اخیراً تحقیقات در زمینه یادگیری حرکتی نشان داده اند که یادگیری با پردازش کم تلاش به حفظ یادگیری تحت فشار روان شناختی منجر می شود. همچنین از نظریه های تداخل زمینه ای و اختصاصی بودن تمرین که به بررسی شرایط تمرینی مطلوب می پردازند، سخن به میان آورده اند. تحقیق حاضر با هدف بررسی تلاش شناختی و در نتیجه پردازش کم تلاش براساس نظریه تداخل زمینه ای و نظریه اختصاصی بودن تمرین انجام گرفت. 30 شرکت کننده به طور تصادفی در سه گروه تمرینی اختصاصی، تصادفی و زنجیره ای قرار گرفتند. پس از اجرای پیش آزمون، گروه ها سه روز به تمرین یک تکلیف پرتابی پرداختند. پس از دو آزمون انتقال، از آزمودنی ها خواسته شد تا پروتکل کلامی را با حداکثر جزئیات بنویسند. نتایج تحلیل واریانس مرکب (3´3) (گروه ´ روز)، اثر پیشرفت عملکرد را در روزهای تمرینی، و آزمون های تحلیل واریانس یکطرفه تفاوت معنادار بین گروه اختصاصی و تصادفی در آزمون انتقال 1 و 2 را نشان دادند (017/0> P). به طور کلی نتیجه گرفته شد که دو گروه اختصاصی و تصادفی پردازش کم تلاش و پنهان را دنبال کرده اند، بنابراین می توان این دو روش تمرینی را به مربیان و درمانگران برای آموزش مهارت های حرکتی توصیه کرد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی یک دوره برنامه تمرینی بسکتبال بر توجه پایدار کودکان مبتلا به کمبود توجه/ بیش فعالی می باشد. بدین منظور، 19 کودک پسر 9 تا 12 ساله مبتلا به اختلال کاستی توجه و بیش فعالی، به صورت نمونه گیری دردسترس از بین مراجعه کنندگان به یکی از کلینیک های واقع در شهر تبریز انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه(گروه تجربی 10 نفر و گروه کنترل نه نفر) جای گرفتند. گروه تجربی به مدت 12 جلسه تحت یک دوره برنامه تمرینی بسکتبال قرار گرفت، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. شایان ذکر است که آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله به وسیله آزمون رایانه ای عملکرد پیوسته کانرز ارزیابی شدند. جهت تجزیه و تحلیل آماری نیز از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مداخله صورت گرفته به شکل معناداری باعث کاهش خطای ارتکاب و افزایش پاسخ صحیح بر محرک های غیرهدف شده است، اما در خطای حذف، در پاسخ صحیح بر محرک های هدف و زمان واکنش، تفاوت معناداری در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل یافت نشد. در نهایت، با توجه به نتایج می توان اظهار کرد که تمرینات بسکتبال می تواند شرایط بهبود برخی اختلالات شناختی در کودکان مبتلا به کمبود توجه/ بیش فعالی را در درازمدت فراهم سازد.
هدف این پژوهش،تعیین و مقایسه نیم رخ روانی مردان جودوکار نخبه ایران در سه گروه سنی بزرگسالان، جوانان و نوجوانان درایران است. به این منظور 218 نفر جودوکار نخبه بزرگسال با میانگین 4/9 25/7 سال، جوان1/4 18/9سال و نوجوان 0/7 7/15 سال بصورت هدفدار انتخاب شدند. آزمودنی ها بوسیله پرسشنامه مهارتهای روانی SASI مورد ارزیابی قرار گرفتد. تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که میان سه گروه سنی ( بزرگسالان، جوانان و نوجوانان)از نظر مهارت های روانی(انگیزش، تمرکز،اعتماد به نفس، تنظیم سطح انرژی روانی، تصویرسازی دهنی، و هدف چینی) اختلاف معنی داری وجود ندارد (P< 0/05) و درگروه های سنی( بزرگسالان، جوانان و نوجوانان )میزان مهارت روانی انگیزش، اعتماد به نفس و هدف چینی در سطح عالی و مهارت روانی تمرکز، کنترل حالات روانی و تصویر سازی ذهنی در سطح خوب قرارداشتند. همچنین نتایج تحقیق حاضر نورم مربوط به امتیاز مهارت های روانی را در جودو کاران نخبه سه رده سنی مشخص کرده است.
