ورزش باستانی یکی از قدیمی¬ترین ورزش های بشری است. یکی از سؤال هایی که در مورد این رشته بسیار کهن جلب توجه کرده، این است که اثر تمرینی فنون مختلف این رشته در مقایسه با ورزش های مدرن چگونه است؟ هدف مطالعه حاضر، مقایسه فعالیت الکترومایوگرافی عضلات در مهارت سنگ ورزش باستانی و پرس سینه است. نمونه آماری این پژوهش، شامل 10 نفر از دانشجویان غیرورزشکار و بدون سابقه ورزشی (با میانگین سنی و انحراف استاندارد 93/3±4/24 سال، قد 68/10±46/175 سانتی¬متر و وزن 35/6±67/74 کیلوگرم) بودند. هنگام اجرای هر مهارت، با استفاده از الکترودهای سطحی و دستگاه 16 کاناله EMGمدل MA 300-16، متغیرهای الکترومایوگرافی اندازه¬گیری شد. الکترودها روی بخش جناغی و ترقوه ای عضله سینه ای بزرگ، عضله دو سر بازویی، سه¬سر بازویی، دلتوئید قدامی، دلتوئید خلفی بر اساس پروتکل اروپایی SENIAM نصب شدند. نتایج پژوهش نشان داد عضلات دو سر بازویی، در مقایسه با (013/0=p) فعالیت EMG بیشتری در مهارت سنگ دارند، در حالی که فعالیت الکترومایوگرافی عضله سه¬سر بازویی در حرکت پرس سینه بیشتر از مهارت سنگ ورزش باستانی است و این اختلاف از لحاظ آماری معنی¬دار (001/0=p) است. احتمالاً یکی از دلایل بیشتر بودن میزان فعالیت الکترومایوگرافی در عضله سه¬سر بازویی در حرکت پرس سینه به¬دلیل جابه جایی عمودی بیشتر مرکز ثقل هالتر در پرس سینه در مقایسه با سنگ است.
کوفتگی عضلانی تأخیری، اغلب پس از تمرینات ناآشنا رخ می دهد و موجب دور شدن ورزشکار یا فرد مبتدی از ورزش می شود. دستیابی به روشی آسان و بی ضرر برای پیشگیری از این عارضه یا درمان آن، از دغدغه های مربیان و ورزشکاران است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر مصرف کوتاه مدت عصاره زنجبیل بر کوفتگی عضلانی تأخیری پس از تمرینات برون گرا در دختران دانشجوی غیر ورزشکار بود. به این منظور، 45 دانشجوی دختر غیرورزشکار با میانگین سن 48/2 ±02/22 سال، میانگین قد67/5±3/159سانتی متر ، میانگین وزن 8±14/57 کیلوگرم و میانگین شاخص توده بدن (BMI) 99/2±55/22 کیلوگرم بر مترمربع از میان داوطلبان به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه، شامل گروه تجربی اول (مصرف زنجبیل، یک ساعت پیش از آغاز تمرین)، گروه تجربی دوم (مصرف زنجبیل بی درنگ پس از پایان تمرین) و گروه کنترل (دارونما) تقسیم شدند. پروتکل تمرین به شکل 20 دقیقه پله زدن با شدت 15 گام در دقیقه در چهار مرحله پنج دقیقه ای و یک دقیقه استراحت بعد از هر مرحله در نظر گرفته شد. نمونه های خونی، به منظور سنجش مقادیر اینترلوکین-6(IL-6) و کراتین کیناز(CK) در زمان های پیش از آغاز آزمون و 1، 24 و 48 ساعت پس از پایان آزمون اندازه گیری شد. علاوه بر نمونه خونی، شدت احساس درد عضلانی نیز در زمان های یادشده اندازه گیری شد. نتایج نشان داد در تغییرات IL-6 بین سه گروه دارونما، گروه تجربی اول و دوم تفاوت معنی داری وجود دارد) 04/0 .(P=همچنین مشخص شد تفاوت معنی داری در تغییرات CK در بین سه گروه وجود دارد )01/0 (P=و این تفاوت تنها بین گروه کنترل با گروه های دیگر معنی دار بود) 032/0 .(P=از طرف دیگر مصرف زنجبیل، قبل و بعد از تمرین، هیچ تأثیر معنی داری بر احساس درد در عضلات نداشت )12/0 .(P=با توجه به یافته های این پژوهش شاید بتوان گفت به منظور جلوگیری از افزایش سطوح IL-6 و CK، مصرف زنجبیل قبل از اجرای فعالیت ورزشی ( پیشگیری) نسبت به مصرف آن پس از فعالیت ورزشی (درمان) سودمند است.
