هدف از این مطالعه شناخت ارتباط بین هوش هیجانی و استراتژی مدیریت بحران بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان یزد که بر اساس اطلاعات کارگزینی اداره کل مذکور در سال 1391، تعداد آنها 144 نفر( 107 نفر مرد و 37 نفر زن ) بوده است. با توجه به جدول کرجسی و مورگان (1970) حجم نمونه برابر 104 نفر برآورد گردید. محقق پس از پخش پرسش نامه ها تعداد 100 پرسش نامه را دریافت نمود و همین تعداد را مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار داد. این پژوهش از نوع همبستگی و به شیوه پیمایشی اجرا گردید. جهت اندازه گیری هوش هیجانی آزمودنی ها از پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ و برای اندازه گیری استراتژی مدیریت بحران از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که پایایی این دو پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 91/0 و 96/0 و اعتبار آنها با استفاده از ضریب کندال به ترتیب 93/0 و 73/0 توسط محقق برآورد گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بین هوش هیجانی و استراتژی مدیریت بحران رابطه معنا داری وجود دارد. همچنین بین مولفه های هوش هیجانی یعنی خودآگاهی، همدلی، مهارت های اجتماعی، خودانگیزی و خود کنترلی با استراتژی مدیریت بحران رابطه معناداری وجود دارد و در نهایت بین میزان هوش هیجانی و زیر مجموعه های آن بر اساس جنیست، سمت، تحصیلات و سابقه کاری آزمودنی ها تفاوت معنا داری مشاهده نگردید.
هدف از این پژوهش، تاثیر تمرین تداومی منظم و بی تمرینی متعاقب آن بر عامل نشانگر بیماری های عروق کرونر بود. بدین منظور 35 سر موش نر 3 ماهه نژاد ویستار به صورت تصادفی در 2 گروه تجربی (20 = n) و کنترل (15=n بدون هیچ گونه برنامه تمرینی) قرار گرفتند. برنامه تمرینی به مدت 12 هفته و هفته ای 3 جلسه، با مدت و شدت مشخص اجرا شد (پس از 24 جلسه تمرین، 5 سر موش از آزمودنی های این گروه، بی تمرینی را تجربه کردند تا آثار بی تمرینی بررسی شود). خونگیری پس از 14 ساعت ناشتایی در مراحل مختلف تمرین با شرایط مشابه انجام و مقادیر sICAM-1 با استفاده از کیت تجاری الایزا شرکت R&D و با دستگاه Elisa Reader اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آنالیز واریانس دوطرفه و آزمون t وابسته و مستقل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد مقادیر sICAM-1 در 24 جلسه نخست تمرین کاهش یافت که معنی دار نبود (122/0 = P)، اما با ادامه تمرین تا 36 جلسه، کاهش معنی داری در مقدار sICAM-1 مشاهده شد (000/0 = P). همچنین مشخص شد در اثر بی تمرینی سازگاری های ایجاد شده از دست می رود و بدن در معرض خطر آسیب های التهابی آتروژنز قرار می گیرد (070/0 = P). به طور کلی، این تحقیق نشان می دهد اندازه گیری مولکول چسبان سلولی sICAM-1 ابزار سودمندی در تشخیص مؤثر عوامل مختلف محیطی در اختلالات عروقی است و از طرفی تمرینات تداومی منظم با کاهش غلظت sICAM-1 روشی سودمندی در پیشگیری و کاهش آترواسکلروز است.
مطالعه پرخاشگری در محیط های ورزشی و در بین ورزشکاران موضوعی است که تحقیقات زیادی را در زمینه مدیریت ورزشی، در طی دهه های اخیر به خود اختصاص داده است. هدف از این پژوهش بررسی نقش ترتیب تولد بر میزان پرخاشگری ورزشکاران رشته های تیمی و انفرادی بود. تحقیق از نوع توصیفی بوده و جامعه آماری آن شامل تمامی دانش آموزان شرکت کننده در مسابقات قهرمانی آموزشگاههای کشور در سال1389 (535 نفر) است که از میان آنها تعداد 327 نفر، به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده و به چهار گروه (فرزندان اول خانواده، فرزندان دوم، سوم، چهارم و به بعد) تقسیم شدند. از پرسشنامه استاندارد باس و پری (1992) استفاده شد که روائی صوری(نظرمتخصصین) و پایایی آن به تأئید رسید( آلفای کرونباخ 89/0r= ). برای آزمون فرضیه ها از روش آماری ANOVA استفاده شد. یافته ها نشان داد، در میزان پرخاشگری کلامی بین ترتیب تولد های مختلف در ورزشکاران رشته های انفرادی تفاوت معنی داری وجود دارد(017/0 p ). به طور کلی می توان گفت ترتیب تولد رابطه معنی داری با میزان پرخاشگری رشته های انفرادی دارد.
هدف تحقیق حاضر عبارت است از مقایسه میزان اکسایش چربی در دامنه ای از شدت های مختلف فعالیت دویدن تا شدتی از فعالیت بدنی (Fatmax) با حداکثر اکسایش چربی (MFO). 15 دانشجوی غیر ورزشکار دانشگاه گیلان با سن 2/2±3/21 سال، وزن 3/8±0/71 کیلوگرم، قد 1/4±5/172 سانتی متر، BMI 3/1±23 کیلوگرم بر مترمربع، چربی بدن 6/4±3/18 درصد، و ml/kg/min 2/4±8/38 max2VO، فعالیت دوی فزاینده ای با مراحل 3 دقیقه ای را روی نوارگردان اجرا کردند. در طول آزمون با استفاده از روش کالری سنجی غیرمستقیم میزان اکسایش چربی محاسبه شد. تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی، میزان اکسایش چربی در 7 سطح از شدت فعالیت مقایسه شدند. نتایج آزمون در هر نفر به منظور رسم نیمرخ شدت فعالیت- اکسایش چربی به کار رفت.
نتایج تحقیق نشان داد شدت Fatmax برابر است با 3/8±4/40 درصد max2VO معادل 0/8±3/52 درصد ضربان قلب بیشینه افراد. محدوده Fatmax در دامنه 3/5±8/31 و 0/8±46 درصد max2VO قرار داشت. سهم اکسایش چربی در تامین انرژی مصرفی با شدت 2/12±9/84 درصد max2VO مطابق با 5/5±1/90 درصد ضربان قلب بیشینه ناچیز است. به علاوه دامنه بین 5/6±6/49 و 5/9±4/58 درصد ضربان قلب بیشینه در محدوده Fatmax قرار دارد. به طور کلی، نتایج نشان داد با افزایش شدت فعالیت دویدن، میزان اکسایش چربی نیز تا حداکثر مقدار آن در شدت Fatmax بالا می رود. با این حال، در شدت های بالاتر از Fatmax، میزان آن افت می یابد.
هدف از این پژوهش، برسی ساختاری عامل اکتشافی پرسشنامه موانع پیاده سازی سیستم های اطلاعات مدیریت در ادارات ورزش و جوانان است. روش تحقیق توصیفی و از نوع مطالعات اکتشافی است. اطلاعات این پژوهش از 156 مدیر ارشد و میانی و کارکنان بخش فناوری اطلاعات و کارشناسان اداره کل سازمان ورزش و جوانان استان کرمانشاه و شهرستانهای تابعه جمع آوری شد. ابزار گرداوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته 49 سوالی بود. در تحلیل داده ها و ارائه یافته ها از روش تحلیل عاملی از نوع اکتشافی برای دسته بندی و تبیین و تشریح موانع مورد بررسی و استخراج سازه های زیر بنایی بهره گرفته شده است. پس از جمع آوری و تحلیل عاملی اکتشافی پرسشنامه ها، حداقل بار عاملی مورد پذیرش برای هر متغیر 3/0 تعیین شد، بنابراین از 80 سوال پرسشنامه، 31 سوال به علت بار عاملی کمتر از 3/0 حذف و 49 سوال باقی مانده در هفت مولفه، موانع مدیریتی (11 سوال)، موانع محیطی (6 سوال)، موانع فنی (4 سوال)، موانع آموزشی (3 سوال)، موانع اقتصادی (5 سوال)، موانع ساختاری (5 سوال) موانع فردی (7 سوال)، موانع فرهنگی (4 سوال)، موانع مدیریت تغییر(4 سوال)، طبقه بندی شدند. پایایی پرسش نامه با استفاده از آلفای کرونباخ 83/0 بدست آمد که نشان دهنده مناسب بودن پرسش نامه مورد استفاده است. همچنین مشخص شد که هم کل پرسشنامه و هم تمام آزمون های فرعی از ضریب پایایی بالایی برخوردار هستند. نتایج نشان داد می توان پرسشنامه حاضر را ابزاری معتبر برای سنجش استقرار سیستم های اطلاعات مدیریت در سازمان های ورزشی بکار برد.
با افزایش سن تغییراتی در عملکرد شناختی نظیر پیش بینی و زمان واکنش در افراد رخ می دهد. به نظر می رسد فعالیت منظم فرد در طول عمر به تأخیر اجرای این عوامل بستگی دارد. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر تمرینات پیلاتس بر بهبود عملکرد شناختی سالمندان مرد غیرفعال شهر کرمانشاه بود. 40 مرد سالمند غیرفعال با میانگین سنی 54/6±15/72 سال، از مراکز نگهداری سالمندان شهر کرمانشاه انتخاب، و به صورت کاملاً تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. در ادامه گروه آزمایش به مدت 8 هفته پروتکل تمرینی پیلاتس را اجرا کردند. هر دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون عملکرد شناختی، شرکت داده شدند. داده های پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از t همبسته، و مقایسه پس آزمون های دو گروه با استفاده از t مستقل تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد گروه تمرینی پیلاتس افزایش معناداری در عملکرد وضعیت شناختی و زمان واکنش در مرحله پس آزمون نسبت به گروه کنترل داشت (P<0.05)، اما تفاوت معناداری بین دو گروه در عملکرد پیش بینی مشاهده نشد. الگوی یافته های حاضر نشان می دهد که تمرینات پیلاتس می تواند موجب بهبود عملکرد شناختی سالمندان شود.
مهارت های ادراکی-حرکتی در بسیاری از تکالیف روزمره زندگی و مهارت های ورزشی نقش بسزایی دارند. سنجش توانایی زمان بندی پیش بین انطباقی روشی برای اندازه گیری مهارت های ادراکی و ادراکی-حرکتی افراد است. بنابراین هدف کلی پژوهش حاضر بررسی نقش قیود مختلف فرد، تکلیف و محیط در دقت زمان بندی پیش بین انطباقی بود. بدین منظور 30 زن نوجوان (17-15 سال)، جوان (40-20 سال) و سالمند (80-60 سال) در چهار آزمون زمان بندی پیش بین انطباقی شرکت کردند. آزمون ها شامل اجرای یک تکلیف زمان بندی پیش بین انطباقی با رنگ های متفاوت پس زمینه سبز (1)، آبی (2) و قرمز (3) و اضافه شدن یک قید محیطی (4) بود و شرکت کنندگان باید همزمان با ورود محرک به نقطه هدف کلید مربوطه را فشار می دادند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس مرکب (3*4)، 4 تحلیل واریانس یکطرفه و 3 تحلیل واریانس با اندازه گیری های تکراری با استفاده از تعدیل بونفرونی برای هر گروه استفاده شد. آزمون های آماری تفاوت معناداری را در آزمون 1، 3 و 4 نشان دادند (0125/0≥P). تمامی گروه ها نیز با تغییر رنگ از پس زمینه سبز به قرمز و اضافه شدن تکلیف ثانویه کاهش معنادار عملکرد را نشان دادند (017/0≥P). به علاوه نتایج بیانگر ضعیف ترین اجرا برای گروه سنی سالمند نسبت به دو گروه جوان و نوجوان بود که علت احتمالی آن ضعف سیستم های ادراکی-حرکتی مرتبط با افزایش سن معرفی شد. در پایان برنامه های تمرینی مختلف تکالیف زمان بندی انطباقی برای افراد ورزشکار، سالمند و بیماران دارای نقصان سیستم ادراکی- حرکتی پیشنهاد شد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر دو شدت مختلف تمرین مقاومتی با حجم یکسان بر سطوح پلاسمایی مالون دی آلدهید، گلوتاتیون احیا و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام در مردان سالم بود. بدین منظور، 30 مرد سالم با دامنه سنی 25 20 سال به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت نمودند و به طور تصادفی به سه گروه تمرین مقاومتی با شدت متوسط (هایپرتروفی)، تمرین مقاومتی با شدت بالا (قدرتی) و گروه کنترل تقسیم شدند. تمرین مقاومتی هایپرتروفی (سه ست 10 تکراری با شدت 70 درصد یک تکرار بیشنه) و تمرین قدرتی (چهار ست شش تکراری با شدت 85 درصد یک تکرار بیشینه) به مدت هشت هفته و به صورت سه جلسه در هفته اجرا گردید. همچنین، نمونه های خون سیاهرگی در شرایط ناشتا و در دو نوبت، 24 ساعت قبل از شروع پروتکل و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی از آزمودنی ها گرفته شد. تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان می دهد که غلظت مالون دی آلدهید در گروه های تمرینی نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری پیدا کرده است ( P=0.016 ) که میزان آن در گروه تمرین هایپرتروفی در مقایسه با گروه تمرین قدرتی بیشتر می باشد ( P=0.04 ). همچنین، غلظت گلوتاتیون احیا در گروه های تمرینی نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری را نشان می دهد ( P=0.027 ). تمرین هایپرتروفی نیز موجب افزایش بیشتر در گلوتاتیون احیا در مقایسه با تمرین قدرتی شده است. علاوه براین، سطوح ظرفیت آنتی اکسیدانی تام در دو گروه تمرینی افزایش یافته است؛ اما این افزایش تنها در گروه تمرین هایپرتروفی معنا دار می باشد ( P=0.013 ). لازم به ذکر است که تفاوت معنا داری بین گروه ها مشاهده نمی شود ( P=0.103 ). درمجموع، تمرینات مقاومتی (احتمالاً) می تواند موجب بهبود سیستم آنتی اکسیدانی (گلوتاتیون احیا و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام) و کاهش مالون دی آلدهید شود که این تغییرات مستقل از شدت تمرین می باشد.
اصابت ضربه به سر در ورزش بوکس، امری اجتناب ناپذیر است و بر این اساس در پژوهش حاضر عملکرد نوروسایکولوژیکی حافظه در بوکسور های آماتور مورد ارزیابی قرار می گیرد. جامعه آماری را سه گروه تشکیل می دادند. گروه اول 20 بوکسور آماتور شهرستان قم (گروه تجربی) که حداقل چهار سال در معرض ضربات سر قرار داشته و به روش تصادفی انتخاب شدند. گروه دوم 20 فوتبالیست لیگ دسته دوم شهرستان قم که به طور غیر مستقیم در مدت مشابه در معرض ضربات سر قرار داشته و به عنوان گروه کنترل اول بودند. 20 نفر غیر ورزشکار نیز به روش تصادفی در قالب گروه دیگر کنترل انتخاب شدند. برای درک اختلال مغزی، از روش مصاحبه بوسیله پزشک استفاده گردید. سپس آزمونهای بوناردل، حافظه بصری کیم کاراد و حافظه وکسلر (فرم الف)، انجام گرفت. تجانس واریانس های بین گروهی به روش آماری بدست آمد. آزمون تحلیل واریانس یک سویه میان وزن، قد، سن و تحصیلات گروه های حاضر تفاوت معنی داری نشان نداد (05/0
هدف این پژوهش اولویت بندی انگیزه های دانشجویان داوطلب در نهمین المپیاد ورزشی دانشجویان دختر و پسر ایران در سال 1387 است. نمونة آماری پژوهش را کلیة داوطلبان شرکت کننده در المپیاد ورزشی دانشجویان دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کشور در دو دانشگاه بوعلی سینا همدان و دانشگاه یزد (396 نفر) تشکیل می دادند که از این میان، تعداد 292 داوطلب (74/73%) در تحقیق شرکت کردند. ابزار تحقیق، پرسشنامة 39 سؤالی انگیزه های داوطلبی در ورزش بود که انگیزة شغلی، مادی، هدفمند، پیشرفت، اجتماعی، حمایتی و تعهد را اندازه گیری می کرد و پایایی آن با استفاده از ضریب همبستگی آلفای کرونباخ، 94/0 = α محاسبه شد. تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق با استفاده از آزمون های فریدمن و-U مان ویتنی (در سطح 05/0 ≤ P) نشان داد که انگیزه های هدفمند، تعهد و شغلی مهم ترین و انگیزة مادی کم اهمیت ترین عوامل انگیزشی داوطلبان را تشکیل می دهند. همچنین مشخص شد که در دختران انگیزه های شغلی و پیشرفت، بیشتر از پسران و در دانشجویان رشتة تربیت بدنی انگیزه های شغلی و اجتماعی، بیشتر از دانشجویان سایر رشته هاست. ضمناً انگیزه شغلی داوطلبان المپیاد دانشجویی همدان بیشتر از المپیاد یزد بود. با توجه به اولویت انگیزه های هدفمند، تعهد و شغلی، مدیران برگزارکنندة المپیادهای ورزشی دانشجویان می توانند با حفظ و ارتقای این انگیزه ها، زمینة مشارکت بیشتر دانشجویان را در بخش داوطلبی ورزشی را فراهم آورند.
هدف کلی تحقیق این است که با توجه به وظایف و فعالیت های مدیران ورزشی آن دسته از شاخص ها و معیارهایی که در ارتقای سطح مهارت انسانی مدیران ورزشی مهم است از دیدگاه آنان مورد ارزیابی قرار داده و درجه اولویت هر یک از شاخص ها را تعیین نماییم. روش تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی است که از طریق میدانی اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شد. محقق پرسش نامه مهارت های انسانی را در بین 159 مدیر ورزشی به عنوان نمونه تحقیقاتی توزیع نمود. پرسشنامه شامل 14 شاخص بود که روایی پرسش نامه توسط بهره گیری از نظرات متخصصان و همسانی درونی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ 0.86 بدست آمد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که مدیران ورزشی برای اثربخشی در انجام وظایف و تحت تاثیر قرار دادن رفتارهای مجموعه نیروهای انسانی به ترتیب اولویت به مهارت هایی همچون برقراری امنیت شغلی برای زیردستان، مهارت حل اختلاف و تضاد بین کارکنان تحت سرپرستی، سخنرانی و فن بیان نیاز دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که از دیدگاه مدیران با سابقه مهارت های انسانی بر عملکرد شغلی مدیران تاثیر معنا دار دارد P£0.05) و (F1.156=6.91.
هدف از انجام این پژوهش، طراحی و تدوین راهبرد توسعة ورزش همگانی استان کرمان است. نمونة آماری پژوهش، 30 تن (22 مرد و 8 زن) از استادان تربیت بدنی مؤسسات آموزش عالی، مدیران هیأت علمی تربیت بدنی وزارت علوم تحقیقات و فناوری، مدیران و کارشناسان تربیت بدنی، مدیرعاملهای باشگاههای حاضر در لیگهای برتر کشور و دانشجویان ارشد مدیریت ورزشی استان بودند که در زمینة فعالیتهای ورزشی نقش داشتند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامة محققساخته است که روایی آن توسط چند تن از استادان صاحبنظر و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ (91 درصد) تأیید شد. پرسشنامه مشتمل بر 47 سؤال رتبهبندیشده در زمینة بررسی قوتها، ضعفها و تهدیدهای ورزش همگانی استان کرمان بود. دادههای پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و آزمون فریدمن تجزیهوتحلیل شد. همچنین پس از تجزیهوتحلیل قوتها، ضعفها، فرصتها و تهدیدها و تشکیل ماتریس ارزیابی هریک از عوامل داخلی و خارجی ورزش همگانی استان کرمان، محرز شد که ادارة کل تربیت استان کرمان در زمینة ورزش همگانی در موقعیت WT قرار دارد که باید از راهبرد تدافعی (تغییر یا رها کردن) استفاده کند. در نهایت، براساس تحلیلهای راهبردی به تدوین برنامة راهبردی ادارة کل تربیت بدنی استان کرمان در ورزش همگانی اقدام شد و موضوعات آن شامل بیانیة چشمانداز، مأموریت، اهداف بلندمدت، راهبرد و برنامههای عملیاتی ورزش همگانی استان کرمان بود.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تصمیم گیری اخلاقی مربیان ورزشی بر اساس پست و سابقه مربیگری آن ها است. روش این پژوهش ، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را مربیان ورزشی شاغل در استان های آذربایجان غربی و شرقی تشکیل می دادند. حجم نمونه پژوهش برابر با 206 نفر انتخاب گردید. تمامی افراد حاضر در پژوهش سابقه حضور در رویدادها و مسابقات ورزشی را داشته و به عناوین مختلف در کنار تیم ها مشغول فعالیت بودند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد بین پست مربیگری (مربی ، سرمربی، مربی بدنساز و سایر ) و تصمیم گیری اخلاقی مربیان تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین، نتایج حاکی از وجود تفاوت معنادار بین سابقه مربیگری و تصمیم گیری اخلاقی مربیان ورزشی بود. ورزش محیطی بسیار جذاب و همراه با چالش های فراوانی در حوزه های مختلف از جمله اخلاق و مسائل اخلاقی است. از این رو نیازمند تحقیقات بیشتر در حوزه اخلاق و ورزش می باشد.
هدف تحقیق حاضر عبارت است از مطالعه ارتباط بین سرعت دویدن در نقطه چرخش لاکتات ((vLTP و زمان ماندن در max2VO (max2TVO) هنگام فعالیت با max2vVO تا رسیدن به درماندگی در دوندگان استقامتی و نیمه استقامتی. بدین منظور 11 دونده عضو تیم ملی دو و میدانی (9مرد و 2زن) در رشته های استقامت و نیمه استقامت با میانگین سن، قد و وزن- به ترتیب 1/1±36/24 سال، 1/2±36/173 سانتی متر، 21±25/63 کیلوگرم- آزمودنی این تحقیق انتخاب شدند. هر آزمودنی در سه آزمون مجزا تا رسیدن به درماندگی روی نوارگردان با شیب صفر درجه و در 3روز متفاوت به فاصله حداقل 48 ساعت شرکت کردند. آزمون اول به منظور سنجش max2VO و max2vVO با سرعت اولیه 10 کیلومتر در ساعت تا رسیدن به درماندگی انجام شد. در آزمون دوم max2TVO، max2TlimVO و max2TAVO آزمودنی ها سنجیده شد. سرعت اولیه دستگاه متناسب با max2vVO آزمودنی ها تنظیم شد. در آزمون سوم vLTP آزمودنی سنجیده شد. شروع آزمون با سرعت 10کیلومتر در ساعت بود که پس از هر 4 دقیقه 1 کیلومتر در ساعت بر سرعت نوارگردان افزوده می شد، تا غلظت لاکتات آزمودنی به فراتر از 5 میلی مول برسد. اطلاعات مربوط به گازهای تنفسی با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی اندازه گیری شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS مدل 12 و روش آماری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد ارتباط معناداری بین vLTP نسبی (max2vVO%) و max2TVO آزمودنی ها وجود ندارد (48/0 P= و 33/0r =). از سوی دیگر، ارتباط مثبت معناداری بین max2TVO و max2TlimVO (000/0P= و 91/0 r =) مشاهده شد. یافته دیگر این تحقیق که بیانگر max2TVO نیز می تواند باشد، ارتباط مثبت معنادار بین max2TlimVO و max2TAVO (001/0 P= و 80/0 r=) است. بنابراین، شاید بتوان چنین پیش بینی کرد که با توجه به ارتباط مثبت معنادار بین متغیرهای ذکر شده، برای افزایش max2TVO بتوان از تمریناتی با شدت max2vVO استفاده کرد.
هدف از این پژوهش تعیین تاثیر یک دوره تمرین هوازی بر میزان لپتین کورتیزول و تستوسترون سرم در دو گروه از مردان چاق و لاغر تمرین نکرده بود. بدین منظور از بین افراد سالم و داوطلب در اجرای این پژوهش که در دامنه سنی5±30 سال قرار داشتند و پرسش نامه مشخصات فردی تاریخچه سلامتی میزان فعالیت بدنی و مصرف دخانیات را تکمیل کردند با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل ترکیبات بدن شاخص توده بدنی(BMI) آنها تعیین شد و تعداد 40 نفر تمرین نکرده به صورت هدفمند انتخاب شدند. تعداد(20 نفر وزن:9/15±8/96کیلوگرم قد:3/12±5/171سانتی متر سن:5±30 سال و شاخص توده بدنی: 1/2± 3/32کیلوگرم برمتر مربع) در گروه چاق و تعداد 20 نفر (وزن: 3/3±57کیلوگرم قد:3/3±177سانتی متر سن:5±30سال و شاخص توده بدنی: 58 /0± 1/18 کیلوگرم بر متر مربع) در گروه لاغر قرار گرفتند. نمونه های خونی برای تعیین میزان لپتین کورتیزول و تستوسترون سرم به روش رادیو ایمونو اسی(RIA) )2 روز قبل از تمرین اخذ شد. سپس هر دو گروه تحت تاثیر برنامه تمرین هوازی(دویدن روی نوار گردان با 65 تا 80 درصد حداکثر ضربان قلب) به مدت 30 دقیقه طی 3 جلسه در هفته و به مدت 2 ماه قرار گرفتند. 2 روز پس از پایان دوره تمرینی مجدداً نمونه های خونی اخذ و اندازه گیری متغیرها تکرار شد. تجزیه و تحلیل داده ها قبل و بعد از تمرین از طریق آزمون «تی» ویژه گروه های پیوسته و مستقل انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد تمرین هوازی با برنامه اعمال شده در داخل گروه ها به صورت معنی داری لپتین در هر دو گروه چاق (000/0= p) و لاغر را کاهش می دهد(004/0= p) و کاهش معنی دار ساختار توده بندی(012/0=p)و وزن(000/0= p) آزمودنیها را در گروه چاق درپی دارد و نیز افزایش معنی دار کورتیزول (070/0=p) و شاخص توده بندی(008/0p=) گروه لاغر را موجب می شود. همچنین نتایج مقایسه بین گروهی تفاوت معنی داری را در میزان لپتین (000/0= p) تستوسترون (009/0= p) شاخص توده بندی(000/0= p) و وزن(000/0= p) در بین گروه های چاق و لاغر نشان داد. با توجه به نتایج این پژوهش به نظر می رسد تمرین هوازی از طریق تغییر در برخی هورمون ها از قبیل لپتین کورتیزول و تستوسترون در تنظیم وزن بدن نقش اساسی ایفا می کند. ضمن این که احتمالاً ساز و کار تاثیر تمرینات بدنی هوازی در تعادل وزن گروه های چاق و لاغر متفاوت است.