از جمله منابع مورد استفاده در بررسی تاریخ اندیشه اسلامی، سیره معصومان(ع) به ویژه روایات مستند به ایشان است. حساس ترین دوره تاریخ در سیر تحول اندیشه سیاسی اسلام، آغاز دوران بنی امیه و تبدیل خلافت به سلطنت در این دوران است. در این میان امامان شیعی(ع) بنا بر وظیفه الهی در جهت حفظ و احیای اندیشه اسلامی اقدامات خاصی انجام دادند. در این نوشتار جهت گیری امام سجاد(ع) در حساس ترین دوره تاریخ اسلام، بر اساس «صحیفه سجادیه» مورد بررسی قرار گرفته است تا راهبرد ایشان در جهت حفظ خط امامت شیعی آشکار شود.
عبد الاعلی موسوی سبزواری (1328/1329ـ1414) از محدثان و عالمان برجسته عصر حاضر و دارای آثار گران سنگی در زمینه دانش های مختلف دینی است. در این میان، کتاب مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن از جایگاه ویژه ای برخوردار است زیرا اندیشه های حدیثی علامه موسوی سبزواری را می توان در این اثر به خوبی مشاهده کرد. علامه روایات را شارح قرآن می داند و به همین دلیل در بیان معانی و یا تعیین مصادیق آیات به روایات استناد می کند. برای رفع ابهام از روایات یا حل تعارض میان آن ها، شیوه هایی از قبیل توجه به دلالت الفاظ، پرداختن به معانی مجازی و کنایی و نیز تاویل احادیث در کلمات علامه قابل بررسی است. جایگاه نقد در حوزه حدیث پژوهی علامه بیانگر آن است که وی به روایات معارض قرآن، سنت و عقل اعتماد نمی کند و در بررسی روایات، صحت سند را ملاک پذیرش حدیث نمی داند و با دقت در محتوای حدیث، نظر قطعی خود را در این باره می دهد و گاه به رد حدیث و طرح آن حکم می کند.
ابو محمد اسماعیل بن عبد الرحمن بن ابی کریمه از مفسرین امامیه و از اصحاب سه تن از ائمه اطهار؛ امام سجاد و امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام است. سُدی از جمله تابعین و تریبت شدگان مدرسه کوفه و از مفسرین و محدثین مشهور به شمار می رود. علاوه بر تفسیر و حدیث، عالم به علم قرائت و آشنا به وقایع حوادث تاریخی بوده است. او را در تفسیر می توان در ردیف مجاهد و قتاده برشمرد. در قرائت نیز صاحب نظر بوده است. ابن ابی داودگوید: «بعد از صحابه، کسی نسبت به قرائت، اعلم از ابی العالیه نیست، بعد از او سعید بن جبیر و بعد از او سُدی است». تنها اثر علمی یاد شده از سُدی کبیر «تفسیر» می-باشد که به صورت روایت در کتاب های تفسیری پراکنده است. سیوطی تفسیر او را بهترین تفسیر می شمارد.
واژه «تعمّق» در منابع لغوی و روایی کهن، برخلاف تصوّر رایج، بار معنایی نکوهیده ای دارد و واژه شناسان آن را مشتمل بر مفهوم زیاده روی و مبالغه دانسته اند. از همین رو، در روایات ائمه اهل بیت(ع) از آن به مذمّت یاد شده و از ارکان کفر به شمار رفته است. حتی دسته ای از محدّثان بزرگ نیز مفهوم افراط، غلوّ و زیاده روی را از آن برداشت کرده اند؛ مع الوصف گروهی از دانشمندان بر اثر غفلت از معنای واقعی تعمّق و مذموم بودن آن، در فهم روایات مربوط برداشت هایی ناصواب پیدا کرده اند.