هدف این پژوهش بررسی تاثیر یک برنامه دو تداومی فزایند و نیز زمان تمرین صبح هنگام و عصر هنگام بر تغییرات ایمونوگلوبولین های سرم شامل IgA، IgM، IgG و پاسخ هورمون های تستوسترون و کورتیزول بوده است . به این منظور 28 دانشجوی پسر ورزشکار به صورت هدفمند انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه تمرینی صبح(14 =n، وزن = 8/9 ? 2/68 کیلوگرم، سن = 16/1 ? 5/19 سال و زمان تمرین 7:30 دقیقه) و گروه تمرینی عصر (14 =n ، وزن 8/4 ? 8/63 کیلوگرم، سن 24/1 ? 8/19 سال و زمان تمرین 16:30 دقیقه ).آزمودنی ها به مدت 2 ماه تحت یک برنامه دو تدامی فزاینده با شدت ضربان قلب معین قرار گرفتند. برای اندازه گیری متغیرهای وابسته، نمونه خونی آزمودنی ها 24 ساعت قبل از اولین جلسه تمرینی و 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین در وضعیت استراحتی جمع آوری شد. نتایج IgA، IgM، IgGتحقیق با استفاده از آنالیز واریانس نشان داد مقادیر و تستوسترون سرم دو گروه در پیش و پس آزمون تفاوت معنی داری نداشته است.
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر روش های مختلف آرایش تمرین بر اکتساب، یادداری و انتقال برنامه حرکتی تعمیم یافته و پارامتر اجرا شد. در این تحقیق که در دو آزمایش جداگانه انجام شد، 120 آزمودنی به طور تصادفی انتخاب شدند. تکلیف شرکت کننده ها در آزمایش اول تعقیب هدف نوری روی صفحه نمایش با برنامه حرکتی ثابت و پارامتر متغیر با آرایش های مختلف بود. تکلیف در آزمایش دوم تعقیب هدف نوری با پارامتر ثابت و برنامه حرکتی متغیر با آرایش های مختلف بود. آزمودنی ها می بایست در کوشش های 20 ثانیه ای هدف نوری را تعقیب کنند. زمان باقی ماندن روی هدف توسط رایانه به عنوان نمره عملکرد آنها منظور شد. آزمودنی ها پس از شرکت در پیش آزمون در دوره اکتساب 9 جلسه به تمرین پرداختند و در انتها در آزمون های یادداری و انتقال شرکت کردند. داده ها به کمک روش های آماری تحلیل واریانس، کوواریانس، اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی دانکن تحلیل شد. نتایج نشان داد که تفاوت ها بین روش های مختلف آرایش تمرین در اکتساب و انتقال پارامتر معنی دار، ولی در مرحله یادداری تاخیری معنی دار نیست.
هدف از پژوهش حاضر، تعیین ارتباط بین ویژگی های پیکری ، بیوانرژیک و زیست حرکتی با موفقیت شمشیربازان مرد نخبه ایران بود. نمونه آماری پژوهش را 20 شمشیرباز نخبه عضم تیم ملی با میانگین سنی 59/4 ? 7/20 سال تشکیل می دادند. از ویژگی های پیکری، قد، توده بدن، قد نشسته، طول دست ها، شاخص توده بدنی و درصد چربی بدن؛ از ویژگی های بیوانرژیک ؛ توان هوازی، توان بی هوازی با اسید لاکتیک و توان بی هوازی بی اسید لاکتیک و از ویژگی های زیست حرکتی، استقامت عضلانی، انعطاف پذیری، چابکی، زمان واکنش، سرعت، قدرت و توان انفجاری اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد از ویژگی های پیکری ، قد و شاخص توده بدنی، از ویژگی های بیوانرژیک، توان هوازی و از ویژگی های زیست حرکتی، قدرت پنچه و انعطاف پذیری با موفقیت رابطه معنا داری داشتند، بنابراین ، در گزینش افراد مستعد برای شمشیربازی و نیز در طراحی برنامه های تمرینی برای رسیدن به اوج اجرای ورزشی می توان از این ویژگی ها به عنوان معیارهای ارزیابی استفاده کرد.
The purpose of this study was to compare the EMG activity of Vastus Medialis Oblique (VMO) and Vastus Lateralis (VL) muscles in the single- joint knee extension (KE) and the multi- joint leg press (LP). Subjects performed two maximal voluntary isometric contractions (MVC) and LP and KE actions subsequently performed at individual load، equal 80% of MVC in each exercise modality. 15 healthy men، (mean age 31.93 ± 7.08 yrs، mean height 176.6 ± 5.93 cm، mean weight 72± 12.62 kg) with no previous of knee pain، trauma، surgery، or other joint disease participated in the study.The EMG signal of VMO and VL muscles was recorded bilaterally during both exercises. Results showed no significant difference between LP and KE. However when EMG activity of VMO and VL muscles were compared whit each other، a significant difference was found (p ≤ 0.05)، and in both action the activity of VMO was more than VL. Regardless of the exercise model this suggests the increased demand of involvement may not be equally shared among muscles possessing different anatomical origin and insertion. Motor control plays an important role in rehabilitation in general and patellofemoral joint problems in particular
شناسایی فاکتورهای تاثیرگذار در موفقیت شوت جفت، به عنوان امتیازآورترین و کاربردیترین شوت در بسکتبال، نقش مهمی در ارتقای سطح کمی و کیفی عملکرد ورزشکاران دارد(26). هدف از انجام این مطالعه، تعیین رابطه بین برخی پارامترهای کینتیکی بدن انسان در چهار حالت آمادگی، خمیدگی، پرش و فرود با نتیجه شوت جفت در دو مسافت (25/4 متر) و (25/6 متر) در مردان بسکتبالیست نخبه بود. بدین منظور شش نفر از بهترین شوت کنندههای تیم ملی با میانگین سنی (04/3±33/23 سال)، قد (21/2±67/189 سانتیمتر)، وزن (58/5±84 کیلوگرم)، سابقه بازی (5/2±10 سال) که همگی راست دست بودند و در دو پست گارد راس و فوروارد بازی میکردند و سابقه عضویت در تیمهای ملی را نیز دارا بودند، در این تحقیق شرکت نمودند. ابتداء به بازیکنان توضیح داده شد که به صورت ثابت و بدون دریبل از دو مسافت 25/4 متر و 25/6 متر به صورت عمود بر تخته اقدام به اجرای مهارت شوت جفت نمایند ولی برای آنها در مورد موفق و ناموفق بودن شوت جفت و هدف محقق توضیحی بیان نشد. فرم رضایتنامه توسط بازیکنان تکمیل و از آزمودنیها خواسته شد روی صفحه نیرو قرار بگیرند و از دو مسافت 25/4 متر و 25/6 متر اقدام به شوت کنند. اطلاعات مربوط به یک شوت موفق (ورود توپ به درون حلقه بدون برخورد به تخته یا لبه حلقه) و یک شوت ناموفق (برخورد توپ به حلقه و یا تخته و اوت شدن) ثبت و از نرم افزار وین آنالیز، برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد. مقایسه میانگین و انحراف استاندارد پارامترهای مربوط به موقعیت قرارگیری مرکز فشار بدن در چهار وضعیت آمادگی، خمیدگی، پرش و فرود (T1 ، T2 ، T3 و T4 ) در دو محور x و y برای دو شوت جفت موفق و ناموفق با استفاده از نرم افزار 13-spss ، با به کارگیری روش آماری ویلکاکسون (05/0>p ) انجام شد. درمحور y ها (مؤلفه خلفی-قدامی) در مسافت 25/4 متر غیر از وضعیت T1 (آمادگی) و در بقیه وضعیتها مرکز فشار در شوت موفق در فاصله دورتری (به طور میانگین 13 میلیمتر) از مبداء نسبت به شوت ناموفق، قرار گرفته بود. در شوت جفت سه امتیازی، در دو وضعیت T3 (پرش) و T4 (فرود) مرکز فشار در شوت جفت موفق در فاصله دورتری (به طور میانگین 5/27 میلیمتر) از مبداء نسبت به شوت جفت ناموفق قرار گرفت، و در شوت جفت سه امتیازی ناموفق، مرکز فشار در وضعیتهای T1 (آمادگی) و T2 (خمیدگی) در فاصله دورتری (به طور میانگین 23 میلیمتر) از مبداء نسبت به شوت موفق واقع شده بود. نتایج بدست آمده بیانگر این نکته بود که موقعیت قرارگیری مرکز فشار در وضعیت خمیدگی (بخصوص در شوت جفت سه امتیازی) میتواند به عنوان یک عامل مهم و مؤثر بر نتیجه شوت جفت باشد .
در فرضیات اخیر، ""انگیختگی"" به عنوان حالت انرژتیک فرد در لحظه ای خاص تعریف شده است که در الکتریسیته پوست منعکس و بوسیله سطح هدایت الکتریکی پوست سنجیده می شود. در مقابل، ""فعال سازی""، به صورت تغییر در سطح انگیختگی از سطح پایه به موقعیت انجام تکلیف معرفی شده است. از این دیدگاه، انگیختگی ارتباطی با عملکرد ندارد، و فقط فعال سازی است که کیفیت عملکرد را پیش بینی می کند. هدف از تحقیق حاضر، آزمودن فرضیه افتراق انگیختگی از فعال سازی در یک تکلیف میدانی است که پیش از این در تکالیف آزمایشگاهی تایید شده است. تعداد، 23 تیرانداز نخبه (شامل 13 زن و 10 مرد، با میانگین سنی 96/29 سال)، به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. سطح هدایت الکتریکی پوست در حین اجرای تکلیف استاندارد تیراندازی با سلاح بادی به عنوان شاخص انگیختگی ثبت شد. مقیاس های عملکرد شامل امتیاز کسب شده، میزان ثبات روی مرکز هدف، میزان ثبات کلی، طول خط نشانه روی، میزان انحراف نهایی از مرکز نشانه روی در لحظه شلیک و زمان نشانه روی، به طور الکترونیک ثبت شد. یافته ها حاکی از ارتباط خطی و منفی فعال سازی با اکثر مقیاس های عملکرد بود، در حالی که انگیختگی هیچ گونه رابطه ای با عملکرد نشان نداد. نتایج با توجه به فرضیات اخیر و نظریاتی که رابطه انگیختگی و عملکرد را توضیح می دهند مورد بحث قرار گرفته است.
هدف این تحقیق تعیین فرمول برآورد VO2max ازطریق آزمون هشت ضلعی هوازی(AOT ) بود. 55 مرد و 50 زن به صورت لایه ای هدفدار براساس ملاک های سن و سلامت انتخاب شدند و در دو آزمون AOT و آزمون معیار به فاصله یک هفته شرکت کردند. آزمودنی ها در قالب پنج گروه سنی 17 تا20، 21تا25، 26تا30، 31تا40، و 41 سال به بالا و در هر گروه حداقل 10زن و 10 مرد انتخاب شدند. اطلاعات آزمون معیار از طریق دستگاه تحلیل گازی بدست آمد. میانگین (انحراف معیار±) سن، وزن، قد، ضربان بیشینه، VO2max وBMI برای مردان به ترتیب برابر (11 )31 سال، (12 )74 کیلو گرم، (6± ) 175 سانتیمتر، (11± )191 ضربان دردقیقه، (6± )38 میلی لیتر در دقیقه در کیلوگرم وزن، و (9/3± )06/24 کیلوگرم بر متر مربع بود. اندازه های فوق برای زنان به ترتیب برابر (10± )29 سال ، (11± )62 کیلو گرم، (5 )161 سانتی متر، (12± )191ضربان دردقیقه، (8± )33 میلی لیتر در دقیقه در کیلوگرم وزن و (0/4± )90/23 کیلوگرم بر متر مربع بدست آمد. فرمول های تخمین VO2max از طریق آزمون میدانی AOT ، پروتکل آزمایشگاهیAOT (برروی تردمیل)، و روش بدون آزمون برای مردان و زنان تولید شد. نتایج نشان داد که با افزایش سن و BMI در VO2max وضربان قلب بیشینه تمرین کاهش نسبی مشاهده می شود. در مقایسه با تحقیقات مشابه ، فرمول های بدست آمده توجیه علمی داشته و برآوردهای آنها از دقت کافی برخوردار است. با توجه به بالا بودن ضریب تعیین فرمولها(حداقل57% و حداکثر 81%) و پایین بودن خطای استاندارد برآورد آنها (حداقل 7/2 و حداکثر 2/5)، می توان به مقادیر VO2max برآورد شده از طریق فرمولهای مختلف برآمده از تحقیق اطمینان نمود.
هدف از این تحقیق بررسی تاثیر دو کشش متفاوت ایستا و پویا بر عملکرد دو سرعت 20 متر بود. بدین منظور 97 بازیکن مرد فوتبال باشگاه های تبریز به صورت تصادفی در 4 گروه کشش ایستای غیر فعال (PSS) (28 = n) ، کشش پویای فعال (ADS) (22 = n) ، کشش ایستای فعال (ASS) (24 = n) و کشش ایستای پویا (SDS) (23 = n) قرار گرفتند. هر چهار گروه پس از گرم کردن با دو استاندارد 10 دقیقه ای جاگینگ، 2 بار دو سرعت 20 متر را اجرا کردند. پس از اجرای آزمودنی ها پروتکل های کششی متفاوت ، دو سرعت 20 متر را دوباره اجرا کردند. پس از تجزیه و تحلیل آماری براساس تحلیل واریانس افزایش معنی داری در زمان دو سرعت در گروه های ASS و PSS (P?0.05) و کاهش معنی داری در زمان دو سرعت در گروه های ADS و (P?0.05) SDSمشاهده شد. بنابراین محقق نتیجه گرفت که کشش ایستا به عنوان بخشی ازبرنامه گرم کردن، عملکرد دو سرعت 20 متر را کاهش می دهد در حالی که کشش پویای فعال عملکرد دو سرعت 20 متر را افزایش می دهد.
تحقیق حاضر نیز با هدف بررسی اثر 8 هفته حرکات ایروبیک بر میزان افسردگی و پیشرفت تحصیلی دختران دانش آموز سال اول دوره متوسطه ناحیه خرم آباد انجام شد. به این منظور 2456 نفر از دانش آموزان پرسشنامه افسردگی را تکمیل کردند و معدل ترم اول آنان نیز ثبت شد. بعد از تجزیه و تحلیل پرسشنامه ها از بین 570 نفری که دارای افسردگی خفیف ، متوسط و شدید بودند و از لحاظ پیشرفت تحصیلی نیز در سطح ضعیفی قرار داشتند، 60 نفر به صورت تصادفی انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تجربی (30 = n ) و کنترل (30 = n ) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 8 هفته، هفته ای 3 جلسه و هر جلسه 1 ساعت حرکات ایروبیک را انجام دادند بعد از پایان دوره تمرینی هر دو گروه پرسشنمه افسردگی بک را پر کردند و بعد از اتمام امتحانات ترم دوم معدل ثبت شد. اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. در پایان ، نتایج نشان داد پس از انجام حرکات ایروبیک به مدت 8 هفته بین میانگین افسردگی گروه تجربی و کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد اما بین پیشرفت تحصیلی دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
هدف از این پژوهش آن است که با بررسی نظرات مدیران، ورزشکاران و دست اندرکاران امر گردشگری و ورزش درباره بازاریابی گردشگری ورزشی و نیز مرور یافته های حاصل از پژوهشهای مختلف در زمینه گردشگری ورزشی و تطبیق این یافته ها با شرایط و ویژگیهای ایران عوامل مهم در بازاریابی گردشگری ورزشی شناسایی شود و راهکارهایی در این زمینه مطرح گردد..