چگونگی جمع قرآن در شمار مسائلی است که میان پژوهشگران علوم قرآن همواره مطرحبوده است. برخی بر این باورند که قرآن، نخستین بار در زمان ابوبکر، توسط زیدبن ثابتتدوین شد. اما حتی از نوشته های محققان اهل سنت و تصریحات آنان نیز به دستمیآید که قرآن در عصر پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله به طور کامل نوشته شد. آن حضرت و عده ای ازصحابه، از جمله کاتبان وحی، دارای قرآن کاملی بودند که در آن، آیات هر سوره به طورمنظم مرتب شده بود. پس، تلاشی که زید به دستور ابوبکر پس از رحلت رسول الله صلیالله علیه و آلهبرای جمع قرآن انجام داد، تنها بازنگاری آیات بود؛ بدین صورت که آیات را از روینوشت افزارهای مختلف جمع کرد و روی اوراق و برگه ها نوشت.
اسماء السور (اسامی سوره ها، نام سوره ها)، در چارچوب طبقات مفاهیم و میدانهای معنا شناختی قرآن کریم و برای نمایاندن خطوط اصلی جهت گیریهای قرآن در زمینه های مختلف پدیدار گشته اند
به گونه ای که نامهای سوره ها مبین مفاهیم عام مطرح در قرآن می باشند و میان این دو ، پیوندی ژرف و نمادین وجود دارد.
در این مقاله تنها به شماری از نام سوره ها که در طبقه عقیده و مکتب فکری می گنجیده اند، به ترتیب ذیل پرداخته ایم:
1- مقدمه : در مقدمه به جایگاه نام سوره در قرآن کریم و در سوره مورد نظر پرداخته و شمارگان ورود آن در هر دو جا یادآوری شده است.
2-طبقه بندی نام سوره بر اساس وجه تسمیه قرآنی آن ، در این بخش طبقه بندی خاصی از نام سوره ها به دست داده شده که امری نو، و بر آیند استنباط و استنتاج نگارنده است.
3-طبقه بندی مفهومی : در این بخش ، دلیل یا دلایل گنجاندن نام سوره های منتخب در میدان معنا شناختی عقیده و مکتب فکری برشمرده شد.
4-تجزیه و تحلیل مفهوم ، مفهومِ اصلی و محوری موجود در ماده ( ریشه ) نام سوره ها را در پژوهشی فقه اللغه ای (An Etymoloical search) برنمایانده ایم، و به تجزیه و تحلیل مفهوم نام سوره پرداخته ایم.
نگاه به گروههای نام سوره ها به عنوان اعضای طبقات و میادین معنی شناختی معین و تعلق
هر گروه به یک میدان معنی شناختی خاص، فلسفه نامگذاری، معانی و پیامهای موجود در این نامها را آشکار می کند و پیوند خواننده را با قرآن کریم گسترده تر و ژرف تر می سازد.
مصاحف عثمانی در تاریخ اسلام و قرآن دارای جایگاهی در خور توجه است. در میان این مصاحف آنچه تاکنون به جای مانده مصحفی است که هم اکنون در «موزة تاریخ تاشکند» پایتخت ازبکستان نگاهداری می شود و احتمالاً مصحف شخصی خود عثمان می باشد. در این مقاله فشرده ای از گزارش مربوط به پیشینة نگارش آن و نیز سرگذشت جابه جایی آن از مدینه تا سرزمینهای دیگر و سرانجام به تاشکند، مورد گفتگو قرار گرفته است و در لابه لای آن کوتاه سخنی دربارة شیوة نگارش خط عربی و ورود آن به سرزمین حجاز و تحول و تطور آن نیز بحث شده که باید آنرا بخثی استطرادی و تطفلی تلقی کرد. لکن با استناد به برخی منابع تاریخی- اصل گفتگو پیرامون سرگذشت مصحف منسوب به عثمان در تاشکند دور می زند که اطلاعات مجمل و کوتاهی را در اختیار ما قرار می دهد.