ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۴٬۰۵۴ مورد.
۱۸۲۴.

اصول اساسی هستی شناختی در عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵۵ تعداد دانلود : ۱۰۵۷
این مقاله در پی آن است که با رویکردی توصیفی کلیت وجودشناسی ابن عربی را در قالب کلی ترین قضایای وجودشناختی که از سخنان وی استنباط می شود عرضه کند. مقصود از کلی ترین قضایای وجود شناختی اصول وجودشناختی ای است که هم بر مراتب الاهی وجود صادق اند و هم بر مراتب خلقی وجود. تلاش شده است که به شمارش این اصول اکتفا نشود، بلکه علاوه بر آن به نقش تبیینی آنها نیز اشاره شود. در این مقاله هفت اصل اساسی وجود شناختی تقریر شده است. شاید با کاوش بیشتر بتوان به اصول بیشتری دست یافت.
۱۸۲۵.

عمل و ترک عمل در مثنوی و بهگود گیتا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶۶ تعداد دانلود : ۱۷۷۱
در این نوشتار می کوشیم پس از بیان ضرورت، چیستی و سرچشمه اصلی عمل، با استناد به رویکردی میان متنی به تحلیل مسئله عمل و ترک عمل در مثنوی و گیتا بپردازیم. این مقاله مشتمل بر سه بخش است. در بخش اول ضمن بیان مقدمهای کوتاه با اشاره به مفهوم عمل و انجام تکالیف دینی بر مبنای دو کتاب مذکور از ضرورت عمل به منزله وسیله و سبب وصول به حق سخن رفته و گفته شده که شان حقیقی انسان در این جهان عمل است نه ترک عمل. در بخش دوم مقاله از چیستی، سرچشمه اصلی و اقسام عمل سخن به میان آمده است، و گفته شده که بر اساس گزارش های مثنوی و گیتا عمل آدمیان بنا بر اغراض مختلف، متفاوت می شود. برخی از سر ترس، برخی از سر عادت و برخی از سر عشق و ایمان عمل می کنند. اما بنیاد حقیقت عمل در توجه به نفس عمل است. در بخش سوم نیز از مسئله ترک عمل بحث شده است. در این بخش، بی عملی محض در ترک تعلق خاطر و عدم دلبستگی به نتیجه عمل تفسیر شده است. از این رو ترک عمل در این متون به معنی ترک تعلق خاطر است که از عمل ناشی می شود. یعنی مرتبه ای که سالک در آن به فراسوی اغراض معتبر در این جهان خاکی دست می یابد.
۱۸۲۷.

عبدالله افندی بوسنوی (992-1054ه ) و رساله سر یقین او(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰۱ تعداد دانلود : ۷۶۲
عبدالله بوسنوی، از عارفان قرن یازدهم هجری است که تأثیر بسیاری بر گسترش فرهنگ اسلامی در منطقه بالکان داشته است. وی صاحب آثار بسیاری در عرفان نظری است که مهم ترین آنها شرح فصوص است. وی رساله سرّ یقین را در تفسیر آیه شریفه ﴿واعبُد رَبَّکَ حَتّیٰ یأتِیکَ الیقین﴾ به رشته تحریر درآورد و در آن از مقام احمدی و معانی یقین سخن گفت و ضمن رد این دیدگاه که یقین به معنای موت است، با استناد به سخنان شیخ با کلنجار در کتاب مناقب العارفین جامی، یقین را به معنای مشاهده عین قدیم تفسیر نموده است. مقاله حاضر حاوی توضیحاتی درباره نگارنده این رساله و متن اصلی رساله است.
۱۸۲۸.

کلام خداود از دیدگاه متکلمین، عرفا و امام خمینی

۱۸۳۳.

