علمای رجال، غالباً، عکرمه محدث و مفسر مشهور تابعی (م/ 105 ه ق) را به فرقة خوارج منتسب کرده¬اند. مقالة حاضر، با هدف بررسی صحت و سقم این مسأله و یافتن میزان دلبستگی عکرمه به خوارج با بهره¬گیری از شیوة استخراج مطالب از متون و تحلیل آنها فراهم شده تا پژوهندگان علوم قرآنی و حدیث را در شناخت دقیق¬تر این راوی کثیرالنقل یاری کند. آنچه از رهگذر تطبیق اندیشه¬های بنیادین مورد اتفاق فرقه¬های خوارج، یعنی زهد، انکار عثمان و علی (ع)، ظلم¬ستیزی، اعتقاد به عدم انحصار خلافت در قریش و نیز اندیشه¬های مورد اختلاف آنها نظیر قول به تقیه و تکفیر مرتکب کبیره، با افکار و افعال عکرمه دریافت می¬شود آن است که وی در تمام موارد یادشده به جز انکار علی (ع)، با خوارج هم¬عقیده بوده است. در عین حال، بخشی از روایات او در حوزه تاریخ صدر اسلام، فقه و کلام با باورهای شیعی هم¬خوان است، ولی با وجود این، نمی¬توان او را فردی با گرایش¬های شیعی ارزیابی کرد.
سید مرتضی(ره) عالم بنام امامیه در قرن های چهارم و پنجم و صاحب نظر در حوزه های مختلف علوم اسلامی از قبیل فقه، اصول، کلام، حدیث و تفسیر قرآن، قائل به ترجیح وجوه عقلی در نقد و تبیین احادیث است. این مقاله ضمن بررسی جایگاه عقل و نقل نزد وی و تبیین اصول عقلانی مورد استناد او، به کشف رابطه عقل و نقل از دیدگاه این عالم عقلگرا پرداخته و نشان داده است که او از عقل برای نقد درونی نقل یاری می جوید و آن روایاتی را که با احکام بدیهی عقل در تضاد است، یا تأویل می کند و یا در صورت عدم قبول تأویل، از پذیرش آن سر باز می زند. همچنین او در مواضعی برای هریک از دو منبع معتبر معرفت دینی، یعنی نقل و عقل، نقش استقلالی قائل است و در مواردی آن دو را مؤید یکدیگر می داند و در برخی موارد نیز به تعبّد در برابر نقل قطعی حتی با وجود غرابت ذهنی آن ملتزم است.
این مقاله حاصل قلمی شده درس اخلاق استاد علّامه مصباح و شرحی بر دعای مناجات المریدین امام سجاد علیه السلام است. در فراز پایانی این دعا، هدف برتر و نهایی انسان، که فراتر از سعادت دنیوی و خوشی و لذت های اخروی است، قرب و رضوان الهی معرفی شده است. تقرب به خدا، به عنوان هدف برتر، دارای دو مرتبه است: مرتبه پایین تقرب به خداوند و بهره مندی از مقاماتی که از لوازم تقرب به خدا به شمار می آیند. در این مرحله، انسان از نعمت های بهشتی بهره مند می شود. در مرتبه عالی تر، هدف و غایت، تقرب و رضوان الهی است. این مرحله، اوج شیدایی بنده واصل به معبود خویش است. در این مرتبه، هیچ چیزی جز همنشینی و رضوان الهی برای بنده واصل مهم نیست.
یکی از بسترهای اختلاف میان فریقین، روایات تفسیری است. این روایات در فهم قرآن و احکام کارایی دارد و نوع تعامل مسلمانان با این روایات، در شکل گیری باورهای ایشان و استخراج احکام شرعی، تأثیر بسزایی دارد. این میان تعامل اهل سنت با روایات اهل بیت اهمیتی دوچندان دارد؛ چراکه سخن اهل بیت، نزد شیعه بس مهم است؛ به گونه ای که هیچ برخورد مغرضانه ای با سخنان ایشان را برنمی تابند و از سویی، اهل سنت نیز جایگاه والای اهل بیت و شخصیت عظیم ایشان را می ستایند و لذا انتظار می رود در متون تفسیری خود به روایات ایشان، دست کم درحد روایات صحابه و تابعیان، توجه کنند. در این پژوهش سه تفسیر از مهم ترین تفاسیر اهل سنت جستجو و آمار مربوط به روایت های هر یک از امامان شیعه در این منابع به تفکیک، استخراج، و چگونگی تعامل این سه مفسر با روایات اهل بیت، تحلیل و ثابت شده است که این مفسران، در بهره برداری از روایات تفسیری اهل بیت، کارنامه درخشانی ندارند.
