هویت جنسیتی به عنوان یکی از وجوه مهم هویت انسان از مفاهیمی است که همواره محملی برای نظریه پردازی و واکاوی های علمی و پژوهشی قرار گرفته است. در این میان، هویت جنسیتی مردانه به عنوان نیمه قوی جامعه و نحوه بازنمایی آن در رسانه تلویزیون، موضوع پژوهش حاضر است. این پژوهش با بهره گیری از روش نشانه شناسی درصدد آن است نشان دهد هویت مردانه مردان سریال تلویزیونی ستایش به چه نحوی کدگذاری شده است. مهمترین نتایج این پژوهش نشان داد، مردان این مجموعه به طور کلی در سه گروه مردان سلطه گر، سلطه پذیر و مستقل بازنمایی شده است که حضور مردان سلطه گر و سلطه پذیر بیش از مردان مستقل در این مجموعه انعکاس یافته است. همچنین بازنمایی صورت گرفته از مردان در این سریال، مشروعیت پدرسالاری را به چالش کشیده به طوری که تصویری منفی از این نظام به مخاطب معرفی شده است.
اهمیت و نقش چشمگیر گفتمان رسانه ها به طور عام و مطبوعات به طور خاص بر آگاهی بخشی و همچنین جهت دهی و شکل دهی به افکارعمومی بر کسی پوشیده نیست. در فصل دوم قانون مطبوعات که به رسالت مطبوعات مربوط است، یکی از آن رسالت ها عبارت است از «روشن ساختن افکارعمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم». در این مقاله به بررسی میزان آگاهی بخشی، صراحت در بیان یا بالعکس پوشیده گویی در پاره ای از متون مطبوعاتی در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف پرداخته شده است. ساختارهای گفتمان مدار این متون عبارت اند از: نام گذاری و ارجاع، استعاره، کنایه و مجاز. بررسی داده های نوشتار حاضر حاکی از این مطلب است که کاربرد سه مؤلفة استعاره، کنایه و مجاز در متون، به صراحت نداشتن و پوشیده گویی می انجامد. مؤلفة نام گذاری و ارجاع با توجه به نحوة کاربرد می تواند منجر به صراحت یا بالعکس پوشیده گویی شود و اینکه روزنامه ها بر اساس دیدگاه ها، ایدئولوژی ها و اهداف مورد نظر خود، به توصیف رویداد پرداخته اند.
دهه 1380ش، تلویزیون ایران، میزبان مولودی مبارک بود؛ استعلای هنر هفتم در رهسپاری به جهان غیب در قالب ژانر نوپدید «سینمای ماورا» افسوس که این بشارت به بالندگی خود نرسید و رو به پژمردگی، بلکه افول نهاد. از چالش های این گونه فاخر، انطباق کامل داستان با آموزه های اسلامی است. بر این اساس تحقیق حاضر به بررسی بازنمایی «ارتباط شیطان با انسان» به عنوان یکی از محورهای مهم در ارتباط انسان با عالم ماورا در مطالعه موردی سریال «اغما» همت گماشته است و در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که منطق روایی این سریال تا چه اندازه با مبانی اسلامی این ارتباط منطبق است؟ این پژوهش از نوع توصیفی−تحلیلی است که با روش اسنادی و تحلیل روایت بر اساس الگوهای پروپ و گرماس−لاری وای و بر اساس موردپژوهی انجام گرفته است. نوشتار حاضر، ابتدا مبانی نظری «ارتباط شیطان با انسان» را با روش اسنادی از فرهنگ اسلامی جمع آوری و در مرحله دوم، پی رنگ داستانی این ارتباط در سریال را با روش تحلیل روایت بررسی کرده است و در نهایت با عزیمت از این دو رهیافت توصیفی−تحلیلی، یافته های تحلیل روایت را به روش تطبیقی−انتقادی و در مقایسه با مبانی اسلامی پیش گفته مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و توانسته است به نوعی الگوی عام در اجزای فرایند و منطق روایی ارتباط انسان و شیطان دست یابد.
سواد رسانه ای، توانایی دسترسی به رسانه ها، درک و ارزیابی انتقادی جنبه های مختلف محتوای رسانه ها برای خلق ارتباطات در زمینه های گوناگون است. در حال حاضر در بسیاری از کشورهای دنیا، آموزش سواد رسانه ای به اقشار مختلف مردم آغاز شده و این موضوع اهمّیت خود را پیدا کرده است. هرچند تمام ایدئولوژی های رسانه ای منفی نیستند و رسانه ها ایدئولوژی های مثبت هم دارند، اما افرادی کهسوادرسانه ایکمیدارند،بایدپیام هایرسانه ایراهمان گونهکهرسانه هاارائهمی کنند،بپذیرندو میخ هایگردپیام هایرسانه ایرادرسوراخ هایچهارگوشومربّع شکلزندگیخودچفتکردهوتطبیقدهند. در کشور ما نیز سواد رسانه ای و آموزش آن به خصوص برای کسانی که بیشتر با رسانه ها در ارتباط اند، اهمّیت ویژه ای دارد. از این میان، مدیران و کارکنان روابط عمومی ها، از جمله کسانی هستند که به انحاء مختلف با رسانه ها در ارتباط اند و علاوه بر توانایی درک و ارزیابی انتقادی محتوای رسانه ها، باید بتوانند محتوای رسانه ای مناسبی خلق کنند. پژوهش حاضر میزان سواد رسانه ای این قشر و عوامل مرتّبط با آن را مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیق نشان می دهد عواملی نظیر میزان تحصیلات، سواد بصری، سابقه کار، رشته تحصیلی، عادت رسانه ای و مصرف رسانه ای به ترتیب بیشترین تأثیر را بر سواد رسانه ای مدیران و کارکنان روابط عمومی ها دارند و متغیرهای سرمایه فرهنگی و پست سازمانی در رگرسیون خطی تأثیر مستقیم بر سواد رسانه ای ندارند. مقدارRبدست آمده در تحقیق کنونی، 819/0 می باشد که نشان می دهد 67 درصد از تغییرات میزان سواد رسانه ای ناشی از متغیرهای فوق است و 33 درصد تغییرات باقیمانده متأثر از عوامل و متغیرهایی است که در تحقیق حاضر مدنظر نبوده اند.
درجریان انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم سه مناظره انتخاباتی تلویزیونی در حوزه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از سوی رسانه ملی برگزار شد.در هریک از این مناظرات هر شش نامزد انتخاباتی دو جناح اصلی اصولگرا و اصلاح طلب به بیان دیدگاه های خود به صورت همزمان پرداختند.در نوشتار حاضر با استفاده از نظریه استعاره مفهومی به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که مهمترین نشانه های زبانی این مناظرات کدام است و چه پیامی از آنها به عرصه گفتمانی کشور منتقل می شود. بررسی تطبیقی مناظرات تلویزیونی انتخاباتی4 نامزد اصلی(روحانی،جهانگیری، قالیباف،رئیسی)براساس شش مدل استعاری مدلسازی وتبیین، بازمفهوم سازی، عاطفی سازی نظرگاه، پرورش صمیمت، مقوله سازی و طنزآفرینی و مطایبه در متن انتخاباتی نظام سیاسی کشورنشان داده است که منازعات شدید ایدئولوژیک و گفتمانی در درون ساختارنظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد و در مناظرات انتخاباتی ریاست جمهوری سال 96 اغلب به شکل استعاره های مفهومی بیان شده است.
این پژوهش در بستر مطالعات فرهنگی و از زاویة دید فرهنگی انتقادی به مقولة آگهی های تلویزیونی پرداخته است. پژوهش حاضر، برای خوانش فرهنگ از لابلای آگهی های تبلیغاتی بر روی نهاد خانواده متمرکز شده است و خانواده را از دو بعد جنسیت و نسل، یعنی از منظر روابط جنسیتی و روابط نسلی مورد تحلیل قرار داده است. تمرکز اصلی تحقیق بر محور سیاست بازنمایی آگهی های تبلیغاتی تلویزیون سراسری ایران از سبک روابط دوجانبة جنسیتی زن- شوهر و روابط دوجانبة نسلی والد- فرزند در خانواده های ایرانی است که در ذیل آن می توان به فهم ساختار قدرت در خانواده دست یافت. پژوهش با بهره گیری از روش کیفی نشانه شناسی بر اساس اصول عام نشانه شناسی و با پیروی از اصول «دلالت های مرتبة اول» که بیشتر در محور هم نشینی نمود می یابد و «دلالت های مرتبة دوم» منتسب به رولان بارت که در محور جانشینی نمودگار است، انجام شده است.
این مطالعه نشان می دهد که تبلیغات تلویزیونی در «وجه ذهنی قدرت» با نمایش انگاره های ذهنی هم خوان با نظام مردسالار و در «وجه عینی قدرت» با نمایش کلیشه هایی که در گام اول مردان (از منظر جنسیتی) و در گام دوم والدین (از منظر نسلی) تصمیم نهایی را می گیرند، به بازتولید شکاف قدرت و نابرابری در روابط خانوادگی می انجامد.
در سال های اخیر سهم شبکه های تلویزیونی ماهواره ای در سبد مصرفی مخاطبان به ویژه جوانان افزایش زیادی را نشان می دهد و همین امر مسئولان و سیاست گذاران را به جستجوی پاسخ این سؤال واداشته که چه دلایلی باعث جذابیت برنامه های این شبکه ها به ویژه شبکه من وتو، به عنوان پربیننده ترین شبکه ماهواره ای در حال حاضر، و تماشای آن توسط مخاطبان شده است. این تحقیق باهدف پاسخ به این دغدغه طراحی و به روش مصاحبه فردی و گروهی با جوانان تهرانی اجرا شده است. مصاحبه های انجام شده به روش تحلیل مضمونی مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج حاصل از مصاحبه ها نشان می دهد که جوانان برای تماشای شبکه های ماهواره ای و جذابیت آن ها از پانزده دلیل مشخص نام می برند که می توان آن ها را ذیل چهار مفهوم اصلی شامل بازنمایی ممنوعه ها، صمیمیت و جوانی، قدرت بخشیدن به مخاطب و اطلاعات سرگرمی دسته بندی کرد. به نظر می رسد، من و تو فضاهایی را پیش روی مخاطب ایرانی باز می کند که در شبکه های داخلی مسکوت گذاشته شده است.