قرائتی بین ادیانی از انسان کامل با رویکرد عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳۵ تعداد دانلود : ۱۰۱۱
اصطلاح «انسان کامل» برای اولین بار توسط محیی الدین بن عربی (560-638ق) به کار رفته است. در آموزه های عرفانی ابن عربی، اندیشه انسان کامل از جایگاه فخیمی برخوردار است. پس از ایشان، دو عارف نامی دیگر، عزیزالدین نسفی (م: حدود 700ق) و عبدالکریم بن ابراهیم گیلانی – جیلی - (767-832ق) هر یک کتابی را با عنوان «انسان کامل» به رشته تحریر در آوردند و به شرح و بیان دیدگاه های ابن عربی پرداختند. انسان کامل در عرفان اسلامی، انسانی است که جامع اسماء و صفات خداوند است و روح و جان او چنان صیقل یافته که وجه خدا را به تمام و کمال منعکس ساخته است. با این حال، اندیشه کمال پذیری انسان، در مکاتب و ادیان پیش از اسلام نیز مطرح بوده است. در ادیان ابراهیمی برخی از آموزه های دینی مشترکی وجود دارد که به عنوان گزاره های کلیدی در اندیشه کمال پذیری و خداگونگی انسان به آنها استناد شده است. در متون اصلی یهودیت، اندیشه آفرینش انسان به صورت خدا، قابلیت خداگونه شدن انسان و نیل به کمال را القا می کند. با این حال، یهودیان حتی حضرت موسی را نیز انسان کامل نمی دانند. در مسیحیت به رغم آن که عیسی به پیروانش می گوید که مانند پدر آسمانی شان کامل شوند، اندیشه گناه اولیه انسان، سدّ راه کمال پذیری انسان تلقی می شود. این مقاله به بررسی عناصر مهم در کمال پذیری انسان از نظر برخی اندیشمندان یهودی، مسیحی و مسلمان پرداخته تا از این رهگذر وجوه اشتراک و اختلاف دیدگاههای آنها را مشخص کند
۱۸۳۵.

خلافت الهی از دیدگاه ابن عربی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات مفهوم شناسی تصوف و عرفان
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
تعداد بازدید : ۲۴۲۶ تعداد دانلود : ۱۱۴۶
این مقاله به جایگاه خلیفهْْ اللهی انسان از دیدگاه ابن عربی پرداخته و به شش شأن و مقام مهم خلیفهْْ الله اشاره کرده است: خلیفهْْ الله، تدبیرکنندة امور مردم و هدایت گر آنها به کمال مطلوب در بعد تکوینی به جهت بهره مندی از اسماء الهی است؛ خلیفهْْ الله، در بیان احکام شریعت معصوم و مرجع علمی است؛ خلیفهْْ الله، حاکم و پیشوای اجتماعی است که اطاعت اش بر همگان واجب است؛ مقام خلیفهْْ الله، موهبتی الهی و ویژه است؛ مقام خلیفهْْ اللهی با نصّ از سوی خداوند برقرار می شود؛ معرفت و شناخت خلیفهْْ الله بر تمام مردم واجب است. در ادامة این نوشتار به وجود و تطبیق این شش ویژگی بر امامان دوازده گانة شیعه پرداخته شده است؛ کسانی که نه تنها خلیفهْْ الرسول، که خلیفهْْ الله اند. دیگر اینکه، ابن عربی امام مهدی، فرزند امام عسکری‡ را از نمونه های خلیفهْْ الله برمی شمرد که با باور شیعیان بر امامت حضرت هماهنگی دارد؛ بنابراین از مهم ترین نقطه های نزدیکی عرفان ابن عربی به تشیع بحث خلیفهْْ الله است.
۱۸۳۶.

مقایسه ی دیدگاه عرفان مذهب ارتدکس و طریقه ی کبرویه درباره ی رؤیت و شهود خداوند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان نظری
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات عرفان مسیحی
تعداد بازدید : ۲۴۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۸۳
موضوع نوشته ی حاضر مقایسه ی مفهوم شهود در عرفان مذهب ارتدکس در مسیحیت و طریقه ی کبرویه در اسلام است که دارای خاستگاه و نکات مشترک زیادی اند. مذهب ارتدکس شرقی به خاطر زمینه ی شرقی آن و به دلیل اوضاع و شرایط جغرافیایی، تاریخی و سیاسی با شرق و به ویژه با جهان اسلام ارتباط و نزدیکی بیشتر داشته است. امکان رویت خداوند به رغم تنزه ذاتی او، از مباحث اساسی ادیان ابراهیمی است. از دیدگاه مذهب ارتدکس و طریقه ی کبرویه در اثر زدودن زنگار دل، فقط صفتها و قوای خداوند در دل انسان مشاهده می شود؛ ولی ذات خداوند همواره نادیدنی و توصیف ناپذیر باقی می ماند. با وجود این، عرفای ارتدکس، شهود خدا را شهود تثلیث و به خصوص شهود مسیح توصیف کرده اند، اما عرفای کبرویه به دلیل تنزیه مطلق خدا در اسلام، هرگز از شهود ذات خدا سخن نگفته اند، بلکه شهود خود را شهود صفتها و مظاهر خدا عنوان کرده اند. همچنین برخی از عرفای هر دو طریقه در شهود خود از خدا، از نماد نور سیاه و برخی دیگر از نماد نور استفاده کرده اند. در نوشته ی حاضر در آغاز دیدگاه مذهب ارتدکس و بعد دیدگاه طریقه ی کبرویه و در نهایت تشابهات و تفاوت های آن دو درباره ی رؤیت و شهود خداوند مورد بررسی قرار می گیرد.
۱۸۳۷.

تربیت عرفانی از دیدگاه سهروردی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه اشراق
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه‌ اخلاق
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان عملی
تعداد بازدید : ۳۴۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۴۸
با توجه به رشد فزاینده انگیزه های عرفانی در جوانان، که سبب رشد مسلک ها و دیدگاه های نابخردانه گردیده است، این مقاله به دنبال بررسی دیدگاه های عرفانی برآمده است. بدین لحاظ دیدگاه عرفانی سهروردی را به لحاظ غنای فلسفی آموزه های عرفانی، مورد بررسی قرار می دهیم تا از منظر او به بررسی مبانی فلسفی، مراحل و شرایط سلوک عرفانی و شناخت دلالت های تربیتی دیدگاه وی مبادرت نماییم. در این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی که روشی رایج در مطالعات و تحقیقات مربوط به حوزه فلسفه تعلیم و تربیت می باشد، استفاده شده است. بازتاب مراحل سلوک و اندیشه های تربیتی در اهداف آموزش متجلی می شود، اهداف تربیت عرفانی به «اهداف واسطه ای» و «هدف غایی» تقسیم می شود، اهداف واسطه ای عبارت است از کسب معرفت شهودی، پرورش عقل، عشق، عبودیت و هدف غایی که در مسیر زندگی، چیزی جز استمرار حضور و احساس خدا نیست که از آن به فنای فی الله تعبیر می شود. هم چنین اصول و روش های تربیت عرفانی از میان آثار شیخ اشراق استخراج و بیان گردیده است. این پژوهش بر معرفت شهودی که شخصی ترین معرفت است و از طریق دیدار حقایق به چشم دل و قلب متحقق می گردد و ابزار آن نیز تزکیه نفس و تصفیه روح می باشد و قلب انسان آن را واجد می گردد، تاکید کرده است. از نظر شیخ اشراق معرفت نفس محوری ترین ابزار شناخت است، که بر اساس علم حضوری و خودآگاهی استوار است.
۱۸۴۰.

تجربه عرفانی به مثابه رخداد آگاهی ناب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳۲ تعداد دانلود : ۱۷۰۳
آگاهی در دایره مفاهیم تعریف ناشدنی قرار می گیرد. هیچ چیز به اندازه تلاش فیلسوفان برای تعریف آگاهی، در گستردن ابهام و تیرگی در موضوعی که بدین حد واضح و روشن است، اثر نداشته است. به سبب این دشواری ها اغلب فلاسفه به جای تعریف خود آگاهی، به محتوای آگاهی پرداخته اند . بنابر رای بسیاری از فلاسفه غربی، آگاهی همواره التفاتی است؛ بنابراین از نظر آنان سخن گفتن از آگاهی بدون متعلق بی معنا خواهد بود. اما در عرفان موضوع کاملاً عکس این مطلب است. در تجربه های عرفانی ناب و متعالی، کاربرد ایده حیث التفاتی در خصوص این رخدادها معقول و موجه نیست. زیرا بسیاری از عارفان از تعبیر «آگاهی» برای اشاره به تجربه ای استفاده می کنند که فاقد هر گونه محتوای التفاتی است. لذا برای آنکه مدعیات عرفا را نیز به حساب آوریم، باید در تعریف خود از آگاهی جایی برای این واقعیت نیز باز کنیم که نوع انسان می تواند گاه بدون محتوا در آگاهی خویش پابرجا بماند. مقاله حاضر سعی در روشن ساختن این ادعای عرفا دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان