برای مطالعه اثر تمرینات منظم بدنی و فعالیت های وامانده ساز در قبل و پس از ان بر کمپلکس فعال کننده پلاسمینوژن بافتی (t-PA) و مهارکننده فعال کننده پلاسمینوژن بافتی نوع I (PAI-1) در خون، 48 سر موش صحرایی نر ویستار 3 ماهه به طور تصادفی به دو گروه تمرینی و کنترل و زیرگروه های مربوط شامل پایه، حاد قبل از یک دوره تمرین، استراحتی پس از 8 هفته تمرین، حاد پس از 8 هفته تمرین، استراحتی به دنبال 8 هفته قرارگیری در قفس، حاد پس از 8 هفته قرارگیری در قفس تقسیم شدند (هر گروه 8 سر موش). برنامه های تمرین استقامتی 8 هفته ای (هفته ای 5 جلسه و هر جلسه با سرعت 15 تا 22 متر در دقیقه به مدت 25 تا 64 دقیقه) و فعالیت وامانده ساز (5 دقیقه دویدن با سرعت 20 متر در دقیقه، 10 دقیقه دویدن با سرعت 25 متر بر دقیقه و سپس با سرعت 30 متر بر دقیقه تا حد واماندگی) روی نوارگردان بدون شیب اجرا شد. خون گیری با شرایط کاملاً مشابه و پس از دست کم 12 ساعت ناشتایی شبانه انجام شد. برای انالیز آزمایشگاهی t-PA، PAI-1 و کمپلکس t-PA/PAI-1 از روش الایزا استفاده شد. پس از بررسی داده ها با استفاده از آزمون t مستقل و آنالیز واریانس در اندازه گیری های مکرر مشخص شد اجرای فعالیت های وامانده ساز قبل و پی اط تمرینات منظم بدنی موجب تخریب فرایند فیبروینولیز می شود. به طور جالب توجهی این تخریب ناشی از فعالیت وامانده ساز در گروه تمرینی پس از 8 هفته تمرین بدتر از گروه کنترل بود، به طوری که موجب افزایش معنی دار t-PA (04/0 = P) و PAI-1 (000/0 = P) و غیر معنی دار t-PA/PAI-1 (857/0 = P) در گروه تمرینی در مقایسه با گروه کنترل شد . از سوی دیگر، تمرین منظم بدنی به افزایش معنی دار t-PA (001/0 = P) و کاهش غیرمعنی دار PAI-1 (104/0= P) در مقایسه با گروه کنترل انجامید. بر اساس این یافته ها می توان گفت اجرای تمرینات منظم بدنی تاثیر زیادی بر خرابی ناشی از فعالیت وامانده ساز بر دستگاه هموستای ندارد، اما تمرین منظم با شدت متوسط موجب بهبود نسبی فرایند فیبرینولیز می شود.
پژوهش حاضر، با هدف تعیین تاثیر بینایی، حس عمقی، و تعداد جلسات تمرین بر اکتساب و انتقال سرویس ساده والیبال و بررسی نظریه اختصاصی بودن تمرین اجرا شد. بدین منظور 60 دانشجوی دختر راست دست که هیچ گونه آشنایی قبلی با مهارت نداشتند با میانگین سنی 5/1±21 سال به طور داوطلب انتخاب و با توجه به شرایط تمرین (با بینایی طبیعی و با چشم بند) و تعداد جلسات تمرین (2جلسه و 5جلسه)به طور تصادفی به چهار گروه 15 نفری تقسیم شدند. آزمودنی ها پس از شرکت در پیش آزمون، در هر جلسه 20 سرویس ساده والیبال را با دریافت بازخورد آگاهی از نتیجه تمرین کردند. سپس، در آزمون اکتساب حاضر شدند. گروه های آزمایشی در آزمون انتقال10 کوشش را بدون KR و با چشم بند تمرین کردند. داده ها با استفاده از روش های آماری تحلیل واریانس عاملی مرکب با تکرار روی عامل جلسات تمرین در فرایند اکتساب و تحلیل واریانس عاملی در آزمون های اکتساب و انتقال و آزمون تعقیبی بونفرونی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد تمام شیوه های تمرینی مورد استفاده در این تحقیق بر فرایند اکتساب، آزمون های اکتساب و انتقال تاثیر معنادار داشتند. گروه های 2 و 5 جلسه تمرین با بینایی در فرایند اکتساب پیشرفت بیشتری نسبت به سایر گروه ها داشتند و گروه 5 جلسه تمرین با بینایی طبیعی در آزمون اکتساب بهترین عملکرد را داشت (05/0P<). در آزمون انتقال، گروهی که 5جلسه با چشم بند تمرین کرده بود، عملکرد بهتری نسبت به سایر گروه ها داشت (05/0P<). به طور کلی، نتایج پژوهش حاضر نشان داد یادگیری برای منابع اطلاعات آور حسی موجود در طول تمرین اختصاصی است و با افزایش زمان تمرین، یادگیری مهارت حرکتی به این منابع اطلاعاتی بیشتر وابسته می شود. بنابراین، نظریه اختصاصی بودن تمرین در سرویس ساده والیبال کاربرد دارد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی فشار فیزیولوژیکی وارد بر داوران لیگ برتر فوتبال ایران در شرایط واقعی طی فصل مسابقات ?? – ???? بود. به این منظور 10 داور نخبه مرد لیگ برتر فوتبال ایران (میانگین سن 24/2±23/36 سال، قد 48/4±1/180 سانتی متر، وزن 4/8 ± 18/78 کیلوگرم، چربی بدن 3/3 ± 38/19 درصد و شاخص توده بدنی 53/1±98/23 کیلوگرم بر متر مربع) به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. داده های ضربان قلب در طول مسابقه با استفاده از دستگاه sunnto t6 طی دو مرحله با فاصله زمانی 10 هفته جمع آوری شد. به منظور مقایسه داده های تجزیه و تحلیل دو نیمه از آزمونT همبسته و برای بررسی تغییرات ضربان قلب در هر نیمه از آزمون اندازه گیری های مکرر به روش تک متغیری در سطح معنی داری P<0.05 استفاده شد. میانگین مسافت پیموده شده داوران در طول مسابقه7872 متر با میانگین ضربان قلب 63/158 ضربه در دقیقه (167- 145) بود (86% حداکثر ضربان قلب). داوران تقریباً 9 درصد زمان بازی را با ضربان زیر140، 72 درصد را با ضربان بین 170-140 و 19 درصد را با ضربان بالای 170 ضربه در دقیقه طی کردند و نیز اختلاف معنی داری بین مقادیر دو نیمه مشاهده نشد. علاوه بر این، داوران در هر نیمه تقریباً روند ثابتی را داشتند و نوسانی در میانگین ضربان قلب آنها در فواصل 15 دقیقه ای به لحاظ آماری وجود نداشت. به طور کلی نتایج این پژوهش ضمن مشخص کردن فشار فیزیولوژیکی که داوران در حین مسابقه متحمل می شوند، اطلاعات مفیدی را برای طراحی تمرینات هدفمند و همچنین مقایسه داوران ایران با ملاک های بین المللی در اختیار قرار می دهد.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر وضعیت های بدنی مختلف حین فعالیت های مقاومتی تقویت کننده عضلات چهارسر ران بر حاصل ضرب دوگانه (RPP) و سایر شاخص های عملکردی قلبی-عروقی مردان تمرین کرده بود. به این منظور، 13 مرد سالم (میانگین±انحراف استاندارد: سن 14/1±3/20 سال، قد 1/9± 34/178 سانتی متر، وزن 95/6±4/75 کیلوگرم، سابقه ی تمرین >3 سال) به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. از شاخص های قلبی-عروقی برای بررسی و مقایسه پاسخ های همودینامیکی در سه حرکت پرس پا، اسکوات ایستاده و اسکوات هاگ با شش تکرار در 85 درصد یک تکرار بیشینه استفاده شد. شاخص های عملکردی ضربان قلب، فشار خون سیستولی، فشار خون دیاستولی و حاصل ضرب دوگانه، طی سه روز متوالی و بلافاصله قبل از شروع حرکت و آخرین تکرار فعالیت های مقاومتی اندازه گیری شدند. ابتدا، نرمالیتی داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف تأیید شد و سپس داده ها با استفاده از آزمون های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنی داری 5 درصد تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد سه شاخص ضربان قلب، فشار خون سیستولی و حاصل ضرب دوگانه، پس از فعالیت های مقاومتی تقویت کننده عضلات چهارسر ران افزایش معنی داری داشتند (05/0≥P). دامنه تغییرات شاخص حاصل ضرب دوگانه در حرکت اسکوات هاگ بزرگ تر از دو حرکت دیگر بود با این حال اختلاف معنی داری بین اسکوات هاگ و اسکوات ایستاده مشاهده نشد (05/0<P). پژوهش حاضر نشان داد حاصل ضرب دوگانه در پرس پا کوچک تر از دو وضعیت دیگر بود؛ بنابراین پرس پا می تواند وضعیت بدنی کم خطرتری برای تقویت عضلات چهارسر ران در افراد دارای مشکلات قلبی-عروقی باشد. به علاوه، اسکوات هاگ ممکن است در مقایسه با پرس پا و اسکوات ایستاده، فشار نامطلوب بیشتری به عضله قلب ورزشکاران وارد سازد. با این حال، اظهار نظر قطعی در این زمینه نیازمند تحقیقات بیشتری است.
هدف این پژوهش تعیین رابطه بین ویژگی های آنتروپومتری و برخی قابلیت های فیزیولوژیکی زنان فوتبالیست، مطابق پست های بازی آنها بود. از 75 بازیکن سه تیم برتر باشگاه های کشور(سایپا، پیکان و آزاد) 38 بازیکن (8 دروازه بان، 10 مدافع، 10 هافبک و 10 فوروارد) با دامنه سنی 18 – 25 سال و سابقه قهرمانی 3- 5 سال، از طریق نمونه گیری تصادفی-طبقه ای انتخاب شدند. متغیرهای آنتروپومتریک (وزن، قد، شاخص توده بدنی و درصد چربی بدن) و فیزیولوژیکی (توان هوازی، توان بی هوازی، چابکی و سرعت) بازیکنان اندازه گیری شد. نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) و آزمون تعقیبی توکی نشان داد که دروازه بان ها بلندتر، سنگین تر و دارای شاخص توده بدنی بالاتری نسبت به بازیکنان سایر پست ها بودند. در مقابل، فورواردها سبک تر، کوتاه تر و درصد چربی بدن کمتری نسبت به سایر پست ها داشتند. هافبک ها توان هوازی بالاتر و فورواردها و دروازه بان ها توان بی-هوازی بالاتری نسبت به بازیکنان سایر پست ها داشتند. ضریب همبستگی پیرسون نشان داد متغیر وزن با زمان 20 متر سرعت (54/0- , r= 001/0 P<) و زمان چابکی (38/0- , r= 01/0 P<) رابطه دارد. همچنین متغیر درصد چربی بدن با توان هوازی (38/0- , r= 01/0 P<)، توان بی هوازی (54/0- , r= 001/0 P<)، زمان 20 متر سرعت (24/0-r= ,05/0 P<) و زمان چابکی (25/0-r= ,05/0 P<) مرتبط بود. نتایج نشان دهنده این واقعیت است که فشار کاری فیزیولوژیکی متفاوت در هر پست، به تفاوت نیم رخ بدنی منجر می شو؛ بنابراین باید برنامه تمرینی ویژه ای مطابق با شرایط بدنی بازیکنان برای هر پست در نظر گرفته شود.
هدف از انجام پژوهش حاضر، تدوین برنامه راهبردی پژوهش های حوزه تربیت بدنی و علوم ورزشی بود. به این منظور ابتدا به بررسی وضعیت موجود نظام پژوهش و وضعیت مطلوب پرداخته شد، سپس با مقایسه آنها، دو فهرست اولیه از قوت ها و ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها تهیه گردید. فهرست اولیه یادشده، پس از نهایی شدن در جلسات طوفان مغزی (با حضور صاحب نظران) در قالب پرسشنامه ای برای نظرخواهی اعضاء هیئت علمی دانشگاه ها و پژوهشگران رشته ارسال و جمع آوری شد. به منظور تحلیل نهایی قوت ها و ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها و تدوین راهبردها، از روش ماتریس TOWS استفاده شد. نتایج نشان داد مهم ترین راهبردهای توسعه نظام پژوهش در تربیت بدنی و علوم ورزشی عبارت اند از: تقویت تعامل نظام پژوهش علوم ورزشی و پژوهشگران و نهادهای پژوهشی حوزه های مرتبط، تدوین نظام جامع ساماندهی پایان نامه های رشته تربیت بدنی، تخصص عمل در فعالیت های پژوهشی، تقویت ICT نظام پژوهش علوم ورزشی کشور، تقویت برنامه محوری در نهادها و مراکز پژوهشی تربیت بدنی و علوم ورزشی کشور، تقویت و توسعه پژوهش های تقاضا محور، ایجاد نظام تربیت، توسعه دانش و جذب پژوهشگر، تقویت و توسعه فرهنگ پژوهش در بین دانشجویان و اعضاء هیئت علمی رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی کشور، ایجاد نظام حمایت مالی و معنوی از پژوهشگران تربیت بدنی و علوم ورزشی و تقویت نظام حقوق معنوی و مالکیت فکری پژوهش های تربیت بدنی و علوم ورزشی، ایجاد یا تقویت ساختار منسجم پژوهشی در گروه ها و دانشکده های تربیت بدنی و مراکز پژوهشی.
در ارزیابی هر موضوعی، نیاز به معیار اندازه گیری یا شاخص است. هدف این تحقیق، شناسایی معیارهای ارزیابی عملکرد ادارات تربیت بدنی دانشگاه ها و اولویت بندی آنها بر اساس یکسری اصول ریاضی منتج از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی بود. شرکتکنندگان دراین پژوهش، مدیران ادارات تربیت بدنی دانشگاه ها، استادان رشته مدیریت و برنامه ریزی در تربیت بدنی و مدیران و کارشناسان اداره کل تربیت بدنی (در حدود 128 نفر ) بودند که از 30 نفر به طور هدفمند پرسش به عمل آمد. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته بر اساس اصول AHP بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط گروهی از صاحب نظران دانشگاهی بررسی و تأیید شد و محاسبه نرخ سازگاری پاسخ ها ( کمتر از 1/0) بر اساس جدول توماس ساعتی، مهر تأیید اعتبار آن با استفاده از این روش بود. در این پژوهش، هفت معیار بودجه، نیروی انسانی، امکانات، درآمد، تجهیزات، فعالیت های عملیاتی و فعالیت های آموزشی و پژوهشی، با 33 زیرمعیار، به نظرخواهی خبرگان گذاشته شد. هر یک از خبرگان، براساس مقایسه های زوجی بین هر دو گزینه، میزان اهمیت هریک از آنها را تعیین کردند. سپس وزن هر یک به وسیله بردارهای نرمال شده از این ماتریس ها محاسبه گردید. نتایج نشان داد که نسبت تعداد دانشجویان شرکت کننده در فعالیت های فوق برنامه به کل آنان، زمان استفاده از فضاهای ورزشی و بودجه جاری ورزش دانشگاه، با درجه اهمیت 195/0، 134/0 و 127/0 در بالاترین، و تعداد شاغلان غیر متخصص زن و مرد با درجه اهمیت 001/0 در پایین ترین اولویت ها قرار دارند.
فوتسال از رشته¬های ورزشی سالنی پرطرفدار و توسعه دهنده مهارت¬های فوتبال به شمار می آید. با وجود این، مطالعات بیومکانیکی محدودی در مورد تفاوت¬های کینماتیکی شوت در فوتسال، با توجه به عامل جنسیت انجام شده است. هدف از این پژوهش، بررسی اثر جنسیت بر کینماتیک شوت روی پای فوتسال است. 14 آزمودنی (7 مرد و 7 زن از بازیکنان نخبه لیگ فوتسال کشور) با میانگین سنی به ترتیب 7/1±23 و 4/2±23 سال، قد 73/4±2/182 و 84/4±7/160 سانتی¬متر و وزن 04/4±4/72 و 33/4±7/53 کیلوگرم در این تحقیق شرکت کردند. برای جمع¬آوری اطلاعات از دستگاه آنالیز حرکتی سه دوربینه با فرکانس 50 هرتز استفاده شد. میانگین پارامترهای کینماتیکی دو جنسیت، در چهار لحظه بحرانی ضربه (تماس پای تکیه، حرکت رو به جلوی ران، ضربه، ادامه حرکت) از دو فاصله 6 و 10 متر، با استفاده از آزمون t مستقل در سطح معنی¬داری 05/0 مقایسه شد. یافته¬ها نشان دهندة اثر معنی¬دار جنسیت بر بسیاری از متغیرهای کینماتیک شوت روی پا بود. این متغیرها عبارتند از: زاویه زانو، ران، مچ و سرعت زاویه¬ای ران، تاج خاصره، پا، زانو و مچ، جابه¬جایی خطی پنجه، مچ، زانو، ران، سرعت و شتاب خطی مچ، پنجه، زانو و ران. نتایج نشان می¬دهد مردان با سرعت و شتاب بیشتری به توپ ضربه می¬زنند، مرحله ادامه حرکت را با کاهش تدریجی سرعت و جابه¬جایی بیشتر، به¬طور محسوس¬تری اجرا می¬کنند و با داشتن دامنه حرکتی بیشتر، ضربه بهتری به توپ اعمال می¬زنند، اما الگوی زمانی ضربه مردان و زنان مشابه است.
رفتارهای ناشایست ورزشکاران، تیم ها و تماشاگران فوتبال، تیتر اصلی بسیاری از برنامه ها و خبرهای ورزشی است که کمیته انضباطی مسئولیت رسیدگی به آنها را بر عهده دارد. هدف از تحقیق حاضر توصیف مسائل انضباطی لیگ برتر فوتبال ایران در سال 1385-1386 است. به این منظور، اطلاعات مورد نیاز مانند موضوعات انضباطی که در کمیته انضباطی لیگ برتر بررسی شده بود، شاکیان و متشاکیان پرونده های انضباطی و احکام صادر شده از سوی کمیته انضباطی از کتاب «لیگ فوتبال 86-1385 در یک نگاه» و همچنین وب سایت فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران، جمع آوری و از طریق آمار توصیفی بررسی شد. نتایج تحقیق نشان داد مهم ترین موضوعات مطرح شده در کمیته انضباطی به ترتیب شامل گرفتن اخطار از سوی بازیکنان (1/14 درصد)، تأخیر در شروع بازی (7/13 درصد) و فحاشی تماشاگران (8/12 درصد) بوده است. همچنین بیشترین شکایت مربوط به گزارش داوران (4/78 درصد) و بیشترین خوانده شده یا متشاکی به این کمیته، تیم هاای ورزشی (1/66 درصد) بوده اند. نتایج نشان داد بیشترین پرونده های انضباطی به-ترتیب مربوط به ورزشگاه های آزادی تهران (2/41 درصد)، حافظیه شیراز (6/8 درصد) و نقش جهان اصفهان (1/8 درصد) بوده است. جریمه نقدی (8/70 درصد) و محرومیت از بازی (7/12 درصد) نیز بیشترین احکام صادر شده از سوی کمیته انضباطی بوده است. با توجه به حجم بالای پرونده های انضباطی در لیگ برتر ایران، نیاز به بررسی موشکافانه دلایل و رفع آنها و همچنین اقدامات مؤثرتر در برابر برخی از مـسائل انضباطی، کامـلاً ضـروری به نظر می رسد.
رفتارهای مدیریت خطر شاخه ای از مدیریت خطر است که لزوماً نباید به وسیله مدیر ورزش اجرا شوند، اما از آن جا که در نهایت مدیر ورزش برای آنچه در مجموعة ورزشی روی داده مسئول است، باید بتواند بر انجام آنها نظارت کند (1). هدف از پژوهش حاضر بررسی رفتارهای مدیریت خطر مدیران مجموعه های ورزشی استان مازندران است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مدیران (25نفر) و 21 نفر از مربیان مجموعه های ورزشی استان مازندران تشکیل می دهند. پژوهش حاضر توصیفی بوده و به روش میدانی انجام شده است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامة استاندارد گری با اعتبار و پایی (76/0= α) و برای تجزیه و تحلیل، از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، فیشر، من ویتنی، کراسکالوالیس و آزمون t استفاده شد. یافته ها نشان داد بین سن مدیران و میزان رفتارهای مدیریت خطر آنان رابطة معنی داری وجود ندارد (05/0p>). همچنین بین مدرک تحصیلی و تجربة مربیگری مدیران و میزان حوادث رویداده در مجموعه های ورزشی با میزان رفتارهای مدیریت خطر مدیران، رابطة معنی داری وجود ندارد (05/0p>). تفاوت بین جنسیت مدیران و میزان رفتارهای مدیریت خطر آنان از نظر آماری معنی دار است (05/0 p<). براساس نتایج، بین رفتارهای مدیریت خطر در مجموعه های خصوصی و دولتی تفاوت معنی داری وجود ندارد و تفاوت بین رشتة تحصیلی مدیران و میزان رفتارهای مدیریت خطر آنان نیز معنی-دار نیست (05/0p>). به علاوه، بین دیدگاه گروه های تحقیق در مورد میزان رفتارهای مدیریت خطر مدیران، تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0 p<).
عقیده بر این است که لوردوز کمری بیش از حد (هایپرلوردوزیس) عاملی خطرزا برای کمردرد است. در منابع موجود، تمرینات و حرکات اصلاحی مختلفی برای برطرف کردن هایپرلوردوز کمر پیشنهاد شده است. طی سال های اخیر، تمرینات پیلاتس مورد توجه عموم مردم، به¬ویژه در کشورهای غربی قرار گرفته و پیشنهادهای محدودی در خصوص بهبود تعادل و پوسچر بر اثر انجام این نوع تمرینات ارائه شده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر و کاربرد تمرینات پیلاتس بر میزان هایپرلوردوز کمری زنان غیرورزشکار است. برای این منظور، ابتدا با استفاده از خط¬کش منعطف، میزان قوس کمری 30 زن سالم 20- 30 ساله اندازه¬گیری شد تا دامنه طبیعی لوردوز کمری مشخص شود. میانگین 74/43 درجه و انحراف استاندارد 02/8 درجه به¬دست آمد و عدد میانگین ± یک انحراف استاندارد به¬عنوان دامنه طبیعی در نظر گرفته شد. سپس، 33 نفر به¬عنوان نمونه آماری انتخاب شدند که درجه لوردوز کمری آن ها بیشتر از 76/51 درجه (بیش از محدوده طبیعی تعیین¬شده)، دامنه سنی شان 20- 30 سال بود و طی شش ماه گذشته فعالیت ورزشی منظمی نداشتند. نمونه ها به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته (24 جلسه) و هر جلسه یک ساعت تمرینات پیلاتس طراحی شده (شامل حرکات کششی و تقویتی) را انجام دادند. در پایان، 25 نفر در پس¬آزمون شرکت کردند و مجدداً میزان قوس کمری آن ها اندازه¬گیری شد. نتایج نشان داد بین قوس کمری نمونه های مورد نظر، قبل و بعد از انجام تمرینات پیلاتس اختلاف معنی¬داری وجود دارد (001/0=P). با توجه به یافته تحقیق، می توان نتیجه گرفت که تمرینات پیلاتس استفاده¬شده در تحقیق حاضر در کاهش هایپرلوردوز کمری زنان مؤثر بوده است و می تواند در حیطه حرکات اصلاحی، به¬صورت مستقل یا ترکیب با حرکات اصلاحی موجود، برای اصلاح ناهنجاری هایپرلوردوز کمری استفاده شود. از آنجا که این تمرینات جذابیت و تنوع دارند، تداوم اجرای آن بیش از تمرینات دیگر است؛ از این رو می تواند به¬عنوان روشی جدید در حیطه حرکات اصلاحی مطرح باشد.
این پژوهش با هدف بررسی نقش قرارداد روانی ورزشکاران در رابطه بین عدالت ادراک شده با پاسخ های مخرب آن ها اجرا شد. جامعه آماری پژوهش را حدود 450 نفر از ورزشکاران حرفه ای لیگ برتر کشور در رشته های فوتبال، والیبال و بسکتبال تشکیل می-دادند که از میان آن ها، 198 نفر به شیوه سهل الوصول برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، پرسش نامه های قرارداد روانی روسو (2001) با 28 سؤال، پرسش-نامه های عدالت ادراک شده (توزیعی، رویه ای و تعاملی) از ون یپرن و همکاران (2000) با 15 سؤال و پرسش نامه پاسخ های مخرب ورزشکاران از هاگدورن و همکاران (1999) با 9 سؤال بودند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش، با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون میانجی تحلیل شدند. نتایج نشان داد تعهد کوتاه مدت، عملکرد حمایت گرانه از ابعاد قرارداد روانی و میانجی رابطه عدالت توزیعی با تلاش برای خروج یا تغییر باشگاه از ابعاد رفتار مخرب ورزشکاران است، امّا محدود کردن عملکرد، عملکرد حمایت گرانه، بازارپذیری بیرونی و ثبات چهار بُعد قرارداد روانی، میانجی رابطه عدالت توزیعی با غفلت و اعتراض پرخاشگرانه بُعد دوم رفتارهای مخرب ورزشکاران بودند. برای رابطه عدالت رویه ای با غفلت و اعتراض پرخاشگرانه نیز عملکرد حمایت گرانه، بازارپذیری بیرونی و ثبات از ابعاد قرارداد درونی نقش متغیر میانجی داشتند، امّا برای رابطه عدالت تعاملی با تلاش برای خروج یا تغییر باشگاه فقط عملکرد حمایت گرانه و برای رابطه عدالت تعاملی با غفلت و اعتراض پرخاشگرانه، عملکرد حمایت گرانه، بازارپذیری بیرونی و ثبات نقش میانجی داشتند. شواهد حاصل از پژوهش گویای آن است که ابعادی از قرارداد روانی نقش عدالت را بر پاسخ های مخرب ورزشکاران واسطه گری (میانجی گری) می کنند.
هدف از پژوهش حاضر، تعیین ارتباط بین ویژگی های پیکری، فیزیولوژیکی و ترکیب بدن تکواندوکاران نخبه مرد با موفقیت آنها بود. به این منظور 20 تکواندوکار مرد نخبه (میانگین سن 75/25 سال، وزن 6/73 کیلوگرم و قد 55/180 سانتیمتر) که در سال 1385 به اردوی تیم ملی دعوت شده بودند، ارزیابی شدند. از ویژگی های پیکری ترکیب بدنی، قد، وزن، درصد چربی بدن و شاخص توده بدن (BMI)، طول اندام تحتانی و طول بالاتنه و از ویژگی های فیزیولوژیکی، توان هوازی (آزمون شاتل ران) و توان بی هوازی (آزمون سارجنت)، چابکی (آزمون ایلی نویز)، انعطاف پذیری (آزمون خمش به جلو و عقب)، سرعت (آزمون دو 40 یارد) و تعادل (آزمون استورک) سنجیده شد. موفقیت تکواندوکاران باتوجه به مقام های کسب شده در مسابقات کشوری، آسیایی و بین المللی ارزش گذاری شد. از آمار توصیفی برای محاسبه میانگین، انحراف استاندارد اطلاعات به دست آمده و از روش همبستگی پیرسون برای تعیین ارتباط ویژگی های یادشده با موفقیت تکواندوکاران استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد بین تعادل (486/0 = r و 05/0P<)، انعطاف پذیری ناحیه کمر (474/0=r و 05/0P<) و توان بی هوازی (559/0=r و 05/0P<) با موفقیت تکواندوکاران نخبه ارتباط معنی داری وجود دارد. همچنین ارتباط بین سن (335/0=r و 149/0P<)، وزن (014/0=r و 935/0P<)، قد (032/0-=r و 392/0P<). طول اندام تحتانی (065/0=r و 068/0P<)، توان هوازی (251/0=r و 286/0P<)، سرعت (224/0=r و 409/0P<)، چابکی (392/0-=r و 086/0P<) و انعطاف پذیری به جلو (180/0=r و 450/0P<) با موفقیت معنی دار نبود. باتوجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت موفقیت در رشته تکواندو به عوامل زیادی بستگی دارد و تکواندوکار موفق مرد باید انعطاف پذیری عالی کمر برای داشتن دامنه حرکات خوب در ناحیه کمر، حفظ تعادل مناسب برای افزایش ضربات امتیازآور در موقعیت های گوناگون و توان بی هوازی زیاد برای انجام ضربات و مهارت های سریع و انفجاری داشته باشد. همچنین احتمال می رود عواملی چون سرعت و چابکی تکواندوکاران باید تقویت شود.
چاقی به عنوان عامل فزاینده بیماری های قلبی و نیز سطوح پلاسمایی مولکولی چسبان سلولی در پیشگویی خطر بروز گرفتگی های عروق کرونر نقش مهمی دارد. ازاین رو هر مداخله ای که آثار مفیدی در این موارد داشته باشد، در توسعه سلامت عمومی بسیار ارزشمند است. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه تاثیر دو برنامه تمرینی کم و پرشدت استقامتی بر تغییرات مولکول چسبان سلولی (sICAM-1) پلاسما و نیز ارتباط آن با توزیع چربی و نیمرخ های لیپیدی است. به این منظور 27 آزمودنی از جامعه آماری افراد چاق کم تحرک به ترتیب با میانگین و انحراف استاندارد سن، درصد چربی، وزن و شاخص توده بدنی 34/1? 55/20 سال، 07/4?84/26 درصد، 02/9?05/93 کیلوگرم و 84/2?55/30 کیلوگرم بر مترمربع انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه تجربی تقیم شدند. برنامه تمرین استقامتی در طول 4 ماه، سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60-45 دقیقه و برای گروه تجربی 1 با شدت 45-40 درصد و گروه تجربی 2 با شدت 85-80 درصد ضربان قلب ذخیره اجرا شد. خونگیری پس از 12 ساعت ناشتایی در آغاز و در پایان پس از 48 ساعت از خاتمه تمرینات در شرایط تجربی اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس اختلاف پیش تا پس و آزمون تعقیبی بن فرونی، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t زوجی در سطح معنی داری 05/0 P< تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سطح ICAM-1 پلاسمایی در دو گروه تجربی کاهش داشته، اما تنها در گروه تجربی 2 معنی دار است (015/0 = P)، از سوی دیگر، تغییرات ICAM-1 در گروه تجربی 2 با گروه کنترل معنی دار است (004/0 = P). بین سطوح ابتدایی sICAM-1 با هر یک از متغیرهای جسمانی و نیمرخ های لیپیدی رابطه معنی داری مشاهده نشد (05/0 P>) . در بخش رابطه مجموع تغییرات در گروه های تجربی یا مجموع تغییرات متغیرهای ترکیب بدنی، بین تغییرات درصد چربی (48/0= R، 012/0 = P) و وزن توده چربی (44/0 =R، 022/0=P) با تغییرات غلظت ICAM-1 همبستگی معنی داری مشاهده شد. سطوح کلسترول، LDL-C و عوامل خطر در گروه تجربی 2 به طور معنی داری کاهش یافت (05/0 P<) . تغییرات معنی دار افزایشی در مقدار HDL-C تنها در گروه پرشدت مشاهده شد (031/0 = P)
هدف از تحقیق حاضر، تعیین تاثیر رقابت رسمی فوتبال بر غلظت کورتیزول، تستوسترون و ایمونوگلوبولین A بزاقی بازیکنان مرد بود. به این منظور، 14 بازیکن ثابت با میانگین سنی 3/4 ±24/28 سال به طور مساوی از دو تیم رو در رو در جام حذفی سال 1388 انتخاب شدند. نمونه های بزاقی در زمان استراحت و بلافاصله بعد از نیمه اول، قبل از نیمه دوم و بعد از نیمه دوم گردآوری و مقادیر مربوط به غلظت کورتیزول و تستوسترون با استفاده از روش رادیوایمنواسی و غلظت ایمونوگلوبولین A با استفاده از روش نفلومتری تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره با اندازه گیری مکرر و t جفت شده در سطح 05/0 P≤ صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که اثر اصلی مسابقه فوتبال بر تغییرات غلظت کورتیزول، تستوسترون و ایمونوگلوبولین A بزاقی بازیکنان مرد معنی دار است (001/0 P<). این یافته ها پیشنهاد می کند که رقابت رسمی فوتبال ممکن است به کاهش غلظت ایمنوگلوبولین A در بازیکنان مرد منجر شود و بازیکنان را در معرض ابتلا به عفونت مجاری تنفس فوقانی قرار دهد.