دستیابى به جامعه مطلوب و آرمانى که انسان را به سعادت برساند، همواره اندیشمندان را به ترسیم آرمان شهرهایى واداشته است. در این میان، ترسیم جامعه اى مطلوب که منشأ وحیانى داشته و به دور از خیال و قابل تحقق باشد ضرورى به نظر مى رسد. روش این پژوهش، توصیفى اسنادى است و براى تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. یکى از مؤثرترین روش ها براى ادراک کل جامعه این است که نهادهاى اصلى آن و مناسبات موجود میان آنها را مورد توجه قرار دهیم. ارائه شاخصه هاى جامعه مطلوب در قالب نهادهاى اجتماعى از دیدگاه امام سجاد علیه السلام از اهداف این تحقیق به شمار مى رود.
جامعه آرمانى از دیدگاه امام سجاد علیه السلام، جامعه اى است که در آن روابط انسانى در درون نهادهاى اجتماعى براساس ارزش هاى الهى شکل مى گیرد و حرکت در مسیر بندگى خداوند مهم ترین ویژگى این جامعه مطلوب مى باشد.
از مقلّد تا محقّق فرق هاست
کاین چو داود است وآن دیگر، صداست
قرآن کریم ، روایات معصومین (ع) و حکیمان مسلمان، با طرح نقشه راهِ دانش پژوهی -از تقلید تا تحقیق-، علو همت، پویایی، اشتیاق به فراگیری، پاسداشت حرمت استاد، تفقه وتدبر، زمان شناسی ونوگرایی، خلاقیت وابتکار و...، را از مهم ترین محرک های رسیدن دانش پژوه به افتخارات علمی می دانند و از این طریق او را از جمود وخمودگی، دون همتی، قناعت در کسب معرفت، حیا از پرسش گری، هراس از اظهارنظر علمی، همیشه شاگرد و مقلد ماندن و...، باز می دارند. واضح است که تحقق کامل این نقشه و عبور از مرحله تقلید و رسیدن به مرحله جویای علم بودن و نشستن بر اریکه تحقیق وتولید علم کردن، علاوه بر سعی و اهتمام خود دانش پژوه، همت و تدبیر مشفقانه خانواده و جامعه- به ویژه استادان فرزانه و مسئولان مربوط- را نیز می طلبد.
در رابطه با این مسأله که چه عامل بیرونی باعث تکامل جوامع انسانی می شود، جامعه شناسان مارکسیسم اقتصاد را عامل تکامل می دانند. با تحلیل آیه 213 سوره مبارکه بقره مى توان، عامل اصلی تکامل جوامع را دریافت و به ترسیم مراحلی برای سیر تاریخی تکامل جوامع بشری و نقد نظریه محقّقین اجتماعی غرب پرداخت. بر مبنای این آیه شریفه، سیر تاریخى جوامع بشرى از وحدت به اختلاف، بعثت پیامبران (ع) عامل اصلی در تاریخ تکامل بشری و باور توحیدی عنصر ارزنده تحقّق یافتن وحدت انسانی در مراحل تاریخ می باشد. تفاوت نظریه مارکس که عنصر اصلی تحوّل اجتماع را اقتصاد می داند با نظریه مبتنی بر قرآن و واقعیّت تاریخ، لحاظ نکردن عنصر عقیده، توحید و نقش سازنده پیامبران (ع) در مراحل تاریخی تکامل جوامع بشری است. بنابراین سیر حرکت و تکامل تاریخ را می توان مطابق با واقع و بر محور ظهور انبیای صاحب کتاب دسته بندی نمود، نه صرفاً بر مبنای اقتصاد.
پیشینة استشهاد به آیات قرآن کریمسابقه ای دیرینه دارد و از همان آغاز نزول قرآن، خود پیامبر (ص)، حضرت فاطمه (س)و ائمّة اطهار (ع)در سخنان خود به آیات قرآن کریماسشتهاد می کردند و در واقع، بعد از نزول قرآن کریمنیز شاعران و نویسندگان در آفرینش آثار ادبی خود، شیوه های بیانی قرآنرا الگوی کار خود قرار دادند و از الفاظ و اندیشه های قرآنی در آثار خود بهره جستند. از آنجا که بعد از پیغمبر اکرم (ص)، دیگر ائمّة اطهار (ع)مفسّر و مبیّن قرآن کریمهستند و از شاخصه های کلام ایشان، استشهاد به آیات قرآنو به کار بردن تعبیرهای قرآنی است. لذا ضرورت پژوهش برای گونه شناسی اقتباس های ائمّه از اهمیّت بیشتری برخوردار است. در این میان، خطبة فدکیّه یکی از رساترین خطبه های حضرت فاطمه (س)در باب غصب «فدک» بوده که سرشار از آیات و اشارات قرآنی است.آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد، پاسخ تفصیلی به این پرسش است که گونه های استشهاد و اقتباس های قرآنی حضرت زهرا (س)در خطبه فدکیّه به چه صورت بوده است.
