فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۶۹۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
تا پیش از تشکیل دولت مدرن و پیدایش حکومت متمرکز در ایران، میزان قدرت و ضعف حکام محلی و رابطه ی آنان با حاکمیت مرکزی همواره تابعی معکوس از افزایش یا کاهش قدرت حکومت مرکزی به شمار می آمد. با تأسیس دولت مقتدر صفوی و تسلط آنان بر نقاط مختلف ایران، به تدریج بسیاری از خاندان های حاکم محلی از اریکه ی قدرت به زیر کشیده شدند؛ اما برخلاف قاعده ی معمول، خاندان محلی اردلان نه تنها از صحنه ی قدرت خارج نشدند، بلکه قدرتشان در نیمه ی نخست دوره ی صفوی، سیر صعودی یافت. این تحقیق به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که امیرنشین اردلان با توجه به قرارگرفتن در موقعیت مرزی بین ایران و عثمانی، با بهره گیری از تنش ها و درگیری های بین دوطرف در مواقع تهدید و احساس خطر، با گرایش به طرف مقابل و اتحاد موقت با آن، خود را درمقابل آنان حفظ می کرد و موقعیت خویش را تداوم می بخشید.
جغرافیای تاریخی ملایر در قرون نخستین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقوع برخی حوادث تاریخیِ مهم در قرون نخستین اسلامی در ایالت جبال، جایگاه این منطقه را در سرنوشت تاریخی ایران برجسته نموده است. یکی از نواحی جبال، ملایر است که با توجه به واقع بودن بر سر راه های ارتباطی شرق و غرب، در تحولات تاریخیِ قرون نخستین اسلامی نقشی قابل توجه داشته است، ولی در منابع نامی از ملایر برده نشده است. این مقاله در صدد است تا ضمن تبیین چرایی سکوت منابع درباره ملایر، به معرفی اماکن جغرافیاییِ آن در نخستین قرون اسلامی بپردازد. این مقاله نشان می دهد که در دوره مورد پژوهش، تغییر نام های جغرافیایی در طول زمان، فقدان داده ها درباره این منطقه را موجب شده است. همچنین معلوم م ی شود منطقه ملایر به لحاظ اداری زیر عنوان جوانق (= خوابق) شناخته شده و تابع نهاوند بوده است و برخی از اماکنِ منطقه همچون رامن، راکاه، گوراب، کسب، کرکان و مرغزار قراتگین مورد توجه بود ه اند.
دگرگونی های ساختاری شهر سنندج با تکیه بر ویژگی های اجتماعی-اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی ویژگی های دموگرافیک(1) و دگرگونی کیفی-آموزشی و جنسی شهر سنندج در بازه زمانی 1320-1357. روش و رویکرد پژوهش: روش پژوهش حاضر تاریخی است و با رویکرد تاریخ اجتماعی و بر مبنای منابع کتابخانه ای، اسنادی و نشریات به تبیین مسئله محوری پژوهش پرداخته شده است. یافته ها و نتایج پژوهش: در این پژوهش دگرگونی اجتماعی شهر سنندج در دوره پهلوی دوم با تکیه بر تحولات جمعیتی این شهر بررسی شد. برای تبیین هرچه بهتر مسئله پژوهش، از چند منظر به این مسئله پرداخته شد. در این راستا، ابتدا فضای کالبدی شهر سنندج و تحولات آن بررسی شد. سپس به امکانات شهری سنندج از قبیل مراکز آموزشی، بهداشتی، مالی و تفریحی و تأثیر آن ها بر مردم توجه شد. در ادامه ویژگی های جمعیتی سنندج در این دوران و تحولات و تحرکات جمعیتی آن -یعنی محوری ترین مسئله پژوهش حاضر- بررسی شد. با بررسی تحولات کیفی-آموزشی و جنسیتی، این نکته آشکار شد که زنان با برخورداری از امکانات آموزشی، رفته رفته به صورت یکی از گروه های اجتماعی فعال شهری درآمدند. در مبحث ویژگی های اقتصادی جمعیت، به مسئله شهری شدن نسبی مشاغل در سنندج توجه شد. سنندج درنتیجه این دگرگونی ها به صورت شهری صنعتی درنیامد، بلکه شکل خدماتی پیدا کرد.