مقاله حاضر در صدد است به بررسی حد و معیار غلو و تقصیر از نگاه مفید و مجلسی بپردازد. هر دو متکلم موارد مشابهی را به عنوان معیار غلو مطرح کرده اند از جمله اعتقاد به الوهیت معصومین و نبوت امامان، اعتقاد به حلول و اتحاد ذات خداوند با معصومان، یا اعتقاد به اینکه با وجود معرفت امامان، انجام تکالیف شرعی لازم نیست. معیار مشترک تفویض نیز این است که معصومان علیهم السلام (به طور مستقل وهم عرض با خداوند) متصف به صفاتی چون خالقیت، رازقیت و زنده کردن و میراندن شوند. اختلاف نظر این دو در تعیین حد و معیار غلو و تقصیر در مسائلی نظیر علم امام، عصمت از گناه صغیره یا سهو، خلقت متقدم چهارده معصوم، کرامات یا فضایل خارق العاده، شأن و جایگاه ایشان در هستی و امثال آن نمودار می شود است ودامنه این اختلاف باعث می گردد که غالی و مقصر در نظر هریک متفاوت باشد. توجه به این تفاوت ها از آن رو حائز اهمیت است که از نظر فقهی، غالی کافر شمرده می شود و لوازم کفر بر او مترتب می گردد لذا جا دارد که اولا در تعیین حد و ملاکی که عدول از آن غلو (یا تقصیر) شمرده می شود به امور متفق علیه نزدیک و نزدیک تر شد و ثانیاً در کافر خواندن غالیان، به آرایی از این دست که می گوید غلو تنها اگر به انکار (آگاهانه و عمدی) الوهیت و توحید و نبوت منجر شود، موجب کفر خواهد بود توجه نموده، در مسائل اختلافی و جدلی الطرفین و در امور فرعی و جزئی، مطابق حدود و ملاک های شخصی یا حداقلی، افراد را به غلو و تقصیر متهم نکرد.
در این نوشتار، روایات عصمت که در کتب معتبر حدیثی شیعه، هم چون «الکافی، معانی الأخبار، الخصال و کفایه الأثر» وجود دارند، مورد بررسی سندی متنی قرار گرفته و مشخص شده است که مهم ترین مستند عصمت امامان علیهم السلام، وجود نصوص قرآنی و روایاتی است که در میان امامیه بر آنها اتفاق نظر وجود دارد و از آنجا که هدف اصلی، بررسی روایاتی است که لفظ «عصمت» در آنها به کار رفته، با بررسی انجام گرفته، این روایات حدوداً، 47 حدیث است که با حذف احادیث تکراری، نزدیک به پانزده حدیث می رسد. در حالت کلی می توان گفت وضعیت راویان، بر مبنای آراء رجالیون شیعه در بیشتر سلسله سند روایات عصمت، افراد موثق قرار گرفته اند و البته اندکی از آنان نیز طبق گفته های رجالیان موثق نیستند؛ ولی درصدی از این راویان مجهول، افرادی هستند که در سلسله سند روایات «کامل الزیارات» قرار گرفته اند و از آنجا که ابن قولویه، در مقدمه این کتاب، همه راویان این کتاب را ثقه، معرفی کرده است، می توان برای این افراد، درجه ای از وثاقت قائل شد. در بین این روایات، اکثر روایات از نوع احادیث معنعن هستند که احادیث صحیح، حسن و موثق را شامل می شود. بررسی محتوایی این روایات، بیانگر آن است که محور غالب این احادیث، فضائل و صفاتی است که ضرورت دارد فرد معصوم حائز آن باشد، از جمله این صفات: معصوم از گناهان، امین خدا بودن، مطهر از ذنوب و عیوب و ...است. با بررسی های انجام شده ثابت شده است که این صفات به امامان معصوم اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله اختصاص دارد.