteosarcopenia syndrome in elderly adults. Conclusion: Resistance exercise training has markedly beneficial effects on elderly patients with Osteosarcopenia which improves Sarcopenia risk factors, and older patients’ performance, clinical status and function of elderly patients.
۱۴۴۴.

بررسی روایی آزمون میدانی جدید (بتل روپ) ویژه ارزیابی توان بی هوازی اندام فوقانی کشتی گیران نخبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۳۹
مقدمه و هدف: از آنجایی که اندازه گیری توان بی هوازی نیازمند ابزار آزمایشگاهی دقیق بوده و امکان استفاده از این ابزار برای تمامی ورزشکاران وجود ندارد، آزمون های میدانی می تواند برای سنجش این قابلیت مورد کاربرد قرار گیرند؛ لذا هدف از این پژوهش بررسی روایی آزمون میدانی جدید ارزیابی توان بی هوازی (بتل روپ) کشتی گیران نخبه بود.مواد و روش ها: 42 کشتی گیر نخبه خراسان رضوی به صورت داوطلبان در این مطالعه شرکت کردند. در دو مرحله بافاصله استراحتی یک هفته ای، آزمون وینگیت بی هوازی اندام فوقانی و آزمون بتل روپ اندازه گیری شد. قبل، بلافاصله، 5 دقیقه و 10 دقیقه پس از پایان آزمون تغییرات ضربان قلب و لاکتات خون اندازه گیری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون ،ضریب همبستگی درون کلاسی، توافق بلاندآلتمن و رگرسیون خطی استفاده شد. سطح معنی داری 0.05>P < span lang="FA"> در نظر گرفته شده است.یافته ها: بین ظرفیت بی هوازی آزمون وینگیت 30 ثانیه ای اندام فوقانی و آزمون بتل روپ رابطه مثبت معنی داری وجود داشت (0.66=r؛ 0.001=P < span lang="FA">). بین توان اوج مطلق (0.97=r؛ 0.001=P < span lang="FA">) و نسبی (0.52=r؛ 0.007=P < span lang="FA">)، توان میانگین مطلق (0.44=r؛ 0.02=P < span lang="FA">) و توان حداقل مطلق (0.41=r؛ 0.03=P < span lang="FA">) توان بی هوازی در دو روش رابطه مثبت معنی داری مشاهده شد. تغییرات ضربان قلب و لاکتات خون در دقیقه 5 (0.52=r؛ 0.007=P < span lang="FA">). و 10 (0.65=r؛ 0.001=P < span lang="FA">). رابطه مثبت و معنی دار را نشان داد. ضریب توافق بین کلاسی پایایی برابر با 463/0=P بود که همبستگی متوسط را نشان داد، اما نمودار بلاندآلتمن نشان داد بین میانگین و اختلاف ظرفیت بی هوازی در هر دو روش توافق قابل قبولی وجود دارد.بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد آزمون میدانی جدیدارزیابی توان بی هوازی (بتل روپ) از اعتبار لازم برای تعیین توان بی هوازی اندام فوقانی در کشتی گیران برخوردار است؛ لذا به مربیان توصیه می گردد برای تعیین توان بی هوازی کشتی گیران می توانند به جای آزمون وینگیت از این آزمون استفاده نمایند.
۱۴۴۵.

The Impact of Gut Microbiome Modulation on Athletic Performance and Post-Exercise Recovery in Endurance Runners

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
Purpose: This study aimed to investigate the relationship between gut microbiome composition, athletic performance, and post-exercise recovery in endurance athletes following probiotic supplementation.  Method: In this randomized, double-blind, placebo-controlled study, 40 male endurance runners (age: 28.3 ± 5.2 years) were randomly assigned to either a probiotic (n=20) or placebo (n=20) group for 8 weeks. The probiotic group received a daily supplement containing a blend of Lactobacillus acidophilus, Bifidobacterium lactis, and Lactobacillus plantarum (20 billion CFU total). Fecal samples were collected before and after the intervention and analyzed using 16S rRNA gene sequencing. Athletic performance was assessed through VO2max testing and time to exhaustion. Recovery was evaluated by measuring delayed onset muscle soreness (DOMS) and creatine kinase (CK) levels. Results: The probiotic group showed a significant increase in gut microbial diversity (Shannon index: p<0.01) and relative abundance of beneficial bacteria such as Bifidobacterium and Lactobacillus (p<0.001). Significant improvements were observed in VO2max (4.7%, p<0.05) and time to exhaustion (7.2%, p<0.01) in the probiotic group compared to placebo. The probiotic group also demonstrated reduced DOMS (23%, p<0.05) and lower peak CK levels (18%, p<0.01) relative to the placebo group. Multiple regression analysis revealed that changes in Akkermansia muciniphila and Bifidobacterium abundances were significant predictors of performance improvement (R² = 0.68, p<0.001). Conclusion: This study provides evidence that gut microbiome modulation through probiotic supplementation can enhance athletic performance and accelerate post-exercise recovery in endurance runners. These findings suggest that targeted manipulation of the gut microbiome may be a novel strategy for improving sports performance and recovery.
۱۴۴۶.