زین الدین بن علی عاملی(م 965) معروف به شهید ثانی از رجالیان بزرگ شیعه در دوره متأخر است. آرای رجالی این دانشمند را می توان در تعلیقات ارزشمند او بر کتاب خلاصه الاقوال علامه حلی جست وجو کرد. وی از پژوهشگران برجسته اخبار، و در دو عرصه رجال و حدیث صاحب نظر بوده است. در بررسی حال راویان، استقلال رأی عالمانه شهید ثانی مشهود است. شهید ثانی از ناقدان برجسته رجال است که با احتیاط و دقت نظر، روایات و راویان را مورد بررسی قرار داده است. ایشان گاه جنبه های جرح و ضعف راویان را بر تعدیل و تقویت آنان مقدم دانسته است. سندمحوری، سخت-گیری در توثیق راویان و کم توجهی به قرائن صحت حدیث، نمونه هایی از این مواضع سخت گیرانه است؛ البته در تعدیل این دیدگاه نباید از اندیشه هایی همانند توجه به وثاقت اصحاب اجماع و نیز مشایخ اجازه و یا عدم اشتراط ایمان و ضبط غفلت کرد. به هر حال، در نظر داشتن همه جنبه های فکری این رجالی بزرگ ما را به داوری منصفانه در این باره رهنمون می سازد.
بازشناسی مکی از مدنی خواه سوره باشد یا آیه، درباره اسباب النزول، همچنین در زمینه هایی مانند شناخت ناسخ و منسوخ، مطلق و مقیّد، عام و خاص و مانند آن ها سودمند است. از این رو در گذرگاه تاریخ، پیوسته محققان تلاش کرده اند سوره های مکی را از مدنی بازشناسند. در تشخیص مکی یا مدنی بودنِ بیش از سی سوره میان محققان، از جمله جلال الدین سیوطی اختلاف نظر وجود دارد. او درکتاب الاتقان فی علوم القرآن، برای اثبات عقیده خود به روایاتی استناد کرده که در کتب روایی و تفسیری اهل سنت ذکر شده است. در این جستار، با بررسی اسناد و متن این روایات، نشان داده شده است که این روایات هم از لحاظ سند و هم از جهت محتوا با ضعف های جدّی روبه رو هستند.
مقاله حاضر به یکی از مسایل إلاهیات اجتماعی با عنوان تمثیل های جامعه شناسانه پرداخته است. إلاهیات اجتماعی به رشته ای اطلاق می شود که تلاش می کند تا نقطه نظرات و دیدگاه های رهبران دینی (خداوند، پیامبران و امامان) در زمینه حیات اجتماعی انسان و مسایل و لوازم و عوارض ذاتی و عرضی مرتبط با آن را از طریق پژوهش در متون دینی روشن سازد.
این قبیل پژوهش ها به غایت ضروری و با اهمیّت اند زیرا دیدگاه رهبران دینی برای بهبود زندگی جمعی مان را به ما می آموزند و تکمله ای بر پژوهش های فلسفی (فلسفه اجتماع) و پژوهش های تجربی (جامعه شناسی) محسوب می شوند. این پژوهش ها در عین حال می توانند، گامی در مسیر دستیابی به نظریه اجتماعی اسلامی در نظر گرفته شوند.
تحقیق در مسئله تمثیل های جامعه شناختی در متون دینی کاری نو و بی سابقه است. در این تحقیق، سه دسته از تمثیل ها در قالب تمثیل های اندام واره ای، تمثیل های مکانیکی و تمثیل های میدانی، استخراج و شرح داده شده اند. اگرچه این تمثیل ها، در متون اسلامی متعدّدی موجود بوده اند، ولی هیچگاه با رویکردی جمعی و جامعه شناسانه مورد بررسی قرار نگرفته اند. نوآوری مقاله حاضر نیز در همین نگرش جامعه شناسانه به این متون و شرح و توضیح آنها می باشد. این تحقیق و نظایر آن، پای متون اجتماعی اسلام را به زندگی روزمرّه جمعی ما باز کرده و زمینه بهره گیری از آنها در بهبود اوضاع و شرایط مختلف اجتماعی را فراهم می آورند. تعدّد و تکثّر تمثیل های جامعه شناختی در متون دینی در عین حال حاوی این نکته است که حیات اجتماعی انسان دارای واقعیتی کاملاً غامض، مبهم، و پیچیده است که تنها از طریق تشبیه و تمثیل و استعاره می توان از موجودیت آن پرده برداشت.
حُزن و اندوهِ شدید و مداوم، از جمله بیمارى هاى روحى و اخلاقى است که آسیب هاى گوناگونى را در جسم، جان و رفتار آدمى بر جاى مى گذارد. درمان این بیمارى، از دغدغه هاى اندیشمندان علوم اسلامى و پژوهشگران روان شناسى بوده است. از منظر قرآن و حدیث نیز، یکى از راه هاى از میان بردن حُزن در زندگى، «توکّل به خدا» معرفى شده است.
پرسش اساسى این است که توکّل، چگونه باعث برطرف شدن حُزن و افزایش شادکامى انسان در سختى هاى زندگى مى شود؟ مقاله حاضر با روش کتابخانه اى و تحلیل محتوا، به تبیینِ مفهوم توکّل و کاربرد آن در «حُزن زدایى» مى پردازد و پس از مطالعه و بررسى متون اسلامى (قرآن و حدیث) به این نتیجه مى رسد که توکّل و اعتماد به خداوند، با تغییر و اصلاح شناخت آدمى در حوزه هاى عاطفى و رفتارى انسان تأثیر مى گذارد که حاصل آن، صبر در ناملایمات، زهد در تمایلات و شادابى و تلاش در کارها خواهد بود. نتیجه اینکه براى رهایى از اندوه، باید «توکّل به خدا» را در انسان ها به وجود آورد.