هدف پژوهش حاضر، واکاوی نحوه تداعی معانی و انتقال مفاهیم شیعی در سقانفارهای آمل است. این پژوهش، از نوع تحقیقات بنیادی و براساس ماهیت و روش از نوع توصیفی تحلیلی است. داده های پژوهش، براساس مطالعات اسنادی، بررسی های میدانی و مصاحبه گردآوری و با روش کیفی تحلیل شده است. به دلیل شباهت های ساختاری، تزیینی و عملکردی، ده نمونه از 30 سقانفار آمل (33% از کل نمونه ها)، برای پژوهش انتخاب شد. نتایج نشان می دهد، برای تداعی معانی و انتقال مفاهیم شیعی در سقانفارها، از نمادهای آیینی استفاده فراوانی شده است که به گونه ای نغز، مفاهیم آیینی، ملی و بومی کاربران را از بطن وجه تسمیه، عملکرد، نقشمایه ها و اعداد نمادین، منعکس می کند. در حقیقت، هنرمند شیعی با الهام از معماری بومی، تلفیق آن با نگرش های رایج و ریشه دار شیعی و استفاده هنرمندانه از نمادهای متواتر آن، بستری برای نمایش مفاهیم و معانی آیینی در سقانفارها فراهم نموده است.
سخن از دوران جاهلیت عرب، همواره نگرش ها و برداشت ها گوناگونی را به خود دیده است. چنان که برخی آن را دورانی سیاه و تاریک و شماری عصری نیمه متمدنانه می دانند. در این میان واکاوی بازارهای عربی، نوعی تأیید بر جنبة دوم اند. بازتاب این اندیشه را به ویژه در پیشاهنگ این سخن می توان جست که داد و ستد گسترده در فراخنای شبه جزیره، تضمینی بر درستی آن است. آنچه قابل درنگ است این که بازارهای آن دوره به راستی، نمایی از فعالیت یک جامعة دور از بدویتاند. در این میان رسول الله نیز به خوبی این جایگاه را دریافته و بخشی از پایه تمدن اسلامی را چه در حوزة اقتصاد و چه در ساحت اخلاق در این مکان جستجو می نمود. این پژوهش بر آن است تا ضمن شناسایی بازارهای عربی عصر رسول الله، انعکاس آن را در فرهنگ اسلامی و نیز چگونگی نگاه دو بعدی اسلام به بازار را بر اساس نظریه، هژمونی بازار و بر اساس روش تحلیلی مورد واکاوی و پژوهش قرار دهد.
سرزمین عراق از دوران هخامنشیان تا ساسانیان بخش مهمی از قلمرو شاهنشاهی های ایرانی بود و زیر نفوذ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان قرار داشت. یورش اعراب مسلمان، سقوط ساسانیان و گسترش تدریجی دین اسلام در قرن ششم میلادی، قلمرو شاهنشاهی سرنگون شده ی ساسانی را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد. نویسنده در این مقاله با استفاده از روش تاریخی به بررسی پیامدهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گشودن عراق توسط اعراب مسلمان و تأثیر آن بر جمعیت ایرانیان مقیم عراق می پردازد.
رفتار حاکمان صدر اسلام با اهل ذمه به عنوان یک اقلیت دینی در جامعه اسلامی از جنبه های مختلفی شایستة بررسی است. امیرالمؤمنین علیعلیه السلام هم در ایام حکومت خود نظام رفتاری ویژه ای داشت که زمینه ساز روابط مسالمت آمیز پیروان ادیان مختلف و گرایش مسیحیان به اسلام شد. نظام رفتاری امیرالمؤمنین علیعلیه السلام با مسیحیان عصر حکومت خود را در چهار حیطة اجتماعی، اعقتادی، سیاسی و اقتصادی می توان بررسی کرد. نوشتار حاضر می کوشد ضمن ارائه گزارشی از این چهار حیطه و مؤلفه های فرعی آن، نشان دهد که برخورداری از حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، عقیدتیِ مسلمانان و غیر مسلمانان جامعه جزو نخستین اولویت های امیرالمؤمنین علیعلیه السلام در دوران حکومت ایشان بوده است.
جنبش تعریب که از عربی کردن سکه ها و طراز تا عربی کردن دیوان ها را در بر می گیرد، توسط عاملان خلیفه عبدالملک اموی در کل قلمرو اسلامی به اجرا در آمد. عربی کردن دیوان ها از اهمیت خاصی بر خوردار است. زیرا که شالوده حکومت بر دیوانسالاری استوار است و اداره کردن یک امپراتوری توسط نظام دیوانی صورت می گیرد. ایرانیان از زمان ساسانیان در مسائل دیوانی تجربه گرانسنگی کسب کرده بودند، این تجربه در حرکت تعریب در خلافت اموی به کار گرفته شد. بنابراین پژوهش حاضر در پی بررسی جنبش تعریب و نقش ایرانیان در آن است. در این مقاله برآن هستیم تا جزئی از تاریخ دیوانسالاری اسلامی را مورد کنکاش قرار دهیم. روش تحقیق مقاله توصیفی- تحلیلی می باشد. دستاورد این تحقیق نشان می دهد که ایرانیان نقش اصلی در تعریب دیوان های عراق داشتند و بعد از تعریب توانستند جایگاه خود را با روش های نوین حفظ کنند و تا زمانهای طولانی در دیوانسالاری حضور داشته باشند. همچنین این تحقیق نشان می دهد که جنبش تعریب با برنامه ریزی قبلی بوده و به صورت ناگهانی شکل نگرفته است.
نوشتار حاضر به دنبال بازخوانی چگونگی تقابل ائمه با جریان های گوناگون و متنوع غالیان (از ابتدا تا دوره امام صادق(ع)) می باشد. در یک طرف گروه هایی قرار داشتند که به تدریج و با گذشت زمان باورهای ابتدایی خویش را به فرقه های منسجم در دوره امام صادق(ع) تبدیل کردند؛ در طرف دیگر ائمه نیز به عنوان متولیان دین به فراخور زمان و شرایط پدید آمده با جریان های انحرافی ازجمله غالیان به مقابله پرداختند. شاید یکی از مهم ترین علل رشد غالیان در آن دوره، شرایط سیاسی پدید آمده ای بود که سبب درگیری امویان با عباسیان شد. همین امر سبب گردید این گروه ها با خیالی آسوده به تبلیغ گمانه های خود همت گمارند و خود را به گروه هایی با کادر رهبری مشخص تبدیل کنند.
نوشتار حاضر به بررسی جریان غلو از دوره مذکور تا عصر امام صادق(ع) یعنی دوره ای که غالیان به بالندگی خویش رسیده بودند، پرداخته است. گرچه گرایش های غالیانه هیچ گاه از جامعه مسلمانان رخت برنبست، اما مبارزه امامان شیعه با این جریان ها تا اندازه زیادی این گروه ها را به حاشیه راند و سبب مشخص شدن نظرگاه شیعیان و تمایز این اندیشه با باورهای چنین گروه های منحرفی گردید.