پارامترهای قلبی-عروقی زنان متعاقب دو هفته تمرینات تناوبی عملکردی با شدتهای متفاوت با و بدون ماسکهای تنفسی: ارزیابی پاسخ و سازگاریها در طی پاندمی کوید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲
سازمان بهداشت جهانی پوشیدن ماسک های صورت در مکان های عمومی را توصیه می کند. برخی افراد نگران تأثیر زیانبار پوشیدن ماسک بر دستگاه قلبی-عروقی در طی انجام دادن فعالیت بدنی هستند. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر دو هفته تمرین تناوبی عملکردی با شدت های بالا (HIIT) و متوسط (MIIT) همراه با ماسک های تنفسی بر پاسخ پارامترهای قلبی-عروقی زنان در طی دویدن با شدت های بالا (HIR) و متوسط (MIR) روی نوارگردان انجام شد. تعداد 36 زن سالم (دامنه سنی 25 تا 45 سال و شاخص توده بدنی 23 کیلوگرم بر مترمربع) به طور تصادفی به شش گروه تقسیم شدند: گروه HIIT با ماسک N95، گروه HIIT با ماسک جراحی، گروه MIIT با ماسک N95، گروه MIIT   با ماسک جراحی، گروه HIIT  بدوم ماسک و گروه MIIT بدون ماسک. تمرینات HIIT و  MIIT(دو تا چهار وهله 20 تا 60 ثانیه ای با 80 تا 90 درصد و یا 60 تا 70 درصد HRmax و فواصل استراحتی 15 تا 60 ثانیه ای) سه جلسه در هفته برای دو هفته اجرا شد. پارامترهای قلبی-عروقی با دستگاه های ECG و پالس اکسیمتر ارزیابی شد. یک وهله دویدن روی نوارگردان به ویژه با شدت بالا و ماسک N95 در قبل و متعاقب دو هفته HIIT و MIIT، موجب افزایش موقت معنادار HR، SBP و بار کار روی قلب (RPP) (P < 0.05) و تغییر معنادار نکردن SPo2% در مقایسه دویدن با شدت متوسط و گروه کنترل بدون ماسک شد (P ≤ 0.05). مداخله دو هفته ای HIIT موجب افزایش معنادار زمان رسیدن به واماندگی و VO2max (P < 0.05) و کاهش غیرمعنادار پارامترهای CV استراحتی زنان در مقایسه با گروه های MIIT شد. درمجموع، اجرای دو هفته HIIT با ماسک های تنفسی موجب بهبود عملکرد شد و پوشیدن ماسک های تنفسی حین فعالیت در زنان سالم ایمن بود و فقط با تغییرات گذرا در پارامترهای CV همراه شد. 
۱۴۴۷.

بررسی تاثیر عصاره گیاهان زنجبیل، خارخاسک، جنکوبیلوبا، جین سینگ و سویا در توان هوازی ورزشکاران استقامتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶
مقدمه و هدف: گیاهان دارویی دارای تاریخچه طولانی به خصوص در مشرق زمین هستند امروزه به شکل ویژه ای مورد توجه قرار گرفته اند و مطالعات زیادی بر روی آنها به منظور تولید داروهای مختلف و جدیداً مکمل های غذایی صورت گرفته است. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر عصاره گیاهان زنجبیل، خارخاسک، جنکوبیلوبا، جین سینگ و سویا بر توان هوازی ورزشکاران استقامتی می باشد. روش بررسی: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی یک سوکور بر روی 70 نفر در طول 4 هفته انجام شد. افراد دارای سابقه طولانی مدت در ورزش بوده و به صورت تصادفی به 7 گروه 10 نفره تقسیم شدند. برای تهیه مخلوط گیاهی ابتدا 10 گرم از پودر هر گیاه در 100 میلی لیتر متانول خالص حل شده و سپس محلول به مدت 24 ساعت بر روی دستگاه هم زن قرار گرفت. پس از آن به وسیله پمپ خلاء و صافی محلول صاف شد و در فشار پایین و در دمای 45 تا 55 درجه سانتی گراد تغلیظ و عصاره خشک بدست آمده از گیاهان همراه با نشاسته به شکل قرص250 گرمی تهیه شد. عصاره گیاهان بدون اسم و با کد در بسته بندی های مشابه تهیه و در اختیار افراد در گروه ها قرار داده شد. زمان استقامت و توان هوازی (میلی لیتر بر کیلو گرم در دقیقه) در گروه ها و هر فرد قبل و پس از تمرینات ورزشی ثبت شد. آنالیز آماری داده ها از طریق11 SPSS ver, انجام شد و سطح معنی داری در این تحقیق با (05/0 p < ) تعیین شد. یافته ها: این پژوهش نشان داد که مکمل های سویا و خارخاسک بر زمان استقامت (s) (05/0 p < ) در مقایسه با پلاسبو تفاوت آماری معناداری نداشته است اما مکمل های جینکوبیلویا و جین سینگ بر VO2max (ml.kg-1.min-1) اختلاف معناداری در مقایسه با پلاسبو (05/0 p < ) نشان دادند. نتیجه گیری: این نتایج تاثیر نیروزایی مکمل غذایی تهیه شده از مخلوط این گیاهان و زنجبیل را که دارای بیشترین خاصیت ارگوژنیکی بوده است پس ازتمرینات ورزشی نشان داد.
۱۴۴۸.

Relationship between indicators affecting osteoporosis and femoral bone mineral density in active and inactive elderly men

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۱۸۰
Background: Osteoporosis is a decrease in bone density among older adults that can lead to painful fractures and disability. People in developing countries are not interested in examining bone mineral density until fractures occur. Therefore, the aim of this study was to investigate the relationship between the indicators affecting osteoporosis with femoral mineral density in active and inactive elderly men.Methods: A total of 45 active and 45 inactive men with an age range of 70 to 85 years with medical records and clinical trials were selected. Anthropometric characteristics and serum indices of the subjects were used as effective indicators of osteoporosis. Pearson correlation coefficient was used to find the relationship between the indicators and the mineral density of the femur. SPSS software version 26 was used for data analysis.Results: The results of the present study showed that in both groups of active and inactive elderly men, a significant relationship was observed between anthropometric characteristics and serum indices with bone mineral density (P≤0.05). No significant relationship was found between other indicators.Conclusion: In general, the results show that there is a significant relationship between bone density and weight, body mass index, age, calcium, phosphorus and serum alkaline phosphatase of all subjects. Therefore, in adulthood and old age, these blood and anthropometric variables can be used to identify people at risk for osteoporosis.
۱۴۴۹.

تاثیر یک دوره کوتاه مدت فعالیت ورزشی برون گرای استقامتی بر سلول های کمک کننده T به دنبال تزریق DNA واکسن بیان کننده گلیکوپروتئین D ویروس هرپس سیمپلکس تیپ یک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۲۸۷
فعالیت های ورزشی می توانند به عنوان یک ادجوانت اندوژن عمل کنند و موجب افزایش بهره وری پاسخ ایمنی میزبان بعد از واکسیناسیون شوند. بااین حال، تأثیر فعالیت های ورزشی چند وهله ای برون گرا که به صورت استقامتی انجام می شوند، بر پاسخ-های مرتبط با ایمنی سلولی و هومورال به واکسن مشخص نیست. پژوهش حاضر به منظور بررسی فعال سازی لنفوسیت های کمک کننده نوع 1 و 2 (Th) به دنبال سه وهله فعالیت ورزشی برون گرای استقامتی به عنوان اجوانت DNA واکسن انجام شده است. تعداد 36 سر موش بالب سی ماده (8-6 هفته با میانگین وزن 18 گرم) به طور تصادفی شش گروه کنترل، ورزش، واکسن، PcDNA، ورزش-واکسن و ورزش-PcDNA (6 موش در هر گروه) تقسیم شدند. گروه های مختلف بلافاصله بعد از آخرین وهله ورزش تزریق DNA واکسن و PcDNA رو پشت سر گذاشتند، کلیه مراحل اجرای فعالیت ورزشی و تزریقات بر اساس پروتکل واکسن بعد از 12 روز تکرار شد و 12 روز بعد از دومین تزریق واکسن نمونه های پژوهش گردآوری شدند. برای بررسی نتایج به دست آمده از روش آماری آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد و P<0.05 در نظر گرفته شد. بر اساس نتایج پژوهش نسبت Th1/Th2 بعد از تحریک با آنتی ژن بین گروه های کنترل با واکسن و ورزش-PcDNA تفاوت معناداری مشاهده شد (P<0.05). گروه ورزش-واکسن با تمام گروه های پژوهش به صورت معنادار متفاوت بود (P<0.05). نتایج مطالعه حاضر تائید کننده افزایش نسبت سلول های Th1/Th2 به دنبال فعالیت های ورزشی چند وهله ای استقامتی طولانی مدت برون گرا بوده است. تحریک آسیب عضلانی از طریق فعالیت ورزشی در هنگام تزریق DNA واکسن احتمالاً در فراخوانی سلول های سیستم ایمنی ذاتی و تحریک مؤثر ایمنی اکتسابی مؤثر بوده است.
۱۴۵۰.

