عنصر «اجتهاد» در فقه، خصیصه ای است همچون سایر خصایص اسلام که جلوه منحصر به فردی به آن بخشیده است. «اجتهاد» موتور محرکی است که توانسته است شریعت اسلام را همگام با زمان و مکان، مشکلات و معضلات، نیازها، سوالات و شبهات به پیش ببرد.
وجود مجتهدان و ضرورت اجتهاد در هر عصر و زمانی مورد تأکید فراوان دین بوده و در مواجه با مشکلات جز با احیای اجتهاد نمی توان شریعت اسلام را در بستر زمان و مکان به حرکت در آورد.
اجتهاد، به شریعت باروری و حاصلخیزی عطا می کند و به آن برای رهبری زمام امور زندگی، در جهت اهداف و مقاصد شارع، قدرت سرشاری می بخشد بدون این که از حدود و حریم الهی تجاوز کند و یا حقوق انسانی را پایمال نماید. البته دریافت چنین مطلبی، هنگامی میسر است که اجتهاد صحیح، با تمام شرایط، از اهل خود و در محل خود صادر گردد و هیچ عصر و زمانی خارج از اجتهاد نیست.
درباره این که خشونت چیست و حد و حدود آن کدام است، تفسیرهاى مختلفى در مباحث جامعه اسلامى، جامعه شناختى و لغوى ارائه شده است. برخى خشونت را شیوه هاى خلاف نرم یا برخلاف طبع فرد و جامعه مى گویند.
یکى از شرایط قصاص، انتفاى ابوت است که این مسئله در ماده «301» قانون مجازات اسلامى برگرفته از فقه امامیه، منعکس شده است. بر این اساس، پدر در قتل فرزند قصاص نمى شود، بلکه قصاص به دیه و تعزیر تبدیل مى گردد. شیوه و انگیزه قتل نیز تأثیرى در این حکم ندارد. دلیل قصاص نشدن پدر از منظر فقهاى امامیه، روایات، اجماع و شهرت است. البته این حکم در بین فقهاى عامّه مورد اختلاف است؛ گروهى موافق و گروهى مخالفند؛ گروهى نیز قائل به تفصیل شده اند. در خصوص الحاق مادر و اجداد پدرى و مادرى، فقهاى عامه چون ملاک حکم را ولادت مى دانند، به مقتضاى معناى والد، مادر و اجداد پدرى و مادرى را نیز مشمول حکم دانسته اند. ولى فقهاى امامیه به مورد نص اکتفا کرده اند. البته بنا به صدق عرفى و اجماع فقها، جد پدرى نیز در حکم پدر است. در مورد قصاص مادر نیز فقهاى جدید احتیاط مى کنند.