انسان به لحاظ اینکه توان مشاهده بعد غیرمادی خود و این جهان را ندارد، مرگ را نیز که واسطه جهان مادی و مجرد است نمی تواند درست درک کند. ازاین رو، نیاز به کسی دارد که بر هر دو جهان اشراف داشته باشد. خداوند متعال در قرآن کریم از این واقعه و چگونگی آن خبر می دهد. به اعتقاد شیعه، افزون بر این، پیامبر گرامی اسلام(ص) و امامان معصوم(ع)دارای این ویژگی می باشند. امام سجاد(ع)، در ضمن دعاهای خود، واژگانی درباره مرگ به کار می برد که فهم رابطه روشمند آنها با یکدیگر ساختار درونی معنای مرگ (حرکت بودن) را آشکار می کند. آن واژگان عبارت اند از: «خُرُوجِ الْأَنْفُسِ مِنْ أَبْدَانِهَا» [دلالت داردکه مرگ نوعی حرکت است]، «اجل» [که مبدأ این حرکت را نشان می دهد]، «المصیر الیک » و «لقاء» و «اللّحاق بک» [که بر منتهای آن دلالت می کنند]. عبارت «خروج نفس از بدن» و واژه «تَوَفَّی» نیز دلالت می کند که متحرک حرکت مرگ نفس انسانی است. قید انسان به این منظور است که این مرگ مختص انسان است و حیوان غیرانسانی و گیاه و غیرجاندار را شامل نمی شود. محرک اصلی این حرکت ذات باری تعالی است که فرشته مرگ به امر و قدرت الهی به انجام آن مبادرت می ورزد. در این مختصر، برآنیم فقط با تحلیل واژگان مترادف «موت»، حرکت بودن مرگ را اثبات نموده، تمامی ارکان حرکت را برآن تطبیق دهیم
کیفیت استغراق حضرت یوسف × در محبت خداوندی و بهره وری از آن در عرصه های زندگی برای الگوگیری جوانان بسیار حائز اهمیت است. این تحقیق به دنبال دستیابی به مفهوم دقیق واژه های ربّ و برهان در آیه « وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْلا أ َنْ رَأی بُرْهانَ رَبِّهِ » و نیز بازشناسی برخی از روایات ضعیف واردشده در برخی از تفاسیر در تفسیر آیه و پرهیز دادن از تفاسیر نادرستی است که به عصمت و اخلاق عملی فرستاده خدا خدشه وارد می نماید. از مهم ترین یافته های تحقیق حاضر عبارتند از: روایات مورد استفاده در برخی از تفاسیر از نظر سند و محتوا مخدوش است. برخلاف نظر برخی از مفسران که معنای «رب» را «عزیز مصر» دانسته اند، معنای صحیح «ربّ»، «پروردگار عالم» است. همچنین منظور از «برهان ربّ»، عصمت و تقوای الهی است که ریشه در نگاه توحیدی یوسف × دارد.
اعتقاد وهابیان به حجیت ظواهر آیات و روایات و برداشت از آنها بر این اساس ، دلیل اصلی نوع تفکر و عملکرد و مخالفتشان با سایر مسلمین است. استناد این فرقه به آیات قرآن و شیوه استدلالشان نیاز به تحلیل و بررسی دارد ؛ از این رو نقد استنادات آنها به آیات الهی می تواند در جهت شناخت این تفکر و شیوه های استدلال آنها مؤثر باشد. استفاده از نظرات پژوهشگران حوزه دین و مفسرین و محدثین شیعه و سنی در رد و تعدیل تفکر وهابی و بیان تفسیر دقیق و صحیح از آیات توحیدی در این زمینه کارساز و راهگشا خواهد بود چراکه مبنا در این نقد نه ظاهر این آیات بلکه تبیین و تطبیق آنها با سایر آیات قرآن و روایات صحیح است. بررسی دیدگاه وهابیون درمورد مفاهیمی همچون توحید و شرک و مصادیق آنها و همچنین مفهوم عبادت و چگونگی تطبیق این مفاهیم با آیات توحیدی و برداشت از آنها بر مبنای ظواهر آیات بدون درنظر گرفتن حجیت عقلی و توجه به هرگونه تفسیر و تبیین آیات -که خود مبنای قرآنی هم دارد - نمایی از شیوه غلط استدلالی این فرقه به دست می دهد.