علل استمرار حکومت آل دابویه درطبرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آل دابویه عنوان خاندانی است محلی که توانست بیش از یک قرن بر ناحیه ای موسوم به پتشخوارگر حکومت نماید. آنان زمانی روی کار آمدند، که از طرفی نفس امپراطوری ساسانی به شماره افتاده بود واز طرفی دیگر سیل بنیان کن اعراب را کسی یارای مقابله با آن نبود. اما حکومت دابویگان در چنین شرایطی توانست پا بگیرد و با قدرت، تا مدتها تداوم یابد. حتی سقوط و زوال بزرگترین حکومت های عصر را چون امپراطوری ساسانیان و خلافت اموی نظاره نماید بی آنکه خللی در ماهیت حکومت محلیش ایجاد شود. به نظر می رسد آنها با استفاده از موقعیت جغرافیایی خاص خود و همچنین با اتکا به قدرت نظامی و برقراری مناسبات سیاسی و در نهایت حفظ ارزشها و سنن باستانی و اتکا به مقبولیت محلی؛ تداوم خود را تضمین نمودند. در این پژوهش با اتکا به منابع این دلایل مورد بررسی قرار گرفته است.
واکاوی «مسئله گرانی نان» در کردستانِ دوره قاجار و تبیین عوامل موجده آن (1332 - 1342ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«نان» به عنوان غذای اصلی و قوت غالبِ مردم ایران در دوره قاجار و گرانی آن به ویژه طی سال های جنگ جهانی اول (1332 - 1336ق/ 1914 - 1918م) مسئله ای فراگیر در تمام نواحی ایران بود. مردمِ کردستان هم در غرب کشور، گرفتار مسئله قحطی و گرانی نان شدند. البته برخلاف دیگر نواحی که با رفتن نیروهای روسیه و انگلیس و برطرف شدن خشکسالی و رفع برخی از عوامل دیگر، اوضاع تغییر کرد و در کیفیت و قیمت گندم و نان ثبات نسبی، به وجود آمد، در کردستان این گونه نشد و با وجودِ خروج نیروهای بیگانه، بارش بارا ن های گسترده و غله فراوان، دامنه گرانی بعد از سال 1336ه.ق/ 1918م گسترده تر شد. از این رو، «مسئله گرانی نان» در کردستان دوره قاجار نیاز به تحلیل، تعلیل و واکاوی دارد. این مقاله حولِ محور این پرسش شکل گرفته که چه عواملی سبب شکل گیری مسئله گرانی نان در کردستان دوره قاجار (1332 - 1342ق/ 1914- 1924م) شدند؟ در پاسخ، مقاله این مدعا را طرح می کند، عواملی که مسئله گرانی نان در کردستان دوره قاجار را شکل دادند، هر کدام با فراهم آوردن شرایط مناسب، سعی کردند از همین مسئله برای حذف عامل های دیگر بهره ببرند. این پژوهش با تکیه بر اسناد، عرایض و منابع محلی نگاری و با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی می کوشد تا به تبیین علی و چرایی تکوین و استمرار این معضل اجتماعی بپردازد و نشان دهد که عامل های شکل دهنده مسئله گرانی، برای کسب منافع بیشتر، چگونه از مسئله ای که خود شکل داده بودند، برای حذف همدیگر هم استفاده می کردند.
نقش وقف در توسعه آبی و شکل گیری فضاهای شهری مشهد در دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقف به عنوان یک ارزش در میان جامعه اسلامی ازجایگاه ویژه ای برخوردار است. این سنت در تاریخ ایران به ویژه درعصر صفویه به دلایل چندی از جمله رسمیت یافتن مذهب تشیع ، از رشد و شکوفایی برخوردار است و بر جنبه های مختلف ، تأثیرات عمیقی برجای نهاده است . از جمله می توان نقش آن را در توسعه جغرافیایی و ایجاد فضاهای شهری ملاحظه کرد. مشهد یکی از این شهرها وشاید مهم ترین آن است . اگر چه کتاب ها و مقالات مستقلی در باب وقف نگارش یافته است و حتی تأثیرآن برروی برخی از شهرها مورد بررسی قرار گرفته است ؛ اما تحقیق جامعی در بارة تأثیر وقف در ایجاد دگرگونی جغرافیایی و ایجاد فضاهای شهری مشهد دردوره صفوی ، صورت نگرفته است. از این رو این نوشتار برآن است با استفاده از منابع کتابخانه ای ، وقفنامه ها واسناد ارزشمند مربوط به مسائل مالی و حسابداری موقوفات ، موجود درمرکزآرشیوآستان قدس باروش توصیفی - تحلیلی به نقش وقف در توسعه منابع آبی ، گسترش فضاهای درونی شهری ، مهاجرپذیری و جذب جمعیت دردوره صفویه در شهر مشهد بپردازد.
شهر زُباره و استقلال قطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زُباره مهم ترین شهر شبه جزیره قطر در قرن دوازدهم قمری است. این شهر که اکنون جزو استان الشَمال کشور قطر است، از جمله شهرهای تاریخی این کشور است که به سبب آثار تاریخی و دژ شهر (ساخته شده در 1317 خورشیدی/ 1938) در خرداد 1392 خورشیدی/ ژوئن 2013 جزو فهرست میراث جهانی یونسکو در آمد. شبه جزیره قطر تا پیش از تأسیس زُباره به وسیله طایفه عَتوب، سرزمینی خشک و با شرایط نامناسب اقلیمی به شمار می رفت؛ هیچ شهر مهمی در قطر آن روزگار وجود نداشت و آن سرزمین به دور از مدنیت، پیوسته جولانگاه اقوام و قبایل باجگذار حاکمان سرزمین های همجوار دیگر بود. تأسیس زُباره عملاً موجب رونق قطر شد و این شبه جزیره را مورد توجه کشورهای منطقه و حتی دول استعمارگر اروپایی، انگلستان و فرانسه قرار داد. چنان که دخالت های دول استعمار گر و نزاع های قبیله ای موجب ویرانی شهر زُباره شد.پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد زمینه شناسی تاریخی، به بررسی موردی ساخت و تأسیس شهری در حاشیه جنوبی خلیج فارس و تأثیر تأسیس آن بر حوادث سیاسی قرن دوازدهم خلیج فارس و به طور خاص استقلال کشور قطر خواهد پرداخت.
کاپادوکیه نگهدارنده ی فرهنگ و سنّت هخامنشیان در آسیای کوچک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاپادوکیه در آسیای کوچک یکی از کانون های درگیری یونانیان و هخامنشیان به خصوص در پایان دوره ی شاهنشاهی هخامنشیان بود که می توانست با پشتیبانی از هر یک از این دو هماورد، در این جنگ ها بسیار تأثیرگذار باشد. در دوره ی هخامنشیان، هموندانی از خاندان هخامنشی، یکی پس از دیگری در کاپادوکیه فرمانروایی یافتند و پس از نابودی شاهنشاهی هخامنشی نیز این ساتراپی، پایگاهی برای فرماندهانی شد که می خواستند با اسکندر و جانشینان او بجنگند. همچنین گذار جاده ی مهم شاهی از کاپادوکیه و همسایگی این سرزمین با دریا، اهمیّت دوچندانی به آن بخشیده بود. با وجود این، تاکنون چندان درباره ی جایگاه کاپادوکیه در نگهداشت فرهنگ و سنّت هخامنشیان در آسیای کوچک پژوهش نشده است، تنها در پاره ای گزارش های تاریخی می توان آگاهی های پراکنده ای در این زمینه به دست آورد. از این رو، پژوهش حاضر با استفاده از گزارش های تاریخی و داده های باستان شناختی، به مطالعه ی جایگاه جغرافیایی و سیاسی کاپادوکیه در دوره ی هخامنشیان و نقش آنها در نگهداشت فرهنگ و سنّت ایرانی در آسیای کوچک پس از نابودی شاهنشاهی هخامنشیان پرداخته است.
اصحاب قمی امام هادی (ع) و نقش آنان در گسترش اندیشه شیعی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
قم، یکی از پُرسابقه ترین مراکز شیعه نشین در ایران است. مرکزیت قم برای شیعه، زمینه ساز سفر علمای بزرگ شیعی به قصد فراگیری علوم اهل بیت(ع) و شنیدن احادیث آنان از طریق محدّثان قم شد. این شهر به علت قرارگرفتن در کانون تشیع، ارتباط با علویان و گروه ها و مناطق مختلف شیعی، با داشتن مرقد منور حضرت معصومه(س) و تأسیس مکتب حدیثی، از شهرهای پیشتاز در بسط اندیشه امامیه بود. این پژوهش، با استفاده از روش تاریخی به شیوه توصیفی- تحلیلی، ضمن بررسی جایگاه قم در رشد و توسعه دستاوردهای حدیثی و مبانی اعتقادی شیعه، به تبیین زندگی، نقش و عملکرد اصحاب قمی امام هادی(ع) پرداخته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ابراهیم بن هاشم قمی، احمد بن اسحاق قمی، احمد بن حمزه قمی، احمد بن محمد اشعری، عبدالله بن جعفر حمیری قمی، حسن بن خُرّزاذ قمی و محمد بن احمد قمی، از مشهورترین اصحاب قمی امام هادی(ع) می باشند که با نگارش آثار علمی و اعتقادی و طرح مباحث حدیثی و کلامی، توانستند در انتقال فرهنگ و اندیشه شیعی به دیگر مناطق و جلوگیری از غلو و آرای واقفیه و نیز شکل گیری تشکیلات نقابت سادات، مساجد جدید و مکتب حدیثی قم، نقش مهمی ایفا کنند
تحلیلی جامعه شناختی از دوگانگی رفتار سیاسی –فرهنگی حاکمان شیعی تبرستان مطالعه موردی: حسن بن زید و حسن بن علی علوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرت دو پایور سیاسی علوی یکی حسن بن زید(داعی کبیر)و دیگری حسن بن علی اطروش(ناصر کبیر) به دلیل دارا بودن ویژگی های بارز سیاسی- فرهنگی در میان حاکمان علوی تبرستان نه تنها به واسطه درانداختن دولتی شیعی بوده است، بلکه ناظر به القابشان متاثر از مشی سیاسی و یا رفتارهای فرهنگی در ایجاد مقبولیت و مشروعیتی همزمان در آن سرزمین نیز بوده است.فاصله میان دعاوی آنان در تمسک به شیوه های حکومتی امام علی(ع)و بروز رفتارهای سیاسی سرکوب گرانه در مناسبات با دولتها و امرای هم جوار و و یا مشی فرهنگی افراطی آنان در انقیاد توده مردم مجموعه ای پرتناقض از رفتار سیاسی و مشی فرهنگی آنان را به همراه داشته است .واکاوی مساله تعارض میان دعاوی و رفتارهای آنان و مطالعه جامعه شناختی مشی سیاسی-فرهنگی آنان خواست پژوهش حاضر است.از آزمون فرضیات این نتیجه حاصل شد که مشی سیاسی و فرهنگی تعارض گونه این دو حاکم بر گرفته از دعاوی بی پایه بدون تعمیق شریعت در نهاد حاکمیت ایشان و سرانجام عدم تطابق میان ادعا و رفتارهای منجر به احراز قدرت و کسب منزلت سیاسی بوده است.
تأثیر مسایل قندهار بر چالش های سیاسی میان صفویان و بابریان (932- 1108ه. ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت بابریان بزرگ (932- 1118ه. ق) از ادوار درخشان در تاریخ شبه قاره هند است. اگر چه بابریان طلیعه قدرت گیری خود را به مدد همسایه بزرگ خود یعنی ایران عهد صفوی آغاز کردند، تا پایان دوره اورنگ زیب(1118ه. ق) در پوشش ارتباط کم و بیش دوستانه با صفویان در رقابت تنگاتنگی بر سر تسلط بر شهر قندهار بودند. این رقابت تنگاتنگ نه تنها تاریخ ویژ ه ای را برای قندهار رقم زد، بلکه تأثیرات مهمی در روابط سیاسی دو کشور ایران و هند به جای گذاشت. در این مقاله ضمن بررسی اهمیت تاریخی قندهار، به نقش این ناحیه در روابط ایران و هند در دوره بابریان می پردازیم.
سقوط زرنگ؛ ظهور شهر سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از محققان، مورخّان، جغرافی دانان و سیستان شناسان، شهر زرنگ را با شهر سیستان یکی دانسته و معتقداند که این شهر از بدو تأسیس، در اواخر دوره ساسانی، تا 785 هجری - که با حمله امیر تیمور گورکانی تخریب و، سپس، در 811 هجری با حمله شاهرخ تیموری به کلی ویران شد- مرکزیت و کرسی سیستان را بر عهده داشته است. نگارنده معتقد است که شهر سیستان شهری کاملاً متفاوت، مستقل و مجزا از شهر زرنگ بوده است و از نیمه دوم قرن چهارم هجری قمری که شهر زرنگ اعتبار سیاسی و مرکزیت خود را از دست داد، جایگزین آن شده و تا نیمه اول قرن نهم ه جری نیز کرسی سیستان بوده است.
در این پژوهش که، براساس هدف، از نوع تحقیقات بنیادی و، براساس ماهیت و روش، از نوع تحقیقات تاریخی است، سعی نگارنده بر آن است تا با استناد به منابع تاریخی و تأمل در نوشته های آنان، تغییر کرسی منطقه سیستان را از شهر زرنگ به شهر سیستان و، به عبارتی دیگر، این مهم را که شهر زرنگ همان شهر سیستان نیست، به عنوان یک حقیقت تاریخی بررسی کند و صحّت آن را با ارائه دلایل روشن و شواهد متقن به اثبات برساند.
فتح شوش از منظر مورخان اسلامی (با تکیه بر گزارش های طبری، بلاذری و ابن اعثم کوفی)
حوزههای تخصصی:
در پی حمله اعراب مسلمان به سرزمین های امپراطوری ساسانی، شهرهای مناطق مختلف ایران به تناوب طی زمان-ها و شیوه های مختلف فتح شدند. در این میان، شوش که یکی از شهرهای مهم امپراتوری ساسانی محسوب می گردید توسط اعراب فتح گردید. تنوع روایات در زمینه چگونگی این فتح، سبب ایجاد این پرسش شده است که از میان روایات نقل شده در منابع تاریخی فوق، کدامیک، نزدیک ترین روایت را درباره فتح شوش بیان داشته است؟ فرضیه ای که مطرح می شود این است که به علت وقوع جنگ جلولا، قبل و جنگ نهاوند، بعد از فتح شوش و نقل و انتقال سپاهیان در این بین، روایات مربوط به فتح شوش متفاوت شده است. یافته ها نشان از آن دارند که رویارویی های همزمان سپاهیان ساسانی و عرب در چند منطقه مختلف به زمان فتح شوش بر اختلاف روایات تاثیرگذار بوده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی روایات مربوط به فتح شوش براساس گزارشات، طبری، بلاذری و ابن اعثم کوفی و دستیابی به روایتی صحیح در مورد فتح این شهر به روش توصیفی-تحلیلی می باشد.