علم اصول دانشی گرانسنگ و در خدمت فهم متون دینی است؛ اما از سوی دیگر این دانش اعتبار و حجیت خود را وامدار قرآن کریم می باشد. آیات قرآن، در اعتبار بخشی و حجیت این دانش، از نقش و تاثیری ویژه برخوردار می باشند. این نقش را باید در قالب مبناسازی ملاحظه نمود که «آیات الاصول»، تجلی این مبناسازی به حساب می آیند.
بررسی به عمل آمده نشان می دهد که به رغم اهمیت شناسایی، گرد آوری و تحلیل این بخش از آیات، تا کنون پژوهش فراگیر و جامعی در این خصوص انجام نپذیرفته است. افزون بر آن، تامل در این حوزه این نتیجه را بدست می دهد که استفاده از آیات اصولی در بستر تاریخ اسلام از روندی رو به رشد برخوردار نبوده است. این مقاله ضمن ارائه تاریخچه ای از بهره مندی عالمان اصولی از قرآن کریم در مقام استناد و استدلال، کارآمدی رهنمودهای قرآنی را در مورد اصاله البرائه به عنوان نمونه نشان خواهد داد.
چکیده :
در این مقاله به بررسی و نقد انگیزههای منع نگارش حدیث پس از رحلت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله پرداخته شده و از ده عامل و انگیزه آن نام برده شده است. وجود روایات نهیکننده، جلوگیری از نشر احادیث غیرمعتبر، بیم اختلاط حدیث با قرآن، نگرانی از به وجود آمدن کتابی در کنار کتاب خدا، ترس از سرگرم شدن مردم به غیر قرآن، نگرانی از کم یا زیاد شدن احادیث، پیشگیری از تشدیدو گسترش اختلاف و عدم آشنایی محدثان با کتابت، از جمله مواردی است که دانشمندان اهل سنّت برای توجیه منع نگارش حدیث توسط خلفا به آن تمسّک جستهاند.
نویسنده مقاله برآن است که محققان شیعه هیچیک از عوامل دهگانه را موجه ندانستهاند، بلکه این ممنوعیت تنها یک فرمان حکومتی در جهت رسیدن به اغراض خاص سیاسی است تا اهل بیت علیهمالسلام را از مدار حکم و حکومت خارج کنند.
در نگاه قرآن «تفکر» از چه جایگاه و ارزشی دارد و منابع آن کدامند؟ این نوشتار پس از مفهوم شناسی واژه «تفکر» ابتدا به بررسی کاربردهای این واژه در قرآن، به ترتیب نزول سوره ها و سپس تحلیل محتوایی آن آیات، همت گماشته است. در گام دوم نیزآیات از زاویه شناخت منابع تفکر، مورد تحلیل قرار گرفته و در یک دسته بندی دقیق، منابع تفکر از دیدگاه قرآن معرفی شده اند. در پایان به منظور پرهیز از خطای رایج در برخی از تراجم و تفاسیر قرآن که «تعقل» را مترادف با «تفکر» پنداشته اند، به بیان تفاوت اساسی میان آنها پرداخته شده است.
دکتر نصر حامد ابوزید از دگراندیشان دینی است که در زمینة مسائل علوم قرآنی، از جمله پدیدة اختلاف قرائات، دیدگاه هایی بعضاً متفاوت از آرای پیشینیان عرضه کرده است. این مقاله بر آن است تا با بهره گیری از روش کتابخانه ای و اَسنادی و با نگاهی تحلیلی سیر قرائت پژوهی ابوزید را مرور کرده و برخی چالش های موجود در آن را به نقد و ارزیابی بنشیند. وی اختلاف قرائات را در پیوند با سرشتِ الفاظ قرآن مورد مطالعه قرار داده، توجیه عقلی اختلافات قرائات را در دیدگاه اشاعره مبنی بر حدوث و قِدم قرآن و توجیه نقلی آن را در احرف سبعه میجوید و ضمن اعتقاد به جواز قرائت به معنا، تثبیت قرائات را ناشی از دخالت تعصب قُرشی میداند. دیدگاه های وی به دلیل تعارضات درون مجموعی و برون مجموعی مخدوش و گاهی نیز برگرفته از آرای مستشرقان است.
این سکیت اهوازی از امام رضا(ع) سوالاتی درباره اختلاف ماهوی معجزات انبیاء کرده است. در این نوشتار دیدگاه آن بزرگوار درباره شرایط متغیر زمان و اینکه باید معجزه متناسب با آن شرایط باشد مورد بررسی قرار می گیرد. بر حسر شرایط متغیر زمان معجزه حضرت موسی ابطال سحر ساحران و معجزه عیسی درمان بیماران و زنده کردن مردگان و معجزه پیامبر اسلام(ص) قرآن بود. قرآن معجزه ای است باقی و جاودانی و کلامی است که همواره پاسخگوی عقول پیشرفته و مترقی انسانهاست.