در سرتاسر خلافت عباسی، حتی در مقاطعی که خلفا صرفاً قدرت ظاهری داشته و بازیچه ای بیش نبوده اند، سلاطین و حکّام محلی برای تقویت حکومت و اثبات مشروعیت خویش، می کوشیده اند تا برخی رفتارهای نمادین، خود را معتقد و وفادار به خلافت بنمایانند. نقش تأیید خلفا با مشروعیت بخشیدن به حکومتهای فرمانروایان مستقل، برای مسلمانان چندان اهمیت داشت که حتی پس از سقوط خلافت عباسی به دست هلاگو و به قتل رسیدن خلیفه نیز، سلاطین و حاکمان بعدی همچنان مشروعیت خویش را نیازمند تأیید آنان می دیدند. خلافت عباسیان مصر که تنها با سه سال وقفه، به دست سلاطین مملوکی مصر بنیاد نهاده شد، در واقع پاسخی به همین ضرورت بوده است. بررسی ساختار خلافت عباسیان مصر و مناسبات میان خلفا و سلاطین مملوکی و همچنین روابط خلافت مصر با حکومتهای سایر سرزمینهای اسلامی چون ایران، هند و حرمین شریفین بر عهدة این نوشتار است.
"آیین شیعه در دوران نادر، چالش و بحران شدیدی را به خود دید؛ چه اینکه نادر پیش از رسیدن به سلطنت تمایلات شیعی از خود بروز میداد، ولی با جلوس به تخت شاهی دستور الغای تشیع و ابداع مذهب جعفری را به عنوان مذهب پنجم جهان تسنن صادر کرد. او در تمام دوران سلطنت سعی در قبولاندن این تغییر مذهب به عثمانیها داشت، ولی در این راه ناکام ماند. هدف نادر از این اقدامات هموار کردن راه برای تصرف همه ممالک اسلامی بود. مذهب در سیاستهای وی ابزاری جهت نیل به هدف محسوب میشد و نه خود هدف.
"
یکی از موضوعات مهم در سیره نظامی امام علی(ع)، جواز یا عدم جواز استفاده از «خدعه» و «غدْر» در هنگام مواجهه و درگیری با دشمن است. در تحقیق پیش رو که با استفاده از منابع دست اول نگاشته شده، سیره نظامی امام علی(ع) در این خصوص مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی این موضوع نشان می دهد که امام علی(ع) همانند پیامبر اکرم| هیچ گاه از غدر که به معنای نیرنگ و تلاش در جهت شکست دشمن به هر وسیله ممکن است، استفاده نمی کرد اما از خدعه که به معنای فریب دشمن است، تنها در جنگ بهره می برد.
طبقات اجتماعی،نقش عمده ای در حوزه های مختلف زندگی ایفا می کنند.چگونگی تعامل و جایگاه واقعی در هرکدام می تواند به ترقی و تعالی جامعه کمک کند یابرعکس،موجبات شماری از ناهنجاری ها و بی ثباتی در حوزه های فرهنگ،سیاست ،اقتصادو ...را فراهم سازد.حضور طبقات مختلف اجتماعی در جوامع اسلامی صدر اسلام ،واقعیتی انکار ناپذیر است که هرچند به موجب تعالیم دینی،احدی را بردیگری امتیازی نیست مگر به تقوا،اما همین طبقات هم به توسعه و ترقی تمدن شکوهمند اسلامی مددرسانده و هم در برخی دوره ها جامعه را به مرز بی ثباتی و آشوب کشانده اند.این پژوهش به بررسی طبقات اجتماعی صدر اسلام خصوصا روزگار امویان می پردازد و به طور مشخص از چهار طبقه اشراف،آزادگان،موالی و بردگان سخن می گوید؛ضمن آن که پایگاه اجتماعی هر یک از این طبقات را درجامعه اسلامی آن روزگار نمودار می سازد.
جاهلیت اصطلاحی است که در دوران اسلامی، برای شناسایی عصر پیش از اسلام ابداع گردیده است. درباره ی واژه ی جاهلیت تفسیرهای مختلفی وجود دارد و آن را از منظرها و رویکردهای متفاوتی، می توان مورد بحث و بررسی قرار داد. جاهلیت مربوط به زمان و مکان خاصی نیست اما از آن جایی که جاهلیت اصطلاحی قرآنی و دینی است و اشاره به نوعی از ویژگی های اخلاقی و اعتقادی در تاریخ پیش از اسلام عربستان دارد؛ برخی از مورخین و پژوهشگران این واژه را برای اشاره به جامعه ی عربستان پیش از اسلام به کار می برند. جاهلیت به معنای نادانی و بی دانشی نیست؛ بلکه به این معناست که مردم پیش از اسلام از مکارم اخلاقی، بهره ا ی کامل نداشتند و زندگی آن ها در بت پرستی، جنگ های قبیله ای، تکبر و تفاخر، خرافه گویی و... خلاصه شده بود. با توجه به اهمّیتِ شناختِ اخلاق و آداب جاهلیِ مردم جزیرة العرب قبل از اسلام، جهت درک و تبیین نهضت پیامبر اکرم (ص) در ایجاد تغییر و تحول در ساختارهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جامعه، نگارنده در این مقاله بر آن است با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی برخی رفتارهای جاهلی حاکم بر جزیرة العرب پیش از اسلام بپردازد.