تأثیر پیش آماده سازی با تمرینات تداومی و تناوبی با شدت بالا بر عوامل رگ زایی مدل سکتۀ مغزی td-MCAO(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۵۱
اهداف: هدف پژوهش حاضر مقایسه تاثیر 4 هفته تمرینات پیش آماده سازی تناوبی با شدت بالا (HIIT) و تداومی با شدت متوسط (MICT) بر مسیر آنژیوژنز در سلول های عصبی اطراف ناحیه انفارکت سکته مغزی بود. مواد و روش ها: 32 موش نر بالغ NMRI (سن 8 هفته، وزن 1 ± 35 گرم) انتخاب و به طور تصادفی به 4 گروه 8 تایی شامل گروه های شم، سکته مغزی، سکته مغزی+HIIT و سکته مغزی+MICT تقسیم شدند. پروتکل های تمرینی، به مدت 4 هفته و 5 جلسه در هفته اجرا شد که گروه HIIT، به صورت میانگین 7 وهله ی 2 دقیقه ای ( شدت بالا %95Vmax و شدت کم %45 Vmax) و گروه MICT با میانگین شدت %60 Vmax به مدت 55 دقیقه، پروتکل تمرینی را اجرا کردند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی، القای سکته مغزی با روش (t-d MCAO) صورت گرفت و پس از 24 و 48 ساعت به ترتیب نقص نورولوژیک، تست های رفتاری و بافت برداری ناحیه پنومبرا انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون آماری تحلیل واریانس یک راهه تفاوت معنی داری را در تغییرات VEGF-R2، HIF-1α, Ang-2, FGF-2 و STAT3 را به صورت بین گروهی نشان داد که این تغییرات در گروه تمرینات HIIT نسبت به گروه MICT و سایر گروه ها معنی دار بود (P<0.05) درحالی که مقادیر VEGF در گروه MICT نسبت به سایر گروه ها افزایش معنی داری داشت (P<0.05). نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد، یک دوره 4 هفته ای تمرینات پیش آماده سازی تناوبی با شدت بالا می تواند به عنوان یک راهکار مناسب جهت پیشگیری و درمان سکته مغزی در نظر گرفته شود.
۱۴۵۱.

تاثیر 8 هفته تمرین مقاومتی- هوازی، هوازی- مقاومتی و ترکیبی چرخشی بر برخی از شاخص های ترکیب بدنی، اینترلوکین 6 و مقاومت انسولینی در زنان سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۲۴۰
هدف : سالمندی اغلب با سطوح بالایی از عوامل پیش التهابی مانند اینترلوکین6 (IL-6) در ارتباط است و منجر به عملکرد ضعیف و مرگ و میر می شود، اما ممکن است راهکارهای کاهش التهاب وابسته به سن، طول عمر را در افراد مسن بهبود بخشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر 8 هفته تمرین مقاومتی- هوازی، هوازی- مقاومتی و ترکیبی چرخشی بر برخی از شاخص های ترکیب بدنی، اینترلوکین 6 و مقاومت انسولینی در زنان سالمند است.مواد و روش ها : 40 نفر از زنان سالمند (میانگین سنی:0/82±60/34سال، قد: 0/01±155سانتی متر، وزن: 1/89±71/72کیلوگرم  وBMI : 29.45±0.63کیلوگرم بر متر مربع) به طور هدفمند انتخاب و بطور تصادفی ساده در یکی از چهار گروه: تمرین هوازی+مقاومتی  (A+R)(n=9)، مقاومتی+هوازی (R+A) (n=10)، ترکیبی چرخشی  (CI)(n=12) وکنترل (n=9) قرار گرفتند. برنامه های تمرینی به مدت 8 هفته و 3 روز در هفته انجام شد. از آزمون تی وابسته جهت تغییرات درون گروهی و از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه جهت بررسی اختلاف بین گروه ها استفاده شد.یافته ها : هشت هفته تمرین ترکیبی، کاهش معنی داری در وزن وBMI  ایجاد کرد (0.05> p). در تغییرات درون گروهی در سطوح سرمی IL-6، کاهش معنی داری در گروه R+A (p=0.04) در مقایسه با گروه A+R  (p=0.75 ) و چرخشی ترکیبی (0.09= p) مشاهده شد. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که سازگاری به تمرینات ترکیبی مستقل از ترتیب تمرین ترکیبی است و به نظر می رسد شیوه تمرینی که در ابتدا با تمرین مقاومتی شروع شود و به دنبال آن تمرین هوازی انجام شود می تواند تاثیر بیشتری در بهبود عوامل التهابی در مقایسه با توالی های دیگر داشته باشد.
۱۴۵۲.

اثر ده هفته تمرین هوازی و مصرف عصاره دانه گلرنگ بر بیان ژن PTEN و سطح سرمی کراتینین پس از مصرف دگزامتازون در موش های صحرایی نر بالغ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۳۴۸
امروزه به دلیل تغذیه نامناسب، کم تحرکی و عوارض ناشی از مصرف داروها شاهد شیوع آسیب و بیماری های کلیوی هستیم. ورزش منظم و برخی گیاهان دارویی ممکن است در بهبود این بیماری ها موثر باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر ده هفته تمرین هوازی و مصرف عصاره دانه گلرنگ (500 میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن) بر بیان ژن PTEN و سطح سرمی کراتینین پس از مصرف دگزامتازون در موش های صحرایی نر بالغ انجام شد. 25 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار (وزن 32±371 گرم) به طور تصادفی به 5 گروه کنترل، دگزامتازون، دگزامتازون+گلرنگ، دگزامتازون+تمرین هوازی و دگزامتازون+گلرنگ+تمرین هوازی تقسیم شدند. القا آسیب کلیوی از طریق تزریق زیرجلدی دگزامتازون (8 میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن) به مدت شش روز انجام شد. پروتکل تمرینی شامل ۶۰ دقیقه دویدن با تردمیل با سرعت 28 متر در دقیقه در 5 روز هفته بود. یافته ها نشان داد تمرین هوازی اثر معناداری بر سطح کراتینین سرم داشت (P=0.034). سطح کراتینین در گروه تمرین هوازی در مقایسه با گروه دگزامتازون کاهش معناداری داشت (P=0.047)؛ درحالیکه در گروه های دگزامتازون+گلرنگ و دگزامتازون+گلرنگ+تمرین هوازی تغییر معناداری در مقایسه با گروه دگزامتازون نداشت. مصرف گلرنگ اثر معناداری بر بیان ژن PTEN داشت (P=0.025). بیان ژن PTEN در گروه های مداخله درمانی در مقایسه با گروه دگزامتازون تغییر معناداری نداشت. نتایج بدست آمده از مطالعه ی حاضر نشان می دهد ده هفته تمرین هوازی و مصرف عصاره دانه ی گلرنگ می تواند بر بهبود آسیب کلیوی موثر باشد.
۱۴۵۳.

 مطالعه ویژگی های آنتروپومتریک، آمادگی جسمانی و ترکیب بدنی دختران نوجوان والیبالیست ایران (مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۷۰
مقدمه و هدف: آمادگی جسمانی، شکل و ساختمان بدن، نقش مهمی در موفقیت ورزشکاران دارد. دانستن ویژگی های بدنی و فیزیولوژیک در هر رشته ورزشی مهم و عامل تعیین کننده ای در عملکرد ورزشکاران می باشد. پژوهش حاضر با هدف مطالعه ویژگی های آنتروپومتریک، آمادگی جسمانی و ترکیب بدنی دختران نوجوان والیبالیست ایران و ارائه الگو با استفاده از تحلیل پوششی داده ها(DEA) انجام شد. روش شناسی: 172دختر والیبالیست منتخب استان های کشور با دامنه سنی 5/1±33/15 سال در مطالعه شرکت کردند. سنجش فاکتورهای ترکیب بدنی شامل وزن، شاخص توده بدنی، درصد چربی، نسبت دور کمر به باسن، توده بدون چربی و شاخص های آنتروپومتریکی شامل قد، طول دست و طول پا بود. متغیرهای فیزیولوژیک و آمادگی جسمانی توسط توان پایین تنه، چابکی، انعطاف پذیری، دامنه حرکتی مفصل شانه، قدرت دست، درازونشست و توان هوازی اندازه گیری شدند. ضریب همبستگی پیرسون، آمار توصیفی و روش ریاضی (DEA) برای تجزیه و تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفتند (05/0P≤). یافته ها: نتایج نشان داد، ارتباط معنا داری میان پرش با طول پا، درصد چربی با شاخص توده بدنی و انعطاف پذیری با درصد چربی وجود دارد. قدرت و دامنه حرکتی مفصل شانه شرکت کنندگان در مقایسه با برخی مطالعات انجام شده بیشتر و توان هوازی، درازونشست، توان پایین تنه، قد، وزن و درصد چربی کمتر بود. با توجه به نتایج تحلیل پوششی داده ها، 84 درصد از افراد شرکت کننده کارا تشخیص داده شدند. بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند الگویی مناسب برای استعدادیابی و انتخاب بازیکنان والیبال باشد.
۱۴۵۴.

تاثیرکاهش وزن سریع بر شاخص های عملکردی و آمادگی جسمانی کشتی گیران نوجوان نخبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۱۹۶
مقدمه و هدف: کاهش سریع وزن بدن برای قرار گرفتن در رده وزنی پایین تر در مسابقات کشتی یکی از مهمترین معضلات امروز ورزش کشتی است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر 2/5 درصد کاهش وزن سریع بر شاخص های آمادگی جسمانی و عملکرد ورزشی کشتی گیران پسر نوجوان استان اردبیل می باشد.روش شناسی: تعداد 14 کشتی گیر پسر نوجوان (سن: 0/51± 16/4سال، وزن: 8/31± 3 /62کیلوگرم، قد: 7/44±172/6سانتی متر) به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. شاخص های تن سنجی، درصد چربی و عملکردی در سه مرحله 1) قبل از کاهش وزن، 2) بعد از کاهش وزن و 3) 16 ساعت بعد از وزن کشی مورد سنجش قرار گرفتند. روش آماری آنالیز واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی برای تحلیل نتایج در مراحل مختلف مورد استفاده قرار گرفت.یافته ها: این تحقیق نشان داد که کاهش سریع 2/5 درصد وزن بدن موجب اختلال معنی داری در نیروی ایزومتریک پنجه دست (0/001>p)، سرعت (0/05>p)و زمان عکس العمل شنیداری  (0/05>p)شده و پس از 16 ساعت ریکاوری همچنان نیروی ایزومتریک پنجه دست (001/0p<)، آزمون سرعت  (0/005>p)و عکس العمل شنیداری (0/05>p)تفاوت معنی داری با حالت پایه داشت و همچنین انعطاف پذیری تنه  (0/05>p)و آزمون پله کویین  (0/005>p) نیز بطور معنی داری تغییر یافته بود. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج این تحقیق می توان نتیجه گرفت که 5/2 درصد کاهش وزن سریع، تاثیرات منفی قابل ملاحظه و معنی داری بر آزمون های عملکردی  و آمادگی جسمانی کشتی گیران نوجوان دارد که حتی با 16 ساعت ریکاوری به حالت اولیه برگشت نمی کند.
۱۴۵۵.

The Effect of Eight Weeks of Resistance Training and a Period of Detraining on Muscle Fiber Shortening (FS%) and Relative Wall Thickness (RWT) of the Left Ventricle in Low-Mobility Women

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۱۷۴
Purpose: The purpose of the present research was to investigate the effect of eight weeks of progressive resistance exercise and a subsequent detraining period on the indicators of muscle fiber shortening (FS%) and the relative wall thickness (RWT) of the left ventricle in low-mobility women. Method: This semi-experimental study was conducted in a field-laboratory setting. A total of 32 sedentary women, who met the criteria for participation and were able to engage in the exercise protocol, were randomly assigned to two groups: 1) Resistance training group (16 participants), and 2) Control group (16 participants). Anthropometric characteristics, body composition, and structural indices such as left ventricular muscle fiber shortening percentage (FS%) and relative wall thickness (RWT) were measured using an echocardiography device at three intervals: before the start of training, at the end of 8 weeks of training, and after a 4-week detraining period. The training protocol was implemented over 12 weeks, consisting of 8 weeks of training with three sessions per week, followed by 4 weeks of detraining. Data were analyzed using independent t-tests and repeated measures analysis of variance (ANOVA) at a significance level of p < 0.05, using SPSS version 21. Results: The results showed a significant difference in FS% between pre-test and post-test measurements for both the experimental and control groups (p < 0.05). Additionally, a significant decrease in FS% was observed in the training group during the detraining period (p < 0.05). Similarly, a significant change in RWT was found between pre-test and post-test measurements in both groups (p < 0.05), and significant changes in RWT were also observed during the detraining period in the training group (p < 0.05). Conclusion: Based on these findings, it can be concluded that 8 weeks of resistance training led to beneficial changes in the structure and function of the heart in sedentary women. However, the 4-week detraining period resulted in negative effects on these adaptations. Therefore, it is recommended that individuals engage in regular and structured resistance training to maintain these positive adaptations.
۱۴۵۶.

نقش هسته های عضلانی در حافظه و سازگاری های عضلانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۲۹
اهداف: عضله اسکلتی شکل پذیری بسیار بالایی جهت سازگاری با محرک هایی نظیر فعالیت انقباضی، شرایط بارگذاری (بی باری، بی تحرکی، بیماری و فضانوردی)، مداخلات تغذیه ای و عوامل محیطی دارد. عضله اسکلتی قابلیت منحصربه فردی دارد که به آن این امکان را می دهد که فعالیت انقباضی مزمن قبلی خود را به خاطر بیاورد و در پاسخ به دوره تمرینی مجدد، حتی بعد از یک دوره طولانی مدت بی تمرینی، رشد و سازگاری سریع تری را از خود نشان دهد. دانشمندان این پدیده را حافظه عضلانی نامیده اند. مطالعات اولیه این پدیده را به یادگیری حرکتی از طریق سیستم عصبی مرکزی نسبت دادند، اما مطالعات بعدی پیشنهاد کردند که حافظه عضلانی ممکن است با محتوای هسته های عضله اسکلتی ارتباط داشته باشد. یکی از سازوکارهای احتمالی این است که دوره اولیه تمرین ورزشی منجر به افزایش هسته های عضلانی می شود و این هسته ها حتی به دنبال یک دوره طولانی مدت بی تمرینی در عضله اسکلتی پایدار باقی می مانند. به دنبال دوره تمرین مجدد، عضله ای که هسته های آن در دوره تمرینی اولیه افزایش یافته اند، می تواند رشد کارآمدتری داشته باشد و پاسخ شکل پذیری سریع تری را از خود نشان دهد. اما، مطالعات بعدی نشان دادند که هسته های عضلانی ممکن است پایدار نباشند و به دنبال دوره های بی تمرینی از بین بروند. مطالعات اخیر به بررسی سازوکارهای دیگری نظیر اپی ژنتیک در توجیه نظریه حافظه عضلانی پرداختند. به طور کلی، شواهد موجود از ثبات هسته های عضلانی در نظریه حافظه عضلانی حمایت نمی کند و پیشنهاد می شود که شواهد دیگری نظیر اپی ژنتیک در راستای توجیه این نظریه توسط محققین مورد بررسی قرار بگیرد.
۱۴۵۷.

مقایسه ژنوتیپ I/D ژن ACE وR577X ژن ACTN3 در مردان کشتی گیر نخبه و غیر نخبۀ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۴۱
اهداف: متغیر های ژنتیکی به عنوان پارامتر های فردی درنظر گرفته می شوند که می توانند فنوتیپ های زیربنایی عملکرد ورزشی را متأثر کنند. از این رو، هدف پژوهش حاضر مقایسه ژنوتیپ I/D ژن ACE وR577X ژن ACTN-3 در مردان کشتی گیر نخبه و غیرنخبه ایرانی بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کشتی گیران مرد نخبه و غیرنخبه ایرانی بود که از بین آن ها 22 کشتی گیر نخبه و 36 کشتی گیر غیرنخبه به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پس از استخراج DNA شرکت کنندگان، با استفاده از تکنیک PCR-RLFP و الکتروفورز ژنوتیپ های ژن ACE و ACTN-3 آنان تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آزمون کای مربع انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که کشتی گیران نخبه در مقایسه با کشتی گیران غیرنخبه، به طور معناداری توزیع فراوانی بیشتری از ژنوتیپ DD ژن ACE و ژنوتیپ RR و RX، از ژن ACTN-3 را دارا بودند. این درحالی بود که کشتی گیران غیرنخبه در مقایسه با کشتی گیران نخبه، به طور معناداری توزیع فراوانی بیشتری از ژنوتیپ های II و ID ژن ACE و ژنوتیپ XX ژن ACTN-3 را دارا بودند.نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت که ارتباط مثبتی بین رسیدن به سطوح نخبگی در رشته ورزشی کشتی و برخورداری از ژنوتیپ DD ژن ACE و ژنوتیپ RR ژن ACTN-3 وجود دارد که احتمالاً این دو ژن را به عنوان عوامل ژنتیکی مؤثر در ایجاد فنوتیپ های زیربنایی رشته ورزشی کشتی از قبیل قدرت و متعاقباً به وجود آمدن تفاوت های فردی در ورزشکاران معرفی می نماید.
۱۴۵۸.

بررسی اثر 12 هفته تمرین شنای زیر بیشینه بر نشانگرهای زیستی MAPK و MDA در موش های صحرایی در معرض نیتروز آمین کتون مشتق از تنباکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۳۱۴
هدف و زمینه:هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر 12 هفته تمرین شنای زیر بیشینه بر نشانگرهای زیستی MAPK و MDA در موش های صحرایی در معرض نیتروزآمین کتون مشتق از تنباکو بود. روش پژوهش: 48 سر موش صحرایی نژاد ویستار 8-6 هفته ای با محدوده وزنی 26 ± 105 گرم خریداری و به طور تصادفی به 5 گروه کنترل (8 سر)،تزریق آب مقطر (10 سر)،تزریقNNK (10سر)،تمرین شنا (10 سر)،تمرین شنا + تزریق NNK (10سر)، تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل 12 هفته تمرین شنا با شدت زیر بیشینه (پنج روز در هفته) بود. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین نمونه گیری از بافت ریه انجام شد و سطوح نشانگرهای MAPK و MDA بافت ریه با تکنیک الایزا، اندازه گیری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آنالیز واریانس یک طرفه و توکی استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد میزان MAPK (001/0P= ) وMDA(000/0P= )در بین گروه ها معنی دار بود.نتایج آزمون توکی نشان داد که کاهش MAPK در گروه های شنا و شنا + مداخله NNK نسبت به گروه مداخله NNK معنی دار بود(001/0=P)(001/0=P) و همچنین، میزان کاهش MDA در گروه-های شنا و شنا + مداخله NNK نسبت به گروه مداخله NNK معنی دار بود (001/0=P)(001/0=P). نتیجه گیری:نتایج مطالعات نشان دادند،تمرین شنا می تواند تا حدودی آثار منفی NNK بر سطوح MAPK و MDA را کاهش دهد و این احتمال وجود دارد که با توجه به نقش ضدالتهابی فعالیت ورزشی شنا بتواند اثر کارسینوژنیک NNK را کنترل و در محافظت از سیستم تنفسی در برابر ماده سرطان زای NNK تاثیر گذار باشد.
۱۴۵۹.

اثر هشت هفته تمرین استقامتی همراه با مصرف مکمل سیر بر توان هوازی و اسید لاکتیک در زنان دو و میدانی کار میانسال غیرحرفه ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۹۶
تمرین استقامتی طولانی مدت، شاخص های توان هوازی و اسید لاکتیک را هنگام استراحت و فعالیت ورزشی بهبود می بخشد. افزایش توان هوازی و کاهش اسید لاکتیک با مصرف سیر می تواند این آثار مفید را تقویت کند؛ بنابراین می تواند عملکرد استقامتی را افزایش دهد. لذا این مطالعه با هدف مقایه اثرات هشت هفته تمرین استقامتی همراه با مصرف مکمل سیر بر توان هوازی و اسید لاکتیک در زنان دوومیدانی کار میانسال غیرحرفه ای شهر زنجان انجام شد. زنان دونده سالم، به طور تصادفی، به چهار گروه مکمل سیر (با میانگین سنی 33/52) گروه تمرین (60/53)، گروه مکمل سیر و تمرین (93/53) و گروه کنترل (با میانگین سنی 63/53) تقسیم شدند. پس از اجرای آزمون بروس (پیش آزمون) به یک گروه مکمل سیر، گروه تمرین (فقط تمرین) و گروه مصرف مکمل سیر و تمرین (سیر به همراه تمرین) داده شد و گروه کنترل فعالیت خاصی انجام ندادند. در پایان هفته هشتم، آزمودنی ها مجدداً آزمون بروس را اجرا کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل و تحلیل کواریانس استفاده شد. سطح معنی داری در تمامی آزمون ها 05/0 بود. نتایج نشان داد که بین میزان مصرف مکمل سیر، اجرای تمرین و سیر با تمرین در افزایش توان هوازی و کاهش اسید لاکتیک تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بعد از هشت هفته، مصرف مکمل سیر، باعث تفاوت معنی دار در حداکثر اکسیژن مصرفی نسبت به گروه کنترل گردید. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که مصرف سیر به همراه تمرین استقامتی تأثیر معنی داری بر افزایش توان هوازی و کاهش اسید لاکتیک زنان دونده دارد.
۱۴۶۰.

تأثیر شش هفته تمرینات ثبات مرکزی بر تعادل ایستا و پویای مردان ورزشکار دارای اسپرین مچ پا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۲۷
هدف از مطالعه حاضر، تعیین تأثیر شش هفته تمرینات ثبات مرکزی بر تعادل ایستا و پویای پسران ورزشکار دارای اسپرین مچ پا بود. آزمودنی های این مطالعه، بیست نفر از پسران ورزشکار دارای اسپرین مچ پا بودند که با توجه به معیارهای ورود به مطالعه، در دو گروه همگن 10 نفره تجربی و کنترل قرار گرفتند. به منظور ارزیابی تعادل ایستا و پویا، به ترتیب از آزمون های تعادلی لک لک و Y قبل و بعد از اعمال برنامه تمرینی، استفاده شد. گروه تجربی به مدت شش هفته (سه جلسه در هفته) تمرینات ثبات مرکزی را انجام دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها جهت تعیین تفاوت بین گروهی و درون گروهی از آزمون های تی مستقل و زوجی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که تفاوت معنی داری در میزان تعادل ایستا و پویا در گروه تجربی پس از اعمال برنامه تمرینی وجود دارد، درحالی که در گروه کنترل هیچ گونه تفاوتی مشاهد نشد. نتایج نشان داد که انجام شش هفته تمرینات عضلات ناحیه مرکزی بدن سبب بهبود تعادل ایستا و پویای پسران ورزشکار دارای اسپرین مچ پا می گردد. توصیه می شود که در برنامه ى توانبخشی این دسته از افراد، از تمرینات عضلات ناحیه مرکزی بدن در کنار سایر روش های تمرینی استفاده شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان