امروزه با وقوع بحران های زیست محیطی، نحوه نگرش به ارتباط بین انسان و طبیعت به یکی از چالش برانگیزترین مسائل در حوزه اخلاق زیست محیطی تبدیل شده است. بدین خاطر بسیاری از اندیشمندان در تلاش اند راه حلی جامع برای فرارفت از بحران های خودساخته زیست محیطی بیابند. در این نوشتار برآنیم ضمن تبیین ابعاد گوناگون اخلاق زیست محیطی، به دو نحوه نگرش خاص نسبت به این موضوع بپردازیم: از سویی به طرح «نظریه گایا» که یکی از نظریات مطرح در علوم تجربی است، می پردازیم و از سوی دیگر به بررسی «قاعده بسیط الحقیقه» ملاصدرا به عنوان نظریه ای نوین جهت ارائه الهیات زیست محیطی خواهیم پرداخت. ازجمله نتایج این پژوهش، تحقق نظریه ای نوین با استفاده از قاعده فلسفی بسیط الحقیقه در حوزه اخلاق زیست محیطی خواهد بود.
شایستگی سازه ای است که همچون چتر بر تمام موفقیت ها و عملکردهای عالی معلم سایه می اندازد. هدف از این مطالعه، شناسایی ابعاد و مؤلفه های شایستگی حرفه ای معلمان و ارائه مدل مفهومی در تراز جمهوری اسلامی ایران است.با روش پژوهش داده بنیاد انجام شده است .جامعه آماری این پژوهش شامل متخصصان علوم تربیتی و کلیه اسناد تحولی و بود . تعداد 11نفر به عنوان نمونه پژوهش بر اساس دو عامل تخصص و تجربه، از استادان دانشگاه تا رسیدن دادها به اشباع نظری از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند ؛ ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته و بحث گروه کانونی و اسناد مرتبط با موضوع بود . پس از پیاده سازی مصاحبه ها، تحلیل داده های اولیه از طریق تحلیل محتوای استقرایی با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با بهره گیری از نرم افزار مکس کیو دا انجام شد. روایی آن با روش سه سویه نگری منابع داده ها تأیید شد و پایایی آن با روش توافق بین دو کدگذار 03/86 درصد به دست آمد که بیانگر همخوانی بالا و پایایی مناسب است. یافته پژوهش موجود در4 بعد و 19 مؤلفه و 96 خرده مؤلفه شناسایی شد که این ابعاد شامل دانش حرفه ای، عمل حرفه ای، تعهد حرفه ای و توسعه هویت حرفه ای است، شایستگی حرفه ای بر اساس اخلاق حرفه ای، پایبندی به ارزش های دینی و صلاحیت حرفه ای تبیین شده است. در شیوه های جدید تربیتِ معلم توصیه می شود.
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل مطلوب تربیت تربیت معنوی و اخلاقی کودکان پیش دبستانی و با اعتبارسنجی الگوی ارائه شده، بر روی کلیه مربیان دوره پیش دبستانی به روش کیفی و کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را در فاز اول خبرگان حوزه مطالعاتی علوم تربیتی و در فاز دوم مربیان پیش دبستانی شهر تهران می باشند. ابزار گردآوری داده ها در فاز اول، کاربرگ های تحلیل محتوا و در فاز دوم پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی توسط خبرگان تایید شد و پایایی آن نیز از ضریب آلفای کرانباخ استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و از روشهای آمار استنباطی مانند تحلیل اکتشافی و عاملی سطح 1 و 2 استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که برای تربیت معنوی در دوره پیش دبستان سه مولفه کلی از تحلیل محتوا یافت شد که شامل، احساس آگاهی، احساس ارزشی و احساس عرفانی می باشد و نتایج حاصل از اعتبار سنجی مدل هم نشان داد که مربیان دوره پیش از دبستان اذعان دارند که برای تربیت معنوی این سه مولفه با ریز مولفه های خود مورد تایید هستند و برای به منصه ظهور رسیدن تربیت معنوی رعایت اجرای این موارد در دوره پیش از دبستان ضرورت می یابد.
هدف تعلیم و تربیت و اینکه انسانِ محصول نهایى تعلیم و تربیت باید چگونه انسانى باشد، همواره از موضوعات مهم و بحث برانگیز بوده، اندیشه هاى تربیتى بسیارى را تحت تأثیر قرار داده است. این مقاله به روش تحلیلى توصیفى، مبانى فلسفى اندیشه هاى تربیتى فارابى و غزالى را بررسى مى کند. در مبانى هستى شناسى فارابى، خداوند را به عنوان عقل کل، واجب الوجود و سازنده جهان و نظم و هماهنگى آن به ذهن انسان متبادر مى کند. از نظر وى، براى رسیدن به این هدف در معرفت شناسى، باید انواع معرفت را در نظر داشت. در نظام ارزش شناسى فارابى، مقصود انسان رسیدن به سعادت است که براى نیل به آن، نیازمند شناخت عواملى است که در گرو انجام رفتار صحیح، و انجام رفتار صحیح مشروط به آن است، و از طریق تعلیم و تربیت، باید تمام ظرفیت هاى وجودى انسان شکوفا شود. غزالى در هستى شناسى، به خدامحورى و غایت مندى آن معتقد است. همچنین انسان در معرفت شناسى، از راه آموزش متعارف در مدارس به شناخت دست مى یابد که این کار به یارى عقل و حواس صورت مى گیرد. وى به تربیت اخلاقى توجه داشت و مبناى فلسفه آموزش را تحقق سعادت انسان مى داند.
کم توجهی به پیوند های حقوق جزای اسلامی با اخلاق اسلامی در مبنا، هدف، مضمون و سازوکارهای اجرایی، تضعیف ابعاد اخلاقی حقوق جزای اسلامی و نیز با تشکیک در عقلانیت و کارآمدی حقوق جزای اسلامی، درخواست حذف یا تغییر برخی از جرم انگاری ها و کیفرگذاری ها را موجب گردیده است. با استفاده از روش تحقیق تحلیلی توصیفی و گردآوری اطلاعات با روش کتابخانه ای، در صدد تبیین یکی از خطوط اصلی این پیوند یعنی نقش حقوق جزای اسلامی در تعلیم و تربیت ارزش های اخلاقی اسلام هستیم؛ که ضمن تبیین جنبه هایی از عقلانیت و کارآمدی حقوق جزای اسلامی، ظرفیت ها و توانایی های اخلاقی آن را فعال تر خواهد نمود. بدین ترتیب، جرم انگاری ها و کیفرگذاری ها در حقوق جزای اسلامی، از سویی با ترسیم مرزهای ارزشی و اخلاقی جامعه، موجب اطلاع رسانی و تعلیم ارزش های اخلاقی حداقلی اسلامی اند؛ و از سوی دیگر با آسیب رسانی به ناقضان ارزش های بنیادین اخلاقی، موجب تربیت ارزشی فرد و جامعه اند. علاوه بر این، وضع و اِعمال مجازات های اسلامی، این پیام را انتقال می دهد که هر چه رفتارها، به اَعمال ممنوع نزدیک تر و شبیه تر باشند، درجه قُبح و غیراخلاقی بودن آن ها بیش تر است؛ اگرچه به درجه ممنوعیت جزایی نرسیده باشد. این امر، تاثیر جرم انگاری ها و کیفر گذاری های اسلامی در تعلیم ارزش های اخلاقی را مضاعف می کند.