این پژوهش به منظور بررسی و آزمون ساختارهای موجود در نظریة بازگشتی انجام شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تأثیر تسلط فرا انگیزشی بر عملکرد حرکتی، انگیختگی، خوشایندی و بازگشت حالت های هدف محور و فعالیت محور در پرتاب کنندگان مبتدی دارت در شرایط تکلیف آسان و تکلیف مشکل است. برای دست یابی به هدف، پرسشنامة تسلط فعالیت محور بین 140 دانشجوی پسر توزیع شد و در نهایت، بر اساس نمر ه های به دست آمده در پرسشنامه، 32 نفر به صورت تصادفی در دو گروه 16 نفری هدف محور و فعالیت محور قرار گرفتند. هر تکلیف از سه بلوک هشت کوششی تشکیل شده بود و هر کوشش شامل چهار پرتاب بود. شرکت کنندگان در پیش آزمون و بعد از کوشش های 8، 16 و 24 مقیاس حالت هدف محوری و صفحة عاطفی را تکمیل کردند. داده ها به کمک روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، کوواریانس، t وابسته و آزمون تعقیبی LSD تحلیل شد. نتایج نشان داد بین شرکت کنندگان تسلط هدف محور و فعالیت محور در بازگشت به حالت های هدف محور و فعالیت محور (در تکلیف آسان 002/0 p=، در تکلیف مشکل 001/0 p=)، انگیختگی (در تکلیف مشکل 006/0 p=) و خوشایندی (در تکلیف آسان 04/0 p=، در تکلیف مشکل 01/0 p=) تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج این پژوهش تنها بخشی از اصول موجود در نظریة بازگشتی را تأیید کرد.
هدف تحقیق حاضر، بررسی تأثیر سطوح مختلف بارشناختی بر تکلیف زمان بندی پیش بین انطباقی در شرایط پنهان و آشکار بود. به این منظور، 50 دانشجوی 25-23 ساله داوطلب شرکت در تحقیق، به طور تصادفی در 5 گروه آزمایشی قرار گرفتند. به گروه یادگیری آشکار درباره وجود توالی تکراری در بخش میانی اطلاعاتی داده شد. گروه یادگیری پنهان بدون تکلیف ثانویه همین تکلیف را بدون آگاهی از وجود توالی تکراری در بخش میانی اجرا کردند. به گروه های سوم تا پنجم ( یادگیری پنهان با تکلیف ثانویه ) همزمان با اجرای تکلیف، یک تکلیف ثانویه با دشواریهای متفاوت داده شد. در مرحله اکتساب هر بلوک تمرینی شامل 18 کوشش بود که 6 کوشش اول و 6 کوشش آخر به طور تصادفی ارائه میشد، اما کوشش های میانی، دارای ترتیب و توالی خاصی بود. آزمودنیها پس از شرکت در پیش آزمون، به مدت 3 روز و در هر روز 15 بلوک 18 کوششی را تمرین کرده و سپس در آزمون یادداری، انتقال و مصاحبه شرکت کردند. داده ها به روش تحلیل واریانس عاملی مرکب تحلیل شد. نتایج نشان داد که در تمام گروه ها به جز گروه پنجم (گروه یادگیری پنهان با تکلیف ثانویه دشوار) در آزمون های اکتساب، یادداری و انتقال، بین امتیازات بخش میانی تکراری با حداقل یکی از بخش های تصادفی، تفاوت معنیداری وجود دارد (05/0p<). همچنین تفاوت امتیازات این گروه ها در اکتساب، یادداری و انتقال نسبت به پیش آزمون معنی دار بود اما بین گروه ها ( به غیر از گروه پنجم ) از نظر آماری تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0p<). این نتیجه نشان میدهد که در گروه های پنهان، آزمودنیها از توالی تکراری اطلاعی نداشتند، اما به اندازه گروه آشکار آموختند و میتوان نتیجه گرفت که در تکالیف حرکتی پیچیده، یادگیری پنهان دست کم به اندازه یادگیری آشکار در عملکرد افراد مؤثر است.