پدیده اضافه وزن و چاقی همراه با سبک زندگی کم تحرک ، امکان تشدید تظاهرات بالینی و اُفت کارایی تنفسی افراد مبتلا به آسم را فراهم می کند. از سویی، نقش نوتوانی فعالیتهای هوازی در کارکرد بهینه فیزیولوژی دستگاه تنفس جمعیت های سالم و بیماران ریوی نسبتاً آشکار شده است. از این رو تاثیر برنامه ورزش- از جنبه های مدت، شدت و شیوه تمرین- بر شاخص های بالینی اسپیرومتری بیماران چاق آسمی مورد ارزیابی قرار گرفت. 39مرد میانسال چاق پیکر با سندرم ریوی داوطلبانه انتخاب شدند. مختصات دموگرافیک آنها ، ، چربی احشایی و هزینه انرژی پایه روزانه 4/1805 کیلوکالری بود. حجم و ظرفیت های تنفسی بروش استاندارد(BTPS) مطابق روشKnudson در وضعیت های پیش و پس از ملاحظه توانبخشی هوازی اندازه گیری شدند. گروه آزمایش طبق تجویز ACSM ظرف سه ماه، برنامه پیشرونده ترکیبی دویدن متناوب و ارگومتری را با تواتر سه نوبت در هفته، هر هفته 15 تا 40 دقیقه با دامنه شدت کار زیربیشینه 40 تا 80 درصد HRmax اجرا کردند. تحلیل واریانس داده ها، تاثیر ورزش را در بهبود شاخص های عملکرد ریوی بیماران دارای آسم تمرین کرده نشان داد . الگوی تغییرات فزاینده درکارایی تنفسی گروه شاهد – بدون مداخله ورزش – بدست نیامد (0.05‹ P). این برنامه توانبخشی هوازی با رویکرد بالینی می تواند از جنبه کاهش هزینه های درمانی و میزان مصرف داروهای آنتی برونکو اسپاسم ریوی در بیماران مزمن آسمی چاق پیکر، برای پزشکان و بیماران قابل توجه باشد.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر یک جلسه تمرین شبیه سازی فوتبال بر غلـظت IgA، IgG، IgM و کورتیزول بزاقی در بازیکنان فوتبال مرد است. به این منظور، ابتدا از میان بازیکنان فوتبال شهرستان سقز 30 نفر آزمودنی که دارای میانگین قد 5/178 سانتی متر، وزن 2/76 کیلوگرم، درصد چربی بدن 3/14 بودند به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. یک هفته پیش از آزمون اصلی، حداکثر اکسیژن مصرفی آن ها با استفاده از آزمون شاتل ران اندازه گیری شد و با توجه به میزان حداکثر اکسیژن مصرفی، به دو گروه همگن تقسیم شدند. ده دقیقه قبل از اجرای آزمون، نمونه گیری بزاق از آن ها به عمل آمد. گروه تجربی در ساعت 5 بعدازظهر به انجام فعالیت بدنی پرداختند که شامل اجرای یک جلسه تمرین شبیه سازی شده فوتبال متشکل از شش دوره 15 دقیقه ای تمرینات ویژه راه رفتن، دریبل توپ از میان موانع، دویدن به عقب و دویدن با سرعت بود. بلافاصله بعد از فعالیت، مرحله دوم و مرحله سوم نمونه گـیری بزاقی بعد از گذشت دو ساعت انجام شد. برای اندازه گیری ایمونوگلوبولین ها و کورتیزول از روش الایزا و پروتئین تام از روش برادفورد استفاده شد. روش های آماری شامل تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر به منظور تعیین تفاوت های مقادیر متغیرهای بین دو گروه و به منظور بررسی ارتباط ایمونوگلوبولین ها و کورتیزول بزاقی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتیجه پژوهش نشان داد غلـظت IgA و کورتیزول در مرحله پیش آزمـون، در مقایسه با بلافاصله بعد از آزمون، به ترتیب کاهش و افزایش معنی-داری داشت، اما غلظـت IgA و کورتیزول در مرحله پیـش آزمـون، در مقایـسه با دو ساعت بعد از آزمـون تفاوت معـنی داری نداشت. غلظت IgG و IgM در مرحله پیش آزمون، در مقایسه با بلافاصله بعد از آزمون و دو ساعت بعد از آزمون تفاوت معنی داری نداشت. همچنین غلظت IgA بلافاصله بعد از آزمون، همبستگی منفی با افزایش کورتیزول نشان داد؛ بنابراین با توجه به نتایج پژوهش به نظر می رسد تمرین شبیه سازی فوتبال با توجه به مدت، شدت و سـایر ویژگی های آن ممکن است موجب تضـعیف موقتی IgA شود که مهم ترین ایمونوگلوبولین بزاقی است؛ یعنی ورزشکارانی که در این رشته به انجام تمرینات مشغول-اند احتمال دارد در معرض ابتلا به بیماری های مربوط به کاهش IgA قرار گیرند.
تمرین مقاومتی، یک محرک قوی برای افزایش حاد غلظت هورمونهای در گردش خون نظیر هورمون رشد و تستوسترون است. انجام تمرینات مقاومتی در دوران بلوغ و قبل از آن باعث تغییر در غلظت این هورمونها خواهد شد. هدف از این مطالعه تعیین پاسخ های متابولیک و هورمونی نسبت به تمرین مقاومتی به منظور توسعه عملکرد ورزشی در افراد زیر 18 سال و مقایسه آن با افراد بالای 18 سال است. در این پژوهش پاسخ های هورمونی حاد GHو T در 10 نفر مرد با میانگین سنی 16سال و10 نفر مرد با میانگین سنی 8/21 نسبت به انجام تمرین مقاومتی مورد بررسی قرار گرفت. پروتکل تمرین شامل انجام دو حرکت پرس سینه و اسکات پا با 75 درصد 1RM به صورت 3 ست و 10 -12 تکرار و با فاصله استراحت 3 دقیقه بین ستها و تمرینات بود. نمونه های خون قبل و بلافاصله بعد از تمرین جمع آوری شد.یافته ها نشان داد GH,T در هردو گروه بعد از تمرین افزایش معنی داری دارد. ولی غلظت این هورمونها بعد از تمرین در مقایسه بین گروهی تفاوت معنی داری نشان نداد. نتایج بیانگر آن است که علی رغم وجود افزایش معنی دار در پاسخ حاد GH,T در اثر انجام تمرین مقاومتی تفاوت معنی داری بین دوگروه مشاهده نشد. این امر نشان می دهد پاسخ این هورمونها در افراد زیر 18 سال و بالای 18 سال در اثر انجام تمرینات مقاومتی می تواند مشابه باشد. احتمالاً این افراد با انجام تمرین مقاومتی بتوانند همانند افراد بالای 18 سال قدرت و حجم عضلانی را افزایش دهند عملکرد ورزشی خود را بهبود بخشند.
آدیپونکتین به عنوان آدیپوکاین در تنظیم عملکرد انسولین نقش دارد. هدف از مطالعه حاضر، بررسیتأثیر تمرین استقامتی همراه با روزه داری و یک دوره بی تمرینی بر سطوح پلاسمایی آدیپونکتین و شاخص مقاومت به انسولین است. 26 آزمودنی مرد (میانگین ± انحراف معیار: سن 7/3±2/25 سال، وزن 7/12± 3/78 کیلوگرم،شاخص توده بدنی 7/3±1/26) به طور داوطلبانه در دو گروه روزه داری (F) و تمرین استقامتی و روزه داری (F+ET) در این تحقیق شرکت کردند. گروه F+ETدر طول ماه رمضان سه جلسه در هفته به تمرین استقامتی روی تردمیل پرداختند. طول و شدت فعالیت بر اساس انرژی مصرفی تعیین شده بود و مقدار کالری مصرفی هر جلسه تمرین استقامتی در هفته اول ماه رمضان 500 کیلو کالری بود که تا هفته آخر ماه رمضان به 800 کیلو کالری در جلسه افزایش یافت. پس از پایان ماه رمضان،آزمودنی های گروه F+ETفعالیت و روزه داری خود را متوقف و دو هفته بی تمرینی داشتند وآزمودنی های گروه Fنیز روزه داری را متوقف و به رژیم غذایی عادی خود برگشتند. شاخص های آنتروپومتریکی و نمونه های خونی در سه مرحله قبل،پایان ماه رمضان و دو هفته پس از ماه رمضان اندازه گیری و ثبت شدند. برای تحلیل آماری داده ها از تحلیل واریانس مکرر با عامل بین گروهی استفاده شد. مقایسه بین گروهی داده ها نشان داد تمرین استقامتی در ماه رمضان بر غلظت آدیپونکتین، شاخص مقاومت انسولین، گلوکز و انسولین تأثیر معنی داری ندارد (05/0p>). با وجود این، غلظت آدیپونکتین در هر دو گروه F+ETو Fدر دو هفته پس از ماه رمضان افزایش معنی داری پیدا کرد (05/0p<) و این افزایش در هر دو گروه مشابه بود.در مقابل، مقادیر گلوکز، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین در هیچ یک از گروه ها در دو هفته پس از ماه رمضان تغییر معنی داری نداشت(05/0p>). بر اساس یافته های تحقیق حاضرمی توان نتیجه گیری کرد کهترکیب تمرین هوازی و روزه داری اثری فراتر از روزه داری تنها ایجاد نمی کند و افزایش آدیپونکتین در دو هفته پس از ماه رمضان احتمالاًبه دلیل تغییر رژیم غذایی از روزه داری به رژیم عادی است و ارتباطی با بی تمرینی ندارد.
هدف از این پژوهش بررسی نقش رسانه ها و تماشاگران ورزشی در جذب بخش های خصوصی برای سرمایه گذاری در ورزش قهرمانی است. روش پژوهش توصیفی - پیمایشی و از نوع پژوهش های کاربردی است. جامعة آماری شامل کلیه مدیران ارشد (مدیر عامل، مدیر مالی یا مدیر فروش) شرکت های خصوصی (تولیدی) بزرگ در شهرستان اصفهان بود که در یک سال اخیر شرکتشان حامی مالی ورزشی نبوده است. نمونة آماری برابر با جامعه در نظر گرفته شد. ابزار اندازه گیری پرسشنامة محقق ساخته ای بود که روایی محتوایی آن توسط استادان و کارشناسان خبرة مدیریت ورزشی تأیید شد و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ 88/0 به دست آمد. برای تحلیل استنباطی داده ها از روش آماری t تکمتغیره استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد مدیران شرکت های خصوصی رسانه ها و تماشاگران ورزشی را دو عامل بسیار مهم در جذب بخش های خصوصی برای سرمایه گذاری در ورزش قهرمانی میدانند. در این میان، نقش رسانه ها با میانگین 54/2 بسیار مهم است. همچنین، نقش تماشاگران ورزشی با میانگین 44/2 در جذب شرکت های خصوصی تأثیرگذار است. بر اساس یافته های تحقیق، از دیدگاه مدیران شرکت ها، کمیت و نوع نگرش تماشاگران به حامیان مالی، در سرمایه گذاری شرکت ها در ورزش قهرمانی مؤثر است؛ بنابراین ایجاد محیطی ایمن و فرح بخش برای تماشاگران ورزشی توسط سازمان تربیت بدنی و مدیران ورزشی باعث جذب بیشتر تماشاگران میشود. همچنین تحت پوشش قرار دادن رویدادها با مدت زمان بیشتر (قبل، حین و بعد از رویداد) و با تنوع بیشتر در جذب سرمایه گذاری صاحبان صنایع و بخش خصوصی در ورزش قهرمانی مفید و لازم است.
هدف از پژوهش حاضر ارائه روشی علمی برای انتخاب مکان بهینه به منظور ساخت اماکن ورزشی است. برای دستیابی به این هدف، دو منطقة جنوبی شهر اصفهان به عنوان محدودة مطالعاتی نمونه در نظر گرفته شد و به منظور مکان گزینی اماکن ورزشی در آن ها از مدل های پیوسته و گسستة فضایی مبتنی بر ترکیب دو مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تاپسیس (TOPSIS) استفاده شد. مدل سازی اطلاعات در محیط نرم افزار Arc\GIS انجام شد. بدین ترتیب ابتدا اراضی محدوده با استفاده از مدل AHP به پنج طیف گسسته طبقه بندی شد و با استفاده از مشاهدة میدانی و نظرات محققان (با توجه به شرایط واقعی منطقه) چهار قطعه زمین (A, B, C& D) از میان اراضی با وضعیت بسیار مناسب برای ساخت استخرهای سرپوشیده (نمونة آماری) انتخاب شدند. در نهایت، با استفاده از مدل گسستة فضایی تاپسیس این زمین ها (ورودیهای تاپسیس) اولویت بندی شدند که ورودی C با کسب بیشترین امتیاز به عنوان بهترین ورودی انتخاب شد. قطعه زمین منتخب به لحاظ شاخص های قیمت، دشواری تملیک، ارزش کاربری موجود، شرایط ژئومورفیک (خاک، شیب، سطح آب زیرزمینی و ...)، انسجام و یکپارچگی، ایمنی، دسترسی، توزیع عادلانه و جمعیت، در مقایسه با سایر اراضی برای ساخت اماکن ورزشی در شرایط مناسب تری قرار داشت.
هدف این پژوهش تعیین سهم نسبی سلامت سازمانی بر کیفیت زندگی کارکنان ادارات تربیت بدنی و هیئت های ورزشی استان کهگیلویه و بویراحمد است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعة آماری شامل کلیة کارکنان ادارات تربیت بدنی و هیئت های ورزشی استان کهگیلویه و بویراحمد در سال 1389 است که پس از برآورد آماری، 218 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با جامعة آماری انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامة سلامت سازمانی محقق ساخته و مقیاس کوتاه ارزیابی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1998) بود. پایایی دو پرسشنامة مذکور پس از مطالعه ای مقدماتی، به ترتیب 83/0 و 82/0 به دست آمد. داده ها به وسیله روش آماری ضریب رگرسیون تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد خرده مقیاس های سازگاری، شایستگی ارتباطات، استفادة بهینه از منابع، روحیه و انسجام و یگانگی از سلامت سازمانی، بر چهار خرده مقیاس سلامت جسمی (81/0)، سلامت روانی (95/0)، روابط اجتماعی (88/0) و محیط زندگی (90/0) از کیفیت زندگی تأثیر داشت (001/0).
هدف این پژوهش، تعیین اولویت های عوامل جانب داری هواداران و ارتباط آن با میزان حضور و حمایت آن ها از باشگاه های پر طرفدار لیگ حرفه ای فوتبال ایران است. روش پژوهش از نوع مطالعات توصیفی- همبستگی است که به شکل میدانی انجام شده است. جامعة آماری پژوهش را کلیة هواداران فوتبال باشگاه های پرطرفدار لیگ برتر تشکیل میداد که از بین 18 تیم لیگ برتر، چهار تیم انتخاب شدند و نمونة آماری آن طبق جدول تعیین حجم مورگان 810 نفر به دست آمد. ابزار اندازه گیری بر اساس مطالعة مبانی نظری و پیشینة تحقیق تهیه شد. با استفاده از این ابزار علل جانب داری هواداران شناسایی شد و در ادامه، برای تأیید روایی در اختیار استادان بازاریابی ورزشی قرار داده شد. روایی محتوا توسط تحلیل عاملی اکتشافی (با چرخش واریماکس) تأیید شد. ضریب آلفای کرونباخ آن در مطالعه ای مقدماتی،81/0 به دست آمد. نتایج پژوهش نشان داد 2/40 درصد هواداران، به طور مستمر 16 سال و بیشتر به جانب داری و حمایت از تیم محبوب خود میپردازند. با توجه به نتایج آزمون فریدمن، اولویت های علل جانب داری هواداران به ترتیب، پیروزی نیابتی، علم فوتبال، علاقه به غیر (رنگ، بازیکن، نام و نشان)، اجتماعی شدن، کسب هیجان، تعلق به باشگاه، تأثیر دیگران، مدیریت باشگاه و گریز است. همچنین تنها دو عامل جانب داری حس تعلق به باشگاه و گریز با میزان حضور برای حمایت رابطة معنیدار داشت. در نهایت، به نظر میرسد دانش و آگاهی مدیران ذیربط در مورد تعیین رفتار جانب داری هواداران بتواند به آن ها برای مدیریت جذب، حفظ و توسعة هواداران لیگ حرفه ای کمک کند.
هدف این پژوهش بررسی ارتباط مؤلفه های هوش عاطفی با راهبردهای مدیریت تعارض در کلیة مدیران ستادی و صفی ادارة کل تربیت بدنی استان آذربایجان غربی و ادارات شهرستان های تابع و نیز رؤسای هیئت های ورزشی استان به تعداد 85 نفر است. حجم نمونه برابر با کل جامعه آماری است. پژوهش از نوع همبستگی است که به شیوة میدانی انجام شده است. برای گردآوری اطلاعات پژوهش، از دو پرسشنامة روا و پایا (هوش عاطفی شرینگ با پایایی 81/0 α=و راهبردهای مدیریت تعارض رابینز با پایایی 85/0 α=) و همچنین پرسشنامة مشخصات فردی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان میدهد هوش عاطفی و مدیریت تعارض با راهبرد راه حل گرایی رابطة مثبت و معنیدار و هوش عاطفی با راهبردهای عدم مقابله و کنترل رابطة منفی و معنیدار دارد. بین راهبرد راه حل گرایی با پنج مؤلفة هوش عاطفی ارتباط مثبت و معنیدار و بین راهبرد عدم مقابله با مؤلفه های آگاهی اجتماعی و مهارت های اجتماعی ارتباط منفی و معنیداری وجود دارد و با مؤلفه های خودآگاهی، مدیریت خود و خودانگیزی ارتباط معنیداری مشاهده نشد. بین راهبرد کنترل و مؤلفه های خودآگاهی، مهارت های اجتماعی و خودانگیزی ارتباط منفی و معنیداری وجود دارد و با مؤلفه های آگاهی اجتماعی و مدیریت خود ارتباط معنیداری مشاهده نشد. یافته ها نشان میدهند که برای مدیران با توانمندیهای زیاد در هوش عاطفی، راهبرد راه حل گرایی مؤثرترین راهبرد حل تعارض است. برای مدیرانی با آگاهی اجتماعی و مهارت های اجتماعی خوب، استفادة کمتر از راهبرد عدم مقابله مناسب است و به مدیرانی که خودآگاهی، مهارت های اجتماعی و خودانگیزی زیادی دارند، پیشنهاد میشود برای حل تعارض در سازمان از راهبرد کنترل استفاده کنند.
هدف این تحقیق، مقایسه خودپنداره دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه های دولتی و غیردولتی است. روش تحقیق حاضر توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق، تمام دانشجویان تربیت بدنی مقطع کارشناسی بودند که در سال تحصیلی 85- 86 در دانشگاه های دولتی و غیردولتی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده اند. از شاخص های آمار توصیفی برای محاسبه میانگین و انحراف معیار، برای مقایسه نمرات خودپنداره دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه های دولتی با غیردولتی و همچنین مقایسه نمرات خودپنداره دانشجویان دختر و پسر، شاغل و بیکار و متأهل و مجرد از آزمون پارامتریک t استودنت استفاده شده است. برای مشخص کردن ارتباط بین سنوات تحصیل در دانشگاه و سطح خودپنداره از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. این تحقیق نشان میدهد بین نمرات خودپنداره دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه های دولتی و غیردولتی رابطه معنیداری وجود ندارد و سنوات حضور در دانشگاه نیز رابطه معنیداری آماری با نمرات خودپنداره تحصیلی ندارد. در این تحقیق میزان نمره خودپنداره دانشجویان دختر و پسر، شاغل و بیکار، متأهل و مجرد در دانشگاه های دولتی و غیردولتی با یکدیگر مقایسه شد، اما تفاوت معنیدار آماری بین نمرات خودپنداره آنان مشاهده نشد. نتایج این تحقیق همبستگی 02/0 را بین خودپنداره و سنوات تحصیل در دانشگاه نشان داد که بیا نگر این مطلب است که تحصیل در دانشگاه نمیتواند نقشی معنیدار در ارتقای خودپنداره دانشجویان داشته باشد.
هدف : هدف از انجام این پژوهش تعیین تاثیر هشت هفته برنامه تمرین ترکیبی منتخب بر قدرت عضلانی و عملکرد حرکتی زنان مبتلا به MS بود. بدین منظور پس از مطالعات مقدماتی، تعداد 20 بیمار زن مبتلا به MS با میانگین سنی (78/4±55/34 سال)، وزن (00/8±56/63 کیلوگرم)، معیار ناتوانی (54/1±94/2) و شاخص توده بدن (84/2±24/24کیلوگرم/مترمربع) انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه تجربی (10 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. روش شناسی : طرح پژوهش حاضر از نوع دو گروهی با دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون بود. گروه تجربی علاوه بر مصرف داروهای تجویز شده، در برنامه هشت هفته ای تمرین ترکیبی (شامل20 دقیقه گرم کردن عمومی بدن، 15 دقیقه تمرینات آئروبیک با شدت50-60% حداکثر ضربان قلب، 15 دقیقه تمرینات با وزنه اندام فوقانی و تحتانی با شدت 50-70% 1-RM (تمرین با دستگاه بدنسازی)، 10 دقیقه سرد کردن بدن)، هفته ای سه جلسه و هر جلسه به مدت 60 دقیقه شرکت کردند و گروه کنترل فقط داروهای تجویز شده را مصرف نمودند. برای تحلیل استنباطی متغیرهای تحقیق از آنالیز واریانس عاملی استفاده شد کلیه عملیات آماری توسط نرم افزار SPSS16 انجام شد و سطح معناداری آزمون ها 05/0P≤ در نظر گرفته شد. یافته ها : نتایج حاصل از پژوهش، در آزمون پرس سینه گروه تجربی پس از انجام تمرین ترکیبی، افزایش معناداری مشاهده نشد (P>0/05) ، اما در آزمون های پرس پا ، باز کننده های زانو و پارویی گروه تجربی افزایش معنی داری مشاهده شد(P<0/05). نتایج حاصل در آزمون بالا رفتن از پله گروه تجربی پس از انجام تمرینات هشت هفته ای، افزایش معنی داری مشاهده شد(05/0P<)، اما بهبود در آزمون زمان 10 متر راه رفتن و آزمون زمان برخاستن و رفتن از نظر آماری معنی داری نبود (05/0P>). بحث و نتیجه گیری : با توجه به نتایج این پژوهش می توان اظهار داشت برنامه تمرین ترکیبی می تواند سبب افزایش قدرت عضلانی و بهبود عملکرد حرکتی زنان مبتلا به MS شود و اجرای این گونه برنامه های تمرین ترکیبی به این بیماران توصیه می شود.
چکیده اهداف: پرخاشگری و استرس به عنوان هیجان های ناخوشایند و بهزیستی روانشناختی به عنوان هیجان خوشایند از عوامل مؤثر بر عملکرد ورزشکاران می باشند. از طرف دیگر نتایج تحقیقات نشان داده به کمک هوش هیجانی می توان هیجان ها را مدیریت کرد. بنابراین هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش هوش هیجانی بر پرخاشگری، استرس و بهزیستی روانشناختی ورزشکاران نخبه بود. روش ها: نوع تحقیق نیمه تجربی بوده و طرح آن پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. آزمودنی های تحقیق عبارت بودند از 60 ورزشکار نخبه استان البرز که از طریق نمونه گیری در دسترس از بین 5 رشته ورزشی مختلف انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایشی قرار گرفتند و پرسش نامه های پرخاشگری باس و پری (1992)، استرس کوزن (2006) و بهزیستی روانشناختی ریف (1994) را تکمیل کردند. سپس افراد گروه آزمایش طی 16 جلسه تحت آموزش تکنیک های هوش هیجانی قرار گرفتند و در پایان آزمودنی های هر دو گروه، دوباره پرسش نامه های تحقیق را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره (مانکوا) و آزمون تحلیل کواریانس یک متغیری (آنکوا) در سطح معنی داری 05/0 α< استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش هوش هیجانی بر هر سه متغیر روانشناختی مورد بررسی تأثیر معنی دار دارد. یعنی این دوره سبب کاهش پرخاشگری و استرس و افزایش بهزیستی روانشناختی آزمودنی های گروه آزمایشی شده است. نتیجه گیری: با توجه به این که ماهیت رقابتی ورزش دامنه متغیری از هیجانات مختلف را در بر می گیرد بنابراین چگونگی کنترل و تنظیم هیجانات از طریق آموزش هوش هیجانی در ورزشکاران بسیار مهم بوده و می تواند بر متغیرهای روانشناختی درگیر با هیجانات تأثیر مثبت داشته، عملکرد ورزشکاران را بهبود دهد.
پژوهش حاضر به بررسی پایایی و روایی پرسشنامه عدالت ورزشی به¬عنوان ابزاری برای سنجش وضعیت ابعاد عدالت در میان جوانان ورزشکار طراحی و اجرا شده است. با مطالعه پیشینه پژوهش، پرسشنامه ای 34 سؤالی برای اندازه گیری ابعاد عدالت طراحی شد و روی نمونه آماری پژوهش اجرا شد. نمونه آماری شامل 304 نفر دانشجوی عضو تیم های ورزشی فوتبال (106 نفر)، والیبال (79 نفر)، کشتی (62 نفر) و رزمی (57 نفر) از دانشگاه های مختلف بودند که با استفاده از روش نمونه¬گیری غیرتصادفی و غیرهدفمند از هفت دانشگاه کشور انتخاب شده بودند. در این مطالعه برای بررسی روایی از روش روایی محتوا (با استفاده از روش CVR)، روایی سازه (با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی) و پایایی از روش همسانی درونی (با استفاده از آلفای کرونباخ) استفاده شد. به¬منظور تحلیل نتایج نرم¬افزار SPSS و AMOS نسخه 16 به¬کار گرفته شد. نتایج نشان داد ضریب CVR در هر یک از سؤالات بیش از 7/0 بود. همچنین نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان-دهنده چهار عامل عدالت (توزیعی، رویه ای، مراوده ای و حق¬مدار) با تبیین 47 درصد واریانس و شاخص کیسن مایر الکین 94٪ بود. این عوامل نیز به¬وسیله تحلیل عاملی تأییدی تصدیق شد (068/0 P_value=). پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ 92/0 گزارش و تأیید شد.
یکی از فرض های اساسی رفتار ¬سازمانی، شناخت ویژگی های فردی و ارتباطی افراد به-منظور دسترسی به بهره وری بیشتر و تحقق اهداف سازمانی است؛ از این رو هدف این تحقیق بررسی اثرات¬ مهارت های ارتباطی و ارتباطات بین فردی و نقش آن بر اثربخشی مدیران سازمان های ورزشی است. تحقیق از نوع توصیفی است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را 670 نفر از مدیران ورزشی سازمان های ورزش ایران تشکیل می دادند که از میان آن¬ها 245 نفر به¬صورت تصادفی طبقه ای به¬عنوان نمونه آماری انتخاب ¬شدند. ابزار اندازه¬گیری شامل پرسشنامه های مهارت های ارتباطی بارتون جی، ارتباطات بین فردی گراهام، اثربخشی سازمانی هسو با پایایی (81/0، 86/0 و 90/0) بود. با استفاده از روش آماری استنباطی و مدل¬یابی معادلات ساختاری به بررسی اثرات متغیرهای مشاهده شده بر متغیرهای مکنون پرداخته شد. یافته های این پژوهش نشان داد بین مهارت های ارتباطی، ارتباطات بین فردی با بالادستان و زیردستان و اثربخشی سازمانی مدیران ورزشی ارتباطی معنی¬دار در سطح ( ) وجود دارد؛ از این رو نتایج اجرای مدل های اندازه¬گیری برای تحلیل مسیر مهارت های ارتباطی، ارتباطات بین فردی بالادستان و زیردستان و اثربخشی سازمانی مدل های مفهومی پژوهش را تأیید نمود. به-طور کلی می توان گفت ویژگی های شخصیتی به¬عنوان شاخصی مناسب، نقشی مؤثر در پیش¬بینی مهارت های ارتباطی و ارتباطات بین فردی و اثربخش سازمانی مدیران ورزشی دارد. ضمن اینکه ¬مهارت های ارتباطی ¬مدیران ورزشی در سطح بین فردی و اثربخشی سازمانی متوسط و ضعیف ارزیابی می شود؛ بنابراین مسئولان باید راهبردهای مدیریتی مناسبی را به¬منظور رسیدن به سطح بهینه این شاخص، پیش بینی کنند.
برخورداری از دانش و اطلاعات روزامد و تشخیص، تحصیل، تسهیم، توسعه، به کارگیری و نگهداری دانش برای ادامة حیات سازمان ها به ویژه سازمان تربیت بدنی، ضروری است. هدف از این پژوهش، بررسی رابطة مدیریت دانش و اجزای آن با عملکرد منابع انسانی است. این تحقیق توصیفی است و اطلاعات با پرسشنامه ای که دارای روایی همچنین پایایی براساس آلفای کرونباخ 8 /91 درصد بود، جمع آوری شد. تعداد نمونة آماری 83 نفر برابر با جامعة آماری بود. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه معادلة پیش بینی عملکرد منابع انسانی برابر با 69 /59، تشخیص دانش 201 /0، تحصیل دانش 428 /0 و تسهیم دانش 016 /0 به دست آمد. نبود دیگر متغیرها در مدل به معنی این است که بقیة متغیرها به طور معنادار در مدل نقش ندارند. از بین سه متغیر در مدل، متغیر «تحصیل دانش» بیشترین تأثیر را در پیش بینی میزان عملکرد منابع انسانی در ادارة کل تربیت بدنی استان آذربایجان شرقی دارد.
هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرینات هوازی و مکمل چای سبز بر مقدار لپتین سرمی و مقاومت به انسولین در مردان دارای اضافه وزن و چاق بود. به همین منظور، 43 مرد دارای اضافه وزن و چاق به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و در چهار گروه کنترل (شاخص تودة بدن 7 /3 ± 4 /31 کیلوگرم بر متر مربع، توان هوازی 8 /3 ± 3 /39 میلی لیتر بر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه)، گروه مکمل چای سبز (شاخص تودة بدن 8 /2 ± 3 /30 کیلوگرم بر متر مربع، توان هوازی 1 /4 ± 6 /40 میلی-لیتر بر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه)، گروه تمرین (شاخص تودة بدن 2 /4 ± 6 /30 کیلوگرم بر متر مربع، توان هوازی 6 /5 ± 7 /38
میلی لیتر بر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه) و گروه ترکیب تمرین و مکمل چای سبز (شاخص تودة بدن 6 /2 ± 9 /30 کیلوگرم بر متر مربع، توان هوازی 1 /3 ± 3 /40 میلی لیتر بر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه) قرار گرفتند. گروه تمرین به مدت 10 هفته (سه بار در هفته) به تمرینات هوازی با شدت 75 – 65 درصد حداکثر ضربان قلب پرداختند. گروه مکمل چای سبز روزانه سه عدد چای سبز کیسه ای محتوی 2 گرم چای خشک در سه وعدة غذایی، مصرف کردند. برای گروه ترکیب تمرین و مکمل چای سبز هر دو مداخله صورت گرفت. قبل و بعد از دورة پژوهش از همة آزمودنی ها در وضعیت ناشتایی خونگیری به عمل آمد. داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه و آنالیز کوواریانس تحلیل شد. نتایج نشان داد که تمرینات هوازی، مصرف مکمل چای سبز و ترکیب تمرینات هوازی و مصرف چای سبز تغییر معناداری در مقدار لپتین و شاخص مقاومت به انسولین ایجاد نمی کند. مصرف چای سبز موجب کاهش معنادار وزن بدن و شاخص تودة بدن شد. تمرین هوازی به کاهش معنادار وزن، شاخص تودة بدن و درصد چربی بدن منجر شد. ترکیب تمرین هوازی و چای سبز سبب افزایش معنادار حداکثر اکسیژن مصرفی و کاهش معنادار وزن، شاخص تودة بدن و درصد چربی بدن شد. می توان گفت انجام تمرینات هوازی و مصرف مکمل چای سبز بر مقدار لپتین و شاخص مقاومت به انسولین تأثیری ندارد. از این رو برای رسیدن به نتایج قطعی تر انجام تحقیقات دیگری ضروری است.