یکی از ویژگیهای مهم این کار پژوهشی تلاش برای فراهم آوردن پژوهشی منظم در زمینه تربیت سیاسی و منبع قرار دادن نهج البلاغه به عنوان یکی از غنی ترین منابع در حوزه معارف سیاسی و اسلامی شیعه است. مسئله اصلی پژوهش، استخراج و تدوین اهداف، اصول و روشهای تربیت سیاسی بر مبنای نهج البلاغه است.
این تحقیق، جنبه نظری دارد و روش پژوهشی آن، توصیفی ـ تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات، کتـابخانه ای است. مهمترین اهداف تربیت سیاسی بر مبنای نهج البلاغه عبارت است از: رساندن انسان به آزاد اندیشی، ایجاد امنیت و صلح، پرورش روح عدالت خواهی و توسعه آموزش و پرورش.
مهمترین اصول تربیت سیاسی بر مبنای نهج البلاغه، عبارت است از: صداقت، مسئولیت سیاسی، شایسته سالاری، حق مداری، وفای به عهد، مدارا، ظلم ستیزی و وحدت
مهمترین روشهای تربیت سیاسی بر مبنای نهج البلاغه عبارت است از: گفتگو و همنشینی با عالمان، محبت، تشویق و تنبیه، نظارت و امانتداری.
یکی از عوامل غیرقابل انکار در سرنوشت انسان، قانون وراثت است. خصوصیّات روحی و اخلاقی همچون ویژگی های جسمانی از طریق عوامل وراثتی (ژن ها) از والدین به فرزندان منتقل می شود. برخی قایل به نقش انحصاری وراثت در تعیین سرنوشت انسانمی باشند، ولی از منظر برخی دیگر، قانون وراثت تنها به منزلة یک بستر است و به نحو اقتضا در اعمال فرد اثر دارد نه به نحو علّیّت تامّه. از این رو، تحت تأثیر عوامل محیطی به خصوص شیوه های تربیتی قابل تقویت یا تضعیف است، مضاف بر آنکه ارادة انسان نیز تأثیر بسزایی در سعید یا شقی شدن او دارد. در این تحقیق تلاش شده تا جایگاه وراثت در سرنوشت انسان از دیدگاه دانش ژنتیک، قرآن و روایات بررسی شود و این نتیجه حاصل شده که عامل وراثت حاکم بر سرنوشت انسان نیست و نقش انحصاری در تعیین آن ندارد و در نتیجه، افراد با هر نوع وراثتی قابل تربیت و مکلّف است و یکی از اهداف بعثت انبیاء نیز تقویت سرمایه های موروثی پسندیده و اصلاح زمینه های موروثی ناپسند می باشد.
پرسش کلیدی این پژوهش، امکان درآمدن حقیقی مؤمنان به جرگه اهل بیت است. این پژوهش، بررسی دلالتی و سندی حدیث «سلمان منّا اهل البیت» را در پرتو دانش حدیث شیعه، رهیافتی مناسب به سوی پاسخ علمی به این پرسش می داند و نشان می دهد تعبیر «سلمان منّا اهل البیت» در دانش حدیث شیعه، دست کم بخش مشترک چند حدیث است که همگی با کاربرد «اهل البیت» در قرآن، پیوندی کامل دارند. این تعبیر، از نظر واژگانی دارای توا تر است. سند مجموعه احادیثی که این تعبیر در آن ها به کار رفته است، طیف کاملی شامل ضعیف، موثّق، حسن و صحیح را تشکیل می دهند. با این همه، می توان مجموعه احادیثی که این تعبیر در آن ها به کار رفته را از نظر سندی، صحیح و از نظر دلالتی، محکم به شمار آورد. این نوشتار، نشان می دهد رویکرد پیشوایان شیعه به امکان پیوستن مؤمنان به اهل بیت ، اثباتی و ملاک محور است. همچنین، کانون ملاک های مورد نظر پیشوایان شیعه و مهم ترین عنصر قرارگیری سلمان در دایره اهل بیت ، دانش ویژه اوست؛ دانشی که قدر متیقّن آن، آگاهی از ادیان گذشته است.
سؤال اصلی تحقیق حاضر چگونگی مفهوم و مصداق عالم ذرّ (مفاد آیه 172 سوره اعراف) از نگاه تفسیری و فلسفی دو فیلسوف حکمت متعالیه، ملّاصدرا و علّامه طباطبایی، است. در این جستار، به روش توصیفی ـ تحلیلی، پس از طرح دو محور، «هستی شناسی عالم ذرّ» و «وجودشناسی معرفت»، و ذکر مبانی فلسفی آن دو متفکر، چنین نتیجه گیری شده است که از منظر صدرا نفس یا روح قبل از تعلّق اش به بدن در عالم عقول یا در عالم علم الاهی از وحدت عقلی برخوردار، و در این مرتبه از هستی خود همه کثرات نفوس جزئی را به نحو اجمال و بسیط در درون خود واجد بوده است. از دیدگاه وی مصداق عالم ذرّ همین مرتبه از نظام هستی است. از دیدگاه علّامه طباطبایی مصداق عالم ذرّ عالم ملکوت (مثال) است. وی پس از بحث نسبتاً جامعی در باب مفهوم آیه، در ثبوت چنین عالمی با صدرا همراه شده و انسان را دارای مراتب وجودی قبل از دنیا و بعد از دنیا و دارای دو حیثیت ملکی و ملکوتی دانسته و مانند صدرا مراتب عالم هستی را با وجود او منطبق و سازگار می بیند. به طوری که با حفظ وحدت شخصی مراتب وجودی خود را در سه نشئه عقلی، مثالی، و مادی پشت سر می نهد، و برای اکتساب آن دسته از کمالاتی که صرفاً در عالم مادّه می توان به دست آورد، در قوس نزول وارد این عالم می شود و پس از استکمال در قوس صعود به عالم عقل راه می یابد و با عقول عالی متّحد می گردد.
مسئله ای که در این پژوهش مورد بحث قرار گرفته، مهارت مسئله گشایی است. بررسی دقیق مسئله و ابعاد آن و راه حل های مختلف برای حل مسئله، به انسان کمک می کند تا به بهترین راه برای نیل به اهداف خویش دست یابد. این مهارت برای انسان نگاه جامع و گسترده ای فراهم می آورد تا در برخورد با مسائل، خود را برنده احساس کند، بدون اینکه در این میان دیگری بازنده تلقّی شود. با به کارگیری این مهارت، هیچ یک از کسانی که با یکدیگر ارتباط دارند و به دنبال موفقیت هستند، احساس باخت نمی کنند. مراحل مختلف فرایند حل مسئله برای انسان آمادگی طبیعی ایجاد می کند تا با واقع بینی مسائل را بررسی کند و با استرس کمتری راه حل مسئله را بیابد.
این مقاله به روش تحلیل محتوا، از مبانی روان شناختی بهره گرفته و با استفاده از آیات و روایات، مراحل گوناگون مهارت مسئله گشایی را توضیح داده است. یافته ها نشان می دهد که ناتوانی در حل مسئله، پیامد ناآگاهی از خویشتن است. چنان که فرد نسبت به خویش و توانایی هایش آگاه باشد، می تواند با تعریف دقیق مسئله، راه های مختلفی که برای حل آن وجود دارد، فهرست کند و با تنظیم راه حل ها، تصمیم قطعی برای اجرای آن بگیرد و در نهایت، با بررسی و ارزیابی مجدد راه حل انتخابی، مسائل مختلف زندگی خویش را حل نماید.
قرآن کریم دستورالعمل زندگی بشر تا روز رستاخیز است و لذا باید همواره پاسخگوی نیازهای وی باشد. لازمة این غرض، جامعیت و جاودانگی این کتاب است که هر دو لازمة خاتمیتِ نبوت می باشند. یکی از انواع ارتباط با قرآن که اهل بیت(ع) بر آن تأکید داشته و بر لزوم آن تصریح نموده اند، استنطاق است. «به نطق آوردن کلام الهی» یعنی حضور جدی این متن صامت در جوامع بشری، و حلّ معضلات و دغدغه ها، و ایفای نقش. استنطاق به معنای «عرضة سؤالات به قرآن و دریافت پاسخ» امری فراتر از تفسیر ترتیبی، تفسیر قرآن به قرآن، و تأویل قرآن است و با آن ها تفاوت ماهوی دارد. چه، این تعامل ها از متن قرآن آغاز می شود ولی شروع استنطاق، از متن جامعه و مشکلات آن است.
با این وجود، تفسیر به رأی نیز نیست، زیرا مستنطق با سؤال به سراغ قرآن می رود، نه با جواب. از سوی دیگر، اگرچه سطح اعلای استنطاق خاصّ اهل بیت(ع) است، ولی به دلائل متعدد، منحصر در ایشان نمی باشد. این پژوهش ضمن پرداختن به میزان کاربرد روائیِ واژة استنطاق به طور کلی و نیز استنطاق قرآن، با اشاره به نظریة شهید صدر در تفسیر موضوعی، مسائل مرتبط را با روش تحلیلی-توصیفی مورد دقّت قرار می دهد.
یکی از استنادات محکم حضرت زینب سلام الله علیها در همه شرایط، آیات نورانی وحی است. این استنادات بیشتر در دو خطبه مهم کوفه و شام نمود پیدا کرده است و به صورت انعکاس آیه ای از قرآن یا بخشی از آیه و یا مفهوم آن نمایان می-شود. مقام والای معنوی و عرفانی و پرورش یافتن در مهبط وحی، عامل مهمّی شد تا قرآن کریم در کلام رضیعه وحی متجلّی و نمایان گردد. بر همین اساس، این جستار می کوشد به بررسی تجلّی آیات قرآن در دو خطبه کوفه و شام بپردازد و از این رهگذر تصویری از تجلّیات قرآنی را در کلام او منعکس کند.