برای انتشار فناوری اطلاعات در سازمان های ورزشی، شناخت عوامل تأثیرگذار و تسهیلکننده آن الزامی است. به منظور ارائه الگوی عوامل مرتبط با انتشار فناوری اطلاعات در سازمان های ورزشی ایران، تحقیقی از نوع همبستگی اجرا شد که 176 نفر مدیر و 194 نفر کارشناس، با استفاده از نمونه گیری تصادفی در آن شرکت کردند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته ای بود که گروهی از صاحبنظران دانشگاهی روایی صوری و محتوایی آن را تأیید کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، آزمون همبستگی چندگانه، رگرسیون چندمتغیری و برای مدل سازی از الگوی تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان دادند بین عوامل مرتبط (نگرش، ساختار سازمانی و جوّ سازمانی و مؤلفه های آنها) با انتشار فناوری اطلاعات در سازمان های ورزشی ارتباط مثبت و معنیداری وجود دارد. به طور کلی میتوان گفت انتشار فناوری اطلاعات باعث افزایش کیفیت ارتباطات اداری کارمندان، کاهش ارتباطات چهره به چهره، افزایش انجام کار در فضای خارج از سازمان، سرعت پاسخ گویی به مشتریان، سرعت پاسخ گویی کارکنان به یکدیگر، صرفه جویی در زمان انجام کارها و کاهش زمان انجام فعالیت ها میشود که در نتیجه، سازمان را مجاب به استفاده از این فناوریها مینماید.
هدف تحقیق حاضر تعیین رابطه بین رضایت شغلی اعضای هیئت علمی با رضایت دانشجویان تربیت بدنی است. روش تحقیق از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل دو گروه است: 1) کلیه اعضای هیئت علمی تربیت بدنی دانشکده ها و گروه های تربیت بدنی دانشگاه های دولتی تهران که در سال 1388 در دوره تحصیلات تکمیلی مشغول به تدریس بودند (53N=)؛ 2) کلیه دانشجویان تربیت بدنی دانشکده ها و گروه های تربیت بدنی دانشگاه های دولتی تهران که در سال 1388 در دوره تحصیلات تکمیلی مشغول به تحصیل بودند (428N=). در گروه اول، تمام اعضای هیئت علمی نمونه را تشکیل دادند و در گروه دوم 230 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های مربوط به رضایت شغلی اعضای هیئت علمی و رضایت دانشجویان، به ترتیب از پرسشنامه استاندارد شاخص توصیفی شغل ) (JDI)1991) و پرسشنامه کرانکی (2006) استفاده شد. پایایی پرسشنامه ها، پس از تأیید روایی آن ها توسط متخصصان، در تحقیقی راهنما با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، به ترتیب 85/0 و 81/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون کولموگروف - اسمیرنوف، لوین، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با روش ورود هم زمان) استفاده شد. نتایج تحقیق رابطه مثبت و معنیداری بین رضایت شغلی اعضای هیئت علمی و رضایت دانشجویان نشان داد. همچنین، نتایج نشان داد رضایت اعضای هیئت علمی از ارتقای سرپرستی و حقوق خود با هر دو جنبه رضایت دانشجویان از تدریس و اثربخشی آنان رابطه مثبت و معنیداری دارد. به علاوه، بین رضایت اعضای هیئت علمی از همکاران خود تنها با رضایت دانشجویان از تدریس آنان رابطه مثبت و معنیداری دیده شد. نتایج رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که تنها مؤلفه سرپرستی پیش بین معنیداری برای رضایت دانشجویان است.
