یکی از راههای به دست آوردن تفسیر صحیح آیات قرآنی و فهم مراد خداوند، دانستن معنای دقیق و صحیح واژگان قرآن است.یکی از مفسّرانی که بدین مهم پرداخته، طبری است.تفسیر وی به علت نزدیکی او به عصر نزول و شناخت عمیق او از زبان عربی، از منظر لغت شناسی جایگاه ویژهای دارد.
در این مقاله تلاش شده است «بیانات لغوی طبری» و «مستندات طبری»، مورد بررسی تطبیقی قرار گیرد.
قرآن کریم آخرین وحى الهى است که براى هدایت انسان به کمال مطلوب از سوى خداوند نازل شده است. این کتاب آسمانى براى هدایت انسان، از روش هاى گوناگونى استفاده مى کند. یکى از این روش ها، «یادکرد نعمت هاى دنیوى و اخروى» است. یادکرد نعمت ها ممکن است از راه ها و مجارى گوناگون در هدایت انسان مؤثر باشد. یکى از این مجارى بینش انسان است. حال این سؤال مطرح است که از نگاه قرآن کریم، یادکرد نعمت ها چگونه نقش هدایتى خود را ایفا مى کند. این مقاله در پى یافتن پاسخ مناسب به این پرسش است و هدف آن فراهم کردن زمینه مناسب براى استفاده از روش یادکرد نعمت ها در هدایت افراد توسط هادیان جامعه است. روش گردآورى اطلاعات، اسنادى و فیش بردارى و استفاده از تفاسیر معتبر است و روش پردازش اطلاعات به شکل توصیفى تحلیلى و به روش تفسیر موضوعى روشمند است. این پژوهش نشان مى دهد تأثیرگذارى یادکرد نعمت ها بر بینش انسان، از راه اصلاح باور به وجود خداوند، باور به احسان خداوند و اصلاح باور درباره اهداف متعالى، ارزش ها، دنیا و مقام تقواست.
خداوند در سورة مبارکه واقعه پس از اینکه انسان ها را به سه دستة «اصحاب المیمنه»، «اصحاب المشئمه» و «سابقون» تقسیم میکند، میفرماید گروه زیادی از سابقون از اولین بوده و اندکی از آن ها را آخرین تشکیل میدهند. تفاسیر به بیان مصداقی این مفاهیم و تبیین اولین و آخرین با معیار زمانی پرداخته اند که لازمة این اقوال تقلیل سابقون در گذر زمان بوده است.
در آموزه های قرآنی و روایی، اولین، کسانی هستند که در پرتو ایمان به خدا و توحید، استعداد و ظرفیت های خود را شکوفا کرده و به فعلیت میرسانند، لذا اکثریت سابقون و اصحاب المیمنه را تشکیل میدهند، اما آخرین که اقلیت سابقون را تشکیل میدهند، با اینکه روحیه و ظرفیتی مانند اولین ندارند، لکن دسترسی به مقام سابقون برای آن ها غیر ممکن نیست و میتوانند در راستای عبودیت خداوند به این مقام نائل گردند. در این پژوهش، بیان مصداقی این اصطلاحات در آموزه های قرآنی و روایی جهت شناسایی روحیة سابقون مورد بررسی قرار گرفته است.
از دیدگاه بسیاری از مفسران، عبارت «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ» در آیه نودوچهارم سوره حجر، حاکی از فرمان الهی به پیامبر (ص) در سومین سال بعثت بوده و بر علنی کردن دعوت به اسلام پس از مرحله مخفیانه آن دلالت دارد. مفسران غالباً با تکیه بر معنای واژه ها، استناد به سیاق آیات و بر اساس روایات نقل شده، بر این نظر تأکید می ورزند. این در حالی است که با تأمل در دیگر آیات قرآن، توجه به بحث تاریخ گذاری سوره ها و اشکال های وارد بر احادیث مورد استناد، می توان این دیدگاه را نقد کرد. برخی معتقدند که دعوت رسول خدا (ص) از آغاز نبوت، آشکار، اما با رعایت احتیاط در تشکیل اجتماعات اسلامی برای حفظ جان صحابه بوده است. اما با توجه به سیاق سوره، می توان گفت این آیات به جهت دلداری و تثبیت پیامبر (ص) در ادامه مسیر دعوت نازل شده اند؛ امری که در موارد متعدد دیگری در قرآن کریم مسبوق به سابقه است. علاوه بر این، می توان آیات را با توجه به روحیه مدارای رسول اکرم (ص) و موارد مشابهی که در قرآن آمده، تحلیل کرد.
تعریف، سویهها و عوامل خشونت از زوایاى گوناگون از نگاه آیات قرآن مورد بررسى قرار گرفته است. نویسنده، پس از اشاره به پیشینه خشونت در گذشته و امروز، سویههاى خشونت را از زاویه رفتار فردى، قلمرو اجتماع و قلمرو حکومت با استناد به آیات قرآن مورد بررسى قرار داده است. سپس به نقد و بررسى تعریفهاى گوناگون از خشونت پرداخته و پس از تعریف دقیق آن به نافرمانى خداوند و اقدام علیه جسم، جان، شرف، مال، حقوق طبیعى، فطرى و موضوعى خود، دیگران، هویّتها، نهادهاى اجتماعى و جوامع انسانى به معنىشناسى واژه «ظلم» به عنوان واژه کلیدى ترسیم کننده خشونت درنگره قرآنى اشاره کرده و خشونتهاى فردى، خشونتهاى خانوادگى، خشونتهاى اجتماعى، ربا خوارى، سرقت، استهزاء، غیبت، دشنام، طعن و... و خشونتهاى حکومتى را به تفصیل با استفاده از آیات قرآن مورد بررسى قرار داده و در پایان نیز، فراخناى مفهومى ظلم را بیان کرده است. نویسنده معتقد است عدالت و ستم برروى هم معیار بازشناسى خشونت از غیر خشونت است، به این معنى که هر رفتار، گفتار و عملکردى که در قلمرو مفهومى ظلم و ستم قرار گیرد، عمل خشونت بار است، چنان که تمامى آن دسته از گفتارها و رفتارها و باورهایى که در چار چوب مفهومى عدالت بگنجد، خشونت به حساب نمىآید، هر چند که با شدت عمل، زجر و رنج همراه باشد. از سوى دیگر، تمامى زمینهها و عواملى که در تعامل و روابط انسانها با خود، دیگران، روابط دولت، ملت و یا روابط بین المللى باعث رویکرد و رفتار ستمگرانه و ظالمانه مىشود، همان زمینهها و عوامل، اسباب رویکرد به خشونت نیز هستند.
تحریف به معناى تغییر است. به گمان بسیارى از دانشوران شیعه و سنى، در تورات و انجیل ـ یا دستکم تنها در تورات ـ تحریف راه یافته است. مستند بسیارى از اینان آیات قرآن کریم است. سخن از تحریف تورات و اناجیل موجود، امرى نامعقول است؛ با این حال، تحریف تورات و انجیلِ اصیل از ظاهر برخى آیات قرآن کریم برمىآید. هدف این نوشتار بررسى آیاتى است که بسیارى از مفسّران شیعه و سنى بر پایه ظاهر آنها، به تحریف آن دو کتاب آسمانى یا یکى از آنها نظر دادهاند. نگارنده با مراجعه به این آیات و جستوجو در متون تفسیرى شیعه و اهلسنّت، به بررسى این مسئله پرداخته است. بر اساس این پژوهش اغلب آیات بر این ادعا دلالتى ندارند و تنها در یک آیه با کمک روایات شأن نزول مىتوان ادعاى یادشده را ثابت کرد.
نویسنده تفسیر فی ظلال میان آیات قرآن ارتباط میبیند و این ارتباط را با عناوینی چون موضوع، هدف، جو، محور و شخصیت بیان میکند. یکی از عوامل ارتباط میان آیات، موضوع سوره است. سید قطب موضوعی مداری سورههای قرآن را باور دارد و در جای جای تفسیر خویش برخی سورهها را تک موضوع و شماری را چند موضوع معرفی میکند. عامل دیگر پیوند آیات، غرض سوره است. نویسنده تفسیر فی ظلال هدفمندی سورههای قرآن را پذیراست و بسیاری از سورهها را تک هدف و برخی را چند هدف میخواند. جو سوره یکی دیگر از عوامل ارتباط میان آیات است. سید قطب هر سوره را دارای یک جو میداند و این جو را حاکم بر تمامی آیات یک سوره میشناسد. محور و شخصیت سوره از عوامل دیگر پیوند میان آیات معرفی شده است.
به باور سید قطب موضوع مداری، هدفمندی، جو، محور و شخصیت سوره منوط به نزول دفعی نیست، بلکه در صورت نزول تدریجی سوره نیز مباحث یاد شده در خور بحث و بررسی است. نام سوره و مکی یا مدنی بودن آن از نشانههای مهم موضوع شناسی سوره است. سید قطب شناخت آیات مکی و مدنی و اعجاز قرآن را از فواید اصلی بحث پیوند آیات معرفی میکند. شوط، جوله، مقطع، موج، درس و شطر از عناوینی است که سید قطب برای دسته بندی آیات سورههای قرآن سود میبرد.