فهم گزارهها و مسائل هر علمى بر مبانى و قواعد خاصى استوار است که در اصطلاح، «منطق فهم» نامیده مىشود. پژوهش حاضر که درصدد بررسى منطق فهم روایات تفسیرى در المیزان است، آن را از نظرگاه مفسّر بزرگ، علامه طباطبایى(ره)، در بعد مبانى عقلى به تحقیق کشیده و منطق مذکور را در حوزه عصمت اهلبیت علیهمالسلام در فهم و تفسیر قرآن، عدم تعارض آن با مسلمات عقلى، زبان عرفى داشتن روایات تفسیرى، وحدت منشأ در آیات و روایات و عدم تناقض درونى روایات تفسیرى بررسى نموده است.
نویسنده در این نوشتار به نقد و بررسی کتاب التفسیر و المفسرون دکتر ذهبی از دو جهت اقدام میکند: اول؛ از جهت روششناختی به خلط روش تفسیر به رأی با روش اجتهادی میپردازد. سپس خلط تفسیر عقلی و علمی را در این کتاب، تبیین میسازد و دیدگاه ذهبی را در مورد روش تفسیر علمی مورد انتقاد قرار میدهد. در نهایت به خلط روش و عقاید معتزله و شیعه توسط دکتر ذهبی اشاره و مواردی از آنها را برمیشمارد. دوم از جهت مبانی تفسیر؛ منابع تفسیر شیعه و اهل سنت را از نظر ذهبی ذکر و مورد نقد و بررسی قرار میدهد. در این بخش به موضوع نسبت تحریف قرآن به شیعه میپردازد و در ادامه جایگاه اهلبیت(ع) را در تفسیر تبیین میسازد.
این نوشتار پژوهشی است درباره ی آشنایی با آیات احکام قرآن و کیفیت بهره گیری از آن . نگارنده بعد از مقدمه ای کوتاه این مقاله را بر دو بخش قرار داده است ؛ بخش نخست درباره ی اموری است که انسان را با آیات احکام قرآنی آشنا می کند ؛ مانند : آمار این آیات ، معرفی کتابهای مربوط به آن ، دسته بندی این آیات به آیات مربوط به عبارات ، معاملات ، آیات خاص و عام و آنچه مربوط به این دسته بندی می باشد . در بخش دوم مقدمات حکمت را به طور فشرده بیان می کنیم . بحث مبهمات را مطرح می کنیم . بحث مبهمات را مطرح نموده و موصولات را با شیوه ای ابتکاری از صلاحیت اطلاق خارج دانسته ایم