عزاداری و گریه بر خامس آل عبا ، در روایت های فریقین مورد تأکید و توصیه قرار گرفته و پیشوایان دینی این امر را یکی از بهترین عبادت های الهی به شمار آورده اند. یکی از مشهورترین احادیث سوگواری، روایت ریّان بن شبیب از امام رضا(ع) است که بیان گر سخنان آن حضرت، پیرامون عظمت ماه محرم، حادثه عاشورا و فضل و ثوابِ گریه و عزاداری برای امام حسین(ع) است. این جستار، ضمن بررسی سندی و دلایلی روایت یاد شده، نشان می دهد که این روایت از نظر سند در حدّ صحیح و از لحاظ محتوایی فاقد اشکال دلالتی است. نظریه صحیح در تحلیل روایات ثواب عزاداری، پذیرش این روایات به طور مطلق است و نظریه جعلی بودن این گونه روایات به جهت استبعاد از ثواب بسیار آن و همچنین نظریه برخی مبنی بر تخصیص این روایت، به موردی که شرایط سخت باشد، قابل دفاع نیست.
خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد (إِنَّ اللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ الْجَمَال)؛ لذا حضرات معصومین در مناجات شعبانیه به این دعای شریف، مترنم بوده اند: وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِی [تُولِنِی] إِلّا الْجَمِیلَ فِی حَیَاتِی (تو در تمام عمرم جز نیکی و زیبایی با من رفتار نکردی.) از این نقطه نظر، آنچه در عاشورا بر امام حسین و اهل بیت ایشان گذشت، زیبا بود و همین دیدگاه بود که خاستگاه جمله ماندگار حضرت زینب کبری گردید (مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا). در این پژوهش که از نوع تاریخی است در مرحله گردآوری، به روش کتابخانه ای و در مرحله تبیین به شیوه توصیفی- تحلیلی، تجلیات زیبایی در اندیشه و گفتار و رفتار عاشورایی حضرت زینب کبری مورد بررسی و مداقه قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که زینب کبری اندیشه عرفانی زیبای خود را با گفتار و رفتار زیبای حماسی در هم آمیخته و شهسوار جاده های غربت و اسیری شد و با عزت و اقتدار در رفتار و گفتار خود، پیام خون امام حسین و یارانش را تا ابد، جاودانه ساخت.
زیارت عاشورا چهار طریق اصلی دارد که سه مورد از آن به امام محمدباقرR و دیگری به امام صادقR می رسد. دو طریق در کتاب مصباح المتجهد از شیخ طوسی و دو طریق دیگر در کتاب کامل الزیارات ابن قولویه نقل شده است. اگر کسی بتواند مبنای رجالی معروف در مورد راویان احادیث کتاب کامل الزیارات، یعنی وثاقت تمامی آن ها بپذیرد، بی نیاز از تفحص و بحث در مورد صحت این زیارت بوده و به آسانی، صدور آن از امام باقرR را می پذیرد. اما اگر کسی این مبنا را قبول نداشته یا مانند صاحب این نوشتار تنها مشایخ بلاواسطه را مشمول این قاعده بداند، باید در مورد آحاد روایان این زیارت به مطالعه و دقت علمی بپردازد. مبنای قدما در تصحیح روایت که وثوق به صدور را بیشتر اهمیت می دهد تا وثاقت راویان نیز هرچند امروزه به خاطر قلت شواهد و قرائن کارایی چندانی ندارد، اما درخصوص زیارت عاشورا به سبب شهرت کم نظیر و متن معرفتی و دقیق آن می تواند ایجاد اطمینان نسبت به آن کند. در این نوشتار، طبق مبنای متأخرین مشی شده و با بررسی طرق این زیارت نتیجه خواهیم گرفت که سند دومی که در کتاب مصباح شیخ طوسی برای این روایت بیان شده، هم از نظر طریق شیخ به سند و هم خود سند بدون اشکال و قابل اعتماد است.
در این نوشتار نخست به صورت اجمالى موضوع گزینش در ادبیات دانش مدیریت مرور مىشود و با تبیین مفهوم و جایگاه آن با رویکرد اسلامى، پیش نیازهاى پرداختن به موضوع اصلى مقاله ارائه مىگردد. از آنجا که بخش قابل توجهى از نامهها و گفتارهاى آن حضرت در نهج البلاغه در رابطه با معیارهاى گزینش است و در این مقاله نیز مجال پرداختن به همه آنها نیست، نگارنده قلمرو بحث را به بررسى معیارهاى گزینش در نامه 53 نهج البلاغه محدود کرده است. در این راستا، مجموعه معیارها در قالب دستهبندى از مقامهایى که در این نامه به معیارهاى گزینش افراد براى آنها اشاره شده است، پىگیرى مىشود.
ادب، حدّشناسى، قملرودانى و نگاهداشت جایگاه و حد خویشتن است که بر معرفت نفس و معرفت ربّ استوار مىباشد؛ چه این که ادب انسانِ خودآگاهِ خداآگاه؛ ادب معالله، ادب عندالله و حریم نگاهداشتن و شریعت محورى در فکر، قول و عمل است. در آینه کربلا و تابلوى عاشورا ادب انسانهاى کامل و متکامل، از امام و مأموم به صورت تمام عیار ترسیم و تصویر شده است. عاشورا در حقیقت، فرهنگستان ادب ولایى و توحیدى و ادبستان رحمانى و روحانى است و معلم و مربى، آن انسان کامل و امام زمان عاشورا؛ یعنى حسین بن على علیهالسلام و شاگردان ایشان از بنى هاشم (عباس بن على علیهالسلام ، قاسم بن الحسن علیهالسلام ، على اکبر، زینب کبرى علیهاالسلام و...) و غیر بنى هاشم (حرّ بن یزید ریاحى، زهیر بن قین، حبیب بن مظاهر، اُمّ وهب، جُون و...) بودهاند. هر کدام از آنان در مرتبه وجودى خود، ادب در برابر ولىّالله و حجةالله، ادب در برابر خداى متعال و ادب حضور عنداللّهى را مراعات کرده و حیات طیّبه و زندگى پایدار پاک را با واژه ادب تفسیر کردند. ناگفته نماند از باب «تعرف الاشیاء باضدادها» آن سوى جبهه عاشورا؛ یعنى کاروان یزیدى جز حدّنشناسى و بىادبى در مقابل «ولىّ خدا» و شریعت الهى، ظهور دیگرى نداشت. پس ادب سرمایه کمال و سعادت انسانى و بحران فیض الهى و مَجْلاى عنایت و بارقه ربوبى است که عدهاى از عاشوراییان را به دیدار خدا کشاند. در این نوشتار، از ادب، نقش ادب در بیدارى، بینایى و گذر از خود به خدا و نیل به فیض لقاى رب از رهگذر دیدار امام و ولىّ خدا سخن رفته است.
نیازهای گوناگون و متعدد انسان، می طلبد تا برای برقراری تعادل بین این نیازها، حکومت تشکیل گردد. پیامبر اکرم (ص) نیز پس از مبعوث شدن به پیامبری، بر اساس آیات الهی و برای اجرا نمودن قوانین وضع شده از جانب پروردگار، در صدد تشکیل حکومت برآمد و در راستای ادامه و تحقق آرمان های اصیل حکومت اسلامی از تمامی امکانات و فرصت ها استفاده نمود و شیوه ای متفاوت از حکمرانان جوامع بشری آن دوره برگزید. در سیره سیاسی ایشان و در تمامی مراحل دعوت، ابتدا اصولی همانند دعوت، انعطاف پذیری، گفتگو و... بر سایر جنبه ها مقدم بود.
عملکرد پیامبر در طول 23 سال، عملکردى واقع گرایانه بوده و موفقیت آن هم از این روى است. واقع گرایى در رفتارهاى پیامبر در تمامى مقاطع کاملاً معلوم است؛ چه در دعوت، چه در جهاد، چه در سازماندهى حکومت و چه در سازماندهى اجتماع پر از اختلافات قبیله اى آن دوران. در واقع، واقع گرایى پیامبر به معناى توجه پیامبر به تمامى الزامات مادى و معنوى زمان، مکان و انسان هاى آن عصر بوده است.
نگارنده این نوشتار، بر آن است تا به بررسی و تبیین سیره سیاسی پیامبر اکرم به طور اختصار بپردازد تا به این طریق به منادیان آزادی بشر که تنها به واژه های این ادعا اکتفا می نمایند، اثبات نماید که پیامبر اکرم (ص) در چهارده قرن پیش دارای نظام سیاسی خاص و منسجم بوده است و از اصول و روشی پیروی می نموده است که این اصول و روش می تواند الگوی تمامی جوامع بشری قرار گیرد.