هدف از انجام پژوهش نیمه تجربی حاضر، بررسی تأثیر واحدهای تربیت بدنی عمومی یک و دو دانشگاه بیرجند بر هویت ورزشی دانشجویان است. بدین منظور، مقیاس 22 گزینه ای هویت ورزشی ساخته شده توسط چزلاک (2004) در دو مرحله اولین و آخرین جلسه کلاس های تربیت بدنی عمومی یک و دو نیمسال دوم سال تحصیلی 1387- 88، در اختیار 387 دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه بیرجند با میانگین سنی 79/1±54/20 قرار گرفت. نمونه آماری به طور تصادفی با تخصیص متناسب در هر طبقه انتخاب و به چهار گروه تقسیم شدند که عبارتند از: تجربی واحد عمومی 1 (150=N)، کنترل واحد عمومی 1 (40=N)، تجربی واحد عمومی 2 (159=N) و کنترل واحد عمومی 2 (40= N). روایی محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان و ثبات درونی آن نیز در مطالعه ای مقدماتی با آلفای کرونباخ 89/0 تأیید شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کولموگروف - اسمیرنف، t گروه های همبسته و t گروه های مستقل در سطح معنیداری 05/0>p استفاده شد. یافته ها نشان داد واحدهای تربیت بدنی عمومی 1 (863/1- =t، 065/0=p) و تربیت بدنی عمومی 2 (333/1- =t، 185/0= p) دانشگاه بیرجند بر هویت ورزشی دانشجویان تأثیرگذار نیستند، در حالی که واحد تربیت بدنی عمومی 1 به طور معنیداری بر خرده-مقیاس های انحصارگرایی (767/3- =t، 001/0= p)، هویت اجتماعی (693/4 =t، 001/0= p)، تأثیرپذیری منفی (038/2 =t، 043/0= p) و هویت خود (183/3- =t، 002/0= p) دانشجویان تأثیرگذار بوده و واحد تربیت بدنی عمومی 2 تنها بر خرده مقیاس هویت خود آزمودنیها تأثیرگذار است (162/3- =t، 002/0= p). بر پایه یافته ها، واحدهای تربیت بدنی عمومی 1 و 2 دانشگاه بیرجند در دستیابی به اهداف خود که مهم ترین آن ها بهبود نگرش و مشارکت مورد انتظار از سوی دانشجویان است ناتوان به نظر میرسند.
هدف این تحقیق بررسی وضعیت مدیریت دانش و ارتباط آن با فرهنگ سازمانی در ادارات کل تربیت بدنی استان های ایلام و کرمانشاه است. این تحقیق از نوع تحقیقات همبستگی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران، رؤسای هیئت ها و کارشناسان ادارات کل تربیت بدنی استان های ایلام و کرمانشاه بود که تعداد آن ها به ترتیب 67 (5 مدیر، 23 کارشناس، 39 رئیس هیئت) و 83 نفر (9 مدیر، 29 کارشناس، 45 رئیس هیئت) است. نمونه آماری تحقیق با جامعه آن برابر است. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش استفاده شد که پایایی آن ها بر اساس آلفای کرونباخ به-ترتیب 74/0 و 93/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل آزمون همبستگی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش ارتباط مثبت و معنیداری وجود دارد (05/0=α). همچنین، بین فرهنگ سازمانی و تمامی خرده مقیاس های مدیریت دانش(دانش آفرینی، انتشار دانش، جذب دانش، ذخیره دانش، سازماندهی دانش و کاربرد دانش) ارتباط مثبت و معنیداری وجود دارد (05/0=α). نتایج توصیفی تحقیق نیز نشان داد سطح فرهنگ سازمانی و نیز وضعیت مدیریت دانش در دو استان ایلام و کرمانشاه در حد متوسطی قرار دارد.
امروزه ورزش به عنوان صنعتی رو به توسعه در جهان مطرح شده که افزایش فرآیندهای کارآفرینی در آن باعث ایجاد فرصت های شغلی جدیدی شده است. هدف این پژوهش، بررسی اهداف و راهبردهای کارآفرینی در ورزش کشور بر اساس تحلیل استراتژیک سوات است. روش تحقیق توصیفی - پیمایشی است و براساس هدف، کاربردی است که برای جمع آوری داده ها و نظرات صاحب نظران ورزشی از پرسشنامه و مصاحبه استفاده شد. جامعه آماری تحقیق شامل 124 نفر از مدیران باشگاه های ورزشی، مدیران ستادی سازمان تربیت بدنی، اعضای هیئت علمی و دانشجویان دکتری مدیریت ورزشی، مدیریت کارآفرینی و استراتژیک بود. نمونه تحقیق، طبق جدول حجم نمونه مورگان و کرجسای 90 نفر انتخاب شد. پرسشنامه مربوط به عوامل درونی و بیرونی کارآفرینی در ورزش کشور شامل 71 سؤال و نیز پرسشنامه اهداف بلندمدت کارآفرینی در ورزش کشور شامل 10 سؤال بود. روایی پرسشنامه ها توسط ده نفر از اعضای هیئت علمی تأیید شد. پایایی پرسشنامه ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ 84/0 به دست آمد. از روش های آماری توصیفی و استنباطی از جمله آزمون های خی دو و فریدمن برای بررسی تفاوت دیدگاه ها و رتبه-بندی عوامل کارآفرینی استفاده شد. کلیه تجزیه و تحلیل ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. با توجه به شناسایی عوامل درونی (قوت ها، ضعف ها) و عوامل بیرونی (فرصت ها و تهدیدها) کارآفرینی و در نتیجه تحلیل استراتژیک سوات، مشخص شد جایگاه کارآفرینی در ورزش کشور در موقعیتی مخاطره آمیز قرار دارد. مهم ترین بیانیه هدف برای کارآفرینی در ورزش کشور با توجه به آزمون فریدمن (01/0≥P 737/24=2χ )، توجه به آموزش کارآفرینی به منظور ارتقای توانمندیهای نیروی انسانی، به ویژه دانش آموختگان تربیت بدنی به دست آمد. توجه به این اهداف به منظور مقابله با تهدیدها، بهره گیری از فرصت های محیطی، رفع ضعف ها و تقویت قوت های کارآفرینی در ورزش است و به کار بردن استراتژیهای کاهشی متناسب با اهداف میتواند زمینه ایجاد اشتغال، نوآوری و تحول را برای ورزش کشور فراهم آورد.
هدف این پژوهش تعیین منابع پیش بینیکننده اعتماد به نفس ورزشی کشتیگیران جوان است. به همین منظور پرسشنامه منابع اعتماد به نفس ورزشی ویلی و همکاران (1998) و پرسشنامه اعتماد به نفس ورزشی ویلی و نایت (2002) به طور تصادفی در اختیار 148 کشتیگیر جوان شرکت کننده در مسابقات قهرمانی کشور در سال 1388 قرار گرفت. روایی محتوایی پرسشنامه های مذکور توسط متخصصان تعیین و ثبات درونی پرسشنامه اعتماد به نفس ورزشی نیز در مطالعه ای مقدماتی با آلفای کرونباخ 89/0تعیین شد. برای تعیین روایی سازه و تشخیص عوامل زیربنایی پرسشنامه اعتماد به نفس ورزشی -که برای اولین بار در کشور استفاده می شد- از روش تحلیل مؤلفه های اصلی (PC) و چرخش واریماکس استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد منبع تسلط بر مهارت، قویترین پیش بینیکننده مولفة مهارت های بدنی و تمرینی اعتماد به نفس ورزشی (001/0 P<؛713/6 =T ؛466/0 = )، رفتار رهبری مربی، قویترین پیش بینیکننده مولفة کارآیی شناختی اعتماد به نفس ورزشی (001/0 P<؛225/7 =T ؛514/0= )، حمایت اجتماعی، قویترین پیش بینیکننده مولفة قابل انعطاف اعتماد به نفس ورزشی (001/0 P<؛622/3 =T ؛279/0 = ) و در مجموع منبع تسلط بر مهارت، قویترین پیش بینیکننده اعتماد به نفس ورزشی (001/0 P<؛783/3 =T ؛275/0 = ) کشتیگیران جوان است. یافته های این پژوهش از مدل چند بعدی اعتماد به نفس ورزشی ویلی و نایت (2002) حمایت میکند.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی چالش های موجود در دو و میدانی ایران است. رشته دو و میدانی از ورزش های پایه در دنیا محسوب میشود که رشد آن در هر کشوری موجب توسعه دیگر رشته های ورزشی میشود و همچنین شاخصی برای رشد ورزش همگانی است. در این پژوهش، ۱۴۲ نفر از دست اندرکاران، متخصصان، ورزشکاران و مربیان سطح اول دو و میدانی کشور شرکت کردند. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی بود. سؤالات، با استفاده از روش دلفی و به وسیله مربیان و اعضای هیئت علمی دانشکده های تربیت بدنی که در زمینه دو و میدانی متخصص بودند، طراحی، پی ریزی و اصلاح شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته ای بود که بر اساس شاخص پنج ارزشی لیکرت تنظیم شده بود. پس از جمع آوری اطلاعات، اهداف و فرضیه های پژوهش، با استفاده از روش آمار توصیفی، آزمون فریدمن و خی دو بررسی شد. ضمناً ضریب پایایی پرسشنامه از طریق محاسبه آلفای کرونباخ، حدود 93/0 به دست آمد. یافته های تحقیق وجود ۹ عامل را نشان می داد که به عنوان عوامل چالش برانگیز در دو و میدانی ایران معرفی شدند. عامل کمبود بودجه و امکانات مالی با میانگین 39/4 مهم ترین عامل شناخته شد و کم توجهی رسانه های گروهی به رشته دو و میدانی با میانگین 31/4 و کمبود امکانات و تجهیزات با میانگین 16/4 در رتبه های بعدی قرار گرفتند. همچنین کمبود استعدادیابی اصولی با میانگین 12/4، ضعف مدیریتی در سطح فدراسیون و هیئت های استانی با میانگین 11/4، کمبود مسابقات داخلی و خارجی با میانگین 02/4، کمبود مربیان و متخصصان با میانگین 96/3 و پایین بودن کیفیت لیگ دو و میدانی با میانگین 89/3 به ترتیب در رده های بعدی قرار گرفتند. ضمناً کمبود استعداد و پتانسیل ذاتی دو و میدانی در ایران با میانگین 90/2 در رده آخر این چالش ها قرار گرفت. در نهایت، برای توسعه دو و میدانی و رفع چالش های این رشته، توجه بیشتر سازمان تربیت بدنی، کمیته ملی المپیک، فدراسیون دو و میدانی و صدا و سیما میتواند راه گشا باشد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان تأثیر عوامل مدیریتی بر هویت هواداران تیم های فوتبال در ایران است. این عوامل عبارتند از: سازمان، جذابیت، وابستگی، رسانه و سنت.512 نفر از هواداران هشت تیم فوتبال حاضر در لیگ برتر فصل 1387- 88 به عنوان نمونة تحقیق، پرسشنامة استاندارد 54 سؤالی شامل پنج عامل اصلی و 12 مؤلفة فرعی را به صورت داوطلبانه تکمیل کردند. 12 نفر از خبرگان مدیریت ورزشی روایی صوری و محتوایی این ابزار را تأیید کردند و پایایی آن از طریق تحلیل پاسخ های 35 نفر از افراد جامعة مورد مطالعه به دست آمد. (83/0 = α). یافته های حاصل از آزمون دو جمله ای با اطمینان 95/0 نشان داد که چهار عامل مدیریتی شامل سازمان (0003/0=P)، جذابیت (0002/0 =P)، وابستگی (013/0 =P) و سنت (012/0 =P) نقش بسیار مهمی در ایجاد و حفظ هویت تیمی هواداران تیم های فوتبال دارند. همچنین بر اساس نتایج آزمون فریدمن، جذابیت (09/4 =میانگین رتبه) مهم ترین عامل و رسانه (04/3 =میانگین رتبه) کم اهمیت ترین عامل ایجاد و حفظ هویت تیمی هواداران تیم ها میباشند. نتیجة کلی این تحقیق نشان داد که بیشتر عوامل مدیریتی فوق، باعث جذب افراد به باشگاه های فوتبال و شکل گیری باشگاه های هواداری در حوزة صنعت فوتبال کشور میشوند؛ بنابراین آگاهی از چنین مواردی نه تنها باعث توسعة دانش دربارة مفهوم هویت تیمی میشود، بلکه کاربردها و فواید عملی ویژه ای برای متخصصان مدیریت ورزشی، مدیران باشگاه ها و سازمان های ورزشی در جهت توسعة صنعت فوتبال خواهد داشت.
هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط درونی هویت ورزشی و جهت گیری ورزشی ورزشکاران شرکت کننده در دومین المپیاد ورزشی غیرمتمرکز منطقه 9 دانشگاه آزاد اسلامی است. نمونه های این پژوهش، 86 ورزشکار دختر (36 نفر) و پسر (50 نفر) در رشته های فوتسال و والیبال بودند که به طور تصادفی از تیم های شرکت کننده در مسابقات انتخاب شدند. از پرسشنامه جهت گیری ورزشی گیل و دیتر (1988) برای ارزیابی رقابت-طلبی، هدف گرایی و میل به پیروزی، و از مقیاس اندازه گیری هویت ورزشی برور و همکاران (1993) برای ارزیابی هویت ورزشی استفاده کردیم. در پژوهش حاضر، پایایی (آزمون-آزمون مجدد) پرسشنامه جهت گیری ورزشی 83/0 و پایایی پرسشنامه هویت ورزشی 86/0 به دست آمد. در زیرمقیاس های هویت ورزشی بین دختران و پسران والیبالیست، تفاوتی معنیدار مشاهده شد، در صورتی که بین دختران و پسران فوتسالیست، تفاوت معنیدار نبود. در زیرمقیاس های رقابت طلبی و هدف گرایی بین دختران و پسران (هر دو رشته فوتسال و والیبال) تفاوت، معنی دار بود، اما در زیرمقیاسِ میل به پیروزی تفاوتی معنی دار وجود نداشت. در دختران، هویت شخصی با رقابت طلبی و هدف گرایی همبستگی داشت (65/0 و 57/0)، اما در پسران ارتباط درونی بین انحصارگرایی با رقابت طلبی، هدف گرایی و میل به پیروزی مشاهده شد (44/0، 51/0 و 61/0). علاوه بر این، هویت اجتماعی نیز با میل به پیروزی همبستگی داشت (72/0). در نهایت، نتایج این تحقیق نشان داد که در دختران، هویت شخصی قوی، مهم ترین زیرمقیاس هویت ورزشی برای موفقیت است در حالی که در پسران هویت اجتماعی و انحصارگرایی قوی، مهم ترین زیرمقیاس ها هستند.
کم تحرکی و چاقی از عوامل خطرزا در بروز بیماری های قلبی - عروقی هستند. فعالیت ورزشی با تعدیل ناهنجاری های متابولیکی و عوامل خطرزا در بروز آترواسکلروز در بهبود عملکرد قلبی - عروقی مؤثرند. برای بررسی تأثیر تمرینات ترکیبی استقامتی شنا و مقاومتی بر سطح سرمی مولکول چسبان محلول بین سلولی (1-sICAM) و نیم رخ لیپیدی در زنان چاق یائسة 48- 60 سال، 16 زن چاق یائسة کم تحرک (شاخص تودة بدنی ±30 کیلوگرم بر مترمربع) انتخاب و به دو گروه تجربی (16/4±2/52 سال) و کنترل (92/3±53 سال) تقسیم شدند. آزمودنی ها به مدت 10 هفته و سه جلسه در هفته، در یک برنامة تمرینات ترکیبی مقاومتی (40- 60% یک تکرار بیشینه) و استقامتی شنا (HRmax40- 60%)، شرکت کردند. سطوح 1-sICAM و نیم رخ لیپیدی سرم و شاخص های آنتروپومتریک (نظیر وزن، شاخص تودة بدنی، درصد چربی بدن و نسبت محیط کمر به لگن)، قبل و بعد از تمرین اندازه گیری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t زوجی، t مستقل و آزمون همبستگی پیرسون در سطح معنی داری 05/0>P انجام شد. نتایج نشان داد غلظت سرمی 1-sICAM در گروه تجربی 5/18 درصد کاهش یافته است (032/0=P). تغییرات غلظت سرمی 1-sICAM بین دو گروه نیز معنی دار بود (018/0=P). با وجود اینکه تغییر معنی داری در تری گلیسرید پلاسما (05/0<P) مشاهده نشد، اجرای 10 هفته تمرینات ترکیبی به کاهش معنی دار سطوح کلسترول (009/0=P) و LDL-C (007/0=P) و افزایش معنی دار سطح HDL-C (004/0=P) در گروه تجربی منجر شده بود. به علاوه، تمام شاخص های آنتروپومتری مورد بررسی نیز پس از تمرین، کاهشی معنی دار یافتند (05/0>P). همچنین، بین تغییرات سطح سرمی 1-sICAM و تغییرات هیچ یک از متغیرهای نیم رخ لیپیدی و آنتروپومتری رابطة معنی داری مشاهده نشد (05/0<P). ترکیب تمرینات ترکیبی مقاومتی و استقامتی علاوه بر بهبود نیم رخ لیپیدی و شاخص های آنتروپومتریک در کاهش شاخص فعالیت اندوتلیال عروقی مؤثر است.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین با وزنه بر برخی ویژگی های ساختاری و عملکردی قلب زنان غیرورزشکار است. 20 دانشجوی دختر غیرورزشکار با میانگین سن 3/2 25 سال، قد 2/8 161 سانتی متر و وزن بدن 5/3 4/55 کیلوگرم با سلامت کامل قلبی - عروقی به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (10 نفر ) و تمرین با وزنه (10 نفر ) قرار گرفتند. برنامة تمرین عبارت بود از: اجرای حرکات پرس پا، پرس سینه، کشش زیر بغل و کشش پشت ساق پا. حرکات در هفتة اول با 50 % یک تکرار بیشینه (1RM) در دو نوبت با 10 تکرار اجرا شد که به 80 % 1RM در سه نوبت با شش تکرار در هفتة هشتم رسید. برنامة تمرین سه روز در هفته انجام شد. قبل و پس از فعالیت در شرایط استراحت، تعداد ضربان قلب، اندازة فاصلة PR، درصد کسر تخلیه ای، قطر پایان دیاستولی و سیستولی، ضخامت دیوارة خلفی و سپتوم بین بطنی و تودة بطن چپ به عنوان متغیرهای عملکردی و ساختاری قلب آزمودنی ها با روش الکتروکاردیوگرافی و اکوکاردیوگرافی اندازه گیری شد. داده ها، با استفاده از آزمون t تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد در گروه تمرین ضخامت دیوارة خلفی و سپتوم بین بطنی و تودة بطن چپ افزایش معنی داری داشت ( 007/0- 03/0-017/0P=). در سایر متغیرها تغییرات معنی داری مشاهده نشد (05/0p≤). به طور کلی با توجه به نتایج می توان گفت تمرین با وزنه در ایجاد برخی سازگاری های مناسب ساختاری قلب مؤثر است و در عملکرد قلب نارسایی ایجاد نمی کند.