مقاله حاضر عهده دار تحلیل یکى از احادیث فضائل امیرالمومنین7 به نام «ردّ الشمس» است که در دو بخش سامان یافته است. در بخش اوّل، دیدگاه محدّثان و اندیشمندان اهل سنّت درباره حدیث ردّ الشمس مورد نقد و بررسى قرار گرفته است و در بخش دوم، از منظر عالمان و محدّثان شیعه به مطالعه این حدیث پرداخته شده است. شواهد و مویّدات حدیث ردّ الشمس، در خاتمه ارائه شده است.
زیارت جامعه کبیره از مهمّترین متون در جهت امام شناسى است که از امام هادى 7 روایت شده است. نگارنده در این گفتار، پس از مقدّمه اى کوتاه در باب امامت و معرّفى مختصر زیارت جامعه، عبارات آن را در هفت موضوع تقسیم کرده است: سلام، شهادت، ابراز علایق، دلیل عرض ارادت، دعا و توسّل، معرّفى امام و مقام امامت، شئون ائمّه.
بسیاری از دانشمندان معتقدند روایات اسباب نزول موجب تخصیص آیه شریفه به همانمورد و سرایت نکردن مفهومی آن به سایر موارد نمیشود. قاعده «العبره بعموم اللفظلابخصوص السبب»، در بسیاری از کتاب های تفسیری، اصولی و علوم قرآنی به مناسبتبحث از اسباب نزول طرح شده است. این قاعده در استنباط احکام از قرآن کریم بسیارکارآمد است و در تفاسیر، هنگام بحث از مصادیق مختلف آیات مطرح میشود. البته ایناصل مخالفانی دارد و برخی نیز قائل به تفصیل شده اند؛ به این معنا که در مواردی وجودقراین محکمی موجب میشود که از لفظ عام آیه دست برداشت و به خصوصیت سببتوجه کرد. این مقاله با رویکرد تحلیلی و اسنادی به موضوع موردنظر میپردازد.
برداشت درست از متون دینی نیازمند فهم روشمند است. مقاله پیش رو، ابتدا راه حل پیشنهادی خود را برای این منظور در قالب یک سیر منطقی و قابل تکرار و الگوده ارائه داده، به آسیب های ناشی از بیتوجهی به برخی مقتضیات این روش اشاره نموده است. در هر دو بخش، نمونه هایی از متن احادیث، استخراج و عرضه میگردد. در بخش نخست، سه مرحله برای برداشت روشمند عنوان و تبیین شده است. مرحله اول: احراز متن یعنی اطمینان از حدیث بودن و صحت متن؛ مرحله دوم: فهم متن به معنای برداشت ابتدایی و درک منطوق کلام در دو قسمت مفردات و ترکیبات حدیث و مرحله سوم: فهم مقصود، از طریق توجه به بافت و زمینه و نیز تشکیل خانواده حدیث است.
در بخش دوم به عوامل مؤثر در برداشت های نادرست از حدیث اشاره کرده و برخی از آسیب های جدی در این عرصه در دو بخش زمینه های اختیاری و غیراختیاری همراه نمونه توضیح داده شده است.
این نوشتار، به موضوع سید حسنی در خطبة البیان می پردازد که در دو محور سندی و متنی سامان یافته است. در محور اول، سند خطبه، بررسی شده و بدین منظور، نظرات مخالفان و موافقان بیان شده است. نظرات مخالفان در سه بخش بیان شده است؛ بخش اول: ضعف رجال حدیث که در این بخش، جد طوق و عبدالله بن مسعود ارزیابی می شوند؛ بخش دوم: ارسال حدیث و بخش سوم: عدم نقل حدیث در منابع دست اول که دلیل بر عدم اعتبار آن دانسته شده است.
نظرات موافقان نیز در دو بخش: دفاع از ابن مسعود و اعتنای علما به این خطبه ذکر می شود. محور دوم مقاله نیز به بررسی متن این خطبه می پردازد و خواهد آمد که برخی از دانشمندان، متن خطبه را دچار اشکالات فراوان دانسته و آن را رد کرده اند و عده ای دیگر نیز در پذیرش خطبه، قائل به تفصیل شده اند.