هدف از پژوهش حاضر، تعیین نقش میانجی تعهد حرفه ای در رابطه بین ویژگی های شغلی و رضایتمندی داوران فوتبال ایران است. از این رو، تعداد 174 داور فعال لیگ برتر و دسته اول فوتبال کشور (نمونه برابر جامعه) به پرسشنامه های ویژگی های شغلی جاکو (2004)، تعهد حرفه ای آرانیا (1984) و رضایت شغلی مینه سوتا (1967) پاسخ دادند. روایی پرسشنامه ها از طریق تحلیل عاملی تأییدی و متخصصین و پایایی آن از طریق روش آلفای کرونباخ تأیید شد (85/0 =r ). نتایج آزمون فریدمن و t ویلکاکسون نشان داد که از دیدگاه داوران ویژگی های اهمیت وظیفه، تنوع مهارت و تخصص به مراتب اولویت بیشتری از ویژگی های پردازش اطلاعات و بازخورد در شغل داوری دارد. همچنین از دیدگاه آزمودنی ها، بعد دلبستگی مهم ترین بعد تعهد حرفه ای بود (p≤ .05). نتایج مدل معادلات ساختاری نیز نشان داد که تعهد حرفه ای به طور معنی داری (R2= .94) می تواند رابطه میان ویژگی های شغلی و رضایتمندی داوران فوتبال را تسهیل کند (RMSEA= 0.076; λ2/df= 1.98; IFI= .92; CFI= .92; GFI= .94). با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان بیان کرد که سازه های نگرشی و روانشناختی دیگری مانند تعهد حرفه ای می توانند شرایط بسیار مطلوب تری در چرخه مدل ویژگی های شغل در ورزش داشته باشند. همچنین در تحلیل رضایت شغلی داوران مشخص شد که عدم دوام شغل، سیستم حقوق و مدیریت از عوامل نارضایتی و جایگاه در اجتماع و ارزش های موجود در شغل از عوامل رضایت از شغلی داوران است. بر این اساس می توان انتظار داشت که با غنی تر شدن ویژگی های اصلی شغل داوران فوتبال، عامل های تعهد و رضایت شغلی نیز افزایش پیدا کند.
این تحقیق با هدف تعیین تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی شدید بر بیان ژن VEGF و 1α–PGC در عضله قلبی رت های نر سالم انجام گرفت. دوازده سر رت نر بالغ از نژاد ویستار به دو گروه آزمون (تمرین تناوبی شدید) و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمون، به مدت هشت هفته و هر هفته پنج جلسه، تمرینات شامل دویدن با شدت 100-90 درصد VO2max را به مدت 4 دقیقه روی نوار گردان انجام دادند و همزمان، گروه کنترل به مدت پانزده دقیقه روی تردمیل با سرعت دو متر در دقیقه قرار گرفتند. در روز بعد از آخرین جلسه، رت ها تشریح و نمونه ها به منظور استخراج RNA به آزمایشگاه منتقل شدند. بیان ژن PGC-1α و VEGF در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل به ترتیب 2/1 (79/0=P) و 4/1 برابر (29/0=P) بود. نتایج نشان دهنده افزایش غیرمعنادار میزان بیان ژن PGC1-α و VEGF در عضله قلب در پی هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالاست.
براساس برخی شواهد مصرف کافئین قبل از فعالیت ورزشی بر آسیب عضلانی بدن اثر می گذارد. هدف پژوهش حاضر بررسی مصرف 6 میلی گرم بر کیلوگرم کافئین متعاقب یک جلسه فعالیت ورزشی مقاومتی بر کراتین کیناز (CK) و لاکتات دهیدروژناز (LDH) در مردان فعال بود. 20 دانشجوی پسر رشته تربیت بدنی (سن 25/1±22/21 سال، قد 88/6±13/175 سانتی متر، وزن 10/7±22/69 کیلوگرم و شاخص تودة بدن 21/2±21/22 کیلوگرم بر متر مکعب، به صورت تصادفی در دو گروه دارونما (10n=) و کافئین (10n=) تقسیم شدند و یک ساعت پیش از فعالیت مقاومتی به صورت دوسوکور کافئین یا دارونما دریافت کردند. فعالیت مقاومتی شامل یک مرحله تمرین دایره ای در 5 ایستگاه و هر ایستگاه شامل 3 نوبت بود که هر نوبت با 75 درصد یک تکرار بیشینه در 8 تا 10 تکرار انجام گرفت. نمونه های خونی قبل از مصرف کافئین یا دارونما، بلافاصله پس از تمرین، 24 و 48 ساعت بعد از تمرین جمع آوری شد. نتایج نشان داد تمرین مقاومتی موجب افزایش معنادار سطوح آنزیمی CK (013/0P=) و LDH (001/0P=) شد. اما این تغییرات بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (05/0P≥). به نظر می رسد مصرف 6 میلی گرم بر کیلوگرم کافئین قبل از فعالیت مقاومتی نمی تواند موجب کاهش شاخص های آسیب عضلانی در خون شود.
هدف ازپژوهش حاضر،بررسی اثربخشی درمان یکپارچگی حسی حرکتی بر بهبود مهارت های حرکتی در دانش آموزان با کم توانی یادگیریاست. به منظورانجام این پژوهش،24 نفرازدانش آموزان مبتلا بهناتوانی یادگیریکهبهمراکز ناتوانی های یادگیریشهر یاسوجمراجعهکردهبودندبهشیوهنمونه گیری در دسترسانتخابشدندو به صورت تصادفیدردو گروهآزمایشو کنترلقرار گرفتند. سپس، آزمون رشدحرکتیلینکلن اوزرتسکی به عنوانپیش آزمون درمورد هر دو گروهبه عملآمد.همچنین،درمانیکپارچگی حسی حرکتیبه مدت 10 جلسهبهگروهآزمایش ارائه گردید. بلافاصلهپساز اتمامآموزش، مجدداً آزمون رشد حرکتیلینکلن اوزرتسکی به عنوانپس آزمون از هر دو گروهبه عمل آمد و از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که تفاوت معناداری در نمره مهارت های حرکتی در دو گروه وجود دارد. بدین صورت که گروه آزمایش در پس آزمون عملکرد بهتری داشته است.به طور کلی، نتایج حاکی از آن است که درمانیکپارچگی حسی حرکتی، منجر به بهبود مهارت های حرکتیدر دانش آموزان با کم توانی یادگیری شده است.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر فواصل زمانی مختلف تمرین آسایی بر تحکیم مبتنی بر ثبات و ارتقای حافظة آشکار می باشد. نمونه آماری پژوهش حاضر در سه گروه حافظة آشکار حرکتی (گروه های ارتقای با فاصله2ساعت، تداخل با فاصله2ساعت + آزمون یادداری با فاصلهh 2 و تداخل بافاصله 2 ساعت + آزمون یادداری فوری)، سه گروه حافظة آشکار (گروه های 12 ساعت ارتقا، تداخل تأخیری با فاصلة h12+ اجرای آزمون یادداری فوری و تداخل تأخیری h12+ اجرای آزمون یادداری با فاصلهh 12)، و سه گروه حافظة آشکار حرکتی (گروه های 48ساعت ارتقا، تداخل تأخیری با فاصلة h48+ اجرای آزمون یادداری فوری و تداخل تأخیری h48+ آزمون یادداری با فاصلةh 48) تقسیم شدند. این پژوهش شامل مراحل اکتساب و یادداری بود و تکالیف زمان واکنش زنجیره ای متناوب و زمان واکنش دو انتخابی بینایی مورد استفاده قرار گرفت. در فاز اول مطالعه، تحکیم مبتنی بر ارتقا و در فاز دوم، تحکیم مبتنی بر ثبات بررسی شد. نتایج فاز اول برای گروه های ارتقای دو ، ارتقای 12 و ارتقای 48 ساعت نشان داد تحکیم مبتنی بر ارتقا برای گروه حافظة آشکار 48 ساعت ارتقا رخ داده است. نتایج فاز دوم نیز نشان داد در هر سه گروه حافظة با فاصله تمرین آسایی 48 ساعت، گروه های تداخل تأخیری با فاصلة h12 + اجرای آزمون یادداری فوری و تداخل تاخیریh 12+ آزمون یادداری با فاصلةh 12 اثر تحکیم مبتنی بر ثبات رخ داده و در گروه های حافظة با فاصله تمرین آسایی دو ساعت (تداخل بعد از دو ساعت + آزمون یادداری با فاصلة دو ساعت و تداخل بعد از دو ساعت + آزمون یادداری فوری) اثر تداخل پس گستر ایجاد شده است. همچنین، یافته ها نشان داند حافظة مربوط به تکلیف، بعد از یادگیری مهارت و در مرحله استراحت، ثبات، ارتقا و تحکیم می یابد.
هدفازپژوهشحاضر، بررسیتأثیر دستور العمل های کانون توجه درونی و بیرونی (دور و نزدیک) بر یادگیری حفظ تعادل پویا در کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیرمی باشد. روش این پژوهش، نیمه تجربی بوده و جامعه آماری آن را تمامی دانش آموزان پسر کم توان ذهنیمدارس استثنائی ناحیه دو شهر اهواز که در سال ( 94-1393 ) مشغول تحصیل بودند به تعداد 169 نفر تشکیل دادند که از میان آن ها، 40 دانش آموز هشت تا 12 سال به روش در دسترس و هدفمندبه عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به صورت تصادفی در چهار گروه قرار گرفتند (توجه درونی، توجه بیرونیدور، توجه بیرونی نزدیک و کنترل). در پژوهش حاضر، تکلیف شامل: ایستادن آزمودنی ها بر رویصفحه نیرو در سه شرایط کنترل، توجه بیرونی نزدیک و توجه بیرونی دور بود.آزمودنی ها پس از شرکت در پیش آزمون، به مدت سه جلسه و در هر جلسه 15 کوشش را برای حفظ تعادل روی دستگاه تعادل سنج تمرین نمودند و پس از 48 ساعت در آزمون یادداری شرکت کردند. براساس نتابج آزمون تحلیلواریانسیک راههمشخص می شودکهدرآزمون تعادل، تفاوتمعناداریبینگروه هاوجود دارد. همچنین، دریافت می شود که آزمودنی ها در حالت توجه بیرونی دور عملکرد بهتری داشته اند و نیز این که بیماران در شرایط توجه بیرونی دور نسبت به توجه بیرونی نزدیکو توجه درونی، تعادل پویای بهتری دارند ((P<0.05.باتوجهبهنتایج پیشنهادمی شود جهتبهبودمهارت هایتعادلیدرکودکان کم توان ذهنی،از دستورالعمل هایکانونتوجهبیرونیدوراستفادهشود.
هدف این تحقیق بررسیارتباط بین مطالعه نشریات عمومی و تخصصی ورزشی با متغیر های جنسیت، تحصیلات و سابقه ورزشی دانشجویان و مقایسه این گروه ها در رابطه با نوع نشریه مورد مطالعه می باشد.جامعه آماری تحقیق عبارت بود از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی تهران که بالغ بر 17000 نفر بودند و با استفاده از جدول مورگان تعداد 378 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش تحقیق مورد استفاده از نظر هدف کاربردی و از نظر استراتژی توصیفی و از نظر مسیر اجرا پیمایشی بود. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی پرسشنامه توسط 16 نفر از اساتید رشته مدیریت ورزش و ارتباطات مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 80/0 به دست آمد که نشان دهنده پایایی مناسب پرسشنامه بود. نتایج نشان داد که متغیرهای جنسیت و میزان تحصیلات با متغیر وابسته دارای رابطه مثبت و معنی داری بودند به طوریکه با بالاتر رفتن مقطع تحصیلی گرایش به نشریات ورزشی تخصصی بیشتر می شد و همچنین نتایج گویای عدم وجود رابطه معنادار بین متغیر سابقه ورزشی و نوع رشته تحصیلی با مطالعه نشریات بود.
هدف از پژوهش حاضر، تعیین سهم نسبی عوامل آنتروپومتریک، رشد جسمانی و بلوغ جنسی در توسعه توان بی هوازی پسران 11 تا 18 ساله بود. بدین منظور، 170 آزمودنی (27 16 نفر از رده های سنی 18 11 سال) در دو جلسه مجزا در پژوهش شرکت کردند. جلسه اول شامل اندازه گیری های تن سنجی و سنجش بلوغ جنسی با استفاده از مقیاس تانر بود. در جلسه دوم نیز جمع آوری بزاق جهت تعیین تستوسترون بزاقی و اندازه گیری توان بی هوازی با استفاده از آزمون وینگیت انجام شد. همچنین، تفاوت توان بی هوازی بین رده های سنی مختلف با استفاده از آزمون آنوا، ارتباط هر عامل با توان بی هوازی به وسیلههم بستگی نیمه تفکیکی درجه دوم و تعیین سهم نسبی هر عامل در توسعه توان بی هوازی با استفاده از رگرسیون چندگانه انجام شد. نتایج آزمون آماری آنوا نشان می دهد که توان اوج و توان میانگین نسبی بین رده های سنی مختلف تفاوت معنا داری دارد و این تفاوت از رده سنی 15 سال به بعد شروع می شود (0.01> P).علاوه براین، هم بستگی معناداری بین سطوح تستوسترون بزاقی (r=0.38) و توده بدون چربی (r=0.38) با توان بی هوازی اوج به دست آمد. بین سطوح تستوسترون بزاقی (r=0.42) و توده بدون چربی (r=0.38) با توان بی هوازی میانگین نیز ارتباط معناداری مشاهده شد. شایان ذکر است که 47 درصد از تغییرات واریانس توان بی هوازی توسط تستوسترون بزاقی و توده بدون چربی قابل پیش بینی بود. به طور کلی، بلوغ جنسی نقش مهمی در افزایش چشمگیر توان بی هوازی پس از 15 سالگی دارد؛ لذا، بهترین زمان برای اعمال تمرینات بی هوازی درکودکان، بعد از وقوع بلوغ جنسی است.
چکیده هدف: تحلیل محتوای ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎی کارآفرینی ورزشی کشور می باشد. روش شناسی: از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی تحلیلی برای توصیف و ارزیابی محتوای مقالات جامعه ی هدف می باشد. جامعه ی برابر نمونه ی آماری شامل، ﺗﻤﺎم ﻣﻘﺎﻻت ﻣﻨﺘﺸﺮه درﺑﺎره ی ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﻲ ورزشی در نشریات علمی و پژوهشی ایران تا پایان سال1394 به تعداد 96 مقاله است. یافته ها: ﺑﻴﺸﺘﺮ ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ در فصلنامه های مدیریت ورزشی دانشگاه تهران با 17 مقاله ﻣﻨﺘﺸﺮ گردید. ﻣﻮﺿﻮع اﺻﻠﻲ ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ، ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎی اقتصادی و جامعه ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﻲ ﺑﻮد. در (%5/86) ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ از روش ﻛﻤّﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ؛ گروه (هیئت علمی، فارغ التحصیلان و دانشجویان دانشکده های تربیت بدنی و کارآفرینان ورزشی کشور) و نیز ﻣﻠﻲ (کمیته و آکادمی ملی المپیک، وزارت ورزش و جوانان) با (%26) ﺳﻄﺢ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻏﺎﻟﺐ ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ است و ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت روی ﻛﺎرکنان و مدیران اداره کل ورزش و جوانان استان ها و شهرستان ها، کارکنان هیأت ها و فدراسیون های ورزشی با (%20) ﺻﻮرت ﮔﺮفت. ﺑﻴﺸﺘﺮ ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ از داده ﻫﺎی ﻣﻘﻄﻌﻲ (%5/85) ﺑﺎ اﺑﺰار پرسشنامه (%77) انجام شد و اﺳﺘﻔﺎده از داده ﻫﺎی ﻃﻮﻟﻲ ﻛﻤﺘﺮ راﻳﺞ بود .(%55) ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ بطور ملی اﻧﺠﺎم ﺷﺪ که ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺗﻮﺳﻂ دو ﻳﺎ ﺳﻪ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪه (%75/70) ﻣﻨﺘﺸﺮ گردید. (%5/43) ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ ﺣﺪاﻗﻞ دارای یک ﻧﻮﻳﺴﻨﺪه ی زن ﺑﻮدﻧﺪ. روﻧﺪ ﭘﮋوﻫﺸﻲ، ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎی ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﻲ ورزشی، از ﺳﺎل 1390 ﺑﻪ ﺑﻌﺪ رﺷﺪ ﭼﺸﻢ ﮔﻴﺮی دارد. نتیجه گیری: ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﻲ ورزشی ﺑﺎﻳﺪ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻣﺴﺎئل، ﻣﺸﻜﻼت و ﻣﺤﺪودﻳﺖهای ﻣﻮﺟﻮد و روﻧﺪﻫﺎی ﮔﺬﺷﺘﻪ در دﻧﻴﺎی ﻛﺴﺐ و ﻛﺎر و ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﻲ، روﻳﻜﺮدی آﻳﻨﺪهﻧﮕﺮ را ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ، ﻛﺸﻒ ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﻲ و ﺟﻬﺖدﻫﻲ ﻛﺎرآﻓﺮﻳﻨﺎن ﺑﻪ ﺳﻮی ﻧﻮآوری و ﺧﻠﻖ ارزش در ورزش ﻫﺪاﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪ.