ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۱٬۹۵۶ مورد.
۱۳۸۱.

مقایسه میانگین و اوج ضربان قلب، اکسیژن مصرفی و درک فشار کار در فعالیت های تناوبی مختلف باشدت VO2max(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۹۸ تعداد دانلود : ۲۱۲۴
هدف از این پژوهش، مقایسه میانگین و اوج اکسیژن مصرفی و ضربان قلب و درک فشار کار در فعالیت های تناوبی مختلف با شدت VO2max (حداقل سرعتی که فرد به VO2max خود می رسد) است. 8 دانشجوی دونده استقامتی پسر با قد 98/4±62/174 سانتی متر، سن 92/2±5/25 سال، وزن 34/7±5/69 کیلوگرم و توان هوازی 22/3±38/47 میلی لیتر بر کیلوگرم در دقیقه به صورت تصادفی در سه فعالیت تناوبی با نسبت فعالیت به استراحت 30 ثانیه به 15 ثانیه (IT1)، 60 ثانیه به 30 ثانیه (IT2) و120 ثانیه به 60 ثانیه (IT3) شرکت کردند. میانگین و اوج اکسیژن مصرفی و ضربان قلب با استفاده از گازآنالایزر و میزان درک فشار کار توسط شاخص بورگ، هنگام فعالیت های تناوبی مختلف ثبت شد. به منظور مقایسه تفاوت میانگین ها از آزمون آماری تحلیل واریانس یک طرفه و در صورت وجود تفاوت معنیدار از آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد بین میانگین و اوج اکسیژن مصرفی و ضربان قلب در گروه های IT1 و IT3 و در درک فشار کار بین همه گروه ها، تفاوت مثبت معنی داری وجود دارد (05/0P<). این نتایج نشان می دهد که تناوب های کوتاه تر با بالا نگاه داشتن ضربان قلب و پایین نگاه داشتن میزان درک فشار کار در طی فعالیت، نه تنها زمان فعالیت را افزایش می دهد، بلکه موجب پیشرفت و بهبود در VO2max و عملکرد فرد نسبت به تناوب های طولانی تر می شود.
۱۳۸۲.

پاسخ سایتوکاین ها و هورمون های استرس به یک وهله ورزش هوازی شدید در محیط سرد در زنان فعال

۱۳۸۴.

تاثیر تمرینات استقامتی، قدرتی، و موازی بر عملکرد قلب دختران دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۲۶ تعداد دانلود : ۳۳۵۰
هدف از پژوهش حاضر عبارت است از بررسی تاثیر تمرینات استقامتی، قدرتی، و موازی بر عملکرد قلب دختران دانشگاهی. 39 دانشجوی دختر غیر ورزشکار با میانگین سن 58/2±24 سال، قد 2/8±161 سانتی متر، و وزن 61/14±8/56 کیلوگرم با سلامت کامل قلبی– عروقی به صورت تصادفی در چهار گروه کنترل (9 نفر:C)، تمرین استقامتی (10 نفر: E)، تمرین قدرتی (10 نفر: S) ، و تمرین موازی (10 نفر: SE) قرار گرفتند. برنامه استقامتی در هفته اول شامل دویدن با شدت 65% ضربان قلب بیشینه (MHR) روی نوارگردان الکتریکی به مدت 16 دقیقه بود که هفته هشتم به تدریج به 80 % MHR و مدت 30 دقیقه رسید. برنامه تمرین قدرتی عبارت بود از اجرای حرکات پرس پا، پرس سینه، کشش زیر بغل، و کشش پشت ساق پا. حرکات در هفته اول با 50 % یک تکرار بیشینه (RM1) در دو نوبت با 10 تکرار اجرا شد که به 80 % RM1 در 3 نوبت با 6 تکرار در هفته هشتم رسید. برنامه تمرین موازی، ترکیب تمرینات استقامتی و قدرتی در هر نوبت تمرین بود. برنامه تمرین گروه ها سه روز در هفته انجام شد. در شرایط استراحت، تعداد ضربان قلب، اندازه فواصل PR و QT، فاصله قطعه ST از خط پایه، زمان افت سرعت (DT)، و درصد کسر تخلیه ای آزمودنی ها با روش الکتروکاردیوگرافی و اکوکاردیوگرافی اندازه گیری شد. فشار خون دیاستولی، سیستولی و max2Vo (با استفاده از نوارگردان و برنامه تمرینی بروس) نیز ارزیابی شد. یافته ها نشان داد کاهش ضربان قلب و فشار خون سیستولی، افزایش فاصله PR و max2Vo، کاهش فشار دیاستولی گروه استقامتی معنادار بود که در مقایسه بین گروهی در 4 متغیر اول تفاوت ها معنادار شد (05/0≥p). در گروه قدرتی ضربان قلب و فشار خون سیستولی افزایش معناداری نشان داد که در مقایسه بین گروهی تفاوت ها معنادار شد (05/0≥p). در گروه موازی مقدار max2Vo افزایش معناداری داشت (05/0≥p)، که در مقایسه بین گروهی تفاوت معنادار بود. انجام تمرین استقامتی پس از تمرین قدرتی موجب ظهور ترکیبی از سازگاری های حاصل از تمرینات استقامتی و قدرتی در قلب و حذف برخی تاثیرات ناخواسته تمرینات قدرتی بر قلب می شود.
۱۳۸۵.

تاثیر مکمل بی کربنات سدیم بر میزان اسیدلاکتیک ، آمونیاک و عملکرد پسران دونده 400 متر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۰۰۳
به منظور بررسی تاثیر مصرف مکمل بی کربنات بر عملکرد دو 400 متر و سطوح برخی متابولیت های پلاسما در مردان جوان ورزشکار، 16 مرد جوان دونده 400 متر (سن 25/3 ? 58/20 سال، قد 48/2?33/175 سانتیمتر و شاخص توده بدن 68/2? 57/21 کیلوگرم بر مترمربع) طی دو جلسه یک ساعته پس از مصرف مکمل بی کربنات به مقدار 3/0 گرم در هر کیلوگرم وزن بدن) یا دارونما (کربنات کلسیم)، در آزمون دو 400 متر (ترتیب تصادفی معکوس) شرکت کردند. در هر دو جلسه، طی سه مرحله (استراحت، 30 دقیقه پس از مصرف مکمل و 2 دقیقه پس از پایان دویدن) خونگیری به عمل آمد و سطوح آمونیاک، لاکتات، بی کربنات و PH خون اندازه گیری شد. زمان دویدن در جلسه مصرف بی کربنات کلسیم (11/0? 41/57 ثانیه)، به طور معنی داری کمتر از زمان دویدن در جلسه مصرف دارونما (78/0?01/59 ثانیه) بود (05/0P<). همچنین با مصرف بی کربنات سدیم، سطوح بی کربنات پلاسما (64/2?53/29 میلی مول بر لیتر)، نسبت به حالت استراحتی (84/1?13/23 میلی مول بر لیتر) افزایش معنی داری یافت، ولی بعد از دویدن (92/1? 45/20 میلی مول بر لیتر)، تقریباً به مقادیر استراحتی خود بازگشت (05/0P<). به علاوه در جلسه مصرف دارونما، سطوح بی کربنات خون بعد از دویدن (48/2?89/17 میلی مول بر لیتر)، به پایین تر از سطوح استراحتی (15/2?31/23 میلی مول بر لیتر) رسید (05/0P<) . همچنین در هر دو جلسه مصرف بی کربنات کلسیم و دارونما، افزایش معنی داری در سطوح لاکتات خون پس از دویدن مشاهده شد و کاهش PH خون، فقط در جلسه مصرف دارونما معنی دار بود (05/0 P<) . پس می توان نتیجه گرفت که مصرف بی کربنات سدیم، اثر ارگوژنیک دارد و از افت محتوای بی کربنات خون در ورزش شدید جلوگیری می کند.
۱۳۸۶.

اثر 8 هفته تمرین هوازی و مکمل ضد اکسایشی بر تغییرات سلولاریتی مغز استخوان ران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۷۵
مغز استخوان منبع اصلی انواع مختلف سلول های خونی است، ازاین رو، اغلب برای ارزیابی عوامل درمانی مورد استفاده قرار می گیرد. در پژوهش حاضر، تاثیر تمرین منظم بدنی و مکمل کورکومین بر سلولاریتی مغز استخوان موش های در معرض استات سرب بررسی شد. به این منظور، 48 موش ویستار به طور تصادفی به شش گروه شامل گروه های 1) پایه، 2) شم، 3) سرب، تمرین هوازی + سرب ، 5) کورکومین + سرب و 6) تمرین هوازی + کورکومین + سرب دسته بندی شدند. گروه های 3 تا 6 فقط 20 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن استات سرب را به مدت 8 هفته (سه روز در هفته) به صورت زیر صفاقی دریافت کردند، درحالی که گروه های 5 و 6 در همین مدت علاوه بر سرب، مقدار 30 میلی گرم محلول کورکومین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن را نیز دریافت کردند. به علاوه، گروه های 4و 6 تمرین دویدن فزاینده را 5 جلسه در هفته با سرعت 15 تا 22 متر در دقیقه و به مدت 25 تا 64 دقیقه اجرا کردند. سلولاریتی، مغز استخوان ران با دستگاه آنالیزکننده تصویر بررسی و بر حسب درصد مغز سلولی بیان شد. سطوح مالوندی آلدهید، ظرفیت ضداکسایشی تام و مقادیر سرب خون به ترتیب با روش های اسید تیوباربیوتوریک، الایزا و اسپکتوفتومتری تعیین شد. داده ها با روش تحلیل واریانس یکطرفه و توکی در سطح 05/0 P? تحلیل شد. سلولاریتی مغز استخوان در گروه سرب به طور چشمگیری کمتر از دیگر گروه ها بود. از سوی دیگر، سطوح مالوندی آلدهید و سرب در گروه های تمرین هوازی و کورکومین به طور معنی داری کمتر از گروه های سرب بود. این نتایج نشان می دهد قرارگیری در معرض سرب ممکن است یک عامل خطر برای بیماری های هماتولوژیکی و ایمونولوژیکی باشد. همچنین اجرای تمرین هوازی و مصرف مکمل ضداکسایشی کورکومین ممکن است تاثیرات سودمندی در پیشگری از کاهش سلولاریتی مغز استخوان در اثر القای سرب داشته باشد. با توجه به تغییر شاخص های اکسایشی/ ضداکسایشی در پژوهش حاضر، سلولاریتی اندک در مغز استخوان گروه استات سرب را تا حدی می توان به افزایش فشار اکسایشی نسبت داد.
۱۳۸۷.

اثر مکمل اسید آمینه ی شاخه دار بر عملکرد دستگاه ایمنی و مرحله حاد لکوسیتوز به دنبال فعالیت ورزشی وامانده ساز در مردان غیرفعال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰
مقدمه: تأمین مناسب اسید آمینه های شاخه دار برای تثبیت عملکرد دستگاه ایمنی ضروری است. با این حال برخی از جنبه های مصرف اسید آمینه های شاخه دار و تأثیر آن بر عملکرد ایمنی ناشناخته مانده و یا مطالعه نشده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر مصرف مکمل اسید آمینه ی شاخه دار بر عملکرد دستگاه ایمنی و مرحله ی حاد لکوسیتوز به دنبال فعالیت ورزشی وامانده ساز در مردان غیرفعال انجام شد. مواد و روش ها: 20 دانشجوی مرد غیرفعال در دو گروه مکمل و دارونما مورد مطالعه قرار گرفتند. آزمودنی ها 2 ساعت قبل از فعالیت دارونما یا مکمل اسید آمینه های شاخه دار را به میزان 210 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن دریافت نمودند؛ سپس نیم ساعت بعد از آخرین وهله ی مصرف مکمل با 75 درصد توان هوازی بیشینه تا مرحله ی واماندگی روی چرخ کارسنج شروع به فعالیت کردند. نمونه های خونی جهت سنجش گلوتامین،کراتین کیناز و سلول های سفید خون بعد از خوردن آخرین وهله ی مکمل و یا دارونما و درست قبل از انجام فعّالیّت و بلافاصله بعد از انجام فعّالیّت از محل ورید بازویی گرفته شد. یافته ها: بر طبق نتایج آزمون تی همبسته افزایش معناداری در میانگین تغییرات لکوسیت های پلاسمایی در هر دو گروه مکمل (05/0 >P) و دارونما (001/0 >P) دیده شد. نتایج آزمون تی مستقل نیز نشان داد که دامنه ی این تغییرات به شکل معناداری در گروه مکمل کمتر ازگروه دارونما بود (05/0 >P). همچنین بر طبق نتایج آزمون تی مستقل افزایش معنادار کراتین کیناز و کاهش بیشتر گلوتامین نیز تنها در گروه دارونما دیده شد و زمان رسیدن به خستگی نیز در گروه مکمل در مقایسه با گروه دارونما به شکل معناداری دیرتر اتفاق افتاده بود (05/0 >P). نتیجه گیری: بر طبق نتایج پژوهش حاضر به نظر می رسد مصرف مکمل اسید آمینه ی شاخه دار با کاهش شاخص آسیب عضلانی و حفظ غلظت گلوتامین پلاسمایی مانع از تشدید لکوسیتوز شده و پاسخ ایمنی را به شکل بهینه ای تنظیم می کند.
۱۳۸۸.

تاثیر مصرف امگا 3 و شرکت در فعالیت های هوازی روی هورمون های تنظیم کننده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۹۸
هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر مصرف امگا3 و شرکت در فعالیت های هوازی روی هورمون های تنظیم کننده سوخت و ساز کلسیم در زنان یائسه غیرورزشکار بود. به همین منظور 40 زن یائسه غیرورزشکار داوطلب سالم با میانگین سن 53/3?72/57 سال، قد 24/9?75/157 سانتیمتر، وزن 76/12?08/58 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 73/3?78/23 کیلوگرم بر متر مربع و درصد چربی 68/4?18/23 انتخاب و به طور تصادفی در طرح دوسوکور به چهار گروه 10 نفری مکمل و فعالیت، فعالیت، مکمل و گروه کنترل تقسیم شدند.آزمودنی ها در گروه مکمل و فعالیت و گروه فعالیت، 3 جلسه در هفته و به مدت 16 هفته در دامنه شدت فعالیت 50 تا 60 درصد ضربان قلب بیشینه در برنامه تمرینات هوازی شرکت کردند. از آزمودنی ها خواسته شد تا در گروه مکمل و فعالیت و گروه مکمل روزانه هزار میلی گرم امگا3 (Viva Omega – 3 Fish Oil ساخت کشور کانادا) به مدت 16 هفته مصرف کنند. در حالت پایه و در انتهای 16 هفته برنامه تمرینات هوازی، نمونه های خونی جمع آوری و سطوح کلسیم یونیزه، کلسیتونین (با روش رادیو ایمونواسی) و پاراتومون (با روش کمی لومینومینسنت) اندازه گیری شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که مصرف روزانه یک گرم امگا3، طی 16 هفته تمرینات هوازی، سطوح کلسیتونین (001/0=P) و پاراتورمون (001/0=P) را به طور معنی داری تحت تاثیر قرار داد ولی تاثیر معنی داری روی کلسیم یونیزه (619/0=P) نداشت.در مجموع نتایج تحقیق نشان داد که مصرف امگا3 و شرکت منظم در تمرینات هوازی، تغییرات معنی داری را روی سطوح سرمی کلسیتونین و پاراتورمون زنان یائسه غیرورزشکار به وجود می آورد، این تغییرات ممکن است به حفظ، افزایش سلامتی، استحکام و توده سازی استخوان کمک کند. این در حالی است که این نوع یافته ها تاکنون گزارش نشده است.
۱۳۸۹.

مقایسه ظرفیت آنتی اکسیدانی تام، وضعیت استرس اکسیداتیو و نیم رخ لیپوپروتئینی ورزشکاران رشته دوچرخه سواری با افراد غیرورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۲۰۶
مقدمه و هدف: بین اثرات سودمند فعالی ت ورزش ی ه وازی و خط رات ب القوه ناش ی از اف زایش تولی د رادیک ال ه ای آزاد و ک اهش ظرفیت آنتی اکسیدانی بدن به هنگام فعالیت ورزشی پارادوکس آشکاری وجود دارد. هدف از این پژوهش ارزیابی و مقایسه ظرفیت آنتی اکسیدانی تام، وضعیت استرس اکسیداتیو و نیم رخ لیپوپروتئینی دوچرخه سواران مرد با غیر ورزشکاران بود. مواد و روش ها: به این منظور ظرفیت آنتی اکسیدانی تام، غلظت پلاسمایی مالون دی آلدئید، دی ان کونژوگه، تری گلیسیرید، کلسترول تام، LDL ، HDL و VLDL در 14 دوچرخه سوار مرد نخبه و 14 مرد غیر ورزشکار (با دامنه سنی یکسان 21-18 سال) مورد اندازه گیری قرار گرفت.یافته ها: نتایج حاصل از آزم ون t مس تقل نش ان داد غلظ ت م الون دی آدئی د، کلس ترول ت ام و ت ری گلیس رید، VLDL و نس بت HDL/LDL در ورزش کاران ب ه ط ور معن اداری پ ایین ت ر اس ت (0.05>p). همچن ین ورزش کاران غلظ ت LDL پایین تر و HDL بالاتری را نشان دادند، هر چند که ای ن اخ تلاف ب ا گ روه غی ر ورزش کار تف اوت معن اداری نداش ت. مق ادیر دی ان کونژوگه و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام نیز در دو گروه مشابه بود. بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که ورزشکاران نسبت به غیر ورزشکاران از نیم رخ لیپیدی و لیپوپروتئینی بهتری برخوردار می باشند، همچنین تمرینات منظم دوچرخه سواری در ورزشکاران منجر به استرس اکسیداتیو نمی شود.
۱۳۹۰.

پاسخ میزان فشار درک شده، لاکتات خون و VO2max به یک فعالیت بیشینه روی چرخ کارسنج پس از تمرینات پلیومتریک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵
زمینه و اهداف: تمرینات پلیومتریک یکی از روش های تمرینی است که برای دستیابی به توانایی های بیشتر، آمادگی بدنی مناسب و بالابردن توان انفجاری ورزشکاران مورد استفاده مربیان قرار می گیرد. علیرغم مزایای فراوانی که تمرینات پلیومتریک دارد، فشار زیادی بر ورزشکاران تحمیل می کند. هدف از این پژوهش تغییرات میزان فشار درک شده، لاکتات خون و حداکثر اکسیژن مصرفی (Vo2max) به یک فعالیت بیشینه روی چرخ کارسنج متعاقب 48 و 168 ساعت تمرین پلیومتریک می باشد. روش شناسی: تعداد 28 دانشجوی پسر رشته تربیت بدنی به طور تصادفی به دو گروه شاهد (13 نفر) و تجربی (15 نفر) تقسیم شدند. میزان فشار درک شده با شاخص بورگ، لاکتات خون با دستگاه لاکتومتر اسکات و Vo2max با آزمون بیشینه استورر– دیویس در آزمایشگاه انداره گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس) (ANOVA با اندازه گیری مکرر با سطح معنی داری کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: غلظت لاکتات خون) 01/0 (P < و میزان فشار درک شده ) 006/0 (P < در 48 ساعت بعد از جلسه تمرین پلیومتریک به طور معنی داری افزایش یافت، در حالی که مقادیر Vo2max در 48 ساعت بعد؛ و غلظت لاکتات خون، میزان فشار درک شده و Vo2max در 168 ساعت بعد از جلسه تمرین پلیومتریک، بدون تغییر باقی ماند) 05/0 .(P> نتیجه گیری: نتابج بدست آمده دال بر آن است که انجام تمرینات پلیومتریک حداقل تا 48 ساعت عملکرد بی هوازی را تحت فشار قرار می دهد، این در حالی است که VO2max تحت تاثیر قرار نمی گیرد و حتی احتمال افزایش عملکرد، به علت تکیه بیشتر عضلات بر مکانیزم های بی هوازی وجود دارد.
۱۳۹۱.

مقایسه اثر شدت های مختلف تمرینات مقاومتی دایره ای بر میزان اشتهای دانشجویان دختر وپسر ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۹۷
مقدمه و هدف: تأثیر فعالیت ورزشی بر ذخایر چربی، پروتئین و کربوهیدرات روشن شده است و این احتمال وجود دارد که فعالیت ورزشی بویژه تمرینات مقاومتی بر دریافت غذایی و اشتها نیز تأثیر بگذارد. بر این اساس، هدف از این پژوهش، مقایسه اثر شدتهای مختلف تمرینات مقاومتی دایرهای بر میزان اشتهای ورزشکاران بود. مواد و روش ها: پس از ترجمه پرسشنامه استاندارد VAS (فلینت 2000) و تعدیل برخی از سوالها، با نظرخواهی از متخصصین روایی صوری، و توسط آزمون-  آزمون مجدد پایایی آن (آلفای کرونباخ0.63) بدست آمد. جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانشجویان پسر و دختر ورزشکار دانشگاه گیلان بودند که از میان آنها ، 45 آزمودنی پسر ( در 3 گروه 15 نفری) و 45 آزمودنی دختر (در 3 گروه 15 نفری) به ترتیب با میانگین سنی 1.85±21 و 2±21.24 سال، قد 5.99±176.02 و 4.93±161 سانتی متر، وزن9.29±68.36 و 6.89±55 کیلوگرم و شاخص توده بدن 1.9±21.20 و 2.9±21.91 کیلوگرم بر مترمربع انتخاب و به صورت تصادفی در سه جلسه مجزا، فعالیت مقاومتی دایرهای را با شدتهای متفاوت (50%، 65% و80% یک تکرار بیشینه) انجام دادند. برای تحلیل دادهها از آزمون کلموگراف اسمیرنف، آزمون t همبسته، ANOVA و آزمون توکی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تمرینات دایرهای به ترتیب با شدت 50% و 65% 1RM بر افزایش میزان اشتهای دانشجویان پسر و دختر تأثیر معنیداری داشته است (0.05>P). در حالی که بین میزان اشتهای پسران با شدت (65% و 80% 1RM) و در دختران با شدت (50% و 80% 1RM) تفاوت معناداری ملاحظه نگردید. همچنین، بین میزان اشتهای دختران و پسران دانشجو پس از هر سه شدت تمرینات دایرهای تأثیر معنیداری مشاهده نشد (0.05≥P).  بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر میتوان چنین نتیجه گیری کرد که تمرینات دایرهای با شدت پایین در مقایسه با شدت بالا میتواند در کاهش اشتها مؤثر باشد. لذا، با رعایت ملاحظات تمرینی، انجام این گونه تمرینات برای پیشگیری از تمایل زیاد به مصرف غذا و اشتهای زیاد به ویژه در رشته های مستلزم کنترل وزن توصیه می شود. 
۱۳۹۲.

تاثیر تمرین هوازی بر نیمرخ لیپیدی بیماران آرتریت روماتوئید تحت درمان دارویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۶۸
مقدمه و هدف: مرگ و میر ناشی از بیماری های قلبی- عروقی در بیماران آرتریت روماتوئید در مقایسه با دیگر اقشار جامعه شایع تر است. ممکن است دارو درمانی و کم تحرکی این بیماران نقش مهمی در بروز این بیماری ها داشته باشد. هایپرلیپیدمی، فاکتور اصلی خطرساز قلبی- عروقی است و خطرات بالقوه بیماری های قلبی- عروقی را می توان با اندازه گیری نیمرخ لیپیدی پیش بینی کرد. بنابراین، هدف این تحقیق، بررسی آثار 8 هفته تمرین هوازی بر نیمرخ لیپیدی بیماران آرتریت روماتوئید بود. مواد و روش ها: در تحقیقی نیمه تجربی، 23 داوطلب زن مبتلا به بیماری آرتریت روماتوئید (میانگین سن 7.73± 51.96 سال، میانگین وزن 10± 72.37 کیلوگرم و میانگین شاخص توده بدنی 2.95± 28.46 کیلوگرم بر مترمربع) که بیش از 3 سال از شروع بیماری آن ها می گذشت و داروهای یکسانی مصرف می کردند (متوتروکسات و پردنیزولون) به طور هدفمند به عنوان آزمودنی انتخاب شده و سپس به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (12 نفر) و تجربی (11 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی، هفته ای 3 جلسه در برنامه ی تمرین هوازی 8 هفته ای بر روی دوچرخه ثابت، با شدت 60 تا 70 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره، شرکت کردند. پیش و پس از 8 هفته تمرین هوازی، نمونه ی خون آزمودنی ها گرفته شد. برای بررسی تفاوت های درون گروهی از آزمون t همبسته و برای تعیین تفاوت های بین گروهی از آزمون t مستقل استفاده گردید. یافته ها: پس از 8 هفته تمرین هوازی، سطوح TG، TC، C-LDL، C-HDL/TC، C-HDL/C-LDL و BMI در گروه تجربی به طور معنی داری کاهش و C-HDL آن ها افزایش یافت (0.01 >P). در بررسی تفاوت های درون گروهی در گروه کنترل، TC، TG و C-LDL افزایش معنی دار (0.05>P)، C-HDL/TC و C-HDL/C-LDL افزایش معنی دار (0.01 >P) و C-HDL کاهشمعنی دار داشت (0.05>P)، اما تغییرات BMI معنی دار نبود. بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت که تمرین هوازی با بهبود نیمرخ لیپیدی ممکن است در پیش گیری و کاهش بروز بیماری های قلبی- عروقی در بیماران آرتریت روماتوئید نقش موثری داشته باشد. با شرکت در تمرین هوازی می توان عوارض جانبی دارو درمانی و کم تحرکی بر نیمرخ لیپیدی را خنثی کرد. علاوه بر این، معلوم شد که بیماران آرتریت روماتوئید نیز مانند سایر افراد جامعه می توانند با اجرای تمرین هوازی، سلامت قلبی- عروقی خود را بهبود بخشند.
۱۳۹۳.

تاثیر تمرینات مقاومتی و هوازی بر مولکول محلول چسبان بین سلولی و نیمرخ لیپیدی سرم زنان دارای اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۱۹
مقدمه و هدف: شواهد نشان داده اند گسترش بیماری های قلبی عروقی زمینه ای التهابی دارد و التهاب عمومی (سیستمیک)،نقش محوری در پیشرفت آترواسکلروز ایفا می کند و این عوامل بویژه در افراد دارای اضافه وزن و چاق ممکن است خطر وقوع بیماری های قلبی عروقی را افزایش دهد. هدف تحقیق بررسی تاثیر تمرینات هوازی و مقاومتی بر مولکول محلول چسبان بین سلولی (1 -sICAM) و نیمرخ لیپیدی خون در زنان دارای اضافه وزن است. مواد و روش ها: 38 زن سالم غیریائسه در تحقیق شرکت کردند و بطور تصادفی در دو گروه تمرینی شامل تمرینات مقاومتی (تعداد 14 نفر، میانگین سنی 5.82±34.14 سال و شاخص توده بدن 4.29±30.48 کیلوگرم/مترمربع) و گروه تمرین هوازی (تعداد 14 نفر، میانگین سنی 5.77±35.42 سال و شاخص توده بدن 3.28±28.49 کیلوگرم/مترمربع) و یک گروه کنترل (تعداد 10 نفر، میانگین سنی 94/5 ± 35 سال و شاخص توده بدن 2.17±26.98 کیلوگرم/مترمربع) تقسیم شدند. برنامه تمرین هوازی 8 هفته با شدت 65 تا 80 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره بود که به مدت 16 دقیقه در هفته اول اجرا گشت و در هفته هشتم به 30 دقیقه رسید. برنامه تمرینات مقاومتی نیز با شدت 50 تا 65 درصد یک تکرار بیشینه به مدت 8 هفته اجرا گردید. این تمرینات 4 جلسه در هر هفته و هر جلسه به مدت 50 دقیقه اجرا شدند. سطح سرمی 1 -sICAM، نیمرخ لیپیدی خون شامل لیپوپروتئین با چگالی پایین (C-LDL)، لیپوپروتئین با چگالی بالا (C-HDL) ، کلسترول تام و تری گلیسرید و شاخص های ترکیب بدنی قبل و 48 ساعت پس از پایان تمرینات اندازه گیری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها ، با استفاده از آزمون ANOVA و آزمون تعقیبی LSD در سطح معنی داری 0.05 >P انجام گرفت. یافته ها: وزن (0.001=p) و شاخص توده بدن (0.001=p) بعد از 8 هفته، در هر دو گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل کاهش معنادار، و حداکثر اکسیژن مصرفی (0.001= p) افزایش معنی داری پیدا کرد. در حالی که در شاخص های 1-sICAM، تری گلیسرید، کلسترول تام، C -  HDL و C-  LDL  سرم تغییر معناداری (50.05<p) مشاهده نشد.  بحث و نتیجه گیری: اگر چه 8 هفته فعالیت ورزشی از دو نوع مقاومتی و هوازی، برای بهبود نیمرخ لیپیدی و 1-sICAM زنان غیر یائسه دارای اضافه وزن موثر نبود، اما موجب کاهش BMI و بهبود Vo2max هر دو گروه تمرینی شد .
۱۳۹۴.

اثر فعالیت ورزشی ترکیبی بر برخی متغیرهای آنتروپومتریکی و فیزیولوژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۰۲
اضافه وزن و BMI بالا در دوران یائسگی و پس از آن، به طور معنی داری خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش می دهند. از طرفی، به نظر می رسد فعالیت ورزشی بر وزن بدن و BMI اثر داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر فعالیت ورزشی ترکیبی بر برخی متغیرهای آنتروپومتریکی و فیزیولوژیک زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان بود. به این منظور 29 زن 50 تا 65 سال یائسه مبتلا به سرطان پستان که جراحی، شیمی درمانی و پرتودرمانی دریافت کرده و در حال حاضر تحت دارودرمانی بودند، به دو گروه تجربی و شاهد تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 15 هفته و هر هفته 4 جلسه (دو جلسه پیاده روی و 2 جلسه تمرین مقاومتی) به فعالیت ورزشی پرداختند. در این مدت گروه شاهد در هیچ فعالیت ورزشی یا بدنی شرکت نکردند. وزن بدن، BMI، WHR، Vo2max و فشار خون، پیش و پس از 15 هفته اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) انجام گرفت. یافته های پژوهش حاکی از تفاوت معنی دار Vo2max و ضربان قلب استراحت بین دو گروه پس از 15 هفته تمرین بود (05/0p< ). همچنین بین وزن بدن، WHR و BMI دو گروه پس از 15 هفته تفاوت معنی داری مشاهده شد (05/0p< ). در واقع، فعالیت ورزشی بر Vo2max،ضربان قلب استراحت، وزن بدن، WHR و BMI زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان اثر معنی دار دارد. با این حال، بین فشار خون دو گروه پس از 15 هفته، تفاوت معنی داری مشاهده نشد. این به معنای آن است که فعالیت ورزشی ترکیبی بر فشار خون زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان تاثیر معنی داری ندارد. با توجه به یافته های این پژوهش می توان گفت که فعالیت ورزشی ترکیبی اثر مطلوبی بر برخی متغیر های آنتروپومتریک و فیزیولوژیک زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارد.
۱۳۹۵.

مقایسة اثر انواع تمرین بار شناختی بر زمان و دقت تکلیف هماهنگی دودستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی سلامت
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیولوژی ورزشی علم تمرین
تعداد بازدید : ۳۰۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۰۴
تحقیق حاضر به منظورمقایسة اثر انواع تمرین بار شناختی بر زمان و دقت تکلیف حرکت هماهنگی دودستی انجام گرفت. به این منظور 60 آزمودنی از بین دانشجویان ورزشکار دانشگاه شیراز داوطلبانه انتخاب شدند و به طور تصادفی ساده در چهار گروه 15 نفری قرار گرفتند. گروه ها شامل تکلیف بار شناختی کم (شمارش اعداد)، تکلیف بار شناختی متوسط (تکلیف ادراکی – حرکتی شامل واکنش پا) و گروه تکلیف بار شناختی زیاد (ادراکی حرکتی همراه با شنیداری) و گروه بی تمرین بودند. گروه های آزمایشی به مدت شش هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه شش بلوک دوازده کوششی تمرین کردند. آزمودنی ها قبل از شروع پروتکل و در پایان دورة تمرین، تکلیف هماهنگی دودستی را با استفاده از آزمون هماهنگی دودستی دستگاه وی ینا با اعتبار 71/0 تا 84/0 و پایانی 85/0 تا 96/0 انجام دادند. سپس نتایج زمان کلی حرکت و درصد خطای آزمودنی که در تکلیف هماهنگی دودستی بیانگر تخصیص توجه است، تجزیه و تحلیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تی وابسته و تحلیل واریانس یکطرفه انجام شد. یافته ها نشان داد که تمرین بارشناختی زیاد بر دقت تکلیف هماهنگی دودستی اثر می گذارد، ولی در عامل زمان کلی، بین گروه ها نسبت به گروه کنترل اختلاف معناداری دیده نشد (05/0 =?). بر اساس یافته های این تحقیق، در فعالیت هایی که نیازمند تخصیص توجه اند، چنانچه تمرین با بار شناختی زیاد انجام گیرد، ممکن است ظرفیت توجه تغییر یافته و در مهارت های نیازمند توجه به واسطة تغییر ظرفیت، مهارت از بعد پردازش اطلاعات گسترش پیدا کند.
۱۳۹۶.

تاثیر چهار هفته تمرین هوازی همراه با محدود کردن حرکت قفسه سینه بر توان هوازی و عملکرد قلبی- تنفسی افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۱۳
هدف از این تحقیق عبارت است از تعیین تاثیر چهار هفته تمرین هوازی همراه با محدود کردن حرکت قفسه سینه بر توان هوازی و عملکردهای قلبی- تنفسی افراد سالم. بدین منظور 18 دانشجوی مرد غیر ورزشکار به طور داوطلبانه انتخاب و به دو گروه 9 نفری (گروه تجربی 1 و 2) تقسیم شدند. هر دو گروه به مدت چهار هفته، سه جلسه در هفته با شدت 70 تا 85 درصد HRmax تمرین دوی هوازی داشتند. گروه تجربی یک تمرین هوازی همراه با بستن باند الاستیکی به دور قفسه سینه و گروه تجربی دو تمرین بدون استفاده از باند انجام دادند. به منظور اندازه گیری توان هوازی و عملکرد ریوی از دستگاه تحلیلگر گازهای تنفسی و به منظور اندازه گیری زمان رسیدن به واماندگی (TTE) از آزمون با بار ثابت روی نوارگردان استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون t (مستقل و همبسته) در سطح معناداری 05/0 استفاده شد. یافته های آزمون t همبسته نشان داد پس از تمرین، max2VO،VEmax و MVV در هر دو گروه تجربی، و TTE در گروه تجربی1 افزایش معناداری یافت (05/0p<). همچنین، نتایج آزمون t مستقل نشان داد گروه تجربی1 در مقایسه با گروه تجربی 2 افزایش بیشتری در max2VO (001/0p=)، VEmax (008/0p=) و MVV (04/0p=) داشت. اما تمرین روی FVC و FVC/1FEV این آزمودنی ها تاثیر معناداری نداشت (05/0p>). به طور کلی، نتایج این تحقیق آشکار ساخت علاوه بر افزایش توان هوازی و عملکرد قلبی- تنفسی هر دو گروه پس از تمرین، استفاده از باند الاستیکی هنگام تمرین هوازی در مقـایسه بـا تمرین هوازی به تنهـایی بر متغیرهای ذکرشده تاثیر بیشتری داشت.
۱۳۹۷.

مقایسه تاثیرات جایگزینی تمرینات اندام تحتانی و فوقانی در تناوب های استراحتی بر کمیت اجرای تمرینات اندام فوقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳۵ تعداد دانلود : ۸۵۸
همواره فاصله استراحتی به میزان فعالیت انجام شده در جلسه تمرین، عامل مهمی در حفظ اجرا تلقی می شود و جایگزینی فاصله استراحتی مناسب، ممکن است اجرای فرد را بهبود بخشد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، مقایسه تاثیر جایگزینی تمرینات اندام تحتانی و فوقانی بر کمیت ا جرای تمرینات اندام فوقانی و میزان لاکتات با بار 75 درصد یک تکرار بیشینه بود. برای این منظور، 15 مرد تمرین کرده رشته پرورش اندام با میانگین سنی 9/1 9/20 سال، وزن 2/5 8/74 کیلوگرم و توان هوازی 6/8 48/35 میلی لیتر بر کیلوگرم در دقیقه، به طور داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. همه آزمودنی ها چهار جلسه تمرین را به فاصله 48 ساعت از یکدیگر انجام دادند. در جلسه اول، یک تکرار بیشینه آزمودنی ها اندازه گیری شد. از جلسه دوم تا چهارم، آزمودنی ها در هر جلسه چهار نوبت حرکت پرس سینه را با 75 درصد یک تکرار بیشینه تا سر حد خستگی اجرا کردند. در هر جلسه یکی از مدل های فعالیتی حرکت پرس سینه با استراحت غیرفعال (P1)، حرکت پرس سینه با حرکت جلو (P2) و استراحت غیرفعال و حرکت پرس سینه با حرکت پارویی نشسته (P3) و استراحت غیرفعال را به صورت تصادفی انجام دادند و تعداد تکرارها در نوبت های مذکور ثبت شد. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی LSD استفاده شد. نتایج نشان داد هر سه مدل فعالیی مورد استفاده تعداد تکرارها را در نوبت های متوالی کاهش می دهد و بین توانایی حفظ تکرار در نوبت های متوالی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0 = P). همچنین، توانایی حفظ تکرار با استفاده از مدل فعالیتی P1 در مقایسه با مدل فعالیتی P3 (001/0= P) و همچنین مدل فعالیتی P2 در مقایسه با مدل فعالیتی P3 (02/0=P)، به طور معناداری بیشتر است. این نتایج نشان داد بین مقدار لاکتات تولید شده در مدل های فعالیتی P1 و P3 (001/0=P) و P2 و P3 (03/0=P) تفاوت معناداری وجود دارد. بنابراین، با توجه به اینکه تعداد تکرارها و مقدار لاکتات تولید شده در مدل های فعالیتی P1 و P2 تفاوت معناداری وجود ندارد (0/85= P)، به نظر می رسد استفاده از ترکیب تمرینات اندام فوقانی و تحتانی علاوه بر اینکه با کاهش مقدار لاکتات تجمع یافته، کمیت تکرارها رادر حد بالاتری نگه می دارند، کل زمان تمرین را نیز نسبت به دیگر مدل های تمرینی کاهش می دهند.
۱۳۹۸.

مقایسه تاثیر دو نوع بازیافت فعال و غیرفعال پس از ورزش درمانده ساز بر تغییرات شاخص های منتخب دستگاه ایمنی در دانشجویان مرد ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۶۲
هدف از این پژوهش، مقایسه تاثیر دو نوع بازیافت فعال و غیرفعال بر تغییرات شاخص های منتخب دستگاه ایمنی پس از فعالیت ورزشی درمانده ساز در دانشجویان مرد ورزشکار است. به این منظور با استفاده از آزمون کوپر و سنجش BMI، 20 دانشجوی ورزشکار رشته آمادگی جسمانی انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه اول (بازیافت فعال) و گروه دوم (بازیافت غیرفعال) تقسیم شدند. هر دو گروه پروتکل چندمرحله ای را تا درماندگی و بلافاصله به مدت 30 دقیقه دوره بازیافت خود را انجام دادند. آزمودنی های گروه اول در 15 دقیقه ابتدایی با 65 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه روی نوارگردان فعالیت داشتند در حالی که گروه دوم این مدت زمان را به حالت درازکش سپری کردند. سپس هر دو گروه 15 دقیقه بازیافت بعدی را در حالت نشسته به پایان رساندند. نمونه های خون، قبل، بلافاصله، 15 و 30 دقیقه پس از فعالیت درمانده ساز جمع آوری شد. نتایج تحقیق با استفاده از آزمون تحلیل واریانس طرح های تکراری، افزایش معنی داری شاخص های لکوسیت، لنفوسیت، مونوسیت، نوتروفیل، CD4، CD8 و کاهش نسبت CD4:CD8 را بلافاصله پس از پایان فعالیت نشان داد (05/0//P). هر دو نوع بازیافت فعال و غیرفعال موجب کاهش معنی دار مقادیر CD8، CD4، لنفوسیت، مونوسیت و لکوسیت وکاهش غیرمعنی دار نوتروفیل و افزایش غیرمعنی دار نسبت CD4:CD8شد که در کاهش مقادیر مذکور، تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود نداشت (05/0P>). در ضمن تمامی شاخص ها به غیر از مونوسیت در گروه اول، پس از هر دو نوع بازیافت تقریباً به سطوح استراحتی خود بازگشتند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان