ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۴۶۱.

مطالعه رفتار اجتناب از اطلاعات فرهنگی و اجتماعی دانشجویان کشور و ارائه الگو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۹
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی علل و عوامل اجتناب از اطلاعات و همچنین طراحی الگوی نظری رفتار اطلاعاتی اجتناب از اطلاعات فرهنگی و اجتماعی در میان دانشجویان است. روش پژوهش: این پژوهش کیفی با رویکرد نظریه زمینه ای و با استفاده از مصاحبه شوندگان با مصاحبه مفصل نیمه ساختاریافته انجام گردید. نمونه ها شامل 12نفر از دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی دانشگاه های کشور که تا حدودی با این نوع از اطلاعات آشنایی داشتند، بودند. داده های مؤلفه های شش گانه طی سه مرحله کدگذاری از مصاحبه کدگذاری باز، کدگذاری محوری و انتخابی با کمک نرم افزار مکس کیودای نسخه 2020 استخراج گردید. یافته ها : در کدگذاری باز 526 کد اولیه و در کدگذاری محوری 77 کد و در کدگذاری انتخابی 23 مقوله محوری استخراج گردید. در الگوی به دست آمده شرایط علی عبارت بودند: از علل شناختی، علل روانی، علل مهارتی، علل فرهنگی- اجتماعی و علل مهاجم. همچنین، زیرساخت منابع، عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل محیطی دانشگاه، نظام اطلاعاتی، نظام آموزشی و نگرش و رویکردهای دانشگاه شرایط مداخله گر این رفتار اطلاعاتی است. شرایط زمینه ای این رفتار اطلاعاتی نیز عبارت بودند از: شناخت زمینه ای اطلاعات، شناخت زمینه ای فرد، ماهیت و ویژگی اطلاعات و منبع اطلاعاتی، مدل ها و سیاست های اطلاعاتی و هزینه کرد برای اطلاعات. نتیجه گیری : باتوجه به تأثیر اطلاعات فرهنگی و اجتماعی در رشد و شکوفایی دانشجویان و شیوع رفتار اجتناب از اطلاعات در میان دانشجویان با شناخت این رفتار و راهکارهای مقابله ای، آسیب ها و تأثیرات منفی این رفتار را با عواملی می توان کاهش داد.
۴۶۲.

کتابخانه های عصر صفوی: تداوم و تحول در رویکردها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۱۹۰
هدف: بررسی و تحلیل کارکرد و نقش کتابخانه ها در دوران حکومت صفویان. روش پژوهش: با توجه به ماهیت این پژوهش، از روش کتابخانه ای مبتنی بر بررسی کتاب ها، نسخ خطی و اسناد دست اول استفاده شده است. یافته ها: پژوهش حاضر نشان می دهد که دو دوره متمایز در حیات و کارکرد کتابخانه های عصر صفوی قابل بررسی است. دوره نخست که مربوط به سده دهم هجری و زمان حکومت شاه اسماعیل و بخشی از زمان شاه طهماسب می شود، امتداد نقش و کارکرد کتابخانه های قرن نهم و به ویژه کتابخانه های تیموریان در خراسان است که در آن، وظیفه اصلی کتابخانه ها، تولید و آفرینش نسخ نفیس با بهره گیری از عالی ترین سطح هنرهای کتاب آرایی است. در دوره دوم که زمان شاه عباس و پس از آن را در بر می گیرد، به دلایلی چند و از جمله لزوم تدوین آثار دینی – فقهی مذهب تشیع که در جامعه ایران آن روزگار با کمبود مواجه بوده، کتابخانه ها و مجموعه منابعشان عمدتاً به سمت گردآوری این گروه از آثار سوق پیدا می کند. تحول دیگری که در این مرحله رخ می دهد، مطرح شدن زبان فارسی به عنوان زبان نگارش متون مذهبی برای استفاده عموم افراد جامعه ایران است. نتیجه گیری: کارکرد و جایگاه کتابخانه ها در دو قرن حکومت صفویان را در دو مرحله متفاوت می توان مشاهده کرد. در مرحله نخست، تداوم کارکرد کتابخانه ها بسان دوره گذشته بود که در آن وظیفه اصلی کتابخانه ها، آفرینش نسخه های خطی نفیس با بهره گیری از سرآمدان عرصه های نگارگری و خوشنویسی و کتاب آرایی بود. در مرحله دوم توجه به کتابخانه ها بیشتر به عنوان جایگاه حفظ و نگهداری آثار مکتوب علما و فقهای شیعه بود که تحولی محسوس در نقش و عملکرد کتابخانه های مهم این دوره به شمار می آید.
۴۶۳.

بررسی نقش سواد رسانه ای در توانایی تشخیص اخبار جعلی کتابداران کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف: انتشار گسترده «اخبار جعلی» که باعث فریب کاربران و انحراف جامعه می شوند، به یکی از تهدیدات مهم رسانه ای در جوامع امروز تبدیل شده است. توانایی تشخیص اخبار جعلی برای جامعه و به خصوص کتابداران به عنوان ارائه کنندگان خدمات اطلاعاتی برای شناخت و مقابله با اخبار جعلی ضروری است. سواد رسانه ای ازجمله عوامل مهمی است که در این زمینه می تواند نقش داشته باشد؛ در واقع یکی از مهم ترین راه های مقابله با این تهدید، تجهیز کتابداران به امکانات سواد رسانه ای است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سواد رسانه ای در توانایی تشخیص اخبار جعلی کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه است. روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه (170 نفر) تشکیل می دهند که از بین آن ها (118 نفر) از طریق فرمول مورگان به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه توانایی تشخیص اخبار جعلی (اسمعیلی، رحیمی و مرادی، 1398) که براساس هشت مؤلفه اطلاع نگاشت ایفلا طراحی شده و پرسشنامه سواد رسانه ای (فلسفی، 1393) استفاده شده است. یافته ها: سطح سواد رسانه ای کتابداران (28/3) و توانایی تشخیص اخبار جعلی آنان (29/3) است. همچنین براساس تحلیل داده ها، سواد رسانه ای با ضریب تأثیر 47/0 بر بررسی منبع، با ضریب تأثیر 24/0 بر خواندن متن خبر، با ضریب تأثیر37/0 بر تشخیص نویسنده، با ضریب تأثیر 45/0 بر بررسی منابع پشتیبان، با ضریب تأثیر 41/0 بر بررسی تاریخ و زمان خبر، با ضریب تأثیر 30/0 بر بررسی طنز یا جدی بودن خبر و با ضریب تأثیر 35/0 بر رجوع به باور و تعصبات شخصی نقش دارد. اما در رابطه با پرسش از متخصصین نقشی نداشته و با ضریب تأثیر برابر با 51/0 بر مقیاس کلی توانایی تشخیص اخبار جعلی مؤثر است. نتیجه گیری: با توجه به مؤثر بودن سواد رسانه ای بر افزایش توانایی تشخیص اخبار جعلی، باید آموزش و اقدامات لازم در جهت ارتقاء سواد رسانه ای صورت گیرد، تا سبب افزایش توانایی تشخیص اخبار جعلی کتابداران گردد. تشخیص اخبار جعلی، مجموعه ای از مهارت ها بوده که کتابداران به طور فعالانه برای قرار گرفتن در معرض پیام های جعلی از این شاخص ها استفاده می کنند، تا صحّت پیام ها را تشخیص دهند. کتابداران برخوردار از توانایی تشخیص اخبار جعلی، در برابر اخبار جعلی، آسیب پذیری کمتری دارند. اخباری را که به منظور تأثیرگذاری بر آن ها طراحی و ارسال شده، در سطوح مختلف مورد شناسایی قرار می دهند و قادر خواهند بود با آگاهی بیشتری با آنان مواجهه شده و این مهارت ها را به کاربران آموزش دهند. نتایج این پژوهش می تواند در برنامه ریزی های درازمدت کتابخانه های عمومی کشور مورد استفاده قرار گیرد.
۴۶۵.

ارائه الگویی برای توسعه روش شناختی مطالعات سواد اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۵۸
هدف:پژوهش حاضر بر آن است که چارچوب های روش شناختی به کار رفته مقالات حوزه سواد اطلاعاتی را مورد مطالعه قرار دهد و بر اساس همین چارچوب ها، الگوی جدیدی را برای مطالعات سواد اطلاعاتی به منظور توسعه روش شناختی پیشنهاد نماید.روش: در پژوهش حاضر از چارچوب آمیخته برای دستیابی به نتایج استفاده شده است. جامعه پژوهش، همه مقالات فارسی و انگلیسی حوزه سواد اطلاعاتی طی سال های 1992 تا 2023 شامل 682 مقاله بود که با روش نمونه گیری نظری، مقالاتی که دارای اصالت روش شناختی بودند انتخاب و باقی مقالات کنار گذاشته شد و در آخر 193 مقاله به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. ابتدا به روش مقوله بندی، پژوهش های حوزه سواد اطلاعاتی در سه رویکرد کمی، کیفی و آمیخته تقسیم بندی شد. در ادامه به روش تحلیل مضامین، چارجوب روش شناختی مقالات منتخب مشخص گردید و مضامین و ایده های روش شناختی متمایز آن ها استخراج شد و با بهره گیری از اندیشه های روی باسکار و روش طبقه بندی مفاهیم، الگویی برای توسعه روش شناختی مطالعات این حوزه ارائه گردید.یافته ها: چارچوب های روش شناختی در سه دسته شناخت تجربی، شناخت رویه ای و شناخت استفهامی جای گرفتند. شناخت تجربی، سطح ارائه روش شناسی های نازل، و عموماً شامل روش هایی است که با آنها می توان به درکی کلی از مسئله رسید و روش های پیمایشی، تجربی، دلفی و امثال آن در این سطح اند. شناخت رویه ای، سطح میانی پژوهش های سواد اطلاعاتی است و بیشتر به دنبال بررسی رویه هاست. این سطح بالاتر از شناخت تجربی است و درکی از مراحل دستیابی به سواد به دست می دهد. شناخت استفهامی، سطح عالی پژوهش های سواد اطلاعاتی است که در آن تضادها، درگیری ها، زدوخوردها، و دیالکتیک کنشگران برای کسب اطلاعات، و ساختارهای محدودکننده بررسی می شود.نتیجه گیری: پژوهش در حوزه سواد اطلاعاتی، با توجه به روش های به کاررفته تاکنون، و با توجه به الگوی باسکار، بهتر است با مطالعه تجربی آغاز شود، با مطالعات رویه ای دنبال گردد و به مطالعه استفهامی خاتمه یابد. تک بعدی بودن پژوهش های این حوزه و طی نشدن این روال، موجب گسستگی نتایج و غنا نیافتن داده ها در طول فرایند می شود و اثربخشی نتایج را کاهش می دهد. 
۴۶۶.

سواد الگوریتمی و نقش کتابداران در آموزش آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۵
هدف: هدف از پژوهش حاضر، مطالعه مفهوم و ضرورت سواد الگوریتمی و نیز نقش کتابداران در آموزش این سواد است. روش پژوهش: این پژوهش به روش مروری روایتی انجام شده است. بدین صورت که با جستجوی عبارت سواد الگوریتمی در پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی، مقالات مرتبط استخراج شد. سپس، این مفهوم، از لحاظ تعریف، ابعاد، مؤلفه ها و دیگر جنبه ها مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت و اتفاق نظرها، اختلاف نظرها و شکاف های پژوهشی، آشکار گردید. یافته ها: بررسی متون مشخص ساخت که با وجود این که در خارج از کشور طی سال های اخیر، پژوهش هایی در مورد سواد الگوریتمی انجام گرفته است، هنوز در ایران به بررسی این مفهوم، پرداخته نشده است. در این پژوهش، توسعه مفهوم سواد از عصر اطلاعات تا عصر هوش مصنوعی بررسی شد. همچنین، به تعاریف مختلفی که در مورد سواد الگوریتمی وجود دارد اشاره شد. در ادامه، به ابعاد و مؤلفه های سواد الگوریتمی و اهمیت و ضرورت آن پرداخته شد و در پایان، نقش کتابداران و کتابخانه ها در آموزش سواد الگوریتمی، مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نتیجه گیری: برسی متون مربوط به سواد الگوریتمی نشان داد که هنوز تعریف واحد جهانی از سواد الگوریتمی وجود ندارد ولی تعاریف موجود، بر آگاهی از نحوه کارکرد الگوریتم ها و مهارت ارزیابی انتقادی آن ها تأکید دارند. همچنین، ابعاد و مؤلفه های مختلفی توسط پژوهشگران مطرح شده است که در مجموع، این پژوهش ها نشان داد سواد الگوریتمی با ابعاد شناختی، رفتاری و عاطفی کاربر در ارتباط است. امروزه با گسترش روزافزون استفاده از الگوریتم ها در سایه توسعه سریع هوش مصنوعی، لزوم برخورداری از این سواد، ملموس تر است. کتابداران به عنوان پیشگامان در آموزش سواد اطلاعاتی، اکنون می توانند با توجه به رسالت ذاتی خود به عنوان تسهیلگران آموزش و پژوهش، به آموزش سواد الگوریتمی به کاربران کمک و مبادرت ورزند.
۴۶۷.

ارزیابی انطباق برنامه درسی مقطع کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی با مهارت های مورد نیاز دانش آموختگان برای ورود به بازار کار بر پایه طبقه بندی بازنگری شده بلوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف: هدف این پژوهش ارزیابی انطباق برنامه درسی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی با دیدگاه های متخصصان و مهارت های مورد نیاز دانش آموختگان برای ورود به بازار کار بر پایه طبقه بندی بلوم بود. روش : این پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار (قیاسی) بهره برده است. دلیل انتخاب این روش، یافتن مفاهیم پنهان در اهداف رفتاری سرفصل های درسی و تحلیل آنها از دو بعد شناختی و دانشی است. الگوی به کار گرفته شده در تحلیل محتوای داده های این پژوهش، طبقه بندی بازنگری شده بلوم (توسط اندرسون و کراسول) بوده که با تحلیل محتوای هدف های رفتاری در سرفصل های کارشناسی رشته، آگهی های استخدام و نظرات متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی بر پایه طبقه های یاد شده در این طبقه بندی (مقوله های اصلی و فرعی) انجام شده است. جامعه پژوهش به این شرح است: 1. آخرین ویرایش سرفصل های کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی مصوب 28/11/1393، شامل 61 درس در سه بخش، درس های تخصصی اجباری 30 درس، درس های پایه 19 درس و دروس تخصصی اختیاری 12 درس که در قالب گروه های موضوعی (متون تخصصی انگلیسی، مبانی رایانه و فناوری، مدیریت، پژوهش و نگارش، سازماندهی، مرجع شناسی، کتابخانه و اطلاعات، کارآموزی، مبانی، سایر دروس) تقسیم بندی شدند. 2. متخصصان و صاحب نظران علم اطلاعات و دانش شناسی در حوزه آموزش این رشته که تعداد این افراد 48 نفر بوده، برحسب دسته بندی موضوعی که بر روی سرفصل های کارشناسی این رشته انجام شده بود، به ازای هر دسته موضوعی تعدادی از این اساتید برحسب سابقه تدریس و تجربه پژوهشی در این حوزه ها انتخاب شدند. 3. آگهی های استخدام منتشر شده در جراید، روزنامه ها و وب سایت ها در 10 سال اخیر که جمع آوری شده و تحلیل محتوا شدند. نمونه گیری در این پژوهش به روش هدفمند و براساس تخصص و تجربه آموزشی و پژوهشی استادان دانشگاه ها در حوزه های موضوعی گوناگون انجام شد. ابزار پژوهش سیاهه وارسی بود که بر پایه طبقه بندی بازنگری شده بلوم توسط اندرسون و کراسول (2001) انجام شد. این سیاهه وارسی در قالب یک ماتریس 19´11 بود که ستون های آن نشانگر نوع دانش شامل 4 نوع و 11 زیرشاخه و سطرهای آن شامل 6 مهارت و 19 زیرشاخه بود. جهت تحلیل داده هایی که از سه گروه جامعه گرفته شده بود، کدهایی از طبقه بندی بازنگری شده بلوم گرفته شده و در نرم افزار MAXQDA 2020 تعریف شد. پس از تعریف کدها در نرم افزار، فایل های مربوط به سرفصل کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در قالب گروه های موضوعی، داده های به دست آمده از پرسشنامه هایی که میان متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی توزیع شده بود، به همراه داده های حاصل از بررسی آگهی های استخدام که مهارت های مدنظر آن ها جدا شده بود؛ وارد نرم افزار شد؛ سپس داده ها کدگذاری شده و مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفتند. برای افزایش اعتبار و اتکاءپذیری داده های پژوهش، از شیوه بررسی همتایان استفاده شده است، به این صورت که از تیم پژوهش دو نفر که سابقه پژوهش در این حوزه را داشتند، در سه مرحله، هر بار 10 درصد از اهداف رفتاری را به صورت تصادفی بررسی کردند. برای تأییدپذیری نیز از زاویه بندی پژوهشگران (استفاده از بیش از دو نفر در پژوهش) و داده ها (استفاده از بیش از دو منبع داده دربرگیرنده آگهی های بازار کار، دیدگاه متخصصان درباره سرفصل و تحلیل محتوای سرفصل) در پژوهش استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که از نظر شناختی بیشترین تأکید اهداف رفتاری این سرفصل بر مهارت های یادآوری و به کار بستن و از نظر دانشی بر دانش روندی و دانش امور واقعی بوده و با دیدگاه متخصصان این حوزه موضوعی نیز همراستا هستند. همچنین میان جامعه پژوهش، بر تعداد محدودی از مهارت های شناختی 19گانه و مهارت های دانشی 11گانه تأکید شده و میان اهداف رفتاری سرفصل و دیدگاه متخصصان تفاوت وجود دارد و این اهداف با نیازهای بازار کار هماهنگ نیستند. نتیجه گیری: اگر اهداف رفتاری سرفصل بیشتر جنبه عملی و کارگاهی داشته باشد، می توان بر همخوانی بیشتر آموزش و اشتغال در این رشته افزود تا نیازهای بازار کار و آموزش دانشگاهی همسو و مکمّل یکدیگر باشند.
۴۶۸.

مدیریت هوشمند ترافیک با به کارگیری تکنیک های بینایی ماشین در شهرهای هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۲
فناوری های شهر هوشمند عنصر مهمی برای مدیریت مؤثر صنعتی شدن سریع جهان امروزی هستند، زیرا می توانند به رفع مشکلات اقتصادی و زیست محیطی ناشی از افزایش جمعیت شهری کمک کنند. شهرهای هوشمند زیرساخت های سنتی و خدمات عمومی را با فناوری ادغام می کنند تا سیستمی کارآمدتر، پایدارتر و قابل دسترس تر ایجاد کنند و ضمن اینکه نیازهای ساکنان شهر را برآورده می کنند، درک سنتی مدیریت شهر را نیز متحول می کنند. سیستم های حمل و نقل هوشمند، که از اجزای کلیدی شهرهای هوشمند به شمار می آیند، برای بهبود ایمنی سیستم حمل و نقل، کاهش اثرات زیست محیطی، ترویج توسعه حمل و نقل پایدار و افزایش بهره وری، توسعه یافته اند. این سیستم ها راه حل های مدرنی را برای مشکلات مربوط به حمل ونقل، از جمله ترافیک و تصادفات ارائه می دهند و با استفاده از داده های جمع آوری شده از زیرساخت ها، شبکه ها و وسایل نقلیه، به کارآمدی سیستم حمل و نقل و تضمین ایمنی شهروندان کمک می کنند. سیستم حمل و نقل هوشمند به عنوان سیستم یکپارچه مدیریت حمل ونقل، متشکل از ارتباطات پیشرفته، پردازش اطلاعات و فناوری های مدیریت ترافیک، می تواند داده های بلادرنگ جمع آوری شده از منابع ناهمگن را بلافاصله پردازش کرده و آن ها را برای تسهیل تصمیم گیری موثر تجزیه و تحلیل کند. بینایی ماشین یکی از برجسته ترین زیرشاخه های کاربردی هوش مصنوعی است که سیستم ها را قادر می سازد تا اطلاعات معنا داری را از تصاویر دیجیتال و سایر ورودی های بصری استخراج کنند و همچنین بر اساس این اطلاعات تصمیم گیری و عمل کنند. بینایی ماشین، که بر پایه یادگیری ماشین از شبکه های عصبی عمیق استفاده می کند، راه حل هایی را ارائه می کند که می توانند در فرایند خودکارسازی سیستم های حمل و نقل و افزایش سطح ایمنی آن، به کار گرفته شوند. قابل تصور است که معماری های وسایل نقلیه خودران و مدیریت هوشمند ترافیک در شهرهای هوشمند تسلط خواهند یافت و سیستم های حمل ونقل را متحول خواهند کرد و در این راستا توسعه تکنیک های بینایی ماشین نقش مهمی ایفا خواهند کرد. در این مقاله میزان اثربخشی روش های یادگیری عمیق مبتنی بر بینایی ماشین در کاربردهای مدیریت ترافیک شامل تشخیص و شناسایی خودکار پلاک خودرو، تشخیص و شناسایی علائم ترافیکی، تشخیص و طبقه بندی خودرو، تشخیص عابر پیاده و تشخیص خطوط جاده مورد بررسی قرارگرفته است و لذا با جمع آوری تحقیقات از منابع مختلف و بررسی معماری های مؤثر شبکه های عصبی عمیق همراه با تعیین معیارهای ارزیابی عملکرد هر یک، نشان داده شده است که چگونه به کارگیری تکنیک های بینایی ماشین در مدیریت ترافیک، می تواند در هوشمندتر شدن سیستم های حمل ونقل در شهرهای هوشمند تأثیر به سزایی داشته باشد.
۴۶۹.

روایی و پایایی در تحقیقات کیفی: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۱۶۵
اگرچه ارزیابی روایی و پایایی از دیرباز مورد توجه محققان کمّی وجود داشته، اما این مفاهیم برای پژوهشگران کیفی مورد بحث بوده است. با توجه به اینکه تحقیقات کیفی در دنیای واقعی انجام می شود، می تواند در زندگی افراد پیامدهایی داشته باشد. بنابراین، لازم است نتایج این تحقیقات قابل اعتماد باشد. بدین منظور باید روایی و پایایی در این تحقیقات جهت جلب اعتماد مخاطب نسبت به نتایج حاصل از تحقیق کیفی و افزایش اعتبار آن بررسی گردد. پژوهش حاضر با هدف ارائه مجموعه ای از روش های ارزیابی روایی و پایایی در تحقیقات کیفی انجام شده است. در پژوهش حاضر از مرور نظام مند جهت دستیابی به اهداف پژوهش بهره گیری شده است؛ زیرا این نوع پژوهش بدون ایجاد محدودیت زمان و محدوده تحقیق، به بررسی مجموعه جامعی از مطالعات مرتبط با موضوع پژوهش می پردازد. بر همین مبنا کلیدواژه های مد نظر در پایگاه داده «وب آو ساینس» مورد جست وجو قرار گرفته و 100 مقاله استخراج شد. پس از سه مرحله پالایش مقالات که شامل مقالات پژوهشی و مروری انگلیسی زبان بود و در نهایت، با بررسی متن آن ها تعداد 48 مقاله مرتبط با موضوع منتشرشده طی سال های 1993 تا 2023 یافت شد و مبنای جمع آوری اطلاعات قرار گرفت. افزون بر آن، محیط گرافیکی بیبلیوشاینی متعلق به کتابخانه بیبلیومِتریکس نرم افزار R (که یک بسته نرم افزاری منبع باز است) و همچنین، نرم افزار «وُس ویووِر» نیز برای توصیف داده های پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. در این پژوهش، مجموعه به نسبت جامعی از روش های ارزیابی روایی و پایایی استخراج گردید و در قالب روش های ارزیابی کمی و کیفی روایی و پایایی در تحقیقات کیفی دسته بندی شد. بر اساس نتایج حاصل، 55 روش کیفی و 4 روش کمی جهت ارزیابی روایی در تحقیقات کیفی و همچنین، 13 روش کیفی و 6 روش کمی نیز جهت ارزیابی پایایی در تحقیقات کیفی از مجموعه مقالات استخراج شد. ارزیابی روایی و پایایی در تحقیقات کیفی، بیشتر در تحقیقات علوم اجتماعی و پس از آن در حوزه پرستاری و مراقبت بهداشتی مورد توجه قرار گرفته است. این مسئله اهمیت روایی و پایایی در تحقیقات مرتبط با این حوزه ها را نشان می دهد. از جمله روش های ارزیابی روایی که بیشترین توجه را در میان محققان کسب کرده اند، روایی درونی، روایی بیرونی، و روایی محتواست. هر یک از این انواع روایی با مفهوم ارائه شده در روش های کمی متفاوت هستند. بر اساس بررسی های انجام شده، از روایی بیرونی در تحقیقاتی که روش های کیفیِ مطالعه موردی، تحلیل مقایسه ای کیفی، مصاحبه، و مطالعه مروری را به کار برده اند، بهره گیری شده است. روایی درونی نیز برای ارزیابی تحلیل مقایسه ای کیفی و مطالعه موردی به کار رفته است. روایی محتوا در ارزیابی روش های کیفی قوم نگاری، پدیدارشناسی، نظریه زمینه ای، مصاحبه، و مصاحبه شناختی استفاده شده است. در روش های ارزیابی پایایی تحقیقات کیفی نیز روش های پایایی بین ارزیاب که جزء روش های کمی است، در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بررسی این تحقیقات بیانگر آن است که این روش برای ارزیابی روش های پژوهش کیفیِ تحلیل محتوا، تحلیل مضمون، و مطالعه موردی به کار رفته است. نتایج این پژوهش می تواند برای محققان کیفی، داوران مقالات کیفی، و همچنین مخاطبان مطالعات کیفی جهت قضاوت در مورد اعتبار نتایج حاصل از تحقیقات مورد استفاده باشد.
۴۷۰.

تولیدات علمی هوش مصنوعی در ایران: با تاکید بر رشته های موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت تولیدات علمی هوش مصنوعی در ایران به تفکیک حوزه های موضوعی بود. روش : روش پژوهش، از نوع توصیفی- کاربردی و با رویکرد علم سنجی بود. 804 رکورد مرتبط با حوزه هوش مصنوعی نمایه شده در پایگاه استنادی آی.اس.سی.، بین سال های 1381-1402 بررسی شدند. به منظور نمایه سازی موضوعی مقالات با رویکرد کمّی از فنون علم سنجی، و برای تییین اصطلاحات موضوعی از نمایه سازی نیمه خودکار استفاده شد. 357 کلمه کلیدی که نمایانگر موضوعات تحقیقات بودند و در جامعه آماری 2807 بار تکرار شده بودند، شناسایی گردید. یافته ها: تولیدات علمی در شش حوزه موضوعی کلی علوم انسانی (285 مقاله)، فنی و مهندسی (182 مقاله)، علوم کشاورزی (125 مقاله)، علوم پزشکی (102 مقاله)، محیط زیست و منابع طبیعی (62 مقاله)، علوم پایه (48 مقاله) انجام شده است. پر بسامدترین موضوعات در حوزه علوم انسانی: بورس، توسعه اقتصادی و برنامه ریزی، پول و موسسات مالی، مدیریت مالی، حسابداری، حسابرسی و حقوق، اقتصاد، مدیریت اطلاعات و مدیریت منابع انسانی؛ در حوزه فنی و مهندسی: سازه، سازه های هیدرولیکی، حمل و نقل، فناوری اطلاعات، سازه های دریایی، زلزله و کنترل؛ در حوزه علوم کشاورزی: کشاورزی- مدیریت، آب، منابع، آبیاری، خاکشناسی، زهکشی، مدیریت پسماند، محیط زیست، خاک- حفاظت و مکانیزاسیون و مکانیک ماشین های کشاورزی؛ در حوزه علوم پزشکی: پزشکی- کلیات، پزشکی- بیماری ها، پزشکی- علوم پایه، بهداشت، زیست فناوری، روانپزشکی، روانشناسی بالینی، پاتولوژی، فیزیولوژی و علوم اعصاب؛ در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی: آبخیزداری، بوم شناسی، خاک- حفاظت، جنگل و جنگلداری و بیابان؛ در حوزه علوم پایه: زمین شناسی- کلیات، ژئوشیمی، چینه شناسی، رسوب شناسی، ریاضی کاربردی، علوم- جنبه های اجتماعی، علوم، ژئوفیزیک، علم و فناوری و زمین شناسی کاربردی پراهمیت ترین موضوعات مورد تاکید تولیدات علمی هوش مصنوعی شناخته شدند. حوزه های علوم انسانی و فنی مهندسی از نخستین حوزه هایی بوده اند که از سال 1381 آثار علمی در زمینه هوش مصنوعی در پایگاه استنادی آی.اس.سی. داشتند. از سال 1387 حوزه های علوم پایه و علوم کشاورزی در پایگاه استنادی آی.اس.سی. در زمینه هوش مصنوعی اثر منتشر کرده اند. حوزه محیط زیست و منابع طبیعی نیز از سال 1388 در زمینه هوش مصنوعی موفق به تولید علمی معتبر شده است. حوزه علوم پزشکی در مقایسه با سایر حوزه های کلان پژوهشی با تأخیر بیشتری به حوزه هوش مصنوعی گام نهاده و نخستین تولیدات آن مربوط به سال 1390 است. در همه حوزه های کلان پژوهشی کشور روند تولیدات علمی هوش مصنوعی رو به رشد است. اما حوزه علوم انسانی به عنوان با قدمت ترین حوزه کشور و حوزه پزشکی به عنوان جوان ترین حوزه، نمودار رشد بهتری را نسبت به سایرین داشته اند. مجلات «مهندسی منابع آب» و «مهندسی عمران امیرکبیر» با بیشترین انتشار مقاله در حوزه هوش مصنوعی (12 مقاله) سرآمدترین نشریات این حوزه در کشور شناخته شدند. مجله «پردازش علائم و داده ها» و «دانش آب و خاک» با انتشار 11 مقاله در رتبه دوم جای گرفتند و مجله «پژوهش های حفاظت آب و خاک» با انتشار 10 مقاله در حوزه هوش مصنوعی رتبه سوم را کسب نمود. دانشگاه تهران با بیشترین تولیدات علمی هوش مصنوعی در حوزه های علوم انسانی، محیط زیست و منابع طبیعی و علوم پایه برجسته ترین دانشگاه ایران شناخته شد و دانشگاه تبریز رتبه اول تولیدات علمی هوش مصنوعی را در حوزه های فنی و مهندسی و علوم کشاورزی کسب نمود. دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، در حوزه علوم پزشکی بالاترین جایگاه تولیدات علمی هوش مصنوعی را کسب کرد. رویا دارابی با انتشار 8 مقاله، چهره برجسته حوزه علوم انسانی؛ وحید نورانی با انتشار 8 مقاله، چهره برجسته حوزه فنی و مهندسی؛ کیومرث روشنگر، با انتشار 4 مقاله، چهره برجسته حوزه علوم کشاورزی؛ جواد حدادنیا با انتشار3 مقاله، چهره برجسته حوزه علوم پزشکی؛ جمشید پیری، با انتشار 3 مقاله چهره برجسته حوزه محیط زیست و منابع طبیعی؛ عطاءالله ندیری، با انتشار 5 مقاله چهره برجسته حوزه علوم پایه در تولیدات علمی هوش مصنوعی شناخته شد.          نتیجه گیری: تجزیه و تحلیل حاصل از رصد تولیدات علمی هوش مصنوعی ایران در پایگاه استنادی آی.اس.سی. نه تنها برای متخصصان هوش مصنوعی، بلکه برای سایر پژوهشگران و عموم مردم نیز مورد توجه است؛ زیرا با شناسایی برجستگان حوزه هوش مصنوعی در ایران، مسیر توسعه همکاری های بین رشته ای و تعاملات جدید فراهم شده و امکان دستیابی به پربارترین نتایج در زمینه هوش مصنوعی میسر خواهد شد.
۴۷۱.

ترسیم و تحلیل نقشه دانش پایان نامه های حوزه علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۲
هدف از پژوهش حاضر پژوهش شناسایی موضوعات پرطرفدار، زمینه های نوظهور و شکاف های علمی حوزه علوم تربیتی براساس پایان نامه های دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی است. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و با رویکرد علم سنجی است. جامعه پژوهش 1066 پایان نامه است که طی سال های 1392 تا 1397 در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی به رشته تحریر درآمدند. نتایج حاکی از آن است که برنامه درسی پرکاربردترین موضوع در پایان نامه ها است. یافته های مربوط به خوشه بندی سلسله مراتبی منجر به شکل گیری 14 خوشه شد. محاسبه سنجه های مرکزیت شبکه نشان داد امکانسجی آموزشی، برنامه آموزشی، یادداری، طراحی آموزشی، مدارس هوشمند، دانش آموزان، اخلاق، مدارس ابتدایی، نوآوری فردی و مؤلفه های طراحی آموزشی از جمله موضوعات مهم و اثرگذار در شبکه هم رخدادی واژگان حوزه علوم تربیتی است. واژگان امکانسنجی آموزشی، یادداری، دانش آموزان، برنامه آموزشی، اخلاق، مدارس هوشمند، مدارس ابتدایی، تحلیل عاملی تأییدی، مؤلفه های طراحی هوشمند و نیازسنجی آموزشی نیز از جمله موضوعاتی هستند که نقشه واسط در شبکه دارند و میزان انتقال اطلاعات در شبکه از طریق این کلیدواژگان بیشتر است.به عبارت دیگر این موضوعات به مثابه حلقه اتصال در شبکه هستند و از طریق آن ها می توان به موضوعات دیگر نیز دسترسی پیدا کرد.
۴۷۲.

بررسی داستان سرایی دیجیتال به عنوان ابزاری برای بهبود/توسعه مهارت های سواد اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۱۸۸
هدف: داستان سرایی دیجیتال یک ارائه چندرسانه ای از یک داستان مبتنی بر هنر توصیف شده است. این ارائه معمولاً با استفاده از یک ویدئو صورت می گیرد و به این صورت است که افراد در رابطه با موضوع خاصی روایتی را طراحی و به نمایش می گذارند. بنابراین، می تواند به عنوان یک ابزار مدرن نقش مهمی در توسعه سواد اطلاعاتی افراد داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی استفاده از داستان سرایی دیجیتال در گسترش سواد اطلاعاتی انجام شده است.روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه پژوهش حاضر تمامی مقالات معتبر و مرتبط داخلی و خارجی  در بازه زمانی 2024- 2000 است که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 53 مقاله انتخاب شد. برای یافتن مقالات از کلمات کلیدی مانند داستان سرایی دیجیتال، سواد اطلاعاتی، آموزش الکترونیک به صورت تنهایی و ترکیبی استفاده شد. معیارهای ورودی شامل اعتبار منابع، دسترسی و سال چاپ آن ها در بازه زمانی مشخص بود. جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعه مقالات و تا رسیدن به اشباع انجام شد.یافته ها: ابتدا 53 مضمون پایه از متون استخراج شد. سپس مضامین به گروه های بزرگ تر تقسیم شدند و با عنوان مضامین سازنده مشخص شدند. در ادامه، 14 مضمون سازنده و در نهایت 7 مضمون اصلی (یادگیری-یادآوری، مهارت های کلامی–اجتماعی، مهارت های روان شناختی، انطباق پذیری فردی-فرهنگی، خلاقیت، گسترش سواد و عوامل علی) شناسایی شدند.نتیجه گیری: از یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که داستان سرایی دیجیتال نقش مهمی در یادگیری الکترونیک و همچنین گسترش انواع سواد دارد و می تواند به عنوان یک ابزار در گسترش سواد اطلاعاتی نقش مهمی داشته باشد.
۴۷۳.

عوامل تأثیرگذار بر بهرهگیری از فناوری بلاکچین در آرشیوهای الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۵۶
کی ازکاربردهای مهم فناوری بلاک چین، مدیریت اسناد در آرشیوهای الکترونیک است. هدف این پژوهش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری فناوری بلاک چین در آرشیوهای الکترونیک از طریق مرور نظام مند متون مرتبط است. پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کیفی و از نوع فراترکیب است که با بهره گیری از روش «سندلوسکی و باروسو» در هفت گام تنظیم سؤالات پژوهش، جست وجوی نظام مند متون، غربالگری و انتخاب متون کیفی مناسب، ارزیابی متون و استخراج داده، تحلیل و سنتز یافته ها، حفظ کنترل کیفیت، و ارائه یافته ها و مدل مفهومی انجام شد. تیم فراترکیب متشکل از دو نفر متخصص علم اطلاعات و دانش شناسی، یک نفر متخصص حوزه آرشیو و یک نفر متخصص مسلط به روش پژوهش فراترکیب بود. پس از تشکیل تیم فراترکیب، مراحل گفته شده به ترتیب هفت گام ذکرشده انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 103 مقاله انگلیسی و فارسی بود که در زمینه شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری از فناوری بلاک چین در بازه زمانی 2015 تا 2023 (1390 تا 1402) نگاشته شده بودند و بعد از حذف موارد تکراری و نامرتبط به 40 مقاله رسید. به منظور اطمینان از میزان ربط این مقالات، از ابزار ارزیابی پژوهش های کتابداری و اطلاع رسانی «گلین» که چک لیستی استاندارد برای سنجش تحقیقات کیفی است، استفاده شد. پس از پالایش، نتایج به روش تحلیل مضمون «اترید و استرلینگ» و در قالب مفاهیم فراگیر، سازمان دهنده و پایه دسته بندی شد. عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری از فناوری بلاک چین در سازمان ها و مراکز آرشیوی را می توان در 6 دسته مضامین سازمان دهنده فرهنگی، قوانین و مقررات، فنی، اقتصادی، آموزشی و زیست محیطی قرار داد. هر کدام از این مضامین سازمان دهنده دارای تعدادی مضامین پایه هستند که در مجموع، به 27 مضمون می رسند. مضامین سازمان دهنده فرهنگ و قوانین و مقررات و اقتصادی هر کدام با 3 مضمون پایه، مسائل فنی 12 مضمون پایه، زیست محیطی 4 مضمون پایه، و آموزشی با 2 مضمون پایه به دست آمد. از آنجا که پیاده سازی فناوری بلاک چین در آرشیوهای الکترونیک تأثیر به سزایی در بهبود مدیریت اسناد و جلوگیری از جعل آن ها دارد، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری و پیاده سازی این فناوری در آرشیوهای الکترونیک می تواند مؤثر واقع شود. بدیهی است تا کلیه عوامل تأثیرگذار شناسایی نشوند، پیاده سازی و اجرای فناوری بلاک چین هم به گونه ای مناسب شکل نخواهد گرفت و هزینه های قابل توجهی نیز بر مراکز آرشیوی تحمیل خواهد کرد. شناخت این عوامل همچنین می تواند زمینه بهبود مدیریت در حوزه پیاده سازی فناوری بلاک چین در سایر سازمان های مرتبط و مراکز اطلاع رسانی را فراهم آورد.
۴۷۴.

تأثیر مهارت های حل مسئله و خودکارآمدی بر رفتار اطلاع یابی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته های مدیریت و علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۹۶
هدف: تعیین تأثیر مهارت های حل مسئله و خودکار آمدی بر رفتار اطلاع یابی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته های مدیریت و علم اطلاعات و دانش شناسیروش : پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و به روش پیمایشی است. دانشجویان در این پژوهش به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند. برای جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر از سه پرسشنامه خودکارآمدی عمومی با 17 پرسش، پرسشنامه مهارت حل مسئله هپنر با 32 پرسش و پرسشنامه پژوهشگرساخته رفتار اطلاع یابی با 31 پرسش استفاده شده است. بر اساس نتایج آزمون کرونباخ میزان پایایی بخش رفتار اطلاع یابی 73/0 و بخش مهارت حل مسئله 71/0 بوده و روایی پرسشنامه ها موردبررسی و به تائید 7 نفر از صاحب نظران حوزه ها قرار گرفته است. از بین 3278 نفر پرسشنامه ها به صورت تصادفی بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکتری) 9 دانشگاه دولتی شهر تهران پخش شده و درمجموع 234 پاسخ دریافت شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شده است. با توجه به نرمال بودن داده ها، از آزمون رگرسیون برای شناسایی تأثیر حل مسئله و خودکارآمدی بر رفتار اطلاع یابی استفاده شده است.یافته ها: بر اساس نتایج آزمون پیرسون، بین مؤلفه های خودکارآمدی و رفتار اطلاع یابی، رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد؛ همچنین بین مؤلفه های مهارت حل مسئله و رفتار اطلاع یابی و نیز میان خودکارآمدی و مهارت حل مسئله هم رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد. بر اساس نتایج به دست آمده، میزان مهارت حل مسئله و خودکارآمدی و همچنین رفتار اطلاع یابی دانشجویان در حد متوسط است. در بین سه مؤلفه مهارت حل مسئله، کنترل شخصی دارای بیشترین مقدار و اعتماد به حل مسئله دارای کمترین مقدار است. از میان مؤلفه های خودکارآمدی بیشترین مقدار مربوط به گرایش به آغازگری رفتار و کمترین مقدار مربوط به پافشاری در تکلیف است. همچنین از بین مؤلفه های رفتار اطلاع یابی بیشترین مقدار مربوط به ماهیت و نوع اطلاعات مورد جستجو و کمترین مقدار مربوط به انگیزه است.نتیجه گیری: با توجه به نتایج یافته ها، کم بودن مقدار مؤلفه اعتماد به حل مسائل، عدم توانایی فرد در حل مسئله را نشان می دهد؛ زیرا افراد به توانایی خود در حل مسئله اعتماد ندارند و با خودکنترلی از رسیدن به پاسخ درست و حل مسئله اجتناب می کنند. کمتربودن مؤلفه پافشاری در تکلیف نسبت به مؤلفه های دیگر خودکارآمدی، نشانه عدم پذیرش شکست از طرف فرد و شروع رفتار بعدی است. ازآنجایی که فرد تحمل شکست را ندارد بعد از سپری کردن اندکی از مسیر، درصورتی که پیشرفتی حاصل نشود، سریعاً مسیر دیگری را جهت اجتناب از ناکامی جایگزین مسیر قبلی می کند. همچنین با توجه به بیشتربودن مقدار مؤلفه رفتار اطلاع یابی نسبت به بقیه مؤلفه های آن، نشان می دهد نوع و موضوع منابع اطلاعاتی عامل تعیین کننده جستجو است؛ چون دانشجویان انگیزه و تمایلی برای رسیدن به موضوع موردنظر از روش و موضوعات مختلف ندارند، سعی می کنند تنها موضوع موردنظر را مورد شناسایی قرار دهند و تنها راجع به همان موضوع اقدام به جمع آوری اطلاعات نمایند. همچنین نتایج یافته ها نشان می دهد ازآنجایی که اعتماد به حل مسئله در بین دانشجویان کم است، آن ها انگیزه کافی برای رسیدن به اطلاعات را ندارند و درنتیجه، در انجام کار و تکلیف خود پافشاری نمی کنند و آن را نیمه کاره رها می کنند.
۴۷۵.

بررسی سطوح همکاری علمی محققان ایران و ارتباط آن با دریافت استناد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی همکاری علمی در مقالات منتشر شده پژوهشگران ایرانی در سطوح مختلف همکاری بین المللی، ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی در پایگاه اسکوپوس بود. روش: این پژوهش کمّی و از نوع توصیفی است و در آن از رویکرد علم سنجی استفاده شده است. داده های پژوهش شامل تمامی تولیدات علمی پژوهشگران ایران مستخرج از پایگاه سای ول، در بازه ده ساله (2014-2023) است. به منظور بررسی روندهای رشد از رگرسیون نمایی و به منظور تاثیر همکاری علمی بر استناد از رگرسیون خطی ساده استفاده و این تحلیل ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. و اکسل انجام شده است. یافته ها: بررسی داده ها نشان می دهد که طی سال های 2014-2023، 635821 مدرک در مجلات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس که حداقل یکی از نویسندگان آن وابستگی سازمانی کشور ایران را داشته اند، منتشر شده است. این مدارک در مجموع 9533322 استناد را دریافت کرده اند. به لحاظ سطوح همکاری علمی، بررسی این تولیدات علمی نشان داد که 27.4 درصد از این مدارک با همکاری پژوهشگران بین المللی، 32.5 درصد با همکاری پژوهشگران ملی و 35.6 درصد با پژوهشگران موسسه خود و 4.6 درصد نیز به شکل انفرادی بوده است. این آمار برای کل تولیدات دنیا به ترتیب 20.1، 33.7، 30.6 و 15.6 درصد است. به لحاظ استناد مقالات بین المللی محققان ایران 22.5 استناد به ازای هر مقاله دریافت کرده اند که در کل مقالات جهان این عدد 22 است. همچنین به لحاظ استناد به مقالات با همکاری ملی، در تولیدات علمی ایران 12.7 است که در کل تولیدات علمی جهان، 13.9 استناد به ازای هر مقاله می باشد. استناد به ازای مقاله در صورتی که آن مقاله با همکاری پژوهشگران یک موسسه بوده، در تولیدات علمی ایران 12.1 بوده است که در سطح جهانی 11.1 استناد به ازای هر مقاله بدست آمد. کمترین میزان استناد به ازای مقاله مربوط به مقالات تک نویسنده است که 8..8 استناد به ازای هر مقاله در تولیدات علمی ایران و 4.5 استناد به ازای مقالات تک نویسنده در کل تولیدات جهانی به دست آمده است. به لحاظ تاثیر استنادی وزن دهی شده حوزه ای، برای تولیدات علمی ایران در سطح همکاری بین المللی، ملی، موسسه ای و تک نویسندگی به ترتیب 1.66، 0.84، 0.79 و 0.69 است. همین شاخص برای کل تولیدات جهان به ترتیب، 1.52، 1.01، 0.85 و 0.59 می باشد. بیشترین همکاری علمی با محققان کشور آمریکا بوده است. کانادا و بریتانیا در رتبه های بعدی قرار دارند. بررسی نرخ رشد درصدی از تولیدات علمی پژوهشگران ایران که با همکاری پژوهشگران بین المللی منتشر شده است، با استفاده از رگرسیون نمایی، رشد 7.56 درصد را نشان می دهد. همچنین به لحاظ همکاری علمی ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی، نرخ رشد منفی 1.5 درصد، منفی 3.4 درصد و منفی 5.7 درصد به دست آمد. روند استناد بر مقاله روند کاهشی داشته و نرخ رشد منفی بوده که به ترتیب در سطوح همکاری بین الملل، ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی برابر با منفی 1.72، 1.97، 1.97 و 1.88 درصد بوده است. بررسی شاخص تاثیر استنادی وزن دهی شده حوزه ای در تولیدات علمی پژوهشگران ایرانی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس نشان می دهد که این شاخص به ترتیب دارای نرخ رشد 1.44، 0.07، 0.035 و منفی 0.08 درصد به ترتیب برای مقالات در سطوح همکاری بین المللی، ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی است. بررسی مدل رگرسیونی، ارتباط و تاثیر همکاری بین المللی بر دریافت استناد بر مقاله را نشان می دهد. نتیجه گیری: نسبت به سطوح همکاری علمی در مقالات منتشر شده در دنیا، مقالات منتشر شده توسط پژوهشگران ایرانی از وضعیت مناسب و همسانی برخوردار است. همکاری علمی در سطوح مختلف به خصوص بین المللی باعث دریافت استناد بیشتر می گردد.  
۴۷۶.

مشارکت اساتید دانشگاه در وبلاگ ها و صفحه های عمومی وب: مطالعه مقایسه ای گروه علوم اجتماعی و علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تمایل اشتراک دانش در صفحات عمومی وب در بین اساتید دانشگاه در گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی است. روش: این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام گرفته و برای تحلیل داده ها از روش مقایسه ای استفاده شده است. برای گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته طراحی شده، و روایی آن توسط چهار نفر از متخصصان علم اطلاعات تأیید شد. پایایی پرسشنامه نیز توسط نرم افزار اس.پس.اس.اس محاسبه و مقدار آن ۰.۷۱ بدست آمد که میزان مناسبی است. اساتید دانشگاه تهران در گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی به عنوان واحدهای مقایسه انتخاب شدند. یافته ها: هر دو گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی نسبت به اشتراک دانش در وب سایت های عمومی، تمایل زیادی نشان دادند. هر دو گروه برای انتشار مطالب علمی فاکتورهای ساختاری رشته ای ازجمله الزام بیان مطالب در قالب مقالات نقد و داوری شده را ضروری نمی دانند. این موضوع نشان می دهد که اعضای دو گروه نسبت به انتشار عمومی مطالب رویکرد مثبت دارند، با این حال گروه علوم پزشکی 20 درصد بیشتر از گروه علوم اجتماعی تمایل به انتشار مطالب علمی دارند. این در حالی است که تنها 2 درصد از گروه علوم پزشکی در عمل اقدام به انتشار مطلبی در صفحه های عمومی وب نموده اند و در مقابل، سهم مشارکت گروه علوم اجتماعی بیشتر بوده است. نتیجه گیری: در هر دو گروه علوم اجتماعی و علوم پزشکی، گرچه انگیزه زیاد و نگرش مثبت نسبت به اشتراک دانش وجود دارد، موانعی مثل عوامل تکنولوژیکی، ترس از سرقت علمی (علوم اجتماعی) و کمبود زمان (علوم پزشکی) مانع ایجاد رفتار اشتراک دانش می گردد؛ ولی نکته مهم و قابل توجه، مسأله ساده نویسی مطالب علمی است. در مورد تفاوت بین دو گروه برای اشتراک اطلاعات علمی در وبلاگ و وب سایت های عمومی مشخص شد که از نظر گروه علوم پزشکی، نگارش به زبان ساده و قابل فهم برای عموم مردم به مراتب دشوارتر است، در حالی که این موضوع برای گروه علوم اجتماعی کمتر نشان داده شد. این تفاوت می تواند ناشی از حساس بودن مطالب پزشکی و دشواری تبیین مفاهیم به زبان ساده و قابل فهم برای عموم باشد. بنابراین، دشواری تبیین مطالب به زبان ساده و قابل فهم برای گروه علوم پزشکی یکی از مهم ترین موانعی است که بر سرراه انتشار مطالب علوم پزشکی وجود دارد. با معطوف داشتن توجه به سمت این عوامل و موانع می توان رفتارهای اشتراک دانش را بهبود بخشید.
۴۷۷.

روابط علّی سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف: هدف این پژوهش، بررسی روابط روابط علّی سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز می باشد. روش : این پژوهش از نظر هدف و ماهیت، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به تعداد 435 نفر بود که در سال تحصیلی 1۴۰۰- 139۹ مشغول به تحصیل بودند و از طریق جدول کرجسی و مورگان، تعداد 205 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری دانشگاه یونسکو (2016)، مهارت های شهروندی سایبری یونسکو (2016) و تهدیدات فضای مجازی ایسا و ایسایاس (2016) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها، با روش های روایی صوری و محتوایی مورد تایید قرار گرفت و ضریب پایایی نیز با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 87/0، 90/0 و 77/0 برآورد گردید و مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح توصیفی و استنباطی (مدل معادلات ساختاری) انجام گرفت که از طریق نرم افزارهایSPSS 21  و Lisrel 8.8 اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری، تاثیر مثبت و معناداری بر مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان دارد. در حالی که مهارت های شهروندی سایبری، تاثیر منفی و معنادار بر تاثیرپذیری دانشجویان از تهدیدات فضای مجازی دارد. همچنین تاثیر سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری بر تاثیرپذیری دانشجویان از تهدیدات فضای مجازی، منفی و معنادار است که این بیانگر نقش واسطه گری تاثیرپذیری دانشجویان از تهدیدات فضای مجازی منفی در روابط بین سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری دانشگاه و مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان می باشد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان دریافت که سیاست گذاری و برنامه ریزی های دانشگاه ها در حوزه شهروند سایبری می تواند بر افزایش مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان و کاهش تاثیرپذیری آنان از فضای مجازی تاثیرگذار باشد. در عین حال، افزایش مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان نیز می تواند سطح تاثیرپذیری آنان را از مخاطرات و تهدیدات فضای مجازی کاهش دهد. بنابراین، کاهش تاثیرپذیری دانشجویان از تهدیدات فضای مجازی نه تنها می تواند به طور مستقیم تحت تاثیر سیاست گذاری و برنامه ریزی های دانشگاه در حوزه سایبری باشد، بلکه می تواند به واسطه رشد مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان که تحت تاثیر اقدامات آموزشی دانشگاه و حتی دولت در سطح ملی می باشد، نیز به وقوع بپیوندد.
۴۷۸.

سنجش مفهوم پژوهش و نوآوری مسئولانه و بررسی نقش آن در کاهش یا رفع مسائل جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف: پژوهش و نوآوری مسئولانه، فرایندی شفاف و تعاملی است که طی آن بازیگران فعال در حوزه علم، فناوری و نوآوری جامعه با توجه به مقبولیت (اخلاقی)، پایداری و مطلوبیت اجتماعی، با هم و نسبت به هم از منظر فرآیند نوآوری و محصولات قابل ارائه، به منظور نهادینه سازی پیشرفت های علمی و فناورانه، نسبت به جامعه و رفع یا کاهش مسائل آن پاسخگو می شوند. با توجه به پیچیده تر شدن سیستم های اجتماعی و افزایش سطح مشکلات و مسائل آنها و نیاز جوامع به رفع مسائل مبتلابه، امروزه نقش پژوهش و نوآوری در حل مسائل و چالش های جامعه از اهمیت بسیاری برخوردار است. در این راستا، نقش دانشگاه ها، پژوهشگاه ها، اندیشکده ها و سایر مراکز علمی بسیار کلیدی است. پژوهش و نوآوری مسئولانه یک چارچوب سیاستی است که هدف آن همسویی پژوهش ها و نوآوری های فناورانه با ارزش های اجتماعی، درگیر کردن ذینفعان مختلف در گفتگوی چندبُعدی در مورد موضوعات کلیدی مانند اخلاق، آموزش علمی، دسترسی آزاد به علم، و مشارکت اجتماعی است. لذا، هدف این پژوهش، مطالعه مسیر تکامل مفهوم پژوهش و نوآوری مسئولانه و چگونگی تاثیرگذاری آن در رفع یا کاهش مسائل جامعه است. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه جامع علم سنجی در حوزه نوآوری و پژوهش های مسئولانه است. در گام اول، با استفاده از داده های وب آو ساینس و تحلیل مقالات معتبر آی.اس.آی.[1] در سه دهه اخیر به بررسی مفهوم «نوآوری و پژوهش مسئولانه» پرداخته شده است. در گام بعدی پس از غربالگری های اولیه و شناسایی مقالات مرتبط از منظر عنوان، چکیده و محتوا، مقالات نهایی براساس بسته تحلیلی- فرآیندی با عنوان بیبلیومتریکس[2] در نرم افزار آر[3] تحلیل شدند. این بسته تحلیلی- فرآیندی، ابزاری برای تحقیقات کمّی در حوزه علم سنجی می باشد که برای تحلیل آماری مقالات استخراج شده از پایگاه های استنادی مورد استفاده قرار می گیرد. این تحلیل های آماری که در مطالعه حاضر نیز بکار گرفته شده است، در حوزه های تحلیل همکاری های علمی محققان، کو-سایتیشن و هم افزایی های صورت گرفته میان فعالیت های علمی بوده است. در نهایت مبتنی بر ارزیابی کیفی مقالات منتخب و غربال شده، نتایج بدست آمده با نتایج تحلیل علم سنجی مقایسه شده و مفاهیم جدید معرفی شده اند. یافته ها: تحلیل های صورت گرفته در این مطالعه نشان می دهد که گروه های مختلفی وجود دارند که از حیث مسئولیت به هم وابسته هستند و بر اهمیت هم صدا بودن بین آن ها تأکید شده است. به علاوه، مفاهیم اساسی مانند مشارکت عمومی، پایداری، اخلاق، حکومت، و خود مفهوم پژوهش و نوآوری مسئولانه، مفاهیم تکاملی در این حوزه دانشی از ادبیات به شمار می روند. در این پژوهش، مقالات منتخب شناسایی شده از ابعاد مختلف متنی و ظهور مفاهیم جدید مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و در نهایت، 33 مفهوم در 8 تِم مختلف شناسایی شد. همچنین براساس تحلیل علم سنجی و تحلیل رخداد واژه ها، 10 واژه پرکاربرد شناسایی شدند. در نهایت با یک بررسی مشترک، 5 مفهوم کلیدی برای این حوزه شناسایی و معرفی شده است. این 5 مفهوم شامل مشارکت عمومی، پایداری، اخلاق، حکمرانی، و پژوهش و نوآوری مسئولانه است. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که ادبیات پژوهش و نوآوری مسئولانه در سال های اخیر با روند قابل توجهی در حال رشد و تکامل است. یافته های این پژوهش می تواند هم در سطح تحقیقات دانشگاهی و هم تجربیات بنگاهی، مسیر روشنی از تکامل حوزه نوآوری و پژوهش مسئولانه ارائه دهد و همچنین بینش های عمیقی از مسیر رو به تکامل حوزه پژوهش و نوآوری و مسئولیت آن در قبال جامعه مطرح کند. مطابق با نتایج بررسی های کمّی و علم سنجی این مطالعه، ظهور مفاهیمی همچون فناوری نانو و زیست شناسی مصنوعی، نشان دهنده گستره پژوهش های مسئولانه در بخش های فناورانه بوده و نشان دهنده گذار پارادایم های پژوهشی به سمت اخلاق مداری و توسعه پایدار است. همچنین این تحلیل ها به درک منشأ تاریخی، روندها و جهت گیری های آینده پژوهش و نوآوری مسئولانه کمک کرده و راهنمایی های ارزشمندی برای سیاستمداران و افرادی که به ترویج برنامه ریزی و سیاست های نوآورانه علاقمند هستند، ارائه می دهد.
۴۷۹.

ارزیابی عملکرد کشورهای اتحادیه اروپا بر مبنای مدیریت دانش سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: مدیریت دانش به عنوان یک نیاز استراتژیک، تضمین کننده برتری بلندمدت برای سازمان ها و جوامع و میزان بهره گیری آن ها از سرمایه های انسانی و اطلاعاتی است. مدیریت دانش سازمانی به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی برای موفقیت سازمان ها در عصر اطلاعات شناخته می شود. اجرای مؤثر مدیریت دانش منجربه بهبود عملکرد و فرآیندها می شود؛ اما این امر نیازمند فهم دقیق مباحث مدیریت دانش و به ویژه مرحله اساسی آن یعنی استقرار و پیاده سازی آن، و شناخت کامل اجزای کلان تشکیل دهنده آن است. مدیریت دانش سبز رویکردی نوین در مدیریت دانش می باشد که بر خلق، اشتراک گذاری و به کارگیری دانش در زمینه مسائل زیست محیطی تمرکز داشته و هدف اصلی آن، کمک به سازمان ها و جوامع برای دستیابی به توسعه پایدار از طریق ارتقای آگاهی و دانش در زمینه محیط زیست است. فقدان مهارت های لازم در افراد و سازمان ها، می تواند یک چالش مهم برای پیاده سازی مدیریت دانش سبز باشد؛ زیرا افراد باید مهارت های لازم برای خلق، اشتراک گذاری و به کارگیری دانش در زمینه مسائل زیست محیطی را داشته باشند. علاوه بر چالش فوق، فقدان زیرساخت های مناسب برای پیاده سازی مدیریت دانش سبز، نظیر عدم دسترسی به فناوری های اطلاعات و ارتباطات، می تواند اجرای مدیریت دانش سبز را دشوار کند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه ساختاری مناسب جهت ارزیابی عملکرد و کارایی مدیریت دانش سبز در کشورهای عضو اتحادیه اروپا به عنوان واحدهای تصمیم گیری، با بهره گیری از تکنیک تحلیل پوششی داده ها و با در نظر گرفتن نهاده های تعداد محققین و میزان سرمایه اختصاص داده شده به توسعه و مدیریت دانش سبز و ستاده فناوری سبز به عنوان خروجی ملموس کاربرد دانش سبز، برای نخستین بار می باشد. روش: در راستای ارائه مدل ارزیابی عملکرد بر مبنای مدیریت دانش سبز، ابتدا برای شناسایی مولفه های اساسی، از پژوهش های مختلف در این زمینه استفاده شد؛ سپس کشورهای عضو اتحادیه اروپا، از نظر مضامین استخراج شده و زیرمؤلفه های هر کدام، با استفاده از تکنیک ترکیبی تحلیل پوششی داده های شبکه ای و مازادمبنا[1] ارزیابی شدند. داده های 27 کشور عضو اتحادیه اروپا از پایگاه های داده رسمی استخراج و پس از نرمال سازی، در این مدل کمّی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: برای استقرار مدیریت دانش، باید به شش عامل اساسی مشتمل بر تعداد کل پرسنل در زمینه تحقیق و توسعه، میزان سرمایه گذاری سبز به عنوان متغیرهای ورودی، تعداد پتنت سبز، تعداد انتشارات دانشگاهی در حوزه نوآوری زیست محیطی، و میزان آگاهی از توسعه پایدار، به عنوان متغیرهای میانجی و در نهایت میزان فناوری و تکنولوژی در حوزه محیط زیست، به عنوان متغیر خروجی نهایی توجه ویژه کرد. مطابق با نتایج مدل پیشنهاد شده، در حوزه خلق دانش: کشورهای اتریش، بلژیک، بلغارستان، کرواسی، قبرس، یونان، ایتالیا و اسپانیا؛ و در حوزه کاربرد دانش: قبرس، آلمان، مالت، اسلواکی و اسپانیا به عنوان کشورهای کارا در حوزه اتحادیه اروپا معرفی شدند. هرچند کشورهایی نظیر لوکزامبورگ یا هلند، دارای بیشترین تعداد محقق و میزان سرمایه گذاری در حوزه زیست محیطی به عنوان منابع ورودی می باشند؛ اما کشورهای قبرس، ایتالیا و یونان با استحصال بیشترین خروجی و در عین حال به کارگیری کمترین میزان از متغیرهای ورودی ذکر شده، در بهره گیری موثر از دانش سبز برای توسعه پایدار عملکرد بهتری داشتند و به عنوان کاراترین کشورها شناخته شدند. شکاف عملکردی برای کشورهای ناکارا، میزان نیاز هر متغیر به تغییر را جهت نیل به وضعیت کارا نشان می دهد. لذا در انتها، برای یکایک کشورهای مورد ارزیابی، میزان شکاف عملکردی برای هر متغیر ورودی محاسبه شده است که کمترین میزان اختلاف به شاخص تعداد پرسنل در زمینه تحقیق و توسعه تعلق دارد. همچنین برای هر کشور، برآیند شکاف متغیرهای میانجی ذکر شده است که کمترین میزان اختلاف به شاخص انتشارات دانشگاهی (نوآوری زیست محیطی) تعلق دارد. نتیجه گیری: جهت استفاده از مدل مفهومی ترکیبی تحلیل پوششی داده های شبکه ای و تحلیل پوششی مازادمبنا، جهت ارزیابی عملکرد مدیریت دانش سبز در کشورهای عضو اتحادیه اروپا، متغیرهای ورودی شامل تعداد پرسنل تحقیق و توسعه و میزان سرمایه گذاری سبز، متغیرهای میانجی شامل تعداد پتنت های سبز، تعداد انتشارات دانشگاهی مرتبط با نوآوری زیست محیطی و میزان آگاهی از مدیریت توسعه پایدار، و در نهایت متغیر خروجی میزان توسعه فناوری های مرتبط با محیط زیست تعریف شده است. بهره گیری از مدل معرفی شده، در ارزیابی عملکرد مدیریت دانش سبز در سازمان ها یا کشورهای مختلف، پیشنهاد می شود.
۴۸۰.

مدل کیفی مدیریت تحقیق و توسعه مبتنی بر تحلیل های کلان داده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف: هدف این پژوهش کیفی، شناسایی ابعاد، مولفه ها و ارائه مدل کیفی مدیریت تحقیق و توسعه مبتنی بر تحلیل های کلان داده است. روش : مطالعه حاضر پژوهشی کیفی بوده که با استفاده از رویکرد اکتشافی انجام شده است. در این پژوهش جمع آوری داده ها به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد که در آن 12 نفر از مدیران و متخصصان تحقیق و توسعه از مراکز علمی و دانشگاهی، سیاستگزاری و صنعت که به مبانی مدیریت تحقیق و توسعه و علم داده ها آشنا بودند، با روش گلوله برفی انتخاب شده و مصاحبه انجام گرفت. مصاحبه ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری و عدم تولید مقوله های جدید ادامه یافت. همچنین تجزیه و تحلیل داده ها طی فرآیند کلاسیک کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA18 انجام شده و نهایتاً مدل کیفی تبیین شد. یافته ها: براساس یافته های پژوهش 8 مقوله (مولفه) محوری و 24 زیرمولفه در قالب شش بُعد نظریه داده بنیاد شامل عوامل علّی (مدیریت نظام مند و تأمین منابع)، مقوله محوری (توانمندی بکارگیری تحلیل های کلان داده)، راهبردها (آموزش عالی و حمایت دولت)، شرایط مداخله گر (عوامل سازمانی)، شرایط زمینه ای (توسعه علم داده، بسترها و زیرساخت) و پیامدها (منافع کسب وکاری) شناسایی، و در قالب مدل پارادایمی داده بنیاد سازماندهی شدند. نتیجه گیری: مدل کیفی مدیریت تحقیق و توسعه براساس رویکرد فرآیندی و تلفیق آن با مولفه های محوری شناسایی شده ارائه گردید. در این مدل به بخش ورودی فرآیند مدیریت تحقیق و توسعه، منابع داده ای اضافه شد. مولفه های موثر داخلی که وارد بخش پردازش مدل شدند، توانمندی بکارگیری تحلیل های کلان داده، راهبردهای تحقیق و توسعه، ابزارهای علم داده، مدیریت سیستمی و عوامل درون سازمانی هستند. در حالی که عوامل برون سازمانی، راهبردهای آموزش عالی و حمایت دولتی، زیرساخت های فنی و فرهنگ سازمانی مولفه های موثر خارجی مدل هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان